دوشنبه ۷ شهريور ۱۳۸۴ -
Mon, Aug 29, 2005
ديپلماتيك
۳۲۳۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
بخش هفتم
نتايج تروريسم در مصر
در روزهاى گذشته، با انفجارهاى «شرم الشيخ»، مصر يك بار ديگر بهايى سنگين را بابت تروريسم پرداخت. اين انفجارها در كشورى رخ داد كه يكى از گهواره هاى اسلام گرايى راديكال است. جنبش اخوان المسلمين در سال ۱۹۹۲ در همين كشور، در قلب خاور نزديك زاده شد؛ جنبشى كه خواهان بازگشت به ريشه  ها و سنت  ها و اسلامى سازى مجدد جامعه بود. پيدايش اخوان المسلمين واكنشى از يكسو در برابر تسلط استعمار بريتانيا بر آن كشور و از سوى ديگر، در برابر پيشرفت سريع جريان هاى ملى گرا و ماركسيست در ابتداى سده بيستم بود. مناسبات ميان اين جنبش ها - ملى گرا، سوسياليست و اسلام گرا - از همان ابتدا آشفته و بحرانى بود؛ هرچند اتفاق مى  افتاد كه با يكديگر عليه دشمن مشترك همكارى كنند. اين دشمن زمانى بريتانياى كبير به عنوان قدرتى استعمارى بود و بعدها اسرائيل. در دوران اخير، اخوان المسلمين كه مدت طولانى غيرقانونى بود، قانونى شد و با نزديكى به چپ راديكال، اتئلاف  انتخاباتى عليه حكومت فاسد و مستبد حسنى مبارك برقرار كرد.
مبارك مانند پيشينيان خود، مناسباتى گنگ و مبهم با جنبش هاى اسلام گرا دارد: از يكسو، آنان را بدون رعايت ابتدايى ترين حقوق انسانى سركوب مى كند و از سوى ديگر، سياست زدو بند با اسلام گرايى را به پيش مى برد كه بدترين نمونه آن، تلاش حكومت براى آطن بود كه با اسلاميسم در زمين آن مبارزه كند، سياستى كه نتيجه آن نابودى تدريجى تمام نهادهاى لاييك جامعه مصر بود.
موعظه هاى آتشينى كه مدام از تلويزيون پخش مى  شد و تحميل قوانين مذهبى، به اسلامى شدن خزنده تمام جامعه انجاميد؛ آن هم در شرايطى كه متقابلاً سركوب جنبش اسلامى به مخفى شدن آنان انجاميد و برخى گرايش هاى افراطى در ميان آنان به وجود آمد كه مانند «جماعت اسلامى»، ابايى از دست زدن به بدترين اقدامات تروريستى نداشتند.
اينان اقدامات خود را معمولاً با حضور خارجيان توجيه مى كردند كه سرزمين اسلام را «آلوده» كرده اند. اين خارجيان استعمارگران باشند يا تجار يا توريست و جهانگرد براى آنان تفاوتى ندارد. اما همانطور كه «ماكسيم رودنسون» (اسلام شناس ماركسيست فرانسوى) سال ها قبل، اعلام كرده بود «نخستين قربانيان اسلام گرايى خود مسلمانان هستند.» تا به امروز و همانطور كه در انفجارهاى شرم الشيخ اتفاق افتاد بيش از همه خود مسلمانان در اين اقدامات تروريستى كشته شده اند. اما تعداد بسيار بيشترى از همين مسلمانان بودند و خواهند بود كه پيامدهاى اقتصادى و اجتماعى تروريسم بر دوش آنان گذاشته مى شود، زيرا بخش توريسم، نخستين منبع ارزى مصر است. چنانكه سال ها طول كشيد كه مصر بتواند از پيامدهاى كاهش رفت و آمد جهانگردان در نتيجه بمب گذارى ۱۹۹۷ در «لوكسور» سرپا بايستد. در آن ماجرا، ۶۲ نفركه ۵۸ نفر آنان، توريست خارجى بودند، جان خود را از دست دادند. اما خونين ترين حمله تروريستى در سال ۱۹۸۱ در «اسيوت» و اتفاقاً در مقر نيروهاى امنيتى انجام شد. اين حمله هاى تروريستى در آن زمان، نتيجه يك احساس ستم و تحقير دوگانه بود: محروميت مردم يك منطقه، مصر ميانه، كه دولت مركزى، آن را به حال خود رها كرده بود و شورش دربرابر يك حكومت ديكتاتورى و فاسد كه سياست خارجى خلاف خواست مردم را در پيش گرفته بود؛ از سرگيرى مناسبات با اسرائيل. نبايد فراموش كرد كه مصر نخستين كشور عرب بود كه قرارداد صلح با اسرائيل را امضا كرد، اما صلحى منجمد، كه تا زمانى كه مسأله فلسطين راه حلى عادلانه و بادوام نمى يافت، نمى توانست ذوب شود. اكنون نيز مصر وارد يك معامله تازه با اسرائيل شده است و مى خواهد معاهده اى را با اسرائيل امضا كند كه براساس آن، ارتش مصر ضامن امنيت مرزى نوار غزه پس از عقب نشينى اسرائيل در ۱۵ آگوست خواهد بود؛ سياستى كه يكبار ديگر مردم مصر آن را سازشى جديد و مشاركت مصر در طرح آمريكايى «خاورميانه بزرگ» تلقى مى كنند. انتخابات آينده رئيس جمهورى در ماه سپتامبر، مرحله اى مهم در پيشبرد اين طرح است و حكومت حسنى مبارك قرار است در پى اين انتخابات به برچسب «دموكراسى ساخت آمريكا» مزين شود. تلاش جورج بوش براى پيشبرد اين طرح در تمام منطقه، اوضاعى سراسر تهديد آميز را به دنبال دارد كه تمام تروريست هابه دنبال ميوه چينى از آن هستند.
منبع: روزنامه اومانيته (چاپ پاريس)
اينترنت
ابزارى در خدمت بن لادن
225762.jpg
حسن هاشميان
امروزه بسيارى از سايتها بر روى شبكه جهانى تبادل اطلاعات به سازمان القاعده و شاخه هاى آن در اقصى نقاط جهان تعلق دارد. براى برخى از كارشناسان ضدتروريسم، بن لادن اكنون فقط بر روى زمين مبارزه نمى كند، بلكه او دست به يك جنگ الكترونيكى وسيعى زده است كه هواداران او از طريق شبكه اينترنت به راحتى از آن استفاده مى كنند. شايد براى خيلى افراد،اين تصور وجود دارد كه جماعت القاعده زير زمين مخفى شده اند يا در كوهستانهاى دور دست، عمليات كشتار خود را رهبرى مى كنند. اما واقعيتها مى گويند كه چنين چيزى صحت ندارد. آنها مانند بسيارى از مردم عادى در محله هاى شلوغ شهرى به سر مى برند، ازدواج مى كنند و فرزندان خود را به مدرسه مى فرستند.
وقتى فيلم «القاعده در سرزمين بين النهرين» پخش شد، براى خيلى از افراد، اين واقعيت روشن شد كه عاملان كشتارهاى مختلف در عراق جوانان بسيار عادى هستند كه هيچ تفاوتى با جوانان محله شما ندارند. اين فيلم در ۲۹ ژوئن (۹ تيرماه) گذشته از طريق شبكه اينترنت پخش شد. در اين فيلم، جوانانى نشان داده شدند كه هيچ نقابى بر صورت ندارند، زيرا همه آنها در عمليات انتحارى مشاركت كرده و از بين رفته بودند. آنچه در اينجا از اهميت فوق العاده اى برخوردار است، امكان ذخيره كردن هر بخش از اين فيلم توسط هواداران بن لادن است. آنها اين فيلم يا بخشهايى از آن را ذخيره كرده اند و از طريق تلفن همراه خود براى دوستانشان مى فرستند. بى جهت نيست كه هر فيلم پخش شده از سوى سازمان القاعده توسط ميليونها نفر مشاهده مى شود و اين، به معنى برترى اطلاع رسانى و قدرت تبليغات اين گروه تروريستى است.
در اينجا، گروه «زرقاوى» در عراق، بيشترين سهم را از استفاده از شبكه اينترنت به خود اختصاص داده اند. آنها به راحتى windows media و real player را به كار مى گيرند و بر اين اساس، از تمام صحنه هاى عمليات خود فيلمبردارى مى كنند. سپس اين فيلم ها را بر روى اينترنت مى برند و در اختيار هواداران خود قرار مى دهند و به مرور زمان متوجه مى شوند هر مقدار برنامه هاى تبليغاتى بيشتر بوده به همان ميزان نيروهاى جديدى از كشورهاى اسلامى و جاهاى ديگر جذب آنها شده است. براى زرقاوى بسيار مهم است كه در اين فيلمها نشان دهد خسارت جبران ناپذيرى به نيروهاى آمريكايى وارد شده است. او تلاش مى كند توان آمريكاييها در دفاع از خود را حقيرانه جلوه دهد و براى اين منظور، ماهنامه اينترنتى تحت عنوان «ذروه السنام» (به معناى «رشد كوهان شتر») بر روى شبكه جهانى اطلاعات منتشر و در آن، عمليات كشتار خود را توجيه مى كند. در اين ماهنامه همچنين آموزشهاى نظامى خاص و دستورالعملهاى عملياتى به هواداران خود ارائه مى كند.
يك پديده عجيب و شگفت آور ديگر اينكه، زرقاوى و بن لادن براى انجام يك سرى هماهنگى ها و تقويت مبانى سازمانى خود، بطور آشكار بر روى شبكه اينترنت با يكديگر به گفت وگو مى پردازند. ديگر، همانند گذشته و برحسب ضرورت جنگهاى چريكى، بن لادن، كلاشينكوف خود را حمل نمى كند بلكه به جاى آن يك «لپ تاب» به همراه دارد و در وقت مقتضى از آن استفاده مى كند. در كنار اين، مجموعه هاى بزرگى از افراد وجود دارند كه در زمينه اينترنت و كامپيوتر تخصص دارند و لحظه به لحظه مساعدتهاى خود را در اختيار سازمان القاعده قرار مى دهند. به عنوان مثال، گروهى كه در عراق فعاليت دارد، نقشه راه هاى ممكن براى خلاص شدن از محاصره نيروهاى آمريكايى را از طريق اينترنت در اختيار زرقاوى قرار مى دهند و گروه ديگرى كه در سوريه به سر مى برد، نام و آدرس مساجدى را كه براى پذيرايى از زرقاوى و گروه او در سوريه اعلام آمادگى كرده اند را تقديم آنها مى كنند.
با چنين شكلى از اثرگذارى، سازمان القاعده با گذشت زمان اندكى به اهميت كاربرد اينترنت در مبارزه خود پى برد. در اين ميان، تشكلى تحت عنوان «جبهه جهانى اطلاع رسانى اسلامى» كه وظيفه انتشار نامه هاى زرقاوى بر روى شبكه اينترنت را به عهده دارد، با صدور بيانيه اى اعلام كرد: «... تكنولوژى گردش اطلاعات، همه چيز را آسان كرده است... و وب ها اين فرصت را براى همه در اقصى نقاط جهان فراهم مى كنند كه به سخنان «مجاهدين» گوش فرادهند.»
اين امپراتورى اطلاع رسانى در گذشته وجود نداشت و زرقاوى يك فرد اردنى ناشناخته بود. اما به مرور زمان و با انتشار روزانه و هفتگى پيامهاى زرقاوى بر روى شبكه جهانى اطلاعات، او اكنون همانطور كه ژنرال «ديويد پيرترايوس» يكى از فرماندهان آمريكايى گفته به شكل «سمبلى» با اهميت بالا درآمده است. فقط در تابستان جارى، كارشناسان اينترنت در مركز مطالعات «سايت» اعلام كردند كه روزانه ۹ بيانيه و در سه هفته گذشته ۱۸۰ بيانيه از سوى گروه زرقاوى در عراق بر روى اينترنت پياده شده است. از نظر «مايكل شوير» رئيس سابق گروه تعقيب كننده بن لادن در سازمان سيا، زرقاوى طى يك سال گذشته از صفر به ۶۰ درجه (۶۰ از ۱۰۰ ميزان مراجعه به سايتهاى زرقاوى بر روى اينترنت) رسيده است. در اين ارتباط، «بن وينزك» يكى از افراد «مركز اينتل» كه وظيفه نظارت بر سايتهاى اسلامى گرا را برعهده دارد مى گويد: «... زرقاوى در زمان مناسبى استفاده از اين اينترنت را آغاز كرد. در حال حاضر تكنولوژى تبادل اطلاعات براحتى تكثير فيلم و توزيع آن را از طريق اينترنت تسهيل كرده است و آن چيزى است كه زرقاوى در زمان فعلى به آن نياز شديدى دارد. سرعت بالا، تهيه فيلم با كيفيت برتر و انتقال آن با همان درجه از كيفيت به زرقاوى كمك مى كند كه به راحتى پيامهاى خود را از طريق اينترنت منتقل كند.»
«ايوان كولمن» مشاور مركز مبارزه با تروريسم كه از نزديك سايتهاى اينترنتى را نظارت مى كند، در اين ارتباط مى گويد: «... سازمان القاعده بسيار راغب بود كه از تكنولوژى اينترنت در كارهاى خود استفاده كند، اما عصر بن لادن، عصر فاكس و تلويزيونهاى ماهواره اى بود اما نسل جديدى كه زرقاوى نماينده آن است، در عصر اينترنت به سر مى برد و به نحو احسن از آن استفاده مى كند. افرادى كه در اطراف زرقاوى گرد آمده اند، دهه ۲۰ عمر خود را به پايان نبرده اند و به وسايل اطلاع رسانى به شكل جديدى مى نگرند. ولى بن لادن و افراد هم نسل او اكنون در كوهستانهاى افغانستان به سر مى برند، جايى كه امكان به كارگيرى تكنولوژى جديد وجود ندارد. اما زرقاوى در عراق است و در آنجا «جنگ شهرى» رواج يافته است و شورشيان به راحتى مى توانند در شهرها از تكنولوژى جديد اطلاع رسانى استفاده كنند.»
در يك واقعه كه تا عمق شخصيت بيننده نفوذ كرده است، زرقاوى شمشير خود را برمى كشد و سر «نيكلاس برگ» را ازتن وى جدا مى كند. دوربين در اين لحظات بر چشمان فرد سر بريده متمركز مى شود تا عذاب و رنج را در اعماق آمريكاييها نفوذ دهد. كسى به درستى نمى داند اين واقعه در چه تاريخى رخ داده است. اما بعد از آن، همه مى دانند كه تاريخ ۱۱ مه ۲۰۰۴ زمان پخش فيلم سر بريدن نيكلاس برگ به روى سايت «انصار وب» بوده است. اين فيلم در ميليونها CD ضبط و از اندونزى (در شرق) تا آمريكا ( در غرب ) توزيع شد. بعد از آن، گروه هاى ديگر تلاش كردند كار زرقاوى در سر بريدن بر روى اينترنت را تقليد كنند و از آن پس، زرقاوى مشهور شد.
زرقاوى اين كار را به مثابه بريدن سر يك حيوان انجام داد و در كمال خونسردى، گردن وى را بريد و همانطور كه در قصابخانه عمل مى شود، از پخش خون به اطراف جلوگيرى شد. او اصطلاح «قربانى» يا حيوان را براى طعمه خود به كار مى گيرد و بلافاصله اين اصطلاح در ميان هواداران او رواج يافت و اين قدرت اينترنت است كه چنين اصطلاحى را به راحتى رواج مى دهد.
در سال ،۲۰۰۳ زمانى كه زرقاوى از شهر «هرات» در افغانستان گريخت و به عراق آمد، هيچ چيز درباره اينترنت نمى دانست. نخستين بار در ۹ آوريل ،۲۰۰۴ فيلمى تحت عنوان «قهرمانان فلوجه» بر روى سايتهاى اينترنت رفت كه گفته مى شود جماعت زرقاوى آن را تهيه كرده است. در اين فيلم، مردانى با نقابهاى سياه بمبى را بر سر راه نفربر آمريكايى قرار مى دهند تا آن را منفجر كنند. در پايان همين ماه و دقيقاً در ۲۵ آوريل، زرقاوى نخستين بيانيه خود را بر روى اينترنت منتشر مى كند و از طريق آن، مسؤوليت عملياتى در شهر بصره را به عهده مى گيرد. او در اين بيانيه عنوان مى كند: «... ما چنين تصميمى گرفتيم تا پرچم جهاد را به اهتزاز درآوريم... ما كمانهاى خود را در قايقى كه به سوى عظمت پيش مى تازد، به دست گرفتيم».
نخستين پيام ضبط شده زرقاوى كه وى مستقيماً در آن سخن مى راند، در اوايل ماه جولاى از شبكه اينترنت پخش شد. اين پيام برخلاف فيلمهاى بن لادن يا «ايمن الظواهرى» به تلويزيونهاى عربى نرفت، بلكه به طور مستقيم از شبكه اينترنت پخش شد. در اين پيام، زرقاوى بريدن سر نيكولاس برگ به دست خود را توجيه كرد و به افرادى كه در اين كار با او مخالفت كردند، تاخت و آنان را مجموعه «بردگان» توصيف كرد.
در اين اثنا، مخالفان زرقاوى تبليغات منفى گسترده اى را عليه وى دامن زدند، به طورى كه او مجبور شد تمام اين ادعاها را تكذيب و براى گروه خود سخنگوى رسمى تعيين كند. از اين به بعد، آنهايى كه كارهاى زرقاوى را زير نظر داشتند، با نام «ابوميسره عراقى» به عنوان سخنگوى رسمى القاعده در عراق آشنا شدند. در اين مدت، زرقاوى بحث و جدل وسيعى درباره بيعت خود با بن لادن به راه انداخته بود. در اين ميان، زرقاوى اصرار مى كرد كه علاوه بر نيروهاى آمريكايى، اكثريت شيعه عراق را نيز هدف قرار دهد. اين بحثها به ماه ها مناقشه و نامه نويسى كشيد و سازمان القاعده از سوى خود ملاحظاتى درباره «سربرى» زرقاوى داشت. تا اينكه بعد از مدتى مجله اينترنتى القاعده كه از سوى ياران بن لادن در عربستان سعودى منتشر مى شد، لقب «سلطان سربران» را به زرقاوى اعطا كرد و به اين بحثها پايان داد.
در ۱۷ اكتبر ،۲۰۰۴ زرقاوى طى بيانيه اى رهبرى اسامه بن لادن را پذيرفت. در اين زمان، حمله معروف نيروهاى آمريكايى به شهر «فلوجه» جريان داشت و تلاش مى شد كه نيروهاى القاعده در سرزمين بين النهرين به رهبرى ابومصعب زرقاوى را در اين شهر به محاصره درآورند. در چنين فضايى، بيانيه زرقاوى در بيعت با بن لادن بر روى شبكه اينترنت قرار گرفت. زرقاوى در اين بيانيه فاش كرده بود كه به مدت ۸ ماه بر روى اينترنت با اسامه بن لادن گفت وگو و تبادل آرا مى كرد. دو روز بعد، زرقاوى نام گروه خود را «توحيد و جهاد» گذاشت؛ نامى كه به نظر مى رسد با هماهنگى بن لادن اتخاذ شده است و از اين تاريخ به بعد، بيانيه هاى گروه زرقاوى به نام «سازمان القاعده شاخه سرزمين بين النهرين» انتشار يافت و پخش فيلمهاى ويدئويى آنها بر روى اينترنت به اين نام آغاز شد.
اكنون زرقاوى علاوه بر بيانيه ها و فيلم هاى عملياتى خود، اخبار روزانه عراق و تحليلهاى سياسى گروه هاى وابسته به القاعده را بر روى سايتهاى خود قرار داده است. همچنين تالارهاى گفت وگو در اين زمينه رواج يافته است. بيشتر اين تالارها تلاش دارند عمليات خشونت بار زرقاوى عليه نيروهاى آمريكايى و ديگران را واجب دينى تعبير كنند. از سوى ديگر، ورود كاربرهاى جديد به اين تالارها ممنوع شده است، مگر اينكه فردى با مهارتهاى خاص و با استفاده از تمامى معلومات ذخيره شده بر روى سايت بتواند زيركانه وارد اتاق گفت وگو شود. افراد گفت وگو كننده در اين اتاقها در زمينه امنيت اطلاعاتى، خوب آموزش ديده اند و به ندرت مى توان اطلاعات مهمى را از آنها بيرون كشيد.
در بخش ديگرى از سايتهاى اسلام گرايان، چگونگى ساخت بمب و كاربرد مواد منفجره آمده است. اين مسأله سابقاً براى كسانى كه عزم آن را داشتند تا به گروه هاى شورشى در عراق بپيوندند، يك پرسش بزرگى بود. اما اكنون اين افراد در اين زمينه خبره شده اند و دانش زيادى در اختيار آنها قرار گرفته است. و نكته آخر، در اين سايتها، اسامى و زندگينامه «شهداى القاعده» است تا از اين طريق به نوآموزان تلقين شود راه آنها را برگزينند.
يك پژوهش نشان مى دهد كه ۴۰۰ نفر از نيروهاى زرقاوى كه در عراق كشته شدند، بطور دائم از اينترنت استفاده مى كردند. اين افراد متأهل، داراى فرزندان و به طبقه متوسط جامعه تعلق داشتند. همه آنها كار و درآمد خوبى داشتند اما ناگهان به شكل سحرآميزى تحت تأثير خطابه هاى زرقاوى قرار گرفته و به جماعت او پيوسته بودند. در اين ميان، بررسى ۱۸۰ نامه از سوى خانواده هاى اين افراد كه براى سايتهاى اسلام گرايان ارسال و به زندگينامه هاى وابستگان خود اشاره شده است، نشان مى دهد بيشتر آنان به شكل ناگهانى تصميم گرفتند كه به گروه زرقاوى بپيوندند.
با چنين اوصافى، اينترنت امروز به شكل مهمترين وسيله ارتباطى القاعده درآمده است كه در سرتاسر گيتى به نحو احسن عمل مى كند و بسيارى از عمليات مهم توسط اين رسانه سازماندهى مى شود. حال، اين پرسش در برابر كارشناسان سازمانهاى امنيتى اروپا و آمريكا قرار دارد كه چگونه مى توانند اين حربه را با توجه به تنوع و گستردگى آن در سطح جهان، از دستان بن لادن و زرقاوى خارج كنند؟
توسعه، امنيت و حقوق بشر براى همه
بخش هفتم
كوفى عنان
سوانح طبيعى
۶۵ - تأثير مرگبار «سونامى » در اقيانوس هند، آسيب پذيرى زندگى بشر در برابر سانحه هاى طبيعى و همچنين تأثير بيش از حدى كه بر زندگى مردم فقير دارند را به ما يادآورى كرد. در صورتى كه تلاش هاى قاطعانه ترى براى جلوگيرى از تلفات انسانى و خسارات وارده بر وسايل امرار معاش و زيرساختارها به عمل نيايد ، سوانح طبيعى به موانعى جدى بر سر راه تحقق هدف هاى توسعه هزاره تبديل خواهند شد. كنفرانس جهانى براى كاهش سوانح، كه اوايل ۲۰۰۵ برگزار شد، چارچوب «هيوگو» (Hyogo) براى اقدام ۲۰۱۵ - ۲۰۰۵ راتصويب كرد كه هدف ها و حوزه هاى اولويت را براى كاهش خطر سوانح در ۱۰ سال آينده معين مى كند. ما بايد اجراى آن را شروع كنيم.
۶۶ - كشورهاى منطقه اقيانوس هند، با كمك سازمان ملل و سايرين، اينك درحال انجام اقدام هايى براى ايجاد نظام منطقه اى هشدار زودهنگام سونامى هستند. اما اجازه بدهيد ساير خطرهايى را كه مردم درهمه مناطق جهان در معرض آنها قرار دارند، از جمله توفان، سيل، خشكسالى ، رانش زمين، امواج گرما و سرريز كوه هاى آتشفشانى، فراموش نكنيم. براى تكميل آمادگى بيشتر در برابر سوانح طبيعى و ابتكارهاى مربوط به كاهش آنها، با استفاده از توانايى هاى ملى و منطقه اى موجود، ايجاد نظامى براى هشدار زودهنگام جهانى براى تمامى خطرهاى ملى را پيشنهاد مى كنم. براى كمك به ايجاد اين نظام از دبيرخانه برنامه بين المللى براى كاهش آثار سوانح طبيعى مى خواهم با همكارى همه نهادهاى مربوطه نظام ملل متحد رسيدگى درباره ظرفيت ها و كمبودهاى موجود را هماهنگ كند و در انتظار دريافت يافته ها و پيشنهادهاى آن هستم. وقتى اين سوانح رخ مى دهند ما همچنين به ترتيبات واكنش سريع بهتر براى ارائه كمكهاى فورى بشردوستانه، كه در بخش پنجم به آنها اشاره شد، نياز داريم.
علم و فناورى براى توسعه
۶۷ - براى كمك به هدايت توسعه اقتصادى و قادر ساختن كشورهاى در حال توسعه به يافتن راه حل هايى براى مشكلات خود، تلاش كاملاً شديد جهانى لازم است تا از تحقيق و توسعه براى تأمين نيازهاى ويژه فقيران در حوزه بهداشت، كشاورزى، مديريت منابع طبيعى و محيط زيست، انرژى و آب و هوا حمايت به عمل آيد. دو اولويت ويژه بايدتدارك يك ابتكار مهم جهانى براى تحقيق درباره بيماريهاى استوايى و فراهم كردن حمايت بيشتر از گروه مشورتى درباره تحقيقات بين المللى كشاورزى (CGIAR) براى تحقيق درباره كشاورزى مناطق استوايى باشد.
۶۸ - فناوريهاى اطلاعاتى و ارتباطى مى توانند كمك چشمگيرى به تحقق هدف هاى توسعه هزاره كنند براى بهره بردارى كامل از امكانات بالقوه فناورى اطلاعاتى و ارتباطى نياز به رسيدگى به تفاوتهاى ديجيتالى، از جمله از طريق سازوكارهاى داوطلبانه براى تأمين منابع مالى، مانند صندوق همبستگى ديجيتالى كه اخيراً آغاز به كار كرده، داريم.
نهادها و تأسيسات زيربنايى منطقه اى
۶۹- تأسيسات زيربنايى منطقه اى و همكارى در زمينه خط مشى براى حمايت از توسعه اقتصادى ضرورى هستند. اين امر به ويژه هنگامى لازم است كه كشورهاى در حال توسه فاقد دسترسى به دريا يا از جزاير كوچك باشند كه هر دو گروه به حمايت ويژه نياز دارند. اما كشورهاى ديگر كه ممكن است كم جمعيت باشند يا براى حمل و نقل، موادغذايى آب يا انرژى به همسايگان خود وابسته باشند نيز به كمك نياز دارند. كمك دهندگان بين المللى بايد از همكارى منطقه اى حمايت كنند تا با اين مشكلات برخورد كنند و كشورهاى در حال توسعه بايد چنين همكارى را بخشى تفكيك ناپذير از برنامه هاى ملى خود قرار دهند. اين امر بايد شامل نه فقط همكارى اقتصادى، بلكه همچنين سازوكارهايى براى گفت وگوى سياسى منطقه اى و ايجاد وفاق، مانند سازوكار بررسى دقيق آفريقا و مشاركت جديد براى توسعه آفريقا (NEPAD) باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |