گرد آورى و ترجمه : عليرضا كيوانى نژاد
بدنه ادبيات روز دنيا، لحظه به لحظه سترگ تر مى شود. جالب آنكه در اين رهگذر، نويسندگانى ظهور مى كنند كه على رغم داشتن سن و سال كم، پله هاى ترقى و پيشرفت را يكى يكى كه نه، چند تا چند تا طى مى كنند و به جايى مى رسند كه براى خيلى ها، آرزوست. اين روند، در مورد عده اى اتفاق مى افتد كه آنها را در زبان انگليسى (Rare) يا نادر مى نامند. لقب نادر زيبنده اين افراد است به راستى. آنهايى كه تبلور استعدادهايشان هر تابويى را مى شكند. از اين گروه اگر بخواهيم نمونه اى ذكر كنيم، يكى همين «زادى اسميت» رمان نويس و كوتاه نويس انگليسى است. «زادى اسميت» امروز در موقعيتى قرار دارد كه روزنامه گاردين نيز به تحسين آن پرداخته است.
|
|
|
زادى متولد شمال لندن است در سال ۱۹۷۵. پدرش انگليسى است و مادرش اهل جامائيكا. او انگليسى را در دانشگاه كمبريج دنبال كرد و در سال ۱۹۹۷ از اين دانشگاه معتبر فارغ التحصيل شد. اسميت اولين رمانش را با نام دندانهاى سفيد در سال ۲۰۰۰ منتشر كرد. رمانى كه منتقدان ادبى انگليس، آن را تكانى خفيف دانستند در سبك و سياق نگارش. اين رمان كه با اقبال عمومى نيز همراه شد، سه داستان مجزا بر محور خانواده دارد. در همان سال كتاب اسميت توانست جايزه اولين كتاب چاپ شده يك نويسنده را كه هر سال توسط روزنامه گاردين اهدا مى شود، به نويسنده اش هديه كند. اين كتاب جوايز ديگرى را هم برد كه از آن بين مى توان به جايزه «اما» (EMMA) اشاره كرد. دندانهاى سفيد در ادامه باز هم جوايز زيادى را به نويسنده خود اهدا كرد اما اين جوايز اسميت را از رسيدن به درجات موفقيت باز نداشت. اين كتاب به بيش از ۲۰ زبان زنده دنيا ترجمه شد. در پاييز سال ۲۰۰۲ كانال ۴ تلويزيون فرانسه، بر پايه اين رمان، سريالى را تهيه كرد كه آن نيز مورد تفقد و توجه مردم قرار گرفت.
زادى درباره جوايزى كه برده مى گويد: «وقتى شما مشغول نوشتن هستيد حتى نمى دانيد، ناشرى پيدا مى شود كه نوشته هايتان را چاپ كند يا نه. پس گرفتن جايزه را اصلاً در ذهن نمى پرورانيد. من اما از اين قاعده تا حدى مستثنى هستم. تنها به اين فكر مى كنم - موقع نوشتن - كه داستان، داستانى خواندنى، جذاب و با قابليتهاى فنى بالايى از آب دربيايد. حتى پيش خودم مى گويم، اگرهيچ ناشرى نخواست آنها را چاپ كند، مى گذارمشان توى كشوى ميز تحريرم!»
اين جملات بيشتر تعارف هستند چون اسميت در بين نويسندگان نسل جديد بريتانيا، يك اتفاق نادر است. اولين رمانش چنان منتقدان را سرجايشان نشاند كه هيچ ناشرى جرأت نكرد به اسميت بگويد نه. دومين رمان اسميت نيز رمانى در خور از آب درآمد. «دستخط يك مرد» عنوان اين رمان بود كه در سال ۲۰۰۲ به بازار آمد اما نتوانست مانند دندانهاى سفيد، سروصدا كند. شايد نوشتن چند داستان كوتاه با مضامين تقريباً غير اخلاقى كه البته قصد نكوهش جو حاكم بر شهر لندن را داشت، تا حدى اسميت را از مشى اصلى دور كرد. صد البته كه خودش اين مسأله را قبول نمى كند و مى گويد: «اين كتاب - دستخط يك مرد - داستان يك ضرر است. فقدانى كه از مشغوليت ذهنى ناشى مى شود. مثلاً وقتى شما مى خواهيد به يك جشن تولد برويد و ذهنتان درگير است كه كدام لباس را بپوشيد. ولى دليل بى توجهى منتقدان به اين رمان را نمى دانم. درصورتى كه اين رمان هم توانست جايزه بهترين رمان خيالى سال ايرلند را از آن خود كند.»
منتقدان بر اين باورند كه اسميت اگرچه نويسنده اى توانا و هوشمند است، اما در پاره اى از موارد نوشتن داستانهايى كه در شأن او نيست، كار را تا حدى برايش مشكل مى كند. شايد از اين حيث شبيه پل استر آمريكايى هم باشد. اسميت تجربه نوشتن داستانهاى كوتاه را با كتاب «بچه هاى سوخته آمريكا» به منصه ظهور گذاشت. اين كتاب مشتمل بر ۱۸ داستان كوتاه است و منتقدان نيز آن را تجربه جديد اين نويسنده مى دانند.
اما آنچه باعث شد اسميت را در شماره اين هفته ايران جمعه معرفى كنيم، كتاب «زيبايى» اين نويسنده است. رمانى در خور نام او كه بايد منتظر ارائه آن در نمايشگاه بين المللى كتاب فرانكفورت آلمان هم باشيم. مجله Granta اين نويسنده را به خاطر اين كتاب و البته دندانهاى سفيد، به عنوان يكى از ۲۰ رمان نويس برتر جوان انگلستان معرفى كرده است.
«زيبايى» در واقع سومين رمان اسميت است (رمان بلند) كه امسال به بازار آمده يا بهتر است بگوييم مى آيد. چون ناشرش گفته كه اين كتاب پس از ارائه در نمايشگاه كتاب فرانكفورت آلمان، توزيع سراسرى مى شود.
اين كتاب كه داستانى تخيلى دارد، سوژه اى است كه سالها در ذهن زادى اسميت بوده و به گفته خودش، سالها وقت صرف كرده تا تمام زواياى آن را در ذهن بپروراند. برنده جايزه «orange» درباره اين كتاب مى گويد: «اگر مى خواستم رمانى بنويسم كه در كارنامه ام به عنوان اولين اثر مشخص باشد، دوست داشتم اين كتاب بود. اما ديدم اين سوژه را نمى شود طى يك يا دو سال نوشت. پس رفتم سراغ نوشتن كتابهايى چون گفت وگو با فرشته يا قسمتى از يك فلش. بعد سالها گذشت و به اين نتيجه رسيدم كه الآن ذهنيت نوشتن اين رمان را دارم.»
اسميت خود مى داند تا كجا توضيح بدهد كه «ماركتينگ» را از دست ندهد و پس فردا ناشرش نگويد تو موضوع كتابت را لو دادى و قرارداد بى قرارداد!
اسميت درباره نويسنده هاى مورد علاقه اش مى گويد: «از دوران نوجوانى به نويسنده هايى چون جيمز جويس، آستورياس، كريستين بوبن، مارسل پروست، اگزوپرى وگرين، علاقه داشتم. الآن هم اين ليست را بهترينهاى دنيا مى دانم و البته چند نويسنده ديگر به اين فهرست اضافه شده اند. افرادى چون شل سيلور استاين، بولگاكوف، ميلان كوندرا، ماركز، گونترگراس و غيره. باز هم بگويم؟» وى تأكيد مى كند كه سبك و سياق گراهام گرين را بسيار مى پسندد. وى به اين سؤالات در يك كنفرانس خبرى كه به مناسب بزرگداشت آگاتا كريستى، ملكه جنايى دنيا برگزار شده بود، پاسخ داد. در پايان هم اضافه كرد: «يازدهم تا هجدهم سپتامبر، هفته آگاتا كريستى است. من مى دانم كه هيچ كس نمى تواند دوباره «مارپل» را بيافريند و شايد «مارپل»ها حوصله نداشته باشند از اين نقطه به نقطه اى ديگر بروند و پيگير پرونده اى باشند. من كريستى را خيلى دوست دارم.»
اسميت جايزه «مرد كتابدار» را در سال ۲۰۰۵ به خاطر كتاب زيبايى به خودش اختصاص داده است.
منابع: ۱- گاردين ۲- بوك براوس