جمعه ۲۵ شهريور ۱۳۸۴ -
Fri, Sep 16, 2005
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۲۵۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
ماجرا
نگاهى به زندگى و آثار الهام المدفعى، خواننده عراقى
عكس
منطقه آزاد
چند هفته پيش خبر ساخت مجسمه اى از بروس لى را در همين ستون منتشر كرديم و اكنون نيز خبرى بخوانيد از هشت راهب تبتى كه براى بزرگداشت دوستى محمدعلى كلى با دالاى لاما در حال ساخت يك اثر هنرى مقدس هستند.
راهب ها با رداهاى قرمز تيره خود هر روز به مدت چهار ساعت دور صفحه مربع شكل مى نشينند و با قيف هايى كه مملو از شن هاى رنگى است با دقت تمام، طرحى را
مى سازند. اين راهب ها در نظر دارند اين اثر هنرى را روز ۲۸ آبان به مركز محمدعلى كلى در لوزويل اعطا كنند. حال كه ساخت مجسمه ورزشكاران در دنيا مد شده، بهتر است هنرمندان ما نيز از اين قافله عقب نمانند.
يكى از خبرگزارى هاى خارجى خبر داده است دونفر از كارشناسان مرمت آثار هنرى در مجارستان حين مرمت ديوارنگاره اى در يكى از شهرهاى شرقى اين كشور از روى داربست سقوط كردند و جان باختند. يكى از اين دو كارشناس كه ۵۷ ساله بود پس از سقوط درگذشت و ديگرى كه ۳۰سال سن داشت پس از انتقال به بيمارستان جان داد.
خوشبختانه درايران به غير از آثار باستانى، هيچ يك از آثار هنرى مدرن مرمت نمى شوند تا چنين اتفاقى روى دهد. حدود دو سال پيش كه دستيار هنرى مور،
مجسمه ساز مشهور انگليسى براى مرمت آثار اين هنرمند در باغ موزه هنرهاى معاصر تهران به ايران آمده بود به دليل مشكلات فنى نتوانست كار خود را آغاز كند و فقط به نمايش اسلايدهايى از شيوه كار اين هنرمند اكتفا كرد.
يك خبر نيز از كپنهاگ بخوانيد كه يكى از مسؤولان موزه هنر و طراحى دانمارك در طول سالهاى فعاليت خود حدود ۱۰۰ اثر به نمايش گذاشته شده در اين موزه را به ارزش نزديك به ۹ هزار يورو به سرقت برد.
اين مسؤول كه نام او فاش نشده است از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲ اين سرقت ها را انجام داد و كار خود را بر روى آثار كوچك و جيبى متمركز كرد. موزه دانمارك يكى از مهمترين موزه هاى حوزه اسكانديناوى است كه آثارى از دوران پيش از تاريخ تا دوران معاصر را دربرمى گيرد.
دعوا بر سر آثار هنرمندان مشهور دنيا همچنان ادامه دارد و هر روز خبر تازه اى در اين باره منتشر مى شود. به تازگى صاحب يكى از تابلوهاى پابلو پيكاسو پس از شكايت هاى نخستين صاحب آن اثر، حاضر شد نيمى از ارزش واقعى تابلو را به ورثه مالك اوليه آن بپردازد. اين تابلو كه «بانوى سپيدپوش» نام دارد در ابتدا به زنى يهودى متعلق بود كه آن را به يك گالرى در پاريس سپرده بود اما در جريان جنگ جهانى دوم از سوى نيروهاى آلمانى از اين گالرى دزديده شد. اميدواريم با نمايش گنجينه موزه هنرهاى معاصر تهران، هيچ فردى از اين ادعاها درباره آثار به نمايش درآمده مطرح نكند.
اما از دنياى موسيقى اين خبر را بخوانيد كه بسيارى از هنرمندان نروژى در ثروتمندترين كشور جهان در زير خط فقر زندگى مى كنند. آرن فين پاركستراند مسؤول انجمن موسيقيدان هاى نروژى گفته است: مشكل اقتصادى هنرمندان دو دليل دارد. اول اينكه دستمزد آنها بسيار اندك است، دوم اينكه به خوبى حمايت نمى شوند و بسيارى از هنرمندان بيمه نيستند. خوشبختانه هنرمندان موسيقيدان ايرانى هيچ كدام زير خط فقر زندگى نمى كنند هر چند همان دو دليل مطرح شده درباره آنها نيز صدق مى كند.
آخرين خبر را نيز از پديده اى در موسيقى كشور بخوانيد كه احتمالاً در آينده اسم او را بيشتر خواهيد شنيد؛ هنريك ناجى اين خواننده و نوازنده خارجى كه از چندى پيش پس از ازدواج با يك ايرانى در كشور ما زندگى مى كند در طول دو هفته اخير توانسته است امكان اجراى دو كنسرت در كاخ نياوران و مجموعه فرهنگى انقلاب را پيدا كند. آن هم در حالى كه مجوز اين اجراها را تحت عنوان موسيقى راك به دست آورده است. اين درحالى است كه بسيارى از گروههاى ايرانى كه اشعار فارسى مى خوانند به دليل سبك موسيقى خود موفق به پيدا كردن محلى براى اجراى موسيقى نمى شوند.
نگاهى به زندگى و آثار الهام المدفعى، خواننده عراقى
بيتل بغداد
شهرام احدى
در دورانى كه از كشور جنگزده عراق هيچ خبرى غير از انفجار، بمب گذارى و كشته شدن مردم شنيده نمى شود، نوشتن درباره يك خواننده و آهنگساز عراقى شايد كمى عجيب به نظر برسد. اما پس از ورود نيروهاى كشورهاى غربى به اين كشور گروهى از هنرمندان تبعيدى عراقى نيز به كشور خود بازگشتند و در كشور آشوب زده خود سعى كردند با هنرشان مرهمى باشند بر دردهاى مردم اين كشور.
228258.jpg
الهام المدفعى يكى از اين هنرمندان است كه در جهان عرب شهرت بسيارى دارد. اين خواننده و آهنگساز ۶۴ ساله در طول دوران پرفراز و نشيب عراق در قرن گذشته، همواره سعى كرد با موسيقى مردمى خود، ارتباطى ميان موسيقى بومى عراق و موسيقى غربى برقرار كند.
اين خواننده و گيتاريست عراقى كه به «بيتل بغداد» شهرت پيدا كرده در سال ۱۹۶۱ گروهى جوان به نام Twisters را به راه انداخت. Twisters درواقع اولين گروه پاپ در عراق محسوب مى شد كه از سازهاى مدرن غربى مثل گيتار الكتريك، گيتار باس و درامز استفاده مى كرد و سعى داشت كه با استفاده از الگوهاى غربى، به رپرتوارهاى موسيقى عربى، رنگ و بويى تازه ببخشد.
المدفعى در خانواده اى متمول و پرنفوذ متولد شد و پدرش از كاركنان بلندپايه دستگاه دولتى بود. به همين خاطر هم فعاليتهاى پسر جوان خانواده در عرصه موسيقى، همخوانى چندانى با تصورات و خواستهاى پدرش نداشت. خلاصه كلام آنكه المدفعى در پى فشارهاى خانواده، در اوايل دهه شصت ميلادى براى تحصيل در رشته معمارى راهى لندن شد، اما در طى اقامتش در انگليس هم موسيقى يار و همراهش بود و المدفعى به عنوان گيتاريست در «كافه بغداد» لندن چندين بار روى صحنه رفت، كافه اى كه هنرمندانى چون پاول ماكارتنى و يا Donovan در آنجا رفت و آمد داشتند.
در سال ۱۹۶۷ بود كه المدفعى با توجه به تجربيات و موفقيتهاى به دست آمده در لندن، به زادگاهش عراق برگشت و سعى كرد كه با استفاده از گيتار اسپانيايى و همچنين موسيقى سنتى كشورش، به سبك خاص خودش دست پيدا كند. در اين زمان بود كه دومين گروهش را به اسم «سيزده و نيم» تشكيل داد و در واقع بين عراق و خارج كشور دائماً در حال جنبش و سفر بود.
در طى دهه هفتاد ميلادى كه عراق با توجه به درآمدهاى نفتى هنگفت، دوران رونق و شكوفايى را تجربه مى كرد، المدفعى هم شاهد اوج محبوبيت و موفقيتش بود، تا اينكه با روى كار آمدن صدام حسين در سال ،۱۹۷۹ ورق هم برگشت و اين خواننده و گيتاريست صاحب نام هم ترجيح داد كه وطنش را ترك گويد.
در طى سالهاى دشوار زندگى در تبعيد، محل اقامتش را بارها تغيير داد و مشغول انجام كارهاى مختلفى غير از موسيقى شد، البته گاهى هم كنسرت برگزار مى كرد كه نوار اين كنسرتها، دست به دست مى گشت، چه در بين عراقيان در تبعيد و چه كسانى كه در وطنشان ماندگار شده بودند.
در سال ،۱۹۹۱ بعد از جنگ اول خليج فارس، المدفعى به عراق برگشت و تمام نيروى خود را روى موسيقى متمركز كرد. بازگشت المدفعى به عراق، تشكيل گروهى جديد و برگزارى كنسرتهاى متعدد در داخل و خارج درواقع تولدى دوباره بود. با توجه به اين فعاليتهاى گسترده، شركت معروف EMI هم به اين خواننده پيشنهاد همكارى داد و حاصل اين همكارى هم انتشار چند آلبوم بود.
يكى از اين آلبومها اختصاص دارد به كنسرت المدفعى و گروهش در هارد راك كافه بيروت كه در سال ۲۰۰۲ انتشار يافت و دربرگيرنده اجراى زنده بهترين و معروفترين قطعاًت اين گيتاريست و خواننده محبوب، از جمله ترانه «بنت الشلبية» كه ملودى آن از ملوديهاى بسيار قديمى منطقه اندلس اسپانياست و بدون شك به گوش بسيارى از ايرانيان نيز آشناست.
الهام المدفعى تا سال ۲۰۰۴ اجازه خروج از عراق را نداشت و بعد از اين سال هم مانند بسيارى از هنرمندان و موزيسين هاى عراقى راهى اردن شد و در عمان پايتخت اين كشور، فصل تازه اى از زندگى و فعاليتهاى هنريش را شروع كرد. المدفعى خواننده اى است غير سياسى و تقريباً تمامى ترانه هايش هم درباره دوست داشتن و عشق است. تنها ترانه بغداد حال و هواى وطنى دارد و همچنين ترانه اى معروف به اسم «در آغوش گرفتن درخت انار» كه شعرش توصيفى است از دوران جنگ جهانى اول و سالهايى كه انگليسى ها با كنار زدن نيروهاى عثمانى، خود عراق را اشغال كردند.
همانطور كه در پيش اشاره شد، المدفعى هميشه سعى داشته كه پلى باشد بين موسيقى كشورش عراق و موسيقى مدرن غربى. در اجراى قطعاتش هم صداى سازهاى معمول غربى چون گيتار الكتريك، گيتار باس، درامز و ساكسيفون به گوش مى رسد و هم سازهاى اصيل عراقى و شرقى مثل قانون، نى و جوزه كه سازى است زهى شبيه كمانچه.
شمارى از كارهاى المدفعى هم كمى حال و هواى موسيقى Jazz و Bossa Nova را دارند، از جمله قطعه «الله عليك». كلام آخر هم از خود اين گيتاريست و خواننده پرآوازه عراقى است كه معتقد است «هنر آسيب پذيرى و دردهاى انسانها را بر زبان مى آورد و مى كوشد كه مرهمى باشد بر زخمهاى آنها.»
عكس
جايزه اى به ياد گلستان
228297.jpg
فاطمه سپهوند
تنها سه روز از كشته شدن كاوه گلستان در جنگ آمريكا و عراق گذشته بود كه دوستانش پيشنهاد راه اندازى جايزه اى به نام او را مطرح كردند؛ ۸۲ روز بعد، دبيرخانه جايزه راه اندازى شد، سايت عكسى به نام او در اختيار علاقه مندان قرار گرفت و حتى داوران جايزه هم مشخص و فعال شدند. جايزه اى مستقل و غير وابسته؛ دور نخست اين جايزه با استقبال مواجه شد، ۵۰۰ عكس براى اولين دوره و رسيدن ۲۴۵۰ عكس، برگزار كنندگان را نيز متعجب ساخت. جوانان زيادى از شهرستان هاى دور و نزديك آثارشان را به دبيرخانه ارسال كردند يا حتى شخصاً به گالرى گلستان رفتند و عكسهاشان را تحويل دادند.
دور نخست برگزار شد؛ مهر ماه سال ۸۳ در خانه هنرمندان ايران؛ به سه عكاس هم نشان كاوه و يك ميليون تومان اعطا كردند.
مجيد سعيدى، حسن سربخشيان و اميد صالحى؛ طولى نكشيد كه دبيرخانه فراخوان دور دوم را اعلام كرد.
اعلام شده بود در بخش تك عكس خبرى حداكثر ۵ عكس پذيرفته مى شود كه با نگاه به وقايع خبرى يك سال گذشته ايران و جهان فقط عكس هاى خبرى كه از تاريخ اول تير ۱۳۸۳ به بعد تهيه شده اند پذيرفته مى شود.
گزارش تصويرى را هم تعريف كردند ؛ بر اساس آن گزارش تصويرى در واقع قلب فتوژورناليسم است، يعنى گزارش مصور يك حادثه، مكان يا موقعيت است. گزارش تصويرى لازم است يك موضوع و مضمون مركزى داشته باشد و عكس ها برپايه آن طرح ريزى شود. نظم و سامانى كه بر اساس آن عكس هاى يك گزارش تصويرى ارائه مى شوند، بايد داراى يك سمت و سوى منطقى باشد.
اما در بخش سوم استعداد جوان، هيأت داورى از ميان آثار بخش تك عكس خبرى و گزارش تصويرى يك نفر رابا شرايط سنى اعلام شده به عنوان استعداد جوان انتخاب كرده و شرط سنى استعداد جوان ۱۸ تا ۳۰ سال تعيين شد.
بخش داورى دور نخست به اذعان برگزار كنندگان اگرچه با اعتراض بعضى از عكاس ها همراه بوده اما شيوه سابق براى دور دوم هم به كار خواهد رفت. يعنى اينكه از كارشناسان رشته هاى مختلف هنرى براى بخش داورى استفاده شود، در همه جاى دنيا مورد قبول است. آن ها گفتند قصد داريم اين شيوه را در مسابقه كاوه به كارببريم. داوران اين دوره پنج كارشناس از رشته هاى عكاسى، سينما و ارتباطات هستند.
حالا دور دوم با داورى يونس شكرخواه، كامران جبرئيلى، رخشان بنى اعتماد و حسن سربخشيان در تهران و جيهان عمار در قبرس به سرانجام رسيده و ۸۷عكاس راه يافته به نمايشگاه جايزه عكس مطبوعاتى كاوه گلستان روز شمارى مى كنند تا بدانند در اين رقابت كدامشان نشاندار شده اند و كدام در دور سوم به جمع داوران اضافه خواهند شد.
دليل تغيير زمان از مهر به آبان ماه، انتخابات رياست جمهورى خرداد سال ۸۴ و همزمانى با ماه مبارك رمضان عنوان شده است.
تمام بخش هاى مسابقه همچون دور نخست است با اين تفاوت كه در بخش استعداد درخشان شرط سنى قائل شده اند وبين ۱۸ تا ۳۰ سال را عكاس مستعد جوان مى دانند.
درداورى نهايى بخش گزارش تصويرى داوران به اين نتيجه رسيدند كه دو برگزيده را معرفى كنند و برخلاف روال معمول كه جايزه بين نفرات برگزيده نصف مى شود، هر دو برگزيده جايزه يك ميليون تومانى و تنديس جايزه را به خود اختصاص دهند. كامران جبرئيلى هم پذيرفته است تا استعداد جوان اين دوره را تحت حمايت كارى خود قرار دهد.
اين دور شيوه اى جديد براى جمع آورى آثار تدارك ديده شده بود و نخستين بار در مسابقات عكاسى ايران آثار به صورت فايل ديجيتال و بر روى CD پذيرفته شد. اين كاربراى كاهش هزينه شركت در مسابقه در افزايش ميزان شركت كنندگان تأثير گذار بوده، اين نكته را برگزار كنندگان اذعان دارند.
بنا بر اعلام دبيرخانه جايزه از ميان ۲۹۴ شركت كننده اين دوره آثار ۸۷ نفر به بخش نمايشگاه راه يافت كه چهار نفر از اين افراد در روز ۱۴ آبان ماه به عنوان نفرات برتر سه بخش تك عكس ،گزارش تصويرى و استعداد جوان معرفى و جايزه يك ميليون تومانى و تنديس جايزه را به خود اختصاص خواهند داد. در اين دوره بنا به نظر قاطع هيأت داوران و موافقت دبير جايزه بخش گزارش تصويرى دو برگزيده دارد كه به هر دو آنها جايزه كامل يك ميليون تومانى و تنديس جايزه اهدا خواهد شد و ۱۰ نفر ديگر مورد تقدير قرار خواهند گرفت.
راه يافتگان به مرحله نهايى را ۷۴ مرد و ۱۳ زن تشكيل مى دهند كه از اين تعداد ۷۳ نفر از تهران و ۱۴ نفر از شهرستان هستند.
هيأت داوران از ۹۲۷ عكس در بخش تك عكس خبرى ۹۸ عكس و از ۳۲۶ مجموعه عكس در بخش گزارش تصويرى ۱۴ مجموعه عكس را به عنوان آثار برتر برگزيدند.
ليلى گلستان در نشست خبرى كه همزمان با اعلام فراخوان جايزه در خانه هنرمندان ايران برگزار شد قول داد كه كاتالوگ دور دوم را با كيفيت بهترى نسبت به دور اول چاپ خواهند كرد و تا يكى دو سال آينده جايزه سالانه عكاسى خبرى كاوه گلستان به صورت بين المللى برگزار  شود. گويا استقبال عكاسان خارجى كه كاتالوگ نمايشگاه را ديده اند سبب شده تصميم بگيرند بعد از سال ۸۵ جايزه را به صورت بين المللى برگزار كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |