پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۴ -
Thu, Sep 8, 2005
ديپلماتيك
۳۲۴۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
پشت پرده ۴ انقلاب مخملين قرن بيست و يكم
تجارت انقلاب
227130.jpg
ترجمه: سرگه بارسقيان
۵ سال است كه انقلاب را در اروپاى شرقى و آسياى مركزى رهبرى مى كنند. آنها جوانند، به اندازه كافى باسواد و زبان رايج آنان انگليسى است. در مؤسسات غربى مشغول به كارند، به ويژه در مراكز آمريكايى. آنها را مى توان «بريگاد بين المللى دموكراسى» توصيف كرد كه فعاليت شان در واشنگتن ساماندهى مى شود. چندين نفر از آنان از سوى «جورج بوش» نشان «فاتحان آزادى» را دريافت كرده اند. نمايندگان آنها را مى توان در بلگراد، تفليس، براتيسلاوا، كى يف و بيشكك مشاهده كرد؛ مناطقى كه نسخه سقوط حكومتهاى خودكامه به رشته تحرير درآمد.
با تجربه ترين آنها «پاول دهش» نام دارد. وى اسلوواك است، ۴۹ ساله و جزو نخستين كسانى بود كه در اين راه قدم گذاشت. در سال ،۲۰۰۰ دهش در دادگاه مخالفين اسلوبودان ميلوشوويچ (رهبر مخلوع صربستان) فعاليت و برنامه كمك هاى خارجى را تنظيم مى كرد. سال گذشته، وى مشاور پشت پرده انقلاب اوكراين بود و در براتيسلاوا مديريت بخش اروپاى شرقى سازمان غيردولتى آمريكايى German Marshall fund را برعهده دارد. تجربه وزارت امور خارجه كشورش موجب شده است تا با تحولات سياسى بلوك شرق آشنايى كامل داشته و زمان مناسب وقوع انقلاب را انتخاب كند. موفقيت در وهله نخست، به چگونگى صف آرايى در مقابل دولت هاى غيرمردمى بستگى دارد. به گفته دهش، مقاومت در مقابل استبداد، نيرويى معنوى ايجاد مى كند كه موجب برانگيختن همكارى ديگران مى شود. كليد دوم موفقيت، به شيوه كار بستگى دارد. دهش در اين باره توضيح مى دهد: عصر روز رأى گيرى انتخابات، اسناد تقلب ها و تخلفات جمع آورى شده و اين اطلاعات به طرز فوق العاده سريعى در سطح كشور پخش مى شود. بلافاصله صدها هزار نفر در خيابانها تجمع مى كنند، سپس به صورت كاملاً مسالمت آميز مراكز دولتى را تحت كنترل درمى آورند تا ثابت كنند كه حاكميت قانونى به شخص ديگرى سپرده شده است. «سرجا پوپويچ» صرب شيوه اجراى تئورى دهش را تشريح مى كند. گرچه ۳۲ سال دارد اما اكنون اين شخص بلندقامت و لاغر به چهره اى افسانه اى بدل شده است. وى سازمان دهنده و طراح نخستين جنبش انقلابى قرن بيست و يكم است؛ جنبشى كه الگوى ديگران شد. در سال ،۲۰۰۰ گروه «مقاومت» تحت رهبرى وى بدون ريخته شدن حتى يك قطره خون ميلوشوويچ را از قدرت بركنار كرد. از اين رو، از همه جاى جهان براى مشورت و نظرخواهى نزد سرجا پوپويچ مى آيند، حتى از زيمبابوه. او جهت پاسخگويى به نيازهاى مراجعين، بنياد Canvas Group را بنيان نهاد. او مى گويد: اين يك تجارت خصوصى است. تشكل به عنوان يك سازمان غيردولتى ثبت شده است تا ماليات نپردازد. پوپويچ، گردش مالى اين بنياد را جزو ترفندهاى تجارى مى داند، اما در مركز تازه تأسيس ديگرى در بلگراد تحت عنوان Movie Bar كه وى مالك آن است، همان ترفندها را بيان مى كند: «براى پيروزى در انقلاب، وجود يك عامل ضرورى است؛ جوانان، جوانان و باز هم جوانان چرا؟ بدان دليل كه جوان، خصلت شجاعى دارد و قدرت، كمتر مى تواند در او نفوذ كند، علاوه بر آن، صاحب فرزند، كار و ثروت نيست. جوانان چيزى براى از دست دادن ندارند.»
براى بازدهى بيشتر، پوپويچ يكى ديگر از ترفندهايش را بازگو مى كند. وى وقتى حاكميت در مقابل جوانان بى سلاح به قوه قاهره متوسل مى شود يا آنان را ضرب و شتم مى كند و به زندان مى افكند، به حمايت از پدران، مادران و خويشاوندان جوانان مى پردازد. به همان نسبت هم از همرزمان جوانان انقلابى دفاع مى كند و اين همان هدف مورد جست وجوست.
وى بلافاصله ادامه مى دهد: در هنگام تجمع مردمى وقتى كه اطلاع حاصل مى كند احتمال وقوع تنش وجود دارد، در رديف اول، دخترانى جوان كه پيراهن هاى سفيد پوشيده اند را قرار دهيد و منتظر عكس العمل نيروهاى ضدشورش باشيد. نتيجه قابل پيش بينى است، پس از چند برخورد و ضرب و جرح روى پيراهن هاى سفيد چند قطره خون نقش مى بندد. آن هنگام، مناسب ترين زمان براى جلب كادرهاى قوى است كه توان جلب توجه ديگران را دارند و در اين برهه، حاكميت از قدرت ساقط مى شود. مراحل هشت گانه آماده سازى تا وقوع انقلاب هاى مخملين بنابر تجربه تحولات پنج سال اخير را مى توان چنين شرح داد:
- مرحله اول، چند ماه پيش از انتخابات، گروههاى پرتحرك و ناراضى جوانان تشكيل مى شود كه درواقع سرنيزه اهرم انقلاب هستند. پوپويچ با بيان اين مطلب مى افزايد: ضرورى است تا نامى براى گروه انتخاب شود. «الكساندر ماريچ» علاوه بر آنكه يكى از سه بنيانگذار «مقاومت» است، ۳۰ سال سن دارد و اهل صربستان و يك دفتر تحقيقات انقلاب تشكيل داده است، وى رقيب پوپويچ به شمار مى رود. ماريچ عاشق موسيقى است و اين ويژگى موجب شد تا نامى مناسب براى گروه خود انتخاب كند. نام گروه انقلابى بايد كوتاه و كمتر از ۲ بخش باشد تا راحت حفظ شود مانند نام هاى Coca يا Levis اين نام امضا و عنوان انقلاب خواهد بود.
- مرحله دوم، پس از انتخاب نام، نوبت به تبليغ آن مى رسد. در بهار ،۲۰۰۳ ماريچ و همفكرانش تيمى تحت عنوان «سوروس» را به گرجستان فرستادند كه وظيفه مشورت به رهبران گروههاى معترض را برعهده داشتند. ۲۰ نماينده گرجى پس از انتخاب نام گروه خود كمارا (كافى است) درصدد انتشار آن در سطح كشور برآمدند. «چه گوارا» هاى بلگراد برنامه اى را پيشنهاد دادند كه از سوى فعالان (اكتيويست)هاى جوان گرجستان به مرحله اجرا درآمد. در شب هاى آوريل، در خيابانهاى تفليس و ۹ شهر بزرگ صدها پلاكارد، «كمارا» نصب شد. نتيجه آن بود كه فرداى آن روز در تمام كشور درباره اين پلاكاردها صحبت مى كرد. «ادوارد شواردنادزه» (رئيس جمهور سابق گرجستان) به صرافت افتاد و به جاى تحقير زمزمه ها مرتباً از طريق راديو و تلويزيون نام كمارا مى گفت و اين تبليغى بزرگ براى يك گروه كوچك بود كه براى عامه مردم، حكم يك جنبش ضربتى را داشت. شيوه شبكه اى مزبور طى يك شب توانست كماراى انقلابى را بر سر زبانها بيندازد.
- مرحله سوم، بايد امكانى فراهم شود تا اين گروه به سرعت بتواند هزاران اعلاميه چاپ كند كه در صدر خود، عنوان كمارا بسته باشد. همچنين وجود سازماندهى تجمع براى هواداران جنبش ضرورى است تا امكان گردآمدن هزاران نفر از شهرهاى گوناگون فراهم شود، طبيعى است هزينه بليت رفت وبرگشت و اقامت مردم شهرهاى ديگر و نيز مشاوران خارجى بايد پرداخت شود كه رقمى بالغ بر ميليون ها دلار خواهد بود و بخش عمده آن در خارج از كشور تأمين مى شود. كارخانه ها و مؤسسات داخلى به اين نوع پروژه هاى انقلابى به ديده ترديد مى نگرند، چرا كه قصد ندارند روابط خود را با حاكميت تيره و تار كنند. البته به محض شروع انقلاب آنها به راهى ديگر مى روند و چمدان هاى پول را به جوانان انقلابى خواهند سپرد. در ابتدا، كمك هاى مالى را بايد در خارج به  ويژه واشنگتن جست وجو كرد، زيرا طبق تصور رايج، اروپايى ها محتاطند و درمواقع خاص تنها بريتانيايى ها، هلندى ها و لهستانى ها هستند كه از اين قاعده مستثنى مى شوند. از پاييز ۲۰۰۳ و همزمان با آغاز روند وقوع انقلاب هاى مخملين، تقاضاها از مؤسسات بزرگ خصوصى و تشكل هاى اجتماعى همچون National Endowment for democracy و us AID آغاز شد. «بالاش هارابك» اسلوواك به گروه مقاومت اوكراين كمك كرد تا كمك هاى مالى را از آن سوى آتلانتيك جذب كنند. وى از سازمان آمريكايى freedom House مبالغى دريافت كرد، اما نتوانست موافقت اعطاى كمك هاى اختصاصى به «مقاومت» را كسب كند.
در انقلاب، همانند تجارت معمولاً هر چيز از مشورت سرمايه گذاران آغاز مى شود. هارابك كه داراى تحصيلات عاليه از دانشگاه كلمبياى آمريكا است، در اين باره معتقد است: انقلاب بازار پررقابتى است. رهبران گروه هاى دموكراتيك بايد به سوى واشنگتن هدايت شوند تا به بهترين نحو، مبالغ هنگفت  را دريافت كنند و برنامه ها را تنظيم و جدول هاى مالى را تهيه كنند، درست همانند يك تجارت.
- مرحله چهارم، در اين مرحله بايد تعداد قابل توجهى از فعالين انقلابى را جذب كرد. دريافت اولين سرى از مبالغ، خبر خوشى به فعالان انقلابى است تا به شهرهاى مختلف اعزام شوند. آنها در جلسات مختلف اين موضوع را بررسى مى كنند كه آيا همه چيز براى سقوط رژيم هاى ديكتاتورى آماده است. طبق معمول جلسات درفضاى باز و دور از شهرها برگزار مى شود تا ظن نيروهاى امنيتى - اطلاعاتى را برنينگيزد.
«كيدو كوبيا شويلى» مشاور ۲۴ ساله جنبش هاى انقلابى جامعه كشورهاى مستقل مشترك المنافع مى گويد: در آوريل ،۲۰۰۴ يك تشكيلات هلندى مرا به «ادسا» فرستاد تا حدود ۳۰ جوان را پيدا و آنها را آماده كنم. من دو هفته در بهترين هتل ها زندگى و علاوه بر آن، ۲۵۰ يورو نيز دريافت كردم. اين يك رؤيا بود. وى ادامه مى دهد: چند ماه پس از آن در «آلماتى» سمينارى براى اكتيويست هاى قزاق تشكيل شد. آنجا هم ما در يك هتل بزرگ اقامت گزيديم، همه چيز تحت اراده ما بود، امكانات جهت مصاحبه و نيز ابزار كوركردن شنود ميكروفن هايى كه نيروهاى اطلاعاتى قزاق نتوانسته بودند در سالن سمينار جاسازى كنند.
- مرحله پنجم. براى جلب افكارعمومى بايد درآن واحد، دوكار را انجام داد: اين سخت ترين مرحله است، چرا كه بيشترين حساسيت ها را برمى انگيزد. در وهله نخست به شهروندان توضيح داده مى شود كه اختيارات و حقوق آنها در انتخابات چيست و آنها را به حضور در انتخابات و رأى دادن تشويق مى كنند.
دومين هدف، عريان كردن ماهيت حكومتهاى غيرمنتخب است. هركدام از اين اهداف براى خود برنامه اجرايى مجزا، نام و سخنگوى مشخص دارد.
«ديميترى پودخين» يكى از فعالان انقلاب نارنجى اوكراين، جوان ۲۹ ساله اى كه پس از پيروزى يوشچنكو راهى مولداوى شد تا آنها را نيز به مشى خود ترغيب كند، اظهارمى دارد: اگر اين دو عملكرد مستقل از يكديگر محقق نشود، شاهد انحراف اهداف مزبور خواهيم بود. وى يكى ازمتخصصان امور بازاريابى (ماركتينگ) است و براين باور استوار است كه اجراى همزمان دو هدف بسياردشوار است. در جنبش «مقاومت»، تعداد ما آنقدر كم بود كه فعالان طى روز بايستى چندين بار تغييرلباس مى دادند تا هردونوع ازاعلاميه ها را پخش كنند.
- مرحله ششم. در خيابانها، اقداماتى آشكار بدون تأثيرپذيرى از عاملين حكومتى انجام مى شود تا مردم تحت تأثير قرارگيرند و هوشيارى پليس را جذب كنند.
روش مطلوب، تشكيل گروه «پيدا و پنهان» است. ديميترى پودخين مى گويد: آنها مردم بى شمارى را در مدت زمانى كوتاه جمع مى كنند و پليس توان مقابله با هيچ يك را ندارد.
به عنوان نمونه، ۱۵ عضو گروه انقلابى تغييرلباس مى دهند و پوشش زندانيان را برتن مى كنند، سپس درمكانى خاص درسطح شهر كه شلوغى خاصى درآن وجود دارد، جمع مى شوند. آنها لباس هاى زندانيان را برتن مى كنند و چندبار فرياد مى زنند: «من به X رأى مى دهم.» X بلاشك ديكتاتور آن كشور است.
سپس تغيير لباس مى دهند و از آنجا دور مى شوند. درنتيجه، پليس تحريك مى شود و شروع به دستگيرى مى كند.
- مرحله هفتم. بايد به حفظ گروه انديشيد. «ميلوش ميلنكويچ» صرب به شاگردان بيلوروس و آذربايجانى خود الفباى اقدامات اعتراضى را آموزش مى دهد.
اين جوان ۲۷ ساله مى گويد: اينها فنون اوليه مقابله هستند، گروه انقلابى را نبايد يك نفر رهبرى كند چرا كه با دستگيرى آن فرد، گروه ازهم مى پاشد، بلكه بايد رهبرى گروهى (مجموعه اى) را تشكيل داد، يعنى وظايف رهبر را ميان چند مسؤول گروه تقسيم كرد تا ازجزئيات بى خبر باشند و ندانند كه ديگران چه مى كنند.
براى گمراه كردن حكومت بايد هرهفته نماينده رسمى را تغييرداد. به عقيده ميلنكويچ، بايد اين جو مخفيانه را حفظ كرد، اين جو مخفيانه موجب مى شود تا روحيه نااميدى رشد نكند و افراد به گروههايى بپيوندند كه حكومت آنها را براندازمى نامد.
- مرحله هشتم. اين مرحله، آموزش نحوه اداره ترس نام دارد. ميلوش ميلنكوف تصريح مى كند: در هنگام تجمع، جوانان هرگز نبايد خود را بى پناه و منزوى حس كنند، بلكه بايد با ديگران در تماس دائمى فيزيكى باشند. ضرورى است آواز بخوانند تا همهمه پليس را نشنوند. جهت پنهان نگه داشتن حضور بى شمار نيروهاى مسلح، بايد در ابتداى صف پارچه نوشته هاى بزرگى حمل شود، زيرا اين اقدام موجب مختل كردن ديد معترضان از تحركات پليس مى شود. همچنين اين تفكر القا مى شود كه دستگيرى، مصيبت بزرگى نيست.
در سمينارها، مربيان انقلابى چگونگى برخورد با نيروهاى پليس را آموزش مى دهند. در سمينارها آموزش داده مى شود كه تجمع كنندگان هيچگاه حالت عصبى يا خشم را بروز ندهند بلكه سعى كنند همواره لبخند بزنند. حتى تأسيس مركزى براى كمك به زندانيان و خانواده هاى آنان پيشنهاد مى شود.
«گئورگى كاندلاكى» كه سال قبل درباره اين نهادها براى قزاق ها سمينارى ترتيب داده بود، معتقداست: آنهايى كه دستگير نشدند، بايد بدانند به چه كسى مراجعه كنند به كدام وكيل يا خبرنگار؟
نزد آنها بايد فهرست آن دسته از فعالينى موجود باشد تا درصورت دستگيرى، مقابل زندان محل نگهدارى تجمع برگزاركنند. اين كارشناس مسائل علوم سياسى ادامه مى دهد: دراين صورت، نيروى مخالف را عليه خود جمع مى كنيم. فعالان را جمع كرده و آموزش مى دهند، هزاران اعلاميه پخش مى شود، چندين گروه پيدا و پنهانى تشكيل مى شود و جنبش، نخستين ضربه هاى خود را مى زند. هنگامى كه انتخابات با تقلب ها و تخلفات غيرقابل كتمان شروع شد جوانان انقلابى آماده ابراز اعتراض خود هستند. دراين صورت، مربيان به وظيفه خود عمل كرده اند. كارانجام شده است و عاملان انقلاب اهداف جديدى را درسرمى پرورانند.
پيش به سوى كرملين
درحياط خلوت كرملين، انقلاب هاى جديدى در شرف وقوع است. آنها درصددند در «كى يف» يك مركز گسترش انقلاب به نام انستيتوى بين المللى دموكراسى تشكيل دهند. در فوريه ،۲۰۰۵ «ولاديسلاو گاسكيف» درمراسم افتتاحيه اين انستيتو، برنامه خود را شخصاً به جورج بوش ارائه كرد. رهبر سابق جنبش مقاومت مى گويد: «من به او (جورج بوش) گفتم تمايل دارم كه چهره هايى چون «واتسلاوهاول»، «لخ والسا» و «مادلين آلبرايت» ازانستيتو حمايت كنند.»
وى توانست بر كاخ سفيد اثرگذار باشد، زيرا به نظرمى رسد آمريكايى ها به وى وعده حمايت هاى مالى را داده اند.
همين سناريو براى سرنگونى رهبران نسل پيشين بلوك شرق درحال تكرار است. در ابتداى سال ،۲۰۰۶ انتخاباتى در قزاقستان برگزارخواهدشد و رهبر آن از هم اينك اقدامات پيشگيرانه (احتياطى) را درپيش گرفته است. وى فعالان زيادى را به زندان انداخته و ولاديسلاو گاسكيف را از ورود به كشور خود منع كرده است.
رهبر بيلوروس هم پس از شكست انقلاب ۲۰۰۱ سعى كرده است به هر قيمتى، اعضاى بريگاد دموكراسى را از خاك خود دورنگهدارد. علاوه برآن، ۵فعال اوكراينى را به زندان انداخته است. همچنين انقلابيون صرب و اسلوواك به فرمان وى موردضرب و شتم قرار گرفته و از كشور اخراج شدند.
اما با اين وجود بنيانهاى اقدامات انقلابى درخارج از كشور پايه گذارى مى شود.
مؤسسه International Republican institute كه ازسوى كنگره ايالات متحده آمريكا حمايت مى شود، دركشور ليتوانى فعالان بيلوروس را آماده مى كند.
در اواخر سال ،۲۰۰۴ Freedom House، روسيه را جزو كشورهاى غيرآزاد اعلام كرد. اين اقدام پس از فروپاشى اتحادجماهير شوروى، بى سابقه است. «انقلابيون»، «ولاديميرپوتين» رئيس جمهورى روسيه را در رديف اهداف بالقوه قلمداد مى كنند، چرا كه هدف برتر آنها، تحول در مسكو است. چند عضو آنها در گروههاى انقلابى روسيه فعالند و قرار است سمينارى در روسيه تشكيل دهند كه سعى شده است در مكان نامعلومى برگزارشود.
سقوط رهبر كرملين كارآسانى نيست. چرا كه وى با خدمات خاص خود جايگاهش را تقويت كرده است. بالاخره رئيس فدراسيون روسيه براى انحراف مخالفين خود تدابير ديگرى انديشيده است. وى تشكيلات مستقلى از جوانان را بنيان نهاده است كه شباهت بسيارى به جنبش هاى «مقاومت» و «كمارا» دارد.
لباس ها و لبخندهاى جوانان شبيه انقلابيون است، مضاف بر آنكه نيروهاى امنيتى اين سو و آن سو سرك مى كشند و وارد گروههاى معترض مى شوند و گروههاى مجازى تشكيل مى دهند تا كادرهاى اصلى را مشوش كنند.
مسكو براى عاملان بريگاد بين المللى مردم سالارى براى فعاليت مكان راحتى نخواهدبود.
در پايان، يك پرسش خودنمايى مى كند. پس از انقلاب چه اتفاقى رخ خواهدداد؟ به بيان صريح تر، بر مردم آن كشورها سال ها پس از انقلاب چه مى گذرد؟ «ژاك روپنيك» كارشناس برجسته بخش اروپاى شرقى مركز مطالعات بين المللى در فرانسه مى گويد: مشخص نيست آيا رهبران جديد در پست فعلى خود همچون پيشينيانشان بر موج يأس مردم سوار خواهندشد؟ الگوى صربى بيش از همه اميدواربخش تر است.
پنج سال پس از سقوط حكومت ميلوشوويچ مشاهده مى شود كه دموكراسى در بلگراد به تدريج تقويت شده است و حقوق بشر به طوركلى رعايت مى شود. اما در تفليس، مشكلات همچنان لاينحل است.
بسيارى از رهبران انقلاب سرخ ۲۰۰۳ اكنون عليه رهبران جديد قيام كرده اند و عليه اعمال سياست هاى ميليتاريستى اعتراض مى كنند.
با اين حساب، بازى تمام شده نيست و براى مشخصه هاى كيمياگرانى انقلاب همچنان كتابهاى آموزشى زيادى نياز است. شايد هم در تفليس، كى يف و بيشكك همه چيز از نو آغازشود.
منبع: نوول آبزرواتوار


|   شناسنامه   |   آرشيو   |