• جوان مسلحى كه در جريان دستبرد ۱۵ ميليونى به گروگانگيرى دست زده بود، وقتى خود را در حلقه محاصره پليس و مردم گرفتار ديد و گلوله اى به پايش نشست، چاره اى جز تسليم نديد. در اين سرقت مسلحانه، سارق براى فرار از دست مردمى كه او را تعقيب مى كردند، به تيراندازى پراكنده پرداخت و دو تن را هدف گلوله قرار داد
• سارق يك لوله كش از اسلام آباد غرب است كه از لباس نظامى و خدمت وظيفه كه به تن داشت مى خواست سوء استفاده كند
گروه حوادث - جوان مسلحى كه در جريان دستبرد ۱۵ ميليونى به گروگانگيرى دست زده بود، وقتى خود را در حلقه محاصره پليس و مردم گرفتار ديد و گلوله اى به پايش نشست، چاره اى جز تسليم نديد.
در اين سرقت مسلحانه، سارق براى فرار از دست مردمى كه او را تعقيب مى كردند، به تيراندازى پراكنده پرداخت و دو تن را هدف گلوله قرار داد.
> نفوذ به بانك
ساعت ۱۴ ظهر ديروز - شنبه ۲۶ شهريور ماه سال جارى - جوان ۲۱ ساله اى كه لباس خاكى يكى از ارگان هاى نظامى را پوشيده بود و كلاه كاسك به سر داشت، وارد بانك كشاورزى شعبه ملاصدرا شد و به سمت رئيس بانك رفت. او اسلحه كمرى را كه همراهش بود به سمت رئيس بانك گرفت و خواست همه پول هاى گاوصندوق مادر در ساك دستى آبى رنگ ريخته شود.
همزمان با دقايقى كه كارمندان بانك در حالت تسليم، پول هاى گاو صندوق را در اختيار سارق مسلح قرار مى دادند، يكى از عابران از پشت شيشه هاى بانك، جزئيات سرقت را ديد و خود را به افسر راهنمايى و رانندگى كه سر تقاطع ايستاده بود رساند و او را در جريان قرار داد. افسر پليس راهنمايى نيز در نخستين اقدام خود را به تلفن مغازه اى رساند و ماجراى سرقت مسلحانه از بانك كشاورزى را به مركز فوريت هاى پليس ۱۱۰ مخابره كرد.
> آژير خطر بانك
۱۵ ميليون تومان اسكناس هاى دو هزار تومانى و هزار تومانى داخل ساك ورزشى سارق جاى گرفت و او همراه رئيس بانك كه گروگانش بود به سمت خروجى محوطه بانك حركت كرد. يكى از كارمندان جوان بانك براى ميانجيگرى سمت آنان رفت كه جوان مسلح با گذاشتن تپانچه روى شقيقه وى، همراه اين كارمند از در خارج شد و رئيس بانك را رها كرد. وقتى آنان در حال خروج از بانك بودند، يكى از كارمندان زن بانك پاى خود را به دكمه آژير خطر كه زير باجه پرداخت تعبيه شده بود رساند و آن را فشرد، سارق مسلح كه دستپاچه شده بود، از گروگان خود خواست پشت فرمان موتور سياهرنگى كه طلق روى فرمان آن بسته بود بنشيند تا خودش ترك او نشسته و از محل سرقت فرار كند. كارمند بانك بهانه آورد كه موتورسوارى بلد نيست كه اين ادعا با عصبانيت سارق مسلح روبرو شد و او گلوله اى نزديك گوش چپ اين گروگان شليك كرد.
> درگيرى مردم
مردم كه با اين صحنه روبرو شده بودند، جوان مسلح را دوره كردند و جوان ۱۷ ساله اى به نام «على رضايى» كه كارگر يكى از مغازه هاى اطراف بود براى هواخواهى گروگان وحشت زده، مشتى به سر سارق زد و با او گلاويز شد. سارق كه با فشار دستان پسر جوان به پايين خم شده بود، گلوله ديگرى شليك كرد كه به شكم «على» اصابت كرد و اين جوان نقش بر زمين شد. سارق براى فرار به ضلغ غربى خيابان ملاصدرا دويد و با ديدن جمعيتى كه او را تعقيب مى كردند به تيراندازى هاى پراكنده پرداخت تا اينكه به جلوى در بانك ملت شعبه ملاصدرا رسيد.
> گروگانگيرى براى فرار
سارق مسلح كه خود را همچنان در حلقه تنگ محاصره مردم مى ديد و صداى آژير خودروهاى پليس را مى شنيد، به سمت جوان ۲۸ ساله اى كه قصد دريافت پول از عابر بانك داشت دويد، اسلحه را روى سرش گذاشت و او را به داخل بانك ملت كشيد و با حالتى عصبانى كلاه كاسك را از سرش برداشت و به زمين كوبيد. دقايقى نگذشته بود كه جوان مسلح و گروگانش از بانك بيرون آمدند و سارق با تهديد اسلحه، خودروى پيكانى را متوقف كرد تا با سوار شدن بر آن فرار كند. مردم و مأموران كه آنان را محاصره كرده بودند، وقتى ديدند جوان گروگان توانست از دستپاچگى سارق استفاده كرده و فرار كند، به وى حمله كردند كه گلوله ديگرى شليك شد و مرد جوانى از ناحيه پا مجروح شد.
> گلوله پليس
وقتى مأموران گشت كلانترى ۱۴۵ ونك به سمت سارق مسلح يورش بردند، او سعى داشت با تيراندازى به سمت آنان راهى براى فرار پيدا كند كه از ناحيه پا هدف گلوله قرار گرفت و ناله كنان روى سنگ فرش پياده رو افتاد. مأموران بلافاصله، جوان مسلح را خلع سلاح كردند، كيف حاوى پول ها را از وى گرفتند و او را به داخل محوطه داخلى بانك ملت بردند و با هماهنگى هايى كه با اورژانس به عمل آمده بود، دو مجروح اين سرقت مسلحانه به بيمارستان بقيه الله انتقال داده شدند.
> گروگانان چه گفتند؟
«محسن» مرد جوانى كه در برابر عابر بانك ملت به گروگان گرفته شده بود به خبرنگار ما گفت: «من در حال گرفتن پول بودم و راننده آژانس نيز همراهم بود. ناگهان هياهويى شد و راننده پا به فرار گذاشت. هنوز هاج و واج مانده بودم كه جوانى با لباس نظامى خاكى رنگ اسلحه اى روى سرم گذاشت. اصلاً تصور نمى كردم سارق باشد. به او گفتم من كه كارى نكرده ام، كلاه كاسك خود را درآورد و روى زمين كوبيد.» وى افزود: «من را داخل بانك ملت كشيد، خيلى ترسيده بودم. هيچ حرفى با كارمندان بانك نزد. يك ليوان آب خورد، از او سؤالاتى مى پرسيدم كه جوابى نمى داد. وقتى يقه ام را گرفت و به خارج از بانك برد، جمعيت زيادى در اطرافمان بود. او خواست پيكانى بايستد تا سوارش شويم. من از غفلت او استفاده كرده و پا به فرار گذاشتم، جمعيت زيادى روى او ريختند. او به سمت پايين شليك كرد كه گلوله اى به پاى يكى از مردان اصابت كرد. بعد مأموران توانستند سارق را هدف قرار دهند و او را خلع سلاح كنند.» كارمند بانكى كه دقايقى گروگان سارق مسلح بود نيز گفت: «داخل بانك چاره اى جز همراهى سارق نداشتيم، او رئيس بانك را به گروگان گرفت. سمتشان رفتم كه من را نيز با تهديد اسلحه همراه خود برد. وقتى خواست سوار موتوسيكلتش شوم، بهانه آوردم و او گلوله اى شليك كرد. احساس كردم گوش سمت چپ من كر شده است. بعد ديدم با پسر جوانى درگير شد و گلوله اى به شكم او شليك كرد و سپس متوارى شد.»
> سارق كيست؟
سرهنگ همتى، سركلانتر دوم تهران كه در محل حادثه حاضر شده بود، بعد از آرام كردن اوضاع محدوده تيراندازى و تحقيق از جوان مسلح، در گزارشى از ماجرا به خبرنگار ما گفت: «سارق يك لوله كش از اسلام آباد غرب است كه از لباس نظامى و خدمت وظيفه كه به تن داشت مى خواست سوء استفاده كند، چرا كه كارت پايان خدمت وى به دست آمده و نشان مى دهد كه او در هيچ ارگان نظامى اى مشغول به خدمت نبوده است.»
وى اضافه كرد كه هم اكنون خطرى دو عابر مجروح را كه از ناحيه شكم و پا هدف گلوله قرار گرفته اند و به بيمارستان بقيه الله انتقال داده شده اند، تهديد نمى كند. سارق نيز به بيمارستان شماره يك ناجا انتقال يافته و تحت الحفظ در حال درمان است و از وى يك اسلحه كمرى والدرن بدست آمد.»
> تحقيق از كارمندان بانك
سرهنگ همتى همزمان با انتقال سارق مسلح به بيمارستان، سراغ كارمندان بانك كشاورزى ملاصدرا رفت و همراه تيمى از اداره يكم پليس آگاهى تهران به تحقيق از آنان پرداخت. در داخل ساختمان بانك، همه كارمندان زن و مرد در برابر سركلانتر دوم به بيان جزئيات اين سرقت مسلحانه پرداختند و يكى پس از ديگرى وضعيت و رفتار خود در زمان حضور سارق مسلح در داخل بانك را شرح دادند.
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، سرهنگ همتى پس از تحقيقات پليسى گفت: «سارق يك نفر بود و همراهى نداشت و هيچ كس جز او در اين سرقت مسلحانه دست نداشته است.»