|
شبيه زندگى گفت وگو با يك كارمند بانك
پولداران بى پول
|
|
|
مرتضى قديمى براى گزارش امروز سراغ يك كارمند بانك رفتم. سيدعلى موسوى، جوانى كه نزديك به چهار سال است كه كارمند يكى از بانك هاى تهران است. او هم مثل اغلب كارمندان بانك آزمون استخدامى داده است و پس از قبولى و طى دوره آموزشى مشغول به كار شده است. ديپلم را كه مى گيرد، دانشگاه قبول نمى شود. سربازى مى رود و بعد از آن بايد مشغول به كارى مى شد. گزينه هاى مختلفى را مى توانست انتخاب كند، اما به نظر خودش بانك بهترين مورد بود. البته هنوز هم فكر مى كند انتخاب درستى داشته است. علاقه اش به ادامه تحصيل باعث مى شود درس را فراموش نكند و كنكور مى دهد و حالا سال دوم مترجمى زبان انگليسى را پشت سر مى گذراند. فكر مى كند وقتى درسش تمام شود، جايگاه خوبى در بانك داشته باشد. جايگاه در بانك وقتى وارد هر بانكى مى شويم، تعداد زيادى كارمند آن طرف ميزهاى نسبتاً بلند بانك مى بينيم. فقط تعدادى از آنها با ارباب رجوع در ارتباط هستند و باقى آن طرف تر به كارهاى ديگر مشغول هستند. موسوى در خصوص انواع كار در بانك مى گويد: تقريباً تمام بانك ها داراى كارمندانى هستند كه بايگان، متصدى امور بانك، سيستم دار، رئيس صندوق، معاون شعبه، رئيس شعبه، مسؤول حسابدارى و خدمات است. متصديان امور بانك همان تحويلدارها هستند كه بيشترين ارتباط را با مردم يا مشترى هاى بانك دارند. بايگان در بانك كسى است كه مسؤوليت آرشيو كردن يا بايگانى نمودن سندها را دارد. تسليم دار به امور اسناد يا چك هاى جارى مى پردازد. رئيس صندوق بر كل امور جارى و امور صندوق نظارت دارد. معاون شعبه و رئيس شعبه هم به امور اجرايى و مديريتى بانك توجه دارند. شغل سخت اين روزها كارمند بانك بودن براى اغلب جوان ها تبديل به يك آرزو شده است. خصوصاً با اين اوضاع بيكارى، كارمند شدن نعمتى است و به قول شاعر كارمند بانك بودن شربت اندر شربت است. حقوق نسبتاً خوب دارد. مزايا و اضافه كار و اضافه دريافتى دارد. پاداش دارد و مهمتر از همه كارمندان بانك وام هايى مى گيرند كه اگر كمى پس انداز هم داشته باشند، مى توانند صاحب خانه و ماشين هم بشوند. موسوى جوان كه بسيار خوش برخورد و خنده روست، مى گويد: كارمند بودن در بانك به رغم همه مزيت هايش اما كارى سخت و پراسترس است. مى پرسم سخت و پراسترس؟ مى گويد: شايد باور نكنى، امروز از ساعت هفت و سى دقيقه كه روى صندلى نشسته ام، بارها برايم چاى آورده اند و فرصت نكرده ام بخورم و آن را برگردانده اند. او مى گويد: كار بانك خصوصاً در قسمت هايى كه به صورت مستقيم با مشترى ارتباط دارد، به واسطه ماهيت آن كه خدمات دادن است، بايد سريع و دقيق باشد. در اين شغل نمى توان مشترى را معطل كرد، چرا كه مشترى توقع دارد و مشترى هاى بانك را هم كه ديده ايد، همه مدل هستند و همه گونه رفتار دارند و تعداد آنها هم فراوان است. لحظه اى غفلت موسوى مى گويد: تحويلدارى شغل پراسترس و نگران كننده اى است. كافى است لحظه اى حواست پرت شود و تعداد صفرهاى روى چك را اشتباه ببينى و مثلاً به جاى يك ميليون تومان، ده ميليون تومان را پاس كنى، آن وقت است كه ديگر بيچاره شده اى، زمانى كه پول اضافى به مشترى بدهى. حالا بايد كار كنى و كار كنى و آن لحظه غفلت را جبران كنى. مى پرسم تا حالا غفلت كرده اى؟ مى خندد و مى گويد: خدا را شكر تا به حال نه. حالا او مى پرسد: آقا چشم نزنى ها! و بعد هم با هم مى خنديم. موسوى ادامه مى دهد و مى گويد: اما بچه هايى بوده اند كه پول كم آورده اند. مثلاً يكى از دوستانم ماه قبل هفتصد هزار تومان كم آورد. مى پرسم: معمولاً چه مى كنند؟ مى گويد: اغلب اگر رقم بالايى باشد بانك به كارمند وام مى دهد و هر ماه از حقوقش كسر مى كند. مى پرسم حالا اگر اضافه بياوريد چطور مى شود؟ مى گويد: معمولاً كم پيش مى آيد كه اضافه بياوريم، چرا كه مشترى ها هم حواس جمعى دارند. در هر صورت همه بانك ها حسابى دارند به نام بستانكاران موقت كه اگر اضافه بياوريم در آن حساب مى ماند تا صاحب موجودى پيدا شود كه او با سند مشخص مى تواند كسرى خود را دريافت كند. كمى مهربانتر شايد همه ما با چنين صحنه هايى مواجه شده باشيم. كارمند بانك براى انجام امور مشترى ها كلى وقت تلف مى كند. كارهايش را آهسته انجام مى دهد. مى رود در قسمت هاى مختلف مى چرخد. گاهى با مشترى برخورد مناسبى نمى كند. پشت باجه سيگار مى كشد و ده ها رفتار ديگرى كه شايد مناسب يك كارمند بانك نباشد. موسوى كه خودش را يك كارمند وظيفه شناس مى داند، مى گويد: همين طور است، بعضاً شاهد حضور چنين كارمندانى هستيم و البته جاى تأسف دارد. موسوى ادعا مى كند كه طى اين چهار سال تاكنون مشكلى با هيچ كدام از مشترى ها نداشته و در عين حال با خيلى از مشترى هاى ثابت و غيرثابت بانك رابطه اى صميمى و در عين حال مناسب داشته است، تا آنجا كه باخيلى ها دوست شده است و اگر هر چند وقت يكبار آنها را نبيند دلش براى آنها تنگ مى شود. موسوى معتقد است كارمند خوب بانك بايد به سرعت كار مشترى را راه بيندازد چرا كه مشترى حوصله پشت باجه ايستادن را ندارد. او مى گويد: يكبار خودم يك كار بانكى داشتم وقتى ۳۰ دقيقه معطل شدم متوجه شدم كه انتظار براى كار بانكى چقدر سخت است. بخاطر همين موضوع تا جايى كه مى توانم سعى مى كنم مشترى ها را معطل نكنم. پارتى بازى براى مشترى هاى ثابت گرفتن پول نو يا پول درشت از بانك ها كار خيلى آسانى نيست! موسوى حرفم را تأييد مى كند و مى گويد: تا حدودى اين موضوع طبيعى است. بالاخره يك مشترى ثابت توقعاتى دارد مثل اين كه گاهى پول نو بخواهد و يا اينكه پول درشت بخواهد و بالطبع ما هم بايد به توقع او احترام بگذاريم چرا كه او پولش را به بانك ما مى آورد و بانك ديگرى نرفته است. موسوى ادامه مى دهد: البته اينطور نيست كه اگر پول درشت يا پول نو نداشته باشيم به مشترى هاى ديگر ندهيم. به اينجا كه مى رسيم مى گويم: البته مشترى هاى ثابت معمولاً شب عيد كارمندها را هم فراموش نمى كنند. موسوى باز هم مى خندد و مى گويد: آره خب اين هم هست. موسوى شب عيد سال قبل در مجموع ۳۰۰ هزار تومان عيدى از مشترى ها گرفته است. او مى گويد: بعضى از شعبه هاى مهم به واسطه داشتن مشترى هاى فراوان و البته قابل توجه عيدى هاى زيادى مى گيرند مثلاً سال قبل يكى از دوستانم دو ميليون و نيم عيدى گرفت. بعد اضافه مى كند: البته پرداخت چنين مبالغى با ميل و علاقه مشترى ها صورت مى گيرد چرا كه كارمند بانك يك سال تمام خدمات قابل توجه و مهمى به يك مشترى داده است و مشترى هم از اين رفتار كارمند بانك بسيار خوشحال و راضى است. اگه دزد به سراغت بياد ديدن فيلم هايى كه دزدها با برنامه از بانك سرقت مى كنند بسيار جذاب است و بيانگر نبوغ دزدهاست. هرچند كه در بعضى از فيلم ها دچار شكست هم مى شوند. اما دزدهايى كه با اسلحه به بانك مى ريزند و گاهى تنهايى به سرقت مى روند فكر كنم حماقت آنها را نشان مى دهد. درهر صورت موسوى تصور مى كند اگر دچار چنين برخوردى شود با دزد مقابله نخواهد كرد چرا كه او معتقد است بانك بايد محافظ و نگهبان داشته باشد و از طرف ديگر جانش از پول مهمتر است و نهايت اين كه قطعاً جان او براى بانك باارزش تر است. موسوى كه خوشبختانه تابحال دچار چنين برخوردى نشده است باز هم مى خندد و مى گويد: دوست دارم يك بار چنين اتفاقى را در خواب ببينم، تجربه اش در بيدارى بسيار دهشتناك است. اين كارمند جواب بانك روزانه به طور متوسط ۱۰ ميليون تا پانزده ميليون تومان پول مى شمارد و براى اين كارش كه تصور مى كند بسيار سخت است حداقل ۱۸۰ هزار تومان و با اضافه كارى حداكثر ۳۰۰ هزار تومان دريافت مى كند. موسوى در اوقات فراغتش سينما مى رود، فوتبال بازى مى كند و به درسهاى دانشگاهش رسيدگى مى كند. در مجموع راضى موسوى كه كار بانك را تقريباً كارى سخت معرفى كرده در خاتمه مى گويد: با همه حرف هايى كه از دغدغه هاى اين شغل گفتم ولى معتقد هستم در مجموع شغل خوبى است. بانك تلاش مى كند تا به مشكلات كارمندان رسيدگى كند. امكانات تفريحى دارد، وام هاى نسبتاً خوبى مى دهد. محيط بانك براى كارمندان تا حدودى مناسب است و همه اينها باعث مى شود تا از شغل خودمان راضى باشيم تا آنجا كه خود من نسبت به شغل خودم تعصب دارم، البته شعبه اى كار مى كنم تعصب بيشتر دارم چرا دوستان زيادى در اينجا پيدا كرده ام. موسوى چهار سال است كه در شعبه مشغول كار است و مى گويد رفتار خوبم باعث شده شعبه ام را عوض نكنند. معمولاً هرچند وقت يكبار محل كار كارمندان را تغيير مى دهند و اين موضوع دلايل مختلفى دارد. شايد ارتقا بگيرم موسوى كه به رشته تحصيلى اش بسيار علاقه مند شده است مى گويد اگر درسم تمام شود شايد به يك شعبه ارزى منتقل شوم. مى گويد بانك ها به دو دسته ارزى و ريالى تقسيم مى شوند كه بانك هاى ارزى علاوه بر كارهاى مربوط به ريال به امور ارزى نيز مى پردازند. صحبت با موسوى به درازا مى كشد و مجبور مى شويم از بانك خارج بشويم و او حرف هاى زيادى براى گفتن داشت! صحبت از اصطلاحات بانك، صحبت از طرز برخورد مناسب با مشترى ها، صحبت از چك هاى تقلبى و پول هاى جعلى و ...
|