|
رالى كويردر قم و كاشان
رفتن و رفتن و ... خسته شدن
|
|
|
نويسنده و عكاس: مرتضى قديمى
هنوز خودم را در جيپ جابه جا نكرده ام كه آقا جلال پايش را از روى كلاج برمى دارد و انگار كنده مى شويم. نقشه درست و حسابى نداريم، فقط يك كروكى. نبايد پژويى را كه جلوتر از ماست گم كنيم. آقا جلال اتوبان آزادگان را گاز مى دهد و ما هم ميله ها را محكم چسبيده ايم. ما يعنى من و رشاد كه قرار است فيلمبردارى كند. فيلمبردارى؟ داريم مى رويم مسابقه رالى كوير كه قرار است در بيابان هاى قم و كاشان در ۲ روز برگزار شود. استارت مسابقه از محل فدراسيون اتومبيلرانى در مجموعه آزادى خورده مى شود. راننده ها بايد خودشان را به اولين قسمت در اتوبان ساوه برسانند و از آن جا وارد خاكى شوند. بيشتر از هفتاد خودرو در كلاس هاى ۱۶۰۰ و ۱۸۰۰ حضور دارند. هر خودرو دو سرنشين دارد، يك راننده و ديگرى هم نقشه خوان است كه به نظر كار بسيار سختى پيش رو دارند. البته كار نقشه خوان بسيار حساس و مهم به نظر مى رسيد. ۹۰۰ كيلومتر رانندگى در كوير مشكلات و سختى هاى خاص خودش را دارد. از خراب شدن و پنچر شدن ماشين گرفته تا واژگون شدن، مسير را اشتباه رفتن و حتى گم شدن! حالا ديگه گاز بده! بالاخره به قسمت اول مى رسيم. همه حرفه اى ها رفته اند. تيم ها به دو دسته حرفه اى ها و آماتورها تقسيم بندى شده اند. تا رسيدن به قسمت اول راننده ها مجبور هستند با سرعت مشخص حركت كنند تا در يك زمان مشخص به نقطه استارت مسير خاكى برسند. اگر زودتر برسند در محاسبات نمره منفى خواهند گرفت. چند عكاس و گزارشگر و فيلمبردار شبكه ZDF آلمان در استارت خاكى منتظر شكار لحظه هاى متنوعى از رانندگان جسور رالى كوير هستند. راننده هاى آماتور هم آرام آرام مى رسند و زمان رسيدن را ثبت مى كنند و به سرعت به جاده خاكى مى زنند. پشت سرشان گرد و غبار بلند مى شود و تا جايى كه چشم كار مى كند گرد و غبار را با خودشان مى برند. ما هم مى پريم روى جيپ و آقا جلال هم انگار كه در مسابقه شركت كرده تا جايى كه مى تواند گاز مى دهد. شروع مسابقه از حوالى منظريه قم است. حالا ديگر از خيابان، اتوبان، دود، شهر و شلوغى دور شده ايم و تا چشم كار مى كند كوه و تپه است و هر از گاهى چند خانه گلى كنار هم كه بر بام آنها زنى يا مرد جوانى ايستاده و عبور پرسرعت اتومبيل ها را نگاه مى كند و بعضى ها هم دست تكان مى دهند. از نقطه شروع مسابقه خيلى دور نشده ايم كه جلوبندى يكى از پرايدهاى شركت كننده در مسابقه دچار مشكل شده و در جاده خاكى مسابقه متوقف شده است. آقا جلال با جيپ، پرايد را به كنار جاده مى كشد تا باقى راننده هاى آماتور از كنارمان به سرعت عبور كنند. نقشه خوان پرايد حسابى حالش گرفته است و مى گويد: «بدشانسى آورديم. كلى منتظر اين مسابقه بوديم.» رضا كه راننده بوده مى گويد: «بى خيال رالى بعدى جبران مى كنيم.» مهران مى گويد: «رالى بعدى؟ فعلاً آفتاب بخور، حالش را ببرى.» بايد راه بيفتيم. مهران و رضا مى مانند تا ماشين هاى امداد برسند. اگر مى توانستند ماشين را تعمير مى كنند وگرنه بايد آن را يدك كنند تا اولين تعميرگاه. دوباره وارد مسابقه مى شويم. آقا جلال چشم هاى تيزى دارد و از آينه حسابى مراقب پشت سرمان است. هر ماشينى را كه مى بيند به سرعت كنار مى كشد و بعد دوباره وارد مسير مى شود. مقصد مسير رفت هتل اميركبير كاشان است، اما قبل از آن در كروكى امامزاده سكينه خاتون، تقى آباد، آران و بيدگل را مى بينيم. تا رسيدن به امامزاده سكينه خاتون پنج خودروى ديگر متوقف شده اند كه براى هر كدام از آن ها چند دقيقه اى مى ايستيم. جفت لاستيك هاى يكى از خودرو ها پنچر شده، يكى ديگر از جاده منحرف شده و به صخره زده است اما كنده شدن چرخ عقب يك خودرو بسيار جالب است. چرخ عقب ۲۰۶ سامان و اميرحسين كنده مى شود و مجبور مى شوند چندين كيلومتر را با سه چرخ حركت كنند. هر دو را وسط كوير مى بينيم. از آقا جلال مى خواهند با جيپ برگرديم شايد چرخ را پيدا كنيم. اولش فكر كرديم شوخى مى كنندكه كل چرخ كنده شده است و با سه چرخ رانندگى كرده اند، اما وقتى ماشين را مى بينيم كه سوار مى شوند و راه مى افتند.... چاره اى هم ندارند بايد خودشان را به جاده آسفالته برسانند. اهالى روستاى نزديك محل به ديدن مسابقه آمده اند. ديدن ۲۰۶ سه چرخه برايشان جالب است. اميرحسين كه در مسابقات سرعت هم شركت مى كند، مى گويد: «در مسابقه رالى كوير بايد منتظر هر حادثه اى بود.» البته تجربه در اين مسابقات حرف اول را مى زند. او كه به نظر مى آيد اصلاً نگران خسارت وارد شده به ماشين نيست مى گويد: «مسابقه و رانندگى در كوير مثل كل زندگى است.» حركت كه مى كنيم به آقا جلال مى گويم: «منظورش چى بود؟ مسابقه و رانندگى در كوير مثل كل زندگى است.» آقا جلال مى خندد و مى گويد: «دفعه اوله كه اومدى كوير؟» مى گويم: بله مى گويد: «صبر كن، شايد متوجه شدى.» تقريباً همه آماتورها هم از ما جلو افتادند. رد چرخ ماشين ها به آقا جلال كمك مى كند تا مسير را پيدا كنيم. اتفاقى كه نبايد بيفتد بالاخره نصيب ما مى شود. مسير را اشتباه مى رويم. البته مقصر آقا جلال نبود. پژويى كه از مسابقه عقب مانده بود مى افتد جلو ما. نقشه خوان اشتباه مى كند و ما هم به دنبال او. شايد ۲۰ دقيقه اى دنبالش مى رويم. از ظهر گذشته. آفتاب بالاى سرمان است. مسير را بايد برگرديم. اما اينكه كجا را اشتباه كرديم نمى دانيم. يك ساعت معطل مى شويم. تا در دل كوير با گروهى برخورد مى كنيم كه چاهى عميق براى آب مى زنند. راهنماى آنها كمك مى كند تا بعد از نيم ساعت به جاده آسفالته برسيم. سرعت گرفته ايم تا خودمان را به بچه ها برسانيم. ابتداى مسير جاده كوه سفيد بچه ها را پيدا مى كنيم و دوباره مى افتيم در مسير مسابقه. حميد و گودرز از سارى براى مسابقه آمده اند. ابتداى اين قسمت از مسير مسابقه متوقف شده بودند. شيلنگ رادياتور ماشين پاره شده است. آقا جلال تقريباً همه جور لوازم همراهش دارد از انواع آچار و چاقو گرفته تا كلى آب. مشكل ماشين حميد را حل مى كند تا حركت كنيم. تا رسيدن به امامزاده سكينه خاتون چند تست ديگر منتظر هستند تا همه ماشين ها برسند. آخرين تست كوير در امامزاده است و بعد از نيم ساعت رانندگى به جاده آسفالت مى رسيم. هوا ديگر به تاريكى مى زند كه به كاشان رسيده ايم. شب هتل اميركبير حال و هواى ديگرى دارد. بچه ها دور ميزها نشسته اند و خاطرات كل روز و مسابقات قبل را دوره مى كنند. چهره ها ديگر شبيه چند ساعت قبل نيست. همه دوش گرفته اند و لباس ها را عوض كرده اند. جوانى كاشانى كه در هتل كار مى كند ديدن آن همه ماشينى كه از كوير به كاشان آمده اند برايش جالب است. باور نمى كند و با لهجه كاشى اش مى گويد: «آخه چطور ماشين ۲۰ ميليونى را از توى كوير آورده اند؟ ماشين داغون مى شه. واقعاً چه دل خوشى دارند بعضى ها... رالى چهار تيم خانم هم دارد. لاله صديق و زهره وطن خواه از سابقه دارهاى شركت در مسابقات رانندگى هستند. يكى از دخترهاى شركت كننده در مسابقه مى گويد با كمى اعتماد به نفس و داشتن تجربه خانم ها مى توانند در اين گونه مسابقات شركت كنند. لاله صديق بارها در مسابقات سرعت شركت كرده و تقريباً از اولين خانم هاى شركت كننده در مسابقات اتومبيلرانى است و حالا در لابى هتل كنار حرفه اى هاى رانندگى در رالى كوير نشسته و حتماً خيلى خوشحال است كه توانست بدون مشكل خود را به مقصد برساند. راننده ها بايد صبح زود بيدار شوند تا مسيرى طولانى و نسبتاً سخت تر را پشت سر بگذارند. از ساعت ۶ تقريباً اغلب راننده ها و عوامل فنى و اجرايى بيرون هتل هستند و به خودروهاى خودشان مى رسند. ساعت هشت و يك دقيقه دوباره رالى آغاز مى شود. استارت مسير خاكى از امامزاده آقا على عباس مى خورد. مسير برگشت طولانى تر و البته رنگ و بوى كويرى اش بسيار بيشتر است. بعد از چند ساعت رانندگى ديگر نه خانه اى ديده مى شود و نه درختى. تا چشم كار مى كند تپه ماهور است و درختچه هاى كويرى. چندين خودرو در قسمتى از مسير مسابقه متوقف مى شوند. بعضى از آن ها حداقل دو ساعت منتظر مانده بودند تا به آنها مى رسيم. چند ساعتى در آن منطقه متوقف مى شويم تا همه خودروها از رمل ها بيرون كشيده شوند. هيچ كس اما خسته و نگران نيست. حس همكارى درهمه وجود دارد. از رمل ها كه خارج مى شويم ماشين ها دوباره سرعت مى گيرند. يك ساعتى بايد به سرعت برويم تا به كاروانسراى مرغاب برسيم. فرصتى براى رفع خستگى و نوشيدن آب خنك. كيومرث كه ازمسابقه جامانده مى گويد: «همه لذت مسابقه رالى كوير در همين است.» بمانى، بلند شوى، خودت را برسانى، گاهى مى رسى، گاهى نمى رسى، اما هيچ وقت نا اميد نيستى. در كوير بخواى نااميد شوى باخته اى. بردن در اين رالى حتماً نفر اول شدن نيست. بردن عبور از كوير و رسيدن به مقصد است. نيم ساعتى در كاروانسرا مى مانيم و بعد راه مى افتيم. يك ساعت ديگر مى رويم تا به آران و بيدگل مى رسيم. هوا ديگر تاريك شده است. همه حرفه اى ها به قم رسيده اند. به ساعت نگاه مى كنم. ساعت از ۱۲ شب گذشته كه به تهران مى رسيم. تمام شب خواب كوير و سختى هاى دو روز گذشته را مى بينيم. نشستن، برخاستن، حركت كردن، خسته شدن ولى باز هم رفتن و رفتن و رفتن.
|