پنجشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۴ -
Thu, Sep 1, 2005
گفت و گو
۳۲۳۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گفت و گو با احمد كاردان
رئيس دانشگاه مجازى صنعتى اميركبير
دانشگاه مجازى براى توسعه آموزش
226173.jpg
شهناز على محمدى
در حالى كه طرح همگانى كردن آموزش عالى در ايران از طريق آموزشهاى مجازى، هدف راهبردى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى و شوراى عالى اطلاع رسانى است، ولى چندى پيش توسط يكى از مسؤولين دانشگاهى و دست اندركار اين آموزشها اعلام شد دو اشكال عمده موجود بر سر راه آموزشهاى مجازى وجود دارد، به اين مفهوم كه تكنيك مورد نياز كه وابسته به شبكه ارتباطى مناسب، پهناى باند، فيبرنورى و ساير امكانات زيرساختى است و نيز عدم رويارويى مستقيم استاد و دانشجو براى فراهم ساختن زمينه پرسش و پاسخ، حل تمرين و استفاده از راهكارهاى مختلف كمك درسى كه در بلندمدت عواقب نامناسبى را براى فضاى علمى - آموزشى كشور به همراه دارد، مسؤولان دانشگاههاى مجازى را بر آن داشته است تا اقدام به طراحى برگزارى تركيبى اين آموزشها به صورت نيمه حضورى كنند. اجراى طرح وزارت علوم درحالى با اهداف بلندپروازانه اى چون جهانى سازى دانشگاههاى ايرانى در رشته هاى مختلف و كاهش تعداد متقاضيان ورود به دانشگاه از طريق كنكور صورت مى گيرد كه هنوز برخى انتقادات مبنى بر استانداردسازى متون آموزشى و نيز آموزش بى رويه و بدون توجه به نياز بازار كار كشور در بين آگاهان امر پابرجاست. در اين خصوص با دكتر احمد كاردان رئيس دانشگاه مجازى صنعتى اميركبير (پلى تكنيك سابق) گفت و گويى انجام شده است. وى برخلاف وضعيت موجود، نسبت به پيشرفت اين آموزشها بسيار خوشبين و معتقد است كه حداقل در ۳ سال آينده از موقعيت بسيار مناسبى در خصوص آموزشهاى مجازى برخوردار خواهيم بود.
گفت و گو با وى را مى خوانيد.
* دليل طرح ايجاد و توسعه دانشگاههاى مجازى چيست؟ آيا دانشگاههاى فعلى پاسخگوى نياز نيست يا دليل ديگرى هم هست؟
- فقط اين نيست كه دانشگاههاى فعلى پاسخگوى نياز خيل عظيم متقاضيان نبودند. اصولاً يكى از اهداف اصلى دانشگاهها، توسعه آموزش و تربيت نيروهاى متخصص مبتنى بر نياز كشور است. خوشبختانه اتفاق منطقى كه در كشور ما افتاد، اين بود كه با پديده هاى جديد عصر دانايى همراه شديم تا فاصله خود را با كشورهاى صاحب اين فناوريها كم كنيم. بحث توسعه آموزش يك ضرورت است. به عنوان مثال، ما هم اكنون در همين زمينه فناورى اطلاعات حداقل به چندين هزار مهندس نيازمنديم كه به نسبت فارغ التحصيلان دانشگاهى اين رشته يعنى حدود يك هزار نفر در سال نياز قابل توجهى است. بنابراين، ما چاره اى جز توسعه آموزش نداريم و اين امر از طريق گسترش شيوه هاى مختلف آموزشى فراهم مى شود كه آموزش مجازى يكى از آن شيوه ها است.
* نگرانى جامعه علمى ما شايد اين باشد كه با توسعه آموزشهاى مجازى، سرنوشت دانشگاههاى فعلى نامعلوم خواهد بود. چه راهكارى در اين خصوص مى توان پيشنهاد كرد؟
اين موضوع درست مثل آن است كه بگوييم وقتى دانشگاه پيام نور ايجاد شد، ساير دانشگاهها اعتبار خود را از دست دادند. هيچ اتفاق خاصى رخ نمى دهد، چون هر كدام از شيوه هاى آموزشى مخاطب خاص خود را دارند. يكى از برداشتهاى نادرستى كه از آموزش مجازى شده، اين است كه اين آموزشها بايد به همان نيازهايى پاسخ دهند كه آموزشهاى سنتى به آن مى پرداختند، در صورتى كه اينگونه نيست. به عنوان مثال، كدام يك از دانشگاههاى كنونى كشور قادرند براى مهندسينى كه در سايتهاى صنعتى كشور مانند عسلويه اشتغال دارند، امكان ادامه تحصيل را بدون ترك محل خدمت يا ايجاد لطمه به كار آنها، امكانپذير سازند؟ آيا دانشگاههاى فعلى و حضورى قادرند زمينه تحصيل كارشناسانى كه مجبورند به مأموريتهاى چند ساله در جزاير قشم و كيش بروند يا پزشكانى كه در مناطق محروم مستقر هستند را بدون حضور در كلاس فراهم كنند؟ دانشگاه مجازى، طورى طراحى شده است كه نه تنها بدون محدوديت خاص، زمينه آموزش را براى اين قبيل از افراد جامعه فراهم مى كند، بلكه قادر است محيط زندگى و شغل آنها را از يك محيط محروم به فضايى پيشرفته و داراى مزاياى شغلى تبديل كند. حتى اين شيوه آموزش پاسخگوى كسانى است كه به دليل محدوديتهاى زمانى يا عرفى (مثلاً وزير يا معاون وزير) نمى تواند در ساعتهاى طولانى در كلاسها حاضر شوند و البته مثل بقيه نياز به آموزش ديدن و نو كردن معلومات خود دارند.
* در حال حاضر دانشگاه پيام نور هم كه چنين امكاناتى را مى تواند فراهم كند؟
- آموزش در دانشگاه پيام نور از طريق ارسال بسته هاى آموزشى به دانشجويان و سپس حضور آنها در كلاس رفع اشكال صورت مى گيرد. در حالى كه دانشگاه مجازى اينگونه عمل نمى كند. از طرفى دانشگاه پيام نور هنوز نتوانسته است بسته هاى آموزشى تمام و كمالى بسازد كه شخص متقاضى تنها با دريافت آن و بدون نياز به حضور در كلاس هاى رفع اشكال، به آموزش كافى دست پيدا كند. البته بايد حوزه دسترسى اشخاص به اين بسته ها و اينكه چه تعداد موفق به دريافت بسته هاى آموزشى دانشگاه پيام نور مى شوند را هم در نظر بگيريم. بنابراين محدوديت هاى موجود در شيوه هاى مختلف آموزش حضورى و مكاتبه اى سبب شد تا آموزش مجازى، مستقل از آنها و البته در كنار اين شيوه ها براى پر كردن خلأهايى كه ديگر روش ها نتوانسته اند پر كنند، ايجاد شود.
* بحث اصلى تحصيل در رشته هايى مانند معمارى يا فناورى اطلاعات كه ذكر كرديد درك مسائل است. اين مشكل در آموزش هاى مجازى كه استاد حضور فيزيكى ندارد چگونه برطرف مى شود؟
- اين نگرانى ها بجاست ولى غيرقابل حل نيست. همواره توجه داشته باشيم كه براى به نتيجه رسيدن در فعاليت ها به ويژه فعاليت هاى جديد، بايد صبر و تحمل داشت، خطاها و نقدها را منصفانه بيان كرد ولى از نفس حركت اگر مثبت است حمايت كرد. مشكل مورد نظر شما در كلاس هاى حضورى هم وجود دارد. مثلاً استادى كه براى اولين بار در كلاس حضور پيدا مى كند چه ضمانتى وجود دارد كه او بتواند به تمامى پرسش هاى دانشجويان پاسخ بدهد.
پس اولاً در سيستم حضورى هم نمى توان از حصول نتيجه مورد نظر مطمئن بود چون آموزش در يك محيط كاملاً بسته به نام كلاس درس و محدود به استاد و دانشجويان صورت مى گيرد و پرسشنامه نظرسنجى هم كه در پايان سال در اختيار دانشجويان قرار مى گيرد نمى تواند گوياى تمامى واقعيات باشد. لذا اين تصور كه ما از يك سيستم آموزش ايده آلى برخوردار هستيم كه آموزش مجازى قصد وارد كردن تلنگرى به آن را دارد، درست نيست ولى بايد اذعان كرد كه اين شيوه تا حدودى پاسخگوى نياز فعلى است. ثانياً در آموزش مجازى، از ابزارهاى مدرن براى پاسخگويى به نياز دانشجويان استفاده مى شود. مثلاً در اين نظام آموزش، فضايى به نام «مباحثه گروهى» وجود دارد كه دانشجو سؤال مورد نظر خود و استاد و ديگر دانشجويان نظر خود و پاسخ آن سؤال را در اين فضا ارائه مى كنند. اولين مزيت اين روش آن است كه مكانيزم سؤال و جواب در يك برهه زمانى كوتاه اتفاق نمى افتد و هر دو از فرصت كافى براى طرح سؤالى منطقى و دريافت پاسخ مورد نظر برخوردارند. مهمتر آنكه مكانيزم پرسش و پاسخ برخلاف شيوه سنتى كه در محيط بسته اتفاق مى افتد از طريق سايت در دسترس عموم قرار مى گيرد. البته امكان اينكه امروز جامعه علمى كشور به استفاده از اين ابزار ترغيب شوند بسيار زود است. چون در اين شيوه افراد مجبورند كار خوب ارائه كنند و اساتيد به جاى سخن گفتن بايد به طراحى دقيق آموزه هاى خود براى ورود به آن سيستم بپردازند كه براى عملى شدن اين فعاليت ها، زمان طولانى نياز است.
ثالثاً آيا انتقاداتى كه نسبت به سيستم آموزش مجازى صورت مى گيرد در دنيا اتفاق افتاده است. مگر الگوى اصلى دانشگاه هاى مهندسى كشور ما، دانشگاه هايى چون پرينستون، بركلى يا MIT در آمريكا نيست كه همگى صاحب شيوه هاى آموزش مجازى هستند. اگر قرار بود اين آموزش ها به اعتبار استاد، دانشجو و خود اين دانشگاه ها لطمه بزند، آنها هرگز نبايد به دنبال آن مى رفتند.
*  اينكه بحث كشورهاى خارجى مطرح مى شود درست، ولى نبايد فراموش كرد كه اولاً در اين كشورها يك آمادگى عمومى براى پذيرش آموزش مجازى وجود دارد و ثانياً به دليل فراهم بودن زيرساخت هاى لازم يك رشد هماهنگ را در اين كشورها شاهد هستيم. در حالى كه نبود امكانات مخابراتى و مشكلات ناشى از آموزش مجازى همچون عدم وجود ارتباط رو در رو سبب شده است يكى از دانشگاه هاى معتبر كشور، آموزش هاى مجازى را تعطيل و كلاس ها را به صورت نيمه حضورى برگزار كند؟
- در مورد وجود پذيرش عمومى در كشورهاى غربى بايد دانست كه اين آمادگى و پذيرش يك روزه به دست نيامده است لذا ما هم با صبر و تحمل سختى ها مى توانيم به اين مرحله برسيم. از سوى ديگر ما نمى توانيم حركت را متوقف كنيم چون با ايستادن به آمادگى عمومى موردنظر نمى رسيم.
علت اينكه چرا كلاسهاى دانشگاه موردنظر شما تعطيل شده است را مسؤولان آن دانشگاه كه از مشكلات خود آگاه هستند بايد پاسخگو باشند. در كشور ما يكى از دلايلى كه متقاضيان خيلى زود دلسرد مى شوند اين است كه از امكانات موجود به خوبى استفاده نمى شود آموزشهاى مجازى در آفريقاى جنوبى به وسيله پست الكترونيك آغاز شد و كم كم آن را به شكل هاى مترقى بسط دادند. ما هم مى توانيم اين چنين باشيم. ضمن آنكه بايد به بحث فرهنگسازى هم توجه كافى داشته باشيم و اين موضوع را در جامعه عموميت ببخشيم كه رشته تحصيلى، تنها پزشكى و كامپيوتر دانشگاه هاى تهران، شريف يا اميركبير نيست بلكه تحصيل در رشته زمين شناسى با كشاورزى هم ارزش است.
اين مسأله زمانى عموميت پيدا مى كند كه جامعه، مسؤولين و مراكز استخدام دانش آموختگان به آنها بها بدهند. ما براى رسيدن به چنين باور اجتماعى، نياز به كار در خارج از سيستم آموزش مجازى داريم. متأسفانه برخى تصور مى كنند آموزش مجازى تنها به معناى آموزش در «هر زمان و هر مكان» و همراه با معجزه است در صورتى كه اين تصور نبايد وجود داشته باشد. يا بسيارى در همين ابتدا انتظار دارند كه سيستمهاى آموزشى ويدئو كنفرانس به وسيله اينترنت، كامپيوترهاى شخصى و در تمامى روستاهاى كشور قابل دريافت باشد درصورتى كه حتى مؤسسه تدوين استاندارد آموزش الكترونيك در دنيا هم تا سال ۲۰۰۶ اين شيوه را براى آموزشهاى مجازى خارج از استاندارد اعلام كرده است. بنابراين اگر نگاه ما به آموزش مجازى به دور از هرگونه بلندپروازى غيرمنطقى و همراه با صبر و تحمل باشد مى توان اميدوار به پيشرفت آن بود.
اگر نگاهى به عبارت Learning -E داشته باشيم درمى يابيم مخاطبان اصلى آن كسانى هستند كه به معناى واقعى كلمه دانشجو، چالشگر و دنبال يادگيرى هستند نه نشستن و گوش دادن و دانش آموزى كردن. سيستم مجازى براى اين افراد كه تنها با يك جلد كتاب هم به نتيجه مى رسند دربرگيرنده امكاناتى فراتر از انتظار آنهاست. البته من معتقدم كه قطعاً در ۳ سال آينده موقعيت ما در آموزشهاى مجازى به گونه اى خواهد بود كه هم صاحب بسترهاى مخابراتى بسيار قوى ترى هستيم، هم دروس موردنياز اين شيوه از آموزش اصلاح شده و هم اساتيد ما از آمادگى بيشترى براى همكارى و پشتيبانى آموزشى برخوردار شده اند. اين ابزار قدرى كار را براى معلم و يادگيرنده آسان مى سازد كه آنها ديگر حاضر به بازگشت به سيستم قبلى نيستند. درست همانند كسى است كه كار با تلفن همراه را نمى پسندد ولى به محض آگاهى و تسلط بر امكانات و تسهيلات آن ديگر حاضر به استفاده از تلفن هاى معمولى نيست.
* در بحث مخابراتى، عدم وجود اينترنت پرسرعت يكى از مشكلات روز كشور محسوب مى شود و قطعاً براى توسعه دانشگاه هاى مجازى، تحقق اين امر ضرورى است. با اين وضعيت چه بايد كرد؟
دو مسأله را بايد مورد تأكيد قرار داد. ما هيچ گاه نمى توانيم براى كودكى كه صاحب والدين است توجيه كنيم كه دايه بهتر از مادر است، اما براى كسى كه از اين نعمت محروم است، وجود دايه را نمى توانيم نفى كنيم. همانطور كه ذكر شد، در آموزش مجازى بايد مخاطبين را شناخت و پس از آن به اين مسأله پرداخت كه آيا همين اينترنت كم سرعت نمى تواند قطره اى آب گوارا را بر گلوى خشك آنها بنشاند. براى ساكنين تهران كه امكان دسترسى آسان به مراكز مختلف آموزشى را دارند، شايد هيچ دليلى وجود نداشته باشد كه در كلاس هاى درس مجازى حاضر شوند و از پايين بودن سرعت اينترنت انتقاد مى كنند. اما براى شهرستان هاى كم برخوردار، وجود همين امكانات محدود هم بسيار حياتى است. بنابراين نگاه ما همواره بايد به مخاطبين باشد تا نگرانى از اين بابت نداشته باشيم. لذا با استفاده از امكانات موجود مى توانيم زمينه تحصيل علاقه مندان به ادامه و توسعه تحصيلات كسانى كه محدوديت هاى زمانى و مكانى دارند را فراهم كنيم و نبود خطوط اينترنت پرسرعت هم دليل موجهى براى عدم ارائه آموزش نمى تواند باشد. بلكه بايد نوع محتواى آموزشى را متناسب با بسترهاى مخابراتى طراحى كرد.
* براى گسترش و توسعه آموزش مجازى در كشور، توزيع برابر امكانات ضرورى است. در حالى كه بسيارى از خانواده ها هنوز از ضرورى ترين نياز اوليه اتصال به شبكه يعنى خط تلفن ثابت محرومند؟
اين درست، ولى آيا بايد آن تعدادى كه از امكانات كافى برخوردار هستند را منتظر نگه داشت تا ساير افراد جامعه هم به موقعيت آنها برسند. در كسب علم جاى تعارف نيست و بر هر كس كه مى تواند آن را كسب كند، واجب است.
* اما اين مسأله باعث رشد ناهمگون جامعه و افزايش فاصله طبقات مختلف اجتماعى مى شود؟
به هيچ وجه با نظر شما موافق نيستم. كسب علم باعث فاصله طبقاتى نمى شود كه اين به عهده دانشگاه است. بهره بردارى ناصواب از علم و موقعيت عالم است كه مى تواند منجر به فاصله هاى غيرمنصفانه شود.
* به ظاهر، اين شيوه آموزش مى تواند سد كنكور را رفته رفته برطرف سازد، ولى مسأله مهم، ايجاد اشتغال براى دانش آموختگان دانشگاه هاى مجازى است. در اين خصوص چه فكرى شده است در حالى كه امروز بيكارى فارغ التحصيلان دانشگاه هاى كشور به يك معضل اساسى تبديل شده است؟
آنچه مسلم است اينكه در خصوص ايجاد شغل براى اين اشخاص، وزارتخانه هاى كار و امور اجتماعى، صنايع، كشاورزى و فناورى اطلاعات كه بدنه هاى اصلى ايجاد شغل در كشور محسوب مى شوند، بايستى بدون توجه به تعداد دانش آموختگان پاسخگو باشند. ما به عنوان دست اندركار دانشگاه مجازى، مسؤوليتى براى ايجاد شغل نداريم. دانشگاه در زنجيره رساندن انسان ها و نيروهاى جوان به زندگى، شغل و رفاه فقط يك حلقه از زنجيره است. ورودى دانشگاه متقاضيانى هستند كه قصد تحصيل دارند و خروجى آن تخصصى است كه عايد شخص دانشجو مى شود. در حلقه هاى بعدى، هيچ مسؤوليتى متوجه ما نمى شود. ما مسؤوليم كه در راستاى نيازهاى فنى و تخصصى كشور نيروى انسانى تربيت كنيم و همواره مانند ساير دانشگاه ها اين امر را با نظارت و تأييد وزارتخانه متبوع خود انجام داده ايم.
به نظر مى رسد تربيت بى رويه دانشجو بدون توجه به نيازهاى جامعه باعث شد تا انتقاداتى را از سوى كارشناسان امر، نسبت به عملكرد آموزش عالى شاهد باشيم؟
اصلاً چنين انتقادى وارد نيست و آموزش ها كاملاً با رويه است، اولاً شما ببينيد در همين زمينه IT، كشور ما حداقل به چندين هزار مهندس نياز دارد. در ساير زمينه ها هم اوضاع همين گونه است، آيا براى اين امر بايد از كشورهاى هند و پاكستان متخصص وارد كنيم و يا در تربيت آنها كمك بگيريم. بنابراين امروز توسعه كمى و كيفى آموزش يك ضرورت است و ما به ابزارهايى نياز داريم كه به توليد انبوه متخصصين بپردازند و آموزش مجازى يكى از آنهاست. سمت گيرى آموزش ها و برنامه ريزى آن از وظايف وزارت علوم، تحقيقات و فناورى است كه مجوز دوره هاى آموزشى را صادر مى كنند. ما نيز در دانشگاه موظف به اجراى برنامه هاى آموزشى مصوب هستيم.
قطعاً در هر كارى خطاهايى وجود دارد، ولى نه تا آن حد كه برخى منتقدين مطرح مى كنند. هم اكنون در وزارت آموزش و پرورش قريب به ۱‎/۵ ميليون دبير و كارشناس فعاليت مى كنند كه همگى موظف به يادگيرى ICDL هستند. كدام روش آموزشى مى تواند اين امر را با بيشترين سرعت و كمترين هزينه و خسارت عملى سازد. پس نمى توان گفت كه نيازى به آموزش مجازى نيست، بلكه بار ديگر تصريح مى كنم بايد اين روش را براى مخاطبان خاص آن در نظر گرفت.
* نظر شما در خصوص نگاه دوگانه بخش هايى از حاكميت نسبت به فناورى اطلاعات و اينترنت كه از يك سو لايحه آزادى اطلاعات را تصويب مى كنند و از سوى ديگر مراكز خدمات اينترنتى را با تعطيلى مواجه مى كنند، چيست؟
اگر از نگاه يك مسؤول صاحب اختيار بخواهيم به اين موضوع نگاه كنيم، معتقدم به هيچ وجه محدود ساختن و بستن اين مراكز درست نيست، چون با اين كار فقط متخصصين كشور را محدود ساخته ايم. كسانى كه به دنبال اهداف ديگرى هستند به راحتى از راه هاى ديگر به آن دست پيدا مى كنند. اما از نگاه يك استاد دانشگاه، به هيچ وجه در طول سال هاى گذشته برخلاف ميلم نخواسته ام آنتن ماهواره در منزلم نصب كنم تا مبادا به حيثيت دانشگاهى ام لطمه وارد شود. در صورتى كه تمامى همسايگان، صاحب ماهواره هستند. اين ابزارها مانند تيغ دولبه اى است كه يك لبه آن براى درست بريدن و لبه ديگر براى سر بريدن است. اگر كسى هنگام استفاده از آن صدمه ديد به دليل كوتاهى خود اوست، نه ماهيت برندگى تيغ. بنابراين ما به هيچ وجه نمى توانيم مردم را در استفاده از اين ابزارها محروم كنيم، بخصوص اكنون كه داراى جامعه اى جوان و جهش مند هستيم. البته من به عنوان يك مدير دانشگاهى به سلسله مراتب احترام مى گذارم و تابع قوانين كشورم هستم، اگرچه مخالف نظرم باشد.
* آيا توسعه دانشگاه هاى مجازى، سياستى براى حركت به سمت پولى شدن سيستم آموزش كشور نيست؟
اكنون نظر مسؤولين كشور اين است كه آموزش خودكفا باشد، ما هم بر اساس آن عمل مى كنيم. اگر چنين كارى خلاف قانون است، پس بايد وزارت علوم و شخص وزير تاكنون پاسخگو مى بودند. وظيفه ما رعايت قانون و اجراى آن است كه در حال حاضر هم چنين مى شود. اگر قانون ايراد دارد، بايد آن را قانونگذار اصلاح كند. اين در شرح وظيفه مجرى نيست كه به ميل خود در قانون دست ببرد.
* پس اقشار كم درآمد در اين سيستم چه جايگاهى دارند؟
توجه به اين بخش ها به مراكز اجرايى و قانونگذارى كشور مربوط مى شود. اگر در مجلس تصويب شده است كه آموزش دانشگاه ها بايد خودكفا باشد، اين قانون است و بايد اجرا شود. اگر هم قانون نابجايى است، بايد نقض شود. ولى تا زمانى كه پابرجاست ما موظفيم آن را اجرا كنيم. از سوى ديگر دانشگاه حتماً بايد بودجه كافى داشته باشد تا بتواند رشد كند. در اسلام، دانشگاه واقعى دانشگاهى است كه از سوى بيت المال پشتيبانى و حمايت مى شود. دانشگاه و دانشگاهيان نبايد مستقيماً از دانشجويان بهايى بگيرند. لكن در حال حاضر تأمين منابع مالى در جهت خودكفايى دانشگاه بيشتر از طريق شهريه دانشجويى است و رعايت قانون بر همگان و از جمله مديران دانشگاهى الزامى است. همانطور كه همگان مى دانند، بر اساس مصوبات وزارت علوم، مراكز آموزشى بايستى به سمتى حركت كنند كه نيازى به بودجه دولت براى فعاليت هاى خود نداشته باشند. در اين صورت يا بايد دانشگاه ها را تعطيل كرد يا از راهكارهاى قانونى به درآمدزايى پرداخت. در ساير كشورها بخشى از درآمد دانشگاه ها به طور غيرمستقيم توسط صنايع تأمين مى شود و البته قسمتى را هم خود دانشجويان مى پردازند. بنابراين ما هم لازم است كه چنين فعاليت هايى را در كشورمان نهادينه كنيم تا از حركت در جهت توسعه دانشگاه ها بازنمانيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |