|
اسارتگاه تكريت شماره ۵ - سال ۶۷
ميلاد امام على(ع) و كرامات آن حضرت
|
|
|
مرحوم حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمدحسن على اكبر ابوترابى فرد در سال ۵۹ زمانى كه در جبهه حق عليه باطل مى جنگيد، توسط نيروهاى بعثى به اسارت درآمد. وى پس از اسارت به عنوان نماينده تهران در مجلس چهارم و پنجم و نماينده ولى فقيه در امور آزادگان بود. مرحوم حجت الاسلام والمسلمين ابوترابى فرد در ۱۲خردادماه سال ،۱۳۷۹ هنگامى كه قصد عزيمت به شهر نيشابور داشت در سانحه رانندگى به لقاءالله پيوست. آنچه درپى مى آيد بخشى از سخنرانى وى هنگام اسارت درسال ۶۷ در اسارتگاه تكريت است كه در سالروز ميلاد حضرت على (ع) ايراد كرد. بسم الله الرحمن الرحيم سالروز ميلاد مسعود حضرت مولى الموحدين على(ع) به همه شما عزيزان مبارك باد! با عرض تبريك و تهنيت، اميد آن داريم كه به بركت اين روز بزرگ و عزت و عظمت آن حضرت، خداوند در فرج فرزند برومندشان حضرت ولى عصر امام زمان(عج) تعجيل فرمايد و زمينه بازگشت هر چه شكوهمندتر شما را پس از زيارت آن حضرت و فرزندان معصومينشان فراهم داشته و در سايه اسلام و در خدمت به اين امت موفق باشيد! گرچه بيش از ۱۴۰۰سال از دوران زندگى پرافتخار و با عظمت على(ع) مى گذرد، ولى حضور شما پيروان آن حضرت به نام تشيع در هر جمعى احياكننده نام مبارك آن حضرت و عمل شما تجسم بخش وجود نازنين آن حضرت بوده و هست. بر اين نعمت كه ما را نصيب گشته، خداى را شاكريم و به پيروى از چنين رهبرى فخر مى كنيم كه مايه مباهات و سربلندى ماست. در عصر تمدن و پيشرفت كه هر گونه بازگشت به قهقرا محكوم بوده و به تهمت ارتجاع، منفور نسل روشنفكر جامعه مى باشد، ما را از اين بازگشت باكى نيست كه ۱۴۰۰ سال و اندى به تاريخ پرافتخار گذشته خود برگشته و به امام و حجت خدا و على مرتضى اقتدا كنيم؛ بزرگمردى را برگزيده ايم كه در طول تاريخ بشريت، همپايى جز رسول گرامى اسلام، نداشته است و كمترين آگاهى از زندگى پرافتخار حضرتشان براى هر انسان منصفى كافى است كه شيفته حضرت گشته و در پيشگاه با عظمت آن حجت خدا احساس حقارت كند. آرى، گرچه قرن ها پيش چشم از اين دنيا بربستند، ولى كمالات و اخلاقيات ارزشمند و صفات برجسته آن حضرت در حدى است كه انسانيت را با اندك آشنايى به تحسين واداشت و مكتب گرانقدر اسلام را عظمت بخشيد و شيعيان را مايه فخر و سربلندى است. مهم اينجاست كه ويژگى و امتيازات حضرتشان تنها در يك بعد و يا بعضى از ابعاد زندگى پرافتخارشان خلاصه نمى شود؛ بلكه از هر بعد كه بنگريم حضرتش را كامل ترين و شايسته ترين انسان خواهيم يافت كه تاريخ بشريت به خود ديده است و ديگر نخواهيد ديد؛ چرا كه دامنه پاكى و صداقت وكمالات ارزشمند انسانيت او را حدى نيست و منطق رساى حياتبخش و انسان سازش، روح را جلا داده و انسان را از آلودگى ها و وابستگى هاى پست مادى رهايى بخشيده. به سوى پاكى ها و صفات ارزشمند انسانى سوق مى دهد و از پيروى شهوات نفسانى رهانيده، به سوى بندگى حق و حقگرايى در زندگى سوق مى دهد. به حق، براى آشنايى با مكتب گرانقدر اسلام و اهداف بلند انسانى و ارزشمند آن، آشنايى با روح پاك و صفات و كمالات و ويژگى هاى اخلاقى و علمى و عملى اميرالمؤمنين(ع) امرى لازم و ضرورى است و اين ضرورت در حدى است كه بدون شناخت و معرفت ساحت مقدس على مرتضى، پى بردن به اسلام راستين ممكن نيست؛ چرا كه على و فرزندان معصومش، مسلمين را الگو و پيامبر و اسلام را آينه تمام نما و منعكس كننده حقايق گرانقدر آنها مى باشند؛ گرچه رسول خدا فرموده: «(على!) مرا نشناخت جز تو و تو را نشناخت جز من.» از درك فضائل على(ع) همه عاجزند. آنكه پس از مطالعه در زندگى پرافتخارشان، قلم به دست گرفت تا به نگارش آن بپردازد و در سرآغاز كتاب خويش چنين گفت: «على مرد نامتناهى»! و اين را عنوان كتاب خويش قرار داد - كه فشرده اى است از عظمت على و اشاره اى است به ناتوانى قلم در توصيف آن حضرت و درك انديشه هاى والاى او - البته اين بدان معنا نيست كه هرگز حضرتش را نمى توان شناخت، بلكه درك و پى بردن به تمام معنا به كنه وجودى على مرتضى ممكن نيست؛ زيرا كه ايمان على را حدى نيست و واقعيت و ايثارگرى و محبت و خدمت او را به همنوع كى مى توان شناخت؟ و به روح شهامت و شجاعت على كى مى توان پى برد؟ و در واقع پى بردن به حقيقت و ارزش وجودى على(ع) امرى است غيرممكن؛ ولى با كمترين نگاه به زندگى ارزشمند آن حضرت، اين واقعيت را درك مى كنيم كه ايمانش اكمل ايمان است و روح انسان دوستى و خدمتش مافوق طاقت بشر و صداقت و شجاعت و شهامتش بيش از حد تصور و حقگرايى و عدالت خواهى اش بيش از آنچه آرزوى هر انسان مظلوم و محرومى است. اين همان واقعيتى است كه ما را به پيروى و اقتدا به آن حضرت واداشته و بدون هيچ قيد و شرطى به نام تشيع، سرسپرده مقام والاى امامت و ولايت گشته ايم و به يقين، خرده گيرنده اى بر ما نيست؛ مگر آنكه على را نشناخت و از روح پاك و از صداقت و ايمانش محروم ماند. ما را هم از خرده گرفتن آنها باكى نيست. نعمت پيروى آن حضرت را غنيمت دانسته و به اين بزرگ رحمت الهى كه دست يافته ايم، افتخار كرده و توفيق اداى شكر آن را از خداى خويش خواهانيم. در واقع، نعمت وجودى آن حضرت بعد از وجود نازنين پيغمبر خدا، بزرگترين نعمتى است كه بشريت را شامل گشته است. به تعبير قرآن، نعمت ولايت، نعمت رسالت را مكمل گشت (اليوم اكملت لكم دينكم). اين ارزش وجودى به آن معناست كه اميرالمؤمنين(ع) الگوى عملى قرآن و مجسم كننده ارزش فرزندان معصومش مى باشد و پى بردن به ارزش حياتى مكتب اسلام در ارشاد و هدايت اين امت و خدمت به بشريت ممكن نبود؛ چرا كه تصور نمى رفت كه بتوان به تمام معنا به مكتب عمل نمود و به كمالات بيان شده به وسيله رسول خدا، دست يافت. اگر ائمه و على(ع) در ادامه راه پيغمبر خدا نبودند و از طرف ذات اقدس حق اين لطف و رحمت الهى شامل حال ما نمى شد، دنيا مى توانست بگويد مكتب پيغمبر خدا(ص) مثل آن مدينه فاضله افلاطونى است. اما كى مى تواند به آن برسد؟ چه كسى مى تواند اين ارزش ها را براى خود كسب كند؟ ليكن وجود نازنين ائمه معصومين و درصدرشان على(ع) اثبات كننده اين هستند كه در سايه عمل كردن به اين مكتب به اينجا مى توان رسيد. تمام ارزش هايى كه حضرت امير در پيشگاه حق كسب كرده اند ودر مقابل انسان ها بدان دست يافته اند، به پاس سرسپردگى به اين مكتب است. لذا به نام الگوى عملى قرآن كريم و مكتب ارزشمند اسلام از ايشان ياد مى كنيم و در مسير زندگى در سايه اسلام با اقتداى به آن حضرت پيش مى رويم و به اين وسيله، به عالى ترين كمالات بشرى مى توان دست يافت. روزى خليفه دوم، خدمت اميرالمؤمنين (ع) مى رسد و مى گويد: در پاسخ سؤال تأمل نمى كنيد و سريعاً به هر سؤالى جواب مى دهيد، در صورتى كه به مردم مى گوييد: زود جواب ندهيد! فرمودند: «اگر در دستت چيزى باشد و از تو راجع به آن سؤال كنند، آيا در جواب مكث مى كنى؟ دنيا در نظر ما اين چنين روشن است.» اميرالمؤمنين (ع) با آن مقام والاى بندگى و ارزشهاى معنوى و پاكيها و كمالات انسانى به شيعيان خود مى فرمايند: «كونوا لنا زينا ولا تكونوا علينا شينا». زينت ما باشيد و مايه آبرو، نه موجب سرافكندگى و دور شدن بندگان خدا از ما. امروز ما وابسته به او هستيم. اگر تا امروز دنيا با او و شيعه آشنايى پيدا نكرده بود، امروز با او آشنايى پيدا كرده و به نام شيعيان واقعى على (ع) ما را مى شناسند و ما هم به عنوان رهبر و ولى خودمان آن حضرت را برگزيده ايم. ولى؛ يعنى اينكه اداره كننده زندگى ماست و عنان زندگى ما به دست اوست؛ يعنى راه ما راهى است كه او هدايت مى كند و رضاى اوست و به فرمان اوست. خيلى بايد هوشيار بود. اميرالمؤمنين (ع) معيار كامل و تمام عيار مكتب گرانقدر شماست. با عملتان مى خواهيد اين عيار كامل را به امت اسلام و بشريت معرفى كنيد. حال كدام عمل مى تواند اين الگوى تمام نماى اسلام باشد؟ بعد از پيامبر اكرم (ص)، مسلمانها نام على را از ياد بردند و جمعى مى خواستند اين واقعيت را پشت پرده ظلماتى از جهل كه به وجود مى آورند، هميشه از نظر انسانها دور نگه دارند. در شهادت ايشان، افرادى نمى دانستند و مى پرسيدند: مگر ايشان نماز مى خواند كه در مسجد به شهادت رسيد. آن خيانت بود كه ايشان اين قدر ناشناخته باقى ماند. حال، اين افتخار را داريم كه او را به عنوان الگوى پر ارزش اسلام و مكتب به جهان بشريت معرفى كنيم. آقا اميرالمؤمنين على (ع) فرمودند: شما نمى توانيد مثل من زندگى كنيد؛ ولى «اعينونى بورع و اجتهاد». فقط من براى شما نيستم. من براى آن امتى هستم كه پيامبر اكرم (ص) براى آنها به رسالت مبعوث گشت و شما تا اين الگو را به انسانها معرفى نكنيد، انسانها جذب اين مكتب نمى شوند و حضرت على (ع) معرفى نمى شود، مگر با عمل شما شيعيان. ورع چيست؟ دورى از معاصى و خويشتندارى از هر عمل شبهه ناك و هر عمل ناشايسته ورع ناميده مى شود؛ كف النفس. در ماه مبارك رمضان با خوردن و آشاميدن روزه باطل مى شود. اما اين كافى نيست؛ يعنى اراده خوردن را هم مى گويند بطلان كف النفس. اگر نخورديد در ماه مبارك رمضان، ولى اراده جدى كرديد، همين اراده جدى، روزه را باطل مى كند. ورع (كف النفس عندالشبهات والمعاصى) دورى جستن از هر عمل شبهه ناك؛ يعنى هر عملى كه در صحت آن شك داريد، يعنى اراده كمترين عمل شبهه ناكى را پيدا كنيد، نمى توانيد به عنوان رسالتى كه على (ع) به عهده شما گذاشته، به اين افتخار نائل شويد. يعنى اراده خوردن مشروب و مال حرام كه نمى كنيد، بلكه اراده اهانت به يك انسان، دور از وصيت على (ع) است، تا چه رسد كه اهانت شود. برادر عزيز! يك افسر شايسته و يك خدمتگزار به آب و خاك و وطن عزيز و ايثارگر در راه مكتبمان كه امروز اسير است و فرد فرد شما از نظر پاكى و ايمان به او افتخار مى كنيد، به خاطر يك اهانت كه بعد از انقلاب به اين انسان ارزشمند شده بود، او نمازش را كنار مى گذارد. ببينيد اهانت به انسانها چقدر آنها را از خدا و پيغمبر و على مرتضى دور مى كند! ولى بعد از آنكه آن تيرگى از قلبش شست و شو شد، نمى توانست آن راهى را كه با شير مادر به آن خورانده شده و آن راهى را كه الگويش على مرتضى بود، فراموش كند و دوباره به راه خود برگشت. اى عزيزان، اى امت و نور چشمان على مرتضى و اى از جان گذشتگان وطن و اين مكتب عزيز! به حق على (ع)، حرمت على را با حرمت به انسانها حفظ كنيد! آنگاه است كه على (ع) شما را در راه رسيدن به آن عزت واقعى يارى خواهند فرمود. هميشه اين را در پيشگاه خدا در نظر داشته باشيد! «اعينونى بورع و اجتهاد.» آن وقت است كه هر كس شما را ببيند، شيفته رهبرتان، امامتان و شيفته معصومانتان و مكتبتان مى شود. آن وقت است كه در راه اعتلاى كلمه «لا اله الا الله» و «محمد رسول الله» و «على ولى الله» گام برداشته ايد و آنگاه است كه توانسته ايد بيش از ۱۴۰۰ سال نام اين مكتب و پيشوايان معصومين خودتان را در عالم بشريت و در پى امت اسلام به معناى واقعى زنده كنيد. آن وقت است كه شيعيان على را در دو دنيا تشكيل خواهيد داد. فراموش نكنيد كه رسيدن به اين سعادت، فقط و فقط در سايه ورع و تقواست و در اين راه با اراده و پايدار باش. با اين توصيه اميرالمؤمنين تا حال پيش رفته ايد و ان شاء الله پيش خواهيد رفت و به لطف حق، هرچه تا حال بر اين امت گذشته است، از آبروى بيشترى برخوردار و با عزت بيشترى مواجه گشته است. به يقين، اين امت با اين بادها نخواهد لرزيد و شما كه به نام على زبان باز كرديد و به نام على راه افتاديد، به نام او قدم به جبهه حق گذاشتيد و به نام او اسارت را متحمل شديد، ان شاء الله به دعاى خير او پيشتازان اين امت بوده و با عزت و سربلندى از اين بند رهايى پيدا خواهيد كرد و بعد از عرض ادب در پيشگاه او به وطن بر مى گرديد.
|