مترجم و جامعه شناس
متولد : ۱۳۲۳ قزوين
- فوق ليسانس جامعه شناسى دانشگاه برلين
- مدرس زبان آلمانى در انجمن فرهنگى ايران - اتريش
- تسلط بر زبان هاى آلمانى ، اتريشى و سوئيسى
- برخى از آثار ترجمه شده توسط وى عبارتند از : حكومت نظامى ، اتهام به تماشاگر و غيب گويى (همگى از آثار پيتر هانتكه)، چندمقاله در باره پيتر هانتكه (ترجمه و تأليف) كاسپار (نوشته پيتر هانتكه) ، رمان دوجلدى «مرده ها جوان مى مانند» نوشته آنا زگرس ، كتاب دوجلدى «مجموع آثار كافكا»، چند نمايشنامه از توماس برنهارد، معجزه اشتياق (شامل ۴۰ داستان از ۲۶ نويسنده آلمانى، سوئيسى و اتريشى) ، بودنبروك ها (نوشته توماس مان) و ...
درميان مترجمان بسيارى كه نوشته ها و آثار نويسندگان مشهور و معروف آلمانى را به زبان فارسى برگردانده اند، ترجمه هاى على اصغر حداد، زبانزد عام و خاص است. او از جمله مترجمانى است كه با تسلط فراوان توانسته حق مطلب را ادا كند و بيش از بيست و پنج سال است كه به اين كار مشغول است.
على اصغر حداد متولد سال ۱۳۲۳ قزوين است و بيست و پنج سال پيش با اولين ترجمه اش «يعقوب دروغگو» اثر «يورك بوكر » وارد اين عرصه شد و پس از ده سال سكونت در آلمان و اتريش و شناخت پس زمينه هاى تاريخى - فرهنگى اقوام زبان آلمانى به ايران بازگشت و از سال ۱۳۸۰ تا كنون بسيارى نمايشنامه و داستان كوتاه از زبان آلمانى به فارسى برگردانده است.
درميان اين آثار كه اغلب از آغاز دهه هشتاد به بعد ترجمه و منتشر شده اند «كاسپار » پيتر هانتكه بيش از سايرين شايد حائز اهميت فراوانى است. كتابى كه با همكارى نشر تجربه و نشر افكار به فارسى زبانان عرضه شده است ؛ متنى سخت كه به گمان بيشتر شبيه يك بمباران كلامى است تا يك اثر ادبى - تئاترى . البته چنين مشخصه هايى در اكثر آثار اين نويسنده ديده مى شود. «نويسنده اى متعلق به نسل بيتل ها ، نسلى كه كودكى شان درگير بحران هاى اخلاقى - تربيتى بعداز جنگ بود؛ عده اى از همان ها كه بعدها هسته مركزى گروه ۴۷ را تشكيل مى دهند با نگرشى مبنى بر اعتراض به تمام تاريخچه و شيوه هاى داستان و رمان معاصر و حتى پيشتر از آن . »
از پيتر هانتكه ترجمه هاى چندانى در زبان فارسى رخ نداده و شايد تنها متنى كه از اين نمايشنامه نويس شهير در ايران ترجمه شده است، همان كار «كاسپار»است كه به همت على اصغر حداد رخ داده است. در واقع اين كتاب دومين نمايشنامه از مجموعه «نمايشهاى برگزيده جهان» است.
در باره اين اثر على اصغر حداد مى گويد: «مدتها پيش كتاب «كاسپار» را به نشر تجربه سپردم كه به دليل مشكلات مالى ناشر، اثر چند مدتى در كشوى ميزشان مانده تا اينكه بالاخره با همكارى نشر افكار منتشر شد. «حداد كه فارغ التحصيل جامعه شناسى تا مقطع فوق ليسانس از دانشگاه آزاد برلين است ، مهمترين انگيزه اش از ترجمه آثار هانتكه را «پرغلط بودن ترجمه هاى د يگر » مى داند. او مى گويد: «وقتى اثر از زبان مبدأ ترجمه نشود، خواه ناخواه يكسرى از مفاهيم و شگردهاى زبانى را به همراه ندارد.» او كه از مدرسان خانه فرهنگ اتريش در ايران است در باره ديگر ترجمه ها از زبان آلمانى به فارسى مى گويد: «اگر شما بشنويد كه شخصى «ناتور دشت»سالينجر را از آلمانى به فارسى ترجمه كرده يا مثلاً «آندره ژيد» را از ايتاليايى به فارسى درآورده چه حالى پيدا مى كنيد؟ باور كنيد بسيارى از مترجم هاى اسم و رسم دار ما ترجمه هايى از آثار نويسندگان آلمانى زبان ارائه داده اند كه بسيارى بدوى، پرغلط و كودكانه است. باور كنيد باعث تأسف است وقتى مى شنويد متن توماس مان آلمانى را از زبان تركى به فارسى درآورده اند.»
حداد معتقد است كه مترجمان ما با فاصله اى سى، چهل ساله ادبيات اروپا و بخصوص آلمان را دنبال مى كنند و عمده ترين مشكل دراين راه و بخصوص در حيطه زبان آلمانى پيچ و خم هاى چالشى و چندپهلوبودن آن است. وى كه «كاسپار» را يكى از مشكل ترين متون اين زبان مى داند، معتقد است :« مقوله زبان در ادبيات آلمان صاحب ديدى عميق و فلسفى است. آلمانى ها گمان مى كنند زبان در بستر جامعه باعث تربيت جبرى و اجتماعى آنها مى شود. مثلاً درجامعه اتريش اين زبان است كه فرديت افراد را گرفته و آنها را تبديل به آنچه كه خود مى خواهد، مى كند.»
على اصغر حداد در باره برگرداندن يكسرى آثار نمايشى به فارسى مى گويد: «كار من تئاتر نيست. اصلاً وقتى يك متن را مى خوانم، نمى توانم تجسم صحنه اى از آن داشته باشم.» و اين در صورتى است كه تئاتر در ميان جامعه آلمانى زبان جايگاه خاصى دارد و در واقع از ملزومات روزمره اين جوامع محسوب مى شود. او مى گويد: حتى در كشورهايى چون چكسلواكى يا مجارستان كه از جمله حواشى زبان آلمانى محسوب مى شوند.» اما در چنين شرايطى على اصغر حداد مى گويد كه زبان آلمانى قدرت تجسم صحنه را در حين خواندن را ندارد. در باره نمايشنامه هاى هانتكه و «يعقوب دروغگو » حداد مى گويد: «نمايشنامه هاى هانتكه اين مشكل را ندارد ، يعنى اينكه صددرصد صحنه اى نيست و در حقيقت به گمان خودش شكنجه گفتارى است تا ديالوگ دراماتيك . شكنجه اى همراه با لذت خوانش ، حتى به عنوان يك مترجم مثل يك كوهنورد با فراز و فرود و راههاى صعب العبور فراوان روبروست.»
على اصغر حداد چنانكه پيش از اين آمد داراى مدرك فوق ليسانس جامعه شناسى از آلمان است و درچندسال گذشته آثار زيادى را از ادبيات آلمانى ترجمه ومنتشر كرده كه همگى نشاندهنده تسلط و استوارى ترجمه هاى اوست كه هم فارسى را خوب مى شناسدو هم آلمانى را. حداد به جز كار ترجمه ادبى ، مدرس زبان آلمانى در انجمن فرهنگى ايران - اتريش نيز هست. برخى از ترجمه هاى حداد عبارتند از : رمان دوجلدى «مرده ها جوان مى مانند» اثر «آنازگرس» ، دوجلد از داستان هاى كوتاه فرانتس كافكا كه دررديف بهترين ترجمه هايى است كه از اين نويسنده شهير شده است. چند از توماس برنهارد و مجموعه دوجلدى «معجزه اشتياق» كه در برگيرنده ۴۰داستان از ۲۶ نويسنده آلمانى، اتريشى و سوئيسى است. «معجزه اشتياق » گرچه تنها كوشش او در حيطه ترجمه ادبيات آلمانى نيست، اما به لحاظ كيفيت آثار و ترجمه آنها و نيز حجم آن منحصر به فرد است. علاوه براين على اصغر حداد چنان كه آمد نمايشنامه «كاسپار » اثر معروف هانتكه است. او همچنين كتاب خوب و عميق «بودنبروك ها»ى توماس مان را نيز ترجمه كرده است كه به عنوان يكى از مهمترين رمان هاى توماس مان نويسنده اى آلمانى است. در باره اين اثر حدادمى گويد: اين اولين اثر و يكى از مشهورترين رمان هاى توماس مان است. از لحاظ جايگاهى كه در ميان آثار نويسنده دارد، قابل بحث است. به اين خاطر كه موضوعاتى كه در آثار بعدى اش مى آيد، ريشه همه آنها در «بودنبروك ها» هست. موضوع مرگ موضوع تضاد هنرمند و انسان عادى در اين اثر و در تمام آثار بعدى توماس مان به حساب مى آيد و از يك نظر اقبال فوق العاده اى است كه مخاطبان به اين اثر نشان داده و همچنان مى دهند. اين رمان به بيش از ۳۰ زبان ترجمه شده و بعداز كتاب مقدس در آلمان پرفروش ترين كتاب هنوز هم همين كتاب است. يعنى اين رمان هنوز خوانندگان زيادى دارد و پرفروش ترين كتاب تاريخ ادبيات آلمان هم هست.
|
|
|
على اصغر حداد حدود سه سال روى ترجمه اين كتاب كار كرده است و هيچ سطرى از اين رمان را حذف نكرده است. او مى گويد:«اصلاً و ابداً نيازى به اين قضيه نبود. از اين لحاظ كتاب هيچ مشكلى نداشت. توماس مان در اغلب آثارش به مسائلى مى پردازد كه ظاهراً اخلاق عمومى جامعه ما نمى پذيرد. درست است، اما اين رمان چنين مشكلى نداشته و بدون هيچ حذف و اضافه اى مجوز چاپ و انتشار گرفت.»
او درمورد اين اثر توماس مان مى گويد: «كسى كه بخواهد توماس را بهتر و عميقتر بشناسد، اين اثر را حتماً بايد بخواند كه اثرى شگفت انگيز است. توماس مان وقتى شروع به نوشتن اين رمان كرد ۲۲ ساله بود . يعنى در ۲۲سالگى راجع به تولد، ازدواج و مرگ با زبانى حرف مى زند كه يك انسان باتجربه درسنين بالا. به نظرم چنين باتجربه در اين اثر جلوه مى كند كه به نوعى معجزه شباهت دارد. «بودنبروك ها» پرفروش ترين اثر توماس مان است و براى مخاطب ايرانى مى تواند جذابيت فوق العاده اى داشته باشد. براى نويسندگان جوان هم مى تواند از يك لحاظ جالب باشد كه با خواندن اين اثر لااقل با سنگ بناى تاريخ رمان قرن بيستم اروپا آشنا مى شوند.»
رمان «بودنبروك ها» شرح زوال يك خاندان است و اين خاندان، در واقع خاندان خود توماس مان است و او از نزديك اين تجربه تلخ را لمس كرد. فى الواقع مان طرح اين رمان را از خاندان خودش الهام گرفته است. در اين رمان چهار نسل از يك خاندان مطرح مى شوند. از زمانى كه اين خاندان دوران اوج را طى مى كند تا زمانى كه رو به زوال مى رود كه نسل چهارم اين خاندان افرادش همه تاجر مى شوند و به كسب و كار مى پردازند و به موسيقى و هنر روى مى آورند.
از ديگر آثارى كه على اصغر حداد ترجمه كرده است و اتفاقاً از ترجمه هاى موفق او هم محسوب مى شود، «مرده ها جوان مى مانند» اثر آنازگرس به نوعى جزو ادبيات سياسى و ادبيات ايدئولوژيك شناخته مى شود. على اصغر حداد درخصوص اين نويسنده مى گويد: «آثارى هستند كه جنبه ادبى آنها خيلى نازل است و صددرصد هم به عنوان اثرى ايدئولوژيك نوشته و منتشر مى شوند. ولى برخى از آثار هستند كه با وجود ديدگاه سياسى و ايدئولوژيك خاص نويسندگانشان از نظر ادبى چنان برجسته هستند كه نمى توان اين آثار را صرفاً آثارى ايدئولوژيك ناميد. مثل رمان « دن آرام» شولوخف كه به هرصورت ديدگاهى ايدئولوژيك پشت اثر وجود دارد ولى جنبه ادبى آن بر ايدئولوژيك پشت اثر وجود دارد ولى جنبه ادبى آن بر ايدئولوژيك بودنش مى چربد. «مرده ها جوان مى مانند» هم از اين دست رمانهاست كه يك رمان بسيار خوب و قوى آلمانى محسوب مى شود و در ادبيات مدرن آلمانى اين نويسنده جايگاه ويژه اى دارد.»
با اين حال «آنازگرس» چندان در ايران شناخته شده نيست و تنها اثرى كه از او ترجمه شده است همين كتاب «مرده ها جوان مى مانند» است. گرچه حداد از اين نويسنده علاوه بر رمان دوجلدى مذكور داستان كوتاهى نيز ترجمه كرده است كه «قبيله گمشده» نام دارد. زگرس در دوران اقتدار هيتلر از آلمان به مكزيك مهاجرت كرد و در آنجا مقيم شد و در واقع «قبيله گمشده» به نوعى سپاس از مردم مكزيك است به خاطر اقامت چندين ساله اش در آنجا و سرنوشت قبيله اى است كه در آمريكا از دست سفيدپوستان فرار مى كند و به جنگل پناه مى برد و حدود دويست سال اين قبيله در جنگلها سرگردان مى شود تا به بردگى تن ندهد. زگرس اين داستان را خيلى خوب و قوى نوشته و شهرت زيادى هم دارد. با اين همه در ايران كسى به سراغ آثارش و ترجمه آن نرفته است و تنها اثر ترجمه شده از او علاوه بر «مرده ها جوان مى مانند» كتابى است تحت عنوان «هفتمين صليب» كه در ايران خيلى مشهور است. البته درابعاد جهانى هم اين رمان بيشترين شهرت را براى نويسنده اش به همراه داشته است.
از ديگر ترجمه هاى ماندگار على اصغر حداد مى توان به ترجمه دوجلدى مجموعه آثار كافكا اشاره كرد كه در آن به نوعى تقسيم بندى داستانهاى اين نويسنده پرداخته است. او درخصوص اين تقسيم بندى مى گويد: « اين تقسيم بندى بر اين مبنا بود كه بخشى از داستانها در زمان حيات كافكا چاپ و منتشر شده بودندو بعضى از داستانها بعد از مرگ كافكا توسط دوستش «ماكس برود» چاپ شده است. ديگران هم اگرداستانهاى كافكا را ترجمه كرده اند بعد از ترجمه من بود. آقاى جلال الدين اعلم بعد از ترجمه هاى من ، اين داستانها را آن هم از زبان انگليسى ترجمه كرده اند. اينكه يك اثر از آلمانى به انگليسى ترجمه شود و بعد كسى از انگليسى به فارسى برگرداند، فكر نمى كنم ترجمه موفقى باشد، چنين ترجمه اى لطمه شديدى به اثر مى زند.»
على اصغر حدادمعتقد است كه چون متون ادبى بر پايه زبان و غالب آن استوار است، ترجمه از يك زبان واسطه لطمه شديدى به ويژگى هاى زبان شناسانه و اديبانه اثر مى زند و حتماً بايد يك اثر ادبى از زبان اصلى وبدون واسطه به زبان فارسى برگردانده شود تا كاركردهاى ادبى و ساختارى آن بيشتر ملموس و محسوس شود.
على اصغر حداد را به جرأت مى توان از مترجمين خوب و بزرگ زبان آلمانى در دوران معاصر دانست. حتى بعضى ها آثار او را با فرامرز بهزاد و سروش حبيبى مقايسه مى كنند كه البته قياس درست و منصفانه اى است. او همه اين مراتب را مرهون معجزه اشتياق است اشتياق به دانستن و به ديگران آموختن!