|
تجسمى
به ياد استاد جعفر پتگر، هنرمند نقاش از اينجا تا ابديت
|
|
|
باقر قبادى جعفر پتگر، هنرمند نقاش كه از حدود ۶۵ سال قبل فعاليت هنرى خود را به شكل جدى آغاز كرد، عصر روز جمعه گذشته دار فانى را وداع گفت. اين استاد نقاشى كه در سالهاى اخير، كمتر حرف و سخنى از او شنيده مى شد، جزو شاگردهاى باواسطه كمال الملك محسوب مى شود، اما شاگردى كه جريان هاى هنرى دوران خود در خارج از ايران را با تكيه بر المان هاى ايرانى - اسلامى به آثارش وارد كرد. جعفر پتگر، فرزند حسن در سال ۱۲۹۹ در محله گازران تبريز چشم به جهان گشود و پس از اتمام دوره دبستان بمدت سه سال در هنرستان صنايع مستظرفه آذربايجان به فراگيرى دوره مقدماتى نقاشى، طراحى و سياه قلم مشغول شد. در ارديبهشت سال ۱۳۱۲ به تهران آمد و در هنرستان كمال الملك بخش «هنر جديد» بمدت شش سال تا دوره ليسانس تحصيل كرد. در همين زمان بمدت دو سال نيز نزد استاد نقاش آلمانى به نام «آلبرت هونمان» به طور خصوصى تعليم ديد و نزديك به دو سال نيز در دانشكده هنرهاى زيباى تهران به طور مستمع آزاد به تمرين و مطالعه پرداخت. در تبريز، استاد او مرحوم ميرمصور بود و در تهران استادان وى بيشتر از شاگردان استاد كمال الملك بودند. او در سال ۱۳۱۹ آموزشگاه آزاد نقاشى را تأسيس كرد و پس از آن به تعليم نقاشى و پيگيرى و شيوه هنرى ويژه خود پرداخت. در سال ،۱۳۲۵ نخستين نمايشگاه خود را برگزار كرد كه در اين نمايشگاه علاوه بر آثار او، تابلوهاى بيش از يكصد هنرمند ديگر نيز به معرض نمايش گذاشته شدند كه او عنوان نخست اين نمايشگاه را به خود اختصاص داد. پتگر علاوه بر آثار با ارزش هنرى، دو كتاب در باب هنر تدوين كرده است كه عبارتند از «مرزهاى هنر و انسان» و «هنر و ادبيات». در سير هنر نقاشى ايران او را از نقاشان پس از هنرمندانى چون هوشنگ پزشك نيا، على اكبر صنعتى و على اصغر پتگر (برادر او) مى دانند. اين نقاشان، افرادى بودند كه پس از آغاز به كار دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران، پيشگامان نقاشى ايران با توجه به جريان هاى هنرى غربى بودند. در اين دوران، نقاشانى پا به عرصه هنر گذاشتند كه با آشنايى عميق از هنرها و سنتهاى ايرانى، شيوه ها و مهارتهاى هنرمندان غربى را به كار خود وارد كردند. جعفر پتگر نيز يكى از اين افراد بود كه از آنها شناخته شده تر است و آثار ارزشمند بسيارى خلق كرده. آثار اين هنرمند نشان مى دهد كه از همگنان خود، چيره دست تر است. تركيب بندى استادانه تابلو رفوگر و شناخت صحيحى كه از سايه روشن هاى رنگ پوست دارد بر تجربه هاى مستمر او در حوزه هنر نقاشى دلالت مى كند. در بيشتر آثار او مى توان نماهاى واقعى زندگى از كارگران، بيماران و ديگر افراد جامعه را ديد. مهارت او در نقاشى، زمانى آشكارتر مى شود كه شاهد تيزبينى او در طراحى و تركيب آن با تقارن هاى آناتوميك باشيم. خود او در جايى گفته بود: «اجازه بدهيد اول اين نكته را بگويم كه هنرمندى كه در جست و جوى پيدا كردن يك شيوه هنرى در سبك هاى غربى يا شرقى است، نمى تواند اثرى خالص را خلق كند. چنين فردى در گذر زمان غرق مى شود و آثار او داراى ارزش حقيقى نخواهند بود. من پس از سالها تجربه و تفكر در هنر جهان به هنرى ايرانى - اسلامى رسيده ام.» او درباره روند نقاشى در مغرب زمين نيز عقيده داشت: «نقاشى دنياى غرب در مذهب و تكيه بر ارزشهاى انسانى ريشه داشت و هميشه از حمايتهاى كليسا برخوردار بود. در چند قرن گذشته با تحولاتى كه در دنياى غرب پديد آمد و ارزشهاى مذهبى جايگاه گذشته خود را از دست دادند، روح زيباشناسى در نقاشى جلوه اى تازه پيدا كرد و مقام رفيعى پيدا كرد. به همين دليل رسيدن به هنر مدرن در دنياى غرب، دستاوردى ساده و بى تكلف است.» در تمامى آثارى كه از اين هنرمند برجا مانده مى توان همان گرايشى كه خود او به هنر ايرانى - اسلامى بيان مى كرد را مشاهده كرد و اين رويكرد از عنوانهايى كه براى آثار خود انتخاب مى كرد نيز مشخص است. عنوانهايى مانند: «على، انگشترى و گدا»، «الخيرات»، «وجدان»، «در زندان»، «قرآن»، «الاشراق»، «آى آدمها»، «از اينجا تا ابديت»، «رفوگران» و... آخرين اثر به جا مانده از استاد پتگر تابلوى «رياكاران» است كه در دهه شصت به پايان رسيد. روحش شاد باد.
|