دوشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۴ -
Mon, Sep 19, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۲۵۷
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
نگاهى به كتاب «سينما در عصر مشروطه»
شوخى با سوغات شاهِ مظفر!
گردآورى ، تدوين و مقدمه: مسعود كوهستانى نژاد، انتشارات مهرنامگ
228591.jpg
على عطايى
۱دانش تاريخ در جست وجوى علل حوادث و جرياناتى است كه در گذشته يك جامعه به وقوع پيوسته اند، حوادث و وقايعى كه برآمده از زمينه ها و موجد توابعى در سير زمان هستند.از زمان دستيابى آدمى به دانش تاريخ ، مكتب هاى مختلف فلسفى در تحليل رويدادهاى تاريخى شكل گرفته است، كه از آن ميان براى دورى ازاطاله كلام در اين مقاله فقط به مكتب رئاليستى در فلسفه تاريخ پرداخته مى شود. رهيافت واقعگرايانه در فلسفه تاريخ(۱)، پايه هاى تحقيقى خود را بر سه محور اصلى: انديشه سياسى، تاريخ ديپلماسى و سياست اجرايى قرار مى دهد و براساس اين دانش هاى سه گانه، يافته هايش را درمراجعه به اسناد ومدارك اصلى و منابع ديگر به محك آزمون تجربه تاريخى مى زند. (۲) در اين روش، تاريخ و تحليل روشمند حوادثى كه در گذر زمان رخ داده اند، يكى از دستاوردهاى اساسى دانش هاى جديد است. به نوشته پژوهنده «تاريخ سياست و مشروطيت در ايران» - دكتر فريدون آدميت - در اين نگاه، «مفهوم تاريخ، بيان وقايع تاريخى است بدانگونه كه وقوع يافته اند، يعنى نه كم و نه بيش؛ شناخت وقايع و حوادث است به طريق تحليل علل و عوامل آنها يعنى عللى كه خصلت فاعلى دارند و عواملى كه به درجات تأثير داشته يا تعيين كننده بوده اند؛ و بالاخره تحليل مجموع واقعيات و علل و عوامل است در تعقل تاريخى. همه اينها به راه يك مقصد است كه گذشته قابل فهم ودرك باشد». (۳)
در نگاه به تاريخ ، سلسله على سازنده جريانات است و آنچه از پس حوادث و رويدادها نگريسته مى شوند، در ظرف زمانى و مكانى خود قابل فهم ودرك است؛ از اين منظر كه به سير حوادث نگريسته شود، تمامى انديشه ها، كنش ها، واكنش ها و ديگر وقايع رخ داده، داراى بار معنايى خاصى شده و بيانگر تغيير و تحولات عينى و زمانمند مى باشند. (۴)
بر اين اساس ، انسجام نظام انديشه هاى فلسفى درزمينه سازى براى مشاركت آدميان در تعيين سرنوشت خويش، از اركان مهم به وجود آمدن تاريخ نگارى جديد محسوب مى شود؛ (۵)در اين نگاه ، انسان عامل مختار و فاعل با اراده اى است كه به مواد رخداده، صورت مى دهد وبر كنشگرى و آزادى خويش صحه مى گذارد، انديشه ها درشكل ساختارها پديد مى آيند و نهادها موجد انديشه هاى تازه اى مى شوند؛ اين همه تأثير و تأثر، انديشه و جامعه را به وجود آورده و فرهنگ ها و تمدن هاى انسانى در سير تاريخى خود پديدار مى شوند. (۶)
۲ مورخ براى دستيابى به حقيقت جريانات تاريخى و حوادثى كه در گذر زمان اتفاق افتاده است، ناچار از به كارگيرى ابزارى است كه در شفاف سازى وقايع و روشنگرى علل آنها، انديشه تاريخى را توأم با عقلانيت گرداند. از اين طريق به دنبال پديدارى تحليل تاريخى، جريانات تاريخى به موضوع انديشه ورزى و كاوش هاى روشمند تبديل مى شوند.در واقع ، كار مورخ گردآوردن واقعيات از هر قبيل و تلنبار كردن آنها به صورت خشكه استخوان درموزه آثار باستانى نيست. تاريخ نگارانى بوده اند كه جزييات وقايع را به صورت مواد خام تاريخ ثبت مى كردند بدون اين كه در پى كشف علل و نتيجه آنها باشند، يا بتوانند از مجموع آنها انديشه عميقى عرضه بدارند. اين ويژگى گروهى ازمورخان سده نوزدهم بود كه به حد انتقاد عقل تاريخى نرسيدند. (۷)
در حقيقت از نظرگاه واقع گرايانه در فلسفه تاريخ، آنچه به تاريخ روح و معنا مى دهد گنجاندن كل وقايع در متن تاريخ نيست، بلكه دست يافتن به گذشته زنده و شناخت جريان وقايع است.
۳ تاريخ مشروطيت نيز اكنون، با گذشت يكصد سال از آن و حوادثى كه در عصر منجر شده به جنبش مشروطيت و وقايعى كه با استقرار آن در ايران پديد آمدند، از نگاه تاريخ نگارى نمى توانست بى نصيب ماند.مورخان مشروطيت براى اينكه يافته هاى خود را به محك آزمون عقلانى و تجربه منطقى بگذارند، راهى جز تكيه بر منابع تاريخى آن دوران ندارند؛ مجموعه عظيمى از خاطرات - اسناد - روزنامه ها - سفرنامه ها - وقايع نگارى ها و... از ابزار و وسايل اصلى پژوهش هاى مربوط به عصر مشروطيت در ايران را تشكيل مى دهند؛ مورخان مشروطه در جهت روشنگرى آن جنبش و لوازم و الزامات و پيش زمينه هاى فرهنگى - سياسى - اقتصادى و اجتماعى مشروطه، وفادارى به متون و اسناد و روزنامه ها و طبقه بندى انتقادى آنها را براى اصالت دادن به تاريخ نگارى خويش لازم دارند.جنبش مشروطيت درتمامى لايه هاى آن، ذهن برخى از محققان ايرانى و خارجى را به خود مشغول داشت و كسانى چون ادوارد براون و ناظم الاسلام كرمانى و... به درج حوادث مرتبط با جنبش مشروطيت و تبيين اهميت و تعيين جايگاه آن درتاريخ تحولات دوران ساز ايران پرداختند و متونى را به رشته تأليف كشيدند كه بنيان هاى تحقيقات بعدى را درخود جاى داده اند؛ ازسوى ديگر وجود سفرنامه ها - خاطرات رجال سياسى و فرهنگى - اسناد حكومت ايران و دولت هاى خارجى، دركنار روزنامه ها و شب نامه هايى كه همزمان با وقوع جريانات مشروطه منتشرمى شدند، منابع قابل توجهى براى آيندگان فراهم ساختند كه مى توان با تكيه بر آنها به حقايق اتفاقات رخ داده در يكصد سال پيش آگاهى يافت.
۴ منابع جنبش مشروطيت، ازنظر تاريخ نگارى در سه بخش قابل تقسيم بندى هستند:
الف) منابع اصلى، كه شامل اسناد - خاطرات - مندرجات روزنامه ها است.
ب) منابع فرعى
ج) منابع عمومى، كه دربرگيرنده تحليل ها و ملاحظاتى است كه يا همزمان با جنبش مشروطيت و يا بعد از استقرار آن، ازسوى مورخان با طيف هاى مختلف فكرى و فرهنگى نوشته شده اند؛ اين طيف ازمورخان ايدئولوژيك تا ايرانشناسان - چه داخلى و چه خارجى - را دربرمى گيرد.
درواقع، عمده ترين نقايص تاريخ نگارى ايرانيان در دوره معاصر عبارتند از:
۱) توقف در واقعه يابى و كسرى تحليل تاريخى در آنها.
۲) نبود روش علمى نقد و مطالعه رشته هاى مختلف تاريخ.
۳) عدم توجه به طبقه بندى منابع تاريخى و ارزشيابى آنها.
۴) وجود حكم هاى نسنجيده و قياس هاى بى جا درحوادث و جريانات تاريخى.
۵) بى اطلاعى از جامعه شناسى تاريخ وفلسفه تاريخ. چرا كه «پايه تاريخ نويسى جديد را همان تاريخ تحليل و جامعه شناسى تاريخ و تفكر تاريخى تشكيل مى دهد.
پيشرفت آن منوط به تعليم روش صحيح علمى مطالعه تاريخ و چگونگى بهره بردارى ازمنابع تاريخى است.
امااين مرحله مقدماتى كار است و نبايد تنها به آن اكتفاكرد.
بايد اصول نقد و تحقيق تمام رشته هاى تخصصى تاريخ را جداگانه آموخت و در هر رشته اى به جريان هاى تاريخى و عوامل اصلى سازنده آنها توجه داشت و تأثير آن عناصر را درتطورات تاريخ سنجيد.(۸)
۵ سينما درعصر مشروطه (كتاب اول) كه به نوشته مسعود كوهستانى نژاد قرار است از مجموعه «پژوهشى درهنر عصر مشروطيت» باشد، «معرفى و شناسايى هنر عصر مشروطه است، كه لاجرم به شناخت ويژگى ها و خصلت هاى درخشان آن منجر مى شود. (۹)
كوهستانى نژاد جايگاه سينما در عصر مشروطه را «براساس گزارشات و اعلان هاى گردآورى شده از جرايد چاپ شده درآن زمان»، و «معدودى اسناد در دسترس» تنظيم كرده است.
حال بايد ديد كه استفاده مؤلف از بريده جرايد مى تواند مصداق «پژوهشى در هنر سينمايى عصر مشروطيت» باشد؟ و ديگر اينكه: بريده جرايدى كه فقط اعلان افتتاح سالن سينمايى يا اكران فيلمى را اعلان مى كند، جزو تاريخ نگارى مشروطيت محسوب مى شود و شامل پژوهش هاى تاريخى مى شوند يا نه؟
تدوين كننده اين دفتر بدون اينكه توضيحى راجع به اصالت يا درجه اهميت مطبوعاتى كه از آنها براى «پژوهش در هنر عصر مشروطه» استفاده كرده يا اسناد مختصرى كه دراين رابطه به كارگرفته است، با خلط منابع اصلى و فرعى با بريده جرايد نامربوط، فقط توانسته دورنمايى از وضعيت سينما درآن دوران و چگونگى درج آگهى فيلم ها يا مكان ها و اشخاصى كه در اكران فيلم ها دخيل بوده اند، در يك كتاب جمع آورى كرده بدون اينكه از تأثيراتى كه اين هنرجديد در فرهنگ و جامعه ايرانى ازخود ظاهر مى كرده است، سخنى گفته باشد؛ تنها دراين صورت وى مى توانست از عنوان قابل تأمل «پژوهش» در هنر سينمايى عصر مشروطه استفاده كند.
كوهستانى نژاد براى استحكام تحقيقات تاريخى خود دررابطه با هنر عصرمشروطيت باتوجه به زيرعنوانى كه براى كتاب خود انتخاب كرده است، راهى غير از دستيازى به تحليل عقلانى درآن نداشت.در غير اين صورت بايد از عنوان وسوسه انگيز و پرطمطراق «پژوهش» استفاده نمى كرد و همانند خيلى هاى ديگر به تدوين اعلان هايى مى پرداخت كه از انتشار آنها نزديك به يكصدسال مى گذرد و چه بسا خيلى از محققان از دسترسى به آنها محروم هستند؛ كه اين كار خود نيز در جاى خود قابل تأمل است و مى تواند براى تحقيقات تاريخى راجع به هنر عصر مشروطيت مفيد واقع شود.
بحث ديگرى هم در رابطه با كتاب كوهستانى نژاد مطرح است: دوره بندى تاريخى نيز همانند تحليل حوادث و جريانات از يك روش عقلانى و مستدل برخوردار است؛ معمولاً در دوره بندى ادوار مختلف تاريخ ايران، اتفاقات و حوادثى كه در دوره اى اتفاق افتاده اند و موجبات دگرگونى در شرايط زندگى و مسائل فرهنگى و... را به دنبال داشته اند، به عنوان برهه هاى سرنوشت ساز در ميان مورخان و فيلسوفان تاريخ موردتوجه بوده است؛ مثلاً جنبش مشروطيت به واسطه تأثيراتى كه درزمينه هاى گوناگون اجتماعى - سياسى - اقتصادى و فرهنگى ايران از خود برجاى گذاشته است، با پيش زمينه هاى آن از ديدگاه مورخان به عنوان شروع دوره اى - دوران معاصر - و پايان دوره پيشين ازتاريخ ايران به شمار مى رود؛ حال اگر محققى اين تقسيمات را نپذيرد، بايستى براى مدلل كردن ايده خود، از حوادثى گزارش و تحليل ارائه كند كه با به وقوع پيوستن آنها، يك دوره از دوره اى ديگر به واقع قابل تمايز مى شود. در رابطه با دوره بندى مشروطيت نيز، سخن مشهور و مورداتفاق مورخان و محققان اين دوره به اين مسأله ناظر است كه پيش زمينه هاى مشروطيت را در شكست ايران از روسيه، توجه برخى از دولتمردان به حكومت منتظم، جنبش تنباكو و... معرفى مى كنند و فرمان مظفرالدين شاه را مبنى بر ايجاد مجلس شوراى ملى و پايان اعتراضات را تا به توپ بسته شدن اولين پارلمان در ايران ازسوى محمدعلى شاه، به عنوان «مشروطيت اول» اصطلاح مى كنند. «مشروطه دوم» ازدورانى آغاز مى شود كه با ورود مشروطه خواهان به تهران و پناهندگى محمدعلى شاه به سفارت روسيه و... شروع مى شود و تا وقوع جنگ جهانى اول- درتحقيقات برخى از مورخان - يا كودتاى سوم اسفند ۱۲۹۹ - درنوشته هاى ديگرى از محققان - مطرح است.
بنابراين تاكنون درميان محققان و مورخان سابقه نداشته كه دوران سقوط سلسله قاجاريه و بنيان پادشاهى رضاشاه را هم به عنوان دوران مشروطيت ايران محسوب كنند؛ در واقع همان مسأله اى كه به اشاره در رابطه با وقوع حوادث دوران ساز گفته شد، در پديدآمدن كودتاى كذايى و تغيير سلطنت، موضوعيت مى يابد كه درواقع نقطه عطفى درجابه جايى از برهه اى از تاريخ به برهه اى ديگر است؛ كه بررسى و ارزيابى آنها از موضوع بررسى اين كتاب خارج است.
با اين مقدمات مى توان به يكى از مواردى پرداخت كه تدوين كوهستانى نژاد را از روش تاريخ نگارى تهى مى كند؛ ايشان «پژوهشى در هنر عصر مشروطيت» و «سينما در عصر مشروطه» را تا دوران رضاشاه مى كشاند و بدون توجه به تقسيم بندى ادوار تاريخى، و بدون اينكه ايده اى در تقسيم بندى تازه خود از ادوار مشروطيت به دست داده باشد، تدوين خود را با ناسازه اى درگيرمى كند كه هيچ توجيه و تحليل عقلانى براى آن در سراسر مقدمه يا پيشگفتار كتاب نمى توان پيداكرد.
۶ حال كه از پس انتشار «سينما در عصر مشروطه» و پيش از چاپ و انتشار عنوان هاى ديگر اين مجموعه كه به نوشته تدوين كننده آن، «موسيقى»، «تئاتر» و «ادبيات» را هدف گرفته است، مى توان با احترام به همت كوهستانى نژاد در انتشار اسناد و بريده جرايد آن دوران، در انتخاب عنوان كتاب و تميز منبع شناسى و تعيين عقلانى و تاريخ نگارانه منابع، مراعات نكات روش شناسانه را براى تدوين عنوان هاى اعلام شده بعدى به ايشان يادآورى كرد.
بى ترديد رعايت اصول تاريخ نگارى جديد و طبقه بندى منابع تحقيقات تاريخى، مى تواند برغناى كارتدوينى و تصحيحى ايشان افزوده و خوانندگان را از سردرگمى درمواجهه با عنوان كتاب و هماهنگى آن با محتوا رهانيده و متنى واقعاً تحقيقى و پژوهشى به معناى دقيق تاريخى، كه حاصل عقلانيت انتقادى است، در دسترس ديگر محققان و علاقه مندان به تاريخ مشروطيت قراردهد.
توضيحات
۱- فلسفه تاريخ - روش شناسى و تاريخ نگارى ، ص ۳۰۸ .
۲ - ر.ك: تاريخ چيست؟ ص ۱۲۹.
۳ - آشفتگى در فكر تاريخى، ص ۱ .
۴ - ر.ك : مقدمه اى بر فلسفه تاريخ، ص ۸۵ .
۵ - براى دريافت اين دگرگونى، ر.ك: گفتار در روش، رنه دكارت و سنجش خرد ناب، ايمانوئل كانت؛ براى تاريخ نگارى سياسى ، ر.ك:گفتارها، نيكولو ماكياولى.
۶ - ر.ك: تاريخ فكر از سومر تا يونان و روم، فريدون آدميت.
۷ - ر.ك: مجلس اول و بحران آزادى، ص ۱۴ .
۸- انحطاط تاريخ نگارى درايران. ص۲۹.
۹- سينما درعصر مشروطه. ص۶ پيش گفتار.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |