دوشنبه ۷ شهريور ۱۳۸۴ -
Mon, Aug 29, 2005
كتاب و كتابخوانى
۳۲۳۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به «كتاب جاز، پيدايش و سبك شناسى»
انتشار كتاب هاى « رفاه اجتماعى ، گامى به پيش» و «بهداشت و درمان
كاهش تصدى گرى، افزايش خدمات» از مجموعه كتاب هاى (كتاب دولت)
نگاهى به «كتاب جاز، پيدايش و سبك شناسى»
صداى ساييدن حلقه هاى زنجير
225801.jpg
نيواورلئان جز، رگتايم، كلاسيك جز، سويينگ، كول جز، سول جز و... اصطلاح هايى هستند كه در متن هاى اينترنتى يا روى جلد برخى سى دى ها كه به دست مخاطبان ايرانى مى رسد، بسيار ديده مى شود. اما واقعيت اين است كه افراد بسيار اندكى از تفاوتهاى اين سبك ها از يكديگر و خصلت هاى موسيقايى هر كدام از آنها آگاه هستند. حتى تشخيص تفاوتهاى دو سبك جز و بلوز براى بسيارى از شنوندگان ايرانى دشوار است و وقتى كه جريان ورود اين موسيقى به كشور سير طبيعى خود را طى نكرده، ناشناخته ماندن اين سبك از موسيقى چندان دور از انتظار نيست.
اين روزها كه در برخى فروشگاههاى موسيقى امكان تهيه آثار جز وجود دارد، نوارها و سى دى ها اين سبك جزو كم فروش ترين آثار طبقه بندى مى شوند و شنيدن خبر اجراى يك كنسرت جز در يك آموزشگاه يا سالن بسيار كوچك نيز اتفاق نادرى است.
كتابى كه به تازگى با عنوان «كتاب جاز، پيدايش و سبك شناسى» منتشر شده در ميان اين گمنامى موسيقى جز در كشور، رويداد منحصر به فردى بود. اين كتاب اولين كتاب چاپ شده به زبان فارسى است كه منحصراً به موسيقى جز مى پردازد و زيرشاخه هاى مختلف و سير تحول اين موسيقى را معرفى مى كند.
كيوان ميرهادى در پيشگفتار كوتاه اين كتاب به ناشناخته ماندن اين موسيقى اشاره مى كند و مى نويسد: «گروههايى كه در نيمه اول دهه پنجاه شمسى در ايران به اجراى برنامه پرداختند، دوشادوش موسيقى كلاسيك غربى در شناساندن «جاز» به ايرانى ها تأثير گذاشتند. برنامه هاى راديويى و تلويزيونى نيز به سهم خود در تبليغ و حمايت «جاز» در حد جامعه ايران آن زمان نقش داشتند. چيزى در اين ميان گم بود و آن نبود مرجع رسمى تدريس و كرسى آموزش «جاز» در آكادمى هاى موسيقى و مراكز تحصيل عاليه بود كه باعث شد اين ژانر همچنان تا زمان حاضر در مملكت مامهجور بماند. قصه دهه هاى ۶۰ و ۷۰ نيز حكايت از ناشناس ماندن كامل «جاز» در اذهان نسل هاى جديد پس از انقلاب دارد.»
«كتاب جاز» نوشته نيوشا بقراطى در دو فصل «پيدايش و شكل گيرى جاز» و «سبك شناسى جاز» در ۲۸ بخش نوشته شده است.
بقراطى در اين كتاب، تاريخ موسيقى جاز را از زمانى شروع مى كند كه آفريقايى ها هنوز در قاره خود زندگى مى كردند و مجبور نشده بودند به عنوان برده به قاره جديد منتقل و از ريشه هاى خود دور شوند. در دو بخش اوليه كتاب، اطلاعات كاملى از وضعيت سياهان آفريقا، آغاز برده دارى و قوانين آن، شيوه انتقال برده ها و شرايط كار آنها در قاره آمريكانوشته شده است چرا كه «صادرات برده از قاره سياه به «دنياى نو»، تنها ارتباط ميان اين دو سرزمين بود. ارتباطى كه همچون زنجيرى دو قاره را به يكديگر متصل مى كرد و صداى ساييدن حلقه هاى اين زنجير، بذرافشان يكى از عالى ترين ژانرهاى موسيقى امروز شد ولذا دركى كلى از پديده برده دارى و تجارت برده نه تنها در فهم «جاز» لازم است، بلكه حياتى مى نمايد.» (صفحه۱۴)
در بخش اول كتاب رويدادهايى نظير تأسيس نخستين قلعه اروپايى در سواحل گينه در سال ،۱۴۸۲ سلطه سرجان هاوكينز بر برده دارى در نيمه اول قرن شانزدهم، درخواست اسقف اعظم اسپانيا براى دادن مجوز وارد كردن ۱۲ برده سياهپوست از آفريقا به هر شهروند اسپانيايى مقيم هائيتى و جزئيات دقيقى از شرايط نقل و انتقال برده ها در انبار كشتى ها عنوان شده است.
برده هاى آفريقايى در آمريكا در شرايطى زندگى مى كردند كه هيچ امكانى براى حفظ فرهنگ بومى خود يا حتى پديد آوردن فرهنگى تازه در تعامل با فرهنگ اربابان خود نداشتند چرا كه معنايى بيش از يك ابزار كار براى آنها در آن دوران قابل تصور نيست. اما با لغو برده دارى در سال۱۸۶۵ اولين زمينه ها براى شكل گيرى موسيقى سياهان در قاره آمريكا به وجود آمد. اما نمى توان تولد موسيقى جز را با لغو برده دارى دقيقاً همزمان دانست: «در طول نزديك به سه دهه (از ۱۸۶۵ تا اوايل دهه ۱۸۹۰) موسيقى در ميان آنها شروع به رشد كرده بود و فرم هاى نخستين آن كه البته با آنچه بعدها «جاز» ناميده شد، داراى تفاوتهاى فاحشى بود، به طرزى خام و بدوى در گوشه و كنار به گوش مى رسيد. براى مدتى نزديك به بيست سال، موسيقى سياهپوستان با تكيه اساسى بر «وكال» اجرا مى گشت و اين معلول دليل بسيار ساده اى بود: «آنها قدرت خريد ساز را نداشتند.» (صفحه۳۱)
پس از گذشت اين دوران، سياهپوستان با شيوه هاى گوناگون مانند گدايى، قرض، دزدى، خريد سازهاى دست دوم و يا تصاحب سازهاى بادى بر جا مانده از ارتش شكست خورده جنوب براى اولين بار چيزى غير از صداى خود براى توليد موسيقى پيدا كردند. با اين حال هنوز نمى دانستند چه چيزى مى خواهند بنوازند. سالها محصور ماندن در آوازهاى كار و مذهبى، ريشه هاى هر نوع خلاقيتى را در درون آنها گم كرده بود و نياز به يك غبارروبى طولانى داشت كه اين روند حدود يك نسل طول كشيد تا نخستين ملودى هاى جز به ابتدايى ترين شكل در سالهاى پايانى قرن نوزدهم در گوشه و كنار شنيده شد.
«سياهان زجركشيده كه ديگر مصمم بودند در زير سايه آزادى ديريافت و ارزشمند خود، لحظه لحظه هاى تنفس آزاد را با طنين موسيقى به جشن بنشينند، بى تأمل به تك تك اين الگوها چنگ مى انداختند تا شايد كه موفق به بيرون كشيدن موسيقى خود از ميان آنها شوند.» (صفحه ۳۵)
در بخش «تكوين جاز اوليه» كتاب ابتدا به موسيقى سياهان در سالهاى برده دارى كه تنها در قالب «آوازهاى كار» وجود داشت پرداخته مى شود. در اين بخش علاوه بر سير تحول موسيقى برده هاى آزادشده، تغييرات اجتماعى آمريكا و رشد و شكل گيرى بندر نيواورلئان كه بعدها به عنوان محل تولد موسيقى جز شناخته شد نيز مورد بررسى قرار مى گيرد. در واقع نيواورلئان به اين دليل توانست زادگاه موسيقى جز باشد كه در دوران برده دارى، اربابان اين منطقه آزادى هاى بيشتر براى سياهپوستان قائل بودند و آنها مى توانستند در شبهايى از هر هفته در ميدان كنگو جمع شوند و با كوبيدن بر قوطى كنسروها و بشكه هاى خالى، همراه با خواندن آواز به اجراى موسيقى بپردازند.
پس از لغو برده دارى، سياهان اين منطقه بودند كه براى اولين بار گروههاى موسيقى بادى - برنجى تشكيل دادند: «سياهان به طور غريزى بر آن شدند تا نحوه (آواز) خواندن خود را بر روى ساز تقليد كنند. بدين منظور، سه ساز براى سياهان به طرزى خودكار به عنوان سازهاى كليدى و مطلوب از اهميت ويژه اى برخوردار شد: كلارينت براى صداهاى زير، كرنت جايگزين صداهاى متوسط و ترومبون عرضه كننده صداهاى بم و عميق شد. اين نوع رويارويى با موسيقى كه كم سابقه و تا حدى بدوى به نظر مى رسد به علت بهره مندى سياهان از افكت هاى صوتى خاص در ترانه خوانى و متعاقباً با سعى در تقليد آن در نوازندگى «جاز»، بعدها باعث خلق وجوه خاص و متمايزكننده اين نوع موسيقى در ميان ساير ژانرهاى موزيك گشت.» (صفحه۵۴)
تغيير شكل موسيقى سياهان از مارش به جز در آخرين دهه قرن نوزدهم روى داد. اين تغيير زمانى اتفاق افتاد كه ساختار ملوديك موسيقى آنها از يك سو تقويت شد و از سوى ديگر بداهه نوازى هاى فردى و جمعى كه امروزه به عنوان شالوده اصلى موسيقى جز شناخته مى شود، شكل گرفت.
بقراطى در دو بخش بعدى كتاب خود كه به «پيشگامان جاز» و «فراگير شدن جاز» اختصاص دارد ابتدا به نامهايى كه به عنوان اولين «جزمن»ها و سلطان هاى جز شناخته مى شوند مى پردازد و سپس به نخستين تورهايى كه اين افراد در شهرهاى مختلف اجرا كردند اشاره مى كند كه موجب آشنايى مردمان مناطقى غير از نيواورلئان با اين موسيقى شدند: «درست هنگامى كه تعدادى از موزيسين ها، خود را با شرايط جديد زندگى در نيواورلئان وفق داده بودند، دست روزگار، حادثه تلخ اقتصادى ديگرى را براى آنان تدارك ديد. صنايع توليد پنبه - كه اصلى ترين زمينه ارتزاق لوييزيانا به شمار مى آمد - در اثر حمله آفت به كشتزارها در سال،۱۹۲۱ دچار ركودى ناگهانى و غيرقابل باور گشت. فقر، سايه سياه خود را بر نيواورلئان افكند و به مدت بيش از سه سال، عملاً چرخ هاى اقتصادى لوييزيانا را از حركت بازنگاه داشت. در طول اين دوره مشقت بار، صدها هزار نفر از اهالى جنوب، سياه و سفيد، به اميد يافتن كار بهتر و درآمد بيشتر، راه شمال را در پيش گرفتند. اين خيل عظيم مهاجران نيواورلئانى، شهروندان مقيم شيكاگو را تدريجاً با موسيقى جذاب و غنى خود آشنا كردند و بدين طريق زمينه انتقال تمركز «جاز» از نيواورلئان به شهرهاى شمالى و خصوصاً شيكاگو فراهم شد.» (صفحه۷۹)
در فصل دوم كتاب كه به «سبك شناسى جاز» اختصاص يافته ابتدا در يك بخش: «نگاهى گذرا به تاريخ جاز» ارائه شده و سپس در ۲۱ بخش بعدى زيرشاخه هاى مختلف اين موسيقى مورد بررسى قرار گرفته است. در اين ۲۱ بخش مى توان به تاريخچه اى از شكل گيرى، رشد، افول و بزرگان سبك هاى جزآوازين، رگتايم، نيواورلئان جز، كلاسيك جز، پيانو بلوز، سويينگ و دوران بيگ بند، مين استريم جز، جامپ بلوز، كول جز، هاردباپ، سول جز، جز آزاد، جز - راك، اسيدجز، جز - رپ، جز برزيلى و لاتين جز دست يافت. هر چند در اين بخش بيشتر با نگاهى تاريخى به هر يك از سبك ها پرداخته شده و به توضيحى اندك درباره ويژگى هاى موسيقايى هر يك از آنها بسنده شده است اما مجموعه اى را پيش روى خواننده قرار مى دهد كه گوشه هاى بسيارى از تاريخ موسيقى جز را خواهد شناخت.
«كتاب جاز» در واقع، اولين تاريخ نگارى اين موسيقى به زبان فارسى است كه علاوه بر نشان دادن شاخصه هاى هر سبك از موسيقى جز به بررسى شرايط اجتماعى و عوامل اجتماعى حاكم بر اين موسيقى نيز مى پردازد: «شيكاگويى كه «جاز» در آن جريان داشت، شيكاگوى «اسكار فيس آل كاپن» بود، شيكاگوى منع خريد و فروش الكل، پول آسان و بدون ماليات، گانگسترهاى ولخرج، سالن هاى رقص و كلوپ هاى شبانه.» (صفحه ۸۷)
انتشار كتاب هاى « رفاه اجتماعى ، گامى به پيش» و «بهداشت و درمان
كاهش تصدى گرى، افزايش خدمات» از مجموعه كتاب هاى (كتاب دولت)
فصل رفاه و بهداشت
225804.jpg
دولت اصلاحات پس از هشت سال كار وتلاش به كار خود پايان داد.
در اين ميان آنچه بايد به آن توجه داشت ، چگونگى عملكرد اين دولت است و اينكه وزارتخانه هاى دولت آقاى خاتمى
كار را چگونه و با چه طرح هاى انجام شده و يا در دست انجامى به دولت جديد مى سپارند. مؤسسه فرهنگى - مطبوعاتى ايران با توجه به اين مهم اقدام به چاپ و انتشار سرى كتاب هايى تحت عنوان «كتاب دولت» زده است كه پيش از اين پنج جلد از اين سرى كتاب ها با نام هاى صنعت و معدن به سوى رشد شتابان و گسترش زيرساخت هاى راه و ترابرى و كشاورزى ، ورزش و تربيت بدنى و آموزش و پرورش معرفى شده است. به اختصار خلاصه اى از دو كتاب ديگر را پيش رويتان قرار مى دهيم.
بهداشت و درمان؛ كاهش تصدى گرى، افزايش خدمات
بخش بهداشت و درمان به منظور تأمين و ارتقاى سلامت جسمى، روانى و اجتماعى جامعه در چارچوب سياستها و خط مشى هاى تعيين شده، مجموعه اى نظام يافته از فعاليت ها و عمليات اجرايى است كه مهمترين آنها شامل آموزش بهداشت، پيشگيرى و ايمن سازى عليه بيماريهاى واگير، بهداشت خانواده و مدارس، بهداشت و سالم سازى محيط زيست، مبارزه با بيماريها، تأمين و آموزش نيروى انسانى پزشكى و پيراپزشكى در زمينه هاى مختلف پزشكى است. اگرچه طبق تعريف WHO سلامت حالتى است كه احساس خوشى از ابعاد جسمى، روانى و اجتماعى به انسان دست مى دهد و صرفاً نداشتن بيمارى يا ناتوانى دليل بر سلامتى نيست. با اين حساب مسؤوليت تأمين بهداشت به معناى اخير بسيار فراتر از وظايف يك وزارتخانه است.
كاهش تصدى دولت در بخش درمان در طول هر سه برنامه توسعه پس از انقلاب تأكيد شده است و در طول برنامه سوم نيز تا حدودى اين هدف تحقق يافته است. البته از آنجا كه اهداف كمى تعيين شده براى برنامه سوم در بخش بهداشت و درمان وجود ندارد تنها مى توان گفت حركت مشاهده شده در طول برنامه كندتر از آن است كه انتظار مى رود و نشاندهنده يك تحول عميق نيست.
در اجراى سياست كاهش تصدى دولت در بخش، مطابق برنامه قرار بوده است كه دولت تصدى خود را در درمان بسترى در مناطق توسعه نيافته يا كمتر توسعه يافته استمرار بخشد و نيز درمان سرپايى را در مناطق شهرى و روستايى به بخش غيردولتى واگذار كند، مگر در مناطقى كه براى بخش خصوصى جاذبه اى ندارد. ولى واگذاريها و يا توسعه مراكز غيردولتى، يا در مرحله مقدماتى است يا اصولاً كار چندانى انجام نشده است. همچنين در اجراى اين هدف قرار بود نظام كارمزدى به جاى روزمزدى تدوين و اجرا شود كه محقق نشده است. اما در مجموع مى توان گفت دلايل بى رغبتى بخش خصوصى در سرمايه گذارى براى ارائه خدمات درمانى عمدتاً ناشى از واقعى نبودن تعرفه هاى خدمات، كارايى نامطلوب سيستم پرداخت هاى بيمه درمان، پرهزينه بودن و بازدهى نامناسب سرمايه گذارى در اين زمينه و وجود قوانين و مقررات دست و پاگير و... است.
يكى ديگر از وظايف و تلاشهاى بهداشت و درمان در برنامه سوم توسعه كنترل و ريشه كنى بيماريهاى واگير و غيرواگير است كه اگرچه به طور نسبى جلو بوده اما در مواردى خلاف اين واقعيت به چشم مى خورد. در ميان اين بيماريها ايدز به دلايل خاصى از اهميت ويژه اى برخوردار است و به همين دليل نيز از سال۱۳۷۷ تاكنون براى پيشگيرى و كنترل اين بيمارى اعتبارات خاصى در نظر گرفته شده است. مبلغ اين بودجه در سال۱۳۸۳ بالغ بر يك ميليارد تومان بود كه البته متناسب با خطر تهديد كننده از جانب اين بيمارى نيست.
ديگر فعاليت هايى كه بهداشت و درمان در برنامه سوم توسعه ارائه داده است؛ سطح بندى خدمات درمانى، نظارت بر كليه مراكز توليد، توزيع مواد خوراكى، اصلاح شبكه بهداشتى - درمانى كشور، اصلاح ساختار تشكيلات و وظايف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى، اصلاح ساختار و تقويت نظام بيمه درمان كشور، ساماندهى شبكه اورژانس كشور، تقويت و توسعه همكاريهاى ميان بخشى، برقرارى نظام ارجاع، ارتقاى امنيت غذا و تغذيه، اصلاح نظام دارويى بودند.
با توجه به نقش اساسى داروها در پيشگيرى و درمان بيماريها و تأمين بهداشت و سلامت جامعه، سياست ملى دارويى هر كشور جايگاه ويژه اى در ساختار سياستهاى ملى بهداشتى آن كشور دارد. در همين راستا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى موظف است با تدوين و پايش سياست ملى دارويى كشور زمينه هاى لازم را براى ايجاد نظام دارويى متناسب با شأن مردم ايران و نظام بهداشت و درمان كشور فراهم و از طريق اعمال مقررات و سياستهاى نظارتى اين اطمينان را ايجاد كند كه كليه داروهاى موجود در بازار داروى ايران از كيفيت، سلامت و كارايى كافى برخوردار هستند. ضمن آنكه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى، بايد امكان دسترسى بيماران را به كليه داروهاى «فهرست داروهاى ايران» فراهم كند. بيماران بايد قادر باشند با پرداخت حداقل هزينه ممكن داروهاى مورد نياز را براى درمان بيمارى خود تأمين كنند. همچنين اين وزارتخانه بايد از طريق فراهم كردن زمينه هاى آموزش كافى براى اعضاى گروه پزشكى، تجويز منطقى داروها را ترغيب كند و از طريق همكارى با رسانه هاى جمعى تأثيرگذار بر فرهنگ و رفتار مردم از طريق ارائه اطلاعات صحيح و كاربردى زمينه مصرف منطقى داروها توسط بيماران را فراهم كند و در مورد خطرات مصرف غيرمنطقى داروها به مردم هشدار دهد.
كتاب بهداشت و درمان؛ كاهش تصدى گرى، افزايش خدمات كه در مؤسسه فرهنگى و مطبوعاتى ايران منتشر شده و با بهاى ۲۰۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است، همانطور كه گوشه اى از آن را مطالعه كرديد، سعى كرده ضمن طرح زمينه هاى قانونى بخش مورد ارزيابى نگاهى به گذشته وضعيت بخش و نيز تغييراتى كه در طول برنامه با آن مواجه شده است، همراه با توصيف برخى از طرحهاى مهم بخش و مقالات تخصصى و تحليلى و مصاحبه با دست اندركاران و كارشناسان، نوعى ارزيابى بى طرفانه و منصفانه از عملكرد دولت در برنامه پنج ساله ارائه شود.
رفاه اجتماعى، گامى به پيش
مطابق اصل بيست و نهم قانون اساسى، برخوردارى از تأمين اجتماعى از نظر بازنشستگى، بيكارى، پيرى، از كار افتادگى، بى سرپرستى، در راه ماندگى، حوادث و سوانح و نياز به خدمات بهداشتى و درمانى و مراقبت هاى پزشكى به صورت بيمه و غيره حقى است همگانى و دولت مكلف است طبق قوانين از محل درآمدهاى عمومى و درآمدهاى حاصل از مشاركت مردم خدمات و حمايت هاى مالى فوق را براى يك يك افراد كشور تأمين كند.
مطابق اين اصل، تأمين اجتماعى به منزله حمايتى به شمار مى آيد كه جامعه در قبال پريشانى هاى اجتماعى و اقتصادى پديد آمده توسط قطع يا كاهش شديد درآمد افراد ناشى از بيمارى، باردارى، حوادث و بيمارى هاى ناشى يا غير ناشى از كار، بيكارى، از كار افتادگى، سالمندى و فوت و همچنين در قبال جبران هزينه هاى درمان و نگهدارى خانواده (عايله مندى) به اعضاى خانوار خود ارائه مى دهد. به عبارتى تأمين اجتماعى هدفى دو وجهى را دنبال مى كند. از يك سو زمينه ساز توسعه و رشد اقتصادى است و از سوى ديگر هدف توسعه نيز هست.
برنامه سوم توسعه فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى جمهورى اسلامى ايران (۱۳۸۳-۱۳۷۹) در فصل پنجم خود با تفصيل بيشترى نسبت به دو برنامه قبل تحت عنوان «نظام تأمين اجتماعى و يارانه ها» به مبحث تأمين اجتماعى پرداخته است. ده ماده برنامه به اين بخش اختصاص يافته و در اين ميان توجه خاصى به پوشش هاى بيمه اى شده است. اهدافى كه در برنامه سوم توسعه براى بخش تأمين اجتماعى بيمه اى ملحوظ شده، همراه با پيش بينى تدابير و اقدامات اجرايى است كه دولت موظف به اجراى آنها شده است. جهت گيرى هاى اصلى بخش تأمين اجتماعى براساس لايحه سوم به اين شرح است: فراگير شدن نظام تأمين اجتماعى، كه براى رسيدن به اين منظور مى توان راه حل هاى زير را برگزيد: بهره مندى كليه بيمه شوندگان از خدمات بيمه همگانى و بيمه هاى مضاعف، تأمين صد درصد هزينه بيمه همگانى و مكمل جانبازان و درمان خاص آنان، افزايش خدمات قابل ارائه به بيمه شدگان، طراحى ساختار سازمانى مناسب نظام تأمين اجتماعى، افزايش بازده سرمايه گذارى ها و كاهش هزينه هاى جارى صندوق هاى بيمه اى به منظور بهبود اجراى تعهدات، ايجاد رقابت در مؤسسات بيمه اى براى ارتقاى كيفيت و كميت خدمات.
تلاش ديگرى كه در تأمين اجتماعى به چشم مى خورد، تحول در شاخص هاى آن بود. طورى كه درصد جمعيت تحت پوشش بيمه درمان در سال ۸۲ به ۹۷‎/۲ درصد رسيد. تصويب قوانين جديد مانند اصلاح پاره اى از مقررات باز نشستگى و نيز بيمه قاليبافان و بافندگان گليم و قانون بيمه اجبارى رانندگان حمل و نقل بار و مسافر بين شهرى هم از مواردى است كه موجب ارتقاى سطح پرداخت هاى مستمرى بگيران شده و گسترش پوشش هاى جديد بيمه اى را امكان پذير كرده است.
در كل مى توان گفت: روند كلى شاخص هاى موجود نشان مى دهد در طول برنامه سوم نابرابرى ها كمتر شده و رفاه و توسعه انسانى بهبود و صرفاً نابرابرى شهر و روستا اندكى افزايش يافته است اما در عين حال وضعيت فقر كشور با توجه به منابع طبيعى و انسانى آن قابل پذيرش نيست. به همين دليل سياست هاى فقر زدايى در اقتصاد ايران بايد با عزم و جديت بيشترى دنبال شود تا توزيع ناشى از منافع رشد اقتصادى ميان گروه هاى مختلف درآمد به ويژه اقشار كم درآمد بتواند بهبودى اساسى در وضعيت رفاهى آنان ايجاد كند. رشد اقتصادى، توزيع درآمد و رفاه اقتصادى مقوله اى است كه تحت تأثير عوامل متعددى است و بهبود هر يك از آن عوامل مى تواند در ارتقاى شاخص درآمدى و شاخص توسعه انسانى مؤثر باشد.
بخش عمده اى از مسائل مربوط به فقر و نابرابرى ناشى از محروميت از قابليت ها و توانمندى هاى افراد يك جامعه است. درآمد يكى از دلايل اصلى محروميت ها است اما رابطه ابزارى ميان درآمد و قابليت هاى انسانى نمى توانند علل بنيادى فقر را به نحو مناسب تبيين كند. فقر و نابرابرى درآمدى مى تواند از نابرابرى در ساير شرايط زندگى شامل تندرستى، آزادى، جنبه هاى مختلف كيفيت زندگى تأثير بپذيرد. يك فرد با درآمد بالا اما محروم از مشاركت هاى سياسى در حالت معمولى فقير محسوب نمى شود. اما بر حسب يك نوع آزادى مهم، آشكارا فقير است. فردى كه بيمه بيكارى دريافت مى كند اما آرزوى داشتن شغل مناسب را دارد، فقير است چون بيكارى جداى از مسائل مادى آثار منفى روانى بر فرد به جا مى گذارد. به همين دليل سازمان ملل شاخص فقر انسانى را براى كشورهاى توسعه يافته براساس نرخ بيكارى بلند مدت به عنوان يك شاخص محروميت اجتماعى محاسبه مى كند.
خدماتى كه وزارت رفاه در طول هشت سال اخير ارائه داده است تنها منحصر به خدمات بيمه اى نيست و شاهد حمايت هاى غير بيمه اى نيز از طرف اين وزارتخانه بوده ايم. مواردى چون پيشگيرى از بروز آسيبهاى اجتماعى و معلوليت جسمى و روانى براى آحاد جامعه، فراهم آوردن تسهيلات لازم براى نگهدارى افرادى كه نياز به سرپرستى و يا نگهدارى دارند و فراهم آوردن زمينه بازتوانى و خود اتكايى آنان كه در ماده ۳۸ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى نيز ذكر شده است و برعهده بخش بهزيستى است. اعتبارات اين بخش در طول برنامه سوم با آهنگى متناسب و اندكى بيش از شاخص تورم افزايش يافته است.
طورى كه طبق آمار مجموع اعتبارات مصوب بخش بهزيستى در سال ۷۸ معادل ۵۱۹۴ ميليارد ريال بوده كه در سال ۸۲ به ۱۳۱۷۲ ميليارد ريال رسيده است.
كتاب «رفاه اجتماعى، گامى به پيش» به ثبت و انعكاس بخش هايى از عملكرد وزارت رفاه طى دو دوره رياست جمهورى آقاى خاتمى به همراه ديدگاه ها و ارزيابى هايى كه مى تواند تصوير شفاف ترى از آنچه در اين دوران گذشته، پرداخته است. اين كتاب كه گوشه هايى از آن را مطالعه كرديد، در مؤسسه فرهنگى و مطبوعاتى ايران به چاپ رسيده و با بهاى ۲۰۰۰ تومان در كتابفروشى ها موجود است.
معرفى كتاب
225807.jpg
گذر جامعه سنتى : نوسازى خاورميانه
كتاب حاضر كه نوشته دانيل لرنر است و غلامرضا خواجه سروى آن را ترجمه كرده است، بر سرعت شكسته شدن جوامع سنتى تأكيد مى كند.
در حالى كه اين شكسته شدن ضرورتاً با مؤلفه هاى مدرنى چون رسانه، تجارت، صنعت، سواد و ... همراه نبوده است. مقايسه ميان جوامع مدرن غربى و جوامع متشتت خاورميانه اى، نويسنده را به آنجا مى كشاند كه تباين ذاتى ميان دو فرهنگ را براساس عنصر «شجاعت» و «ابتكار» تحليل و تفسير  كند. از نظر وى آنچه براى تسريع روند نوسازى در خاورميانه نياز است، فرهنگ ابتكار است كه بستر زايش اين فرهنگ در خاورميانه وجودندارد. وانگهى واردكردن آن نيز ممكن نيست. با اين حال واقعيت هايى از جهان مدرن در خاورميانه بروز و رسوخ كرده است. لرنر در بررسى خود طيفى را به تصوير مى كشد كه يك سر آن سنتى ها و سر ديگر مدرن ها قرار دارند و درميان آن «انتقالى ها» واقع شده اند كه تاحدى با مدرن ها همراه هستند اما فاقد اجزاى لازمه زندگى به سبك مدرن هستند.
كتاب «گذر جامعه سنتى : نوسازى خاورميانه» در پژوهشكده مطالعات راهبردى به چاپ رسيد و با بهاى پنج هزار تومان در اختيار علاقه مندان است.
استراتژى توسعه صنعتى كشور
عملكرد بخش صنعت حاصل تعامل نسبتاً پيچيده عوامل مختلف سياسى - اقتصادى - اجتماعى و حتى فرهنگى است كه تنها با چيدمانى خاص از مجموعه اين عوامل تبديل به توسعه صنعتى مى شود. استراتژى توسعه صنعتى به دنبال تنظيم اين چيدمان است. توسعه صنعتى به عنوان مرحله اى از توسعه اقتصادى ، و نه توسعه يك زير مجموعه از بخش هاى مختلف اقتصادى، از طريق دستيابى به فناورى هاى پيشرفته ، ارتباط با بازارهاى بزرگ و سازماندهى مدرن بخش خصوصى ، منجر به بهبود سطح رفاه جامعه مى شود. «مجموعه مطالعات طرح تدوين استراتژى توسعه صنعتى كشور» با چنين رويكردى تهيه شده و اكنون در قالب كتاب «استراتژى توسعه صنعتى كشور» به دست چاپ سپرده شده است.
كتاب استراتژى توسعه صنعتى كشور كه با تلاش مسعود نيلى و همكاران تهيه و تأليف شده است ، در مؤسسه انتشارات علمى دانشگاه صنعتى شريف به چاپ رسيده و با جلد شوميز به بهاى پنج هزار تومان و با جلد گالينگور به همراه CD با بهاى ۶۲۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.
گفتمان هاى امنيت ملى
در جمهورى اسلامى ايران
درجهان كنونى امنيت ملى همه اهداف و سياست هاى هر كشور خاص را تحت تأثير خود قرار داده است به گونه اى كه فعاليت بخش مهمى از نخبگان سياسى و فكرى هركشور معطوف به اين مسأله است. كتاب حاضر ضمن بررسى گفتمان هاى سنتى امنيت (سه برداشت واقعگرايانه، آرمانگرايانه و نهادگرايانه) و انگاره هاى مدرن و حتى پسامدرن در پى آن است كه دو محور اساسى را پوشش دهد: بررسى تحولات مفهومى در ملاحظات امنيت ملى كشور و تطبيق آن ملاحظات با سالهاى مختلف حيات سياسى نظام جمهورى اسلامى ايران. بدين منظور سه گفتمان «بسط محور »، «حفظ محور »، و «رشد محور » متناسب با غلبه هركدام از اين گفتمان ها در دوره اى خاص، مورد بحث ، بررسى و تحليل قرار گرفته اند. اين كتاب به دليل پيوند و تطبيق دو حوزه نظرى و عملى و نيز جامع الاطراف بودن موضوعى آن در پرتو توجه و نظرداشت به آثار موجود در حوزه امنيت ملى ايران است.
كتاب حاضر كه نوشته سيدحسين ولى پور زرومى است ، در پژوهشكده مطالعات راهبردى به چاپ رسيده و با بهاى چهارهزارتومان در اختيار علاقه مندان است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |