جمعه ۱ مهر ۱۳۸۴ -
Fri, Sep 23, 2005
ورزش
۳۲۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
در آستانه مسابقات جهانى
گفت وگو با مهاجم استقلال و آقاى گل فصل گذشته ليگ ايران
در آستانه مسابقات جهانى
كشتى ايران حال و روز خوشى ندارد
لى لى خرسند
نمى شود گفت چه اتفاقى در انتظار تيم هاى ملى كشتى ايران است، اطمينانى به برد هيچ كشتى گيرى نيست. با قاطعيت هم نمى شود از شكست حرف زد، اما واقعيت اين است كه تيم هاى ملى فرنگى و  آزاد در بدترين شرايط در مسابقه هاى جهانى شركت مى كنند.
229035.jpg
نحوه انتخاب تيم ملى، تغييراتى كه در فدراسيون كشتى رخ داده، استعفاى چند باره مربيان، دردنامه كشتى گيران بزرگ و حتى حذف آنها و ... كشتى را قبل از هيچ مسابقه مهمى در چنين شرايط نگران كننده اى قرار نداده بود.
مشكل از همان روزهاى اول سال ۸۴ شروع شد. محمدعلى صنعتكاران بعد از اينكه محمدرضا طالقانى رئيس فدراسيون كشتى اختيار تام همه تيم هاى ملى را به او داده بود، بعد از اختلاف با حسن بابك استعفا داد. بعد از اختلافات و درگيرى هاى چند هفته اى بر سر اين موضوع با انتخاب امير توكليان، غلامرضا محمدى، عسگرى محمديان و محسن كاوه براى تيم ملى كشتى آزاد و حسن بابك براى مديريت فرنگى به نظر مى رسيد، تيم به آرامش نسبى رسيده است. فدراسيون هم كه تأكيد بر قانونمند كردن انتخابى داشت و به ظاهر قرار بود تا قبل از مسابقات جهانى همه چيز طبق برنامه جلو برود. اما مشكل ديگر همين قانونمندى بود. عليرضا حيدرى، عليرضا رضايى و عليرضا دبير به خاطر مصدوميت در بازى هاى انتخابى شركت نكردند. مصدوميت دبير و رضايى جدى بود. اما حيدرى كه بيشتر به خاطر كشتى هايى كه در المپيك گرفته بود، حاضر نبود با جوانان رو برو شود، بيشتر از همه معترض بود.
عليرضا دبير در دردنامه اش خواسته بود يك فرصت ديگر به او بدهند. اما با مصدوميت او و پافشارى مربيان به قانونمندى  همه چيز منتفى شد. اما حيدرى مصر بود كه هر طور شده وارد تيم ملى شود. نامه او هم نوشته شد: مربيان كه اسير تصميمات مسؤولان رده بالاى فدراسيون و حتى ورزش شده بودند، كوتاه آمدند و اين نگرانى هايى را در بين نفرات اصلى تيم ملى داشت. حيدرى با اصرارهايى كه مى كرد، به بهانه مصدوميتى ديگر كنار كشيد، تا مربيانى كه تهديد مى كردند در صورت حضور او در تيم ملى استعفا مى دهند و كشتى گيرانى كه خودشان را براى موضعگيرى هايى عليه فدراسيون و مربيان آماده مى كردند با آرامش كارشان را ادامه بدهند. در شرايطى كه آزادكاران تا حدودى به آسودگى خيال رسيده بودند، فرنگى كاران با مشكلات عمده ترى روبرو شدند. حسن بابك كه على اشكانى را تنها به خاطر طلاى آسيايى و بدون انتخابى در ۶۰ كيلوگرم فيكس كرده بود در مراحل بعدى هم قانون شكنى كرد. او بعد از كنار گذاشتن حميد باوفا كه در انتخابى ۶۰ كيلوگرم همه را برده بود، حسن رنگرز ومجيد رمضانى را هم نخواست. حسن رنگرز سرشناس ترين فرنگى كار ايران كه بعد از سه دهه مدال طلاى جهانى گرفته بود، با اينكه در انتخابى اول شده بود و بعد در همه مسابقه هاى بين المللى با مدال به ايران برگشته بود، اما از نظر مدير تيم هاى ملى در حد جهانى نبود. موضوع اين بود كه رنگرز و رمضانى مازنى به خاطر اختلافى كه بابك با كشتى مازندران پيدا كرده بود حذف شده بودند. با وجود همه جلساتى كه در فدراسيون كشتى تشكيل شد و رايزنى هايى كه مازندرانى ها انجام دادند، حسن رنگرز و مجيد رضايى به مسابقه هاى جهانى نرفتند. در همين گير و دار، محمدبنا سرمربى تيم ملى كه چند بار قهر كرده بود و از اردو بيرون رفته بود، استعفا داد، تا تيمى كه قبل از رقابتهاى جهانى آخرين مراحل آمادگى اش را پشت سر مى گذاشت، با فشارهاى روانى بيشترى روبرو شود. در كنار همه اين ها، در وزن هاى ديگر هم مشكلاتى ديده مى شد. كشتى گيرانى كه در بازى هاى انتخابى شركت كرده بودند بايد جايشان را به جوانانى مى دادند كه تنها به خاطر مدال طلايا حتى برنز جهانى جوانان به آنها ترجيح داده شده بودند. شايد بخشى از اين مشكلات به اختلافات درونى خود فدراسيون مربوط مى شد. اختلافاتى كه جواد رفوگر دبير فدراسيون كه مسؤول كشتى فرنگى بود را مجبور به استعفا كرده بود و مسؤولان ديگر را موظف مى كرد در برابر تصميمات مربيان تيم ملى سكوت كنند.محمدبنا بعد از اينكه مطمئن شد، حسن رنگرز به مسابقه هاى جهانى نمى رود به تيم ملى برگشت. هرچند هنوزمهدى شربيانى و عليرضا غريبى وضعيتشان روشن نشده و مطمئناً تا روز وزن كشى هم بايد صبر كنند تا مربيان بگويند كداميك در ۱۲۰  كيلو كشتى مى گيرد. روزهايى كه به حتم استرس زيادى براى آنها دارد.
در اين شرايط، آزادكاران روزهاى بهترى را پشت سر گذاشتند. به جز مسأله مشكوك بودن دوپينگ مهدى حاجى زاده كه با ابهاماتى رو بروبود و دير رسيدن فريدون قنبرى و امير گنجى به بوداپست ، آزادكاران چندان مشكلى نداشتند. آنها روز سه شنبه به بوداپست رفتند و روز چهارم هم كشتى مى گيرند. فرنگى كاران هم امروز راهى مى شوند و روزهاى هفتم و هشتم مهرماه مسابقه دارند. اما در دو تيمى كه بايد در مسابقه هاى جهانى كشتى بگيرد، كشتى گيرى نيست كه بشود به مدال او اميدوار بود. كشتى گيران ايرانى كه از سال ۲۰۰۲ به بعد هيچ موفقيت چشمگيرى در جهانى و حتى تورنمنت هاى معتبر بين المللى نداشته اند و تنها دستاوردشان حضور در رده بندى بوده، حالا در شرايطى نيست كه حتى به حضورشان در رده بندى هم اميدوار بود و اين نگران كننده است كه ايران هيچ مدالى از مسابقات جهانى نگيرد. مگر اينكه از بين جوانانى كه اولين مسابقه جهانى شان را تجربه مى كنند، ستاره اى جديد ظهور كند. بايد ديد در تيم آزاد ( تقى داداشى، مسعود واحدى، مراد مجيدى، مهدى حاجى زاده، فريدون قنبرى، امير گنجى و فردين معصومى) و فرنگى (حميد سوريان، على اشكانى، مهدى توكلى، مهدى محمدى، قاسم رضايى، رضا زيدوند، عليرضا غريبى يا مهدى شربيانى) كشتى گيرى در حد جهانى پيدا مى شود يا نه.
گفت وگو با مهاجم استقلال و آقاى گل فصل گذشته ليگ ايران
عنايتى: ديگر نمى خواهم آقاى گل شوم
229062.jpg
محمود مولايى

از ابومسلم چهره شد و الآن سه فصل است كه براى استقلال بازى مى كند. اين دو تيم امروز از هفته چهارم ليگ مقابل هم قرار مى گيرند و همچنان رويارويى با ابومسلم برايش جذاب است. البته امروز اتفاق ديگرى هم مى افتد و آن پايان ۲۹ سالگى رضا عنايتى است. مهاجم آبى ها تصميم گرفته در روز جشن تولدش گل هم بزند. كارى كه در دوهفته گذشته نتوانسته انجام بدهد.
عنايتى البته در هفته اول به صباباترى دو گل زده و يكى از مدعيان آقاى گلى ليگ به حساب مى آيد. با اين حال، او مثل دو فصل پيش ديگر «آقاى گلى» را نمى خواهد. مى گويد اين عنوان ديگر برايش جذاب نيست. مهاجم موفق فصل گذشته ليگ مورد توجه مربيان تيم ملى نيست. با وجود حمايت هاى كارشناسان، برانكو اعتقادى به عنايتى ندارد. همين مسأله او را مدتى از تيم ملى دور كرده است، در حالى كه فقط ۹ ماه به آغاز جام جهانى مانده .
* ظاهراً رويارويى با ابومسلم هنوز برايت جذاب است؟
- همين طور است. برايم حساسيت خاصى دارد. شايد به اين دليل كه ابومسلم را دوست دارم. قبلاً هم در آنجا بازى مى كردم.
* ولى الآن سه فصلى است كه در استقلال بازى مى كنى؟
- بله، مى دانم كه با استقلال قرارداد دارم. اما ابومسلم تيم شهرم است. من هر چى دارم از اين تيم دارم. نمى توانم ابومسلم را فراموش كنم.
* اين مسأله تو را از گلزنى در اين بازى منصرف مى كند؟
- اين دو مسأله از هم جداست. براى همين هيچ چيز نمى تواند مرا از گلزنى در اين بازى منصرف كند. من در استقلال هستم و براى گلزنى هركارى مى كنم.
* ولى در بازى قبلى گلى نزدى؟
- تلاشم را كردم. اما نشد. در بازى با ملوان چند تا موقعيت داشتم. اما نتوانستم از اين فرصت ها استفاده كنم. مشكل خاصى نبود. فقط كمى بدشانس بودم.
* ... و در عوض سياوش اكبرپور عالى بود.
- خوشحالم. سياوش در زمين پرتحرك است و دونده. براى اينكه او گل بزند من هم تلاش مى كنم.
* آن وقت از خودت غافل نمى شوى؟
- اتفاقاً مى خواهم اين فصل سياوش آقاى گل شود. فصل قبل او خيلى برايم زحمت كشيد. آن زمان اگر من آقاى گل شدم يكى از دلايلش همين اكبرپور بود. بازيكن صاف و ساده اى است. بايد يك جورهايى تلافى كنم.
* يعنى خودت ديگر نمى خواهى آقاى گل شوى؟
- نه، ديگر نمى خواهم. من در ابومسلم و استقلال آقاى گل شده ام. خسته شده ام. حالا مى خواهم به موفقيت تيم فكر كنم. اين مسأله ديگر برايم مهم نيست.
* عده اى معتقدند زوج تو و سياوش يكى از بهترين زوج خط حمله ليگ است. چى كار كرديد كه اين قدر با هم هماهنگ شديد؟
- هيچى. فقط همديگر را قبول كرديم. در زمين هواى هم را داشتيم. به هم پاس داديم و خودخواهى نكرديم. او بازيكنى است كه بخوبى مرا درك مى كند. البته ما بيرون از زمين هم درباره بازى ها خيلى با هم حرف مى زنيم. تازه ما در اردوها هم اتاق هستيم.
* فكر مى كنى الآن مهاجم كاملى شدى؟
- خودم بگويم آره خوب نيست. بگذاريد كارشناسان نظر بدهند.
* بازى كدام مهاجم خارجى را مى پسندى؟
- تيرى آنرى.
* مدتى است به تيم ملى دعوت نمى شوى...
- نظر مربيان است. من نمى توانم حرفى بزنم.
* ظاهراً آقاى برانكو اعتقادى به بازى تو ندارد.
- خبر ندارم. شايد اين طورى نباشد. مطمئن نيستم.
* خيلى ها اعتقاد دارند تو بايد در تيم ملى باشى. خودت هم همين طور فكر مى كنى؟
- من براى اين كه به تيم ملى برسم، خيلى تلاش مى كنم. فصل قبل هم يكى از بهترين ها بودم. چند دفعه هم دعوت شدم ولى چند وقتى است كه باز دعوت نمى شوم.
* از آقاى برانكو انتقادهاى زيادى مى شود. اينكه تيم او تدافعى است و اين ترفند در جام جهان نتيجه نمى دهد يا ....
- ببخشيد. ولى من نمى توانم درباره نحوه بازى تيم ملى حرفى بزنم. بگذاريد چيزى نگويم.
* عده اى معتقدند برانكو بايد برود و يك مربى بزرگتر جايگزين شود. قبول دارى؟
- .....
* بگذريم. با اين وضعيت در جام جهانى هستى؟
- فكر مى كنم باشم. ديگر از اين موقعيت ها گير آدم نمى آيد. مثل يك موقعيت گل مى ماند.
* خيلى مطمئن هستى...
- باور كنيد تصميم گرفته ام كه در جام جهانى باشم. خواستن هم توانستن است. صددرصد هستم.
* اگر باشى هم به نظر نمى رسد به تو بازى برسد؟
- مى خواهم در تيم ملى باشم كه بازى كنم. يعنى تيم ملى را به همين خاطر مى خواهم. از اين كه دعوت شوم و روى سكو يا نيمكت بنشينم خسته شدم. براى همين با اين چيزها قانع نمى شوم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |