شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۴ -
Sat, Sep 3, 2005
حوادث
۳۲۴۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
وقتى در غربت پشيمان شد
پليس اراك فاش كرد
دانش آموزان دور هم جمع شدند
نمايش مرگ درضيافت پنهانى
گروه حوادث:دختر و پسر نوجوان هشت ماه پس از اعتراف، اينك يكديگر را به قتل متهم مى كنند.
دختر و پسر نوجوان كه برخلاف روزهاى نخست، يكديگر را محكوم مى كنند، قرار است در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شوند.ساعت ۶ و ۴۵ دقيقه بامداد روز ۱۳ ديماه سال ۸۳ رهگذران در كوچه نيلوفر چهارم در خيابان گلستان محله نصيرآباد پيكر بى جان و خون آلود پسر جوانى را كه در مخروبه اى رها شده بود، ديدند.دقايقى بعد وقتى مأموران پليس به بالاى سر جسد اعزام شدند، خود را در برابر پسرى عريان كه با ضربات چاقو از پاى درآمده بود، ديدند.جسد داخل لباس مردانه اى پيچيده شده بود و در لابه لاى اين لباسها پليس به لباس زنانه اى برخورد كه پارگى آن نشان مى داد با چاقويى اين لباسها را بريده اند.كارآگاهان با اين فرضيه كه قربانى در داخل خانه اى به قتل رسيده و پيكرش از سوى عاملان جنايت به آن مخروبه انتقال داده شده است، براى شناسايى هويت مرد جوان وارد عمل شدند و دريافتند وى بارها با جرايم مختلف بازداشت شده و در زندان بوده است.بدين ترتيب با رد يابى سرنخى از دوستان قربانى در دستور كار پليس قرار گرفت و آنان دريافتند وى آخرين بار با پسر ۱۷ ساله اى به نام «مهرداد» ديده شده است. اين شاخه تحقيقى نشان داد كه غروب ۱۲ ديماه، «مهرداد» و قربانى در بيابانهاى اطراف محله نصيرآباد به همراه دختر نوجوان در حال قدم زدن بوده اند و خانه خواهر «مهرداد» در كوچه نيلوفر چهارم است.
< رديابى قاتلان
كارآگاهان وقتى پى بردند جسد در كنار ديوار ساختمانى پيدا شده است كه خواهر «مهرداد» در آن زندگى مى كند، تحقيقات خود را روى اين پسر نوجوان و خانواده اش متمركز كردند و دريافتند شب جنايت خانواده خواهر وى در خانه شان نبوده اند.
مادر «مهرداد» كه تحت بازجويى قرار داده شده بود نيز مهر تأييدى بر فرضيه مأموران زد و گفت كه پسرش را با قربانى ديده است و آنان با رفتن به خانه خواهر «مهرداد» از او خواسته اند آنجا را ترك كند و به خاطر خالى بودن خانه در شب و احتمال دزدى نگران نباشد.
اين زن به پليس گفت: «پسرم خواست تا به خانه خودمان بروم و با نشان دادن دوستش گفت كه شب را در آنجا مى مانند.»كارآگاهان با توجه به پيدا شدن لباس پاره شده زنانه نزد جسد مطمئن بودند كه در صحنه جنايت دخترى نيز حضور داشته است. به خاطر همين «مهرداد» را كه سعى در گمراه كردن مسير تحقيقات داشت، تحت بازجويى جنايى قرار دادند و پرده از جزئيات جنايت برداشتند.اين پسر نوجوان به كارآگاهان گفت: «من به دخترى به نام «سميرا» علاقه مند بودم. او در همسايگى ما زندگى مى كند، چند بارى با هم قرار گذاشته بوديم تا اينكه روز جنايت در محله اى خلوت با هم ملاقات كرديم. دقايقى با هم قدم نزده بوديم كه دوستم ما را ديد و نزدمان آمد، خطرى ما را تهديد نمى كرد، چون همديگر را مى شناختيم، تا اينكه به پيشنهاد مقتول، از سميرا خواستم به خانه خواهرم برويم.»وى افزود: «ترس از اينكه همسايگان ما را ببينند، «سميرا» را بر آن داشت كه همراه من بشود، وقتى مادرم خانه خواهرم را ترك كرد، «سميرا» هم داخل خانه آمد. او بشدت به من ابراز علاقه مى كرد و اين درحالى بود كه دوستم سعى داشت بين ما بدبينى به وجود آورد، مقتول به من گفت «سميرا» دختر خوبى نيست و ابراز علاقه اش ساختگى است، نپذيرفتم و به پيشنهاد او از «سميرا» خواستم اگر من را دوست دارد، با چاقو دستش را زخمى كند.اين دختر با چاقو دستش را زخمى كرد، مقتول باز دست از تفرقه اندازى برنداشت و پيشنهاد داد «سميرا» را به اتاقى برده و از او بپرسد كه آيا واقعاً به من علاقه دارد يا انگيزه ديگرى در كار است، آن دو به اتاقى رفتند و من براى تهيه چاى به آشپزخانه رفتم، سر و صدايى را مى شنيدم و احساس مى كردم جر و بحث مى كنند، تا اينكه با سينى چاى داخل اتاق شدم، مقتول با تندخويى از من خواست آنجا را ترك كنم. من كه كنترل خودم را از دست داده بودم، به سمت او حمله كرده و با چاقو مقتول را كشتم.»وقتى «سميرا» از سوى پليس بازداشت شد، با تأييد ادعاهاى پسر مورد علاقه اش گفت: «او مى خواست تسليم نيت شومش شوم، وقتى «مهرداد» داخل اتاق شد و حواس مقتول پرت شد، با چاقوى خودش كه با آن من را تهديد مى كرد. ضربه اى به قلبش زدم و او را كشتم!»وى افزود: «سپس به آژانس زنگ زديم، من لباسها و مانتوى خواهر «مهرداد» را پوشيده بودم، پيرمردى راننده آژانس بود. او وقتى جسد را ديد، ترسيد و فرار كرد، چاره اى نداشتيم، جسد مقتول را همراه لباسهاى خودش و لباسهاى پاره من بيرون از خانه برديم و در مخروبه اى كه چسبيده به ديوار خانه خواهر مهرداد بود، رها كرديم.»
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، اين دختر و پسر نوجوان در مراحل بعدى تحقيقات به ادعاهاى تازه اى پرداختند و هر كدام ديگرى رابه ارتكاب قتل متهم كردند و رئيس شعبه ۱۰۳ دادگاه جزايى گلستان در مقام جانشين بازپرس به صدور كيفرخواست پرداخت.اين گزارش حاكى است، ماجراى اين جنايت قرار است در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران از سوى قاضى عزيز محمدى - رئيس دادگاه - و چهار قاضى مستشار تحت بررسى تخصصى قرار گيرد.
وقتى در غربت پشيمان شد
بازگشت
همسر و كودك مرد تحصيلكرده به ايران
گروه حوادث: همسر و كودك يك مرد تحصيلكرده كه با فرار از خاك ايران مى خواستند در اروپا زندگى كنند با پشيمانى به خانه خود بازگشتند.
«سارا» كه دانشجوى دوره دكترا است روز ۹ مرداد ماه سال جارى به همراه پسر خردسالش خانه شان در شمالغرب تهران را ترك كرد و ديگر بازنگشت.بنابه اين گزارش، مردى با نام «احمد.ت» كه وى نيز دانشجوى دوره دكترا است وقتى به داديار سبحانى فر در شعبه چهارم دادسراى امور جنايى تهران مراجعه كرد با ادعاى اينكه «سارا» با اغفال از سوى گروهى علمى در خارج از ايران تصميم به فرار گرفته است خواستار انجام اقدامات قضايى و پليسى براى بازگرداندن آنان شد.وى گفت: «همسرم به من علاقه مند بود و زندگى خوبى با او و «شايان» كه ۳ ساله است داشتيم اما ناگهان براى زندگى در اروپا تحت فشار قرار گرفتم، آن را نپذيرفتم تا اينكه سارا به طور پنهانى مقدمات خروج از خاك ايران را فراهم كرد و به همراه پسرم من را ترك كرد.»با اين ادعا، وقتى بررسى ها نشان داد كه «سارا» با پسرش از مرز هوايى تبريز به تركيه گريخته است خواهران وى تحت بررسى قرار گرفتند و يكى از آنان گفت كه «سارا» به خاطر خشونت شوهرش به تركيه رفته است.چند روزى از اين تحقيقات نگذشته بود كه «سارا» و پسرش با پشيمانى از مرز هوايى به ايران بازگشتند و در بازجويى ها مشخص شد نه تنها خشونتى دركار نبود بلكه آنان زندگى خوبى داشته اند و سارا با اين تصور كه مى تواند در اروپا پيشرفت بهترى در زمينه علم داشته باشد دست به چنين اقدامى زده است اما در غربت با دلتنگى به همسر و اعضاى خانواده خودش خصوصاً پدر و مادر تصميم به بازگشت گرفته است.بنابه گزارش خبرنگار ما، اين زن و كودك پس از مختومه شدن پرونده و با گذشت پدر خانواده به خانه شان بازگشتند.
مرد ۶۹ ساله همسر ۶۱ ساله اش را كشت
گروه حوادث ـ يك مرد ۶۹ ساله به خاطر اختلاف شديد با همسر سالخورده اش، او را به قتل رساند.اين جنايت، ساعت ۲۳ شامگاه روز ۹ شهريور ماه سال جارى در شهرك وليعصر رخ داد و قاتل پير پس از اينكه ۱۲ ساعت كنار جسد خوابيد، خود را به پليس تسليم كرد.
جدال خونين قاچاقچيان در غرب تهران
گروه حوادث: درگيرى خونين قاچاقچيان مواد مخدر يك كشته و دو مجروح بر جاى گذاشت.
اين حادثه ساعت يك بامداد روز گذشته در شهرك فرهنگيان واقع در منطقه غرب تهران رخ داد.بنا به اين گزارش، ساكنان يك مجتمع مسكونى با شنيدن صداى شليك چندين گلوله، پليس را در جريان قرار دادند.دقايقى بعد وقتى مأموران كلانترى ۱۴۰ باغ فيض در محل حادثه حضور يافتند، مشخص شد كه مرد جوانى به نام «شاهرخ رمضانى» در طبقه چهارم محل حادثه با اصابت ضربات كارد از پاى درآمده است.از سوى ديگر بررسى ها نشان مى داد كه درگيرى شديدى بين قربانى حادثه و مهاجمان صورت گرفته و چند گلوله شليك شده است.در ادامه بررسى ها مشخص شد كه ۲ جوان ديگر نيز با اصابت ضربات كارد مجروح و به بيمارستان انتقال داده شده اند.بر اساس اظهارات شاهدان عينى حادثه، لحظاتى پس از شنيده شدن صداى گلوله ها، ۲ مرد مجروح و دو مرد ديگر سوار بر يك خودروى سمند نوك مدادى از محل درگيرى متوارى شده اند.از آنجايى كه شماره پلاك خودروى مورد نظر از سوى شاهدان ماجرا در اختيار پليس قرار گرفته بود، پس از استعلام مشخص شد پلاك مورد نظر سرقتى بوده و متعلق به يك خودروى پيكان است.در جريان بررسى محل وقوع جنايت مقدارى مواد مخدر از نوع شيشه، ترياك و سوخته ترياك به دست آمد و وسايل خانه همگى در بسته هاى كارتنى جمع آورى شده بود و اين نشان مى داد كه قربانى جنايت قصد ترك آنجا را داشته است.به دستور بازپرس «هنرمند» از شعبه چهارم دادسراى جنايى تهران، عمليات پليسى براى رديابى دو متهم فرارى پرونده آغاز شده است.
سقوط مينى بوس ميهمانان عروسى به دره مرگ
سقوط مينى بوس يكى از روستاهاى بجنورد به دره، صبح روز جمعه، منجر به كشته شدن سه نفر و مصدوميت شديد ۲۷ تن ديگر شد. رئيس شوراى اسلامى بخش گرمخان بجنورد به «ايران» گفت: در اين حادثه مينى بوس حامل مسافران عروسى به علت خرابى جاده، فرمان بريد و با ۳۰ مسافر به دره اى صخره اى به عمق حدود يكصد متر سقوط كرد.«سيدهاشم سيدى» افزود: اين مينى بوس متعلق به روستاى «ناوه» و مسافران آن از روستاى «قلعه جوق» بودند. وى با انتقاد شديد از بى توجهى مسؤولان به خرابى راه روستاهاى بخش گرمخان بويژه جاده بجنورد - گيفان، گفت: مسؤولان در ۲۵ سال اخير از توجه به ساختن راه روستاهاى اين مسير غافل مانده اند. او تصريح كرد: امسال استاندارى خراسان شمالى، براى اين مسير اعتبارى اختصاص داده اما هنوز اقدام عملى براى ساخت و ساز جاده آغاز نشده است.
پليس اراك فاش كرد
اين خانواده دزد جواهرات كودكان بودند
226500.jpg
اراك، خبرنگار «ايران» ـ مردى كه با همدستى همسر و دختر شش ساله اش طلاجات كودكان را در سطح شهرستان اراك سرقت مى كرد، توسط مأموران نيروى انتظامى اراك دستگير شد.بعد از شكايات متعدد مردم اراك در مورد اينكه طلاجات كودكان آنان هنگامى كه خارج از خانه هستند توسط افرادى به سرقت رفته، تحقيقات توسط مأموران نيروى انتظامى اين شهرستان آغاز شد.با توجه به نشانى هايى كه از سارقان در اختيار پليس قرار داده شد، توسط سيستم چهره نگارى، چهره فرضى آنان طراحى و در اختيار تيم هاى گشتى آگاهى و كلانترى ها قرار گرفت.با پيگيرى هاى مأموران اداره آگاهى اين شهرستان، سارقين شناسايى شدند كه در تحقيقات مشخص شد كه «محمد» با همدستى همسرش «محبوبه» و دختر ۶ ساله اش «محدثه» سوار بر خودرو با فريب دادن كودكان اقدام به سرقت طلاجات آنان در سطح شهر اراك نموده اند. متهمين به ۱۸ فقره سرقت اعتراف كردند و دو نفر از خريداران اموال سرقتى نيز در پاساژهاى اراك شناسايى و دستگير شدند.
دانش آموزان دور هم جمع شدند
ديدار پس از۴۰ سال در مدرسه قديمى
226503.jpg
دانش آموزان و معلمان يك مدرسه قديمى درتهران بعد از ۴۰ سال به ياد ايام گذشته به دور هم جمع شدند.
اين جمع كه دانش آموزان و معلمان سالهاى تحصيلى ۴۵ تا ۵۸ دبستان مختلط «به سوى كمال» بودند، بعد از گذشت حدود ۴۰ سال دوباره به حيات مدرسه قديمى پاگذاشتند و بسيارى از آنها با ديدن يكديگر گريستند، برخى لبخند زدند و برخى ناباورانه تنها تماشا كردند.آنها درحيات مدرسه قديمى زير كاجهاى بلند وپير نشستند و خاطرات گذشته را مرور كردند، «اتوبوس زرد» مدرسه كه سالها، صبحها آنها را به مدرسه مى بردو بعدازظهر به خانه برمى گرداند، خاطره مشتركى بود كه همگى به ياد داشتند.«على عقيلى» كه دوره دبستان را دراين مدرسه گذرانده بود، دوسالى است كه براى جمع كردن و ديدار دوباره معلمان و همكلاسان آن سالهاى اين مدرسه تلاش مى كند و حاصل اين تلاش گردآمدن تعدادى ازمعلمان و همكلاسان آن سالهاى اين مدرسه بود. اما او اميدوار است كه بتواند جشن چهل سالگى مدرسه را با حضور همه دانش آموزان آن سالها برگزاركند و از اين رو مؤكداً ازهمه دانش آموزان آن سالها براى حضور دعوت مى كند و از آنها مى خواهد كه با دفتر مدرسه تماس بگيرند.درآن صبح تابستانى معلمان و شاگردان قديمى مدرسه «به سوى اميد» به يادآورى خاطرات گذشته پرداختند.
يكى از دانش آموزان مدرسه درمورد مختلط بودن اين مدرسه گفت: اينجا مدرسه خانوادگى بود. خواهرها، برادرها و بچه هاى فاميل با هم به اين مدرسه مى آمديم.يكى ديگر از دانش آموزان سابق نيز از صبورى معلمان تشكركرد و با ذكر خاطره اى درموردشيطنت يكى از پسرهاى مدرسه كه مگسى را گرفته و خورده بود موجب نشاط همگى شد.دراين مراسم فرزند يكى ازمعلمان فوت شده گفت: جشن ازدواج مادر و پدرم دراين مدرسه برگزارشده بود و مادرم خاطره سالهاى خدمت دراين مدرسه را فراموش نشدنى مى دانست.همچنين معلمان كه همگى بازنشسته شده بودند با چشمان گريان گفتند كه از شوق حضور دراين جمع و ديدن شاگردان قديمى شان، روزها خواب به چشمشان نمى آمد.شايد اگر از خيابان پيروزى رد شويد، مدرسه قديمى و باصفاى امام جعفر صادق (ع) را ببينيد جايى كه زمانهاى دور محل استراحت خلبانان لهستانى درجنگ جهانى دوم بود و در سال ۱۳۴۵ مرحوم عيوقى دبستان به سوى كمال را در آن بنيان گذاشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |