|
گفت وگو با دخترى كه در المپياد شيمى مدال طلا گرفت
شرايط براى همه يكسان نيست
|
|
|
سارا بيگى ۱۸ سال دارد. او داراى مدال طلا در المپياد شيمى است. اين دختر جوان با كسب اين مدال و رسيدن به موفقيت، براى كشورش افتخار آفريده است. با او كه فرزند نخست يك پدر نظامى و مادرى خانه دار است در مورد زندگى، تحصيل، آرزوها و چگونگى رسيدن به موفقيتش به گفت وگو نشسته ايم. *** * از چگونگى دوران تحصيلى ات در مقاطع مختلف بگو. دوره ابتدايى را در مدارس دولتى تحصيل كردم و بعد از آن راهنمايى و دبيرستان را در مدرسه فرزانگان گذراندم. * در درس شيمى چه جذابيتى وجود داشت كه شما را به سوى خود كشاند؟ از دوره راهنمايى دروس فيزيك، شيمى و زيست شناسى را به جاى علوم به ما درس مى دادند و من در درس شيمى احساس مى كردم كه با علمى سر و كار دارم كه ملموس است و آن را در زندگى حس مى كردم و برايم جذابيت داشت. در عرصه هاى مختلف آن را مى شود ادامه داد و حس مى كردم اين علم تمامى ندارد و من در اين درس استعداد بيشترى را در خودم مى ديدم. * براى پرورش دادن اين استعداد چه كردى؟ از سال سوم دبيرستان در مدرسه ما كلاس هاى المپياد گذاشته بودند، اين كلاس ها براى ما هم چند جلسه اى برگزار شد كه در آن سرنخى و خطوطى از آنچه را كه در المپياد به آن نياز داشتيم به ما نشان مى دادند و منابع المپياد و سرفصل ها را برايمان روشن مى كردند. از همان زمان بود كه من به مطالعه كتب مختلف در اين زمينه پرداختم و بعد از آن در المپياد شركت كردم. * در مورد چگونگى برگزارى امتحان المپياد بگو. المپياد در رشته هاى مختلف شيمى، زيست شناسى، رياضى، كامپيوتر و فيزيك برگزار مى شود. البته يك قسمت جهانى هم دارد كه هدف اصلى همان المپياد بين المللى است. در مرحله اول كه بهمن ماه هر سال برگزار مى شود، هر ساله تمام دانش آموزان سال سوم دبيرستان در سراسر كشور در آن شركت مى كنند و از ميان تمام آنها ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر انتخاب مى شوند. مرحله سنجش بعد در فروردين يا ارديبهشت ماه برگزار ميَ شود، امتحان به صورت تستى و تشريحى است و از بين اين عده ۴۰ نفر برگزيده مى شوند. اين ۴۰ نفر در دوره دو ماهه آموزشى باشگاه دانش پژوهان مى گذرانند و سپس در امتحان نهايى شركت مى كنند و از ميان آنها ۸ نفر انتخاب مى شوند. سپس براى اين ۸ نفر كلاس گذاشته مى شود كه از آبان ماه است و سه ماه اين دوره به طول مى انجامد و بعد براى المپياد بين المللى از اين ۸ نفر امتحان گرفته مى شود و ۴ نفر از آنان انتخاب مى شوند. * وقتى از بين آن ۸ نفر امتحان گرفتند، فكر مى كردى تو يكى از آن ۴ نفر باشى؟ چون در آن دوره سه ماهه از ما امتحان زياد گرفته مى شد، هر كسى مى توانست خودش را محك بزند. من هم با توجه به نتيجه آن امتحانات احتمال مى دادم كه يكى از ۴ نفر برگزيده نهايى باشم. * از ۸ نفر چند نفرتان دختر بود؟ سه دختر بوديم و در مرحله آخر من تنها دخترى بودم كه برگزيده شدم. * افراد برگزيده از كدام شهرها بودند؟ دو نفر از پسرها اهل همدان، پسر ديگر اهل بابل و من هم كه اهل تهران بودم. * از امتحان المپياد جهانى شيمى بگو. امسال امتحان در تايوان برگزار شد. البته امسال نخستين سالى نبود كه تايوان ميزبان المپياد بود. دو سال قبل تر هم امتحان در تايوان بود، ولى امسال تايوان از نظر امكانات سطح پايين ترى داشت. ما را به يك خوابگاه دانشجويى بردند كه شرايط خوب و مساعدى نداشت، ولى چون شركت كنندگان از كشورهاى مختلف بودند، برايمان جالب بود و جذابيت داشت. سطح امتحان هم خوب بود. با آنچه كه در ايران آموخته بوديم تقريباً هماهنگ بود و ما مى توانستيم به سؤالات جواب بدهيم. از نظر آزمايشگاهى هم بد نبوديم. چون مى دانيد كه امكانات آزمايشگاهى در مدارس ايران كم است، ولى در دوره باشگاه دانش پژوهان با ما از نظر آزمايشگاهى كار كرده بودند. براى همين در آزمايشگاه وسايلى را كه به ما دادند و كارهايى را كه خواستند انجام دهيم، تجربه كرده بوديم. * هر دانش آموز تنها يك بار حق شركت در المپياد را دارد؟ در كشورهاى خارجى تمام بچه ها مى توانند براى چند بار امتحان المپياد بين المللى را بدهند و در المپياد جهانى شركت كنند. براى همين آنها تجربه بيشترى از ما دارند، چون قبلاً هم در آن شرايط قرار گرفته بودند، ولى در كشور ما هر دانش آموز در المپياد شيمى و زيست شناسى فقط يك بار حق شركت دارد. به همين علت اگر شرايط شركت در امتحان براى همه كشورها به همين صورت بود، شايد ما مقام اولى جهان را هم كسب مى كرديم. * امتحان چند ساعت بود؟ ۵ ساعت امتحان تئورى و ۵ ساعت امتحان عملى بود و دو روز بعد از امتحان نتيجه را اعلام كردند. * از احساسى كه هنگام اعلام نتيجه داشتى بگو. هيچ كس از قبل از نتيجه خبر نداشت. ما حتى اساتيدى را كه همراهمان از ايران آمده بودند، نمى ديديم. آنها در قرنطينه بودند، چون سؤالات را ديده و از آنها خبر داشتند. روز اعلام نتايج نمرات را متوجه شديم، ولى از نتيجه خبر نداشتيم. فقط مى دانستيم نمره ۹۰ تا ۱۰۰ مدال طلا، ۸۰ تا ۹۰ مدال نقره و ۷۰ تا ۸۰ مدال برنز مى گيرد. براى همين از روى نمرات مان حدس مى زديم كه چه مدالى مى گيريم. دو نفر از بچه هاى تيم همراه كه مدال نقره گرفتند، امتيازشان نزديك به ۹۰ بود. وقتى مدال من معلوم شد كه طلا است، خوشحال شدم. احساس كردم مسؤوليت سنگينى را كه در برابر كشورم و مردم ايران داشتم با موفقيت زمين گذاشته ام. چون در تمام مدتى كه براى المپياد جهانى پذيرفته شده بودم، تا روز امتحان به مردم ايران و مسؤوليتى كه در برابر آنها داشتم فكر مى كردم. * با خانواده ات تماس گرفتى؟ نه! خانواده ام از طريق تلويزيون و اخبار متوجه شده بودند. امكان تلفن نبود. قبل از امتحان تا آن لحظه امكان دسترسى به تلفن و اينترنت نداشتيم. * كداميك از پسرهايى كه در تيم ايران بود طلا گرفت؟ مجتبى شريف زاده كه اهل بابل بود. * چه امتيازى براى ورود به دانشگاه داريد؟ ۸ نفرى كه مدال طلاى كشورى مى گيرند از دادن كنكور معاف هستند و در هر رشته و دانشگاهى كه بخواهند مى توانند ادامه تحصيل دهند. علاوه بر آن پسرها از سربازى هم معاف هستند. * مى خواهى در چه رشته اى ادامه تحصيل بدهى؟ پزشكى رشته اول من است و از سال دوم چون مى توانم همزمان در رشته ديگرى تحصيل كنم، شيمى خواهم خواند. * چرا پزشكى؟ چون مى خواهم به قشر محروم و مردم كشورم خدمت كنم. * چه آرزويى دارى؟ در رشته پزشكى موفق باشم و به هدفم كه خدمت به قشر محروم است برسم. * اگر پرنده بودى؟ پر مى زدم به جايى مى رفتم كه كسى نباشد. احساس مى كنم بعد از اين همه تلاش، نياز به يك شرايط آرام و راحت دارم.
|