|
از سوى هيأت قضايى صادر شد
|
|
|
|
|
|
|
|
سحرگاه ديروز در بندرعباس صورت گرفت
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
از سوى هيأت قضايى صادر شد
مجازات مرگ براى متهم به آتش زدن نوعروس
|
|
|
گروه حوادث: هيأت قضايى دادگاه كيفرى استان تهران، مردى را در به آتش كشيدن نوعروس خود مجرم شناخت و به مجازات مرگ محكوم كرد. اين مجازات درحالى صادر شد كه مرد جوان اصرار داشت مرگ همسر جوانش به خواسته خود وى بود. بنا به اين گزارش، شامگاه ۱۱ ديماه سال ۸۲ مردى پيكر نيمه جان و سوخته همسرش را به بيمارستان امام سجاد در رباط كريم رساند و پا به فرار گذاشت. با مرگ «طيبه شهريارى» به خاطر سوختگى عميق، پليس به تجسس گسترده اى پرداخت تا اينكه ۶ ماه بعد درحالى كه «محمد» زندگى پنهانى اى داشت، وى را رديابى و دستگير كرد. اين مرد در همه بازجويى ها ادعا كرد كه «طيبه» به خاطر دعواى سختى كه بين آن دو و به خاطر اختلاف با خواهرش به وجود آمده بود، با تهديد به آتش كشيدن خود به سمت گالن بنزين دويده است كه در كش و قوس بين تازه عروس و داماد حادثه آتش سوزى رخ داده است. قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى عزيز محمدى و چهار قاضى مستشار پس از بررسى تخصصى ماجراى سوختن تازه عروس با وجود اصرارهاى «محمد» مبنى بر بى گناهى اش اعترافات وى را منطبق با صحنه جرم و چگونگى مرگ «طيبه» ندانستند. در بررسى پيكر سوخته نوعروس، مشخص شده بود كه دستان وى در زمان آتش سوزى بسته شده بود و گالن بنزين نيز به بدنش چسبيده بود. «محمد» در آخرين جلسه محاكمه كه صبح ديروز ـ دوشنبه ۳۱ مردادماه سال جارى ـ در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى تهران برگزار شد، باز به تكرار ادعاهايش پرداخت و نظريه رسمى آتش نشانى كه نوع حادثه را آتش سوزى عمدى تشخيص داده بود را نپذيرفت.
|
|
|
|
|
بازداشت دوباره دخترى با عشق سرقت خودرو
گروه حوادث - دختر جوانى كه عاشق سرقت پرايد است، بعد از آزادى و با تغيير علاقه، به سرقت پژو ۲۰۶ دست زد. اين دختر جوان، با اغفال رانندگان خودروها، با آنان طرح دوستى مى ريخت و در فرصت مناسبى به سرقت خودرو مى پرداخت. بنا به اين گزارش، مردى در مراجعه به دادسراى امور جنايى تهران ادعا كرد وقتى خودروى پژو ۲۰۶ خود را در برابر داروخانه اى متوقف كرده بود، اين خودرو از سوى دختر جوانى ربوده شده است. بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما، سارا، كه تحت تعقيب بود در جريان تصادفى در حوالى سد كرج وقتى مى خواست با جاى گذاشتن پژو فرار كند بازداشت شد.
|
|
|
|
|
تعقيب قاتل ورزشكار جوان
گروه حوادث - تجسس هاى پليسى براى رديابى عامل قتل يك جوان ورزشكار آغاز شده است. حادثه اين جنايت عصر روز ۱۹ بهمن ماه سال ۸۳ در حوالى ميدان شهداى تهران رخ داد و در جريان آن مرد ۲۷ ساله اى به نام «حامد» با ضربات كارد جوان ۱۹ ساله اى به نام «محمد عبدالعلى» را از پاى درآورد. بازپرس هنرمند با در اختيار قرار دادن عكس هاى متهم فرارى به خبرنگاران، از كسانى كه اطلاعاتى از مخفيگاه اين متهم دارند خواست مراتب را به شعبه ۴ بازپرسى دادسراى جنايى يا اداره ۱۰ آگاهى تهران اطلاع دهند.
|
|
|
|
|
سحرگاه ديروز در بندرعباس صورت گرفت
اعدام چهار متجاوز در ملأ عام
گروه حوادث: بندرعباس خبرنگار «ايران» ـ چهار مرد جوان كه به اتهام زناى به عنف و آدم ربايى به اعدام محكوم شده بودند، سحرگاه روز گذشته در بلوار امام حسين(ع) بندرعباس به دار مجازات آويخته شدند. دادستان عمومى و انقلاب بندرعباس در اين باره به خبرنگار ما گفت: اين چهار نفر در دو پرونده سرقت، تجاوز به عنف و تجاوز به دختربچه ۱۰ ساله محكوم به اعدام شده بودند. در پرونده نخست كه مربوط به دو اعدامى است، آنان ۱۳ و ۳۰ دقيقه ظهر وارد خانه اى شده و پس از سرقت لوازم خانه و ضرب و جرح افراد حاضر در آنجا كه ۴ زن بودند، به مادر خانواده تجاوز كرده بودند. پرونده دوم مربوط به تجاوز دو متهم ديگر به دختربچه ۱۰ ساله اى در محله درخت سبز بندرعباس بود كه دادگاه آنها را به اعدام محكوم كرده بود.
|
|
|
|
|
درگيرى خونين پليس با اشرار
گروه حوادث - درگيرى مسلحانه پليس با اشرار سيستان و بلوچستان، به هلاكت سه فرد شرور و شهادت يك افسر پليس انجاميد. اين حادثه بامداد روز دوشنبه در حوالى شهرستان چابهار رخ داد كه در جريان آن سرهنگ غلامعلى بيگى - جانشين معاون عمليات انتظامى استان سيستان و بلوچستان - با اصابت گلوله اى به شهادت رسيده و سه تن از اشرار به نام هاى «خان محمد نوهانى»، «اقبال نوهانى» و «محمد نوهانى» كشته شدند.
|
|
|
|
|
حمله با اسيد به رئيس دادگسترى بخش بوستان رباط كريم
|
|
|
گروه حوادث: دو موتورسوار نقابدار با حمله به رئيس دادگسترى بخش بوستان شهرستان رباط كريم به صورت وى اسيد پاشيدند. حادثه هنگامى رخ داد كه «محمد قاسم نصر» سوار بر خودرو آردى اش ساختمان دادگسترى محل كار خود را ترك كرده بود. بنا به اين گزارش، دقايقى پس از حركت خودروى اين مقام قضايى، در حالى كه وى از ورودى نسيم شهر داخل اتوبان شده بود ناگهان دو راكب يك دستگاه موتوسيكلت در حالى كه نقاب به چهره داشتند با سرعت از سمت چپ خودرو به او نزديك شدند. در حالى كه شيشه خودروى رئيس دادگسترى بخش بوستان پايين بود، ناگهان راكب دوم موتوسيكلت ظرفى پلاستيكى را از زير پيراهنش بيرون كشيده و مايع داخل آن را به صورت وى پاشيد. اين مقام قضايى در حالى كه صورت و دستهايش به شدت سوخته بود پس از توقف كنار بزرگراه به سرعت خود را به محل كارش رساند و با كمك كاركنان دادگسترى به بيمارستان سوانح سوختگى مطهرى تهران منتقل شد. ساعتى پس از اين حادثه به دستور دادستان رباط كريم اكيپى از مأموران نيروى انتظامى با حضور در محل حادثه تحقيقات خود را آغاز كردند. در اين بررسى ها مشخص شد مهاجمان با كمين در خارج از ساختمان دادگسترى زمانى كه رئيس دادگسترى با خودرواش براى رفتن به خانه از آنجا خارج شده بود وى را تعقيب كرده و در يك فرصت مناسب اسيد را به صورت او پاشيده اند. محمدقاسم نصر رئيس دادگسترى بخش بوستان در گفت وگو با خبرنگار ما درباره حادثه گفت: ساعت ۱۴ و ۴۰ دقيقه براى رفتن به خانه سوار بر خودروام شدم و پس از خارج شدن از ساختمان دادگسترى از طريق نسيم شهر وارد اتوبان شدم تا به طرف تهران بيايم. چند دقيقه بعد ناگهان متوجه موتوسيكلتى شدم كه از سمت چپ به من نزديك مى شد. لحظه اى بعد وقتى دو راكب موتوسيكلت در حالى كه نقاب به چهره داشتند با سرعت نزديك خودروام شدند يكى از آنها كه عقب نشسته بود ظرفى را از زير پيراهنش بيرون آورد و مايع داخل آن را به روى صورتم ريخت. در يك لحظه دستهايم را روى صورتم گرفتم و مقدارى از مايع داخل ظرف نيز به روى دستهايم ريخته شد. وى ادامه داد: صورتم ودستهايم به شدت مى سوخت و بلافاصله خودرو را كنار اتوبان متوقف كردم. توانايى انجام هيچ كارى را نداشتم و در آن ساعت نيز كسى در آنجا نبود تا به من كمك كند. با سختى فراوان به محل كارم بازگشتم و با كمك همكارانم به بيمارستان مطهرى منتقل شدم. وى افزود: پس از بسترى شدن و معاينه پزشكان مشخص شد سوختگى ام از نوع درجه ۲ و به ميزان ۷ درصد با اسيد سولفوريك است. به گزارش خبرنگار ما، هم اكنون چندين اكيپ از مأموران نيروى انتظامى زير نظر دادستان رباط كريم تجسس هاى گسترده اى را براى شناسايى دو مهاجم نقابدار آغاز كرده اند.
|
|
|
|
|
دختر بى گناه قربانى تجارت سياه افغان ها
|
|
|
گروه حوادث - دختر ۱۷ ساله پس از ۵۰ روز اسارت و شكنجه از سوى ۷ مرد افغان در جريان اقدامات پليس آگاهى جنوب شرق آزاد شد. مأموران در جريان عمليات رهاسازى اين دختر جوان ۶ تن از متهمان را در يك خانه ويلايى در شمال تهران بازداشت كردند. اقدامات پليسى براى رديابى دختر ربوده شده از دهم تير ماه سال جارى به دنبال ارائه شكايتى از سوى خانواده اين دختر در دستور كار قرار گرفت. آنان در حالى كه بسيار آشفته و نگران نشان مى دادند با مراجعه به پايگاه ششم پليس آگاهى تهران در اين باره گفتند: دخترمان «زهرا» كه از بيمارى عقب ماندگى ذهنى رنج مى برد، ساعت ۱۴ ظهر هنگامى كه براى خريد وسايلى از خانه خارج شد، ديگر بازنگشت. به هر جا كه تصور مى كرديم بتوانيم ردى از او به دست آوريم، سر زديم و او را نيافتيم تا اينكه نيمه شب طى تماس تلفنى كوتاهى در جريان ربوده شدن او قرار گرفتيم. در اين تماس تلفنى كه كمتر از چند دقيقه به طول انجاميد، ابتدا چند كلمه دخترم صحبت كرد، سپس مرد جوانى كه با لهجه افغانى صحبت مى كرد گوشى را برداشته و با معرفى خود به نام «مجيد» درخواست مبلغى پول در ازاى آزادى او را كرد. ما پذيرفتيم، ولى او ديگر تماس نگرفت. با توجه به اين ادعاها به دستور «سبحانى فر»، داديار شعبه چهارم دادسراى جنايى تهران، اكيپى از مأموران پايگاه ششم آگاهى تهران تجسس در اين زمينه را آغاز كردند. با گذشت ۵۰ روز از ناپديد شدن دختر ۱۷ ساله، پليس سرانجام مخفيگاه ربايندگان او را كه در طبقه اول يك خانه ويلايى در منطقه سربند فشم واقع شده بود شناسايى و آنجا را به محاصره خود درآوردند و پس از آزادسازى دختر ربوده شده ۶ مرد افغان را دستگير كردند. «زهرا» كه آثار و نشانه هاى شكنجه شدن از سوى ربايندگانش در چهره اش مشخص بود، در اين باره گفت: وقتى به طرف سوپرماركت سر كوچه مان مى رفتم، ناگهان يك خودروى پيكان سفيد رنگ كه دو سرنشين داشت در كنارم متوقف شد. آنان در يك لحظه مرا به داخل پيكان كشانده و به سرعت حركت كردند. خواستم فرياد زده و از مردم كمك بخواهم، اما يكى از آنها با يك دست جلوى دهان مرا گرفت و با دست ديگر كاردى را زير گلويم قرار داد. ساعتى بعد آنها مرا به ساختمان نيمه سازى بردند. در آنجا يكى از آنها مرا به زن سالخورده اى سپرده و ادعا كرد من نامزدش هستم. خواستم به آن زن بفهمانم كه او دروغ مى گويد، ولى تهديد كردند در صورت اعتراض مرا خواهند كشت. در آن خانه دو مرد افغان مرا به زور مورد تجاوز قرار دادند، با گذشت دو روز بار ديگر سوار همان خودرو كرده و به يك منطقه كوهستانى در شمال تهران بردند. وقتى از بالاى يك تپه كه مشرف به رودخانه بود مرا به طرف خانه ويلايى مى بردند، سعى كردم فرار كنم. يكى از آنها مرا به داخل رودخانه هل داد. قسمت هايى از پاها و دست هايم زخمى شدند. درد زيادى تمام بدنم را فرا گرفته بود، آن دو مرا به طبقه اول خانه ويلايى بزرگى بردند. قرصى را به من داده و گفتند مسكن است وقتى خوردم نزديك به چند ساعت از حالت عادى خارج شده بودم. بعداً فهميدم كه آن قرص «اكستازى» بود. آن دو چند بار مرا مورد تجاوز قرار دادند. سپس داخل اتاقى كه پنجره اش نرده هاى فلزى داشت حبس كرده و خود بيرون رفتند، عصر وقتى برگشتند چند تن از دوستان آنها هم همراهشان بودند. از آن روز به بعد هر روز تعدادى مرد افغان را به آن ويلا مى آوردند، آنها پس از شكنجه كردن، مرا با تهديد چاقو مورد تجاوز قرار مى دادند. اين اواخر حتى با قرص هايى مرا بى هوش كرده و به هموطنان ديگر خود اجاره مى دادند. مدتى قبل يكى از آنها هراسان به ويلا آمده و گفت پليس در منطقه است. مرا به طبقه دوم خانه ويلايى داخل يكى از كمدها بردند. يكى از مردان افغان هم كاردى زير گلويم گذاشته و دهانم را بسته بود. مأموران طبقه اول آنجا را بازرسى كرده و چون اثرى از من به دست نياوردند، آنجا را ترك كردند. روز حادثه، مأموران بر اساس اطلاعاتى كه به دست آورده بودند بار ديگر به آن خانه مراجعه كردند. پدرم هم همراهشان بود. آنها باز هم سعى كردند نمايش قبلى را اجرا كنند، ولى پدرم وقتى دمپايى مرا در مقابل در ورودى ويلا ديده بود، پليس را در جريان قرار داده و آنان مرا آزاد كردند. پس از انتقال ۶ مرد افغان به پليس آگاهى، تحقيقات از آنان در اين باره آغاز شد. متهمان ابتدا ادعا كردند كه افراد ديگرى دختر را ربوده و در اختيار آنان قرار داده اند، ولى اين دختر ۱۷ ساله در جريان مواجهه حضورى با متهمان، يكى از ربايندگانش را در ميان بازداشت شدگان شناسايى كرد. اين متهم وقتى راز خود را فاش شده ديد، اعتراف كرد كه همدستش به نام «عزيز» چند روز قبل از آمدن پليس پول هايى كه از راه اجاره اين دختر به دست آورده بود را برداشته و فرار كرده است. با توجه به اينكه احتمال داده مى شد اين متهم هنوز از كشور خارج نشده باشد، نشانه هاى او در اختيار پليس سراسر كشور قرار گرفت تا اينكه مشخص شد وى به هنگام فرار در شهر شيراز به اتهام ورود غيرمجاز بازداشت و در يك كمپ به سر مى برد. به دستور داديار رسيدگى كننده به پرونده، متهمان تا انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس قرار گرفتند.
|
|
|
|