شنبه ۲ مهر ۱۳۸۴ -
Sat, Sep 24, 2005
زنان
۳۲۶۱
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
قيمت مادرى قيمت جان
قيمت مادرى قيمت جان
براى زنانى كه درمان نابارورى مى كنند
229182.jpg
فاطمه مصطفوى
زن صورت سوخته اى دارد. آفتاب سوخته نه، حسرت سوخته. حدود ۴۰ساله به نظر مى آيد.
آخرين حرفها را دكتر به او و مادرش مى گويدو بعد هم مى گويد اگر آزمايشها نشان دهد كه همسرت مشكلى دارد، او هم بايد بيايد تهران.
مادر زن مى گويد: شوهرش نمى آيد. قبلاً گفته كه نمى آيد. گفته اگر با دارو خوب شدى كه شدى وگرنه لازم نيست دنبال درمان باشيم. من، تهران بيا نيستم.
***
فاطمه - ح مى گويد: وقتى ازدواج كردم همسرم بچه داشت و وازكتومى كرده بود، حالا هم حاضر به همكارى نيست. مى گويد همين يك بچه را هم به زور اداره مى كنم. تازگى ها هم كه حاضر به همكارى شده، مى گويد اگر بچه دار شدى بايد خودت يك تنه همه كارهايش را بكنى.
فاطمه تا حالا هفت بار تحت هورمون درمانى قرار گرفته تا IVF يا ميكروانجكشن شود و هنوز جوابى نگرفته، او ديگر نزديك سن يائسگى است و هنوز آرزوى مادرى به دلش مانده است. شوهرش نه همكارى مى كند و نه حاضر است كه كودكى از شيرخوارگاه بياورند.
***
دكتر اعظم السادات موسوى، متخصص زنان با معاينه و مطالعه پرونده فاطمه مى گويد: هورمون درمانى هاى زياد باعث شده اين خانم قدرت بارورى طبيعى اش را هم از دست بدهد.
نسرين محمدبخش، كارشناس مامايى در اين باره مى گويد: احساس مادرى در هر زنى هست و هيچ كس نمى تواند اين احساس را از يك زن جدا كند. حالا مى خواهد با سخت گيرى در درمان باشد يا با همكارى نكردن.
بعد از زلزله بم مردى مى گفت: سالهاست ازدواج كرده ام، ولى بچه ندارم. مى خواهم ببينم مى توانم از بچه هاى بى سرپرست دو تا بچه بياورم نگهدارى كنم. گفتم: چرا قبلاً از بهزيستى بچه اى تحويل نگرفتيد؟ گفت: چون سند و قباله مى خواستند و بايد خانه يا ملكى به نامشان مى كردم كه امكانش را نداشتم. گفتم: خوب يعنى براى بچه هاى بمى هم نمى خواهيد چيزى قرار بدهيد؟ گفت: نه. گفتم: خوب اين بچه ها هم تضمينى براى آينده مى خواهند. گفت: من بچه مى خواهم؛ اما تضمينى نمى دهم.
راستى چرا مردان بچه مى خواهند؛ اما حاضر نيستند براى آن سرمايه گذارى بكنند؟
دكتر مينا جعفرآبادى، فوق تخصص نازايى مى گويد: درمان نابارورى به تشخيص اوليه آن بستگى دارد و به دليل اينكه ۴۰درصد نابارورى ها به مردان برمى گردد، تمام آزمايشهاى مربوطه بايد درباره خانم و آقا، هر دو به طور كامل انجام شود تا مشخص شود مرد بايد تحت درمان قرار بگيرد يا زن.
فاطمه محمدى، روانشناس معتقد است: فرهنگ جامعه ما نگاه تيزش را به سوى زنان معطوف مى كند. يعنى وقتى زوجى پس از ازدواج صاحب فرزند نشوند همه فكر مى كنند، زن نازاست و مردان را در فرهنگ عامه از اين مشكل مبرا مى دانند و البته امر بچه دار شدن يا نشدن امرى كاملاً خصوصى و شخصى است و بايد فرهنگ ما در اين باره جداً اصلاح شود، چرا كه اختيار فرزنددار شدن تنها به دست زوج است و كسى حق دخالت در اين باره را ندارد، چه رسد به اينكه زنان را مقصر بدانند.
دكتر «على خوشنويس» متخصص زنان، هم به زوجى كه براى درمان نابارورى به او مراجعه كرده اند مى گويد: هيچ وقت به كسى نگوييد فرزندتان را با درمان به دست آورده ايد، چون خصوصى ترين بخش زندگى مشترك همين بچه دار شدن است.
***
اتاق سونوگرافى شلوغ است. زنان زيادى در صف ايستاده اند تا وضعيت سلامت بارورى آنها بررسى شود، زن جوانى به زن ديگرى مى گويد: خانواده همسرم تا وقتى مرا دوست دارند كه بدانند بچه دار مى شوم. زن ديگر هم حرف او را تأييد مى كند و مى گويد: من به تازگى رابطه ام با خانواده همسرم متعادل شده، چون آنقدر آنها به من گوشه و كنايه زدند و ديدند كه من اهميتى نمى دهم كه ديگر خودشان خسته شدند. البته همسرم در اين مورد خيلى كمك كرد و از من حمايت كرد.
آيا حقيقتاً زن و مردى كه بچه دار نمى شوند بيمارند؟
بيمه هنوز درمان نابارورى را تحت پوشش قرار نداده است. دكتر مينا جعفرآبادى، يكى از مهمترين مشكلات زنان نابارور را براى درمان همين بيمه نبودن مى داند، او معتقد است: درمان به علت هزينه هايى كه براى زنان و به تبع آن براى خانواده هايشان دارد مسير طبيعى خود را طى نمى كند و زنان گاهى به جاى اينكه در ابتدا به توصيه پزشكشان IUI شوند خودشان آخرين مرحله درمان را انتخاب مى كنند كه در اين صورت بايد زير بيهوشى بروند. هورمون درمانى و عوارض جسمى گوناگونى را تحمل كنند و در ضمن اگر اين مرحله به آنان جواب ندهد راه و پيشنهاد ديگرى باقى نمى ماند و به نااميدى و افسردگى آنها منجر مى شود.
اين، انتخاب خود زنان نيست، هزينه و سير طولانى درمان همسرانشان را خسته مى كند و زنان مجبور به پذيرش اين راه مى شوند.
شما به عنوان يك پزشك زن، از اينكه زنى بدون اينكه خود مشكلى داشته باشد، بايد تحت هورمون درمانى قرار بگيرد ناراحت نمى شويد؟
اين به ما پزشكان مربوط نمى شود، ما تمام سير درمان را توضيح مى دهيم و راه حلهاى درمانى را هم پيشنهاد مى كنيم. خود بيمار بايد با دقت انتخاب كند كه فرزند مى خواهد، راه پيشنهادى را قبول مى كند يا اصلاً بچه اى نمى خواهد. اما درباره بيمار بودن اين زوجها: دكتر وثوق، معاون مؤسسه رويان مى گويد: دستگاه توليد مثل هم يكى از دستگاههاى بدن است، درست مثل دستگاه گوارش يا گردش خون و اگر نتواند درست كار كند، شخص بيمار حساب مى شود. ما هم به اينكه بيمه به اين بيماران كمك نمى كند معترضيم، ضمن اينكه نابارورى عوارض روانى خاصى در خانواده ها ايجاد مى كند كه خود آن عوارض بيمارى ثانويه است.
اين درمان هزينه هاى زيادى دارد و خيلى از زوج ها بعد از اطلاع از ميزان هزينه ها اصلاً از كل درمان منصرف مى شوند. او اضافه مى كند: البته نابارورى به خودى خود مشكل روانى ايجاد نمى كند، ولى مشكلات روانى را تشديد مى كند و حتى خطرات و اختلافاتى را براى خانواده ها به بار مى آورد.
***
مرد سرك مى كشد، ماما توضيح مى دهد كه زن، دو قلوى ۱۸هفته اى در رحم دارد و بايد استراحت كند. زن نگران است. نگرانى اش را پنهان مى كند. مرتب براى عوارض احتمالى دارو مى خواهد. اما مرد قادر نيست خوشحاليش را پنهان كند. بى قرار است كه دست زنش را بگيرد و به شهرستان ببرد و منتظر آمدن دوقلوها شود.
زن تا به حال شش دوره زير تزريقات هورمونى قرار گرفته، نگران سلامت خودش نيست و درتمام طول راه فقط به دوقلوها فكر مى كند. حالا كه بعد از چند سال باردار شده بايد بهترين شرايط را براى حمل دوقلوها ايجاد كند؛ اما مى داند كه امكان استراحتى در خانه نيست. او تنهاست، كمكى ندارد و بايد همه كارها را به تمام و كمال خودش انجام دهد.
اما آيا هورمون درمانى براى مادران مشكلى ايجاد نمى كند؟
آخرين اطلاعات علمى جهان ۹ دوره هورمون درمانى براى آمادگى IVF و درمان هاى مشابه را خطرآفرين مى داند و پزشكان زنان معتقدند: هيچ وقت خانمى تا اين حد تحت تزريقات هورمونى قرار نمى گيرد.
دكتر اعظم السادات موسوى، زنى را كه تازه از اتاق عمل بيرون آمده نشان مى دهد و مى گويد: دو بار تا به حال تحت عمل جراحى قرار گرفته، بچه دار نمى شود، بار اول عمل جراحى جنبه درمان نابارورى داشت، ولى اين بار توده اى در تخمدانش ايجاد شده بود كه بى ارتباط با هورمون هاى دريافت كرده براى درمان نازايى نيست، خوشبختانه، او و همسرش متقاعد شده اند كه كودكى از شيرخوارگاه بياورند.
دكتر موسوى درباره اين توده مى گويد: خوشبختانه در ميان توده هاى بدخيم از نوع درمان پذير آنها بود.
اين پزشك فوق تخصص سرطان هاى زنان اضافه مى كند: در ميان زنانى كه به توده هاى بدخيم تخمدان گرفتار مى شوند، تعداد زياديشان قبلاً درمان هورمونى كرده اند و بايد مخصوصاً خانمهايى كه استعداد ابتلاى سرطان در آنها هست بدانند ارزش بچه دار شدن از ارزش جان آنها بيشتر نيست. وقتى مى شود كودك بى سرپرستى را نگهدارى كرد، چرا بايد خود را در معرض خطر قرار دهيم؟
او به زوج پزشكى اشاره مى كند كه به تازگى از فكر بچه دار شدن منصرف و براى حفظ سلامت زن، حاضر به سرپرستى كودك يتيمى شده اند.
***
صدا فرياد زنى كه پس از ۱۲سال باردار شده، از اتاق شنيده مى شود: چرا حالا به اين درد گرفتار شدم، حالا كه مى خواهم مادر شوم؟ مرد اشك مى ريزد و مى گويد: روزهاى آخر مى خواهم تنها آرزوى همسرم را كه «مادر شدن» است، برآورده كنم. من همه كار مى كنم تا او خوشحال شود. او در اين سالها فقط بچه مى خواست، هرچند كه خودش ديگر نمى ماند تا بچه اش را بزرگ كند، اما من قول مى دهم، اين بچه را خوب بزرگ كنم. او تنها يادگار و خواسته فرزانه است.
اولين سخن فمنيستى از زبان شاه ساسانى
۱۴۰۰ سال پيش يك پادشاه ساسانى نخستين سخن فمنيستى را به زبان آورده است.
تاريخچه فمنيسم در دنيا به بيش از ۱۵۰ سال نمى رسد، اما «پوران دخت»، پادشاه ايرانى دوره ساسانى ۱۴۰۰ سال پيش اولين سخن «فمنيستى» ايرانى را بيان كرد. «پادشاه چه زن باشد چه مرد بايد سرزمينش را نگاه دارد و با عدل و انصاف رفتار كند.»
پوران دخت در نامه اى كه به سپاهيانش نوشته بود جمله فمنيستى خود را بيان كرد و خود را در ليست اولين پيروان تساوى حقوق زن و مرد قرار داد.
پس از كشتن خسرو پرويز به دست پسرش شيرويه در سال ۶۲۸ م، شيرويه بيش از شش ماه حكومت نكرد و دختر بزرگ خسرو پرويز پوران دخت به سلطنت نشست.
«محمد باقر وثوقى»، استاد تاريخ باستان دانشگاه تهران درباره پوران دخت مى گويد: «بر خلاف دوره حكومت هخامنشيان كه جنسيت اهميت زيادى نداشت، دوره حكومت ساسانيان دوره تفوق و برترى مرد بر زن بود. در دوران هخامنشيان، سرپرست كارگاه هاى تخت جمشيد، بيشتر زن بودند. عده اى از زنان دو برابر مردان حقوق مى گرفتند. اين زنان، مهندسان و طراحانى بودند كه بهترين و زيباترين هنرها را در تخت جمشيد آفريدند. حتى زنان در اين دوره جيره زايمان مى گرفتند. دوره ساسانى كاملاً متفاوت از دوره هخامنشيان بود. در امپراتورى ساسانى، زن شخصيت حقوقى نداشت و فرد محسوب نمى شد. زن از هر نظر تحت سرپرستى «كتك ختاى» يا كدخداى خانواده بود. در چنين شرايطى پوران دخت در تيسفون تاج بر سر گذاشت و بدون توجه به جنسيت خود، قدرت را بار ديگر به خاندان از هم پاشيده ساسانى بازگرداند.»
وثوقى، درباره شرايط آن دوران گفت: «البته هنگامى كه شيرويه و پسرش اردشير مردند، مردان و سران ساسانى در مدائن، از ميان خاندان شاهى، هيچ مردى را نيافتند كه به تخت سلطنت بنشانند پس به ناچار دختر پرويز را به سلطنت نشاندند. شرايط آن زمان نشان مى دهد حتى كودكى براى پادشاهى باقى نمانده بود زيرا خاندان هاى حكومتگر به جان هم افتاده و كشت و كشتار بزرگى راه انداخته بودند.»
فردوسى هم در اشعار خود گفته است:
يكى دخترى بود پوران بنام ‎/ چون زن شاه شد كارها گشت خام
پوران دخت با تمام آشفتگى ها و طرز فكرهايى كه درباره زنان در آن زمان رواج داشت تصميم گرفت تا اوضاع كشور را سر و سامان دهد. نخست يك سال ماليات را بر مردم بخشيد. با هراكليوس، قيصر رم معاهده صلحى امضا كرد.
برگرداندن صليب مقدس حضرت عيسى به اورشليم يكى ديگر از اقدامات مهم او بود. به افتخار بازگرداندن اين صليب در بيت المقدس جشن باشكوهى گرفته شد. حتى فردوسى كه با به سلطنت نشستن زنان مخالف است مجبور شد در اشعارش به اقدامات او اشاره كند.
كسى را كه درويش باشد، ز گنج ‎/ توانگر كنم، تا نماند به رنج
ز كشور كنم دور بدخواه را ‎/ بر آيين شاهان كنم راه را
پوران دخت به معناى دخترى با چهره گلگون، نخستين زن ايرانى است كه به مقام سلطنت رسيد. دوران سلطنت او مصادف بود با اواخر خلافت ابوبكر و اوايل خلافت عمر.
در كتب او زنى عاقل، عادل و نيكو سيرت آورده اند كه چون شاه شد در ميان رعايا عدل را گسترش داد. وى زمانى كه سپاهى براى جنگ با اعراب فرستاد در مدائن بيمار شد و در همانجا درگذشت.
در دوران آشفتگى دربار ساسانى او تنها حاكمى بود كه به مرگ طبيعى درگذشت. زمان حكومت او يك سال و چهار ماه بود. بسيارى معتقدند كه اگر پوران دخت زمان ديگرى به حكومت مى رسيد كفايت و لياقت بيشترى از خود نشان مى داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |