شنبه ۲ مهر ۱۳۸۴ -
Sat, Sep 24, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۲۶۱
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
ميزگرد عزت الله فولادوند داريوش شايگان
فرهاد خسروخاور و حامد فولادوند
كتاب انديشه
ميزگرد عزت الله فولادوند داريوش شايگان
فرهاد خسروخاور و حامد فولادوند
ارزيابى انتقادى فرهنگ ايرانيان
229143.jpg
اشاره:
هجدهم خردادماه ،۸۴ مجموعه فرهنگى هنرى تهران، ميزبان مهمانان انتشارات «قصيده سرا» بود تا با حضور عزت الله فولادوند، داريوش شايگان و فرهاد خسروخاور و با مديريت و اجراى حامد فولادوند، فرهنگ ايرانى مورد ارزيابى انتقادى قرار گيرد.
پرسش هاى اصلى اين نشست، حول محور هويت ايرانيان در هزاره سوم،  علل خودشيفتگى و خودباختگى ايرانيان، تعصب و تسامح نزد ايرانيان، كتمان عقيده و دوگانگى فكرى نزد ايرانيان و ... مى چرخيد. مطلب حاضر مشروح مطالب اين همايش علمى است.
حامد فولادوند: بحث محورى اين ميزگرد، گفت وگو و ژرف نگرى در باب فرهنگ ايران زمين و بررسى و ارزيابى برخى از خصوصيات ايرانيان است. با توجه به اينكه وارد قرن بيست و يكم شده ايم و يا به عبارت ديگر قرن بيست و يكم وارد كشور و فرهنگ ما شده است و ما را با چالش هاى جديدى مواجه كرده است، آيا مى توانيم و مى خواهيم به آينده و جهانى شدن پاسخ هاى مناسبى دهيم. يعنى علاوه بر حفاظت از هويت فرهنگى خود، هويت جهان وطنى يا فراملى معاصر را بپذيريم؟
به نظر مى رسد كه به روز كردن فرهنگ و تاريخ در كشور ما صورت نگرفته است با توجه به اينكه انقلاب اسلامى ايران به نوعى در بعد مذهبى - دينى يك حركت براى روزآمد كردن بود اما هنوز نيازمند بازنگرى در بينش و فرهنگ خود هستيم. هر چند كه به روز شدن تا حدودى به طور ناآگاهانه در حال انجام شدن است.
چارچوب بحث ما در راستاى تطبيق خلاق و حيات بخش بازمانده است. اولين سؤال من از اساتيد اين است كه مى گويند يكى از ويژگى هاى ايرانيان كتمان و تقيه است. خارجيان وقتى با ايرانيان آشنا مى شوند يا به ايران سفر مى كنند با اين زبان دوپهلو، مبهم، نمادين و رمزى ايرانيان مشكل پيدا مى كنند. چرا زبان ما ايرانيان چنين ويژگى اى دارد؟ آيا چنين ويژگى را در ملت هاى ديگر نيز شاهد هستيم؟ آيا اين ناشى از ترس اقليت ها يا مختص ملت هاى سركوب شده است؟ يا اينكه ملاحظه و حجب و حياى ما باعث اين امر مى شود؟ يا اين كه از دو رو بودن يا دوگانگى هويتى ما ناشى مى شود؟ آيا اين نقابى است كه بر ما تحميل شده است يا اينكه انعطاف پذيرى ما ايرانيان را نشان مى دهد؟
آيا اين مربوط به نسل گذشته است يا در جوانان پس از انقلاب هم اين رفتار و شيوه بيان ديده مى شود؟
فرهاد خسروخاور: كتمان و تقيه ابعاد عمومى دارد ودر جوامعى كه نظام بسته سياسى دارند اين مسأله در آنها بيشتر مشاهده مى شود. بنابراين تنها ويژه ايران نيست.در تمايز خودى و غيرخودى بعد ديگرى از تقيه و كتمان ظاهر مى شود. در كشورهايى كه سيستم اجتماعى و سياسى و اقتصادى بى ثبات دارند مثل ايران اين مسأله باعث مى شود كه گروه هايى بسته شوند و بين خودى و غيرخودى تفاوتى فاحش گذارند ودر اينجا است كه مسأله كتمان و تقيه مطرح مى شود البته اگر اين قضيه در جامعه اى حكمفرما باشد ايجاد جامعه مدنى در آن فضا غيرممكن خواهد شد. در جوامعى كه تمايزهاى خودى و غيرخودى باعث به وجود آمدن شبه فرهنگ ها شود، ايجاد جامعه مدنى كه پيش فرض آن وجود شهروندانى با توافق بر ارزش هاى دموكراتيك است به زير سؤال مى رود. بعد ديگر اين قضيه به ويژگى هاى تاريخى جامعه ما بر مى گردد. ما جامعه  اى داريم كه در آن تشيع، قبل از صفويه مذهب اقليت بوده است و حاكمان سنى حتى شيعه را به عنوان مسلمان قبول نداشتند واين باعث مى شد كه از نظر تاريخى فرهنگ تقيه و كتمان در جامعه ما مستقر شود.
به نظر من تحولات فرهنگى اخير نيز برخى از ابعاد تقيه و كتمان را به زير سؤال مى برد و به بعضى از ابعاد آن، معنا و مفهوم جديدى مى دهد. تحقيقات ما بر روى جوانان نسل دوم نشان داد كه اين جوانان شكاف عاطفى، جنسى و روابط اجتماعى و ... خود را با نسل گذشته از يك طرف با تقيه و كتمان جبران مى كنند و از سوى ديگر با به زير سؤال بردن تقيه و كتمان اين شكاف را پر مى كنند. اين در واقع نوعى اعتراض عاطفى و غيرعقلانى نسبت به برخى از ابعاد اجتماعى - فرهنگى سيستم حاكم است. شكى نيست كه مسأله تقيه و كتمان در جامعه ما ريشه هاى عميقى دارد اما با به وجود آمدن فكر و ايده جامعه مدنى و اينكه شما در چنين جامعه اى حق آزادى بيان و عقيده را داشته باشيد مسأله تقيه و كتمان را - حداقل به شيوه سنتى آن - به زير سؤال مى برد و ما تحولات اخير جامعه را تا حدى مديون همين پديده هستيم. به همين دليل اين باعث مى شود كه هويت چند تكه داشته باشيم چرا كه در هويت يكپارچه، كتمان خود را بيشتر جاى مى دهد. اما اگر ما هويتى چند تكه را داشته باشيم كتمان هم يك تكه آن خواهد شد، در اين صورت اولويت گذشته را نخواهد داشت و اين باعث نسبى شدن و زير سؤال رفتن آن مى شود.
داريوش شايگان: مسأله كتمان تنها مربوط به فرهنگ ما نيست بلكه در كشورى مثل ژاپن هم ديده مى شود. مثلاً آنان از روى ادب و نزاكت هيچگاه به مهمان خود «نه» نمى گويند يا مثلاً در هند اگر از كسى بپرسيد «آيا راه آهن دست راست است؟» در حالى كه مسير راه آهن دست چپ است، مى گويد «بله دست راست است.» چرا كه مى خواهد ضد شما صحبت نكند. اين رفتارها بيشتر در شرق مشاهده مى شود كه گاهى به خاطر رعايت ادب است، همان چيزى كه كنفوسيوس آن را « هنر كوچك شدن» ناميد كه شما در مقابل ديگرى خود را ناچيز و كوچك بشماريد كه گاهى اين امر به تزوير و دورويى تعبير مى شود. در واقع تمدن يعنى دورويى و اين نوع رفتارهاى دو پهلو جزئى از رفتارهاى فرافرهنگى در تمدن هاى مشرق زمين است. از اين گذشته، همه اين تمدن ها با خاطره جمعى زندگى مى كنند؛ يعنى تمام الگوهاى آنان در گذشته است و در جوامعى كه خاطره جمعى حاكم است تفكر به جاى احياى نوعى تذكر و يادآورى گذشته است كه سعى مى شود با حال، تطبيق داده شود مثلاً در هند اين مسأله بسيار قوى است كه اكثريت در اساطير زندگى مى كنند يعنى مدل هايى كه در آغاز بودند و در حال هم هستند و دوباره تكرار مى شوند.
عزت الله فولادوند: در خصوص مسأله پنهان كارى يا تقيه ( كه اصطلاح فقهى آن است) بايد بگويم كه بسيارى از موارد كه حمل بر دورويى، پنهانكارى و رياكارى مى شود ابعاد فرهنگى دارد. حقيقت امر اين است كه نه تنها ما بلكه ساير كشورهاى غير غربى نيز با يك فرهنگ چيره غربى مواجه هستند كه ابتدا تصميم داشتيم بدون توجه به امور فرهنگى آن، از تكنولوژى آن استفاده ابزارى كنيم، در عين حال افكار و فرهنگ خود را نيز حفظ كنيم. اما بعد از چندى به اين نتيجه رسيديم كه اينچنين نمى توان عمل كرد. كسانى كه زبان خارجى مى آموزند به تدريج متوجه مى شوند كه زبان تنها ابزار بيان نيست بلكه پديده ظريف و پيچيده اى است كه به تدريج در ساختار و لايه هاى روان انسان تأثير مى گذارد و به تدريج متوجه مى شويد كه نوع ديگرى فكر مى كنيد و نوع ديگرى بيان و تعبير مى كنيد. همانطور كه دكتر شايگان گفتند اين از ظرافت هاى فرهنگ ما است و البته عوامل سياسى، اجتماعى و نظامى هم كه دكتر خسرو خاور اشاره كردند يقيناً تأثير داشته است. وقتى به فلسفه اسلامى رجوع مى كنيم و به دوران اوج و شكوفايى آن در زمان فارابى و ابن سينا نظر مى كنيم نكته اى توجه ما را جلب مى كند. فلاسفه آن دوره ارسطو را معلم اول مى ناميدند اما مطالبى كه از او نقل مى كنند بعضا سخنان ارسطو نيست. اين فلاسفه سخنان خود را از زبان ارسطو نقل مى كردند. چرا كه در آن زمان، فرهنگ اسلامى، فرهنگى نبود كه از نوآورى و ابداع استقبال كند. همانطور كه دكتر شايگان فرمودند براى آنان تكرار اصل، اهميت داشت. دانشمند و عالم به كسى گفته مى شد كه به خوبى مى توانست نظريات پيشينيان را تكرار كند و از اين جهت حافظه در فرهنگ ما اهميت بسيار داشت و هنوز هم اهميت دارد.
يك نكته ديگر هم به نظر من مى رسد كه شايد در بن اين قضيه جاى داشته باشد و آن اينكه اسلام، دينى است كه از روز اول كه حضرت رسول مبعوث شد به كار حكومت پرداخت يعنى ماليات مى گرفت، عهدنامه مى بست، به جنگ مى رفت، صلح مى كرد و براى زندگى روزانه مردم قانون مى گذاشت. بنابراين بين دين اسلام و مسيحيت تفاوت بسيار زياد است. از اين حيث كه اسلام اساساً سكولار است يعنى به امور اين جهانى توجه داشته است، البته هم لاهوتى است و هم ناسوتى. ولى مسيحيت اينگونه نبوده است. در تاريخ مسيحيت همواره بين دولت و دين فاصله بوده است. ممكن است كليسا در ادوارى و بخصوص در قرون وسطى چيرگى پيدا مى كرد اما هرگز كار حكومتى را در دست نمى گرفت، بلكه حكومتيان و شاهان را مغلوب خود مى كرد. ولى در اسلام اينچنين نبود به همين دليل وقتى كه عرصه اجتماعى در تسلط يك ايدئولوژى (چه دينى و چه دنيوى) باشد در آنجا شما بايد همواره به عنوان يك فرد عادى با ملاحظه بيشترى صحبت كنيد تا نسبت به يك متن كاملاً دنيوى و سكولار.
ادامه دارد
كتاب انديشه
مجموعه درسگفتارهايى
از فلسفه هنر و زيبايى شناسى
229137.jpg
انتشارات فرهنگستان هنر
در ايران رشته هاى فلسفه هنر و زيبايى شناسى فلسفى با وجودداشتن علاقه مندان بسيار هنوز در مراحل نخستين شكل گيرى است. فرهنگستان هنر به منظور گسترش و تعميق اين مباحث، طى سال هاى ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ از جمعى ازاساتيد و صاحبنظران اين حوزه دعوت كرد تا درسگفتارهايى را درباره زيبايى شناسى فلسفى و فلسفه هنر برگزاركنند و حاصل اين درس گفتارها را كه نتيجه تلاش گروه فلسفه و حكمت هنر فرهنگستان بود را در پنج جلد در قطع جيبى چاپ و منتشركرد.
۱. درسگفتارهاى سعيد بينايى مطلق، «هنر در نظر افلاطون» است كه به معرفى فشرده و اجمالى مباحث زيبايى شناسى و فلسفه هنر در نزد افلاطون مى پردازد. و اينكه چرا افلاطون شاعران را به زيباشهر خود نمى پذيرد؟، از ديگر موضوعاتى كه دكتر بينايى مطلق مطرح كرده است؛ ميمسيس دركتاب دهم جمهورى‎/ تراژدى و كمدى در رساله ميهمانى‎/ مفهوم هنر در رساله سوفيست‎/ هنر، حقيقت و دانش و... است.
۲. «اشاره اى به زيبايى شناسى از منظر پديدارشناسى»، عنوان درسگفتارهاى دكتر محمود خاتمى است كه به زيبايى شناسى نزد پديدارشناسان كلاسيك و غيركلاسيك مى پردازد و درخلال آن به پديدارشناسى پست مدرن، پديدارشناسى اگزيستانسياليستى و پديدارشناسى هرمنوتيك نيز اشاره مى كند.
۳. دكتر محمود عباديان «گزيده زيبايى شناسى هگل» را دراين سلسله جلسات ارائه كرد كه طى آن به پيشينه زيبايى شناسى هگل: مناسبت ذايقه هنرى و شناخت‎/ زيبايى هنرى و زيبايى طبيعى‎/ شيوه هاى علمى بررسى امر زيبا و هنر‎/ ايده امر زيبا‎/ تفكيك و تقسيم بندى شكل هاى هنرى‎/ سمبوليك آگاهانه‎/ سيستم هنرهاى خاص و... پرداخته است.
۴. جلد چهارم اين مجموعه به درسگفتارهاى دكتر على شيخ الاسلامى درباره «خيال، مثال و جمال درعرفان اسلامى» اختصاص دارد كه در سه فصل تدوين و تنظيم شده است: خيال و مثال در فلسفه و حكمت‎/ خيال و مثال درعرفان‎/ زيبايى شناسى عرفانى.
۵. «فلسفه تحليلى هنر» نيز توسط دكتر على رامين در كلاسهاى فرهنگستان هنر ارائه شد كه به طرح مباحثى چون مرورى اجمالى دركليات فلسفه تحليلى‎/ هنر و بازنمايى‎/ زيبايى شناسى تحليلى‎/ هنر و تجربه زيبايى شناختى و... پرداخته است.

گروه انديشه


|   شناسنامه   |   آرشيو   |