دوشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۴ -
Mon, Sep 5, 2005
ويژه ۱
۳۲۴۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
بيمه زلزله، ايمن سازى و بهسازى را تشويق نمى كند
مهدى وجودى*
بيمه زلزله دركشورهاى زلزله خيز از جايگاه ويژه اى برخوردار است و اين كشورها توانسته اند با مطالعات گسترده ريسك و خطر توسط متخصصان و مهندسان زلزله و سازه، قيمتهاى واقع گرايانه و حقيقى براى نرخهاى حق بيمه زلزله تعيين نموده و آن را در مسير صحيح هدايت نمايند.
براى مثال دركشورى غير از ايران، حق بيمه براى يك سازه حدود ۱۰ درصد هزينه ايمن سازى آن برآورد مى شود. بدين ترتيب كه اگر هزينه ايمن سازى يك سازه ۱۵ ميليون تومان باشد،حق بيمه اى كه براى يك سال بيمه زلزله پرداخت مى شود، چيزى حدود يك ميليون و پانصدهزار تومان خواهد بود.
مالك هر ساختمان براساس اينكه ساختمان وى چقدر در مقابل زلزله آسيب پذير است مجبور به پرداخت حق بيمه مى باشدو صاحبان سازه هاى آسيب پذير مسلماً مى بايست مبلغ بيشترى پرداخت كنند. اين به معنى استفاده صحيح از دستاوردهاى علم مهندسى زلزله چه درمرحله برآورد خطر زلزله و چه در مرحله آسيب پذيرى لرزه اى مى باشد.
چندين روش مختلف براى برآورد آسيب پذيرى سازه ها وجود دارد ولى فرايند كلى آن عبارت است از تحليل اينكه سازه در چه ساختگاهى ساخته شده و به طور كلى شتاب طراحى ساختگاه چقدر است و در نهايت بررسى آسيب پذيرى لرزه اى كه شامل پارامترهاى مختلفى از جمله نوع سازه، كيفيت ساخت، كيفيت اسناد نظارت ، عمر سازه و ساير پارامترهاى دخيل در عملكرد سازه در مقابل زلزله مى باشد.
در چنين نظام بيمه اى ، اينكه كجا ساخته ايم و چگونه ساخته ايم مهم است و اين يعنى تشويق مالكان به انتخاب دقيق تر ساختگاه هاى ايمن ( با رعايت فاصله مناسب از گسل و دورى از مكانهاى مستعد زمين لغزش ) و نيز دقت در انتخاب سازه هاى مقاوم در برابر زلزله.
چنين قوانينى از طرف ديگر ، باعث خواهد شد تا عموم مردم همواره با سؤالات مهمى از جمله «آيا سازه من در مقابل زلزله ايمن است؟» روبرو شوند و اين امر باعث خواهد شد تا اهميت زلزله و خسارتهاى ناشى از آن به صورت غيرمستقيم (جداى از آموزشهاى مستقيم ) در بطن جامعه وارد شود و مطمئناً تأثير آن بيش از آموزشهاى مستقيم بوده و در نهايت منجر به فرهنگ سازى در جهت ساخت و انتخاب سازه هاى ايمن خواهد شد.
بيمه زلزله در ايران
جالب توجه است كه دركشور ايران بيمه اى تحت عنوان بيمه زلزله نداريم و زلزله به صورت زيرمجموعه اى از بيمه آتش سوزى پوشش داده مى شود. شايد بهتر باشد قبل از نامگذارى بيمه آتش سوزى، توجه نماييم كه كدام يك از اين پديده ها خسارت بيشترى درطول ساليان گذشته واردنموده است. درآن صورت شايد بيمه آتش سوزى تحت مجموعه بيمه زلزله قرارمى گرفت.
دركشور ما، آنچنان ابتدايى با بيمه زلزله برخورد مى شود كه گويى زلزله امرى بسيار دور از ذهن است و تاكنون خسارتى به كشور ما واردنكرده است.
قضيه بيمه جبارى زلزله درحالى مطرح مى شود كه بنيان علمى صنعت بيمه كشور در رابطه با بيمه زلزله بسيار سست بوده و اغلب شاهد اظهارنظرهايى كاملاً اشتباه و غيرواقعى ازسوى مسؤولين ذيربط دراين زمينه هستيم.
متأسفانه ما هرگز به اين نكته توجه نكرده ايم كه رسالت جبران كننده بودن بيمه زلزله، در اولويت دوم نسبت به تشويقى بودن آن قراردارد.
بعداز زلزله زرند كه گروه مهندسى جمعيت كاهش خطرات زلزله ايران، به اين منطقه زلزله زده اعزام شده بود، شاهد بوديم كه بلافاصله شركتهاى بيمه اى بازاريابهاى خود را به مناطق كمتر آسيب ديده فرستاده بودند تا از ترس و هراس ايجادشده بين مردم استفاده كننده بتوانند مشتريان بيشترى را جذب نمايند.
براى مثال، يكى از مغازه داران، محل كسب خود را كه يك سازه خشت و گلى بود به قيمت بسياراندكى به مدت يك سال براى سقف خسارت ۱۰ ميليون تومان بيمه كرده بود.
جالب است بدانيم، سازه هاى خشت و گلى درتمام زلزله هاى گذشته امتحان خود را پس داده اند و شاهد خسارتهاى بى شمار جانى و مالى از سوى چنين سازه هايى بوده ايم.
با اين حال مى بينيم كه متوليان صنعت بيمه كشور بدون كوچكترين توجهى به هشدارهاى صادرشده از سوى متخصصان امر زلزله، اقدام به بيمه نمودن سازه اى مى نمايند كه محكوم به نابودى است و دراين شرايط فرد بيمه كننده خوشحال از اينكه ملك خود را بيمه كرده است، از نوسازى اين سازه با مسخره يادمى كند.اين يك نمونه درمورد محل تجارى است و درمورد منازل مسكونى نيز دقيقاً چنين روالى وجوددارد. يعنى فرد ديگر هيچگونه رغبتى درجهت ايمن سازى و بهسازى محل سكونت يا كسب خود نخواهدداشت!
ما دركشور ايران شاهد روالى مناسب و علمى درمحاسبه حق بيمه ساختمانها نيستيم و درواقع در كشور ايران برخلاف ساير كشورهاى زلزله خيز جهان عمل مى شود.كيفيت سازه، يكى از مهمترين فاكتورها درتعيين نرخ بيمه زلزله است. درحالى كه در صنعت بيمه كشور، كيفيت ساختمان هيچگونه تأثيرى در نرخ حق بيمه پرداختى ندارد.بدين ترتيب كه درايران فرقى نمى كند كه منزلتان خشت و گلى باشد يا بتن مسلح، روى شيب مستعد زمين لغزش باشد يا نه، به هرحال حق بيمه اى كه پرداخت مى كنيد، يكى خواهدبود و اين يكى از مهمترين آسيبهايى است كه شرايط كنونى بيمه زلزله بر كشور واردمى كند يعنى سازه خوب با سازه بد هيچ تفاوتى ندارد.
پيشنهاد
صنعت بيمه كشور در زمينه زلزله، برخلاف آنچه كه بايد باشد، بسيار ضعيف بوده و مطالعات تخصصى بسياراندكى دراين زمينه انجام پذيرفته است و به دليل پيشنهاد بيمه زلزله ازسوى شركتهاى بيمه اى بدون مطالعه صحيح باعث شده تا بيمه هيچگونه حالت تشويقى درجهت ايمن سازى و بهسازى ساختمانها نداشته باشد.
ازسوى ديگر اين مطلب كه آيا با چنين نرخهاى بيمه و بدون مطالعات ريسك و خطر درزمينه زلزله شركتهاى بيمه اى خواهندتوانست خسارت ايجادشده را جبران كنند خود جاى بسى تأمل دارد.
آنچه كه از نظر متخصصان زلزله كشور در شرايط كنونى الزامى به نظر مى رسد، انجام هرچه سريعتر مطالعات تخصصى مهندسى و مديريتى بنيادى و گسترده در زمينه بيمه زلزله دركشور است تا شرايط كنونى چنين بيمه اى كه مطمئناً با گسترده شدن آن، كشور را به سوى فاجعه اى مضاعف خواهدكشاند اصلاح گردد.
مطمئناً نياز اجرايى طرحهايى همچون بيمه اجبارى زلزله، شناخت كامل موضوع و شرايط حاكم بر ايران و از سوى ديگر واقعى كردن نرخ بيمه ها و نيز استفاده از متخصصان كشور درجهت برآورد سريع آسيب پذيرى سازه ها مى باشد.
اگر تمام تفكرشركتهاى بيمه اى، براساس نظام مالى و حداكثر سود است و نيازى به سرمايه گذارى درجهت مطالعات اساسى دراين زمينه نمى بينند، نگرش سازمانهاى غيردولتى و تخصصى در زمينه زلزله، حفظ جان انسانها است.
لذا سازمانهاى غيردولتى اجازه نخواهندداد تا جان انسانها، قربانى ندانم كارى و عدم علم كافى مديران گردد. آيا وقت آن نرسيده كه ساختارهاى حياتى كنترل سازه ها با همكارى و هميارى تمام گروههاى درگير دراين امر بتواند از تمام امكانات موجود استفاده نموده و ساختارى نظام مند و اصولى به مباحثى همچون بيمه زلزله بدهد؟

* دبير جمعيت كاهش خطرات زلزله ايران


آگهى هاى جذاب بازرگانى تلويزيون مصرف بى رويه غذاهاى تهديدكننده سلامت را ترويج مى كند
خلاقيت در سازمانها
226686.jpg
منير حاجى محمدرضا
امروزه خلاقيت را به عنوان يك توانايى خارق العاده بشرى كه به تغييرات مثبت و پردامنه روانى انسانها مى انجامد، مى شناسند.
خلاقيت در مفهوم كلى به معنى خلق يك ايده تازه و مفيد است، توجه به خلاقيت و نوآورى در دنيايى كه هرروز درحال تغيير و تحول است. از ضرورت هاى حيات و رموز بقا است.
چنين نگرشى همراه با آينده نگرى و برنامه ريزى براى دستيابى به بهترين ها، منجر به موفقيت و پويايى سازمان هاى پيشرو خواهدشد. اما نوآورى بدون داشتن دانش كافى، اقدام مؤثر و پشتكار اجرايى هرگز به دست نخواهدآمد.
نوآورى در توليد و خدمات و تبديل ايده هاى خلاق به محصول تجارى، بدون داشتن پشتوانه علمى و راهنمايى مديرانه به بار نخواهدنشست.
آگاهى توليدكنندگان فكر، اطلاعات و محصولات از رمز و راز و نحوه به كارگيرى بهترين تكنيك هاى موجود براى پيشرو بودن دركسب و كار و توليد است.خلاقيت داراى سه بعد عقلى و معرفتى، هنرى و عملى و اجرايى است. خلاقيت به معناى ابداع، نوآورى و انسانى نمى تواند چيزى را از عدم به وجود آورد، بلكه تنها مى تواند در كشف و تصرف آن سهيم باشد.
نوآورى يعنى فرايندى كه بهترين ايده ها را به واقعيت تبديل مى كند.
خلاقيت يك عمل فردى است. درحالى كه نوآورى معمولاً يك كارگروهى مى باشد.
فرايند نوآورى با يك نياز آغاز مى شود و موجب بروز ايده اى خلاق مى گردد. ايده اى كه رويدادهاى نوآورى (شامل طرح، محاسبه و اثبات) را به دنبال دارد. نوآورى ممكن است در سه قالب زمانى زير اتفاق بيفتد:
- دهه به دهه (براى مثال كشف و توليد انبوه نسل جديدى از پليمرها)
- سال به سال (براى مثال پيشرفتهاى حاصل از بهسازى پليمرهاى موجود، مثل ساخت نوع محكم تر آنها)
- روز به روز (براى مثال، مدل هاى ارائه شده براى افزايش بازدهى)
خلاقيت نقش اساسى را در هر سه مورد نوآورى بالا ايفامى كند. دركشور ما بعد از گذشت حدود هشت قرن از دوران شكوفايى علم و فرهنگ در تمدن اسلامى، بعد از حدود دو قرن آشنايى با نهادهاى مدنى جديد، پس از حدود يك قرن از تأسيس مراكز آموزش عالى و بعد از گذشت دو دهه از پيروزى انقلاب اسلامى، اكنون شاهد شروع تدريجى دوران نوينى ازتحولات علم، تحقيقات و فناورى در هستيم.
همزمان با اين تحولات، تغييرات اجتماعى و دگرگونى جغرافيايى - جمعيتى كشور و شرايط بين المللى، چالش هاى جديد را پيش روى ما گذاشته است.تأمين غذا، آب و بهداشت و خدمات براى جمعيتى كه در ابتداى قرن پانزده هجرى از مرز صدميليون نفر خواهدگذشت.
فراهم كردن امكانات آموزش و پرورش و اشتغال براى جمعيت جوانان و پرتحرك كشور، حفظ امنيت كشور در منطقه اى پرتلاطم، افزايش مشاركت اجتماعى، حفظ و اعتلاى فرهنگ اسلامى كشور، مواجهه با تمايلات حاميان غلبه يك فرهنگ خاص در دنيا، ملاحظات جهانى شدن معضلات گوناگون اجتماعى و سرانجام دريافت چگونگى و حصول نقش مناسب كشورمان در دنياى پرشتاب امروز داراى اهميت و دقت نظر بسيار است.درواقع ما در محيطى زندگى مى كنيم كه همه چيز در آن نسبى است و با اين حال دائماً درجست وجوى قطعيت هستيم.
انسان زمانى احساس راحتى مى كند كه مطلقاً مطمئن باشد در آينده چه اتفاقى رخ خواهدداد و همچنين رويداد پيش بينى شده برخلاف تجارب موفقيت آميز پيشين او نخواهدبود.
درواقع اعتماد به نفس ما بستگى به تجارب گذشته ما دارد.بى شك هر تغييرى درمحيط برتجارب ما مى افزايد.
بنا بر اين اهداف يك سازمان مى تواند از پرورش و هماهنگ سازى نوآورى ها و تلاشهاى شخصى بخشهاى تشكيل دهنده آن باشد و اركان يك سازمان دانش - بنيان را مى توان به داشتن سه نوع سرمايه مشخص كرد: سرمايه انسانى، سرمايه سازمانى و سرمايه روابط. از ارتباط متقابل و دائمى اين حوزه ها، سرمايه انسانى منبع دانشى را تشكيل مى دهد كه سرمايه سازمانى را ايجاد مى كند. سرمايه سازمانى نيز چنين توانمنديهايى را از طريق يك چارچوب گسترده رهبرى كه اهداف مشترك سازمان را در كليه بخش ها، ايجاد مى كند، پديد مى آورد و سرمايه روابط، توانمنديهاى سازمان را براى توليد محصولات و ايجاد خلاقيتها افزايش مى دهد.
درمحيط اجتماعى و سازمانى و علاقه به خلاقيت به سرعت چنين پيوندهايى بين واحدهاى اشتغال به وجود مى آيد. براى نمونه تلفيق دومحصول بى سيم و تلفن به اختراعى به نام تلفن سيار (موبايل) منجرشد كه درنوع خود به واسطه ايجاد يك شبكه ارتباط خلاق بين واحدهاى صنعتى به وجود آمد.خلاقيت نقش اساسى را در فرايند بالا ايفامى كند. زيرا خلاقيت يك مهارت است كه مثل بسيارى ديگر از مهارتها مى توان آن را آموخت و به كارگرفت.درتفكر خلاق روشهاى زيادى براى كمك به توليد و شكوفا نمودن فرايند نوآورى وجود دارد. يك نمونه روشن آن تقاضاى روزافزون براى كسب مهارتهاى گوناگون در حوزه رايانه و تسلط بر آن است كه امروزه كارفرمايان در همه حوزه ها و همه موقعيتها خواستار آنند. به عنوان مثال اشخاصى كه اشتياقى به ارتقاى مهارتهاى خود و افزايش پايه دانشى خويش ندارند، كم كم خود را در وضعيتى كاملاً نامساعد و روبه زوال مى يابند. انسانها به شكل آگاهانه داده ها را به اطلاعات تبديل نمى كنند بلكه به كمك يك فرايند فكرى ناخودآگاه و به طور خودكار اين تبديل را انجام مى دهند.در عصر اطلاعات، تمركز از روى قابليتهاى فيزيكى و نيروى كار انسانى برداشته شده و بر قابليتهاى فكرى و توان بالقوه و خلاقيت تك تك افراد گذاشته مى شود. تحقيقات انجام شده در اين خصوص نشان مى دهد كه استعداد انسانها در تفكر (تفكر خلاق) به هيچ وجه ارثى نيست. تفكر خلاق هم مهارتى مثل ساير مهارتها از جمله رانندگى، شناكردن و يا اسكى است. كه در آن بعضى از افراد مى توانند بهتر از ديگران باشند ولى با ايجاد انگيزش كافى و يا به كار بردن تكنيك هاى مناسب، هر كسى هم مى تواند مهارت خويش را در اين زمينه توسعه دهد و تنها شناخت وجود اين خلاقيتها در انسانهاست كه بايد توسط مربيان و اساتيد كشف گردد. چه گرانبها انسانهايى كه بزرگواريها و عظمت هاى خوب و دوست داشتنى و زيبايى هاى لطيف و قيمتى انسان را دارند و خود از آن آگاه نيستند و نياز به آموزشهاى لازم جهت پى بردن به استعداد خود دارند. دانش فردى همراه با تعمق و تفكر و عمل كسب مى شود. با تلاش بزودى در خواهيد يافت چه دستاوردى داريد.
اساس خصوصيات فردى و جمعى افراد براى ايجاد انگيزه جهت رسيدن به اهدافشان طراحى شده است. ايجاد خودانگيختگى مثبت اين طرز تفكر را تقويت و بر توانايى ايشان در اين زمينه مى افزايد و به ما نشان مى دهد در چه زمينه هايى كمبود داريم و چگونه آنها را جبران كنيم. با درپيش گرفتن اين شيوه در مى يابيم كه ديگران چگونه به خواسته هايشان مى رسند و نتيجه خواهيم گرفت اگر بخواهيم، مى توانيم به اهدافمان برسيم. مهمترين نكته  اين است كه بكوشيم روز به روز كارآيى خود را افزايش دهيم.
تكنيك هاى محرك براى خلاقيت فكر عبارتند از تفكر جانبى، تفكر مجازى، تفكر مثبت، پرسشهاى متعارف توصيف و تفسير تخيلات، اين تكنيكها در زمينه هاى توسعه فرايندهاى توليد، خدمات، حل مشكلات تجارى و... به كار گرفته مى شود.گذر سريع زمان، وقوع تغييرات مداوم زندگى را ناگزير و مشكل نموده و نياز به برنامه ريزى  هاى دقيق و كارشناسانه را تا سطح يك نياز حياتى بالا برده است. همچنان كه در فرمايش گهربار امام على (ع) لزوم و اهميت شناخت مبدأ حركت، در كنار وضعيت فعلى و مقصد نهايى حركت به خوبى تبيين شده است. آنجا كه مى فرمايد: خدا رحمت كند آن كس را كه مى داند از كجاست، در كجاست و به كجا مى رود. در قرآن مجيد نيز تغيير وضعيت موجود و رهايى از نواقص، موانع و انواع تاريكى ها و ارتقا و تعالى انسان و ورود وى به عوامل نورانى و در يك كلام، هدايت انسان، تحت برنامه اى مدون و در قالب كتاب مطرح شده است.
پرورش كاركنان براى اينكه بتوانند مهارتهايى را بياموزند تا انعطاف پذيرى و خلاقيتشان در مقابل مسائل و مشكلات افزايش يابد از وظايف يك مدير خوب است. تعريف شرايط كارى و مناسبات جديد نيز از كارهايى است كه براى ايجاد آنها مدير بايد پيشقدم شود و با عمل و گفتار خود آن را در مجموعه تحت مديريتش گسترش و نشر دهد. وقتى ما براى ماشين  آلات دستورالعمل هاى تعميرات و نگهدارى پيشگيرانه تدوين مى كنيم چگونه براى نيروى انسانى كه به مراتب مهمتر است اين كار را انجام نمى دهيم. چرا بايد يك مدير آنقدر از نيروهايش غافل شود كه بخواهد هر زمان با برخوردى منفعلانه به تفسير اتفاقى اعمال كاركنانش بپردازد و نتواند پاسخ اين سؤال را بدهد كه چرا اين همكار خوب من اين چنين دچار عدم توازن شده است و نياز به تغييرات دارد. انسانهايى كه با ما كار مى كنند با ارزش تر از ماشين آلاتى هستند كه داريم و لازم است براى آنها هم بازديدهاى دوره اى و تعميرات برنامه ريزى شده و پيشگيرانه داشته باشيم . يك مدير توانا مى تواند با شناخت دقيق و مراقبتهاى پيوسته از كليه تواناييهاى يك كارمندش استفاده كند. اگرچه كنترل حضور فيزيكى او با كارت ساعت امكانپذير است ولى بايد بتوانيم اشتياق وصميميت فكر خلاق و روح او را در خدمت اهداف سازمان قرار دهيم و اين كار ميسر نيست، جز اينكه نيروى خلاقه او را تقويت و دستورالعمل كاربرد و تعميرات و نگهدارى مناسبى را براى كارمندان داشته باشيم.
به عبارت ديگر، زمانى مى رسد كه بين انتظارات سازمان يا حيطه كارى و توقعات كاركنان تفاوت وجود دارد. در اين راستا، گرچه خلاقيت به طور مستقيم به افزايش رضايت شغلى نمى انجامد اما به وجود آورنده حالات اين افزايش را تفاوت است. به طوركلى، خلاقيت در سه محور بر افزايش و توسعه رضايت شغلى تأثير مى گذارد. نخست آنكه خلاقيت در كار موجب افزايش راندمان شغلى و حرفه اى مى شود. دوم اينكه خلاقيت باعث افزايش روحيه نشاط و تنوع منتهى مى شود و تأثير سوم خلاقيت اين است كه اگر بسترى براى انديشه ورزى خلاق در محيط كار وجود داشته باشد باعث افزايش روحيه استقلال و اعتماد به نفس در شاغلين مى گردد. درواقع خلاقيت شغلى به معناى پيشرفت شغلى نيز هست. بنابراين به كار بستن خلاقيت در عرصه اشتغال به كثرت، تنوع و فراوانى مشاغل كمك شايان توجهى مى كند.
سوء تغذيه يك بيمارى اجتماعى - اقتصادى است
226746.jpg
حسن فرامرزى
امروزه تغذيه براى جامعه ايرانى كه همچنان در ميان سنت و مدرنيته دست و پا مى زند به صورت مسأله اى بغرنج تبديل شده به طورى كه چندى پيش وزير بهداشت و درمان از تأثير منفى «سوء تغذيه» در قدرت ذهنى و جسمى ايرانى ها در دو دهه گذشته خبر داد. اين مسأله در گفت وگو با دكتر ربابه شيخ الاسلام، مديركل دفتر بهبود تغذيه وزارت بهداشت و مهندس اصغر نعمتى، كارشناس تغذيه و مديرمسؤول ماهنامه «دنياى تغذيه» مورد كنكاش قرار گرفته است.
تعريف سوء تغذيه
دكتر ربابه شيخ الاسلام در تعريف سوء تغذيه مى گويد: سوء تغذيه درواقع ايجاد اشكال در وضعيت سلامت بدن است كه در نتيجه كمبود، افزايش يا عدم اعتدال در دريافت موادمغذى (پروتئين، املاح و ويتامين ها) ايجاد مى شود.
سوء تغذيه به دو نوع «ناشى از كمبود دريافت» يا «كم خورى» و «ناشى از افزايش دريافت» يا «بيش خوارى» تقسيم مى شود. سوء تغذيه انرژى - پروتئين و بيماريهاى مختلف ناشى از كمبود ريز مغذيها از مهمترين اثرات ناشى از كمبود دريافت انرژى و موادمغذى است. ضمن اينكه چاقى، ديابت، بيماريهاى قلبى - عروقى و برخى انواع سرطان از مهمترين بيماريهاى ناشى از دريافت زياد كالرى و موادمغذى است.
مهندس نعمتى مى گويد: سوء تغذيه در يك كشور بيانگر از دست رفتن مبالغ هنگفتى از درآمد ملى است. طبق آمار به دست آمده امروزه حدود ۵۰۰ ميليون نفر در جهان مبتلا به سوء تغذيه پروتئين - انرژى هستند و سالانه حدود ۱۰ ميليون نفر جان خود را به علت سوء تغذيه از دست مى دهند. درحال حاضر در ايران حدود ۸۰۰ هزار كودك زير ۵ سال به كوتاه قدى متوسط وشديد مبتلا هستند. اين درحالى است كه كودكان مناطق روستايى و محروم كشور با نسبت بالاترى (۲۲ درصد روستايى در مقابل ۱۱درصد شهرى) از اين معضل بيشتر رنج مى برند.
البته تبعات سوء تغذيه صرفاً در لاغرى مفرط و كوتاه قدى خلاصه نمى شود و عوارض آن روى كارآيى و عملكرد ذهنى فرد به مراتب شديدتر از عوارض فيزيكى است.
نعمتى ادامه مى دهد: از آثار سوء تغذيه، رويارويى با نسل هايى است كه به توانمندى هاى بالقوه فيزيكى و ذهنى نمى رسند. دختران مبتلا به سوء تغذيه، مادرانى كوتاه قد شده و كودكان نحيفى به دنيا مى   آورند كه اين مسأله نسل به نسل منتقل مى شود.
تغيير الگوى سنتى
در روند پرشتاب تحولات دنياى امروز، هيچ جامعه اى از تبعات آن مصون نمى ماند. بالارفتن سرسام آور شتاب زندگى از جمله تحولات آغشته شدن زندگى به مدرنيته است، نكته اى كه با اجزاى الگوى تغذيه سنتى همخوانى چندانى ندارد.
دكتر شيخ الاسلام در اين باره مى گويد: با توجه به عادات و الگوى سنتى ايران و فراوانى مصرف غلات به عنوان پايه تغذيه، مصرف حبوبات و انواع سبزى ها، همچنين شرايط جغرافيايى كشور كه امكان توليد ميوه و سبزى در فصول مختلف را فراهم مى كند، وضعيت نسبت به كشورهاى توسعه يافته بهتر است اما آنچه به تدريج دامنگير مى شود، گرايش به الگوهاى غربى است.به نظر مى رسد استقبال نسل جوان از «fast food» به دليل استفاده نكردن از ظرفيت ها و تنوع غذاهاى سنتى است. در حال حاضر بزرگترين مشكل، كمبود مصرف لبنيات است و دفتر بهبود تغذيه تلاش دارد با همكارى صنايع شير كشور، فرهنگ سازى مناسبى در اين خصوص اعمال كند.
مهندس نعمتى، نظر ديگرى در اين خصوص دارد: بسيارى از غذاهاى سنتى كه در گذشته مصرف مى شده، پايه صحيح علمى نداشته اند اما وجود فعاليت هاى جسمى، عوارض منفى آن را مى پوشانده است. در گذشته به علت ناآگاهى از ميزان موادمغذى، به نوع و ميزان موادغذايى توجهى نمى شد. با وجود اين پايه غذاهاى طبخ شده، طبيعى بود. وى اشتغال بيش از حد جوانان، بى علاقگى به سنت هاى خانوادگى و تبليغات حجيم از رسانه هاى گروهى رابه عنوان علل گرايش جوانان به سمت غذاهاى آماده (غذاهاى چرب، برشته، پيتزاهاى چرب و ساندويچ هاى شناور در سس) مى داند.
اما چرا بعد از سالها، هنوز نتوانسته ايم به الگوى تغذيه مبتنى بر مؤلفه هاى بومى و استانداردهاى روز دنياى تغذيه دست پيدا كنيم؟
دكتر شيخ الاسلام مى گويد: الگوى تغذيه مناسب در واقع رعايت دو اصل تنوع و تعادل در برنامه غذايى روزانه است. اما پيروى از الگوى مناسب تغذيه، تابع فرهنگ، درآمد، دسترسى به موادغذايى و از همه مهمتر اگاهى جامعه از جزئيات تغذيه صحيح است.
مديركل دفتر بهبود تغذيه ادامه مى دهد: اين دفتر با بودجه محدودى كه دارد، جهت ارتقاى آگاهى جامعه، پروژه هاى متفاوتى را طراحى و اجرا كرده اما نبايد از نظر دور داشت گستردگى مسأله، هميارى ساير بخش ها را مى طلبد.
از سوى ديگر كمبود يد، آهن و سوء تغذيه انرژى - پروتئين در كودكان از اولويت هاى دفتر است. مورد اول با «يددار كردن » نمك هامنتفى شده و شيوع گواتر در كشور از ۷۰ درصد (سال ۶۸) به كمتر از ۱۰درصد در سالهاى اخير رسيده است. غنى كردن نان با املاح، آهن و ... از برنامه هاى ديگرى است كه دستاوردهاى مطلوبى داشته است. در حال حاضر آرد استان هاى بوشهر و سيستان و بلوچستان غنى مى شود. با اين همه براى توسعه پروژه هاى مذكور حمايت و پشتيبانى مالى ضرورى به نظر مى رسد.
نقش دولت
امروزه دولتها با تخصيص و جهت دهى به يارانه ها، سياست گذاريها ، تبليغات، صدور پروانه  هاى ساخت و ... در سمت و سو بخشيدن به تغذيه هدفمند نقش مهمى دارند.مهندس نعمتى با اشاره به جايگاه «آموزش و پرورش» به عنوان مبدأ تصحيح الگوى تغذيه مى گويد: تغذيه رايگان شير در مدارس، برگزارى كلاسهاى آموزشى براى مربيان مدارس، احداث بوفه هاى سلامت در مدرسه، طراحى وسايل كمك آموزشى، اختصاص يارانه به غذاهاى سالم از برنامه هاى مثبتى است كه ارگانهاى دولتى در آن سهيم بوده اند.
دكتر شيخ الاسلام نيز با اشاره به تلاش هاى صورت گرفته از سوى وزارت بهداشت براى اقناع مسؤولان جهت هدفمندكردن يارانه ها مى گويد: يارانه ها بايد به تدريج از مواد قندى ، نشاسته اى و روغن به سمت شير، مواد لبنى ، گوشت ، حبوبات و تخم مرغ سوق داده شود.
صدور بى رويه مجوز ساخت كارخانه هاى نوشابه گازدار، سؤال ديگرى است كه شيخ الاسلام به آن پاسخ مى دهد؛ وزارت بهداشت ، هيچ نقشى در صدور مجوز ساخت كارخانه ندارد. مجوزهاى اوليه براى احداث كارخانه ها از سوى وزارت صنايع صادر مى شود و وزارت بهداشت زمانى در جريان قرار مى گيرد كه كارخانه براى اخذ مجوز توليد و ساخت محصول كه بايد از سوى اين وزارتخانه صادر شود، اقدام مى كند.در مكاتباتى كه دفتر با وزارت صنايع انجام داده، با ارائه گزارشى از روند بيماريهاى متابوليك ، درخواست كرده است تا ارائه مجوز اين گونه مواد غذايى را محدود كنند اما آنها با استناد به قانون اظهار داشته اند ايجادچنين محدوديتى ، مغاير با قانون است.
وى مى افزايد: نتايج موفقيت آميز «طرح مداخله اى كاهش سوءتغذيه كودكان» كه از سوى وزارت بهداشت و با همكارى تعداد زيادى از وزارتخانه ها و سازمانها از سال ۷۵ به مدت ۳ سال در ۳ منطقه از ۳ استان اجرا شد، نشاندهنده نقش مهم همكاريهاى بين بخشى در ارتقاى استانداردهاى تغذيه است. اين طرح هم اكنون در قالب «برنامه مشاركتى كاهش سوءتغذيه كودكان» در يك شهرستان نمونه در همه استانهاى كشور اجرا مى شود با اين همه هنوز همكارى ادارات ايده آل نيست و عملاً عواقب آن به بخش بهداشت كشور تحميل مى شود، اين در حالى است كه سوءتغذيه ، بيمارى اجتماعى - اقتصادى است كه فقر و ناآگاهى ريشه هاى آن هستند و بخش بهداشت نمى تواند اين معضل را به تنهايى حل كند.
تلويزيون و تغذيه
تلويزيون نقش بسيار مهمى در ذائقه سازى ايفا مى كند. اما آيا تلويزيون، از اين جهت عملكرد موفقى داشته است؟
دكتر شيخ الاسلام مى گويد: شوراى سياست گذارى سلامت سازمان صدا و سيما در سالهاى اخير با پخش برنامه هاى متعدد و استفاده از نظرات كارشناسان تغذيه تلاش كرده است دانش جامعه را بالاتر ببرد اما اين برنامه ها زير آوار آگهى هاى جذاب بازرگانى تلويزيون كه مصرف بى رويه غذاهاى تهديدكننده سلامت (مواد غذايى شور، چرب و ...) را ترويج مى كند، عملاً مدفون شده است.
مهندس نعمتى مى گويد: بسيارى از سريالها و فيلم هاى سينمايى با استفاده از جاذبه هاى بصرى، ناخودآگاه مخاطب را نشانه مى گيرند.
هنگامى كه قهرمان يك فيلم همذات پندارى ما را با خودبرمى انگيزد، از نوشابه هاى گازدار استفاده مى كند يا كودكى زيبا در تبليغ چيپس يا پفك، محور مى شود عملاً فرصت تمييز دادن از ذهن مخاطب، سلب مى شود.
تغذيه ؛ آگاهى يا اقتصاد؟!
سؤتغذيه صرفاً از كمبود درآمد ناشى نمى شود بلكه ثروتمندان جوامع به دليل دسترسى سهل به انواع غذا و فقدان اطلاعات مربوط به كالرى و ... يا بى اعتقادى به اين اطلاعات، اغلب دچار افزايش دريافت هستند كه اضافه وزن عارضه آن است و به صورت بيماريهاى قلبى - عروقى ، فشار خون، ديابت ، دردهاى استخوانى و ... خود را نشان مى دهد.
بررسى ها نشان مى دهد ، با اينكه ۲۰ درصد جامعه كالرى موردنياز خود را دريافت نمى كند، ۴۰درصد جامعه با دريافت بيش از حد كالرى مواجهند. البته نبايد از ياد برد كه چه در خانواده هاى كم درآمد و چه درميان ثروتمندان ، آگاهى تغذيه اى بسيار مهم است ، چرا كه در صورت وجود آگاهى ، خانواده اى با درآمدى ثابت مى تواند از ميان مواد غذايى مفيد و غيرمفيد (هم قيمت) مواد غذايى مفيد را در سبد غذايى خانوار جايگزين كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |