دوشنبه ۴ مهر ۱۳۸۴ -
Mon, Sep 26, 2005
گفت و گو
۳۲۶۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
مصاحبه با استاد عاليم قاسم اف
خواننده صاحب سبك آذربايجانى
مصاحبه با استاد عاليم قاسم اف
خواننده صاحب سبك آذربايجانى
صداى افسونگر
229410.jpg
فراز يكيتا
عظمت موسيقى شرق را مى توان در صداى او يافت. با اينكه مرز ميان كشورها را مرزهاى دروغين مى نامد ولى در سال ۱۹۹۹جايزه IMC يونسكو (كه به جايزه نوبل موسيقى مشهور است) را به دليل شناساندن موسيقى «موغام» آذربايجان با عنوان بهترين خواننده، از آن خود كرد. (جايزه اى كه قبل از او به كسانى چون نصرت فاتح عليخان، فون كارايان و ... تعلق گرفته است). بسيارى از موسيقى شناسان جهان از تكنيك هاى بى نظير او در آواز ابراز شگفتى نموده و او را يكى از افسانه هاى موسيقى شرق خوانده اند.
از آخرين آثار وى مى توان به همكارى با «يويوما» در آلبوم موسيقى «راه ابريشم» اشاره كرد كه با همكارى نوازندگان و خوانندگان بسيارى از كشورهاى شرق انجام گرفته است. و از ايران استاد كيهان كلهر اين گروه را همراهى كرده است.
آقاى قاسم اف كنسرت هاى شما در جمهورى آذربايجان همواره با استقبال روبه رو مى شوند، آيا در آمريكا و اروپا هم نظير آذربايجانيها همين استقبال از شما وجود دارد؟
حدود ۱۰ سال پيش بيشتر شركت كنندگان در كنسرتهاى من در اروپا يا آمريكا، آذربايجانيها بودند ولى حالا شمار اروپايى ها در كنسرتهاى من بيشتر شده است.
دليل اين توجه را در چه مى دانيد؟
دلايل متعددى مى تواند داشته باشد. آنها به من مى گويند «موسيقى شما سحرانگيز است.» البته موقعى كه با ديد كارشناسانه به لحاظ فنون آواز و قابليت هاى صدا به مسائل نگاه كنيم شكل آنها عوض مى شود. فكر مى كنم همين ديد كارشناسانه غربيهاست كه باعث مى شود پاى آنها به كنسرت هاى من باز شود. روى هم رفته غرب به معنويت و احساس موجود در موسيقى شرق احساس تشنگى مى كند. خيلى ها را موقع كنسرت ديده ام كه اشك از چشمانشان جارى شده در حاليكه زبان  ما را نمى دانند و من حس مى كنم كه آنها پيام شرق را گرفته اند، سوزناكى اين موسيقى را دريافته اند و همانند خودم قلب آنها شعله ور شده است.البته بهتر است اين سؤال را از خود شركت كنندگان اروپايى پرسيد.
در خصوص نحوه اجراها عده اى شما را متأثر از خواننده فقيد پاكستانى الاصل «نصرت فاتح عليخان» و يا خوانندگان ديگر مى دانند. نظر خودتان چيست؟
اينطور نيست. من در فستيوالهاى موسيقى با نصرت فاتح ديدار كرده بودم. او خواننده بزرگى بود ولى اين موضوع كه تحت تأثير او با اين شيوه مى خوانم درست نيست. چندين سال پيش در يكى از شهرهاى اروپايى موقعى كه روى صحنه رفتم به جاى اينكه در محل اجرا صندلى بگذارند، ميكروفونها را طورى تنظيم كرده بودند كه چهار زانو روى زمين بنشينيم. البته منظورى نداشتند و فكر مى كردند كه ما هم به سبك ايرانى و هندى احتمالاً روى صندلى نمى نشينيم و من موقعى كه با آن حالت به اجرا پرداختم، خودم را راحت تر حس كردم و ديدم كه آرامش بيشترى به من دست مى دهد. وقتى كه روى صحنه هستم به تنها چيزى كه فكر مى كنم اجراى مطلوب برنامه هست و ابداً به اينكه آيا تماشاگران مرا تشويق مى كنند يا نه، فكر نمى كنم و مى خواهم خودم را از برنامه راضى نگه دارم - كه البته هيچگاه راضى نبوده ام - و اين امر نيازمند تمركز كافيست و تمركز مستلزم آسودگى  روان است. من در اجراهايم از ميان موغامهاى رنگارنگ موسيقى و ترانه ها شخصيت خود را جست وجو مى كنم. در نتيجه به عالم ديگرى مى روم و در اين راه شنوندگان را هم تا حدى با خود سهيم مى كنم و شايد هنگام اجرا حركاتى از من سر بزند كه ناخودآگاه  باشد. به نظر من عوالم درونى انسانها بدون توجه به نژاد و زبان و رنگ ميل به پاكى دارد و شايد موقعى كه غربيها به كنسرت هاى من مى آيند همين مسأله را دنبال مى كنند، آنها مى گويند اين موسيقى روح ما را تسخير و پالايش مى كند و اين شايد يكى از جوابهاى سؤال شما باشد.
علاوه بر تكنيك هاى خاص آوازى، در مركب خوانى هم كارهايى در اجراهاى شما مشاهده مى شود كه البته كم نظير و حتى بى نظير هستند آيا براى اين كار قبلاً تمرين مى كنيد يا فى البداهه چنين اتفاقى مى افتد؟
نمى توان گفت كه كاملاً فى البداهه مركب خوانى مى كنم ولى در بعضى اجراهايم كارهايى كرده ام كه اكنون خودم را هم شگفت زده مى كند و خودم هم از ديدن و شنيدن آنها لذت مى برم ولى دوباره با رفتن روى سن گذارم به عالمى ديگر مى افتد! در اين مواقع دوباره راههايى را بررسى مى كنم كه بتوانم همان كارها را انجام دهم ولى با اين همه اجراهايى هستند كه تكرار ناپذيرند.
در آواز بيشتر از چه اشخاصى تأثير گرفته ايد؟
علاوه بر استادان خودم در مدرسه موسيقى و دانشگاه كه در كلاسشان حضور پيدا مى كردم، تمام اساتيد اين موسيقى را حتى اگر هم از دنيا رفته باشند و من آنها را نديده باشم، استاد خود محسوب مى  كنم زيرا صداى آنها روى صفحات گرامافون يا نوار به دست من رسيده و من به آنها گوش مى دهم. علاوه بر اينها موسيقى ملل ديگر كه شايد زبان آنها را نمى دانم تأثيراتى روى من داشته اند مانند موسيقى هند، عرب، تركمن و ... به طور كلى مرزى در موسيقى نمى شناسم.
من به آوازهاى اقبال آذر، ظلى، قمر و ... گوش داده و متأثر مى شوم و بايد بگويم كه آن آوازها در مقايسه با آوازهاى امروز موجود در ايران براى من دلچسب تر است زيرا در آنها اثرى از تقليد نمى بينم و هر چه هست خلاقيت فردى آنهاست.
در موسيقى آذربايجانى، «موغامها» كمتر به صورت نت موسيقى نوشته شده و تقريباً تمامى خوانندگان آواز آن را از اساتيد فراگرفته اند ولى در موسيقى ايرانى رديف ها توسط بزرگان اين موسيقى به نت نوشته شده و همانگونه اجرا مى شود، در اين باره چه مقايسه اى داريد؟
اگر به ۱۰۰ سال اخير موسيقى آذربايجان نظر بيندازيم مى بينيم كه بزرگان آواز، هر كدام صاحب يك مكتب در موغام هستند و تعليمى هم كه به شاگردان خود داده اند از آنها اساتيد متفاوتى عرضه نموده است، البته در اصل جنس و مصالح يكى است و تنها تفاوت در نحوه اجراست، همانند نقاشى كه رنگ و قلم مو يكى است ولى اين افراد مختلف هستند كه آثار متفاوت را خلق مى كنند. به نظر من موسيقى موغام بايد سياليت و انعطاف خود را حفظ كند يعنى چهارگاهى كه توسط يك تارزن ايفا مى شود براى اينكه پويايى خود را حفظ كند بايستى با حفظ پايه و اساس تحت تأثير اخلاقيات خصوصى او باشد تا رنگ تقليد به خود نگيرد.
ما شعبه ها و گوشه هاى بسيارى در موسيقى ايرانى داريم كه برخى از آنها از ياد رفته اند و يا كمتر خوانده مى شوند تا چه حد لازم مى دانيد كه شعبه ها و گوشه هاى مربوط به يك موغام در اجراى آن تماماً خوانده شوند؟
بايستى با ديد زيباشناختى به آنها نظر بيندازيم البته در باكو موسيقيدانان و نوازندگان بزرگى بوده و هستند كه كار بعضى از آنها تحقيق در همين موارد است و شعبه ها و گوشه ها را ثبت و ضبط مى كنند. من هم تا حدى كه ياد گرفته ام آنها را اجرا مى كنم ولى باز هم حاضرم اگر گوشه اى را كه بلد نيستم كسى به من بياموزد تا از آن استفاده كنم. اين گوشه ها مانند تكه هاى يك گردنبند هستند كه بايستى نحوه قرار دادن و چيدن آنها را كنار هم بلد باشيم تا زيباتر باشد.
آيا در بين موغامهاى آذربايجانى، تا به حال يكى را بر ديگرى مقدم شمرده ايد يا اينكه يكى را بيشتر از ديگرى دوست داشته  باشيد؟
مى دانيد، آنها مثل بچه هاى آدم هستند كه هيچ گاه نمى توان فرقى بين آنها گذاشت ولى روى هم رفته اين مسأله هست كه اگر آنها را مثل انسان فرض كنيم، مى توان برخى را به راحتى روى صحنه برد ولى بايد با ديگرى كار شود تا بتواند به اجراى موفق بپردازد مثلاً بعضى از موغامهاى كم حجم ما يتيم مانده اند! پس براى اينكه بتوان در صحنه به اجراى آن پرداخت بايد كوشيد.
با وجود انتقادهايى كه از شما مى شود، در آذربايجان جوانان - كه امروزه بيشتر تحت تأثير موسيقى غربى هستند - به كنسرتهاى شما مى آيند و با اشتياق به آثار شما گوش فرا مى دهند، حتى در كنسرتهاى ايران شاهد اين مسأله در بين جوانان فارس زبان بودم در حالى كه گفته مى شود اين موسيقى جوان پسند نبوده و خسته كننده است.
من خود را در يك مسير همانند يك پلى هر چند كوچك مى بينم كه توانسته باشد به عبور از مرحله اى به مرحله اى ديگر كمك كرده باشد. در هر برهه از تاريخ در موسيقى آذربايجان حداقل يك صداى نادر (از لحاظ تن صدا و وسعت) در بين خواننده ها داشتيم كه اكنون اين صدا در سينه من به امانت سپرده شده است. حالا تا چه حد توانسته ام وظيفه ام را انجام دهم بايد مردم قضاوت كنند.
ارتباط بين موسيقى و مردم را چگونه مى بينيد؟
طبيعى است كه ارتباط ناگسستنى دارند ولى بايستى به نظر من مسيرى را انتخاب كرد كه متعالى باشد نه اينكه همواره سليقه خود را با سليقه مردم يكى دانسته و سعى در جلب توجه آنها بدون توجه به اصل موسيقى متعالى كرد.
معرفى كتاب
229404.jpg
مديريت مطبوعات

كتاب حاضر تأليف دكتر سيد محمد صحفى گزارش است از ايده پردازى هاى نوين، نكته سنجى و نيازسنجى هاى تازه، ضرورت هاى شكل گرفته بر بستر تحولات اجتماعى و نيز الزامات تغيير نگرش و تحولات ساختارى، البته برخى امور كه مورد اشاره قرار گرفته، ويژگى تحول ساختارى را نداشته بلكه به عنوان يك رويداد يا يك تصميم مديريتى و اجراى ويژه شناخته شده و به آن اشاره رفته است تا در برنامه ريزى هاى آينده مطبوعات بر آن ها چشم بسته نشود. فصل هايى از اين مجموعه در قالب خلاصه اى از مهم ترين اقدامات سال هاى خدمت نويسنده (سال هاى ۸۱ تا ۸۳) و نيز هشدارهايى درباره مشكلات ادارى، اجرايى و تشكيلاتى نگارش يافته كه براى ثبت در سوابق آمده است.
اين كتاب با بهاى ۲۵۰۰ تومان در انتشارات روزنه به چاپ رسيده است.
229401.jpg
ديوارهاى موازى

ديوارهاى موازى مجموعه داستان هاى رحمان امينى است كه با بهاى ۱۸۰۰ تومان در انتشارات ميركسرى به چاپ رسيده است. بخشى از يكى از داستان هاى اين مجموعه با نام غريبه در مه را مى خوانيد: «... مرد از جا برمى خيزد، مى رود و در چارچوب در روبروى زن مى ايستد و مى پرسد: چه شده نازى؟ چرا سر و صدا راه انداخته اى اين تنگ غروبى؟ زن، نفس نفس مى زند و طره مويش را كه از زير لچك بيرون زده است، از صورت مهتابى اش كنار مى زند و مى گويد: شووم فرار كرده، نيست شده....»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |