|
بحثى درباره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
محمدحسين عابدى قسمت چهل و سوم شعر هفتاد و مخاطبان شعر در شماره هاى گذشته تلاش كرديم تا درباره شعر هفتاد و نگاه دگرگونه اى كه شاعران شعر هفتاد نسبت به شعر دارند توضيح دهيم. درباره استحاله كلمه در بافت و نگاه ويژه شعر هفتاد به بافت زبانى صحبت كرديم و توضيح داديم كه شاعر به دليل نوع نگاه خود، بافت هاى آشنا را دستكارى مى كند و در نتيجه خواننده شعر، با چيزى ديگرگونه از زندگى روزمره اش مواجه مى شود كه براى ارتباط با آن و تعبير معنى بايد به چيزى به جز آنچه كه ذهن او با آن آشناست استناد كند؛ اما هر دگرگونى قابليت اين را دارد كه در اثر تكرار، آشناى ذهن شود. قالب هايى كه براى شعر كلاسيك و پس از آن شعر نو، به صورت بايد و حكم در آمد؛ اين آشنايى و عادت ذهن علاقه مندان به شعر را تشديد كرد. اشعار پس از تكرار و تشابه، تبديل به زمينه اى آشنا براى اذهان علاقه مند به شعر و همينطور شاعران شد. نيما پس از صدها سال، اين قالب ها را شكست و اذهان علاقه مند به شعر را دچار سردرگمى كرد اما پيشنهادهاى او و شاگردانش نيز پس از مدتى دچار تكرار شد. خواننده حرفه اى شعر با بافت هاى مشابه روبرو شد و تعبير معنى هاى مشابه در اشعار افراد متفاوت به چشم آمد. بديهى است هرگونه تغيير و تحول در عرصه شعر، تاثير مستقيم بر مخاطبان شعر مى گذارد و شعر هفتاد، ضربه اى قاطع بود بر اذهان معتاد به بافت هاى شعر ى آشنا. شاعران اين اشعار بدون اطلاع قبلى از نيت همديگر، دانسته و يا ندانسته، به خلق بافت هاى متنوع و ناآشنا روى آوردند. اين نكته قطعاً از نظر تعداد مخاطب، ضربه اى به شعر محسوب مى شود اما كيفيت ارتباط مخاطب با شعر را دگرگون و متحول مى كند. به جرأت مى توان گفت كه خوانندگان شعر، پيش از اين، هرگز تا اين حد دچار سردرگمى نشده اند. دليل آن هم روشن است؛ شعرى مى خوانيد كه ذهنتان در نظر اول، هيچ مبدأيى براى تعبير معنى آن ندارد. شعر در بافتى زندگى مى كند كه شما با آن آشنا نيستيد. اين شعر بى معنى نيست اما راهيابى به تعبير معناى آن از راه هاى آزموده پيشين ميسر نيست. راهى تازه را مى طلبد و نظرگاهى ديگرگونه مى خواهد. خواننده بايد به خود زحمت دهد تا با اين بافت شعرى منحصر به فرد كه در برابرش است و قبلاً با آن مواجه نشده، ارتباط برقرار كند و تازه اين زحمت، فقط كليد ارتباط با همان شعر است. براى شعرى ديگر، بايد به جست و جوى كليدى ديگر برآمد. نشانه هاى يكسان از شعرى به شعر ديگر دلالت هاى متفاوت مى يابند؛ سيال و تغيير پذير.اين سياليت نشانه ها اما نبايد موجب هراس شود؛ زيرا با نداشتن دلالت براى نشانه ها، تفاوت بسيار دارد. ادامه دارد
|