جمعه ۱ مهر ۱۳۸۴ -
Fri, Sep 23, 2005
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۲۶۰
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
RSS
تجسمى
به مناسبت سالمرگ جانى كش، خواننده و آهنگساز
منطقه آزاد
ماجراى خلق بزرگ ترين نقاشى گروهى دنيا روز به روز هيجان انگيزتر مى شود. همانطور كه در هفته هاى گذشته در اين ستون نوشتيم، هر بار يك كشور مدعى خلق چنين اثرى مى شود و با توجه به اينكه ايران نيز يكى از مدعيان اين امر است، اخبار مربوط به اين موضوع براى ما اهميت ويژه اى دارد. فكرش را بكنيد، اسم كشور ما در صدر خالقان نقاشى هاى گروهى قرار بگيرد!
اما نا اميد كننده ترين خبر دراين باره، هفته گذشته اعلام شد و نقاشى جمعى دانش آموزان ويتنامى به عنوان بزگترين نقاشى گروهى جهان در كتاب ركوردهاى گينس به ثبت رسيد. ۱۴۴۵ دانش آموز ويتنامى در يك كار گروهى، نقاشى بزرگى را در متراژ ۱۹‎/۸ متر مربع خلق كردند. اين نقاشى بزرگ، روز يازدهم سپتامبر در نمايشگاه بزرگ دانانگ در ميدان اصلى شهر هوشى مينه براى بازديد عموم نصب شد و عكاسان و خبرنگاران زيادى براى بازديد و ثبت اين اثر در اين مراسم شركت كردند.
اما بر اساس اعلامهاى قبلى، طولانى ترين نقاشى جهان همزمان با نيمه شعبان با همراهى سه هزار نوجوان در تهران ترسيم خواهد شد. اميدواريم اين سه هزار نوجوان بتوانند روى دست ۱۴۰۰ نوجوان ويتنامى بلند شوند.
خبر جالب ديگرى كه چندى پيش منتشر شد، به پاره كردن يكى از تابلوهاى روى ليختن اشتاين، هنرمند مشهور و پاپ آرت مربوط مى شود. يك زن ۳۵ ساله در آخرين روز برپايى نمايشگاهى از آثار اين هنرمند در موزه اتريش با چاقو به تابلوى «برهنه در آينه» حمله كرد و چهار برش بر روى آن پديد آورد. اين تابلو كه در اختيار خانواده راش از نيويورك بود، از بيمه اى معادل شش ميليون دلار برخوردار است. گويا زن مهاجم كه هويت او فاش نشده، در طول بازجويى هاى پليس به دو نفر از اعضاى پليس نيز حمله كرده است. به گفته كارشناسان حقوقى، اين جرم مى تواند مجازاتى تا پنج سال زندان به دنبال داشته باشد. پيش از اين، حمله به مجسمه ها و آثار هنرى نصب شده در فضاهاى عمومى در كشورهاى غربى سابقه داشت، اما اين زن دست به نوآورى تازه اى در ونداليسم هنرى زده است. اين خبر شايد براى باز كردن بحث ونداليسم هنرى در ايران كه هم اكنون در قالبى فلسفى در كشورهاى ديگر به آن پرداخته مى شود، مفيد باشد. چرا كه هم اكنون به غير از چندين اثر از روى ليختن اشتاين، آثار هنرى بزرگان ديگرى مانند ونگوگ، دالى، پيكاسو، وارهل، پولاك و... نيز در موزه هنرهاى معاصر تهران به نمايش گذاشته شده است.
يك خبر كمى قديمى هم از لبنان بخوانيد كه بر اساس يك نظرسنجى، مشخص شد هنرمندان زن اين كشور سطحى هستند، البته بر اساس اعلام سايت اينترنتى روزنامه البيان. دليل اين ادعا نيز اين امر بيان شده كه وقتى از بسيارى از هنرمندان زن لبنانى سؤال مى شود سرگرمى آنها چيست، جواب مى دهند مطالعه. وقتى دوباره از آنها پرسيده مى شود چه كتابهايى، مى گويند جبران خليل جبران، پائولو كوئليو و نزار قبانى. احتمالاً اين لبنانى ها كمى ناشكر هستند و هنوز قدر اين نكته را نمى دانند كه هنرمندانشان حداقل اين كتابها را مى خوانند.
در دنياى موسيقى هم كه فعلاً اين روزها با وقوع توفان كاترينا، برپايى كنسرتهاى خيريه در سراسر آمريكا آغاز شده است. البته در ميان برپاكنندگان اين برنامه ها، چهره هاى شاخصى كه در كنسرت هاى خيريه سونامى يا Live 8 حضور داشتند، به چشم نمى خورند.
آخرين خبر را نيز از حراج وسايل شخصى يك خواننده در آمريكا بخوانيد. Ebay در يك اقدام عجيب وسايلى كه از سوى آزى آزبورن يا خانواده اش حداقل يك بار مورد استفاده قرار گرفته را در معرض فروش قرار داده است. گويا در ميان اين وسايل، دستمالى كه اين خواننده يك بار بينى خود را با آن پاك كرده نيز وجود دارد. خدا عاقبت ما را به خير كند.
تجسمى
به ياد استاد جعفر پتگر، هنرمند نقاش
از اينجا تا ابديت
229071.jpg
باقر قبادى
جعفر پتگر، هنرمند نقاش كه از حدود ۶۵ سال قبل فعاليت هنرى خود را به شكل جدى آغاز كرد، عصر روز جمعه گذشته دار فانى را وداع گفت. اين استاد نقاشى كه در سالهاى اخير، كمتر حرف و سخنى از او شنيده مى شد، جزو شاگردهاى باواسطه كمال الملك محسوب مى شود، اما شاگردى كه جريان هاى هنرى دوران خود در خارج از ايران را با تكيه بر المان هاى ايرانى - اسلامى به آثارش وارد كرد.
جعفر پتگر، فرزند حسن در سال ۱۲۹۹ در محله گازران تبريز چشم به جهان گشود و پس از اتمام دوره دبستان بمدت سه سال در هنرستان صنايع مستظرفه آذربايجان به فراگيرى دوره مقدماتى نقاشى، طراحى و سياه قلم مشغول شد. در ارديبهشت سال ۱۳۱۲ به تهران آمد و در هنرستان كمال الملك بخش «هنر جديد» بمدت شش سال تا دوره ليسانس تحصيل كرد. در همين زمان بمدت دو سال نيز نزد استاد نقاش آلمانى به نام «آلبرت هونمان» به طور خصوصى تعليم ديد و نزديك به دو سال نيز در دانشكده هنرهاى زيباى تهران به طور مستمع آزاد به تمرين و مطالعه پرداخت.
در تبريز، استاد او مرحوم ميرمصور بود و در تهران استادان وى بيشتر از شاگردان استاد كمال الملك بودند. او در سال ۱۳۱۹ آموزشگاه آزاد نقاشى را تأسيس كرد و پس از آن به تعليم نقاشى و پيگيرى و شيوه هنرى ويژه خود پرداخت.
در سال ،۱۳۲۵ نخستين نمايشگاه خود را برگزار كرد كه در اين نمايشگاه علاوه بر آثار او، تابلوهاى بيش از يكصد هنرمند ديگر نيز به معرض نمايش گذاشته شدند كه او عنوان نخست اين نمايشگاه را به خود اختصاص داد. پتگر علاوه بر آثار با ارزش هنرى، دو كتاب در باب هنر تدوين كرده است كه عبارتند از «مرزهاى هنر و انسان» و «هنر و ادبيات».
در سير هنر نقاشى ايران او را از نقاشان پس از هنرمندانى چون هوشنگ پزشك نيا، على اكبر صنعتى و على اصغر پتگر (برادر او) مى دانند. اين نقاشان، افرادى بودند كه پس از آغاز به كار دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران، پيشگامان نقاشى ايران با توجه به جريان هاى هنرى غربى بودند. در اين دوران، نقاشانى پا به عرصه هنر گذاشتند كه با آشنايى عميق از هنرها و سنتهاى ايرانى، شيوه ها و مهارتهاى هنرمندان غربى را به كار خود وارد كردند. جعفر پتگر نيز يكى از اين افراد بود كه از آنها شناخته شده تر است و آثار ارزشمند بسيارى خلق كرده.
آثار اين هنرمند نشان مى دهد كه از همگنان خود، چيره دست تر است. تركيب بندى استادانه تابلو رفوگر و شناخت صحيحى كه از سايه روشن هاى رنگ پوست دارد بر تجربه هاى مستمر او در حوزه هنر نقاشى دلالت مى كند.
در بيشتر آثار او مى توان نماهاى واقعى زندگى از كارگران، بيماران و ديگر افراد جامعه را ديد. مهارت او در نقاشى، زمانى آشكارتر مى شود كه شاهد تيزبينى او در طراحى و تركيب آن با تقارن هاى آناتوميك باشيم.
خود او در جايى گفته بود: «اجازه بدهيد اول اين نكته را بگويم كه هنرمندى كه در جست و جوى پيدا كردن يك شيوه هنرى در سبك هاى غربى يا شرقى است، نمى تواند اثرى خالص را خلق كند. چنين فردى در گذر زمان غرق مى شود و آثار او داراى ارزش حقيقى نخواهند بود. من پس از سالها تجربه و تفكر در هنر جهان به هنرى ايرانى - اسلامى رسيده ام.»
او درباره روند نقاشى در مغرب زمين نيز عقيده داشت: «نقاشى دنياى غرب در مذهب و تكيه بر ارزشهاى انسانى ريشه داشت و هميشه از حمايتهاى كليسا برخوردار بود. در چند قرن گذشته با تحولاتى كه در دنياى غرب پديد آمد و ارزشهاى مذهبى جايگاه گذشته خود را از دست دادند، روح زيباشناسى در نقاشى جلوه اى تازه پيدا كرد و مقام رفيعى پيدا كرد. به همين دليل رسيدن به هنر مدرن در دنياى غرب، دستاوردى ساده و بى تكلف است.»
در تمامى آثارى كه از اين هنرمند برجا مانده مى توان همان گرايشى كه خود او به هنر ايرانى - اسلامى بيان مى كرد را مشاهده كرد و اين رويكرد از عنوانهايى كه براى آثار خود انتخاب مى كرد نيز مشخص است. عنوانهايى مانند: «على، انگشترى و گدا»، «الخيرات»، «وجدان»، «در زندان»، «قرآن»، «الاشراق»، «آى آدمها»، «از اينجا تا ابديت»، «رفوگران» و... آخرين اثر به جا مانده از استاد پتگر تابلوى «رياكاران» است كه در دهه شصت به پايان رسيد. روحش شاد باد.
به مناسبت سالمرگ جانى كش، خواننده و آهنگساز
ترانه خوان
مزارع پنبه
229050.jpg
رضا بايگان
هفته گذشته دومين سالگرد مرگ جانى كش، خواننده و آهنگساز مشهور آمريكايى بود. هر چند امسال، مانند دو سال گذشته برنامه هاى يادبود و اجراهاى خوانندگان كانترى به اين مناسبت گسترده نبود اما باز هم گروهى از هنرمندان اين سبك موسيقى دور هم جمع شدند تا درگذشت اين هنرمند را از زير سايه توفان كاترينا بيرون بياورند و به ياد او باشند.
«جى.آر.كش» در سال ۱۹۳۲ در خانواده اى كه حرفه اداره كننده آن كارگرى در مزارع پنبه بود در كينگز لند كانزاس متولد شد. يعنى درست در همان زمانى كه ركود اقتصادى و وضعيت نامطلوب كشاورزان ايالت هاى جنوبى آمريكا بسيارى از كارگران مزارع و كشاورزان را وادار به ترك مزارع خود و سرازير شدن به سمت ايالت هاى شمالى كرد. جالب آن است كه اين رويداد نامطلوب براى خانواده كش در تاريخ موسيقى معاصر، نقطه عطفى براى موسيقى قلمداد مى شود؛ چرا كه در اثر همين مهاجرت ها بسيارى از نوازندگان سياه پوست موسيقى جز از زادگاه اين موسيقى يعنى نيواورلئان خارج شدند و موسيقى خود را به دنياى سفيدپوستان و سپس سراسر جهان وارد كردند.
اما پدر كش در اثر اين مصيبت، سرنوشتى مانند ديگر كارگران پيدا كرد و مجبور شد هر كارى كه مى يافت را بپذيرد؛ گاهى به عنوان كارگر مزارع، گاهى در كارگاه هاى چوب برى و گاهى نيز در خطوط راه آهن.
قانونى كه در سال ۱۹۳۵ براى حمايت از كشاورزان بى چيز تصويب شد زندگى آنها را دگرگون كرد و خانواده كش يك مزرعه پنبه و يك خانه پنج اتاقه به دست آورد. جانى كش تا سال ۱۹۵۰ در همان مزرعه ماند و هنگام كار در مزرعه و در ميان كارگران با زبان خاص، داستان ها، ترانه ها و موسيقى آنها آشنا شد و سال ها بعد همه اينها در موسيقى او بروز پيدا كردند.
پخش آثار خوانندگانى چون «هنك ويليامز»، «ارنست توب» و «روى ايكاف» از راديو اولين شعله هاى اشتياق به موسيقى كانترى را در او شعله ور كرد اما هنوز تا وارد شدن خود او به دنياى موسيقى راه زيادى مانده بود.
كش در سال ۱۹۵۰ به نيروى هوايى ايالات متحده پيوست و به «لندزبرگ» در آلمان اعزام شد و در همين دوران سرودن نخستين ترانه هاى خود را آغاز كرد؛ ترانه هايى كه برخى از آنها در سال هاى شهرت او همراه با موسيقى خوانده شدند و علاقه مندان موسيقى كانترى حدود يك دهه بعد آنها را زيرلب زمزمه مى كردند.
چهار سال بعد وقتى به كشورش بازگشت به عنوان يك فروشنده مشغول به كار شد و اولين گروه نوازندگان خود را پيدا كرد. سه نفر مكانيك به نام هاى «مونرو پركينز»، «مارشال گرفت» و «اى، كرنودل» اعضاى اين گروه بودند كه مدتى بعد و با خارج شدن كرنودل كار رسمى خود را با نام گروه Tennessee Three آغاز كردند؛ گروهى كه متشكل از دو مكانيك و يك فروشنده بود.
نخستين آلبوم گروه با پنج ترانه براى استوديوى سان ضبط شد و موفقيت خوبى براى اين سه نفر به همراه آورد و در سال ۱۹۵۵ نزديك ۱۰۰ هزار كپى از آن فروخته شد.
همكارى كش با استوديو سان تا سال ۱۹۵۸ ادامه پيدا كرد اما در همان سال روحيه سركش او و اشتياقش به ساخت آثارى با مضمون هاى مذهبى،  سياسى و اجتماعى كه به شاخص اصلى كار او در سال هاى بعد منجر شد، ادامه همكارى كش با اين استوديو را متوقف كرد. او كه تا آن زمان حدود ۵۰ ترانه براى سان ساخته بود، تصميم داشت اثرى مذهبى را منتشر كند كه اجازه اين كار را نيافت.
كلمبيا ركوردز، مقصد بعدى اين خواننده و آهنگساز بود كه همكارى آنها به مدت ۲۸ سال پابرجا ماند و بسيارى از مشهورترين آثار كش را همين استوديو منتشر كرد.
اوج شهرت كش در دهه ۱۹۶۰ ميلادى و با انتشار دو آلبوم At Folsom Prison و At San Quentin آغاز شد و همكارى او با باب ديلن كه در جشنواره فولك نيوپورت با هم آشنا شده بودند،  منجر به محبوبيت او نزد مخاطبان موسيقى راك در سال هاى پايانى آن دهه شد. در دهه ۷۰ چند آلبوم ديگر با مضامين مذهبى منتشر كرد و در آن زمان كه به اوج شهرت رسيده بود همراه با همسر خود به فلسطين اشغالى سفر كرد. قصد او از اين سفر، ساختن فيلمى به نام «جاده گاسپل» بود كه در آن به شرايط زندگى مسيحيان فلسطينى در حملات سربازان اسرائيل و همدردى آنها با مسلمانان پرداخت.
با افول دوران رونق موسيقى كانترى در دهه هاى ۸۰ و ۹۰ ميلادى و ظهور سبك هاى موسيقى تازه تر، كش نيز آرام آرام از زير نورهاى درخشان صحنه بيرون آمد. اما همچنان به فعاليت خود ادامه داد و در سال ۹۴ با انتشار آلبومى از آثار تام ويتز و لئونارد كوهن يك بار ديگر خود را مطرح كند. اين آلبوم، آخرين اثر خبرساز او تا زمان مرگش در سال ۲۰۰۳ بود.
كش برخلاف ديگر خوانندگان موسيقى كانترى در برابر موضوع هاى سياسى و اجتماعى سكوت نمى كرد. اين هنرمند در بسيارى از آثار خود به همان داستان هايى كه از وضعيت كارگران در دوران نوجوانى خود مى شنيد، بازگشت و به روايت آنها پرداخت. ترانه معروف «ايرا هايس» يكى از برجسته ترين آثار او در اين زمينه است كه در آن داستان يك سرخپوست آمريكايى را روايت مى كند كه به ارتش مى پيوندد و پس از پايان جنگ جهانى دوم به سرزمين خود باز مى گردد اما تحت تأثير فشارهاى تبعيض نژادى هيچ مسكنى غير از الكل نمى يابد و زندگى خود را تباه مى كند.
كش در طول سال هاى طولانى فعاليت هنرى خود توانست ۱۱ جايزه گرمى را به دست آورد و به غير از الويس پريسلى تنها فردى بود كه توانست هم به تالار مشاهير موسيقى كانترى و هم به تالار مشاهير راك اند رول وارد شود.
كاريكاتور
229125.jpg
كاريكاتور


|   شناسنامه   |   آرشيو   |