پنجشنبه ۳ شهريور ۱۳۸۴ -
Thu, Aug 25, 2005
حوادث
۳۲۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
با صدور كيفرخواست صورت گرفت
در ادامه بررسى تجارت سياه عليه دختر ۱۷ ساله ايرانى صورت گرفت
قربانى آتش سوزى در خيابان پاسارگاد تهران در گفت وگو با خبرنگار «ايران»:
با صدور كيفرخواست صورت گرفت
تقاضاى قصاص براى
عامل قتل در متروى كرج
225264.jpg
گروه حوادث - پرونده قتل در ايستگاه متروى كرج با صدور كيفرخواست مجرميت به دادگاه ويژه روحانيت ارسال شد.
حادثه شليك مرگبار يك روحانى شاغل در نيروى انتظامى به سوى پسر ۲۱ ساله اى ساعت ۱۸ و ۲۵ دقيقه روز چهارم خرداد ماه سال ۸۴ در ايستگاه متروى كرج رخ داد.پس از بررسى هاى مقدماتى با توجه به اينكه عامل تيراندازى روحانى بود، پرونده به دادسراى ويژه روحانيت ارسال شد تا در آنجا تحت رسيدگى قرار گيرد.داديار «زرندى» از شعبه نخست دادسراى ويژه روحانيت پس از بررسى هاى جوانب مختلف پرونده اقدام به صدور قرار مجرميت و كيفرخواست براى متهم پرونده كرد.در اين كيفرخواست، ۱- با توجه به گزارش هاى واصله از پليس كرج ۲- شكايت اولياى دم ۳- اظهارات متهم و اعترافات صريح او به مسلح كردن سلاح كمرى و قرار دادن سلاح گرم روى كتف قربانى حادثه و وارد كردن ضربه به كتف او با كلت كمرى مسلح ۴- گزارش معاينه جسد كه در تاريخ ۶ خرداد ماه سال ۸۴ پزشك قانونى علت مرگ جوان ۲۱ ساله را شكستگى جمجمه و آسيب شديد نسج مغزى بر اثر اصابت گلوله سلاح گرم اعلام كرده بودند۵- اظهارات شاهدان عينى حادثه، بخصوص دو دانشجويى كه با قربانى حادثه درگير شده بودند ۶- نظريه اداره كل تشخيص هويت درباره اسلحه كه در آزمايشگاه اسلحه شناسى جنايى مورد آزمايش قرار داده و اعلام كرده بودند هيچ ايراد و نقصى نداشت و ۷- دفاعيات بلاوجه متهم، دادسرا او را مجرم شناخت.از سوى ديگر اگرچه متهم قصد ارتكاب به قتل را نداشته، ولى چون عمل او شامل مسلح كردن اسلحه و وارد كردن ضربه با اسلحه به كتف مقتول به طورى كه لوله خروجى گلوله از اسلحه به طرف سر قربانى حادثه بوده است، با اين اوصاف با جابجايى يك يا چند ميلى مترى ماشه منجر به شليك گلوله و بروز حادثه خطرناك مى شد و تمامى اين اعمال منجر به قتل «على احمدى» شده است و چون اين عمل نوعاً كشنده است، به استناد بند «ب» ماده ۲۰۶ از قانون مجازات اسلامى تقاضاى قصاص شده است.
پايان سفرمرموز ۳ دوست با شليك ۲ گلوله
225276.jpg
گروه حوادث - پيكر بى جان پسر جوانى كه براى تفريح به همراه دو تن از دوستانش به جاده چالوس رفته بود، در برابر يكى از بيمارستان هاى تهران پيدا شد.
رديابى هاى جنايى از زمانى آغاز شد كه مسؤولان بيمارستان ارشاد تهران به پليس اطلاع دادند جوانى با اصابت دو گلوله به قتل رسيده است.بنا به اين گزارش، غروب دوشنبه ۳۱ مرداد ماه سال جارى مأموران حراست بيمارستان ارشاد تهران در تماس با پليس ۱۱۰ اعلام كردند پيكر پسر جوانى در حالى كه با شليك گلوله به قتل رسيده توسط سرنشينان خودرو پرايدى مقابل بيمارستان رها شده است.دقايقى بعد اكيپى از مأموران كلانترى ۱۵۴ چيتگر در محل حاضر و پس از حضور خانواده پسر جوان، تحقيقات خود را آغاز كردند.در بررسى هاى نخست مشخص شد اين جوان ۱۹ ساله كه حميد روتى وند نام داشت عصر روز دوشنبه به همراه دو تن از دوستانش سوار بر خودرو پرايد به جاده چالوس رفتند.پدر حميد در جريان تحقيقات به مأموران گفت: پسرم از چند ماه قبل با دو تن از دوستانش اختلاف شديدى داشت و چندين بار نيز با يكديگر درگير شده بودند. چند هفته قبل آنها با يكديگر آشتى كردند .
وى ادامه داد: عصر روز دوشنبه آنها از پسرم خواستند تا همراهشان براى تفريح به جاده چالوس بروند و هر سه نفر سوار بر خودرو پرايدى به جاده چالوس رفتند.پدر حميد در ادامه گفت: ساعت ۵ صبح روز بعد پدر يكى از دوستان پسرم در حالى كه مضطرب بود با ما تماس گرفت و گفت حميد گلوله خورده و او را به بيمارستان ارشاد قلعه حسن خان منتقل كرده اند.بلافاصله سراسيمه خودمان را به بيمارستان رسانديم و متوجه شديم دوستان پسرم پيكر خونين او را مقابل بيمارستان رها كرده و متوارى شده اند.وى ادامه داد: يكى از آنها وقتى به خانه اش بازگشته بود، ماجرا را براى پدرش بازگو كرده و سپس به همراه دوستش سوار بر خودرو پرايد پدرش متوارى شده اند و پدر او نيز در تماس با منزل ما، ماجراى كشته شدن پسرم را اطلاع داده است.به گزارش خبرنگار ما، با انتقال پيكر پسر جوان به پزشكى قانونى، مأموران تحقيقات گسترده اى را براى كشف راز قتل پسر جوان آغاز كرده اند.
در ادامه بررسى تجارت سياه عليه دختر ۱۷ ساله ايرانى صورت گرفت
پرونده ۷ مرد افغان روى ميز دادستان تهران
225267.jpg
گروه حوادث: دادستان تهران براى رسيدگى ويژه به سرنوشت شوم دختر جوان كه در دام شيطانى گروهى افغان گرفتار شده بود، وارد عمل شد.اين اقدام در پى بازتاب گسترده اين اقدام هولناك صورت گرفت و تيمى تخصصى مأموريت يافته جزئيات تجارت سياه افغان ها از دختر ايرانى را كشف كند. بنا به اين گزارش؛ يك دختر عقب مانده ذهنى وقتى خانه شان را براى خريد ترك كرده بود به طرز مرموزى ناپديد شد تا اينكه پليس با رديابى هاى مخابراتى مردى كه ادعا مى كرد وى را ربوده اند و براى آزادى اش پول مى خواهند از تجارت سياه در ويلايى در فشم پرده برداشت.تحقيقات نشان داد كه هفت مرد افغان ابتدا دختر ايرانى را ربوده اند، او را با بردن به خلوتگاهى تحت تجاوز قرار داده سپس طى ۵۰ روز اسارت اين دختر در ويلاى يك پزشك وى را به افغان هاى ديگر فروخته اند.با دستور داديار سبحانى فر از شعبه اول دادسراى امور جنايى تهران شش مرد افغان بازداشت شدند و در برابر ادعاهاى تكان دهنده دخترى كه بسختى مى توانست حرف بزند و از دست متجاوزان افغان خشمگين بود ادعا كردند به وى تجاوز نكرده اند.داديار جنايى براى از بين بردن ابهامات مأموريتى را در دستور كار متخصصان پزشكى قانونى تهران قرار داد تا با بررسى هاى كارشناسانه نظريه اى علمى صادر كنند.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما؛ با توجه به بازتاب گسترده اين جنايت تلخ در جامعه و تماس هاى مردمى كه با روابط عمومى دادگسترى و دادستان صورت گرفته است دادستان تهران پرونده اين دختر بى گناه را خواستار شد تا به بررسى آن بپردازد.اين گزارش حاكيست؛ اگر نظريه پزشكى قانونى و نتايج تحقيقات تيم ويژه دادستانى و داديار جنايى نشان دهد كه اين دختر ايرانى در دام تجارت سياه افغان ها گرفتار بوده، پرونده در اختيار دادگاه كيفرى استان تهران قرار خواهد گرفت و ۵ قاضى با بررسى نهايى آن حكم مجازات را صادر خواهند كرد.
توضيح در مورد يك خبر
در پى چاپ خبرى تحت عنوان «مرگ خاموش دختر دانشجو در استخر» در صفحه حوادث روز يكشنبه ۳۰ مردادماه سال جارى، مركز اطلاعات اورژانس استان فارس با ارسال نمابرى به دفتر روزنامه اعلام كردند مطلب مندرج در اين خبر مبنى بر تأخير ۲۰ دقيقه اى آمبولانس مركز اورژانس كذب محض بوده و از زمان اولين تماس به مركز اورژانس تا رسيدن آمبولانس حدوداً ۸ دقيقه طول كشيده و عمليات احياء توسط مأمورين اورژانس صورت گرفت كه مطابق با استانداردهاى بين المللى است. بديهى است كليه مكالمات افراد تماس گيرنده، تكنسين هاى اورژانس و ... بر روى دستگاه ضبط مكالمات اين مركز با تاريخ، ساعت، دقيقه و ثانيه موجود بوده و قابل ارائه به مراجع قانونى است.
مهريه ۱۳۶۶ سكه اى براى ازدواج پنهانى
گروه حوادث - پدر يك دختر فرارى از خانه به خاطر عقد غيرقانونى وى با خواستگار مورد علاقه اش از محضردار تهران شكايت كرد.
اين دختر وقتى براى درمان چشم خود از يك شهر شمالى به تهران آمده بود، در مطب چشم پزشكى ناپديد شد تا اينكه تصويرى از عقدنامه را به در خانه پدرى اش پست كرد.
بنا به اين گزارش، مردى خشمگين به داديارى شماره يك دادسراى امور جنايى تهران مراجعه كرد و از داديار هاشمى خواست تا گردانندگان محضر ازدواج و طلاق در خيابان قزوين تهران تحت پيگرد قضايى قرار بگيرند.
اين مرد گفت: «من در يكى از شهرهاى شمالى زندگى مى كنم و يك دختر ۱۸ ساله دارم، در آنجا پسرى به خاطر رفاقت من با پدرش و شريك بودن ما به خانه ام رفت و آمد پيدا كرد و زمانى كه بين من و پدرش به خاطر اختلافى بهم خورده بود، او به تنهايى نزدم آمد و از دخترم خواستگارى كرد.»وى افزود: «مى دانستم دخترم به او علاقه مند است، اما از پسر خواستگار خواستم رسم و آداب را رعايت كند و به همراه پدر و مادرش بطور رسمى از دخترم خواستگارى كنند، چون اين پسر نتوانست آنان را راضى به اين كار كند، نقشه اى چيد و دخترم را فرارى داد.روز ۹ مرداد ماه سال جارى دخترم كه براى درمان ناراحتى چشم به تهران آمده بود به همراه زن عمويش به چشم پزشكى رفته بود، حتى قطره اى نيز به چشمش ريخته بودند، او از فرصتى كه داشت استفاده كرده و فرار كرده بود.»پدر دختر فرارى افزود: «مدتى به جست وجويش پرداختيم. با ناپديد شدن همزمان خواستگارش، مى دانستم كه به خاطر علاقه به او ما را ترك كرده است تا اينكه نامه اى به دستمان رسيد و در آن دخترم با ارسال تصويرى از عقدنامه اى كه در محضرى واقع در تهران صادر شده بود، ادعا كرد با مهريه ۱۳۶۶ ربع سكه طلا ازدواج كرده است و خواست پيگير زندگى او نشوم.
از آنجايى كه بدون اجازه پدر، دختر نمى تواند ازدواج كند، من توانستم محضر عقد و ازدواج را پيدا كنم، گردانندگان آن ادعا كردند دخترم با خواستگارش صيغه نامه اى داشته است، به خاطر همين اجازه پدر لازم نبود.
وقتى صيغه نامه را ديدم، متوجه شدم تاريخ آن متعلق به زمانى بود كه دخترم در حال دادن امتحانانش در مدرسه واقع در شمال بوده است و نمى توانسته همزمان در تهران باشد و به صيغه خواستگارش در بيايد. از سوى ديگر هيچ امضايى متعلق به دخترم نبود و همه مدارك جعلى بود.»
وى در پايان گفت: «پيش از رديابى شدن دخترم مى خواهم محضردارى كه تخلف كرده است و مى دانسته در حال انجام يك تخلف است، تحت تعقيب قضايى قرار گيرد و براى اينكه دختران ديگرى با اين روش ازدواج نكنند، خواستار مجازات گردانندگان محضر هستم، چرا كه ديگر چاره اى جز پذيرش ازدواج دخترم با خواستگارش ندارم و با خاموش شدن عصبانيتم، اين ازدواج را خواهم پذيرفت. من معنى عشق را مى دانم و از ابتدا نيز اگر نحوه خواستگارى درست بود، در برابر خواسته دخترم تسليم مى شدم.»
در برابر اين ادعا وقتى محضردار شناسايى شد، وى نيز در دفاع از خود گفت: «وقتى آنان صيغه نامه داشتند، ديگرى نيازى به اجازه پدر نبود، صيغه نامه در جاى ديگرى نوشته شده بود كه من نمى شناسم. آنان شاهد نيز داشته اند، به خاطر همين هيچ تخلفى صورت نگرفته است.»
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، داديار هاشمى با توجه به ادعاهايى مبنى بر اينكه محضردار با آگاهى از تخلف خود دست به چنين كارى زده است و در عقدنامه نيز از واژه «دوشيزه» استفاده كرده، در حالى كه اگر صيغه نامه اى در كار بود بايستى از واژه «بانو» استفاده مى كرد، دستور ويژه اى براى بررسى هاى پليسى صادر كرده است.
قربانى آتش سوزى در خيابان پاسارگاد تهران در گفت وگو با خبرنگار «ايران»:
در آتش عشق بدبينانه سوختم
225279.jpg
گروه حوادث: دختر ۲۶ ساله اى كه به خاطر سوختگى شديد با مرگ دسته و پنجه نرم مى كند، گفت: «پسرى او را به آتش كشيده است.»
اين دختر جوان غروب روز شنبه ۲۲ مردادماه سال جارى وقتى توسط پسر جوان به محل قرار در خيابان پاسارگاد منطقه پاسداران دعوت شده بود به آتش كشيده شد.دختر جوان درحالى كه به خاطر سوختگى شديد اعضاى بدنش ناله مى كرد در گفت وگو با خبرنگار ما جزئيات حادثه را تشريح كرد.وى با اشاره به نحوه آشنايى با پسر جوان گفت: چند ماه قبل با او در يك ميهمانى آشنا شدم و هر بار نيز به بهانه هاى مختلف با من قرار ملاقات مى گذاشت و همراه هم به ميهمانى ها و يا گشت و گذار مى رفتيم. در طول اين مدت متوجه شدم او رفتار متعادلى ندارد و هر بار بر سر هر موضوعى مرا اذيت مى كرد. از آنجايى كه سرباز بود هر بار كه به مرخصى مى آمد با من تماس مى گرفت و قرار ملاقات مى گذاشت و با هم بيرون مى رفتيم.
وى ادامه داد: در مدت آشنايى مان رفتارهايى از او ديدم كه احساس كردم زندگى خوبى نخواهيم داشت به همين خاطر سعى كردم تا به او اهميتى ندهم و فراموشش كنم ولى او با تهديد از من مى خواست به دوستى مان ادامه بدهيم و حتى يك بار نيز تصميم داشت مرا دار بزند.وى درباره روز حادثه گفت: چند روز قبل به همراه بستگانم به خارج از كشور رفته بودم و بعد از بازگشت به خانه يكى از دوستانم در پاسداران رفتم. ساعت ۲۱ بود كه او با تلفن همراهم تماس گرفت و از من خواست تا نزد او بروم. من ابتدا مخالفت كردم ولى او با اصرار از من خواست تا به ديدنش بروم. ساعت ۲۲ و ۳۰ دقيقه به محل قرار اوكه در يك پمپ بنزين در خيابان پاسداران رفتم. وقتى به آنجا رسيدم او بعد از خريدن ۲ نخ سيگار شروع به فرياد كشيدن كرد و به من گفت كه چرا بدون اجازه او به خارج از كشور رفته بودم. سپس مرا به داخل پمپ بنزين بردو به من گفت كه چرا براى او سوغاتى نياورده  ام و چرا اهميتى به او نداده ام. او در حالى كه فرياد مى كشيد از من خواست تا گذرنامه ام را به او نشان بدهم. من در حالى كه ترسيده بودم گفتم گذرنامه ام خانه است و اگر باور نمى كند همراهم بيايد تا نشان بدهم ولى او در حالى كه خيلى عصبانى بود در ظرف پلاستيكى را كه همراه داشت باز كرد و مايع داخل آن را كه بنزين بود به رويم ريخت ، باور نمى كردم كه مى خواهد مرا آتش بزند به همين خاطر سعى كردم از دست او فرار كنم ولى او به طرفم حمله كرد و مرا محكم به ديوار كوبيد و سيلى به صورتم زد و فرياد مى زد تو را خواهم كشت.وى ادامه داد: در حالى كه سعى مى كردم تا از دست او فرار كنم ناگهان سيگارى را كه از قبل روشن كرده بود به روى لباسم انداخت و تمام بدنم شعله ور شد.وقتى آتش گرفتم او به طرفم آمد و سعى كرد تا آتش را خاموش كند. او تصور نمى كرد كه بتواند مرا به آتش بكشد به همين خاطر سعى مى كرد آتش را خاموش كند به همين خاطر دست  هايش نيز در آتش سوخت. چند دقيقه بعد با كمك مردم پس از خاموش كردن آتش به بيمارستان شهيد مطهرى تهران منتقل شدم.
اين دختر جوان در پايان گفت: او به خاطر اينكه توجهى به او نمى كردم مرا به آتش كشيد و من هيچ وقت او را نمى بخشم.
خودكشى پس از آدم ربايى در بانك اردبيل
مردى ۳۳ساله داخل يك بانك در اردبيل با شليك گلوله خودكشى كرد.
به گزارش ايسنا، اين حادثه زمانى رخ داد كه فرد طلاسازى با تهديد اسلحه كمرى، برادر زن خود را كه يك دندانپزشك است، براى انتقال موجودى حسابش به حساب خود به بانك كشاند.
با آگاهى و هوشيارى رئيس بانك ماجرا به نيروى انتظامى اطلاع داده شد و فرد طلاساز به محض مشاهده حضور نيروهاى انتظامى در محل، با شليك گلوله به سر، خودكشى كرد. برادر زن متوفى در مورد شروع اين حادثه، گفت: صبح روز يكشنبه ۳۰مرداد ماه زمانى كه عازم مطب خود بودم با شوهر خواهرم ، رو به رو شدم و او را كه از ناحيه پا دچار ناراحتى بود، سوار ماشين كردم و به طرف منزل راهى شديم.
در بين راه او با كلت كمرى مرا تهديد كرد كه ماشين را به طرف خيابان شهيد مدنى هدايت كنم كه هر چه نصيحت كردم مؤثر واقع نشد. او با كشيدن ضامن اسلحه مرا تهديد به مرگ كرد و براى رهايى من چند شرط گذاشت. وى افزود: شرط او انتقال پول موجود در حسابم به حساب وى و انتقال سند مالكيت منزل مسكونى ام به نام او بود كه من از ترس جانم شروط او را قبول كردم و راهى بانك شديم. رئيس بانك با اطلاع از موضوع، جريان را به نيروى انتظامى اطلاع داد كه ماجرا با حضور مأموران پليس و خودكشى شوهرخواهرم پايان يافت.
وى در اظهارات خود از رابطه خوب خود با متوفى سخن به ميان آورد و گفت: تا به حال هيچ گونه اختلافى با او نداشته ام.
پرونده اين خودكشى در مراجع قضايى در حال بررسى است.
پدرخواستاراعدام جوان برادركش شد
225270.jpg
گروه حوادث - پسر جوانى كه مى گويد بخاطر اعتياد برادرش وى را به قتل رسانده است با اصرار پدر و مادرش در يك قدمى مجازات مرگ قرار گرفت.اين جنايت خانوادگى، روز ۲۸ اسفندماه سال ۸۳ در خيابان دماوند رخ داد. پسرى با ضربات چاقو برادرش به نام «عليرضا» را روانه بيمارستان كرد و پا به فرار گذاشت.وقتى برادر اين جوان فرارى روى تخت بيمارستان از پاى در آمد، پليس جنايى به رديابى هاى گسترده اى پرداخت كه قاتل آشنا را دستگير كند تا اينكه مخفيگاه وى در شهريار به دست آمد و غلامرضا بازداشت شد.جوان برادركش كه تحقيقات نشان مى دهد جوان شرورى است در بازجويى ها به بازپرس اصغر زاده گفت: برادرم معتاد شده بود خيلى او را نصيحت كردم تا ترك كند اما نپذيرفت چون قبلاً خودم اعتياد داشتم مى دانستم چه سرنوشتى خواهد داشت. وقتى با برادرم درگير شدم او با چاقو به من حمله كرد و من نيز با چاقو ضرباتى به برادرم زده و فرار كردم.بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما؛ پس از آخرين دفاع اين برادركش در برابر بازپرس اصغرزاده، پدر وى نه تنها نسبت به مجازات قصاص وى گذشت نكرد بلكه بابيان اينكه پسرم شرور است و  آزادى او جان من و خواهرش را به خطر مى اندازد، خواستار اعدام پسر شرورش شد.
اعدام و ۶۰ سال حبس براى سارقان قاتل
گروه حوادث - اهواز، خبرنگار «ايران» - سه مرد كه در جريان سرقت از يك شركت خصوصى مرد جوانى را به قتل رسانده بودند، از سوى قاضى شعبه ۱۰۳ جزايى اهواز به قصاص محكوم شدند.اين حادثه سال ۸۱ هنگامى رخ داده بود كه سه سارق در تاريكى شب به يك شركت حمله كرده و قصد سرقت از آنجا را داشتند.
بر اساس اين رأى «حسين» متهم رديف نخست به اعدام و ۲۰ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق، «اسكندر» به ۲۰ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و «مهدى» به ۲۰ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محكوم شدند.
۲ پسر مسلح مسافر زورگير بودند
225270.jpg
گروه حوادث - دو زورگير مسلح وقتى خودرويى را دزديدند هنوز نتوانسته بودند خود را به مخفيگاه برسانند كه در حلقه محاصره پليس گرفتار شدند.
ساعت ۱۵ و ۳۰  دقيقه روز دوم شهريورماه سال جارى، دو پسر جوان از راننده پيكانى خواستند آنان را از ترمينال راه آهن به دولت آباد برساند.وقتى خودرو حركت كرد با راهنمايى هاى دو مسافر راننده وارد محل خلوتى در خاوران شد و زمانى كه خواست اعتراض كند از سوى دو زورگير مورد حمله قرار گرفت.
سارقان با بيرون انداختن راننده جوان به سرعت پا به فرار گذاشتند و هنوز دقايقى نگذشته بود كه مالباخته با رساندن خود به پليس ادعا كرد دو جوان مسلح خودرواش را به سرقت برده اند.
رديابى اين خودرو به همه گشت هاى پليس تهران مخابره شد و زمانى كه دو زورگير سوار بر خودروى مسروقه از چهار راه خاقانى گذر مى كردند رديابى و دستگير شدند.بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما؛ دو پسر زورگير وقتى در برابر بازپرس توكلى از شعبه پنجم دادسراى امور جنايى تهران قرار گرفتند با پذيرفتن زورگيرى ادعا كردند هيچ اسلحه اى نداشته اند و با چاقو به سرقت پرداخته اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |