|
نگاهى به «كتاب جاز، پيدايش و سبك شناسى»
صداى ساييدن حلقه هاى زنجير
|
|
|
نيواورلئان جز، رگتايم، كلاسيك جز، سويينگ، كول جز، سول جز و... اصطلاح هايى هستند كه در متن هاى اينترنتى يا روى جلد برخى سى دى ها كه به دست مخاطبان ايرانى مى رسد، بسيار ديده مى شود. اما واقعيت اين است كه افراد بسيار اندكى از تفاوتهاى اين سبك ها از يكديگر و خصلت هاى موسيقايى هر كدام از آنها آگاه هستند. حتى تشخيص تفاوتهاى دو سبك جز و بلوز براى بسيارى از شنوندگان ايرانى دشوار است و وقتى كه جريان ورود اين موسيقى به كشور سير طبيعى خود را طى نكرده، ناشناخته ماندن اين سبك از موسيقى چندان دور از انتظار نيست. اين روزها كه در برخى فروشگاههاى موسيقى امكان تهيه آثار جز وجود دارد، نوارها و سى دى ها اين سبك جزو كم فروش ترين آثار طبقه بندى مى شوند و شنيدن خبر اجراى يك كنسرت جز در يك آموزشگاه يا سالن بسيار كوچك نيز اتفاق نادرى است. كتابى كه به تازگى با عنوان «كتاب جاز، پيدايش و سبك شناسى» منتشر شده در ميان اين گمنامى موسيقى جز در كشور، رويداد منحصر به فردى بود. اين كتاب اولين كتاب چاپ شده به زبان فارسى است كه منحصراً به موسيقى جز مى پردازد و زيرشاخه هاى مختلف و سير تحول اين موسيقى را معرفى مى كند. كيوان ميرهادى در پيشگفتار كوتاه اين كتاب به ناشناخته ماندن اين موسيقى اشاره مى كند و مى نويسد: «گروههايى كه در نيمه اول دهه پنجاه شمسى در ايران به اجراى برنامه پرداختند، دوشادوش موسيقى كلاسيك غربى در شناساندن «جاز» به ايرانى ها تأثير گذاشتند. برنامه هاى راديويى و تلويزيونى نيز به سهم خود در تبليغ و حمايت «جاز» در حد جامعه ايران آن زمان نقش داشتند. چيزى در اين ميان گم بود و آن نبود مرجع رسمى تدريس و كرسى آموزش «جاز» در آكادمى هاى موسيقى و مراكز تحصيل عاليه بود كه باعث شد اين ژانر همچنان تا زمان حاضر در مملكت مامهجور بماند. قصه دهه هاى ۶۰ و ۷۰ نيز حكايت از ناشناس ماندن كامل «جاز» در اذهان نسل هاى جديد پس از انقلاب دارد.» «كتاب جاز» نوشته نيوشا بقراطى در دو فصل «پيدايش و شكل گيرى جاز» و «سبك شناسى جاز» در ۲۸ بخش نوشته شده است. بقراطى در اين كتاب، تاريخ موسيقى جاز را از زمانى شروع مى كند كه آفريقايى ها هنوز در قاره خود زندگى مى كردند و مجبور نشده بودند به عنوان برده به قاره جديد منتقل و از ريشه هاى خود دور شوند. در دو بخش اوليه كتاب، اطلاعات كاملى از وضعيت سياهان آفريقا، آغاز برده دارى و قوانين آن، شيوه انتقال برده ها و شرايط كار آنها در قاره آمريكانوشته شده است چرا كه «صادرات برده از قاره سياه به «دنياى نو»، تنها ارتباط ميان اين دو سرزمين بود. ارتباطى كه همچون زنجيرى دو قاره را به يكديگر متصل مى كرد و صداى ساييدن حلقه هاى اين زنجير، بذرافشان يكى از عالى ترين ژانرهاى موسيقى امروز شد ولذا دركى كلى از پديده برده دارى و تجارت برده نه تنها در فهم «جاز» لازم است، بلكه حياتى مى نمايد.» (صفحه۱۴) در بخش اول كتاب رويدادهايى نظير تأسيس نخستين قلعه اروپايى در سواحل گينه در سال ،۱۴۸۲ سلطه سرجان هاوكينز بر برده دارى در نيمه اول قرن شانزدهم، درخواست اسقف اعظم اسپانيا براى دادن مجوز وارد كردن ۱۲ برده سياهپوست از آفريقا به هر شهروند اسپانيايى مقيم هائيتى و جزئيات دقيقى از شرايط نقل و انتقال برده ها در انبار كشتى ها عنوان شده است. برده هاى آفريقايى در آمريكا در شرايطى زندگى مى كردند كه هيچ امكانى براى حفظ فرهنگ بومى خود يا حتى پديد آوردن فرهنگى تازه در تعامل با فرهنگ اربابان خود نداشتند چرا كه معنايى بيش از يك ابزار كار براى آنها در آن دوران قابل تصور نيست. اما با لغو برده دارى در سال۱۸۶۵ اولين زمينه ها براى شكل گيرى موسيقى سياهان در قاره آمريكا به وجود آمد. اما نمى توان تولد موسيقى جز را با لغو برده دارى دقيقاً همزمان دانست: «در طول نزديك به سه دهه (از ۱۸۶۵ تا اوايل دهه ۱۸۹۰) موسيقى در ميان آنها شروع به رشد كرده بود و فرم هاى نخستين آن كه البته با آنچه بعدها «جاز» ناميده شد، داراى تفاوتهاى فاحشى بود، به طرزى خام و بدوى در گوشه و كنار به گوش مى رسيد. براى مدتى نزديك به بيست سال، موسيقى سياهپوستان با تكيه اساسى بر «وكال» اجرا مى گشت و اين معلول دليل بسيار ساده اى بود: «آنها قدرت خريد ساز را نداشتند.» (صفحه۳۱) پس از گذشت اين دوران، سياهپوستان با شيوه هاى گوناگون مانند گدايى، قرض، دزدى، خريد سازهاى دست دوم و يا تصاحب سازهاى بادى بر جا مانده از ارتش شكست خورده جنوب براى اولين بار چيزى غير از صداى خود براى توليد موسيقى پيدا كردند. با اين حال هنوز نمى دانستند چه چيزى مى خواهند بنوازند. سالها محصور ماندن در آوازهاى كار و مذهبى، ريشه هاى هر نوع خلاقيتى را در درون آنها گم كرده بود و نياز به يك غبارروبى طولانى داشت كه اين روند حدود يك نسل طول كشيد تا نخستين ملودى هاى جز به ابتدايى ترين شكل در سالهاى پايانى قرن نوزدهم در گوشه و كنار شنيده شد. «سياهان زجركشيده كه ديگر مصمم بودند در زير سايه آزادى ديريافت و ارزشمند خود، لحظه لحظه هاى تنفس آزاد را با طنين موسيقى به جشن بنشينند، بى تأمل به تك تك اين الگوها چنگ مى انداختند تا شايد كه موفق به بيرون كشيدن موسيقى خود از ميان آنها شوند.» (صفحه ۳۵) در بخش «تكوين جاز اوليه» كتاب ابتدا به موسيقى سياهان در سالهاى برده دارى كه تنها در قالب «آوازهاى كار» وجود داشت پرداخته مى شود. در اين بخش علاوه بر سير تحول موسيقى برده هاى آزادشده، تغييرات اجتماعى آمريكا و رشد و شكل گيرى بندر نيواورلئان كه بعدها به عنوان محل تولد موسيقى جز شناخته شد نيز مورد بررسى قرار مى گيرد. در واقع نيواورلئان به اين دليل توانست زادگاه موسيقى جز باشد كه در دوران برده دارى، اربابان اين منطقه آزادى هاى بيشتر براى سياهپوستان قائل بودند و آنها مى توانستند در شبهايى از هر هفته در ميدان كنگو جمع شوند و با كوبيدن بر قوطى كنسروها و بشكه هاى خالى، همراه با خواندن آواز به اجراى موسيقى بپردازند. پس از لغو برده دارى، سياهان اين منطقه بودند كه براى اولين بار گروههاى موسيقى بادى - برنجى تشكيل دادند: «سياهان به طور غريزى بر آن شدند تا نحوه (آواز) خواندن خود را بر روى ساز تقليد كنند. بدين منظور، سه ساز براى سياهان به طرزى خودكار به عنوان سازهاى كليدى و مطلوب از اهميت ويژه اى برخوردار شد: كلارينت براى صداهاى زير، كرنت جايگزين صداهاى متوسط و ترومبون عرضه كننده صداهاى بم و عميق شد. اين نوع رويارويى با موسيقى كه كم سابقه و تا حدى بدوى به نظر مى رسد به علت بهره مندى سياهان از افكت هاى صوتى خاص در ترانه خوانى و متعاقباً با سعى در تقليد آن در نوازندگى «جاز»، بعدها باعث خلق وجوه خاص و متمايزكننده اين نوع موسيقى در ميان ساير ژانرهاى موزيك گشت.» (صفحه۵۴) تغيير شكل موسيقى سياهان از مارش به جز در آخرين دهه قرن نوزدهم روى داد. اين تغيير زمانى اتفاق افتاد كه ساختار ملوديك موسيقى آنها از يك سو تقويت شد و از سوى ديگر بداهه نوازى هاى فردى و جمعى كه امروزه به عنوان شالوده اصلى موسيقى جز شناخته مى شود، شكل گرفت. بقراطى در دو بخش بعدى كتاب خود كه به «پيشگامان جاز» و «فراگير شدن جاز» اختصاص دارد ابتدا به نامهايى كه به عنوان اولين «جزمن»ها و سلطان هاى جز شناخته مى شوند مى پردازد و سپس به نخستين تورهايى كه اين افراد در شهرهاى مختلف اجرا كردند اشاره مى كند كه موجب آشنايى مردمان مناطقى غير از نيواورلئان با اين موسيقى شدند: «درست هنگامى كه تعدادى از موزيسين ها، خود را با شرايط جديد زندگى در نيواورلئان وفق داده بودند، دست روزگار، حادثه تلخ اقتصادى ديگرى را براى آنان تدارك ديد. صنايع توليد پنبه - كه اصلى ترين زمينه ارتزاق لوييزيانا به شمار مى آمد - در اثر حمله آفت به كشتزارها در سال،۱۹۲۱ دچار ركودى ناگهانى و غيرقابل باور گشت. فقر، سايه سياه خود را بر نيواورلئان افكند و به مدت بيش از سه سال، عملاً چرخ هاى اقتصادى لوييزيانا را از حركت بازنگاه داشت. در طول اين دوره مشقت بار، صدها هزار نفر از اهالى جنوب، سياه و سفيد، به اميد يافتن كار بهتر و درآمد بيشتر، راه شمال را در پيش گرفتند. اين خيل عظيم مهاجران نيواورلئانى، شهروندان مقيم شيكاگو را تدريجاً با موسيقى جذاب و غنى خود آشنا كردند و بدين طريق زمينه انتقال تمركز «جاز» از نيواورلئان به شهرهاى شمالى و خصوصاً شيكاگو فراهم شد.» (صفحه۷۹) در فصل دوم كتاب كه به «سبك شناسى جاز» اختصاص يافته ابتدا در يك بخش: «نگاهى گذرا به تاريخ جاز» ارائه شده و سپس در ۲۱ بخش بعدى زيرشاخه هاى مختلف اين موسيقى مورد بررسى قرار گرفته است. در اين ۲۱ بخش مى توان به تاريخچه اى از شكل گيرى، رشد، افول و بزرگان سبك هاى جزآوازين، رگتايم، نيواورلئان جز، كلاسيك جز، پيانو بلوز، سويينگ و دوران بيگ بند، مين استريم جز، جامپ بلوز، كول جز، هاردباپ، سول جز، جز آزاد، جز - راك، اسيدجز، جز - رپ، جز برزيلى و لاتين جز دست يافت. هر چند در اين بخش بيشتر با نگاهى تاريخى به هر يك از سبك ها پرداخته شده و به توضيحى اندك درباره ويژگى هاى موسيقايى هر يك از آنها بسنده شده است اما مجموعه اى را پيش روى خواننده قرار مى دهد كه گوشه هاى بسيارى از تاريخ موسيقى جز را خواهد شناخت. «كتاب جاز» در واقع، اولين تاريخ نگارى اين موسيقى به زبان فارسى است كه علاوه بر نشان دادن شاخصه هاى هر سبك از موسيقى جز به بررسى شرايط اجتماعى و عوامل اجتماعى حاكم بر اين موسيقى نيز مى پردازد: «شيكاگويى كه «جاز» در آن جريان داشت، شيكاگوى «اسكار فيس آل كاپن» بود، شيكاگوى منع خريد و فروش الكل، پول آسان و بدون ماليات، گانگسترهاى ولخرج، سالن هاى رقص و كلوپ هاى شبانه.» (صفحه ۸۷)
|