يكشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۴ -
Sun, Sep 11, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۲۴۹
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
نگاهى بر كتاب «انديشه ها و آراى قرآنى طالقانى»
بخش دوم و پايانى
نگاهى بر كتاب «انديشه ها و آراى قرآنى طالقانى»
راز پويايى در تفسير « پرتو»
بخش دوم و پايانى
227496.jpg
محترم رحمانى
«محكم و متشابه» ساز و كار بعدى پويايى قرآن است ؛ چه گاه همه آيات كتاب محكم ناميده مى شود و گاه تمامى آيات كتاب متشابه لقب مى يابد آنچه مسلم است ارتباط دو جانبه ميان محكمات و متشابهات، قرآن را قابل فهم خواهد كرد چنين برقرارى ارتباط دو جانبه ميان محكم و متشابه، به عقل مجال مى دهد تا با يارى متشابهات و... به تأويل هاى جديدى دست يازد؛ همان كارى كه به نظر نويسنده كتاب، طالقانى بدان دست يازيده و به تأويل هايى درباره داستان فرعون و موسى، داستان آفرينش، مستضعفين و مستكبرين و... رسيده است. محكم و متشابه برهان و دليل جاودانگى كتاب نيز هست و امكان جدايى و تفكيك ميان حق از باطل فراهم مى آورد. نويسنده در «تأويل» مرورى كوتاه بر «تأويل هاى طالقانى» در باب زن عمران و مريم، شيطان، زكريا، مريم و يحيى دارد و نشان مى دهد كه چگونه طالقانى از فن تأويل استفاده كرده، فنى كه امروزه خود را در قامت «هرمنوتيك» بسيار برجسته كرده و در تأويل هاى طالقانى قابل پيگيرى است.
تمثيل، روش كار ديگر پويا سازى روح و پيام قرآن است ابزارى براى شناخت كه طالقانى به كمك آن بحثى پيچيده در باب قيامت و برانگيخته شدن مردگان را به شرح و بررسى مى نشيند.
منابعى كه در نگارش پرتوى از قرآن مورد توجه و استفاده طالقانى بوده است عبارتند از: الف) كتب مقدس ب) تفاسير ج) منابع علمى. اين منابع در كتاب حاضر به تفصيل فهرست شده اند.
در پايان اين فصل نويسنده نقدهاى خود را بر برخى روش هاى پرتوى از قرآن آورده است.
آراى قرآنى طالقانى: نويسنده در مقدمه بحث براى آن كه تفاوت در كاربرد واژگان در دوران طالقانى و امروز را باز گشايد از چند واژه سخن به ميان آورده است. «علم»، «تكامل»، «تضاد ديالكتيكى»، «فطرت» و «عقل» از جمله چنين واژگانى اند كه به نظر برخى انديشمندان امروزين تماماً تحت تأثير فرهنگ ماركسيستى به انديشه روشنفكران مذهبى ضميمه شده اند. نويسنده نيز البته نمى تواند كتمان كند كه فضاى غالب فكرى در آن زمان چنين بوده اما تلاش مى ورزد تا نشان دهد طالقانى با مرز بندى و تعيين تكليف چنين واژگانى را به كار مى برد تا آرا و بينش هايش نه آن چنان با پارادايم و تفكر علمى روز تفاوت و خط كشى داشته باشد كه در دامان سنت گرايى فرو غلطد و نه آنچنان مجذوب غرب و دستاورد هاى آن است كه نقد را فراموش نمايد. وى ضمن به كارگيرى روش هاى علمى، عقلى و نيز ديالكتيكى، اين روش ها را با چارچوب تفكر مذهبى و توحيدى خويش لحاظ مى كند چه طالقانى همانند «مهندس بازرگان» اعتقاد بر آن دارد كه ميان گزاره هاى علمى و عقايد دينى تعارض و تناقضى نبايد بر ملا باشد !
سخنى در باب روش نويسنده در دسته بندى آراى طالقانى نيز ضرورى است. نويسنده «متد هندسى دكتر شريعتى» را براى دسته بندى آراى طالقانى انتخاب كرده است. فصل دوم كه شامل آراى قرآنى طالقانى است به هفت بخش تقسيم مى شود:
اولا) نگرش تأويلى طالقانى به هستى
دوم) برداشت تأويلى طالقانى از انسان
سوم) پژوهش آراى وى در باب دين، نبوت، وحى، معجزه
چهارم) برداشت طالقانى از تاريخ
پنجم) برداشت ها و نگرش طالقانى به جامعه
ششم) نگرش طالقانى به احكام و طرز برخورد با آن ها
هفتم) زن در نگاه طالقانى
اما در دسته بندى آراى قرآنى طالقانى گاهى از جاده متد هندسى خارج شده و براى بخش هاى بالايى كه شامل جامعه ايده آل و انسان ايده آل است برابر نهادى قايل نشده و در واقع تنها به يك بخش از آراى وى بسنده كرده است.
اول) به نظر نگارنده كتاب، نگاه طالقانى به هستى بسيار پويا و زنده است. طالقانى تلاش زيادى كرده تا با زبان علمى نحوه تكوين و پايان عمر زمين و خورشيد را ترسيم نمايد. او سپس از قدرت خداوند در جهان سخن به ميان مى آورد، وى «شر» ها را نيز در چارچوب همين قدرت خير خداوندى مى داند.
و اما از آن سوى شهادت ها يعنى جهان غيب، نامشهود و قيامت (اعم از بهشت و جهنم) سخن دارد چه به نظر طالقانى قيامتى بايد برقرار گردد تا غايت هستى در آن نمودار گردد، و از اين رو طالقانى تلاش مى ورزد بيانى علمى، عرفانى و نمادين از قيامت را بر ملا سازد و با بحث از قيامت و معاد اجتماعى نزد فرعونيان، قانونمندى هستى شناسى معاد را بيش از پيش برملا سازد.
دوم) برداشت تأويلى طالقانى از انسان خود را در «داستان خلقت» انسان بازتابانده است. طالقانى انسان را عصاره فشرده اى از عالم هستى مى يابد. با همه خصوصيات و او را با جهان هماهنگ مى يابد اما در داستان خلقت كه داستان نوع انسان و نه آدم وحوا است تمثيلى از آدميان را مشاهده مى نمايد كه ازبهشت بى خبرى هبوط كرده اند تا خليفه خداوند در جهان گردند. اين خليفگان خداوند كه طالقانى بدان ها خوشبين است اجازه يافته اندتاپيش از هبوط از ميوه ممنوعه تناول كنند. پازل خلقت طالقانى وقتى كامل مى شود كه ابليس و زن يعنى عقل و عشق به يارى آدمى مى آيند. نگاه تمثيلى طالقانى، ابليس را عقل و زن را مظهر عشق مى يابد تا آدمى از بهشت بى خبرى هبوط نمايد و به مقام خليفگى برسد! طالقانى درصدد است تا چند ويژگى در آدمى را سراغ دهد كه نويسنده كتاب آنان را اين چنين فهرست كرده است: * اراده آزاد و اختيار عمل * رسيدن به صراط، آغاز بى نهايت  * انسان موجود متكامل * روشن بينى و آزاد انديشى. اما همين موجود خوب و متكامل، از وقتى نفس و درونش سر بر طغيان گذارد ديگر لحن مهربان طالقانى نيز به انتقاد و تندى از نفس سر كش و ويرانگر مى پردازد تا آدمى را به مهار سركشى دعوت نمايد.
سوم) نويسنده بر اين نكته پاى مى فشارد كه «دين» در تلقى طالقانى به چالش با واقعيت هاى عصر مى پردازد تا با نقد مكاتب و اديان بشرى بر ادعاى جهانشمولى خويش بايستد و علاوه بر پاسخگويى به نيازهاى فردى - نظامات و قوانين بشرى را نيز وسعت بخشد نقش هدايتى دين، نقشى به صلاح بشر و براى هدايت وى است. آدمى اما در اختيار دين آزاد است و نبايد اختيار از انسان سلب شود.
«نبى» شخصى برگزيده از ميان آدميان و اما نه تافته اى جدا بافته از ايشان است كه آمده تا با توجه به نياز زمان و مقتضيات عصر پيام آورد. و «معجزات نبى» خارق عادت و نه خارق نظام عمومى عالم و قوانين علت و معلولى آن مى باشد. همچنين چارچوب آرا و نظريات وى بر وحى «عرفانى، علمى و منطقى» است و بر بعد كشف و شهود و توانايى نبى در درك شهود و يا ديگران در الهام تكيه مى ورزد.
چهارم) نويسنده در برداشت طالقانى از تاريخ به تقسيم بندى فكرى و اجتماعى او، عبرت از تاريخ و ضرورت كسب بينش تاريخى، ترسيم در جبهه حق و باطل و شكست قطعى جبهه باطل، حاكميت سنن و قوانين بر تاريخ، برخورد اسطوره اى با تاريخ انبيا
( موسى - فرعون ) و بالاخره خوش بينى تاريخى به نجات مردم اشاره دارد.
پنجم ) برداشت طالقانى از جامعه، از گرايش وى به تحولات اجتماعى و نقش مردم در آن حكايت مى كند طالقانى در جبهه مردم گرايى كه مى گشايد تنها هم فكران و هم مسلكان را گرد هم نمى آورد چه مبارزان را صرف نظر از هر گرايش و مردمى تقديس مى كند و ارزش خونشان را پاس مى دارد. طالقانى در باب حكومت ها هم سخن به ميان آورده است. از جمله آراى وى در باب حكومت هاى ظالمانه اين است كه ملأ قدرتمندان، حكومت طاغوت را پاسدارى مى كند و اما «حكومت حق» بر «جمهوريت» و «آراى مردم»، «آزادى و حقوق مردم» و مهمتر از همه «شوراها محل تجلى اراده مردم» متكى است. «شوراها» به عنوان نظريه و مدلى قابل بحث و تحليل است كه مى تواند هم پاى پارلمان و حتى بيش از آن اراده مردم را در هر شهر و روستا و حتى محله و... تجلى دهد.
ششم) به گمان نويسنده، طالقانى در نگرش به احكام برخوردى اجتهادى دارد تلاش او براى برخورد منطقى و علمى با احكام و نيز گرايش وى به وجهه نجات بخشى انسان كه دين از آن پاسدارى مى كند و به جاى مبارزه با مجرم با جرم به نبرد بر مى خيزد بحث احكام را حساس و جدى مى كند. به نظر طالقانى ۷۵۰ آيه «پيرامون شناخت هستى» و ۱۵۰ آيه فقهى و حكمى قرآن حكايت از آن دارد كه نخست بايد آيات هستى شناسى در باورها و اذهان بنشيند و سپس آن ۱۵۰ آيه تحقق يابد. نويسنده براى آن كه مصداق هاى برخورد طالقانى را نشان دهد آراى وى پيرامون قصاص، سنگسار، احكام شراب، طلاق و ازدواج را واكارى مى كند.
هفتم) زن در نگاه طالقانى از جمله تأملات نويسنده در آراى قرآنى طالقانى است حضور پر رنگ حوا در داستان خلقت و نقشى كه او با همدستى ابليس در خوراندن ميوه ممنوعه به آدمى داشته، تساوى حقوق زن و مرد با وجود اختلاف در استعداد هاوساختمان ها، نگاهى به زنان برگزيده و آزاده مانند زن عمران، مريم و مادر موسى در قرآن نگاه طالقانى به زن را در خود تنيده دارد و پايان بحث نويسنده كتاب است.
***
حال كه نويسنده كتاب «روش ها و آراى قرآنى طالقانى» گام هايى نخستين پيرامون كاوش در متد ها و روش هاى طالقانى را برداشته، و سپس تلاش نموده درآراى طالقانى كاوش نمايد خود وى يا ديگران بايد نسبت هاى ميان دين، علم و عقل را در كار قرآنى وى بيش از پيش مورد چالش قرار دهند و سپس اين نسبت ها و مرز ها را روشن نمايد. همچنين بايد گام ديگرى را به جلو بردارند و آن مقايسه ميان آرا و روش هاى قرآن پژوهى طالقانى با ساير قرآن پژوهان معاصر در وطن و يا خاورميانه است اين اقدام به محققين يارى مى رساند تا مجموعه اى از راهكارها و متدها و نيز آراى قرآنى را گرد هم آورند و بر سر آن آرا و متدها چالش كنند. و اين البته تنها گام هايى نخستين در متد پژوهى قرآنى وآراى انديشمندان مسلمان به شمار مى آيد.
توضيحات:
۱) مرنيسى فاطمه، زنان پرده نشين و نخبگان جوشن پوش، ترجمه مليحه مغازه اى، نشر نى، تهران: ،۱۳۸۰ مقدمه از محمد كريمى زنجانى اصل، ص ۳۹.
۲) حامد ابوزيد نصر، معناى متن، ترجمه محمد كريمى نيا، نشر نى، تهران ،۱۳۸۰ ص ۲۱۴.
كتاب انديشه
227493.jpg
جنسيت و مشاركت
درآمدى بر جامعه شناسى مشاركت سياسى زنان ايرانى
عباس محمدى اصل
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
يكى از مباحث عمده جامعه شناسى سياسى بر آن تعلق دارد كه نشان دهد پويايى متقابل جامعه و دولت تا چه حد محصول فعال شدن يا غيرفعال شدن شكاف هاى اجتماعى در طى زمان است. يكى از اين شكاف هاى اجتماعى، شكاف جنسى است كه به عنوان شكافى ساختى از تقسيم جمعيت جامعه ما بين دو گروه مردان و زنان به وجود مى آيد كه برحسب نوع جامعه به سه دسته تقسيم مى شود؛ اولاً؛ شكاف جنسى غيرفعال در جوامع سنتى. دوم؛ شكاف جنسى فعال در جوامع مدرن، سوم شكاف جنسى نيمه فعال در جوامع در حال گذار.
كتاب حاضر مى كوشد نشان دهد مناسبات قدرت و مشاركت جنسيتى با تأكيد بر جنسيت زنانه در جامعه ايران قرن ۲۱ از چه وضعيتى برخوردار است و چگونه مى توان تغيير تقسيم كار جنسيتى در اين جامعه را از منظر تحول زيربنايى در تعاملات قدرت اجتماعى جامعه معاصر ايران در رابطه با نظم نوين جهانى به تماشا نشست.
در اين راستا تحقيق حاضر دو هدف عملى و نظرى را دنبال مى كند. به لحاظ نظرى اين پژوهش سعى دارد از چارچوب نظرى، مداراهاى قدرت همچون فرانظريه تكامل يافته و همگراى مكاتب ستيزه گرايى و كاركردگرايى اجتماعى سود جويد و از حيث عملى نيز اين تحقيق درصدد است ارزش و اهميت پيچيدگى ادراك و واكنش به قدرت را از سوى تابعان آن به تدوين كنندگان قواعد قدرت در جامعه معاصر ايران گوشزد كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |