|
گفت وگو با بهزاد سلطانى استاد دانشگاه
استقلال عمل در كانون هاى تفكر
بخش دوم و پايانى
|
|
|
احسان طيرانى راد كانون هاى تفكر و فعاليت هايى كه در آن صورت مى گيرد، محور بخش نخست از گفت و گو با بهزاد سلطانى، استاد دانشگاه بود كه روز دوشنبه از نظر خوانندگان محترم گذشت.سلطانى در واپسين بخش گفت و گو از ماهيت اين كانون ها از جمله اينكه مى توانند مستقل باشند يا خير، سخن مى گويد كه در پى مى آيد. * ويژگى تخصصى بودن را كه به عنوان شاخصه نسل پنجم كانون ها ذكر كرديد در محصول نهايى تعريف مى شود يا خير. براى اين كه در هر موضوعى براى سياست پژوهى و آينده نگرى مطلوب، نيازمند اطلاع از ديگر علوم هم مى باشيم. - كانون هاى تفكر تخصصى شده اند ولى در موردى شايد نيازمند متخصصان بيرونى نيز باشند. كانون تفكر محل رفت و آمد است. البته هسته مركزى دارد كه با توجه به موضوع افراد ديگرى در كنار اين هسته قرار مى گيرند. اين تخصصى شدن هم به اين معنى نيست كه نوع عمومى آن نباشد. بلكه گرايش به اين سمت بيشتر است. قطعاً در زمينه هاى بين رشته اى و چندرشته اى نيز نياز به كانون تفكرى داريم با حضور متخصصان و مجربان متنوع. * شاخصه مهمى كه كانون هاى تفكر براى آينده پژوهى، ايده پردازى و سياست پژوهى بايد دارا باشند، استقلال آن ها در حوزه توليد فكر و ايده است. اين مهم در كانون هاى تفكر چگونه اتفاق مى افتد؟ - نوع تشكيل كانون هاى تفكر از نظر وابستگى نيز به گونه هاى مختلف است. مى توانند مستقل يا خصوصى باشند يا به صورت سازما ن هاى غيردولتى يا عمومى مطرح شوند مانند دانشگاه ها يا مراكز وابسته به دانشگاه ها و طبيعتاً دولتى هم مى توانند باشند. اما همان گونه كه گفتيد، يكى از ويژگى هاى مهم كانون تفكر مستقل بودن و استقلال فكرى آن ها است. چون توليد و محصول آن ها توليد فكرى و ايده و نظريه است، اگر بخواهند به نظرات مدير توجه كنند، ماهيت كارشان زير سؤال مى رود. ماهيت كانون هاى تفكر توليد فكرى و ايده جديد است، وابستگى توليد فكر نمى كند بلكه توجيه فكر مى كند و كانون تفكر وابسته بايد بر اساس نظرات مدير بالادست عمل كند. از اين جهت است كه در همه جا بر استقلال آن ها تأكيد شده است و بر همين اساس در دنيا بيش تر نوع خصوصى و دانشگاهى شكل گرفته است و نوع دولتى كمتر است. نوع دولتى مى تواند باشد ولى كارگزاران دولتى و كلان جامعه بايد بپذيرند كه خلاف نظرهاى آنان نيز ايده هايى مطرح شود و كانون تفكر نيز بايستى با استقلال نظر ايده پردازى كند. در ايران هم سعى ما بر اين بوده كه هدايت و حمايت را بيشتر به سمت نوع دانشگاهى و خصوصى ببريم. به ويژه اين كه در ايران بيش از ۷۰ درصد اقتصاد و مديريت در دست دولت است و حيات اقتصادى كانون هاى تفكر نيز در گرو اين است و ممكن است به تدريج شاهد افت در اثربخشى آنان باشيم. دسته بندى ديگرى كه در مورد كانون هاى تفكر وجود دارد حاكم بودن ايدئولوژى بر نظرات آنان است البته اين ايدئولوژى به معناى مذهب نيست و ممكن است در موضوعى كه كار مى كنند ديدگاهى از پيش تعريف شده داشته باشند و يا اين كه فاقد ايدئولوژى باشد و بر اين مبنا هيچ پيش فرضى براى خود قائل نيستند و در هر موضوعى مطالعه مى كنند. در زمينه سياست هم كانون هاى تفكر فعاليت مى كنند، اين كانون ها نيز با محدوده فعاليت سياسى هم مى توانند بر مبناى فكر و نظر خاص كار كنند يعنى طرفدار حزب سياسى خاصى باشند يا نه به صورت عام فعاليت كنند. در ايران نيز به شدت نيازمند كانون هاى تفكر هستيم، البته كانون هايى به صورت غير رسمى وجود دارند. حزب هاى سياسى هر كدام اتاق فكر دارند. يعنى پشت صحنه سياسى هر جناح سياسى تعدادى زبده سياسى وجود دارند كه تجزيه و تحليل مى كنند، ايده پردازى مى كنند و بر مبناى آن براى مشكلات سياسى و پيشرفت حزب و جامعه چاره انديشى مى كنند و راه حل ارائه مى دهند و انعكاسش را شما در جهت گيرى هاى سياسى جامعه، رسانه، افكار و مصاحبه ها مى بينيد. اشكال اين است كه اين اتاق هاى فكر براى عموم شناخته شده نيستند، افرادش معلوم، علنى و شفاف نيست، در صورتى كه مى تواند اين خصوصيات را پيدا كند. * خب، كانون هاى تفكر چگونه مى خواهند مستقل بمانند؟ - سؤال خوبى است. دو راه حل براى اين داريم. اول حمايت هايى كه وزارت علوم مى تواند داشته باشد تا نوع دانشگاهى و خصوصى آن بيشتر شكل بگيرد و دوم نقشى كه رسانه ها مى توانند داشته باشند در فرهنگ سازى براى استقلال كانون هاى تفكر. بايد اين فرهنگ استقلال در بين آن ها شكل بگيرد. يعنى بگوييم اگر مستقل نيستى، پس كانون تفكر هم نيستى. اگر كانون تفكر مستقل نباشد نمى تواند توليد فكر و ايده داشته باشد، اصلاً ماهيت آن زير سؤال مى رود. يك طرف قضيه به نظارتى كه از طرف ما صورت مى گيرد نيز برمى گردد. * تأكيدى كه در كانون هاى تفكر برروى آينده پژوهى مى شود، چه مصداق ها و افقى دارد. به طوركلى اثربخشى كانون هاى تفكر چگونه فراهم مى شود؟ - در ايران نكته اى كه وجود دارد اين است كه سياست گذارى عمومى و تخصصى خيلى تجربه نشده است و تجربه ضعيفى داريم. سياست گذارى عمومى بحث فرابخشى است و در اين زمينه تاكنون تجربه موفقى نداشته ايم. از ۲۷ سال گذشته تاكنون ۱۳۰ شوراى عالى در كشور تشكيل شده است كه تعدادى كمتر از انگشتان دست باقى مانده است. يا اين كه زياد شنيده ايد كه وزارتخانه ها مانند جزاير مستقل از هم عمل مى كنند. اين نشان دهنده عدم تجربه كافى در فعاليت هاى فرابخشى است و اين كه قوى عمل نمى كنيم. يعنى در سياست گذارى عمومى و خاص، در زمينه هاى مختلف نتوانسته ايم به اندازه كافى از علم استفاده كنيم. براى مثال در زمينه علم و فناورى يك نفر را هم در كشور نداريم كه دكتراى سياست گذارى علم و فناورى داشته باشد. اثربخشى كه كانون تفكر در اين نقيصه دارد اين است كه اين لايه را در كشور فوق العاده تقويت مى كند. مزيت كانون تفكر در جمع نخبگان دانشگاهى و خبرگان اجتماعى است كه در مديران وجود دارد و اين داراى اثر مثبت در جامعه است. الان مديريت به اندازه كافى از اين تجربه بشرى كه در علم دانشگاهى نهفته است و همچنين تجربه لايه هاى قبلى مديريتى استفاده نمى كند. بنابراين كانون تفكر سازوكارى است كه مى تواند اين را براى كشور نهادينه كند و ضمانت كند كه تصميم گيرى هاى كشور مبتنى بر تصميم سازى درست باشد. در مورد رفتار مديريتى مدير مى توانيم الگويى را درنظر بگيريم كه تقريباً عموميت دارد و بر مبناى آن به ضرورت وجود كانون هاى تفكر برسيم. خب، مدير ميانى يا كلان در كشور به طور متوسط در هر روز با ۵.۲ جلسه كارى مواجه است و در كنار آن با ۲ كارتابل ادارى مواجه است كه حدود ۸ ساعت از وقت كارى مفيد او را مى گيرد. در كنار اين باقى كارهاى روزانه و جواب گويى به مديران بالادست و ارباب رجوع سازمانى و هدايت فكرى مجموعه زيردست را هم در نظر بگيريد. حال مدير ما با اين مشغوليات روزانه يا بايد بر اساس تجربه اجرايى گذشته عمل كند يا اين كه بر مبناى تحصيلات علمى خود و آن چيزى كه در ساليان گذشته به صورت تئورى آموخته عمل كند و البته تعداد كمى از مديران هستند كه مطالعات نظرى در حوزه اجرايى خود دارند. بنابراين مديران ميانى و بالاى نظام اگر مى خواهند اثربخش باشند و تصميماتشان متكى بر انديشه باشد بايد به كانون تفكر روى بياورند و اين هم براى مديران خوب است و هم براى تصميم گيرى كلانى كه در كشور اتفاق مى افتد و توجه داشته باشيد كه كانون تفكر با هسته هاى مشاورينى كه وجود دارد متفاوت است. مشاوران به صورت فردى نظر مى دهند، اين نظر آنى و مقطعى است و صرفاً بر اساس درخواست مدير بالادست است. درحالى كه اين خصوصيات در جهت عكس فعاليت كانون تفكر است. توليد ايده و فكر در كانون تفكر جمعى است و ممكن است در بازه زمانى در حد سال داراى خروجى باشد، يا اين كه در طى دوره اى چندين ساله خروجى مداوم داشته باشد و همچنين ممكن است بر مبناى تقاضاى مدير نباشد. * در ضرورت وجود كانون هاى تفكر نياز به رفع ناكارآمدى ها است يا تلاش براى قرارگرفتن در مسير پيشرفت و تكامل؟ - خير، ناكارآمدى نيست. شما فرض را بر وجود سيستمى عالى از لحاظ نظام ادارى و مديريتى در يك سازمان و يا در كلان كشور بگذاريد و از طرفى بهترين مدير را هم در راس آن قرار دهيد، باز هم به جهت عملكرد بهتر مجبوريد از كانون تفكر در كنار آن بهره ببريد. يعنى فقط در شرايط ضعف نيست كه نيازمند كانون تفكر هستيد بلكه در شرايط قوت هم اين گونه است و اصولاً در كشورهاى پيشرفته و قدرتمند نياز به كانون تفكر بيش از كشورهاى در حال توسعه است. * با توجه به سرعت رشد و پيشرفت تحولات تكنولوژيكى، كانون هاى تفكر در آينده پژوهى تا چه حد موفق خواهند بود؟ - بستگى به موضوع دارد. همين كه اولويت هاى تكنولوژيكى كشور مشخص شود، خود به نوعى آينده پژوهى است و اثربخش است. سير تحولات زياد است ولى به معناى بى اثرشدن آينده پژوهى نيست. * برنامه هاى وزارت علوم براى ترويج كانون هاى تفكر چيست؟ - ابتدا بايد بگويم كه اين فعاليت را در ۶ ماه گذشته راه اندازى كرده ايم، بعد از ۹ ماهى كه مطالعه و جمع بندى نتايج كشورهاى پيشرفته طول كشيد، بعد اين فرايند را براى كشور بومى سازى كرديم و استانداردها و قوانين مورد نيازش را تدوين كرديم و به سرعت در وزارت علوم تصويب شد و اعلام عمومى براى راه اندازى آن صورت گرفت. از طرفى مخاطبان و كسانى كه مى توانستند اين را راه بيندازند، توجيه كرديم تا بيايند و كار راشروع كنند. اميدوارم فعاليتى كه شروع شده تأثير به سزايى در توسعه كشور در همه جوانب داشته باشد. چه توسعه منطقه اى مانند توسعه استان ها كه مى تواند به حركت هاى استانداران و شهرداران جهت دهد، يا دركلانش كه مى تواند سبب ساز توسعه اقتصادى، فرهنگى، علمى و سياسى باشد. برنامه ما براى ترويج و گسترش كانون هاى تفكر در كشور اين است كه با كمترين آفت بتوانيم آن را شكل دهيم به دليل اين كه در اين مسير با تهديداتى روبرو هستيم. اول اين كه در كشور مطرح شدن ايده و فكر جديد و تشكيل نهادهاى اجتماعى جديد همراه با گسترش بادكنكى آن ها است و ممكن است از تو خالى شود و به رسالت اصلى نيز ضربه بزند و اثر منفى داشته باشد. بنابراين با احتياط جلو مى رويم كه تا در اين مسير كيفيت نيز فراهم شود. دوم، دانشجويى شدن آن است. دانشجو فكرش آزاد است و مى تواند فكر كند، عشق و علاقه براى كار و فعاليت را هم دارد، بنابراين دوست دارد بگويد من كانون تفكرم. اما ما براى تشكيل كانون شرايط علمى و اجرايى مشخصى داريم. تهديد ديگر صورى شدن موضوع است. اگر كانون تشكيل شده توانايى توليد ايده نداشته باشد، تجزيه و تحليل و قدرت ايده پردازى نداند، از طريق جمع آورى و كپى بردارى اقدام به توليد مى كند و باز تبديل به مركزى سطحى نگر مى شود. قسمت ديگرى از فعاليت هاى ترويجى، حمايت از تشكيل كانون هاى تفكر توسعه استانى است و اين از طريق همكارى دانشگاهيان در استان ها با مديران اجرايى محلى كه استراتژيست هستند مهيا مى شود.
|