|
قصه تكرارى زباله هاى بيمارستانى
۸۲ دستگاه زباله سوز براى ۷۰ ميليون نفر
|
|
|
وفا شمس از كنارش بگذر. نگاه نكن. تو كه گوشه اى از حادثه نيستى. اصلاً انگار هيچ كس نيست. همه با هم حرف مى زنند و شايد اين گمان كه بالاخره بايد كارى كرد از آن بالا، وقت مرگ گرفته باشد. ما آدمهاى پاكى هستيم. پس مرده باد تمام زباله ها، حالا بهتر شد، نشد؟ ديگر سيمى به اعصاب وجدانت كشيده نمى شود حالا ما ديگر كور شده ايم. سرهامان زير برف است و از اينكه آلودگى ها را نمى بينيم لذت مى بريم. آفرين به ما انسانهاى مدرن. پس از كنارش بگذر. نگاه كن. اين كيسه ها شوم هستند روزانه حدود ۸۱ تن زباله بيمارستانى در كشور توليد مى شود. تعجب نمى كنيم چون به شنيدن سرنوشت آنها عادت داريم. گهگاه نوشته اى يا مصاحبه اى از همان دست گفت و گوهاى توجيهى: «طبق قانون x مصوبه سال y كليه واحدهاى D. موظف به رعايت موارد z هستند». و بعد هيچ اتفاقى نمى افتد. مثل هميشه كه هيچ اتفاقى نمى افتد. اما داستان، داستان تلخى است. سياهى از در و ديوار آن مى بارد. حالا به آن كيسه ها نگاه كن. درون آن شايد چشمى باشد كه روزى شهلا بوده و اكنون پوسيده و پزشكان آن را تخليه كرده اند يا بريده اى از اندام يك انسان. شايد هم دارى به كيسه اى نگاه مى كنى كه تومورها و جفت هاى زايمانى درون آن ريخته شده اند. تيغ هاى بيستورى، آنژيوكت ها و سوزن جراحى به راحتى پلاستيكها را پاره مى كنند و شيرابه زباله از ماشين هاى حمل سرازير مى شوند، توى خيابان، كوچه يا اصلاً همينجا كه تو خم شده اى تا پولت را از روى زمين بردارى. سكه درون جيب تو براى لحظاتى در رگه خشك شده اى از چرك و خون و عفونت غوطه خورد. آمار!! ... فقط براى نگرانى در حال حاضر ۶۳۰ نوع از مواد شيميايى و خطرناك در بيمارستانهاى كشور وجود دارد. حدود ۳۰۰ نوع آن غيرسمى و ۳۰۰ مورد آن سمى و خطرناك است. از سويى هر تخت بيمارستانى در شبانه روز ۲/۷۱۰ كيلوگرم زباله توليد مى كند. براى پى بردن به عمق فاجعه بد نيست بدانيد، حداقل ۸ درصد آب شرب شهر تهران از طريق منابع آبهاى زيرزمينى تأمين مى شود كه با روش غيربهداشتى دفع زباله هاى خطرناك بيمارستانى، فاضلاب هاى اين مراكز وارد منابع آبى زيرزمينى مى شود. گفته هاى مهندس فرزانه مشيرى مى تواند جالب توجه باشد. او كارشناس دفتر بررسى آلودگى آب و خاك است: «آمارها حكايت از آن دارد كه حدود دو هزار واحد درمانى - بهداشتى كشور تقريباً ۱۰۰ تن زباله توليد مى كند كه به دليل عدم جمع آورى و تفكيك صحيح اين مقدار زباله و اختلاط با زباله هاى ديگر تبديل به ۴۰۰ تن مى شود». به گفته وى از مجموع ۱۰۰۰ واحد فقط ۱۲۶ واحد زباله سوز دارند كه ۸۲ دستگاه آن فعال و ۴۴ دستگاه باقيمانده غيرفعال هستند. ضمن آنكه عمدتاً بر دستگاههاى فعال نظارتى صورت نمى گيرد. در سال ،۱۳۷۳ مجلس شوراى اسلامى عضويت ايران در كنوانسيون «بازل» را تصويب كرد و در پى آن قانون مديريت پسماندها در تاريخ ۸۳/۲/۲۰ به تصويب پارلمان ايران رسيد. برهمين اساس دستورالعملى براى تفكيك، جمع آورى، حمل و دفع زباله ها صادر شد. براساس قوانين كنوانسيون بازل مهمترين اقدامات پيرامون مديريت زباله هاى بيمارستانى چنين هستند. به حداقل رساندن توليد آنها و جداسازى و تفكيك از مبدأ، شناسايى و برچسب زنى، نقل و انتقال و ذخيره سازى، تصفيه، دفع، توسعه سلامتى و ايمنى آن و محيط زيست، تعليم و تربيت و اطلاع رسانى سازمانهاى ذيربط به خدمات گيرندگان و جامعه و در نهايت تحقيق و توسعه در جهت بهبود در استفاده از تكنولوژى هاى برتر. فكر مى كنيد با اين تعريف ديگر مشكلى وجود ندارد؟ فريبا ملك احمدى كارشناس بهداشت محيط بيمارستانهاى وزارت بهداشت و درمان، سال گذشته به يك خبرنگار گفت: «تا قبل از تصويب لايحه پسماندها براساس قوانين پيشين مسؤولان بيمارستانها با هماهنگى از سوى شهرداريها، وزارت كشور، فقط موظف به تفكيك زباله هاى عفونى و غيرعفونى بودند. پس از تصويب قانون پسماندها، مديريت اجرايى زباله هاى ويژه كه زباله هاى پزشكى هم جزئى از آن است به عهده توليدكننده گذاشته شده كه متأسفانه آيين نامه اجرايى آن تاكنون نوشته نشده است». مشكل جهانى است شايد براى برخى، آنچه ديده نمى شود يا حداقل افكار عمومى به صورت گسترده با آن مواجهه مستقيم ندارند به معناى عدم است، وجود نداشتن مطلق!!! ولى... هر چند به گفته يكى از مسؤولان اداره محيط زيست تهران، ۸۵ درصد از بيمارستانهاى پايتخت از نظر سازمان محيط زيست بيمارستان پاك به شمار مى آيند ولى واقعيت غير از اين است. در حالى كه براى ماده ۱۳۴ و ۱۰۴ قانون برنامه سوم توسعه واحدهاى آلاينده صنعتى و بيمارستانى كه مقررات زيست محيطى را رعايت نمى كنند مشمول جريمه خواهند شد. اين در حالى است كه از مجموع ۱۳۵ بيمارستان شهر تهران، فقط ۴ بيمارستان (۳ دولتى و ۱ خصوصى) داراى اتاقك نگهدارى موقت زباله هستند. دكتر مسعود يونسيان استاديار دانشكده بهداشت مى گويد: «طبق تحقيقات سازمان جهانى بهداشت ( WHO ) از ۲۳ ميليون مورد عفونتهاى بيمارستانى دنيا در سال، ۲۰ ميليون آن مربوط به هپاتيت B، ۲ ميليون هپاتيت C و ۱۵۰ تا ۲۶۰ مورد به HIV مربوط مى شود كه از طريق اشياى نوك تيز و زباله هاى بيمارستانى منتقل مى شود. «به گفته وى طبق تحقيقات سازمان بهداشت جهانى در سال ۲۰۰۲ ميلادى از مجموع ۲۲ كشور مورد بررسى قرار گرفته، ۱۸ تا ۶۴ درصد زباله ها به طريق مناسبى دفع نشده اند. اما آيا جهانى بودن اين مشكل مى تواند مراكز يا مسؤولانى را تبرئه كند؟ مهندس مشيرى در تحليل مبناى تشخيص زائده هاى بيمارستانى چند سؤال پى در پى مطرح مى كند: «بايد مشخص شود كه آيا زباله ها حاوى عوامل عفونى هستند؟ آيا به آلودگى هاى ژنتيكى يا دارويى آغشته هستند؟ آيا در آنها مواد شيميايى خطرناك يافت مى شود؟ وضعيت راديواكتيو موجود در آنها چگونه است؟ وسايل نوك تيز چطور؟ دارند يا ندارند؟» فكر مى كنيد تمام اين موارد در پروسه دفع زباله هاى بيمارستانى در ايران رعايت مى شود؟ آمار مشخصى از تعداد دقيق مبتلايان به بيماريهاى مختلف از طريق بيمارستانها وجود ندارد ولى يادمان نرفته روزى را كه رسول خادم، رئيس كميسيون فرهنگى - اجتماعى و زيست شهرى شوراى شهر تهران گفت: «متأسفانه بيمارستانها، تفكيك زباله هاى ويژه از زباله هاى شهرى را جدى نمى گيرند.وضعيت جمع آورى و تفكيك زباله هاى بيمارستانى از سوى توليدكنندگان آنها هنوز از شرايط مطلوب فاصله دارد. (به نقل از خبرگزارى مهر ۸۳/۱۰/۱۲)». فرزانه مشيرى توجه ما را به نكته اى جلب مى كند كه در ميان هياهوى پرداختن به مقوله زباله هاى بيمارستانى تا حد زيادى گم شده است: «پزشكان، پرستاران و خدمه بيمارستانها نخستين افرادى هستند كه با خطر مواجهند. بيماران جايگاه دوم را به خود اختصاص مى دهند، در مرتبه سوم گروهى مانند كارگران خشك شوييها، حمل و نقل زباله، اپراتورهاى زباله سوزها و ساير تجهيزات امحا ايستاده اند كه به طور مستقيم با زباله هاى بيمارستان در ارتباط باشند». به تمام اينها مردم كوچه و خيابان را هم اضافه كنيد آنجا كه نياز به پالايش درونى دارد. جايگاه استفاده گسترده از تكنولوژى هايى مانند هيدرو كلاوها و مايكروويها كجاست؟ پاسخ: «فعلاً در حال برسى و اندكى هم آزمايش» ... و بعد مرگ مى آيد ... پسر ميان زباله ها مى گردد. با كيسه اى زباله بر دوش لابه لاى انبوه زباله ها. اينجا بهشت پلاستيك جمع كن ها است. زباله هاى بيمارستانى سرشار از اين ماده هستند. پسر آنها را جمع مى كند، هركدام آلوده به چيزى كه شايد فردا در هيبت يك شىء پلاستيكى نو سر از بازار درمى آورد. من و تو و ما مى خريم به همين راحتى. و بعد شايد مرگ بيايد به همين آسانى!!!
|