- شاپور اعتماد، متولد ،۱۳۳۰ تهران
- اخذ مدرك ليسانس فيزيك از دانشگاه لندن، ۱۹۷۲
- اخذ مدرك دكتراى سيبرنتيك از دانشگاه برونل انگلستان در سال ۱۳۶۴
- استاديار انجمن حكمت و فلسفه ايران از سال ۱۳۶۵ تاكنون
- استاد مدعو در دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتى شريف و دانشگاه اميركبير
- مدير گروه مطالعات علم انجمن حكمت و فلسفه از سال ۱۳۸۱ تاكنون
- بنيانگذارى هسته علم سنجى در حوزه معاونت پژوهشى وزارت علوم در سال ۱۳۸۱
- معاون مركز تحقيقات سياست علمى كشور وزارت علوم، ۱۳۸۲
- رئيس مركز تحقيقات علمى كشور، ۱۳۸۳
- عضوشوراى عالى علوم، تحقيقات و فناورى
- تأليف و ترجمه حدود ۳۰ مقاله به زبان هاى فارسى و انگليسى
- آثار تأليفى و ترجمه:
۱- منطق رياضى چيست؟
۲- از كمينترن تا كمينفرم
۳- تاريخ معرفت شناسى
۴- ديدگاهها و برهانها
۵ - فلسفه تكنولوژى
۶ - ساختار علم و تكنولوژى درايران و جهان
۷- سى سال عملكرد توليد جهانى علم ايران (مشترك)
۸ - معادلات و تناقضات
دانش آموز دبستان منوچهرى و دبيرستان البرز تهران كه در ايام تحصيل در دبيرستان به علت نكته پرانى درمورد برخى كتاب هاى درسى دبيرستان تا مرز اخراج از دبيرستان رفته بود، بعدها در دانشگاه برونل، تحصيلاتش را تا مقطع دكتراى سيبرنتيك ادامه داد و سالها بعد هم هسته علم سنجى وزارت علوم را بنيان نهاد و يكى ازدستاوردهاى چنين تأسيسى، تأليف كتاب سى سال توليدجهانى علم ايران است كه توليد علم ايران را در سالهاى ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۳ به معرض نمايش مى گذارد.
شاپور اعتماد متولد ۲۰ تيرماه ۱۳۳۰ درشهرتهران است. تحصيلات ابتدايى را در تهران مى گذراند و تا كلاس پنجم متوسطه (يازدهم) را در دبيرستان البرز ادامه تحصيل مى دهد. به قول خودش «آدم شرى» بوده كه در اعتصابات شركت مى كرده و در يك مورد هم به خاطر نكته پرانى در زمان حضور در كلاس يكى ازدرسها كتك زيادى از مسؤولان دبيرستان مى خورد و تا مرز اخراج شدن هم كشيده مى شود.
در ۱۷ سالگى پدر و مادرش پاسپورت او را آماده كرده و به او مى گويند براى ادامه تحصيل به انگليس برو. دوبرادر بزرگترش در انگليس مشغول به تحصيل در رشته هاى فيزيك و مكانيك بودند و او دو سال قبل يعنى در سال ۱۳۴۵ همراه پدرش (مهندس شركت نفت) و مادرش به مدت يك ماه به انگليس سفركرده بود.
در زمستان ۱۳۴۷ عازم لندن مى شود و برادرانش هم در فرودگاه لندن چشم انتظار برادر كوچكترشان بوده اند. او كه در زمان اقامتش در ايران غالباً رمانهاى پليسى مى خوانده، با هدايت و راهنمايى برادرش دركالج دادلى در اطراف شهر بيرمنگام انگليس ثبت نام مى كند؛ كالجى كه برادر شاپور - شهاب - هم در آنجا تحصيل كرده بود.
او بدون اينكه در كلاسهاى «O'Level» شركت كند و امتحانات سراسرى آن را با موفقيت پشت سر بگذارد، با مدير كالج يعنى آقاى لى - Lee - صحبت مى كند و وارد مرحله «A'Level» مى شود. از ميان كلاسهاى يكساله و دوساله اين مقطع در كلاسهاى يك ساله شركت مى كند و يك سال بعد هم در سن ۱۸ سالگى به دانشگاه لندن راه پيدامى كند.
رشته فيزيك، رشته درسى اى بوده كه او به تحصيل در آن زمينه پرداخته بود.
او ساعات استراحتش و اقامتش را در پانسيونى درحوالى مدرسه اش مى گذرانده است. پانسيونى كه بچه هاى هنگ كنگى و هندى هم در آنجا زيادبوده اند و بهتر از شاپور اعتماد هم انگليسى صحبت مى كرده اند.
يكى از استادانى كه اعتماد از او به نيكى يادمى كند آقاى ويل كينز بوده.
استادى كه اوضاع دانشجويان غيرانگليسى را درك مى كرده و متن بسيار فشرده اى از درس فيزيك را بر تخته سياه مى نوشته و عمدتاً به طرح و حل مسأله درسى مى پرداخته.
او به ياد مى آورد در ماه مه ۱۹۶۸ كه جنبش دانشجويى فرانسه به دستور دوگل رئيس جمهور مقتدر فرانسه سركوب شده بود، دوتن از دوستان برادرش روبه روى موزه ويكتورياى لندن با حالت غمگينانه اى نشسته اند.
دوتن از دوستان برادرم روبه روى موزه ويكتوريا نشسته بودند و عزا گرفته بودند. اتفاقاً آن دو نفر بعدها دوستان صميمى من شدند. آنها در جواب برادرم كه پرسيد چه خبر شده جواب دادند دوگل ارتش فرانسه را به ورساى آورده». آن دو نفر بيژن موقر و كاوه وفادارى بودند.
بيژن موقر در آلمان شرقى تحصيلات خود را تا مقطع دكترا ادامه داد و مشغول تحقيق و تدريس شده بود.
او، شاپور را تشويق مى كند تا براى ادامه تحصيل به برلن برود. در آنجا به فراگيرى زبان آلمانى مى پردازد. ولى دشوارى يادگيرى اين زبان و متفاوت بودن سيستم آموزشى آن با سيستم آموزش انگليسى و آمريكايى كار را به جايى مى كشاند كه شاپور بعد از حدود ۹ ماه به انگليس برگردد و در سال ۱۹۷۳ تحصيل در رشته سيبرنتيك دانشگاه برونل لندن را ازسربگيرد.
فعاليت هاى تحقيقى او باعث مى شود دانشگاه اين فرصت را به او بدهد كه مستقيماً تحصيلات خود را بدون وقفه تا حد دكترا در آنجا ادامه دهد.
تزش را در باب مبانى علوم شناختى شروع مى كند ولى مصادف با وقوع انقلاب به ايران مى آيد.
در ايامى كه در ايران بوده به فكر تكميل كردن رساله اش مى افتد و مى كوشد نشان دهد دركارهاى شناختى چه كارهايى قابليت مكانيزه شدن را دارند. بالاخره بعد از گذشت ساليان متمادى در سال ۱۳۶۴ فارغ التحصيل مى شود.
در آلمان كه با آثار جورج كلاوس آشنا شده بود، فيلسوف آلمان شرقى در زمينه منطق صورى و سيبرنتيك مطالعات زيادى انجام داده بود و تلاش كرده بود علوم تازه شكل گرفته در غرب را وارد سيستم آموزشى جزمى كشورش كند و آن را تا حدى تعديل كند و شاپور اعتماد وقتى به انگليس برمى گردد سعى مى كند دانشگاهى را درانگليس پيداكند كه درهمان زمينه پذيرش داشته باشد.
بالاخره از دانشگاه برونل سردرمى آورد. دانشگاهى كه همان رشته را داشته ولى استادان آن بيشتر نگاه فنى به قضيه داشته اند تا جنبه تئوريك آن. بنابراين شاپور اعتماد به شكلى به صورت خود استادى درواقع تحقيقات خود را انجام مى دهد.
درزمان اقامتش در آلمان با آثارى كه نگرش چپ به آنها حسن ظن داشته مثل فلسفه هگل با زبان آلمانى آشنا مى شود و كتاب كاپيتال (سرمايه) ماركس را به زبان اصلى مى خواند. در ميانه راه آلمان - انگليس در فرانسه همراه با «پاينده» نامى محفلى خصوصى تشكيل مى دهند و با همديگر منطق هگل را با هم بخوانند.
بعد از اتمام تحصيل در مقطع دكترا، به پيشنهاد برادرانش مبنى بر رفتن به آمريكا و مشغول به تدريس شدن در يكى از دانشگاههاى آن كشور را نمى پذيرد و ترجيح مى دهد در ايران شخصيت علمى اش شكل بگيرد.
در سال ۱۳۶۵ به استخدام انجمن حكمت وفلسفه ايران درمى آيد و در پروژه هاى مشترك در زمينه فلسفه به همكارى با اعضاى اين انجمن روى مى آورد. مثلاً درتهيه «دانشنامه فلسفى»، مدخل هاى فلسفه علم راتنظيم مى كند و پس از چندين سال كار، تنظيم تمام مداخل به پايان مى رسد ولى دانشنامه متأسفانه حتى تا به امروز به دست چاپ سپرده نشده است.
او با اينكه طى دو دهه اخير فعاليت هاى تأليفى و تحقيقى متعددى داشته ولى براى كسب مدارج بالاتر همچون دانشيارى و استادى به خاطر «بوروكراسى قضيه» اقدام خاصى انجام نداده.
وى كه در ايام پيش از ورودش به دانشگاه لندن، مدتى در يكى از فروشگاههاى لندنى كاركرده و بخشى ازهزينه هاى اقامتش را درآن كشور تأمين مى كرده، در دوره دانشجويى دكترا هم به تدريس درسهاى فيزيك و رياضى دركالج پرداخته و در ايران هم در ترمهاى متعدد در دانشگاه تهران، دانشگاه اميركبير و دانشگاه صنعتى شريف به تدريس فلسفه علم، فلسفه تكنولوژى و فلسفه رياضى پرداخت و آخرين درسهايى كه در دانشگاه تهران ارائه داده دو درس ژئوپولتيك اطلاعات و سيبرنتيك اطلاعات بوده است.
در اوايل دهه جارى، دكتر منصورى معاون پژوهشى وزارت علوم از دكتر اعتماد دعوت مى كند هسته علم سنجى وزارت علوم را بنيان بگذارد.
حاصل زحمات اين گروه مستندسازى عملكرد علمى ايران در سطح بين المللى و برمبناى داده پايه هاى بين المللى است.
برپايه آمارارائه شده، تعداد مقالات نويسندگان ايرانى كه درمجلات بين المللى در سالهاى ۱۹۸۵ و ۲۰۰۳ به چاپ رسيده از ۱۱۱ مورد به ۲۷۸۲ مورد ارتقا يافته و اين سيرصعودى همچنان ادامه دارد.
براساس رتبه بندى علمى كشورها برحسب تعداد مقالات طى سالهاى ۲۰۰۲-،۱۹۹۱ كشور ما با مجموع حدود ۸ هزارمقاله در رتبه ۵۷ جهانى قراردارد و كشور ايالات متحده به ترتيب با حدود دوميليون وپانصدهزار و ژاپن با حدودپانصدهزار مقاله رتبه هاى اول و دوم جهانى را كسب كرده اند.
كشور ما خصوصاً در زمان جنگ ۸ ساله، تعداد مقاله كمترى نسبت به كشورهاى مسلمان و عربى چاپ كرده بود، امروزه توانسته به مرتبه اى برسد كه درچاپ مقالات درمجلات بين المللى ازتركيه عقب تر باشد.
اين موفقيت به اعتقاد دكتر اعتماد يك موفقيت ساختارى است و اگر مسؤولان كشور اراده كنند، تعداد مقالات نويسندگان ايرانى كه امروزه يك سوم تعداد مقالات چاپ شده تركها در نشريات بين المللى لااقل به حد و اندازه تعداد مقالات چاپ شده دانشمندان و نويسندگان تركيه خواهدرسيدو البته بايد سازوكارهاى لازم براى كاربردى كردن يافته هاى اين مقالات هم فراهم گردد.
شاپور اعتماد بر اين باور است كه: «انقلاب معرفتى مثل هر انقلابى پاسخ به نوعى بحران است.
ازميان اين بحرانها دو بحران معرفتى - يكى در نيمه دوم قرن بيستم و ديگرى در نيمه اول قرن هفدهم - بسيار چشمگير است.
به خصوص، از نظر ماهيت نامتقارنشان. چون يكى از فرط وجود اطلاعات (مورد قرن بيستم) به وقوع پيوست و ديگرى از فرط فقدان اطلاعات.
يكى به سبب انفجار اطلاعات و ديگرى به سبب خلأ اطلاعات. اولى درهمه جهان ما و دومى فقط در سر دكارت».
اگرچه مدتهاى مديدى را شاپور اعتماد صرف مطالعه متون نويسندگان منسوب به نظريه هاى چپگرايانه نموده ولى او خود را فردى چپ گرا نمى داند. معتقداست به خاطر تصميم گيرى فرهنگى و تعلق خاطر به كشور در خارج از ايران به صورت دائم مقيم نشده است.
او مى گويد: هنوز در زمينه نظرى از آزادى و عدالت دفاع مى كند.
«اگر در سطح نظرى براى شما جالب باشد آرمانى ام. اگر در سطح تحققى خواسته باشيد، اينگونه نيست و من در اين سطح، فردى آرمانى نيستم.»
او هم اكنون بيشتر فعاليت خود را صرف كار درحوزه هاى جامعه شناسى علم و مسائل مرتبط به جامعه علمى كشور مى كند و اميدوار است مسؤولان كشور بيش از پيش به پيشرفت كنونى حاصل آمده در زمينه علم را ارج بگذارند و باعث شوند جهش علمى كشور تحقق يابد و ايران دست كم در رديف تركيه به عنوان پيشتاز توليد علم در ميان كشورهاى اسلامى شناخته شود.