|
حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمى:
ايثار ،ارزشى ماندگار
|
|
|
حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمدخاتمى درماه هاى پايانى دوران هشت سال خدمت خويش به عنوان سكان دار مقام رياست جمهورى، در ديدار با ايثارگران و خانواده شهدا به پاسداشت مقام و منزلت ايثار و ايثارگرى پرداخت و در خصوص ايثارگرى هاى رزمندگان و شهدا مطالبى را عنوان كرد. دولت سيدمحمد خاتمى به رغم تبليغات غيرواقعى نسبت به مجموعه ايثارگران عنايت خاصى داشته كه بر اثر كم گويى قدر اين خدمات ناشناخته مانده است. به روايت آمار و ارقام تنها درآغاز دولت حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمى در سال ۱۳۷۶ اعتبار امور ايثارگران به ميزان يك هزار و ۲۰۰ ميليارد ريال افزايش يافته و در پايان سال ۱۳۸۳ به رقمى معادل شش هزار و ۱۸۷ ميليارد ريال رسيده است. اين رقم نسبت به رقم تخصيصى در سال ۱۳۷۲ كه معادل ۳۹۶ ميليارد ريال بود رشدى حدود ۳۷۰ درصدى را نشان مى دهد. همچنين ميانگين حقوق اشتغال جانبازان از ۱۳۴ هزار ريال در سال ۱۳۷۶ يعنى سيزده هزار و ۴۰۰ تومان، به يك ميليون و دويست وپنجاه و دو هزار ريال درسال ۱۳۸۳ و تعداد جانبازان تحت پوشش اشتغال از ۲۳ هزار و ۹۸۶ نفر در سال ۷۶ ، به ۶۱ هزار نفر در سال ۱۳۸۳ رسيده است. اين ارقام تنها گوياى بخشى از اهتمام دولت خجسته يار و همگام امام عزيز آقاى سيدمحمدخاتمى است. مطلب ذيل يكى از سخنرانى هاى ايشان پيرامون ايثار و ايثارگرى است كه پيش رويتان قرار دارد *** كلمه ايثار، كلمه بلند و پر معنايى است و معمولاً در زندگى روزمره كسانى كه به نحوى به خدا، غيب وحتى به انسان و انسانيت ايمان دارند كاربرد فراوانى دارد. ايثار نوعى گذشتن است ولى هر گذشتنى ايثار نيست. انسان از خيلى چيزهايى كه دارد مى تواند بگذرد ولى ايثار نباشد.كسى كه از مازاد نياز خود مى گذرد اهل احسان است ولى ايثارگر نيست. ايثارگر كسى است كه از آن چيزى بگذرد كه خود بيش از ديگران به آن نياز دارد يا چنان دلبستگى شديدى به آن دارد كه از دست دادن آن براى او يك خلأ بزرگ ايجاد مى كند. هرچه ميزان اين گذشت بالاتر باشدايثار بالاتر است. اجازه بدهيد با يك داستان حقيقى تاريخى هم به نحوى معناى ايثار را براى عزيزان روشن كرده باشم وهم مجلس مان را به ياد و نام مولى اميرالمؤمنين متبرك كرده باشم. يك روز پيامبر بزرگوار اسلام به منزل دختر بزرگوارشان حضرت زهرا (س) تشريف آوردند و اين خانواده را خيلى ضعيف و رنجور ديدند.علت را سؤال كردند. گفتند كه ما حالا به هر مناسبتى بوده است سه روز را روزه دار بوديم اما نتوانستيم به يك افطارى درخور توجهى برسيم. بعد داستان را پرسيدند: گفتند، درست هر شب به هنگام افطار و قبل از اينكه نوبت افطار برسد كسى به ما مراجعه كرده است و احساس نياز كرده است . ما هم آن غذاى مختصرى را كه براى افطار تهيه كرده بوديم كه نوعاً يك قرص نام خالى يا چيزى درهمين حدود بوده به او داديم و با آب افطار كرديم و اين داستان سه روز متوالى تكرار شد كه به دنبال آن اين آيه نازل شد: ويطعمون الطعام على حبه مسكينه و يتيماً واسيرا. اين ايثار است؛ يعنى كسى كه قوت لايموت خود را در حالى كه سخت به آن نياز دارد به ديگرى مى بخشد. اما هر بخششى ايثار نيست، چند نكته در همين داستان نهفته است كه براى ما كه مدعى پيروى از اين بزرگواران هستيم و نظير همين بزرگى ها را درساير پيامبران الهى و ساير بزرگان جامعه بشرى با كم و بيش اختلاف مى توان ديد، بسيار درس آموز است. اولاً كه اين بخشش على حبه باشد؛ يعنى انسان وقتى از يك چيزى مى گذرد به خاطر ارزشى بالاتر باشد و بالاترين ارزش حب خداى تعالى است.يعنى به خاطر خدا بگذرد، نه به هيچ عنوان و امر ديگرى ؛ براى آنكه انسانى كه از خود ونيازهاى خود مى گذرد بايد يك چيزى برتر و بالاتر از خود بيابد و در عالم هستى هيچ چيز بالاتر از خود انسان نيست. من بارها گفته ام كه معنى آزادى واقعى بندگى خداست و خداوند حتى حكومت انسان بر انسان را دون شأن انسان دانسته است واگر خدا نه آن پندارها و ذهنيت هايى كه ما گاهى به نام خدا داريم و در طول تاريخ به نام آنها جنايت ها و ستم هاى فراوانى شده، نه آن مفهومى كه پيامبران بزرگ خدا از خدا آورده اند، اگر آن ملاك باشد و آن بر انسان حاكميت داشته باشد، انسان يك زندگى برتر و بهترى دارد. البته وقتى مى گويم انسان برتر از اين است كه انسان بر او حكومت كند طبيعى است كه بسيار اهانت به انسان است كه يك فرد يا يك گروه بخواهد بر انسان حكومت بكند. پس گذشتن از آن چيزى كه مورد نياز انسان است به خاطر دوستى و محبت خدا... دوم اينكه خانواده بزرگوار از دين، مذهب گرايش سياسى و جناحى سؤال كننده ، سؤال نكرد كه وقتى ابراز داشتند كه ما نياز داريم و آنها مى خواهند نانى كه يك روز تمام گرسنگى كشيدند و احتياج به او دارند به او بدهند از او سؤال بكنند تو هم دين و هم مذهب ما هستى. همراه ما هستى، طرفدار ما هستى، مخالف ماهستى. به محض اينكه سؤال مى كند، آنچه را مورد نيازش هست به او مى دهد. اينجا انسان به ياد جمله ابوالحسن خرقانى مى افتدكه بر در ميهمان سرايى كه ايجاد كرده بود، نوشته بود كه هر كس كه بدين سراى فرود آيد او را نان دهيد و از دين او مپرسيد چرا كه كسى كه در نزد خدا به جان ارزد دردرگاه ما به نان ارزد. همين كه خداوند به او حيات داده است اين ارزش را داشته، من بنده خدا بايد به او نان بدهم. سوم اينكه حب خدا هم در مقابل حب ناس نيست، بلكه دقيقاً در خدمت به انسان تجلى پيدا مى كند. با حب خدا به انسان كمك كردن؛ به مسكين، به يتيم، به اسير و اين انسان صرف اينكه انسان است كافى است. هيچ سؤال ديگرى ندارد. گرچه باعث تأسف ماست كه از يك طرف بعضى رفتارها و بينش هايى ما داريم ودر ميان جوامع ماست كه گاهى حقوق الهى را در برابر حقوق انسانى قرار مى دهند و به نام حفظ حقوق الهى بر انسان هاى ديگر ستم مى كنند. اگر ما به حقوق انسان اهتمام بكنيم جا را بر حقوق خدا تنگ كرديم. اين يك بينش بسيار خطرناكى است كه متأسفانه در ميان همه پيروان اديان و احياناً مسلمان ها هم وجود دارد. دوم اينكه تبليغات وسيعى كه بعضاً ناشى از رفتارهاى نادرست وگرايش هاى غلطى است كه در ميان ما وجود داشته است، دشمنان انسانيت اين را رواج مى دهند كه گويا اسلام يا دين به طور كلى مغاير با حقوق انسان است. در همين داستان معلوم مى شود كه هرچه خدا ترس تر، هرچه خداخواه تر، نسبت به بندگان خدا مسؤول تر ودلسوزتر. ايثار يعنى گذشتن از آنچه عزيز انسان است ودرجه ايثار گر به ميزان عزت و ارزشى است كه آن انسان مى دهد و شهيدبالاترين درجه را دارد چرا كه از عزيزترين و گران سنگ ترين سرمايه خود كه جان خويش است، مى گذرد. اما اينجا يك نكته را بگويم. همه كسانى كه آماده جانبازى مى شوند، يعنى به اين تصميم مى رسند كه براى هدفى والاتر از زندگى شخصى خودشان از جان خود بگذرند؛ براى آرمان وايمان خود،براى سعادت، زندگى وخوشبختى همنوعان خود، براى حفظ استقلال وسربلندى سرزمين خود و همه اينها با ياد وحب خدا، اينها ايثارگران بزرگ هستند. ايثارگر ما، ارزش شهيد را دارد و آزادگان عزيز ما ارزش شهيد را دارند چرا كه مهم رسيدن به آن تصميم براى گذشتن از عزيزترين سرمايه زندگى يعنى جان در راه خدا و در راه ارزش هاى والايى است كه انسان به آن پايبند است. خداوند هرگز نمى خواست اسماعيل ابراهيم كشته بشود اما مى خواست نشان بدهد كه ابراهيم مى تواند از اسماعيل كه ازجان براى او عزيزتر است بگذرد. اين ارزش ايثار است . حالا عزيزانى كه به جبهه ها رفتند و به فيض شهادت نايل نشدند مطمئن باشند كه همان ارزشى را دارند كه شهيدان دارندبراى اينكه به آن مرزى رسيده اند كه آن شهيد رسيد. حالا تقدير الهى بود كه يكى به زيارت خدا زودتر بشتابد. يكى سلامت و راحتى خود را از دست بدهد، يكى آزادى خود را از دست بدهد و به بندكشيده بشود و يكى هم با كمال رشادت و شهامت سالها اين ايثار را؛ يعنى از جان گذشتگى را نشان بدهد و بعد به درون جامعه برگردد و به خدمت جامعه بپردازد. يك نكته مهم هم اين است كه كسى كه به مرحله ايثار رسيده است، يعنى با خداى خود معامله كرده است حاضر نشودرضايت خدا را با هيچ چيز ديگر عوض بكند و آن همه دستاورد بزرگ را با توقعات كوچك و پايين از دست بدهد. تصميم گرفته شد كه به جانبازان بالاى ۵۰ درصد خودرو داده بشودكه از آن سال تاكنون ۴ هزار دستگاه خودرو واگذار شده است. كمك معيشت جابنازان ۵۰ درصد به بالا در سال ۱۳۸۰ تصويب شد. سال ۱۳۸۰ چهل ودو ميليارد ريال بوده كه در سال ۱۳۸۳ به صد و پنجاه ميليارد ريال رسيده است و از ۶۵۰۰ نفر دريافت كننده كمك، به ۲۴ هزار نفر رسيده است. پرداخت حق پرستارى به جانبازان ۵۰ درصد به بالا و همچنين جانبازان اعصاب وروان از پانزده ميليارد ريال درسال ۱۳۷۸ ، به صد و نود ميليارد ريال و از ۹۵۰۰ نفر تحت پوشش به سى و شش هزار نفر رسيده است. بيمه جانبازان از ۵۰۰ نفر با سرانه ۱۰ ميليون ريال در سال ۱۳۷۶ به ۱۷۵۰ نفر با سرانه ۳۰ ميلياردريال رسيده است. من فقط اين را عرض كردم كه اين دولت تمام تلاشش اين بوده كه تاآنجايى كه ميسر است بتواند به اين بزرگواران خدمتى بكند. من از بنياد شهيد، بنياد مستضعفان و جانبازان ، ستاد آزادگان و همه مسؤولينى كه زحمت كشيدند، تشكرمى كنم. ازكارهاى مهمى كه باز در اين دولت شد، جمع شدن اينها تحت عنوان بنيادشهيد و امور ايثارگران بود، چون مى خواستيم عنوان بنيادشهيد محفوظ بماند و ايثارگران هم كه شامل همه است؛ اين كار با توافق مقام معظم رهبرى و با تصويب شوراى عالى ادارى انجام شد و برادر خوب، دانشمند و فداكار كه خود نيز از ايثارگران بزرگ ما و از افتخار آفرينان جبهه هاست، سردار بزرگ جناب آقاى دكتر دهقان مسؤوليت اين امر را پذيرفتند و الحق كه در اين مدت كوتاه شاهد تحولات و تحركات بزرگى در اين زمينه بوديم. البته كارهايى هم كه در دوران جناب آقاى دهقان انجام شده است من علاقه مندم كه خود ايشان يا ديگران بگويند يا گفته باشند حتمآً هم خود ايشان باخانواده هاى شهدا و ايثارگران مطرح كرده اند. مطمئناً ما چالشها وكمبودهايى داريم.هدفى كه انتخاب شده است ارتقاى سطح معيشت ايثارگران اعم از خانواده هاى شهدا، جانبازان،آزادگان و ايثارگران به حد متوسط زندگى در ايران بوده است. ما بيش از اين هم نمى خواستيم. در اين زمينه گام هايى برداشته شده و هنوز هم بايد گامهايى برداشته بشود.بعضى تصميم ها گرفته شده ولى اجرا نشده است، بعضى تصميم ها گرفته شده و اجراى آن كامل نبوده است. خيلى تصميم ها گرفته شده و اجرا شده و تحولاتى در آن ايجاد شده كه من در اين زمينه نمى خواهم خيلى دامنه بحث را بگشايم. وجود نيازهاى فراوان، افزايش حيطه خدمت رسانى به صورت كمى و كيفى به ايثارگران وطبعاً محدوديت منابعى كه دولت در اختيار دارد از جمله چالش هايى بوده است كه اجازه نداده است آنچه مورد خواست معقول ماباشد به آن برسيم، در عين حالى كه معتقدم خدمتى كه در دوران اين دولت با همت همكاران من به مجموعه ايثارگران شده است بيش از آن چيزى بوده است كه بعد از جنگ تحميلى در خدمت عزيزان قرار گرفته است. اميدوارم كه با تلاشى كه در اين چند ماه باقيمانده مى كنيم و با همت مسؤولانى كه پس از اين خواهندآمد شاهد اين باشيم كه باز هم گره گشاى كار عزيزترين عزيزان مان باشيم و از صبر و شكيبايى آنها استمداد مى طلبيم و نيز مطمئن هستم كه بزرگواران ايثارگر ما، خانواده هاى شهيدان ما، جانبازان ما، آزادگان ما، ايثارگران ما امروز بيش از گذشته مى توانند به جامعه ما براى انتقال آن روحيه بزرگى، شهامت و ايستادگى، تلاش و فداكارى كه از خصوصيات اين عزيزان است به جامعه نقش داشته باشند كه جامعه ما هنوز هم و هميشه به فداكارى، تلاش، مقاومت ونيز زنده نگه داشتن حس سرفرازى و آزادگى نياز دارد و بهترين معلمان، پشتيبانان و الگوهاى اين روحيه در جامعه ما ايثارگران عزيزند. چه شهيدان عزيزى كه در ميان ما نيستند، چه شهيدان زنده اى كه - حالا اعم از جانباز، آزاده و ايثارگر در ميان ما هستند وچه خانواده هاى بزرگ و دريا دلى كه هم پرونده اين عزيزان بودند، هم با كمال سعه صدر تحمل كننده رنج ها و حجران هايى كه از عزيزان خود داشتند ونيز امروز در خدمت عزيزان بازمانده از آن عرصه بزرگ هستند.
|