دوشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۴ -
Mon, Sep 5, 2005
گفت و گو
۳۲۴۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
در گفت و گو با مهدى صابرى روانپزشك
تكريم يا تحريم ارباب رجوع
محمود اختيارى
موضوع تكريم ارباب رجوع و پاسخگويى به آنها تا مرحله جلب رضايت از جمله موضوعاتى است كه طى ساليان اخير مطرح شده و شاهديم هراز چند گاهى از سوى مسؤولان و دولتمردان عنوان مى شود. اين بحث هرچه به ماه شهريور و ايام برگزارى جشنواره شهيد رجايى مى رسيم ابعاد بيشتر و تازه ترى مى يابد. سازمان مديريت و برنامه ريزى از سال گذشته به اين طرف با تهيه كتابى در ارتباط با طرح تكريم و ارسال دستورالعمل يا شيوه نامه هايى براى دستگاههاى اجرايى كوشيده سازمانها را در قبال مردم موظف تر و با مسؤوليت تر سازد و آنان را وادارد به پرسش ها و خواسته هاى مراجعان يا كسانى كه به هر شكل با سازمان سروكار دارند، پاسخ اقناعى بدهند و در جهت جلب رضايت آنان بكوشند. بسيارى و يا شايدتمامى سازمانها و دستگاههاى اجرايى با تهيه نوشته هايى با عنوان منشور اخلاقى و نصب آنها در جايى كه قابل رؤيت باشد، در اين زمينه گام برداشته اند و سعى كرده اند علاوه بر اين اقدام، اسامى و سمت كاركنانى را كه مستقيماً با مردم سروكار دارند، در معرض ديد مراجعان قرار دهند تا بدين وسيله در راستاى اهداف طرح تكريم گام برداشته باشند، اما اين ظاهر قضيه است و اينكه كدام يك از دستگاهها موفق شده اند به جلب رضايت واقعى مراجعان خود و دريافت رضايت آنان نايل آيند، موضوعى است كه به كمى تأمل، تعق و بررسى دقيق تر نياز دارد.
با توجه به پيام رهبرمعظم انقلاب و اعلام سال قبل به عنوان سال پاسخگويى به مردم از سوى ايشان، موضوع طى تكريم و تحقق واقعى آن پررنگ تر از گذشته كرده و وظايف سازمانها و دستگاههاى دولتى را نيز سنگين تر ساخته است.
اگر كمى موشكافانه تر و با ديد كارشناسى موضوع را تعقيب كنيم و به ارزيابى آن بپردازيم، به واقعيات بيشترى در زمينه چگونگى اجرا شدن يا نشدن دستورالعمل و راه و روشهاى اجرايى رسيدن به هدف پى خواهيم برد و با موانع و مشكلات و احياناً ناهماهنگى هاى گوناگونى كه در اين زمينه وجود داشته و دارد، روبه رو مى شويم.
زمانى رضايت مردم و ارباب رجوع به دستگاههاى اجرايى حاصل مى آيد كه هر يك از آنها راههاى رسيدن به مقصود را هموار ساخته باشند. اگر كمى حوصله به خرج دهيم و به عنوان كسى كه قصد دارد در اين ارتباط تحقيق كند، به يك يا چند سازمان و دستگاه دولتى سربزنيم، آن وقت است كه درمى يابيم اوضاع چگونه است و طرح در چه مرحله اى قرار دارد؟ نگاه به علل يا موانع موجود در اين مسير به خوبى نشان مى دهد، در بسيارى از سازمانها، برنامه ريزى و مديريت صحيح و جامع براى تحقق بحث طرح تكريم صورت نگرفته و اغلب اقدامات و امور انجام شده، صورى و ظاهرى بوده اند. اگر به جز اين باشد، يكى از وظايف سازمان متولى امر يعنى مديريت و برنامه ريزى كه اطلاع رسانى تام و تمامى است، انجام نشده است. وقتى شاهديم در بسيارى از دستگاهها و سازمانهايى كه بيشتر خدماتى اند و با مردم سروكار دارند، كارمندان يا كاركنان پاسخگويشان منفعل و بى تفاوت اند و خيلى جدى و درست به مردم پاسخ نمى دهند و در قبال اعتراض به نحوه برخورد و پاسخگويى آنان مى شنويم همه از پايين بودن حقوق و مزاياى دريافتى، بى توجهى به خواسته هايشان، ناقص يا نارسا بودن مقررات و آيين نامه ها و دست و پاگيرى آنها به عنوان بارزترين علل موجود بر سر راه اجراى طرح تكريم سخن مى گويند. البته اين نكات را نيز نبايد از نظر دور داشت كه آموزش ندادن به پاسخگويان، نبود انگيزه بالا و روحيه مناسب در برخورد درست با ارباب رجوع، دادن پاسخ هاى اقناعى و نه پاسخ هاى توجيه كننده و بعضاً كليشه اى پذيرش خطا و اعلام واقعيت ها و حقايق و وجود تنگناها و نارسايى ها در تحقق تعهداتى كه هر يك از سازمانها به مردم داده اند را نيز بايد به علل ذكر شده بالا اضافه كنيم. به اين ترتيب اگر مجريان و متوليان طرح تكريم، اين موارد را مورد عنايت قرار دهند و با دقت نظر، سنجش هاى درست، بازبينى و كنترل هاى نامحسوس و حضور بدون اطلاع در دستگاهها و سازمانهاى دولتى به عمل آورند و نظرات كاركنان و ارباب رجوع را دريافت كنند، مى توانند راههاى اصولى تر و مثمرترى را در دستور كار خود قرار دهند و به جاى پرداختن به ظواهر و دادن شعارهاى دهان پركن، ريشه هاى اصلى نارضايتى و شكايات و انتقاداتى را كه مطرح مى شوند، شناسايى كنند، بدون شك تن رنجور و نحيف بيمار دستگاههاى دولتى جان تازه اى گرفته و دوباره سلامتش را به دست مى آورد. اگر مى بينيم ارتشا در دواير دولتى و دستگاههاى اجرايى بيداد مى كند و ديگر به مرحله علنى و آشكار رسيده، بايد علت و علل اين اقدام مذموم را شناسايى كنيم و با مبارزه و مقابله جدى با راشى و مرتشى، كارى كنيم كه ريشه آن بخشكد و ديگر هرگز شاهد رشوه خوارى نباشيم. جشنواره شهيد رجايى كه طى سالهاى اخير هم زمان با گراميداشت ايام هفته دولت برگزار مى شود، حركتى براى ترغيب و تشويق كاركنان خدوم، مبتكر، باتقوى، دلسوز و تلاشگر است. بجا است طرح تكريم ارباب رجوع از منظر تازه ترى ارزيابى شده و سازمانها و دستگاههايى كه وظايف خود را به درستى انجام داده و موفق به كسب رضايت ارباب رجوع شده اند، تشويق شوند و دستاوردها و راه و روشهاى به كار بسته شان را در ديگر سازمانها و دستگاهها تسرى دهند. اميدواريم اين حركت درست، منسجم تر و با برنامه ريزى دقيق ترى به مرحله اجرا درآيد و طرح، در نيمه راه خود، ناقص و نارسا رها نشود. در پايان بد نيست چند توصيه و راه كار در ارتباط با اجراى هر چه بهتر طرح و موفقيت نهايى آن ارائه دهم:
۱. رسيدگى به امور معيشتى كاركنان و ايجاد انگيزه هر چه بيشتر در آنها به منظور ارائه خدمات بيشتر و فراهم آوردن شرايط و محيطى كه بتواند روحيه كارى مناسب و شايسته اى را در اداى وظيفه شان ايجاد كند.
۲. اصلاح مقررات، دستورالعمل ها و آيين نامه هاى جارى در هر يك از دستگاههاى اجرايى و حذف مواد يا بندهايى كه جز اتلاف وقت و ايجاد نارضايى براى مراجعان اثر ديگرى ندارند.
۳. اطلاع رسانى درست و دقيق از نوع خدماتى كه هر يك ازدستگاههاى اجرايى ارائه مى دهند، در قالب ايجاد پايگاههاى ويژه حاوى اطلاعات به روز از مجموعه مباحثى كه لازم است به آگاهى عموم برسد. انتشار جزوات و بروشورها يا نشرياتى كه تمامى اطلاعات مربوط را داشته باشد و در دسترس قرار دادن آنها براى عموم مردم، يا انتشارشان در روزنامه ها و جرايد كثيرالانتشار و پخش برنامه هاى آموزشى از صدا و سيما.
۴. ارتقاى سطح آگاهى كاركنان و كارمندان شاغل در بخشهاى پاسخگويى، ارتباطات مردمى يا ساير دوايرى كه به نحوى به طور مستقيم با مردم سر و كار دارند. براى نيل به اين هدف آموزشهاى حين خدمت بويژه آموزشهاى نحوه صحيح برخورد با مشترى به طور مستمر و متناسب با شرايط موجود جارى در هر يك از دستگاههاى دولتى امرى ضرورى است.
۵. داشتن روحيه انتقادپذيرى و قبول اشتباه و خطا و عذرخواهى از ارباب رجوع در صورت محرز شدن بروز اشتباه يا سهل انگارى از سوى عوامل اجرايى و كاركنان بخش هاى پاسخگويى.
۶. رسيدگى صحيح و سريع به شكايات و انتقاداتى كه مطرح مى شوند در كوتاه ترين زمان.
۷. گفتن حقايق و واقعيت هاى مرتبط با خدمات يا وظايفى كه از سوى هريك از دستگاههاى اجرايى وجود دارد به گونه اى كه اين وضعيت را جايگزين وعده هاى غيرواقعى، اتلاف وقت به منظور فراموش شدن موضوع يا ارائه پاسخ هاى يكنواخت، تكرارى و كليشه اى به مردم را كرده و اغلب خالى از واقعيت بوده و بيشتر توجيهى اند تا اقناعى.
۸. به كارگيرى نيروهاى متخصص و مطلع داراى احساس مسؤوليت و با حوصله كه بتوانند پاسخ هاى صحيح و منطقى به ارباب جوع ارائه دهند.
۹. ايجاد صندوق پستى صوتى براى هر يك از دستگاههاى دولتى براى دريافت نظرات، انتقادات و مسائلى كه از سوى مردم مطرح مى شوند و در نهايت بازبينى، رسيدگى و بررسى هر يك از آنها كه انجام اين امر مى تواند با در نظر گرفتن تعداد شكايات و انتقاداتى كه براى هر يك از سازمانها و دستگاهها مطرح شده اند، دستگاههاى داراى شاكى بيشتر با دستگاههاى داراى شاكى كمتر از يكديگر منفك ساخته و ميزان نزديك شدن آنها به هدف تحقق طرح تكريم مورد سنجش و ارزيابى قرار گيرد.
۱۰. استفاده از اهرم تشويق و تنبيه براى كاركنان شاغل در بخشهاى پاسخگويى به مردم در دواير دولتى با هدف ايجاد روحيه ترغيب و رقابت بيشتر بين آنان.
اميد كه به كار بستن برخى راهكارهاى پيشنهادى و دقت نظر و توجه هر چه بيشتر مسؤولان و دست اندركاران، شاهد رضايت مندى واقعى مردم از عملكرد دستگاههاى اجرايى باشيم و به جايى برسيم كه وظيفه شناسى، احترام به قانون و رعايت آن، پرهيز از توصيه ها و سفارشهاى ناصحيح و ناسالم و قرار دادن ضابطه به جاى رابطه سرلوحه خدمات رسانى به مردم و رفع مشكلات و گرفتاريهاى آنان قرار گيرد.
در گفت و گو با مهدى صابرى روانپزشك
اضطراب
شايع ترين اختلال روانى در جهان
226734.jpg
صفورا اميرآباد
در مبانى روانشناختى به هر نوع ناهنجارى رفتارى و تغيير در حالات خلقى، احساسات، عواطف، درك و قواى تفكر و شناختى افراد به نحوى كه در كاركرد روزمره و عملكرد فردى و اجتماعى آنها تأثير بگذارد، اختلال روانى گفته مى شود. هم اكنون در جهان بيش از ۳۰۰ نوع اختلال روانى شناخته شده كه ساده ترين نوع آن استرس يا همان اختلالات اضطرابى و حادترين آن اسكيزوفرنى است. درباره شيوع و علل اختلالات روانى با دكتر مهدى صابرى سرپرست بخش روانپزشكى پزشكى قانونى به گفت و گو نشستيم كه در پى مى آيد.
* بسيارى از مردم با شنيدن نام اختلال روانى حالات ديوانگى و جنون را در ذهن خود تداعى مى كنند. لطفاً درباره حيطه هاى مختلف اختلالهاى روانى توضيح دهيد.
- اختلال روانى در برخى از حيطه هاى زندگى به گونه اى خودش را نشان مى دهد كه افراد متوجه نمى شوند كه اين رفتارى كه از سوى فردى صورت مى گيرد، يك نوع اختلال روانى بوده است. مردم بعضى از رفتارهاى همديگر را به حساب اخلاق و خصوصيات رفتارى همديگر مى گذارند و بعضى ناراحتى ها را تحت عنوان عصبانيتهاى زودگذر و يا دلخوريهايى كه از همديگر به دل مى گيرند، بعد از مدتى فراموش مى كنند، ولى هنگامى كه در بطن اين رفتارها مى رويد، متوجه مى شويد كه برخاسته از مشكلات روانى است. در واقع انسانها كشمكشهايى روانى در درون خودشان دارند كه اين كشمكشها به صورت رفتارهايى بروز مى كند كه گاهى اين رفتارها از ديد ديگران عادى به نظر مى رسد و آن را پاى بيمارى نمى گذارند و گاهى آنقدر اين كشمكشها غير عادى است كه هر فرد غير متخصصى هم متوجه مى شود كه اعمال فرد از روى عقده هاى روانى است.
* علم روانشناسى هم اكنون تا چه حد پيشرفت كرده و چه تعداد اختلال روانى در جهان شناخته شده است؟
- در واقع هم اكنون بيش از ۳۰۰ نوع اختلال روانى شناخته شده كه در چند گروه بزرگ و عمده قرار مى گيرند؛ گروه اول شامل افرادى است كه داراى قوه سنجش واقعيت نيستند و نمى توانند واقعيت را از تخيل بازشناسند كه اين افراد در گروه روانپريشى جاى مى گيرند. گروه دوم روان نژندى است كه در آن فرد به هر شكل خودآگاه است و در پى درمان و چاره بر مى آيد. گروه سوم شامل اختلالات شخصيتى است كه ناشى از ايراد و اشكال در ساختار روانى افراد است و آخرين گروه ناتوانى هاى ذهنى را در بر مى گيرد كه در نوع خفيف آن فرد در جامعه به كارهاى سبك و معمولى مشغول است و امكان دارد در برخوردهاى اول خيلى واضح نباشد، ولى در نوع هاى شديدتر آن افراد در مراكز ويژه نگهدارى مى شوند. بيشتر اختلالهاى روانى در قالب اين چند گروه عمده قرار مى گيرد، اما خوب طبقات زيرمجموعه اينها بسيار زياد است.
* هم اكنون چند درصد افراد جامعه مبتلا به اختلال روانى هستند و آيا اين رقم در مقايسه با كشورهاى ديگر رقم بالايى است؟
- با تعاريفى كه بيان شد، ما كسى كه در شب امتحان و چند روز پيش از آن دچار اضطراب مى شود و يا كسى كه در اثر مهاجرت و تغيير در محل زندگى دچار واكنشهاى روانى، اضطراب و افسردگى شده، مبتلا به نوعى اختلال روانى مى دانيم. با اين توصيف، آمار اختلال روانى در همه جوامع بالاست و هرچه جامعه استرسش بالاتر باشد، اين آمار هم بالاتر است. بر طبق آمارهاى علمى ۲۰ تا ۲۵ درصد از افراد جامعه از يك نوع اختلال روانى رنج مى برند كه البته اين به معناى اين كه ۲۰ تا ۲۵ درصد افراد دچار روانپريشى هستند، نيست. اين رقم شامل همه اختلالات از استرس تا مشكلات شخصيتى نسبتاً پيچيده مى باشد. همه اين افراد قادرند كارهاى زندگى خود را انجام دهند، اما در كار و زندگى شان مشكلاتى وجود دارد اين مشكلات ممكن است خيلى كم يا خيلى زياد باشد، هرچه قدر مشكلاتى كه در كار و زندگى افراد ايجاد مى شود، بيشتر باشد، آن اختلال مهم تر و از نظر روانشناسى ماژور محسوب مى شود. بنابراين اختلالات روانى يا ماژور است يا مينور كه در نوع ماژور اختلال مشكل جدى در زندگى فرد ايجاد كرده و فرد حتماً نياز به مراجعه به روانپزشك دارد، ولى اختلالات مينور بالعكس. طبيعتاً آمار مشكلات ماژور كمتر از مشكلات مينور است و هم اكنون تنها ۵ درصد افراد مبتلا به اختلالات ماژور مى باشند و ۱۵ تا ۲۰ درصد بقيه مبتلا به اختلالات مينور مى باشند.
* شايع ترين نوع اختلال روانى در كشور چيست و در بين چه گروه سنى شايع تر است؟
- شايع ترين اختلال روانى در تمام جوامع، نه فقط كشور ايران، اضطراب است. اضطراب جزو لاينفك زندگى انسان است و هر فردى در هر موقعيتى ممكن است دچار اضطراب شود، كسى كه مى خواهد در مسابقه اى شركت كند، با فرد ناشناسى ملاقات كند، در جايى استخدام شود، همه اين كارها در افراد ايجاد اضطراب مى كند، اما زمانى كه اين اضطرابها مشكلاتى را ايجاد كند و روابط را بر هم بزند، در علم روانشناسى مى گويند فرد مبتلا به بيمارى اضطرابى شده است.
كه اين نوع بيمارى در بين جوانان چون سبك زندگى آنها همراه با اضطراب و استرس بيشترى است شايع تر است. بيمارى هاى شايع ديگرى هم هست مثل افسردگى و يا افسرده خويى كه اين حالت همراه با احساس نااميدى، غم و اندوه زياد، خستگى زودرس، از دست رفتن علايق و انگيزه ها، كم شدن خواب، بى اشتهايى و ... است كه بيشتر در سنين ميانسالى شيوع دارد و در نهايت دردهاى عصبى كه نسبتاً شايع است احساس درد در ناحيه پشت، سينه، كمر و سر، كه اغلب در عكس ها و آزمايشات دليلى بر بروز آنها وجود ندارد ناشى از نوعى اختلال روانى است كه اين دردها بيشتر در سنين بالا و سالمندى و خانم هاى بالاى ۴۰ سال شايع است.
* آيا تفاوت معنادارى ميان خانم ها و آقايان در ابتلا به اختلالات روانى وجود دارد؟
- مسأله سن و جنس خيلى در بروز بيمارى هاى روانى نقش ندارد برخى از اختلالات روانى در مردها شايع تر است ولى در مجموع اختلال روانى مرد و زن نمى شناسد و طبيعتاً هر فردى كه در معرض استرس بيشترى باشد بيشتر مستعد بيمارى است. هر چند مردان آسيب پذيرى كمترى در مقابل استرس دارند ولى در عين حال در معرض استرس هاى بيشترى قرار دارند كه اين آن تأثير را خنثى مى كند.
اينكه برخى از آمارها از شيوع بيشتر اختلالات روانى در خانم ها خبر مى دهد به اين دليل است كه در برخى كلينيك ها حضور خانم ها بيشتر است و اين به آن خاطر است كه خانم ها روى خصوصيات روانى خودشان حساس ترند و بيشتر براى حل مشكلات خود به مراكز مشاوره درمانى مراجعه مى كنند. همچنين تعداد بسيارى از خانم هايى كه به روان پزشك مراجعه مى كنند در واقع از روان پزشك كمك مى خواهند كه با دادن توصيه هايى و يا تجويز دارو به آنها كمك كند تا بتوانند با زندگى شان كنار بيايند و وقتى خوب بررسى مى شود مى بينيد كه اين خانم شوهرى دارد كه دچار بيمارى روانى است ولى حاضر نيست به دكتر مراجعه كند و همسرش به پزشك مراجعه مى كند و تقاضاى دارو براى تحمل رفتارهاى شوهرش مى كند. اين جا آماركاملاً برعكس است وخانم به عنوان بيمار روانى در آمارها در نظر گرفته مى شود.
ضمن اينكه بعضى از ويژگى هاى اختلال روانى منطبق بر حالات مردانه است مانند پرخاشگرى و زورمندى كه اين حالات در مردان راحت تر پذيرفته مى شود ولى با مشاهده اين حالات در خانم ها لزوم مراجعه به روان پزشك بيشتر حس مى شود.
* بيشتر مراجعه كنندگان به مراكز درمانى چه طيف هاى سنى را شامل مى شود؟
- طبيعتاً فرق مى كند در درمانگاه هاى عمومى افرادى كه مراجعه مى كنند طيف هاى متنوعى را شامل مى شود برخى فرزند خود را مى آورند برخى از اختلالات زناشويى در اوايل زندگى شكايت دارند ولى به طور كلى بر طبق آمارهاى تجربى افراد جوان ميانسال مراجعات بيشترى به روانپزشك دارند و افراد مسن بيشتر درگير مسائل جسمى و طبى خود هستند.
* بيشترين علل بروز اختلال  هاى روانى در افراد چيست؟
- اختلالات روانى معمولاً علت واحدى ندارد و نتيجه چند فاكتور و عامل است. معمولاً يك زمينه و استعداد روانى براى بروز اختلال وجود دارد كه اين زمينه و استعداد ممكن است عوامل ژنتيكى، عوامل خانوادگى، محيط خانه، بودن يا نبودن والدين تأثير محيط آموزش و يا انتخاب هاى فرد در زندگى باشد.
* در شرايط ايده آل در جهان به ازاى هر ۱۰ تا ۲۰ هزار نفر يك روانپزشك وجود دارد كه اين رقم در كشور ما يك نفر براى ۸۰ تا ۹۰ هزار نفر مى باشد به نظر شما كمبود روانشناس خود دليلى بر عدم مراجعه افراد به روانپزشك نيست؟
- در همه دنيا بيشتر افرادى كه دچار اختلال روانى هستند ابتدا به پزشكان عمومى مراجعه مى كنند و يا سعى مى كنند خودشان مشكلشان را حل كنند كه براى اين كار بيشتر به روش هاى سنتى چون فال قهوه، رمالى، سركتاب و بعد از آن به پزشكان عمومى روى مى آورند و اگر از اين چند فيلتر جواب نگرفتند به متخصص مراجعه مى كنند و درصد كمى از افراد با احساس نوعى مشكل در زندگى خود بلافاصله به روانپزشك مراجعه مى كنند. درست است كه ميزان روانپزشكان در كشور ما در مقايسه با ساير كشورها كمتر است ولى به دليل توجه مردم به روش هاى سنتى و مراجعه به پزشكان عمومى اين كمبود خيلى واضح نيست.
* به عنوان آخرين سؤال زندگى ماشينى و مدرن امروز تا چه حد در شيوع بيشتر اختلالات روانى تأثير داشته است و آيا احتمال بروز آن را در آينده افزايش مى دهد؟
- به طور معمول هر چيز كه با طبيعت انسانى مغايرت داشته باشد اضطراب را بيشتر مى كند وقتى در يك صبح بانشاط بيدار شويد، هوا خوب باشد، استراحت كافى داشته باشيد، دغدغه هاى فراوانى براى تأمين مخارج زندگى نداشته باشيد، از يك امنيت اجتماعى برخوردار باشيد و بسيارى از دوندگى هاى بى حاصل در اثر شلوغى و ترافيك وجود نداشته باشد روحيه بهترى داريد، راحت تر زندگى مى كنيد و آرامش بيشترى داريد كه همه اينها سبب مى شودكمتر دچار استرس شويد. در حالى كه اگر با استرس بيدار شويد، صبحانه نخوريد، سريع برويد تا به اتوبوس يا سرويس برسيد، در بين راه به ترافيك برخورد كنيد، مرتب به ساعت خود نگاه كنيد دچار اضطراب بيشترى مى شويد. بنابراين هر چه سرعت زندگى بيشتر، دوندگى بيشتر كه اين دوندگى همراه با استرس بيشتر است كه فرد را بيشتر در معرض بروز اختلال هاى روانى قرار مى دهد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |