دوشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۸۴ -
Mon, Sep 19, 2005
چشم انداز
۳۲۵۷
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
بررسى ۰ ۱۰ جنگ بزرگ تاريخ
فتح بغداد
قسمت شانزدهم
228600.jpg
على غفورى
نبرد ۳۲: هجوم مغولان به روسيه و شرق اروپا
چنگيزخان تنها سبب محو آثار تمدن در ايران، چين شمالى، ماورالنهر و بخشى از هند نشد بلكه در حالى كه طى سال هاى ۱۲۱۹ و ۱۲۲۰ در حال در هم كوبيدن باقيمانده تمدن خوارزمشاهى بود به فكر حمله به شاهزاده نشين هاى روسيه افتاد. وى ابتدا در ۱۲۲۱ «جبه» و «سوبتاى» دو سردارش را به نواحى اورال و شرق درياى خزر فرستاد و اين نيروها بدون برخورد با مشكل جدى به داخل خاك اروپايى روسيه وارد شدند.
شكست سخت
در ۱۲۲۳ ميلادى شاهزادگان روسى پس از آنكه مطمئن شدند چنگيز بى ترديد خاك آنها را نيز مورد حمله قرار مى دهد در نزديكى درياى آزوف امروزى تداركات عظيمى ديدند تا جلوى سپاه او را بگيرند اما مغولان در نبردى بى رحمانه تقريباً تمامى سپاه روس را از بين بردند و از شاهزادگان روسى كسى زنده نماند اين نبرد مرگبار سبب شد تا در روسيه آن زمان كه تمدنى تازه در حال شكل گيرى بود نيرويى در برابر مغول نماند. آنها تا رود دنيپر تاختند و سپس بدون آنكه برنامه اى براى فتح كل روسيه داشته باشند به دليل فرا رسيدن مرگ چنگيز به چين بازگشتند.
موج دوم
اما تقدير اين بود كه روسيه و اروپاى اسلاو نيز از ايلغار مغول در امان نماند. اكتاى قاآن جانشين چنگيز خان برادرزاده اش «باتو» را با كمك سوبتاى فاتح قبلى مأمور حمله به اروپا كرد. اين سردار مغول نيز در ۱۲۳۶ با ۱۲۰ هزار سوار در اورال متمركز شد و پس از فتح شهرهاى ريازان ولاديمير، مسكو را نيز در ۱۲۳۸ غارت كرد. آنها سپس تا «وگل» كليه نيروهاى روسيه را شكست داده و به فكر تسخير كى يف افتادند.
كى يف آخرين هسته مقاومت روس ها و آخرين ايستگاه قبل از اروپا بود. در زمستان ۱۲۴۰ ده ها هزار سرباز مغول پس از شكست دادن نيروهاى روس در بيرون قلعه، خود شهر را محاصره كرده و على رغم مقاومت بسيار شديد مردم عاقبت شهر به تسخير مغولان غارتگر درآمد و كاملاً ويران شد.
ورود به اروپاى شرقى
مغولان پس از فتح كى يف به شتاب به سمت غرب به راه افتادند و پس از فتح كراكوى به شهر «پست» در مجارستان امروزى رسيدند و پس از تسخير اين شهر به زاگرب تاختند و اين شهر نيز پاى مقاومت نياورد و در ۱۲۴۱ شرق اروپا در تسخير مغول بود تا آنجا كه «مردان باتو» به درياى آدرياتيك رسيدند.
نتايج نبردهاى مغولان با روس ها
شكست هاى پى در پى شاهزادگان روسى، شاهزاده نشين كى يف و سقوط دسته هاى بلغار، مجار و صرب از مغولان ظرف كمتر از ۵ سال (پس از موج دوم حمله مغول) ناگهان «گارد اروپا» را براى هجوم مغول باز گذاشت. سربازان مغول براى آنكه اروپاى غربى را نيز به بلاى اروپاى شرقى، روسيه و ايران مبتلا كنند، بايد از آدرياتيك مى گذشتند و يا اينكه از طريق جلگه هاى شرق اروپا خود را به دشت هاى آلمان و فرانسه مى رساندند، اما شانس به غرب اروپا يارى كرد و اوكتاى قاآن در ۱۲۴۱ مرد.
شكست هاى روس ها و مردم كى يف از مغولان سبب شد تا اين مناطق تا ۳ قرن محل تاخت و تاز مغول باشد و بسيارى از مناطق ويران شده ديگر آباد نگردد و تا ظهور ايوان سوم در ۱۵۰۰ ، روسيه از معادلات جهانى حذف شود.
اين در حالى بود كه جارو شدن اقوام تركمن، قفقاز، ازبك، قرقيز و قزاق به سمت غرب (توسط مغولان) سبب شد تا نژادهاى غربى نيز تا قرن ها بعد تحت تأثير اين نيروها قرار بگيرند.
نبرد ۳۳: حمله هولاگو به بغداد
تولى پسر چنگيزخان و فاتح مرو و نيشابور اگرچه سربازى قوى بود، اما عياشى وى مانع از تداوم فتوحات مغولان گرديد. اما وى سه پسر داشت كه فتوحات پدربزرگ خود را با قدرت ادامه دادند. منگو، قوبيلاى و هولاگو خان.
هولاگو در تاريخ غرب آسيا بسيار مؤثر بوده و حضور او سبب نابودى بسيارى از دولت هاى كوچك خاورميانه شد.
هولاگو ابتدا در ۱۲۵۲ ميلادى با سپاه زبده اى از صحراى قراقروم حركت كرده و قصد او برانداختن بنيان فرقه اسماعيليه بود. وى در ۱۲۵۶ به قلاع اسماعيليه رسيد و آنها را به كلى نابود كرد. اما در سال بعد پس از رسيدن به غرب ايران تصميم گرفت كه به بغداد حمله كند.
المستعصم با الله آخرين خليفه عباسى به جاى جمع آورى نيرو، خود را به امورات جزئى مشغول كرده و شايد باور نمى كرد كه پايتخت بزرگ عباسى و شهرى كه ۷ قرن محل اداره حكومت هاى بزرگ اسلامى بوده، بسادگى از پاى درآيد.
در پاييز ۱۲۵۷ هولاگو خان با كمك لشگريان كمكى كه به او رسيد، خود را به نزديكى بغداد رسانده و آماده هجوم نهايى به اين شهر شد.
نبرد تكريت
در حالى كه بغداد مملو از ثروت و نفوس بود، به دليل سستى خليفه تنها ۲۰ هزار نيرو را به مقابله با سپاه مغول فرستاد. حال آنكه در اين زمان سربازان مغول افزون بر ۱۰۰ هزار سرباز بودند.
سپاه عرب براى جلوگيرى از پيشروى مغولان پل دجله را در تكريت خراب كردند، اما مغولان از دجله عبور كرده و پس از شكست دادن سپاه عرب بار ديگر در «دجيل» با نيروهاى عرب درگير شده و آنها را به كلى تار و مار كردند.
مغولان براى فتح بغداد زحمت زيادى نكشيدند و خليفه سست بنيه عباسى با كمترين مقاومت شهر را تقديم مغولان كرد. البته مغولان به وى رحم نكردند و او را در داخل پارچه اى پيچيده و زير سم اسبان انداختند. به گفته مورخان، بغداد يك هفته تمام غارت شد و صدها هزار انسان بى گناه كشته شدند و اين شهر براى هميشه اهميت و بزرگى خود را به عنوان شهر اول شرق نزديك از دست داد.
نتيجه فتح بغداد
بغداد آنقدر ثروت و جمعيت داشت كه اگر خليفه آن، مردى با جربزه و مديريت بود، مى توانست بين النهرين را عليه مغولان بسيج كند، اما بى تصميمى آخرين خليفه عباسى اين فرصت طلايى را از پايتخت بزرگ مسلمانان گرفت.
فتح بغداد را مى توان پايان يك دوران دانست. پايان ۷۰۰ سال قدرت اعراب مسلمان. پس از اين تاريخ ديگر اعراب در صحنه تاريخ جهان نقش مهمى را بازى نكردند.
هولاگو بعدها تا حلب پيش رفت و تنها مماليك مصر بودند كه پيشروى او را به سمت فلسطين و مصر متوقف كردند.
مى توان سقوط بغداد را حادثه اى مانند سقوط رم غربى دانست، در حقيقت سقوط بغداد پايان يك دوران بود.
نبرد ۳۴: حمله تيمور به ايران
تيمور لنگ كه در بين اروپاييان به تامرلان مشهور مى باشد، اصالتاً از نوادگان چنگيز بود. حملات ويرانگر او به آسياى ميانه و غرب آسيا را مى توان موج دوم حملات مغولان دانست. اگرچه به دليل اينكه اين حمله ۱۵۰ سال پس از حمله اولى صورت گرفت، در آن از برخى كشتارهاى كور مغولى اثرى نبود.
در اين بين اما مهمترين حمله تيمور را مى توان حمله به ايران دانست. اگرچه ايران در اين زمان هويت متحد گذشته خود را نداشت. تيمور ابتدا با غلبه بر رقباى خود، ماوراءالنهر و خوارزم را گرفت. تيمور حمله بزرگ خود را در ۱۳۸۰ ابتدا عليه خراسان بزرگ صورت داد. او شهر هرات را به طور كاملاً ناگهانى تسخير كرد و قندهار و كابل پس از آن مجبور به اطاعت شدند. اما در فتح كلات نادرى ناموفق ماند، به طورى كه پس از ۱۴ بار حمله اين منطقه فتح ناشده ماند. دليل اين امر نيز ارتفاعات بلند قلاع و محصور بودن آن در بين كوه هاى سر به فلك كشيده بود.
تيمور پس از اين قصد سيستان كرد و در ۱۳۸۳ ميلادى على رغم مقاومت سرسختانه مردم آن نواحى، كليه قلاع آن نواحى را فتح كرد و به تلافى مقاومت مردم، دستور قتل عام داد.
حمله به شمال و مركز ايران
در ۱۳۸۴ پس از فتح مازندران به  طرف رى و سلطانيه جلو رفت و در ۱۳۸۶ آذربايجان را اشغال كرده و از ارس گذشت. (۱۳۸۷)
پس از آن حملات اصلى خود را معطوف اصفهان و شيراز كرد. اصفهان به دليل مقاومت شديد با فرمان قتل عام روبرو شد و گفته مى شود ۷۰ هزار نفر از دم تيغ گذشتند اما شيراز به دليل باز كردن دروازه شهر سالم ماند. تيمور پس از اين غرب ايران را نيز تسخير كرده و به تكريت لشكر كشيد.
نتيجه حملات تيمور به ايران
تيمور اگرچه ادعا مى كرد كه از حملات خود هدف مذهبى دارد و خود را مسلمان مى دانست اما بيشتر حملات خود را متوجه مسلمانان از جمله ايران كرد. حمله تيمور به ايران چند اثر مهم داشت:
۱-  اتحاد ايران را صد سال به عقب انداخت و خرابى هاى ناشى از حملات اين مرد نيز آبادانى را دوباره از كشور ما دور كرد.
۲-  پيروزى سريع تيمور بر سراسر ايران به او كمك كرد كه خود را سريع به غرب آسيا و شرق اروپا و جنوب روسيه برساند و بر مسائل نظامى و جغرافياى سياسى اين كشور ها تأثير گذارد و هند را نيز به راحتى فتح كند.
۳-  اثر مهم تيمور به تاريخ دنيا را مى توان در مجموع تضعيف دولتهاى شرقى دانست در حقيقت تيمور با انهدام دولتهاى ايران، عثمانى، هند، مماليك و خوارزم زمينه را براى قدرت گرفتن قدرتهاى غربى آماده كرد بى ترديد ۲۵۰ سال يكه تازى مغولان بر ايران و شرق مهمترين دليل عقب افتادگى شرق از تحولات «جهانى بود كه از قرن ۱۷ سرعت قابل توجهى يافته بود.»
نبرد ۳۵: نبرد انقوره
در تاريخ كمتر پيش مى آيد كه ۲ قدرت نظامى هر دو در اوج، به هم برسند. معمولاً يك قدرت در حال اوج گيرى دولتهاى كهنسال بر سر راه را درهم مى كوبد و به پيش مى رود اما نبرد تيمور و بايزيد اول استثناى تاريخ است دو قدرت بزرگ كه هر دو در حال اوجگيرى بودند به هم مى رسند و لاجرم يكى از آنها بايد با دنياى فاتحان خداحافظى كند.
بايزيد كه بود
عثمانى ها از نيمه قرن ۱۴ ميلادى در آسياى صغير قدرت گرفته بودند اما از زمان بايزيد اول بود كه آنها ناگهان تبديل به قدرت مطلقه جنوب اروپا شدند. اين مرد قدرتمند عثمانى، در ۱۳۷۱ در نبردى سرنوشت ساز بلغارها را شكست داد و نيروهاى سر سخت صرب را نيز در كوزوو در هم كوبيد. وى سپس در طى چند لشكر كشى موفق ۷ امير نشين آناتولى را شكست داد و بوسنى و والاكى را از آن خود كرد. در اين زمان وى در بين اروپاييها به ايلدرم يا صاعقه معروف شد چرا كه بر دشمن صاعقه وار مى تاخت و سرعت سيرش خيره كننده بود.
بايزيد اكنون براى فتح پايتخت افسانه اى بيزانس (قسطنطنيه) مانعى را در پيش روى نداشت.
ورود تيمور به آسياى صغير
تيمور در ادامه فتوحات افسانه اى اش اكنون ناگزير از تصادم با عثمانى ها بود. وى در ۱۴۰۱ سيواس را تسخير كرد و سپس بايزيد را به قتل رساند آنگونه كه در تاريخ مذكور است بين دو سلطان نامه هاى تندى رد و بدل مى شود و تيمور مصمم مى شود كه بايزيد را شكست دهد.
در ۱۴۰۲ سپاه ۶۰ هزار نفرى بايزيد به انتظار نيروهاى تيمور مى نشيند اما گويا نفرات تيمور بيشتر بوده اند. نبردى مرگبار بين طرفين در مى گيرد تيمور كه تاكنون اكثراً با نيروها و ارتشهاى سست روبرو شده بود براى اولين بار به زحمت مى افتد پس از آنكه نيروهاى تازه نفس ينى چرى متعلق به ارتش عثمانى وارد عرصه نبرد مى شود قلب لشكر تيمور از جا كنده مى شود اما سلطان بى رحم مغول به ازاى هر واحدى كه بايزيد وارد كارزار مى كند ۲ واحد ذخيره را به ميدان مى  آورد و در نهايت على رغم پايدارى سپاه ينى چرى، تلف شدن دو سوم ارتش عثمانى سبب فروپاشى آنها مى شود.
تقدير چنين بود كه تيمور در هيچ جبهه اى بازنده نباشد اما اين سلطان بى رحم دستور مى دهد كه بايزيد را در قفس كنند.
پيروزى بر عثمانى ها سبب فتح كل آسياى صغير به دست تيمور مى شود.
نتيجه نبرد انقوره (آنكارا)
نبرد انقوره از جمله نبردهاى ممتاز جهان بوده كه على رغم ارزش نظامى داراى اهميت سياسى نيز بوده است.
اول آنكه قدرت عثمانى و فتح قسطنطنيه را ۵۰  سال به عقب مى اندازد و اين امر مهم به عهده سلطان محمد فاتح در ۱۴۵۳ مى افتد.
دوم آنكه به اروپا كه در آن زمان كاملاً در برابر عثمانى ها آسيب پذير بود فرصت تنفس مى دهد گفته مى شود ناظران اسپانيايى با حساسيت زياد ارتش تيمور را همراهى مى كردند تا نابودى دشمن اروپا (بايزيد) را به چشم خود ببيند. و يا آنكه هنرى پادشاه انگليس براى تيمور پيام تبريك مى فرستد.
تنها عثمانيان يك شانس بزرگ دارند و آن اينكه جانشينان تيمور «بى لياقت» بودند و در نتيجه به سرعت آناتولى از دست آنها مى رود.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |