|
ناتوى آسيا رؤيا يا واقعيت
|
|
|
حسن بنانج تمرين نظامى مشترك اخير روسيه و چين براى اولين بار، ظرفيت و توان نظامى را نيز به عنوان فاكتورى مؤثر وارد معامله همكارى هاى نوپاى اين دو كشور كرد. همكارى هايى كه وجود دغدغه هاى استراتژيكى نظير مسأله تايوان و آسياى مركزى، اركان آن را تشكيل مى داد، هم اكنون قابليت هاى خود را در سطوح ديگرى نيز مطرح كرده است. اين تمرين نظامى در عين حال كه بيانگر همنوايى مسكو با پكن در هشدار به واشنگتن براى اجتناب از هر نوع دخالت در مورد مسأله تايوان است و مى تواند مؤيددورخيز روسيه براى رويارويى با ناآرامى هاى بالقوه در آسيا نيز باشد، از نگاه كلان به عنوان نشانه اى از عزم روس ها براى ايجاد محور سه قدرت بزرگ آسيايى (چين، روسيه و هند) و اميد چينى ها به تشكيل اتحادى نظامى عليه غرب در شرق نيز قلمداد مى شود. به عقيده برخى از ناظران سياسى تمرين نظامى مشترك ميان چين و روسيه را بايد بخشى از يك دستور كار گسترده تر دانست كه توافق وزيران دفاع ۶ كشور عضو «سازمان همكارى هاى شانگهاى» شامل روسيه، چين، قرقيزستان، تاجيكستان، ازبكستان و قزاقستان رسيده است. مسكو و پكن اميدوار هستند تا اين سازمان پا را از چارچوب هاى يك كارگاه گفت وگو و تعامل صرف در آسياى مركزى فراتر بگذارد و در اندازه هاى يك اتحاد امنيتى به سبك ناتو كه توان كنترل اوضاع در اين منطقه را تا مرزهاى چين دارا باشد، ظاهر شود. روابط چند جانبه در برابر مناسبات دو جانبه بعد از درگيرى شديد مرزى دهه ۶۰ ميان روسيه و چين و تداوم روابط سرد ميان اين دو كشور پس از فروپاشى اتحاد شوروى، شايد كمتر نظريه پرداز سياسى تصور مى كرد كه پكن و مسكو به سطح كنونى از تعامل و همكارى كشانده شوند. هم اكنون صرف نظر از دغدغه هاى اقتصادى و نظامى كه بيش از پيش روسيه و چين را به يكديگر پيوند مى دهند، نگرانى از تك قطبى شدن جهان و يكجانبه گرايى آمريكا، زمينه ايجاد و ارتقاى بسترهاى جديد از همكارى ها ميان اين دو كشور در ساير حوزه ها فراهم آورده است. روسيه امروز اصلى ترين تهيه كننده تسليحات مدرن، فناورى هسته اى و انرژى چين به حساب مى آيد. ارزش تجارت اقتصادى ميان اين دو كشور نيز در سال گذشته به رقم ۲۰ ميليارد دلار رسيد و قرار است كه اين ميزان تا سال ۲۰۱۰ به ۶۰ ميليارد دلار ارتقا پيدا كند. توان اقتصادى فزاينده و ظرفيت هاى روسيه براى تأمين نيازهاى نظامى چينى ها به سنگ بنايى از مناسبات جديد ميان اين دو كشور تبديل شد. اين مناسبات داراى ويژگى هايى بود كه مى توانست پتانسيل هاى منطقه اى و حتى جهانى خود را بى محابا به رخ بكشد. چين و روسيه اولين مخاطب خود را در اين زمينه، سازمان همكارى هاى شانگهاى انتخاب كردند. روسيه و چين پيش از برگزارى آخرين اجلاس سران گروه ۸ و به فاصله كوتاهى پس از برگزارى نخستين اجلاس سازمان همكارى هاى شانگهاى اولين شوك جدى را با انتشار بيانيه اى تحت عنوان «دستورالعمل بين المللى قرن بيست ويكم» به آمريكايى ها وارد كردند. در حالى كه اين اشتراك نظر ميان چينى ها و روسها براى تبديل شدن به يك تهديد عليه حضور روز افزون آمريكا در منطقه كافى نبود و حتى تاحدى نيز به يك شوخى شباهت داشت، اما اين در واقع جدى ترين چالش براى منافع واشنگتن در آسياى مركزى پس از حمله آمريكا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ به حساب مى آمد. پيام بيانيه مشترك روسيه و چين پيش از اجلاس گروه ۸ به اعضاى سازمان همكارى هاى شانگهاى كاملاً روشن و صريح بود: واشنگتن براى استقلال آسياى مركزى يك تهديد به حساب مى آيد. مسكو و پكن با اين بيانيه در واقع پيشنهادى اقتصادى و امنيتى مشابه آنچه واشنگتن داده بود، مطرح كردند. با اين تفاوت كه بسته جديد تنها در راستاى حفظ وضع موجود و ترغيب آسياى مركزى به اجتناب از اصلاحات دموكراتيك و اقتصاد بازار تهيه شده بود. بسيارى از كشورهاى منطقه از بيم بروز مجدد انقلاب هاى رنگى اين پيام را به خوبى درك و دريافت كردند. در ماه جولاى، اعضاى سازمان همكارى هاى شانگهاى بار ديگر در شهر «آستانه» قزاقستان گرد هم آمدند تا در مورد تحولات سياسى آسياى مركزى با يكديگر تبادل نظر كنند. در حالى كه اجلاس پيشين اين سازمان به طور اخص حول موضوع «سه نيروى شيطانى» (تروريسم، جدايى طلبى و افراطى گرى) و نگرانى هاى چين پيرامون منطقه «سين كيانگ» و دسترسى اين كشور به منابع انرژى جديد دور مى زند، موارد مورد بحث در اجلاس ۵ جولاى حكايت از اين داشت كه كشورهاى عضو با جمعيتى حدود ۵۰ درصد از جمعيت كل جهان مصمم هستند تا به نيرويى جدى در امور بين الملل تبديل شوند. اين عزم در دعوت از سه كشور ايران، هند و پاكستان به عنوان عضو ناظر اجلاس مذكور كاملاً ملموس بود. واكنش آمريكا به اين جلاس با سفر وزير دفاع اين كشور به آسياى مركزى بروز يافت. «دونالد رامسفلد» به اين منطقه اعزام شد تا از عدم خلل در توافقات دو جانبه گذشته با بازيگران كليدى اين منطقه اطمينان حاصل كند. اما اين اقدام ديپلماتيك با درخواست اعلام يك ضرب الاجل از سوى سازمان همكارى هاى شانگهاى براى عقب نشينى نيروهاى آمريكايى از ازبكستان بار ديگر به چالش گرفته شد. اين بدان معنا بود كه با وجود گرم بودن آتش درگيرى ها در افغانستان و به اثبات رسيدن توان نفوذ واشنگتن تا قلب حوزه هاى دست نخورده بلوك شرق سابق، موتور قدرت هاى سياسى سنتى آسياى مركزى در واكنش به اين نفوذ در حال روشن شدن است. تأكيد واشنگتن بر روابط دوجانبه با كشورهاى آسياى مركز نيز پيام روشنى براى سازمان همكارى هاى شانگهاى داشت؛ اين پيام كه آمريكايى ها نمى توانند - بخوانيد نمى خواهند - اعضاى اين سازمان را به عنوان يك بلوك متحد قلمداد كنند. اين سياست درست در مقابل رويكرد روسيه و چين كه تلاش دارند اعضاى آن سازمان را به منظور جلوگيرى از نفوذ واشنگتن در منطقه به انجام اقدامات چندجانبه ترغيب كنند، قرار داشت. سفر رامسفلد به آسياى مركزى نشان داد كه آمريكايى ها به تأثيرات چنين سياستى معتقد هستند. اين اعتقاد با استقبال قرقيزستان و گرجستان از وزير دفاع آمريكا بيش از پيش تقويت شد. دولت منتخب جديد در قرقيزستان هنوز در مورد سمت و سوى سياست خارجى خود تصميم نگرفته بود و حضور رامسفلد مى توانست بر شكل دهى اين سياست تأثير بگذارد. براى گرجستان نيز كه هميشه رويكردى موازنه آميز را در برابر مهمان هاى خارجى خود، اتخاذ كرده است بهانه اى وجود نداشت تا رامسفلد را مورد بى مهرى قرار دهد. مناسبات دو جانبه آمريكا توانست اولين شكاف ها را در ميان اعضاى سازمان پديد آورد. در پى فرار ۵۰۰ ازبك به قرقيزستان كه پس از ناآرامى هاى «انديجان» ازبكستان صورت گرفت، قرقيزها ابتدا موضعى موافق دولت ازبكستان اتخاذ كردند و حدود ۹۰ تن از فراريان را به كشورشان استرداد كردند. اما اين همراهى ديرى نپاييد. با فشار واشنگتن، سازمان ملل متحد وارد عمل شد و از قرقيزستان خواست كه از بازگرداندن ازبك ها به كشورشان خوددارى كند. اما اين پايان سناريوى واشنگتن عليه سركشى هاى دولت ازبكستان نبود. فاصله كوتاهى پس از اعتراض هاى ازبكستان، يك هواپيما حامل ۴۴۰ پناهنده ازبك قرقيزستان را به مقصد رومانى ترك كرد. اين واقعه نشان داد كه توانايى واشنگتن براى تأثير بر ژئوپولتيك آسياى مركزى حتى چند هفته پس از تشكيل جبهه متحد در سازمان همكارى هاى شانگهاى براى حمايت از درخواست عقب نشينى آمريكا از اين منطقه زياد است. اما اهرم مناسبات دوجانبه در برابر دولت كريم اف در ازبكستان كارگر نيفتاد، زيرا او از بيم وقوع يك انقلاب رنگى، نقش حمايتى از دولت خود را به چين و روسيه واگذار كرده بود. درست در همان روزى كه پناهندگان ازبك به رومانى پرواز كردند، دولت ازبكستان فرمان خروج آمريكايى ها از پايگاه هوايى k2 را كه بايد به تصويب پارلمان اين كشور مى رسيد - كه رسيد - صادر كرد. اولين واكنش واشنگتن نسبت به اين درخواست به تأخير افتادن سفر يك هيأت عالى رتبه آمريكايى به ازبكستان بود. هيأت مذكور قرار بود پيرامون تحولات اخير در اين كشور با ازبك ها مذاكره كند. اين اقدام تنها يك معنا داشت اينكه احتمالاً آمريكايى ها حاضر هستند پايگاه هوايى ازبكستان را فداى تغيير رژيم اين كشور كنند. اما اين شايد آخرين بخش از سناريوى واشنگتن باشد. بدين ترتيب عقب نشينى موقت به معناى قطع رابطه كامل آمريكا با دولت ازبكستان نيست. اين موضوع هم اكنون قابليت تبديل شدن به جبهه جنگ ميان دو رويكرد روابط دوجانبه از يك سو و سياست تشكيل اتحاد و مناسبات چندجانبه درديگر سو را داراست. به نظر مى رسد كه آمريكايى ها در صدد هستند راه مذاكره را با ازبك ها باز بگذارند تا بدين ترتيب زمينه جلب نظر ساير دولت هاى آسياى مركزى براى منزوى كردن ازبكستان در قالب رايزنى هاى دوجانبه با اين دولت ها فراهم آيد. اين در حالى است كه روسيه و چين نيز در سوى ديگر ماجرا تلاش مى كنند با به روى صحنه بردن ظرفيت هاى نظامى و امنيتى خود نظير برگزارى تمرين نظامى اخير، سياست روابط دوجانبه آمريكا در آسياى مركزى را ناكام گذارند. اين نمايش قدرت، زمانى تأثيرگذارتر خواهد شد كه ساير بازيگران تأثيرگذار در آسيا نيز در آن حضور داشته باشند. اين واقعيت باعث شد تا روسيه و چين علاوه بر دعوت از مقامات كشورهاى عضو سازمان، پذيراى نمايندگان سه عضو احتمالى اين سازمان در آينده، يعنى ايران، هند و پاكستان، نيز در تمرين اخير خود باشند. ايران به دليل پافشارى بر سياست ضد سلطه جويانه خود عليه آمريكا، بيش از دو كشور ديگر استعداد همراهى با روسيه و چين را دارا است. اگر بخواهيم از اهميت پاكستان به دليل پايين بودن وزن اين كشور در برابر هند بكاهيم، بايد اين طور نتيجه گيرى كنيم كه عمده ترين دشوارى پكن و مسكو در راستاى تشكيل اتحادى مشابه اتحاد ناتو در آسيا، جلب حمايت هندى ها خواهد بود. مثلث استراتژيك «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى روسيه طى سال هاى اخير نشان داده است كه قصد دارد ايده تشكيل محور سه گانه مسكو - دهلى نو - پكن را كه ائتلافى از سه كشور مجهز به تسليحات هسته اى با حدود ۲/۵ ميليارد نفر جمعيت خواهد بود، به طور جدى دنبال كند.اين ايده اولين بار از سوى «يوگنى پريماكف» نخست وزير پيشين روسيه در سال ۱۹۹۸ مطرح شد. اين ايده در آن زمان از سوى پكن رد شد، اما دهلى نو موضع مشخصى را درقبال آن اتخاذ نكرد. با اين حال، در دسامبر ۲۰۰۲ پوتين طى سفرى كه به چين و هند داشت، بحث هاى زيادى را در رابطه با ارتقاى سطح همكارى ها با مقامات اين دو كشور مطرح كرد. ضمن اين كه در بيانيه هاى رسمى منتشر شده در آن زمان نيز نشانه هاى كاملاً آشكارى از تمايلات ضدغربى اين سه قدرت جهانى و گرايش فكرى آنان به تحقق ايده جهان چند قطبى مشاهده مى شد. احتمال اقدام يكجانبه آمريكا در قبال عراق باعث شده بود تا كرملين بيش از پيش به تشكيل محور مسكو - دهلى نو - پكن اميدوار شود. هرچند كه پررنگ شدن طرح ايجاد اين محور و مطرح شدن خطرات ناشى از آن براى آمريكا در برخى از محافل سياسى اين كشور مانع از حمله به عراق نشد، اما روسيه، چين و هند همگى دريافتند كه بايد حول منافع مشترك به تقويت روابط سه جانبه خود از طريق مذاكره بپردازند. هر سه كشور از ابتدا مخالف جنگ با عراق بودند و همواره نسبت به چيزى كه آن را عدول از قوانين بازى بين المللى مى دانستند، اعتراض داشتند. اين وضعيت باعث شد تا مفهوم «مثلث استراتژيك» براى آن ها بيش از پيش برجسته و كارآمد جلوه كند. اما صرف نظر از دغدغه هاى مشترك نسبت به سلطه جهانى آمريكا، نبايد از ياد برد كه اين سه كشور منافع مشترك و نيازهاى متقابلى نيز دارند. هر سه اين كشورها نگران فعاليت گروه هاى اسلام گرا در قلمرو و ممالك خود و خواهان برقرارى ثبات در اوراسياى مركزى هستند. همچنين رابطه تسليحاتى رو به رشدى ميان روسيه و دو كشور بزرگ آسيايى ديگر وجود دارد. روس ها ساليانه از محل فروش جنگ افزارهاى پيشرفته از هواپيماهاى جنگى و بمب افكن گرفته تا زيردريايى هاى مدرن، ميلياردها دلار عايدى دارند. اين در حالى است كه پكن و دهلى نو با بهره گيرى از فرصت موجود به تأمين نيازهاى تسليحاتى خود از بازار نسبتاً ارزان مسكو مى پردازند. افزون بر اين هر سه كشور با ابداع سيستم هاى موشكى در جهان به مخالفت برخاسته اند و فراگير شدن اين قبيل سيستم ها را براى تداوم سياست بازدارندگى هسته اى مضر مى دانند. ژنرال هاى روس همواره به اين نكته اشاره داشته اند كه راههاى ارزان ترى را براى شكستن حصار امنيتى يك سيستم دفاع موشكى با استفاده از برخى برنامه هاى عملياتى موسوم به «جنگ نامتقارن» برجاى مانده از دوران اتحاد شوروى سابق در اختيار دارند. چين و هند طبق گزارش هاى موجود تاكنون ثابت كرده اند كه به سرمايه گذارى در زمينه جنگ نامتقارن كه به قدرت هاى ضعيف تر توان صف آرايى در برابر قدرت هاى قوى تر را مى دهد، علاقه مند هستند. اما وجود برخى دلايل تاحدى چشم انداز تأسيس محور سه گانه هند - روسيه - چين را تاريك كرده اند.برنامه هاى هسته اى و موشكى هند كه ظاهراً با هدف بازدارندگى در برابر تهديدات امنيتى پاكستان توسعه مى يابند، در حقيقت مى تواند به منزله بازدارندگى در مقابل كلاهك هاى هسته اى چين قلمداد شود. در اين زمينه همچنين هشدارهاى ديگرى نيز وجود دارد مبنى بر اينكه اگر چينى ها بتوانند خود را به سطح قابل قبولى از توانايى هاى پيشرفته نظامى برسانند، حتى ممكن است روزى به تهديدى براى روسيه كه به لحاظ دارا بودن منابع زيرزمينى بسيار غنى است، تبديل شود. همچنين اين واقعيت كه هند و چين از قضاى روزگار به عنوان رقباى سرسخت اقتصادى يكديگر محسوب مى شوند، تا حد زيادى تشكيل مثلث استراتژيك را تحت الشعاع خود قرار داده است. مناقشات مرزى هند و چين نيز مزيد بر علت شده است. اين دو كشور مدت ها است كه بر سر قلمرو وسيعى از زمين هاى «موات»، جدايى طلبان تبت كه تعدادشان به بيش از يك هزار نفر بالغ مى شود و رهبر معنوى آنها «دالايى لاما» اختلاف دارند. اما به نظر مى رسد كه اين مشكلات در قالب همكارى هاى چندجانبه در سازمان همكارى هاى شانگهاى تا حد زيادى قابل حل و حتى چشم پوشى هستند. هم اكنون از هند به عنوان نامزد اصلى ورود به جمع اعضاى فعلى اين سازمان نام برده مى شود. هرچند كه وجود برخى همكاراى ها ميان دهلى نو و واشنگتن نظير انتقال فناورى هسته اى گسترده تر از آمريكا، هندى ها را از اتخاذ يك موضع مشخص براى پيوستن به آن سازمان بازمى دارد، اما بروز برخى نگرانى هاى جديد در هند پيرامون تأمين انرژى مورد نياز آينده براى توسعه روزافزون اقتصادى، بستر مناسبى را براى همنوايى هندى ها با SCO فراهم آورده است. يكى از راههاى برون رفت هند از اين نگرانى ها، بهره مندى از منابع انرژى منطقه آسياى مركزى و ايران و توسعه مناسبات با كشورهاى نفت و گازخيز اين منطقه است. بنابراين به نظر مى رسد كه برقرارى نوعى اتحاد استراتژيك بين روسيه، چين و هند به صورت رسمى، غيررسمى يا تحت لواى سازمان همكارى هاى شانگهاى در آينده ممكن است چندان هم دور از ذهن نباشد. اما صرف نظر از اينكه هيچ يك از اين سه كشور حاضر نيستند به اين احساس كه قصد دارند عليه آمريكا با يكديگر متحد شوند، دامن بزنند، ايده مثلث استراتژيك هنوز فاقد يك سيستم اجرايى است. اين در حالى است كه وجود چنين سيستمى لازمه حصول اطمينان از بابت كسب هر نوع توفيق احتمالى در تدابير جنگى آتى است. علم به اين واقعيت بود كه روسيه و چين را به برگزارى تمرين اخير تشويق كرد. نشانه ها حكايت از اين دارد كه اين ذهنيت در حال تسرى به ساير اعضاى سازمان نيز هست. اين سازمان اعلام كرده است كه قصد دارد تمرينى ضدتروريستى را در اكتبر آينده با حضور سه كشور ازبكستان، تاجيكستان و قرقيزستان در مناطق كوهستانى آسياى مركزى برگزار كند. در حالى كه واشنگتن هم اكنون بيشتر توان قوه قهريه خود را در عراق و افغانستان درگير كرده است، روسيه و چين بيش از پيش مايلند كه انزجار خود را به زندگى در دنياى تك قطبى بروز دهند. در اين راستا، تمرين مشترك اخير فارغ از تأثيرات منطقه اى خود نشانه اى از عزم اين دو كشور به تشكيل «ائتلاف مخالفان» در برابر «ائتلاف موافقان» كه متشكل از كشورهاى حامى آمريكا در عراق هستند، است. قابليت هاى اين ائتلاف هم اكنون به گونه اى است كه مى تواند به عنوان يك اتحاد از نوعى كه زمينه ساز ايجاد يك ناتوى آسيا شود، عمل كند.
|