شنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۴ -
Sat, Sep 3, 2005
ديپلماتيك
۳۲۴۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
توسعه،امنيت و حقوق بشر براى همه
بخش نهم
كوفى عنان
۸۵- بايد معيارهاى چند جانبه خود را براى برخورد با تهديد هاى سلاح هاى هسته اى، ميكروبى و شميايى تقويت كنيم، تهديد ناشى از اين سلاح ها به استفاده تروريستى از آنها محدود نيست. وجود اسناد چند جانبه براى حمايت از خلع سلاح و پيشگيرى از تكثير بين كشورها در زمينه حفظ صلح و امنيت بين المللى از زمان توافق درباره آن اسناد امرى اساسى بوده است. اما اينك آن اسناد در خطر تضعيف قرار دارند. براى اطمينان از ادامه پيشرفت در زمينه خلع سلاح و برخورد با خطر فزاينده موج تكثير، به ويژه در حوزه هسته اى، بايد آنها را تقويت كرد.
۸۶-  بايد به كاستن از بروز و خطر جنگ ادامه دهيم. اين امر نيازمند تأكيد بر ايجاد ابزارها براى ارائه حمايت نظامى و غير نظامى لازم به منظور پيشگيرى و پايان دادن به جنگ ها و همچنين ايجاد صلحى پايدار، به گونه اى كه پيشتر در بخش دوم گفته شد و تقويت اين ابزارها است. سرمايه گذارى در زمينه پيشگيرى، برقرارى صلح، حفظ و ادامه صلح مى تواند زندگى ميليون ها نفر را نجات دهد. اگر فقط دو قرارداد صلح با موفقيت و اوايل دهه ،۱۹۹۰ يعنى توافق «بى سه سه» (Bicesse) در آنگولا و «اروشا» (Arusha) در رواندا، به اجرا در مى آمدند مى توانستيم از مرگ تقريباً سه ميليون انسان جلوگيرى كنيم.
ب - پيشگيرى از تروريسم فاجعه آميز
تروريسم فراملى
۸۷- تروريسم تهديدى براى تمام اصولى است كه سازمان ملل متحد از آنها حمايت مى كند: احترام به حقوق بشر، حكومت قانون، حفاظت از غير نظاميان، تسامح بين مردم و ملت ها، و حل مسالمت آميز مناقشات، تروريسم تهديدى است كه در پنج سال گذشته شديد تر شده است. شبكه هاى فراملى گروه هاى تروريستى دسترسى و برد جهانى دارند و مقابله با اين تهديد همگانى، آرمانى مشترك است. اين گروه ها تمايل خود را به دسترسى با سلاح هاى هسته اى، ميكروبى و شميايى و وارد كردن تلفات جمعى ابراز مى كنند. حتى يك مورد از چنين حملاتى و زنجيره رويدادهاى بعدى آن، مى تواند دنياى ما را براى هميشه تغيير دهد.
۸۸-  برنامه  ما عليه تروريسم بايد فراگير و بر پنج  ستون استوار باشد: هدف آن بايد بازداشتن افراد از توسل به تروريسم يا حمايت از آن باشد؛ اين برنامه بايد جلوى دسترسى تروريست ها را به پول و وسايل لازم بگيرد؛ بايد كشورها را از حمايت از تروريسم بازدارد؛ بايد دولت ها را براى شكست دادن تروريسم توانا كند؛ و بايد از حقوق بشر دفاع كنند. به كشورهاى عضو و جامعه مدنى در همه جا تأكيد مى كنم به اين برنامه بپيوندند.
۸۹-  انجام چند اقدام فورى، به شرح زير ضرورى است.
۹۰-  بايد همه افرادى را كه ممكن است وسوسه شوند از تروريسم حمايت كنند، قانع كنيم كه اين كار راهى قابل قبول و مؤثر براى پيشرفت اهداف آنان نيست. اما ناتوانى كشورهاى عضو براى توافق درباره كنوانسيونى فراگير كه شامل تعريفى درباره تروريسم باشد، اقتدار اخلاقى سازمان ملل متحد و قدرت آن در زمينه محكوم كردن تروريسم را محدود كرده است.
۹۱- زمان آن است كه بحث ها درباره به اصطلاح «تروريسم دولتى» را كنار بگذاريم. استفاده از زور به وسيله دولت ها اينك كاملاً براساس قوانين بين المللى تحت نظارت قرار دارد. و حق مقاومت در برابر اشغالگرى بايد در معنى واقعى آن درك شود. اين حق نمى تواند شامل حق كشتن يا ناقص كردن عمدى غير نظاميان باشد. كاملاً از تقاضاى هيأت عالى براى ارائه تعريفى از تروريسم موافقم، تعريفى كه، علاوه بر اقداماتى كه تاكنون به وسيله كنوانسيون هاى موجود ممنوع شده، روشن كند هر اقدامى تروريستى به حساب مى آيد كه هدف از آن كشتن يا وارد كردن لطمات جدى جسمى به غير نظاميان يا افراد غير جنگى به منظور ارعاب يك جمعيت يا وادار كردن يك دولت يا يك سازمان بين المللى به انجام يا خوددارى از انجام هر اقدامى باشد. به عقيده من، اين پيشنهاد قدرت اخلاقى آشكار دارد، و من اكيداً از رهبران جهان مى خواهم بر محور آن متحد شوند و پيش از پايان شصتمين اجلاس مجمع عمومى كنوانسيون جامعه درباره تروريسم منعقد كنند.
۹۲-  ممانعت از دسترسى تروريست ها به مواد هسته اى، كارى حياتى است. اين اقدام به معناى مصون داشتن و حفاظت از مواد خطرناك و در صورت امكان، نابودى آنها و اجراى كنترل هاى مؤثر صادراتى است. در حالى كه گروه هشت كشور صنعتى اصلى «جى ۸» و شوراى امنيت گام هاى مهم براى انجام اين كار برداشته اند لازم است اطمينان حاصل كنيم كه اين تدابير به طور كامل اجرا شوند و يكديگر را تقويت كنند. به كشورهاى عضو تأكيد مى كنم كه بدون تأخير، كنوانسيونى بين المللى را براى جلوگيرى از اقدامات تروريسم هسته اى تكميل كنند.
۹۳-  تهديد تروريسم ميكروبى با تهديد تروريسم هسته اى تفاوت دارد. به زودى، هزاران آزمايشگاه در سراسر جهان قادر به توليد ميكروب هايى با قدرت فراوان كشنده بالقوه خواهند شد. بهترين دفاع ما در برابر اين خطر تقويت بهداشت عمومى است و توصيه هايى به اين منظور در بخش دوم پيشين مزاياى مضاعف دارند: اين توصيه ها هم براى بر خورد با بلاى بروز بيمارى هاى عفونى و همه گير طبيعى مفيد هستند و هم به ايمنى ما در مقابل ميكروب ها و ويروس هاى ساخت بشر كمك خواهند كرد. در حالى كه خود را به تقويت نظام هاى بهداشتى محلى متعهد مى كنيم- وظيفه اى كه انجام آن يك نسل طول خواهد كشيد - همچنين بايد اطمينان حاصل كنيم كه واكنش جهانى كنونى ما كافى باشد. شبكه واكنش و هشدار به شيوع جهانى بيمارى ها در سازمان جهانى بهداشت، كار مؤثرى در زمينه نظارت و واكنش به شيوع بيمارى هاى همه گير مرگبار، اعم از طبيعى يا مشكوك، انجام داده است. اما اينكار را با بودجه اى ناچيز انجام داده است. به كشورهاى عضو تأكيد مى كنم منابع مورد نياز براى انجام كامل اين كار را كه به نفع همه ما است، در اختيار آن بگذارند.
۹۴- تروريست ها در مقابل هيچكس پاسخگو نيستند. ولى ما نبايد پاسخگو بودن خود را در برابر شهروندان تمام جهان فراموش كنيم. در مبارزه با تروريسم هرگز نبايد حقوق بشر را فدا نماييم. هنگامى كه چنين كنيم تحقق يكى از هدف هاى تروريست ها را آسان كرده ايم. ما بادست برداشتن از ارزش هاى عالى اخلاقى، بين دقيقاً بخش هايى از جمعيت كه تروريست ها افراد مورد نظر خود را بين آنان پيدا مى كنند، نسبت به دولت ها تنش، نفرت و بى اعتمادى به وجود مى آوريم. به كشورهاى عضو تأكيد مى كنم نماينده اى ويژه منصوب كنند كه درباره سازگارى تدابير ضد تروريسم با قوانين بين المللى حقوق بشر به كميسيون حقوق بشر گزارش بدهد.
جرايم سازمان يافته
۹۵-  تهديد تروريسم از نزديك با تهديد جرايم سازمان يافته، كه در حال افزايش است و بر امنيت همه كشورها تأثير مى گذارد، ارتباط دارد. جرايم سازمان يافته به ضعف دولت ها كمك مى كند، مانع از رشد اقتصادى مى شود، به جنگ هاى داخلى دامن مى زند، تلاش هاى سازمان ملل متحد را در زمينه برقرارى صلح مرتباً تضعيف مى كند و براى گروه هاى تروريستى امكانات مالى فراهم مى آورد. گروه هاى سازمان يافته خلافكار در قاچاق مهاجران و سلاح هاى گرم نيز به شدت فعال هستند.
۹۶- سازمان ملل متحد در سال هاى اخير با تصويب و اجراى چند كنوانسيون و پروتكل عمده در ايجاد چارچوبى از معيارها و ضوابط بين المللى براى مبارزه با فساد و جرايم سازمان يافته پيشرفت هاى مهمى داشته است. اما بسيارى از كشورهاى عضو اين معاهدات، گاهى به دليل اين كه واقعاً فاقد توان و ظرفيت انجام اين كار هستند، آنها را به درستى اجرا نكرده اند. همه كشورها در حالى كه براى تقويت نظام هاى عدالت كيفرى و حكومت قانون خود به يكديگر كمك مى كنند، بايد اين كنوانسيون ها را تصويب و اجرا كنند. به علاوه، كشورهاى عضو بايد منابع كافى در اختيار دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل براى نقش مهم آن در زمينه نظارت بر اجراى اين كنوانسيون ها، قرار دهند.
چالش بوش با كنگره بر سر نظريه پرداز افراطى
نومحافظه كاران
226467.jpg
منبع: سايت اينترنتى «ورلد سوشياليست»
ترجمه: مرضيه خادم شريف
انتخاب «جان بولتون» به عنوان سفير ايالات متحده در سازمان ملل متحد توسط «جورج دبليو بوش» در اول آگوست (زمان تعطيلات تابستانى) چه از نظر شخصيت نامزد انتخابى و چه از نظر رفتار متكبرانه رئيس جمهور مثالى براى سرافكندگى دولت بوش از نظر رفتارهاى دموكراتيك وناديده گرفتن نظرات مردم جهان است.
در اولين روز دوشنبه پس از شروع تعطيلات تابستانى ۵هفته اى كنگره بوش با معرفى بولتون به عنوان نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد و اينكه او فرد مناسبى براى اين سمت است، با لحن ابهام آميز ادعا كرد كه انتخاب وى در مارس گذشته به علت رفتارهاى تخريبى مشتى سناتور به رأى گذاشته نشده بود. در حقيقت، مشكلات بولتون در سناى ايالات متحده عمدتاً ناشى از انشعابى درون حزب جمهوريخواه بود كه بر سر عاقلانه بودن انتصاب يكى از افراطى ترين نظريه پردازان جناح راست درمقام نمايندگى آمريكا در سازمان ملل متحد است. كميته روابط خارجى سنا نتوانست انتصاب بولتون را به مجلس سنا توصيه كند، زيرا «جورج وينويچ» سناتور جمهوريخواه از «اوهايو» از پشتيبانى او خوددارى كرد. وينويچ دلايل «منطقى» خود را در توضيح مخالفتش با انتصاب بولتون بيان كرد. همچنين اختلافات درونى مقامات جمهوريخواه مانع از آن شد كه جمهوريخواهان بتوانند نقشى صرفاً غوغاگرانه را به مخالفان بولتون تحميل كنند و اقدامى مؤثر براى رأى گيرى سريع به عمل آورند. از نقطه نظر دموكرات هاى سنا، انتصاب بولتون در حين تعطيلات به معناى تحقير كامل كاخ سفيد در مورد حزب به اصطلاح مخالف است. اين حزب با مجاز شمردن دولت براى پيشبرد بخش عمده برنامه اش قبل از تعطيلات سنا، يعنى تصويب مجدد قانون ميهن پرستى، لايحه بزرگراهها و انرژى، موافقتنامه تجارى CAFTA محافظت از كارخانه هاى تسليحات توسط رهبرى حزب دموكرات به صورت مشت محكمى پاسخ داده شد.
رهبر اقليت هاى سنا، يعنى سناتور«هرى ريد» از «نوادا» اين انتصاب را جديدترين سوء استفاده بوش و كاخ سفيد از قدرت ناميد. سناتور دموكرات «فرانك لوتنبرگ» از «نيوجرسى» نيز بيانيه اى صادر و طى آن اعلام كرد: با وجود آنكه رئيس جمهور، دموكراسى را در سراسر جهان موعظه مى كند، در ايالات متحده قانون و اراده كنگره را دور مى زند. تصميم براى انتصاب بولتون در سازمان ملل متحد نشان دهنده آن است كه دولت نگرانى اى از رويارويى با واكنش هاى حقيقى سياسى ندارد، حتى با وجود آنكه از دموكرات ها مى خواهد كه با انتصاب قاضى «جان روبرت» راست گرا در ديوان عالى موافقت كنند. در جريان مراسم كاخ سفيد، بولتون طى بيانيه كوتاهى اعلام كرد كه عميقاً احساس افتخار مى كند و در حقيقت، تحت تأثير اعتماد رئيس جمهور در تناسب وى با اين سمت قرار گرفته است. يكى از گزارشگران تلويزيون توجه كرد كه احتمالاً اين نخستين بارى بود كه نام بولتون و فروتنى در يك جمله بيان شد. بولتون در ادامه صحبتش به كار خستگى ناپذير براى اجراى برنامه دولت اشاره كرد. اين برنامه كه مبتنى بر نظاميگرى و برترى جهانى ايالات متحده استواراست، همواره مورد حمايت او بوده است. وى يكى از مخالفين سابقه دار دو آتشه درباره تحميل قوانين و نهادهاى بين المللى بر تعقيب منافع استراتژيك ايالات متحده است. انتصاب بولتون در سازمان ملل متحد توسط جناح راست حزب جمهوريخواه كه بى صبرانه آرزومند انحلال اين سازمان بين المللى است، مورد استقبال قرار گرفت.
مأموريت بولتون به علت انتصاب در تعطيلات تابستانى فقط تا آغاز دوره بعدى كنگره در ژانويه ۲۰۰۷ به طول خواهد انجاميد. در آن زمان، كاخ سفيد مى تواند نامزدى او را مجدداً مطرح كند. او به عنوان نماينده موقت به سازمان ملل متحد مى رود، زيرا نتوانسته است تأييديه سنا را به دست آورد.
شايد در ۶ دهه گذشته پس از تأسيس سازمان ملل متحد اولين بار است كه نماينده ايالات متحده به اين نحو منصوب مى شود. روش انتصاب در تعطيلات تابستانى توسط رؤساى جمهور پيشين عمدتاً در مورد قضات فدرالى صورت مى گرفت كه انتصابشان در تشريفات سنا دچار مشكل مى شد.
دولت بوش مكرراً از اين ابزار، يعنى دور زدن روش هاى هنجار قانونگذارى استفاده و توانايى سنا در توصيه و توافق را سركوب كرده است تا نامزدهايى را كه سوابقشان مورد توافق عمومى نيست، منصوب كند. علاوه بر اين، چنين اقدامى برخلاف دفعات قبل در فاصله دو دوره پايان و آغاز كار كنگره صورت نگرفته، بلكه عملاً هر گاه كه كنگره در تعطيلات بوده، حتى در موارد بسيار كوتاه مدت نيز انجام شده است.
بر همين منوال بود كه در ژانويه ،۲۰۰۴ بوش طى يك هفته تعطيلات سنا، قاضى «چارلز پيكرينگ» را به شعبه پنجم دادگاه تجديدنظر منصوب كرد. نامزدى پيكرينگ قبلاً ۲ بار توسط سنا رد شده بود. يك ماه بعد، كاخ سفيد همين روش را براى انتصاب دادستان ايالت «آلاباما»، يعنى «ويليام پرايور» در دادگاه ديگر تجديدنظر فدرال به كار برد. همانند پيكرينگ، نامزدى او به علت نقطه نظرهاى جناح راست افراطى در مورد مسائلى از حقوق مدنى تا سقط جنين مورد مخالفت قرار گرفت.
هنگامى كه پيكرينگ بازنشسته و انتصاب او در تعطيلات با آغاز كار كنگره جديد فسخ شد، نامزدى پرايور مجدد اعلام گرديد. ماه گذشته دموكرات هاى سنا در يك معامله موافقت كردند كه مخالفت خود با انتصاب دائمى او را پس بگيرند تا ظاهراً جنجال انتصاب بر سر قضات فرو بنشيند. يكى ديگر از انتصابات در حين تعطيلات، مربوط به «اوتو ريك» در ژانويه ۲۰۰۲ به عنوان معاون وزير كشور در نيمكره غربى بود. سوابق ريك شامل دست اندركار بودن در جنگ غيرقانونى «كنترا» در دولت «ريگان» عليه نيكاراگوئه و ارتباطات نزديك با تروريست هاى ضد «فيدل كاسترو» بود. ريك يكى از دستياران نزديك بولتون در وزارت كشور بود.
انتصاب بولتون توسط فرمان رياست جمهورى، هنگامى بود كه نشان مى داد او درپاسخ به سؤالات سنا در مورد نامزدى خود شهادت دروغ داده بود. مسأله به طور مستقيم به استفاده دولت از گزارشهاى اطلاعاتى دروغين براى كشيدن كشور به جنگ تجاوزكارانه در عراق بود. بولتون پس از انتصاب در بيانيه به قيد سوگند براى كنگره اعلام كرد كه او در هيچ مصاحبه يا تجسسى در طول ۵ سال گذشته مورد سؤال قرار نگرفته است. وزارت كشور چندى پيش بيانيه اى صادر كرد كه نشان مى داد در حقيقت بولتون توسط بازرس كل وزارت در رابطه با اطلاعات دروغينى كه دولت بوش درمورد رژيم عراق اعلام كرده بود، موردسؤال قرارگرفته است. اين اطلاعات ظاهراً چنين مى نمود كه رژيم عراق فعالانه در توليد سلاح هاى هسته اى مشغول به اقدام بوده است.
تجسس مشترك وزارت كشور و سازمان سيا در اين جهت بود كه روشن كند واشنگتن چگونه به اين نتيجه رسيد كه عراق در زمان صدام مى كوشيد مواد هسته اى از كشور آفريقايى نيجر خريدارى كند. بعضى از مدارك كليدى اى نيز كه توسط دولت براى استدلال به كار رفته بود، تقلبى ازكار درآمد. درست ساعاتى پس از اصرار بولتون درمورد دادن پاسخ درست به پرسشنامه سنا و اينكه توسط گروه داورى يا هر بازپرس ديگرى موردسؤال قرارنگرفته است، سخنگوى وزارت كشور مجبور شد بپذيرد كه بولتون درمورد قضيه نيجر شهادت داده است. تحقيقات وزارت كشور و سيا به موازات تحقيق جنايى درمورد آشكارشدن هويت عامل مخفى سنا يعنى «والرى پالمى» به رسانه هاى گروهى صورت گرفته است.
نشت اين خبر از درون دولت بوش به عنوان عملى انتقام آميز درمقابل اقدامات همسر پالمى، يعنى سفير سابق ايالات متحده جوزف ويلسون صورت گرفت كه براى تحقيق درباره گزارش هاى اورانيوم عراق از نيجر مأمور شده بود. ويلسون دليلى بر چنين فعاليتى نيافت و بعداً دولت را به طور آشكار از لحاظ ادعاى دروغين درباره خطر هسته اى عراق به منظور توجيه حمله ايالات متحده متهم كرد.
«مت كوپره» گزارشگر مجله تايم كه به منظور آشكاركردن هويت پالمى نوشت و درمقابل هيأت قضات اين پرونده شهادت داد و «كارل راوو» مشاور ارشد بوش و «لوئيس ليبى» از اطرافيان رئيس جمهور، را به عنوان منابع ناشناخته قضيه معرفى كرد.
سخنگوى وزارت كشور ادعاكرد بولتون در هنگام پاسخگويى به پرسشنامه سنا به خاطر نداشته كه توسط بازرس كل وزارت كشور موردبازجويى قرارگرفته است. بنابراين پاسخنامه وى به شكل ارائه شده درست نيست و افزود: بولتون آن را تصحيح خواهدكرد. تظاهر بولتون به فراموشى درمورد بازجويى درباره اطلاعات غلط راجع به نيجر و عراق احمقانه به نظرمى رسد. اين مسأله يكى از اشتغالات مهم دولت به هنگام سازماندهى انتقام عليه ويلسون بود و همچنان به عنوان مسأله بزرگ در تحقيقات جارى قراردارد. علاوه بر آن، بولتون درمركز ساخت اطلاعات غلط درمورد سازماندهى تجاوز ايالات متحده قراردارد. بولتون قبل از پيوستن به دولت بوش، مدير برنامه «نيوآمريكن سنچرى» بود كه برنامه هاى اشغال نظامى عراق را تهيه كرد و دولت بعداً آنها را با استفاده از حملات تروريستى ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ به عنوان سند مورداستفاده قرارداد. او در درون وزارت كشور به عنوان دستيار نزديك و ازنظر عده زيادى به عنوان عامل رهبرى نومحافظه كاران پنتاگون بود كه عمليات خود را براى دورزدن منابع رسمى اطلاعاتى به كار گرفت و «حقايق» شخصى خود را براى توجيه جنگ غيرقانونى عليه عراق ابداع كرد. چندى پيش، ۳۵ سناتور دموكرات و يك سناتور مستقل نامه اى به كاخ سفيد ارسال كردند و از بوش خواستند بولتون را به دليل شهادت دروغ در تحقيقات تجسس وزارت كشور در تعطيلات منصوب نكند. در نامه چنين آمده بود: «فرستادن شخصى به سازمان ملل متحد كه توسط سناى ايالات متحده تأييد نشده است و اكنون مى پذيرد درمورد مدركى چنان مهم كه لازمه آن، اداى سوگند به راستگويى است، صحت عمل نداشته است، باعث عقب نشينى ما در بسيارى اززمينه ها مى شود.»
نامه مى افزايد: بهانه آقاى بولتون درمورد به خاطرنياوردن بازجويى توسط بازرس كل وزارت كشور كاملاً غيرقابل باور است. همزمان «لينكلن چفى» سناتور جمهوريخواه «رودآيلند»، كه قبلاً برسر نامزدى بولتون ترديد داشت، گفت كه آشكارشدن اين مسأله باعث مى شود پشتيبانى خود را از او پس بگيرد. وى به مطبوعات گفت: اين مسأله نيازمند توضيح است و من مطمئناً علاقه مندم به او فرصتى براى دفاع درمورد اين عدم صداقت داده شود. چفى افزود كه انتصاب بولتون در تعطيلات، اشتباهى براى دولت بوش است و اين نامزدى چنان مورد اختلاف نظر است كه به نظر مى رسد شايسته رأى گيرى در سنا است. البته از نظر دولت بوش، اين آشكارسازى دليلى برتسريع درانتصاب او بود. با كشيده شدن سؤالات درباره آشكارشدن هويت عامل پيشين سيا به درون كاخ سفيد، بوش علاقه اى به بحث درمورد اين مسأله نشان نداد.
بولتون شخصاً همان طرحى را كه كاخ سفيد و پنتاگون براى توليد پيش زمينه تهاجم به عراق به كار برده بودند، سازمان داده است. بولتون در آغاز سال ۲۰۰۲ از عوامل اطلاعاتى خواست كه درمورد اتهامات او درباره اينكه كوبا سلاح هاى بيولوژيكى توليدمى كرد كه مى توانست با كشورهاى سرخ يا تروريست ها به مشاركت گذاشته شود، تأييديه تهيه كنند كه به وضوح، تكرار همان اتهام دروغينى بود كه براى توجيه جنگ عليه عراق به كاررفت. هنگامى كه افسران مأمور سيا اين موضوع را نپذيرفتند، بولتون از كوره دررفت و آنها را موردبى احترامى قرارداد و تقاضاى اخراج آنها را كرد.
اين رفتار باعث آن شد كه يكى از كارشناسان اطلاعاتى ارشد وزارت كشور بولتون را معتاد به فحاشى بنامد و در برابر سنا شهادت داد كه او فردى است كه با تظاهر به خوشرويى، افراد را تحت فشار قرار مى دهد.
دموكرات هاى سنا اكثراًبراين شهادت به عنوان دليلى برنامناسب بودن بولتون در سازمان ملل متحد تمركزكردند و بيش از آنكه به نقش اساسى او در توطئه عمومى دولت بوش براى فريفتن مردم آمريكا در انجام جنگ هاى تجاوزكارانه تأكيد كنند، به فقدان خلقيات ديپلماتيك او اشاره كردند. اينك بافقدان هرگونه مخالفت جدى در درون حزب دموكرات يا ساختار ايالات متحده، بولتون صاحب يك كرسى در سازمان ملل متحد مى شود. اين فرد كه معتقداست اعطاى هرگونه اعتبار به قوانين بين المللى اشتباهى بزرگ است و روز لغو پيمان ايجاد دادگاه بين المللى جنايى در رياست خود را شادترين لحظه خدمتش مى داند، اينك به عنوان چهره اى متناسب با امپرياليسم آمريكا به جهان ارائه مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |