دوشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۴ -
Mon, Sep 19, 2005
گفت و گو
۳۲۵۷
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
گفت وگو با دكتر حسن مطيعى استاد دانشگاه تهران
بخش دوم و پايانى
معرفى كتاب
گفت وگو با دكتر حسن مطيعى استاد دانشگاه تهران
ورود به بازارهاى فرامنطقه اى با WTO
بخش دوم و پايانى
228588.jpg
روز گذشته نخستين بخش از گفت و گو با دكتر حسن مطيعى درباره رويكرد جهانى به مقوله WTO از منظر خوانندگان گرامى گذشت، اينك بخش دوم و پايانى آن در پى مى آيد.
*  بياييد بحث را از اين زاويه دنبال كنيم كه اصلاً چه ضرورتى است كه براى گسترش بازارهايمان وارد سازمان تجارت جهانى شويم. مثلاً ما مى توانيم، تجربه ورود به بازارهاى جهانى را از راههاى ديگرى مثل پيمانهاى منطقه اى دنبال كنيم تا از مضرات پيوستن به سازمان تجارت جهانى در امان باشيم. و به روابط مدنى بيشتر توجه كنيم. چون تجربه نشان داده كه كشورهاى جهان سومى كه از اين طريق مى خواسته اند به توسعه دست پيدا كنند دچار معضلات فراوانى مثل شكاف طبقاتى و بيكارى نيروى كار بسيارى شدند؟
-  عضويت در سازمان تجارت جهانى، يك مزايايى به دنبال دارد كه اين مزايا صنايع جوان را نيز تحت پوشش قرار مى دهد. سازمان تجارت جهانى براى كشورهاى درحال توسعه يك امتيازهايى قائل مى شود، از سوى ديگر مى توانيم براى صادرات كالاهايى كه در آنها مزيتهاى نسبى داريم از كاهش تعرفه هاى وارداتى آنها استفاده كنيم.
*  اجازه بدهيد يك مثال واضح تر بزنم. اگر ما وارد WTO بشويم بايد بسيارى از كالاها را به قيمت جهانى بخريم. مثلاً يك بسته آسپرين مى شود ۵ هزار تومان. آيا اين در جامعه ما با توجه به وضعيت اقتصادى كه داريم يك شوك وارد نمى كند كه عواقب آن نيز چندان مشخص نيست؟
- خب عضويت در سازمان جهانى باعث نمى شود كه ما ساير امتيازاتمان را از دست بدهيم.
*  ولى ديگر دولت نمى تواند سوبسيد بدهد!
-  ما بايد خدمات بيمه اى را فعال تر كنيم و اين خودش باعث رقابت بيشتر مى شود. مابايد ساز و كارهايى بينديشم كه اين موارد در آن انديشه شود و به سودى كه به تمام جامعه مى رساند توجه كنيم. زيرا پيوستن به سازمان تجارت جهانى اين آمادگى ذهنى را در بين سرمايه گذاران خارجى ايجاد مى كند كه كشورما كاملاً آمادگى پذيرش تمام اصول حاكم بر تجارت جهانى را دارد و اين باعث سرمايه گذاريهاى عظيم در كشور مى شود. و سرمايه ها را به كشور ما سرازير مى  كند كه در پى آن اشتغال و در آمدهاى جديد ايجاد مى شود. ما هم اكنون از نظر عوامل توليد مانند نيروى انسانى، مواد اوليه، زمين و ... مشكلى نداريم و بزرگترين مشكل ما كمبود سرمايه است كه باورود سرمايه  هاى جديد مى توانيم از منابع خود بهترين استفاده را به عمل آوريم و به كارآيى بهترى برسيم.
*سؤال  اساسى اين است كه آيا در ورود به بازارهاى جهانى، داراى قدرت رقابت هستيم كه بتوانيم با كاهش تعرفه كالاها مقابله كنيم به بيان ديگر در صورت ورود به بازارهاى جهانى بخشهاى مختلف اقتصادى ما دستخوش تحولات ناگهانى نمى شوند؟
-  ورود به سازمان تجارت جهانى در هر يك از بخشهاى اقتصادى تأثيرات مختلفى خواهد گذاشت. از نظر كشاورزى مشكل چندانى برايمان پيش نخواهد آمد زيرا با توجه به تنوع اقليمى و زمين، در توليد محصولات كشاورزى از يك موقعيت مناسب برخورداريم و در توليد بسيارى از محصولات كشاورزى در رديف آن ده كشور اول از نظر كيفيت توليد هستيم. در زمينه مركبات سر درختى ها، و خشكبار داراى چنين وضعيتى هستيم. البته در اين بخش به يك نظام بازرگانى و حمل و نقل پيشرفته نياز داريم.
از نظر صنعت با مشكلاتى مواجه هستيم و بايد در اين زمينه برنامه ريزيهايى انجام دهيم ولى براى رونق صنعتى به نفع مان است كه وارد WTO شويم و همچنين مى توانيم بازارهايى مثل پوشاك را به دست آوريم زيرا ما مى توانيم پوشاك را با قيمت ارزان توليد كنيم. براى كفش و صنايع غذايى نيز بازارهاى خوبى برايمان به وجود مى آيد يكى ديگر از مسائلى كه به نفع صنايع ما تمام مى شود جلوگيرى از تك رويهاى داخلى اين صنايع است. به عقيده من هر ساله بايد تعدادى از صنايع ما ورشكسته شوند. اگر در پى توسعه صنعتى هستيم بايد اين اتفاق رخ بدهد. عدم ورشكستگى صنايع مانع توسعه مى شود زيرا صنايعى كه در جهت تحقيق، توسعه و افزايش كارآيى و بهره ورى گام برندارند و نتوانند به نياز مصرف كنندگان پاسخ دهند بايد ورشكسته شوند.
* پس تكليف صنايع كوچك چه مى شود، با توجه به اينكه صنايع ما بيشتر حالت كارگاهى دارند آيا اين صنايع مى توانند به حيات خود ادامه بدهند؟
-  امروز در بيشتر كشورهاى آسياى جنوب شرقى، صندوق تضمين صنعتى، براى بهادادن به همين صنايع كوچك تشكيل شده است و به فارغ التحصيلان برتر دانشگاه وام مى دهند تا يك كارگاه صنعتى راه بيندازند و به توليد مشغول شوند. امروز در دنيا قطعه سازى مطرح است. يك كارخانه بزرگ اتومبيل سازى از هزار كارخانه كوچك قطعه سازى تشكيل شده است...
*  به همين خاطر است كه مى گويند «كوچك، زيباست»!
بله. صنايع كوچك با فكر نو و تلاش مضاعف مى توانند وارد بازار كار و موجب توسعه شوند.
از سوى ديگر مابايد جلوى خود كامگى بعضى از صنايع را در داخل كشور بگيريم. خانواده ايرانى تاكى بايد هزينه توليد لامپى را بپردازد كه تا روشن مى كند، مى سوزد. تا ابد كه خانواده ايرانى نبايد تاوان حمايت از صنايع را بپردازد.
مهمترين مشكل ما در پيوستن به سازمان تجارت جهانى بخش خدمات است زيرا خدمات حمل و نقل ما مانند راه آهن و هواپيما و خدمات بيمه اى و بانكى ما به اندازه كافى رشد نكرده اند. ما بايد به سمت خصوصى سازى اين خدمات گام برداريم تا بتوانيم به رقابت بپردازيم. خدمات بانكى بيمه اى و حمل و نقل بايد خصوصى شوند. تا مشكلات ما در اين بخش كه بيشتر دولتى است كاهش يابد.
* از ديد جغرافيايى موقعيت ايران به گونه اى است كه پتانسيل هاى بسيارى براى رشد اقتصادى در خود نهفته دارد، دسترسى به درياهاى آزاد، پل ارتباطى شرق و غرب و...آيا چنين موقعيت هايى مى تواند به عنوان يك مزيت در پيوستن به سازمان تجارت جهانى تلقى شود؟
-  اين موقعيت ها باعث مى شوند كه بهتر بتوانيم از بازارهاى منطقه اى و فرامنطقه اى بهره ببريم. راههاى آبى و بنادر كشورمان مى توانند يك ارتباط مناسب را با ساير كشورها ايجاد كنند و حق ترانزيتى كه از اين راه نصيب كشور مى شود مى تواند سود سرشارى را به كشور ما سرازير كند. حدود ۸۰۰ كيلو متر مرز آبى در شمال و حدود ۱۷۰۰ كيلومتر مرز آبى در جنوب كشور داريم كه در تجارت و حمل و نقل مزيت مهمى به حساب مى آيد. در صورت پيوستن به سازمان تجارت جهانى اين قابليت ها و پتانسيل ها شكوفا مى شوند. ۹۰ درصد صنايع زير زمينى جهان در ايران وجود دارند كه بايد از اين ها بهره ورى مناسب صورت گيرد.
*  فكر مى كنيد پيوستن به سازمان تجارت جهانى چه تأثيرى در نظام سكونتگاهى ما خواهد گذاشت و نظام شهر نشينى، روستايى و عشايرى ما دستخوش چه تغييراتى خواهد شد؟
-  عمده ترين تغييراتى كه رخ مى دهد برمبناى كاركردهاى اقتصادى خواهد بود. امروزه هر تحولى وابسته به اقتصاد خواهد بود. وقتى پيوستن به سازمان تجارت جهانى بازار گسترده اى در اختيار ما قرار دهد. توليدات روستاهاى ما نيز از اين بازار بى بهره نخواهند بود. امروزه بهترين درآمد را در بين كشاورزان زعفرانكارها دارند. زيرا توانسته اند به بازارهاى خارجى دست پيدا كنند. پسته كارى و باغدارى نيز به همين دليل در حال توسعه هستند. پس در نهايت مى توان گفت وقتى براى روستايى درآمد ايجاد شود ديگر تمايلى براى مهاجرت به شهر نخواهد داشت كه خود اين امر باعث تثبيت سكونتگاهها در كشور ما مى شود.
*  در خوشبينانه ترين حالت گفته مى شود پيوستن ايران به سازمان تجارت جهانى ۷ سال زمان مى برد. به نظر شما در اين مدت چه اقداماتى بايد انجام دهيم كه آزاد سازى تجارى به آزاد سازى واردات منجر نشود و ما بتوانيم خود را از آسيب هاى احتمالى اين پيوستن دورنگاه داريم؟
بايد در اين مدت راهكارهايى بينديشيم كه تجربه كيش تكرار نشود. كيش قرار بود به منطقه اى صادراتى تبديل شود، اما حالا به يك منطقه واردات تبديل شده است. مهم ترين كارى كه در اين مدت بايد انجام بدهيم افزايش كيفى و كمى توليدات داخلى است و هزينه توليد و قيمت تمام شده توليداتمان را بايد پايين بياوريم و بايد نقاط ضعف و قوت توليدات و خدمات خودمان را شناسايى كنيم و از سوى ديگر بايد مطالعه اى وسيع بر روى نظام عرضه و تقاضاى جهانى انجام بدهيم. بايد رقباى جهانى خود را شناسايى كنيم و به نيازها و سليقه هاى مصرف كننده خارجى توجه و به آن آگاهى پيدا كنيم تا توليداتمان با خواست مصرف كننده خارجى نيز مطابقت كند. زمينه هاى مديريتى و نيروى انسانى نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. ما بهترين زعفران دنيا را توليد مى كنيم ولى اگر نظام بازرگانى كارآمد نداشته باشيم توليدات ما با مشكل مواجه مى شوند در نظام تجارى جهانى براى اينكه كالايى بازار جهانى پيدا كند بالا بودن كيفيت فقط كافى نيست بلكه بايد از طرف يك سيستم حمل و نقل پيشرفته، سيستم بسته بندى مناسب و ... مورد پشتيبانى قرار گيرد. اين ها مواردى هستند كه بايد آنها را ارزشيابى كنيم و نسبت به آنها آگاهى به دست بياوريم. در غير اين صورت با مشكل مواجه خواهيم شد.
سپاسگزارم.
معرفى كتاب
راهيان نور
228603.jpg
شناسنامه
راهيان نور (آبادان، دزفول، هويزه، خرمشهر، سوسنگرد، اروند، اهواز، شوش، شلمچه، طلاييه، دوكوهه، بستان، دهلاويه، دشت عباس، فكه).
به كوشش خانه ادبيات و تاريخ پايدارى
ناشر: صرير
قيمت: كل مجموعه ۱۵ جلدى ۵۲۵۰ تومان، هر جلد ۳۵۰ تومان
هشت سال جنگ و مقاومت، هشت سال خون و شهادت، هشت سال بوى باروت و بهشت. و اكنون ۱۷ سال از آن ايام مى گذرد.
ايامى تلخ كه شيرينى آن براى آنان كه از نزديك آن را چشيده بودند، فراموش ناشدنى اما در باور آنان كه نبودند، جاى جبهه ها هنوز هم خالى است. خانه ادبيات و تاريخ پايدارى براى پر كردن گوشه اى از اين باورهاى خالى از تخيل جوانمردى رادمردانى كه رفتند و يادآورى رشادتها براى باورهايى كه زود فراموش مى كنند؛ دست به چاپ سلسله كتبى به نام راهيان نور زده است. هر كتاب اين مجموعه به يكى از شهرهاى مرزى خوزستان كه در ايام جنگ تبديل به نقطه مقاومت مردم شده بود، اختصاص دارد.
نخستين كتاب اين مجموعه به شرح وقايع آبادان مى پردازد. كتابچه آبادان با يك داستان شروع مى شود - داستان درياقلى - و بعد تاريخچه كوتاهى از شهر قديمى آبادان كه قرنها پيش عبادان خوانده مى شد. چگونگى تسخير آبادان به دست نيروهاى عراقى، مقاومت نيروهاى مردمى و ۳۴۹ روز صبورى براى شكست حصر آبادان مطالبى است كه در اين كتاب به رشته تحرير كشيده شده است. براى آزادسازى آبادان مردان زيادى جان باختند كه يكى از آنان درياقلى بود. مردى كه امروزه مجسمه او در ميدان اصلى آبادان نستوه و استوار بر جاى خود ايستاده است.
يكى ديگر از شهرهاى مقاوم خوزستان كه استقامت آن هنوز هم زبانزد است، دزفول شهر هزار موشك است. در كتابچه دزفول از مجموعه راهيان نور آمده است دزفول كلمه اى است مركب از «دز و پل» مطابق اطلاعات داده شده در اين كتاب دزفول در ابتداى قرن چهارم هجرى به قصر روناش معروف بوده است. در گذر تاريخ اين شهر بارها روى جنگ را به خود ديد. حمله امير تيمور گوركانى يكى از اين حملات بود كه مردم از اين نبرد سربلند بيرون آمدند. ۱۹ مهر ۱۳۵۹ اولين موشك عراقى به شهر دزفول اصابت كرد. يكى از ويژگيهاى اين شهر در ايام جنگ آن بود كه مسؤولان شهر براى حفظ روحيه مردم اقدام به بازسازى سريع مناطق موشك باران شده مى كردند، طورى كه ممكن بود يك خانه در طول هشت سال دفاع مقدس ۵ يا ۶ بار ويران و سپس بازسازى شود.هويزه، شهر ايثار و شهادت از ديگر شهرهاى مرزى خوزستان است كه چندى در چنگ عراقى ها بود، اما سرانجام همچون خرمشهر و آبادان آزاد شد. كتاب سوم مجموعه راهيان نور خاطرات روزانه و گاه هفتگى هويزه را از ابتداى جنگ تا زمان آزادسازى اين شهر بيان مى كند. در اين كتاب يك نام بيش از همه به چشم مى خورد: حسين علم الهدى؛ جوانى كه در ايام نوجوانى سيرك مصرى ها را منفجر كرد و ساواك به همين جرم او را دستگير، زندانى و شكنجه كرد. او در مقابله با نيروهاى عراقى پس از رشادت فراوان به شهادت رسيد.
در ايام جنگ نام يك شهر معادل تلخى بسيار چون بادام تلخ و شيرينى خوشايند همچون عسل بود؛ «خرمشهر»، شهرى كه در ميان دريغ و افسوس مأواى عراقى ها شد و پس از ۱۸ ماه اسارت با شادمانى بسيار به روى رزمندگان آغوش گشود. اين شهر در طول حيات خود كه از قرن سيزدهم و زمان محمدشاه قاجار شروع مى شود، بارها اشغال شده بود، اما اشغال آن به دست عراقى ها حكايت ديگرى بود. حكايتى كه با نام محمد نورانى آميخته است. مردى كه آنقدر نماند تا آزادسازى خرمشهر را ببيند.
بعد از شروع جنگ عراق با ايران، خبر جنگ به سرعت ميان شهرهاى مرزى پيچيد. سوسنگرد يكى از شهرهايى بود كه رژيم عراق به آن اميد بسته بود. آنان براى رسيدن به مقصود خود نام اين شهر را «خفاجيه» گذارده بودند تا شايد مردم آن با اعراب عراق احساس نزديكى كرده و آنان را براى اشغال شهر يارى كنند. اما سوسنگرد شهرى نبود كه به آسانى به دست بيايد.كتاب سوسنگرد از مجموعه راهيان نور به وقايع، اسارت ها و آزادسازى هاى اين شهر اشاره دارد.
اروند جنوبى ترين رود ايران است. رودى كه در يك سوى آن نخلستان هاى اروندكنار سايه گسترده اند و در سوى ديگر نخلستان هاى بصره همه جا را پوشانده اند. اين رود در ايام جنگ براى رزمندگان تبديل به رودى خاطره انگيز شد. رودى كه در يك شب سه هزار بسيجى به دل آن زدند تا فاو را از آن خود كنند. كتاب هفتم راهيان نور، «اروند» حكايت اين بسيجيان است.اهواز، قلب خوزستان در نخستين روز جنگ طعم آن را چشيد. ۳۱ شهريور ۵۹ هواپيماهاى عراقى به اين شهر حمله كردند و فرودگاه، سيلو، ماكروويو و ... را بمباران كردند. ارتش عراق هدف خود را متوجه جبهه جنوب كرده بود و اهواز را به عنوان مركز استان هدف اصلى اش مى دانست. طورى كه در برهه اى از زمان موفق شد خود را تا حدود ۱۵ كيلومترى اهواز هم برساند.كتابچه اهواز از روزهاى مقاومت، روزهايى كه اهواز عقبه بچه هاى جنگ بود، مى گويد.
قدمت شوش، شهر دانيال نبى به اواخر هزاره پنجم پيش از ميلاد مسيح بر مى گردد. هشتمين كتاب راهيان نور، بعد از ذكر تاريخچه كهن شوش، موقعيت جغرافيايى، هوايى و زندگى اين سرزمين از روزهايى سخن مى گويد كه شهر شوش آماج گلوله هاى دشمن بود. امروزه اين شهر به شهر شهداى گمنام معروف است.
نخل هاى شلمچه هنوز هم در عزاى پيكر خون آلود شهيدانى كه در زير پاهاى آنان به ملكوت شتافته بودند،  عزادارند. شلمچه اندكى دورتر از خرمشهر محل مقاومت رزمندگان بود. وجب به وجب خاك شلمچه با خون شهيدى آميخته است.كتابچه شلمچه اختصاص به روزهاى جنگ در شلمچه دارد.
سه راهى طلاييه منطقه اى كوچك اما به لحاظ استراتژيك مورد توجه دشمن بود طورى كه در يك لحظه چند صد قبضه سلاح منحنى زن از جمله توپ و خمپاره به طور همزمان بر منطقه آتش مى ريختند. حفظ اين منطقه براى نيروهاى خودى نيز اهميتى بسيار داشت.
لشگر ۲۷ محمد رسول الله، حاج ابراهيم همت، ۲۴ اسفند ،۶۲ اينها كلماتى است كه به دنبال شنيدن نام دوكوهه در ذهن هر رزمنده اى كه در آن سال ها در جبهه حضور داشت، تداعى مى شود. لشگر ۲۷ محمدرسول الله در دوكوهه اقامت داشت و فرمانده آن حاج ابراهيم همت بود. كسى كه به واسطه خلق و روى نيك خود توجه هر فردى را به خود جلب مى كرد. ۲۴ اسفند ۶۲ تركش گلوله اى آرامش حاج همت را به آرامشى جاودانگى بدل ساخت. كتاب يازدهم راهيان نور از دو كوهه سخن مى گويد؛ پادگان دوكوهه.
وقتى شهرستان در آستانه حمله قرار گرفت مردم شهر با دستان خالى به مبارزه برخاستند و با كمك به رزمندگان سعى در دفاع از شهر و ميهن خود كردند. اندكى پس ازاين شهر، تنگه چزابه قرار دارد. منطقه اى سوق الجيشى كه در آن نبردى سخت درگرفت و رزمندگان بسيارى به شهادت رسيدند. بستان ۱۵ آذر۶۰ از دست عراقى ها نجات داده شد. مشروح آزادسازى بستان را مى توانيد در كتاب بستان بخوانيد.كتاب بعدى مجموعه راهيان نور درباره دهلاويه است. جايى كه مصطفى چمران بر خاك آن آرميد. دهلاويه روستايى كوچك در شمال غربى سوسنگرد در كنار جاده بستان است. روستايى كه كمتر كسى آن را مى شناخت اما اكنون با نام مصطفى چمران به خود مى بالد.دشت عباس در روزگار پيش از جنگ پر از صداى نى چوپانان بود اما جنگ دشت عباس را ويرانه ساخت. در همان ابتداى جنگ پيش از آنكه رزمندگان اسلام آمادگى نبرد داشته باشند دشمن در خاك نفوذ كرد. دشت عباس يكى از مناطق تسخير شده بود كه در كتاب چهاردهم راهيان نور چگونگى آزادسازى دشت عباس شرح داده شده است.
آخرين كتاب مجموعه راهيان نور درباره فكه است. كربلاى جبهه هاى ايران جايى كه بسيارى از شهداى آن بر اثر تشنگى مفرط به ديدار يار شتافتند. فكه، سرزمين رمل و شن هاى روان، يكى از محورهاى اصلى تجاوز ارتش عراق به شمال خوزستان بود. فكه سال ها پس از جنگ، شهيد ديگرى را نيز به روى خود ديد. ۲۰ فروردين ۷۲ شهيد سيدمرتضى آوينى قدم بر خاك فكه گذارد تا روايت فتح ديگرى را بازگو كند اما اين بار او بود كه روايت يك فتح را رقم مى زد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |