چهارشنبه ۲۳ شهريور ۱۳۸۴ -
Wed, Sep 14, 2005
گفت و گو
۳۲۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گفت وگو با بهزاد سلطانى استاد دانشگاه
بخش دوم و پايانى
سكوت قربانيان و تعرضات مكرر تبهكاران
تعدد وقوع حوادث تلخ تعرض و تجاوز مجرمان جنسى، علاوه بر تأكيد بر لزوم توجه بيشتر به ارتقاى سطح امنيت اجتماعى كه در دستور كار پليس قرار دارد،  بيانگر آن است كه بسيارى از اين مجرمان با استفاده از سكوت قربانيان، به طعمه يابى و تكرار عمل وقيح و ننگينشان مى پردازند، بطورى كه اين سكوت منجر به آن شد كه باندهايى همچون كركس ها، آدم خوارها، شغال و ... بى دغدغه به تصور آن كه زنان به دام افتاده از ترس آبرو و متزلزل شدن بنيان زندگيشان، وادار به سكوت در مقابل ظلم مى شوند، عمل مجرمانه خود را با جسارت بيشتر تكرار مى كنند.
به گزارش ايسنا در اين ميان جامعه نيز با رفتارهاى خصمانه غيرمنطقى عليه اين دسته از زنان كه بعضاً بايد بار سخت حاصل از تعدى و تجاوز را به تنهايى بدوش بكشند، طردشدگى آنها  از سوى خانواده، شوهر و دوستان را تأييد مى كند، غافل از آنكه اين راه نه تنها منجر به حل مشكل نمى شود، بلكه باندهاى متجاوز را به سوى طعمه هاى جديدتر سوق مى دهد.
دكتر مريم رامشت، روانشناس و محقق آسيب هاى اجتماعى در خصوص تأثير پيامدهاى اينگونه حوادث بر زنان و دختران، به تشريح واكنش هاى جامعه به اين مسأله و تعريف اصل اختيار در روابط انسانى پرداخته و مى گويد: اگر به نوعى اختيار، آزادى عمل و حق تصميم گيرى در روابط جنسى، در هر شرايطى از انسان ساقط شود، دچار احساس تعارض، سرخوردگى و نهايتاً احساس شكست خواهد شد.
دكتر رامشت با ابراز تأسف از افزايش بزه جنسى در جامعه و تعصبات نابجاى مشكل آفرين در برخورد با اين بزه عنوان مى كند: برخى مجرمانى كه دست به ارتكاب اين نوع بزه (تعارض جنسى) زده اند، بدون مواجه شدن با مانع و يا پيگرد قانونى براحتى از مجازات فرار كرده ، جرمشان را سريالى ادامه مى دهند؛ اين در حاليست كه زنان طعمه شده نيز علاوه بر تجربه حس تعارض و سرخوردگى با پديده اى مواجهند كه مستقيماً آبرو، شخصيت و منش فردى - اجتماعى آنها را مورد هدف قرار داده است و در اين شرايط طبيعتاً ترس و اضطراب ناشى از دست دادن جايگاه اجتماعى و تحمل تعارض و سرخوردگى در موقعيتى كه او در وقوع آن هيچ گونه اختيارى از خود نداشته است، براى زن مورد تعرض قرار گرفته بسيار سخت خواهد بود و صدمات روانى جدى را در پى دارد.
اين روانشناس علت ترس و سكوت اين زنان طعمه شده را تابوهاى موجود در جامعه مى داند و مى افزايد: متأسفانه جامعه نه تنها به اين افراد كه در وقوع بزه جنسى هيچ اختيارى از خود نداشته اند، عادى نگاه نمى كند بلكه پذيرش اين دسته از افراد در جامعه بسيار دشوار و در موارد سنتى غير ممكن است؛ بطورى كه طيف رفتارى مقابل زنان مورد تعرض قرار گرفته با ترحم آغاز شده و با طرح اين مسأله كه زن مقصر اصلى واقعه است، وى را مورد شماتت، توهين و اذيت و آزار قرار داده تا بالاخره با عدم پذيرش شوهر و طلاق اجبارى از يك سو و از سوى ديگر با طرد خانواده مواجه شود.
وى نگرانى هاى زنى كه به اين شيوه آسيب ديده را انگ هاى بى شمار جامعه و بدبينى نسبت به رفتار و اعمالش عنوان كرده و با طرح اين سؤال كه چگونه چنين زنى مى تواند خطر اعلام اين حادثه را به جان خريده و با شكستن سكوت ، زندگى اش را در معرض نابودى قرار دهد؟ به باند كركس ها اشاره و به ايسنا عنوان مى كند: تحقيقات نشان داد از ميان ۷ زن جوانى كه در همان ابتدا، از اين باند شكايت كرده و حاضر به دادن اطلاعات به پليس شدند، ۴ تن در همان ابتدا به دليل عدم پذيرش شوهر، مجبور به طلاق اجبارى شدند؛ اما وجدان جامعه نبايد فراموش كند اگر اين زنان با طرح شكايت و دادن مشخصات به پليس، اين باند مخوف را معرفى نمى كردند، شايد تبهكاران تا امروز براحتى مى توانستند به ناموس بسيارى از كسان نيز تعرض كنند.
به گفته وى زنان طعمه شده اين باند با پذيرفتن انزواى شديد روحى و روانى حاكم بر زندگيشان، امنيت تعداد ديگرى از زنان و دختران جامعه را حفظ كردند؛ در حالى كه مى توانستند با مخفى كردن حادثه مانع طرد شدن خود و نگاه منفى جامعه شوند.
دكتر رامشت با بيان اين كه از نگاه كارشناسى نمى توانيم اين مسأله را رد كنيم كه در جامعه ما همچنان آموزش هاى لازم در مواجهه با اين دست از آسيب ها، انديشيده نشده است، مى افزايد: تا كنون هيچ كار فرهنگى براى شكستن اين تابوها صورت نگرفته است و عدم حمايت قانونى از زن، صدور رأى طلاق به نفع شوهر، ناپيدا ماندن چهره  مقصران واقعى و افتادن همه تقصيرها به گردن زنان قربانى شده، نشان از كوتاهى هدايت كنندگان و سياستگذاران فرهنگى جامعه دارد كه پيامدهاى اين مسائل را در خانواده هاى آسيب ديده ناديده گرفته و در مقابل آن سكوت اكتفا مى كنند.
محقق و روانشناس حوزه زنان با اشاره به خشم فرو خورده زنان مورد تعرض تصريح مى كند: سكوت نشانه از بين رفتن خشم ناشى از تعرض نيست، بلكه اگر اين خشم نتواند بروز پيدا كند، درونى شده و در اين صورت خشم ناشى از اين كه جامعه حقى براى او قائل نيست، او نتوانسته از حق خود دفاع كند و پيگير حادثه شود يا آنكه پنهانى و در جايگاه يك گناهكار پيگير حادثه شده است، فرد را دچار افسردگى كرده و آهسته آهسته با اين حس كه از ديگران متفاوت است، وى را از جامعه دور مى كند.
اين روانشناس با هشدار نسبت به شكل گيرى حس انتقام جويى در اين دسته از زنان مى گويد: در چنين شرايطى زندگى فرد به سطح وسيعى از نگرانى همراه با خشم تبديل مى شود؛ تا آن جا كه نبود روزنه اميد و صدمات روانى حاصل از آن به مرحله اى مى رسد كه زن براى از بين بردن حس گناه خود و انتقام از جامعه در قالب يك باند اقدام به فريب زنان و تجاوزات جنسى مى كند.
وى هشدار مى دهد: نبايد فراموش كرد در صورت عدم ارائه راهكارهاى جدى، تجاوز و تعرض به عنف و سكوت در برابر آن، در مرحله اول، به خود شخص و در مراحل بعدى به ديگر افراد جامعه صدمات جبران ناپذير وارد مى شود.
در مقابل جرثومه هاى ويرانگر فرهنگى در برخورد با بزه جنسى چه بايد كرد؟
دكتر مريم رامشت در ادامه مى گويد: جامعه اى كه بزه جنسى در آن در حال رشد است و جمعيت هدف، زنان هستند، نيازمند آموزش هايى است كه طى آن اعضاى خانواده و جامعه بايد ياد بگيرند در صورت بروز مشكل چگونه با آن روبه رو شده و چه كنند كه موضوع بدتر نشود.
اين روانشناس، پذيرش افراد آسيب ديده را مهمترين اصل دانسته و مى افزايد:  بايد به افراد جامعه ياد دهيم حتى در شرايطى كه افراد در وقوع حوادث بزه جنسى به نوعى ناآگاهانه، مقصرند يا قربانى شده اند، آنها را پذيرفته و در كانون گرم خانواده و پشتيبانى و حمايت از او، از بروز صدمات بيشتر روانى به فرد آسيب ديده، جلوگيرى كرده و از سوى ديگر در ادامه با استفاده از روش هاى درمانى، از طريق مشاوره،  روان درمانى و مراقبت هاى ويژه به جبران وضعيت روانى فرد قربانى بپردازند.
گفت وگو با بهزاد سلطانى استاد دانشگاه
استقلال عمل در كانون هاى تفكر
بخش دوم و پايانى
227880.jpg
احسان طيرانى راد
كانون هاى تفكر و فعاليت هايى كه در آن صورت مى گيرد، محور بخش نخست از گفت و گو با بهزاد سلطانى، استاد دانشگاه بود كه روز دوشنبه از نظر خوانندگان محترم گذشت.سلطانى در واپسين بخش گفت و گو از ماهيت اين كانون ها از جمله اينكه مى توانند مستقل باشند يا خير، سخن مى گويد كه در پى مى آيد.
* ويژگى تخصصى بودن را كه به عنوان شاخصه نسل پنجم كانون ها ذكر كرديد در محصول نهايى تعريف مى شود يا خير. براى اين كه در هر موضوعى براى سياست پژوهى و آينده نگرى مطلوب، نيازمند اطلاع از ديگر علوم هم مى باشيم.
- كانون هاى تفكر تخصصى شده اند ولى در موردى شايد نيازمند متخصصان بيرونى نيز باشند. كانون تفكر محل رفت و آمد است. البته هسته مركزى دارد كه با توجه به موضوع افراد ديگرى در كنار اين هسته قرار مى گيرند.
اين تخصصى شدن هم به اين معنى نيست كه نوع عمومى آن نباشد. بلكه گرايش به اين سمت بيشتر است. قطعاً در زمينه هاى بين رشته اى و چندرشته اى نيز نياز به كانون تفكرى داريم با حضور متخصصان و مجربان متنوع.
* شاخصه مهمى كه كانون هاى تفكر براى آينده پژوهى، ايده پردازى و سياست پژوهى بايد دارا باشند، استقلال آن ها در حوزه توليد فكر و ايده است. اين مهم در كانون هاى تفكر چگونه اتفاق مى افتد؟
- نوع تشكيل كانون هاى تفكر از نظر وابستگى نيز به گونه هاى مختلف است. مى توانند مستقل يا خصوصى باشند يا به صورت سازما ن هاى غيردولتى يا عمومى مطرح شوند مانند دانشگاه ها يا مراكز وابسته به دانشگاه ها و طبيعتاً دولتى هم مى توانند باشند. اما همان گونه كه گفتيد، يكى از ويژگى هاى مهم كانون تفكر مستقل بودن و استقلال فكرى آن ها است. چون توليد و محصول آن ها توليد فكرى و ايده و نظريه است، اگر بخواهند به نظرات مدير توجه كنند، ماهيت كارشان زير سؤال مى رود. ماهيت كانون هاى تفكر توليد فكرى و ايده جديد است، وابستگى توليد فكر نمى كند بلكه توجيه فكر مى كند و كانون تفكر وابسته بايد بر اساس نظرات مدير بالادست عمل كند. از اين جهت است كه در همه جا بر استقلال آن ها تأكيد شده است و بر همين اساس در دنيا بيش تر نوع خصوصى و دانشگاهى شكل گرفته است و نوع دولتى كمتر است. نوع دولتى مى تواند باشد ولى كارگزاران دولتى و كلان جامعه بايد بپذيرند كه خلاف نظرهاى آنان نيز ايده هايى مطرح شود و كانون تفكر نيز بايستى با استقلال نظر ايده پردازى كند. در ايران هم سعى ما بر اين بوده كه هدايت و حمايت را بيشتر به سمت نوع دانشگاهى و خصوصى ببريم. به ويژه اين كه در ايران بيش از ۷۰ درصد اقتصاد و مديريت در دست دولت است و حيات اقتصادى كانون هاى تفكر نيز در گرو اين است و ممكن است به تدريج شاهد افت در اثربخشى آنان باشيم.
دسته بندى ديگرى كه در مورد كانون هاى تفكر وجود دارد حاكم بودن ايدئولوژى بر نظرات آنان است البته اين ايدئولوژى به معناى مذهب نيست و ممكن است در موضوعى كه كار مى كنند ديدگاهى از پيش تعريف شده داشته باشند و يا اين كه فاقد ايدئولوژى باشد و بر اين مبنا هيچ پيش فرضى براى خود قائل نيستند و در هر موضوعى مطالعه مى كنند.
در زمينه سياست هم كانون هاى تفكر فعاليت مى كنند، اين كانون ها نيز با محدوده فعاليت سياسى هم مى توانند بر مبناى فكر و نظر خاص كار كنند يعنى طرفدار حزب سياسى خاصى باشند يا نه به صورت عام فعاليت كنند. در ايران نيز به شدت نيازمند كانون هاى تفكر هستيم، البته كانون هايى به صورت غير رسمى وجود دارند. حزب هاى سياسى هر كدام اتاق فكر دارند. يعنى پشت صحنه سياسى هر جناح سياسى تعدادى زبده سياسى وجود دارند كه تجزيه و تحليل مى كنند، ايده پردازى مى كنند و بر مبناى آن براى مشكلات سياسى و پيشرفت حزب و جامعه چاره انديشى مى كنند و راه حل ارائه مى دهند و انعكاسش را شما در جهت گيرى هاى سياسى جامعه، رسانه، افكار و مصاحبه ها مى بينيد. اشكال اين است كه اين اتاق هاى فكر براى عموم شناخته شده نيستند، افرادش معلوم، علنى و شفاف نيست، در صورتى كه مى تواند اين خصوصيات را پيدا كند.
* خب، كانون هاى تفكر چگونه مى خواهند مستقل بمانند؟
- سؤال خوبى است. دو راه حل براى اين داريم. اول حمايت هايى كه وزارت علوم مى تواند داشته باشد تا نوع دانشگاهى و خصوصى آن بيشتر شكل بگيرد و دوم نقشى كه رسانه ها مى توانند داشته باشند در فرهنگ سازى براى استقلال كانون هاى تفكر. بايد اين فرهنگ استقلال در بين آن ها شكل بگيرد. يعنى بگوييم اگر مستقل نيستى، پس كانون تفكر هم نيستى. اگر كانون تفكر مستقل نباشد نمى تواند توليد فكر و ايده داشته باشد، اصلاً ماهيت آن زير سؤال مى رود. يك طرف قضيه به نظارتى كه از طرف ما صورت مى گيرد نيز برمى گردد.
* تأكيدى كه در كانون هاى تفكر برروى آينده پژوهى مى شود، چه مصداق ها و افقى دارد. به طوركلى اثربخشى كانون هاى تفكر چگونه فراهم مى شود؟
- در ايران نكته اى كه وجود دارد اين است كه سياست گذارى عمومى و تخصصى خيلى تجربه نشده است و تجربه ضعيفى داريم. سياست گذارى عمومى بحث فرابخشى است و در اين زمينه تاكنون تجربه موفقى نداشته ايم. از ۲۷ سال گذشته تاكنون ۱۳۰ شوراى عالى در كشور تشكيل شده است كه تعدادى كمتر از انگشتان دست باقى مانده است. يا اين كه زياد شنيده ايد كه وزارتخانه ها مانند جزاير مستقل از هم عمل مى كنند. اين نشان دهنده عدم تجربه كافى در فعاليت هاى فرابخشى است و اين كه قوى عمل نمى كنيم. يعنى در سياست گذارى عمومى و خاص، در زمينه هاى مختلف نتوانسته ايم به اندازه كافى از علم استفاده كنيم. براى مثال در زمينه علم و فناورى يك نفر را هم در كشور نداريم كه دكتراى سياست گذارى علم و فناورى داشته باشد. اثربخشى كه كانون تفكر در اين نقيصه دارد اين است كه اين لايه را در كشور فوق العاده تقويت مى كند. مزيت كانون تفكر در جمع نخبگان دانشگاهى و خبرگان اجتماعى است كه در مديران وجود دارد و اين داراى اثر مثبت در جامعه است. الان مديريت به اندازه كافى از اين تجربه بشرى كه در علم دانشگاهى نهفته است و همچنين تجربه لايه هاى قبلى مديريتى استفاده نمى كند. بنابراين كانون تفكر سازوكارى است كه مى تواند اين را براى كشور نهادينه كند و ضمانت كند كه تصميم گيرى هاى كشور مبتنى بر تصميم سازى درست باشد.
در مورد رفتار مديريتى مدير مى توانيم الگويى را درنظر بگيريم كه تقريباً عموميت دارد و بر مبناى آن به ضرورت وجود كانون هاى تفكر برسيم. خب، مدير ميانى يا كلان در كشور به طور متوسط در هر روز با ۵.۲ جلسه كارى مواجه است و در كنار آن با ۲ كارتابل ادارى مواجه است كه حدود ۸ ساعت از وقت كارى مفيد او را مى گيرد. در كنار اين باقى كارهاى روزانه و جواب گويى به مديران بالادست و ارباب رجوع سازمانى و هدايت فكرى مجموعه زيردست را هم در نظر بگيريد. حال مدير ما با اين مشغوليات روزانه يا بايد بر اساس تجربه اجرايى گذشته عمل كند يا اين كه بر مبناى تحصيلات علمى خود و آن چيزى كه در ساليان گذشته به صورت تئورى آموخته عمل كند و البته تعداد كمى از مديران هستند كه مطالعات نظرى در حوزه اجرايى خود دارند. بنابراين مديران ميانى و بالاى نظام اگر مى خواهند اثربخش باشند و تصميماتشان متكى بر انديشه باشد بايد به كانون تفكر روى بياورند و اين هم براى مديران خوب است و هم براى تصميم گيرى كلانى كه در كشور اتفاق مى افتد و توجه داشته باشيد كه كانون تفكر با هسته هاى مشاورينى كه وجود دارد متفاوت است. مشاوران به صورت فردى نظر مى دهند، اين نظر آنى و مقطعى است و صرفاً بر اساس درخواست مدير بالادست است. درحالى كه اين خصوصيات در جهت عكس فعاليت كانون تفكر است. توليد ايده و فكر در كانون تفكر جمعى است و ممكن است در بازه زمانى در حد سال داراى خروجى باشد، يا اين كه در طى دوره اى چندين ساله خروجى مداوم داشته باشد و همچنين ممكن است بر مبناى تقاضاى مدير نباشد.
* در ضرورت وجود كانون هاى تفكر نياز به رفع ناكارآمدى ها است يا تلاش براى قرارگرفتن در مسير پيشرفت و تكامل؟
- خير، ناكارآمدى نيست. شما فرض را بر وجود سيستمى عالى از لحاظ نظام ادارى و مديريتى در يك سازمان و يا در كلان كشور بگذاريد و از طرفى بهترين مدير را هم در راس آن قرار دهيد، باز هم به جهت عملكرد بهتر مجبوريد از كانون تفكر در كنار آن بهره ببريد. يعنى فقط در شرايط ضعف نيست كه نيازمند كانون تفكر هستيد بلكه در شرايط قوت هم اين گونه است و اصولاً در كشورهاى پيشرفته و قدرتمند نياز به كانون تفكر بيش از كشورهاى در حال توسعه است.
* با توجه به سرعت رشد و پيشرفت تحولات تكنولوژيكى، كانون هاى تفكر در آينده پژوهى تا چه حد موفق خواهند بود؟
- بستگى به موضوع دارد. همين كه اولويت هاى تكنولوژيكى كشور مشخص شود، خود به نوعى آينده پژوهى است و اثربخش است. سير تحولات زياد است ولى به معناى بى اثرشدن آينده پژوهى نيست.
* برنامه هاى وزارت علوم براى ترويج كانون هاى تفكر چيست؟
- ابتدا بايد بگويم كه اين فعاليت را در ۶ ماه گذشته راه اندازى كرده ايم، بعد از ۹ ماهى كه مطالعه و جمع بندى نتايج كشورهاى پيشرفته طول كشيد، بعد اين فرايند را براى كشور بومى سازى كرديم و استانداردها و قوانين مورد نيازش را تدوين كرديم و به سرعت در وزارت علوم تصويب شد و اعلام عمومى براى راه اندازى آن صورت گرفت. از طرفى مخاطبان و كسانى كه مى توانستند اين را راه بيندازند، توجيه كرديم تا بيايند و كار راشروع كنند. اميدوارم فعاليتى كه شروع شده تأثير به سزايى در توسعه كشور در همه جوانب داشته باشد. چه توسعه منطقه اى مانند توسعه استان ها كه مى تواند به حركت هاى استانداران و شهرداران جهت دهد، يا دركلانش كه مى تواند سبب ساز توسعه اقتصادى، فرهنگى، علمى و سياسى باشد.
برنامه ما براى ترويج و گسترش كانون هاى تفكر در كشور اين است كه با كمترين آفت بتوانيم آن را شكل دهيم به دليل اين كه در اين مسير با تهديداتى روبرو هستيم. اول اين كه در كشور مطرح شدن ايده و فكر جديد و تشكيل نهادهاى اجتماعى جديد همراه با گسترش بادكنكى آن ها است و ممكن است از تو خالى شود و به رسالت اصلى نيز ضربه بزند و اثر منفى داشته باشد. بنابراين با احتياط جلو مى رويم كه تا در اين مسير كيفيت نيز فراهم شود. دوم، دانشجويى شدن آن است. دانشجو فكرش آزاد است و مى تواند فكر كند، عشق و علاقه براى كار و فعاليت را هم دارد، بنابراين دوست دارد بگويد من كانون تفكرم. اما ما براى تشكيل كانون شرايط علمى و اجرايى مشخصى داريم. تهديد ديگر صورى شدن موضوع است. اگر كانون تشكيل شده توانايى توليد ايده نداشته باشد، تجزيه و تحليل و قدرت ايده پردازى نداند، از طريق جمع آورى و كپى بردارى اقدام به توليد مى كند و باز تبديل به مركزى سطحى نگر مى شود.
قسمت ديگرى از فعاليت هاى ترويجى، حمايت از تشكيل كانون هاى تفكر توسعه استانى است و اين از طريق همكارى دانشگاهيان در استان ها با مديران اجرايى محلى كه استراتژيست هستند مهيا مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |