يكشنبه ۳ مهر ۱۳۸۴ -
Sun, Sep 25, 2005
فرهنگ و هنر
۳۲۶۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به فصلنامه تخصصى «نشان» در عرصه گرافيك
نشان به آن «نشان»
229281.jpg
احمدرضا دالوند

«نشان»، فصلنامه تخصصى، پژوهشى، آموزشى با هدف گسترش ارتباط بين طراحان گرافيك ايران، آسيا و جهان
مدير مسؤول و صاحب امتياز: ساعد مشكى
دبير شوراى نويسندگان: مرتضى مميز
«جامعه ما تا مدتها نمى دانست طراحى و هنر گرافيك چيست و كدام تخصص است؟ تا اوايل دهه چهل شمسى كسى كه كار گرافيك مى كرد از كارش احساس خفت مى كرد، چرا كه مى پنداشت كه استعداد خوب طراحى كردنش را براى امرارمعاش روزمره به ارزانى به معرض فروش گذاشته است.»
اين جملات در سر مقاله نخستين شماره نشريه «نشان» كه در زمستان۱۳۸۲ منتشر شد توسط دبير شوراى نويسندگان به رشته تحرير درآمده است.
وى در ادامه مى افزايد: «در دانشكده هنرهاى زيبا، دانشجو يا هنرجويى كه براى مؤسسات انتشاراتى و تبليغاتى كار مى كرد مورد انتقاد و بى حرمتى قرار مى گرفت. تا اينكه بالاخره در اواخر دهه سى، هوشنگ كاظمى اولين فارغ التحصيل رشته طراحى گرافيك از پاريس به تهران آمد و سرپرست دانشكده تازه تأسيس هنرهاى تزيينى (دانشگاه هنر فعلى) شد و در اين دانشكده رشته گرافيك را به راه انداخت. ده سال بعد نيز با تلاش شخصى نگارنده و على رغم كارشكنى هاى معمول وروزمره محيطهاى كار، بالاخره رشته طراحى گرافيك در دانشكده هنرهاى زيبا نيز مطرح شد.»
اين مقدمات سبب شد تا در طى دهههاى چهل و پنجاه نخستين نمايشگاههاى طراحى گرافيك در «تالار ايران» برپا شود. متعاقب آن در سال۱۳۵۷ نخستين فعاليت بين المللى با مديريت گرافيك نوپاى ايران، تحت عنوان «نمايشگاه طراحى گرافيك آسيا» در تهران پايه ريزى شد. در ادامه در دهه شصت (پس از انقلاب) نيز تشكل صنفى طراحان گرافيك مطرح شد. حالا ديگر جامعه، پديده اى موسوم به «گرافيك» و شخصى به نام «گرافيست» را شناخته بود لذا مشكلات اين حرفه به مرور بيشتر نمايان مى شد. در دانشگاه اين رشته را آموزش مى دادند، در محافل فرهنگى برايش نمايشگاه ترتيب مى دادند، آثار طراحان آسيايى را در معرض نمايش مى گذاشتند... اما سالهاى ديگرى بايد سپرى مى شد تا دواتفاق ديگر در گرافيك ايران رخ دهد:
يكى راه اندازى جريانى به نام «بى ينال گرافيك ايران» و ديگرى تأسيس «انجمن صنفى طراحان گرافيك» . اين كوشش ها موجب شدند تا شاهد گسترش اين هنر در سطوح مختلف باشيم. به نظر مى رسد براى عمق بخشيدن به چنين گسترشى در سطح حرفه اى، نيازمند يك اتفاق ديگر در پى دواتفاق ذكر شده (بى ينال و انجمن صنفى) باشيم و آن اتفاق چيزى نيست مگر دستيابى به نوعى تأمل ومكث و كوشش آگاهانه براى ژرفا بخشيدن و آغاز رويكرد «كيفى» در همه ابعاد است.
انتشار «نشان» مى تواند بخشى از اين رويكرد را پاسخ دهد. اما متوليان «نشان» به دور از هرگونه احساساتى گرى و درغلتيدن به شعارهاى گول زننده، به طرزى واقع بينانه معتقدند «وكيل و ولى گرافيك ايران نيستند» و تنها به اندازه توان خود سعى مى كنند گرافيك ايران را با همه توانايى هاى موجودش به ايرانى و غيرايرانى معرفى كنند. آنها ارتقاى سطح دانش بصرى را در دستور كار خود دارند، اما به اندازه توان خود.
كاربرد اين نوع از ادبيات به چه معنايى است؟ پاسخ روشن است. هم اكنون گروهى همت خود را به كار بسته و «نشان» را توليد مى كند. شايد گروه يا گروههاى ديگرى نيز نشريه خاص خود را منتشر كنند (هم اكنون نشرياتى مثل مجله گرافيك و نشريه سگال منتشر مى شوند). چنين وضعيت دموكراتيكى موجب مى شود كه همه سلايق، گروهها و ديدگاهها صاحب «ارگان» خاص خود باشند. در اين ميان «منتقد» مى تواند به روشنگرى پرداخته و سره از ناسره بنمايد.
با نگاهى به شش شماره نشريه «نشان» و با دقت در سر مقاله هاى اين فصلنامه كه جملگى توسط مرتضى مميز نوشته شده اند، درمى يابيم كه سرمقاله نخستين شماره مى تواند در حكم مانيفست «نشان» تلفى شود:
«در ابتداى كار كاملاً آگاهى داريم كه انتشار مجله يا هرگونه نشريه اى مستلزم داشتن تجربه و تخصصى جداگانه در ژورناليسم است، بخصوص كه هدف از انتشار بحث و ارتباط در چارچوبهاى ويژه تخصص باشد و كيفيت نويسندگى خاص خود را براى بيان محتواى فنى بطلبد تا بتواند تفهيم وتفاهم را به نحو مؤثرى با عموم مخاطبان انجام دهد.» و در ادامه مى خوانيم: «... زيرا برقرارى ارتباط نگارشى، بخصوص براى هنرمندان كه متخصصان ديگرى در زبانهاى ديگر هستند، كارى آسان و گام نهادن در جاده اى هموار نيست و متخصصان نمى توانند به سادگى در تخصصى ديگر قلم زنى كنند. همين امر دليل گشودن جبهه جديدى از مشكلات است.» و مى افزايد: «اين امر با تأنى و به مرور ميسر است، تا فكر كردن عمومى تر شود و به اين ترتيب با حوصله به هدف كه بسط هنر و ارتباط عموم با هنر است برسيم.» اينكه گردانندگان«نشان» برآن هستند تا هفتاد درصد حجم نشريه را به «تصوير» و سى درصد بقيه را به «نوشتار» اختصاص دهند، لابد به دليل درنغلتيدن به آن جبهه جديد از مشكلات است كه مميز در نخستين سرمقاله به آن اشاره كرده است.
اما مرتضى مميز در انتها مى گويد: «اين امر با تأنى و به مرور ميسر است، تا فكر كردن عمومى تر شود» و از بسط هنر و ارتباط عموم با هنر سخن رانده است و به درستى معتقد است كه «انتشار مجله يا هرگونه نشريه اى مستلزم داشتن تجربه و تخصصى جداگانه در ژورناليسم است.» واقعيت اين است كه برخوردارى از يك رسانه مكتوب كه نظم انتشار فصلى دارد بايد كه صفحاتى را براى تأليف و تجربه نوشتارى اختصاص دهد تا نشان زمانه را بر برگ برگ صفحاتش بتوان «خواند» و بتوان «ديد». هر چند كه تقسيم هفتاد به سى براى آغاز انتشار سياست درستى بوده است، اما براى ادامه انتشار اين سياست جاى ترديد دارد. فراموش نكنيم اگر انتقادى به تاريخ هنر ما وارد است، به آن بخش از اين تاريخ وارد است كه از مكتوب كردن و مدون كردن و نگارش علم وتجربه شانه خالى كرده است. هر چند كه همه مى دانيم كه غلبه فرهنگ شفاهى موجب اين نسيان بوده است. در اينجا بى درنگ اين پرسش مطرح مى شود كه آيا هنوز هم در عصر استيلاى فرهنگ شفاهى به سر مى بريم؟ ثبت و درج تجربه ها، داشته ها وتوليدات متنوع بصرى كه به نوعى در حوزه گرافيك گنجانده مى شوند، صرفاً به چاپ نمونه هاى تصويرى آن حاصل نمى شود. گرافيك معاصر ايران چه در حوزه آموزش و چه در حوزه هاى كارى و حرفه اى و حتى صنفى و حقوقى نيازمند برخوردارى از يك «ادبيات» توانمند است. پرورش نويسنده، محقق، منتقد و گزارشگر در عرصه گرافيك مى تواند نشانه مثبتى براى گذر از گسترش «كمى» به رشد «كيفى» در گرافيك معاصر ايران باشد.
حافظه تاريخى ما در چند دهه گذشته شاهد يك رشد تدريجى درگسترش سطحى و كمى هنر گرافيك بوده است. حالا ديگر صاحب تعداد زيادى هنرستان و دانشكده دولتى و مراكز نيمه دولتى وخصوصى در امر آموزش گرافيك هستيم، بى ينال داريم، انجمن صنفى داريم و پرسوناژ «گرافيست» حتى به سريال هاى پرمخاطب خانوادگى تلويزيونى نيز كشانده شده است. تعداد زيادى كودك و نوجوان وحتى زن ومرد جوان در جامعه امروزى ايران هستند كه والدين گرافيست دارند. حالا ديگر بايد براى آنها تجربه خودى و بيگانه ، گذشته دور و نزديك، اينجا و آنجاى جهان را قرائت كرد.مخاطب امروزى نيازمند ادراكى عميق و چند جانبه است كه با ادبيات متناسب و توانمندى «نوشتار» مى توان او را اقناع كرد. اصلاً اگر به تفكر «مولتى مديا» باور داشته باشيم بايد هر شماره «نشان» را درقالب CD و با برخوردارى از امكانات صدا، متن وتصوير عرضه كنيم.
شماره اول «نشان» به موضوع «هويت» پرداخته و در اين راستا با آيدين آغداشلو، مهدى سحابى و فرشيد مثقالى به گفت وگو پرداخته است. در اين ميان انديشه هاى مهدى سحابى سخت به يادماندنى و نافذ هستند:
«... چرا مدرن بودن وهويت را الزماً در تضاد هم قرار مى دهيم؟ چرا بايد چنين نتيجه اى گرفته شود كه هويت حتماً غيرمدرن است؟ چرا هويت را الزماً به گذشته متعلق مى دانيم؟ چرا اصولاً مدرن بودن را مطلقاً يك وضعيت غيرخودى و بيگانه مى پنداريم؟» . در شماره دوم يك گفت وگوى مفصل با استاد محمد احصايى صورت گرفته است:
«در سال ۱۳۴۷ در يك نمايشگاه جمعى در هتل هيلتون شركت كردم. و در واقع اين اولين «نقاشيخط »ى بود كه به طور رسمى به نمايش در مى آمد. آقاى كريم امامى در مطلبى كه درباره نمايشگاه سالانه در سال ۱۳۵۲ درمحل موزه ايران باستان تشكيل گرديد، براى اولين بار اصطلاح «نقاشيخط» را مطرح كردند. در آن سال من نقاش برگزيده شده بودم كه به من اطلاع نداده بودند، خبرش را در روزنامه كيهان همان روزها خواندم...» شماره سوم «نشان» به هشتمين دوسالانه جهانى پوستر تهران پرداخته است. على رشيدى طراح گرافيك، مدرس و مدير هنرى داروگ در اين باره چنين مى گويد: «مى توان دو هدف براى دوسالانه جهانى پوستر تهران قائل شد. نخست معرفى طراحان ايرانى به جوامع حرفه اى جهان و ديگر ارتقاى سطح كيفى طراحان و طراحى گرافيك در ايران».
شماره ۴ «نشان» به موضوع «تجربه هاى آموزش» پرداخته و از تنى چند از مدرسين رشته طراحى گرافيك دعوت كرده تا تجربيات آموزشى خود را مطرح كنند. مصطفى اسداللهى، گزارش يك تجربه در كارگاه طراحى پوستر دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران را با استفاده از تمرين هاى دانشجويانش مهدى سيفى، داوود موسى زاده و مهسا قربان كريمى عرضه كرده است. ايرج انوارى، همگامى يادداشت هاى بعدى، تحقيق و اتود در كارگاه طراحى پوستر دانشكده هنر نيشابور را در اختيار «نشان» قرار داده است. ابراهيم حقيقى «طراحى نشانه ها، تدريس و تجربه» كارگاه طرح عملى جامع دانشكده هنر ومعمارى دانشگاه آزاد را عرضه كرده است. دكتر محمدحسين حليمى كارگاه مبانى هنرهاى تجسمى دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه را به مثابه يك تجربه آموزشى تدوين كرده و به دست اندركاران «نشان» ارائه كرده است.
در شماره ۵ «نشان» گفت و گويى با پرويز كلانترى درج شده است كه گوشه هاى جالبى از فعاليت گرافيك و تصويرسازى در دهه هاى ۴۰ و ۵۰ را روايت مى كند:
«طراحى نخستين كتابهاى درسى كار بسيار دشوارى بود، چون ما هيچ اطلاعاتى نداشتيم، من احساس مى كردم كه خود مؤلفين هم اطلاعاتى كامل از ظرفيت و دقايق لباس ها، اسباب و وسايل دوره هاى ايران باستان ندارند كه به ما بدهند. در مجموع طراحى گرافيك در آن دوره قدم هاى اول را بر مى داشت. برخى ابزار كار و مواردى مانند طراحى «گريد» و يا تهيه آرشيو براى اولين بار در مؤسسه فرانكلين انجام شد». و در ادامه مى افزايد: «در ابتدا من و آقاى محمدزمان زمانى بوديم. بعداً غلامعلى مكتبى، نورالدين زرين كلك، ژانت ميخائيليان، فريدون جهانشاهى، احمدصنعتى، لئونى تاشچيان، فرشته پرويزى، گيليارد عرفان، عزيزالله پايان، آراپيك باغداساريان و فرشيد مثقالى هم آمدند كه چند نفرى با زنده ياد فيروز شيروانلو به كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان رفتند و در كتابهاى درسى نماندند». شماره آخر و ششمين شماره «نشان» به موضوع طراحى جلد كتاب پرداخته است. مطلبى تحت عنوان «شوخ طبعى نمادين» طراحى جلدهاى «پل رند» ، توسط رامين شيخانى ترجمه شده است كه بهترين مطلب اين شماره نشان است. بخوانيم:
«كلاژ بريده عكس هاى سياه و سفيد يا كاغذهاى رنگى كه به صورت فرم هاى سمبليك عنان گسيخته اى با خطوط و شكل هاى ساده طراحى و بر زمينه اى ساده تركيب مى شدند.
«پل رند» از نقاشانى چون ماتيس، پيكاسو، كاندينسكى، كله، ميرو و لژه تأثير پذيرفته بود. «رند» طى زمان اوج فعاليت هاى تبليغاتى خود، فعاليت هاى فرهنگى را نيز به شكل طراحى جلد كتاب ادامه داد. در واقع شيوه آزاد وهنرمندانه «رند» با فعاليت هاى ادبى همخوانى بيشترى داشت. طراحى هاى «پل رند» براى جلد كتاب را مى توان اولين فعاليت هاى خلاقانه در عرصه طراحى جلد كتاب در تاريخ دانست».
با نگاهى دقيق به شماره هاى منتشر شده «نشان» مى توان مجموعه گفت وگوهاى ساعد مشكى (طراح گرافيك ومدرس دانشگاه) با شخصيت هاى زبده هنر گرافيك را در قالب يك كتاب مرجع و مستند به تصور درآورد. گفت وگوهايى از گرافيك، با گرافيك و در گرافيك ميان يك گرافيست جوان و سلسله اى از ريش سپيدهاى اين هنر. به نظر مى رسد در خلال اين گفت وگوها و حاصلى كه به دست مى آيد مى توان شاخصه هاى يك نقد و بررسى سالم را كشف كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |