دوشنبه ۴ مهر ۱۳۸۴ -
Mon, Sep 26, 2005
ديپلماتيك
۳۲۶۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
جدال پنهان چين و آمريكا
نفوذهاى ديپلماتيك، اجتماعى، اقتصادى و سياسى چين بر آمريكا بسيار كمتر از نفوذهاى آمريكا بر چين است. بنابراين كاملاً طبيعى است كه در روابط اين دو كشور، آمريكا نقشى تهاجمى و چين نقشى تدافعى بيابد.
از لحاظ امور دولت با دولت، چين و آمريكا نمى توانند اميدوار به برقرارى روابط دوستانه واقعى باشند. اما به نظرمى رسد كه اين دوكشور مى توانند در سطوح غيردولتى و فردى روابط دوستانه اى برقرار كنند. مناسبات چين و آمريكا مانند هر رابطه بين دولى ديگر، اساساً برپايه منافع قرارمى گيرد. اما اين رابطه بيش از هرچيز دربردارنده احساسات تند عشق و نفرت است.
فاكتورهاى مثبت و منفى رابطه آمريكا و چين به شدت درهم تنيده شده اند و اغلب با يكديگر تداخل پيدامى كنند.
در چنين فضاى پويا وفشرده اى، نگاه به روابط چين و آمريكا از منظر سنتى كاملاً اشتباه است. به طور قطع، چنين نگاه ساده لوحانه اى، منافع طرفين را تهديدمى كند.به طور قطع، تحليل هاى سياه و سفيد نمى تواند ظرايف اين وضعيت را دريابد.
براى نمونه، در صورتى كه آمريكا واقعاً بخواهد برنامه هاى مدرن سازى اقتصادى چين را نابودكند، چين تنها كشورى نخواهدبود كه از آن زيان خواهدديد.بلكه بسيارى از مؤسسات و سازمانهاى آمريكايى در چين، توانايى برگشت سرمايه خود را نخواهندداشت و مردم آمريكا ديگر قادر به خريد محصولات ارزان قيمت، اما با كيفيت چينى نخواهندبود.
از سوى ديگر، اگرچه تمايل آمريكايى ها براى توسعه روابط تجارى و اقتصادى با چين مى تواند براى خود آنها سودمند باشد، اين روابط مى تواند به چين نيز كمك كند تا پيشرفت هاى تكنولوژيكى و اقتصادى بسيارى حاصل كند.
اين پيشرفت ها به طور طبيعى، قدرت نظامى چين را تقويت مى كند كه آمريكا ازاين بابت نگران است.
به طور قطع، اين مسأله در استراتژى بلندمدت واشنگتن در قبال پكن تناقض هايى به وجود مى آورد. تا زمانى كه اقتصاد چين دچار فروپاشى نشود، بودجه دفاعى اين كشور افزايش خواهديافت.
واشنگتن به خوبى مى داند كه ميزان بودجه دفاعى چين مهمترين موضوع نيست.بلكه مسأله مهم آن است كه ماشين نظامى پكن چه هدفى را دنبال كند.
بهترين راه حل براى كاهش تنش ها ازطريق گفت وگوهاى جامع و صريح استراتژيكى حاصل مى شود و نيز بايد مبادلات و روابط نظامى ميان دو كشور ازسرگرفته شود.
چين نيز با يك پارادوكس مشابه روبرو است: تنها ركود و افول اقتصادى مى تواند قدرت واشنگتن را كاهش دهد و از فشار استراتژيك بر پكن بكاهد.
اما اين سناريو به ضرر اقتصاد چين نيز خواهدبود. علاوه بر اين، احساس ناامنى در آمريكا، تبعاتى را درپى دارد كه لزوماً به نفع چين نيست. براى نمونه، اگر نفوذ واشنگتن درخاورميانه كاهش يابد، ممكن است بى ثباتى بر منطقه حاكم شود و ذخاير نفتى موردنظر چين دراين منطقه درمعرض تهديد قرارگيرد.
همچنين افزايش بنيادگرايى مذهبى و تروريسم در آسياى مركزى و جنوبى، امنيت چين را بويژه درمرزهاى غربى آن تهديد مى كند، چرا كه دراين بخش روابط قومى پرتنشى حكمفرماست و گرايش جدايى طلبانه يك خطرجدى است.
برخورد بالقوه چين و آمريكا برسر ذخاير انرژى را مى توان از چنين ديدگاه مشابهى بررسى كرد. هردو كشور به نيازهاى ديگرى به انرژى و منافع امنيتى آن در سطح جهانى حساس هستند.
چين درحال حاضر از ونزوئلا و سودان كه روابط غيردوستانه اى با آمريكا دارند، نفت مى خرد.
درعين حال، به نظرمى رسد كه واشنگتن نيز به چاههاى نفتى آسياى مركزى در نزديكى مرزچين چشم دوخته است. واشنگتن و پكن سعى دارند تا مقاصد خود را براى ديگرى تفهيم كنند و شايد بهتر آن باشد كه ازطريق پروژه هاى مشترك نظير احداث نيروگاههاى برق هسته اى در چين، راههاى همكارى در زمينه هاى انرژى را بررسى كنند.
تاريخ ثابت كرده است كه آمريكا دشمن دائمى چين نيست و نيز چين نمى خواهد آمريكا را دشمن خود بداند.
«دنگ شيائوپينگ» پيش بينى كرده بود كه اوضاع زمانى بهتر خواهدشد كه روابط چين و آمريكا بهبود يابد، اما اين قضاوتى بود كه براساس منافع بلندمدت چين صورت گرفته بود.
به طور قطع، آرزو و الهام نمى تواند جاى واقعيت را بگيرد. بهبود روابط چين و آمريكا كند، محدود، پيچيده و مشروط خواهدبود و حتى ممكن است در شرايط حساسى مانند اعلاميه استقلال تايوان، نتايج معكوس داشته باشد.
به همين دليل، كاملاً آشكار است كه روابط دوجانبه بايد بادقت و ظرافت موردبررسى قرارگيرد و نيز چارچوب باثبات جديدى ايجادشود تا مانع از بروز مشكلات بين المللى شود و تا در شرايط و محيط مطلوب بين المللى، جوامع مرفه و موفقى به وجود آيند. رهبرى چين مصمم است تا اواسط قرن بيست و يكم به چنين موفقيتى دست يابد.
اين كشور در همكارى با واشنگتن موانع اندكى پيش روى خود خواهدداشت.
منبع: فارن افرز
ترجمه: هرمز برادران
۳ دقيقه در آزادى
229446.jpg
هفته نامه اكونوميست
ترجمه:عليرضا سربازى
انتخابات رياست جمهورى مصر اگرچه با استقبال كم مردم اين كشور روبرو شد، ولى همين كه «مبارك» پس از ۲۴سال تركتازى و كنترل كامل قدرت، تن به انتخابات آزاد و رقابتى داده، نشانگر تحولات اساسى در تفكر رهبران كشورهاى عربى خاورميانه در نحوه اداره كشور است. از اتفاقات مهمى كه در انتخابات مصر رخ داد، كه در گذشته چنين نبوده، اولويت يافتن مسائل اجتماعى و رفاهى مردم به جاى مسائل فلسطين، پان عربيسم، اسرائيل، فرقه گرايى و اسلامى است. اصلاحات آرام و در عين حال اساسى، در بدنه دولت و احزاب حاكم در خاورميانه چيزى نيست كه براحتى بتوان از كنار آن گذشت. آيا مى توان انتخاباتى كه بدون كوچكترين خشونت پشت سر گذاشته شده است، دست كم گرفت؟ آيا اين نشانگر تحول در ديدگاه مردم و به تبع آن در دولتمردان در مسائل اجتماعى و سياسى نيست؟
نفوذ آمريكا در منطقه، كشورهاى خاورميانه را به سمت و سوى اصلاحات پيش مى برد. هرچند، تغييرات فعلى حتى در مصر، با وجود برگزارى اولين انتخابات رقابتى رياست جمهورى تغييراتى سطحى است، اما دموكراسى، ديگر يك رؤياى دور و دراز نيست.
اين انتخابات، چيزى بيش از يك نبرد نابرابر، با يك چينش سريع و تيم داورى ضعيف، در يك ميدان زورآزمايى نبود. حتى با اينكه انتخاب مجدد مبارك در انتخابات هفتم سپتامبر قابل پيش بينى بود، اما برگزارى آن پشت سر گذاشتن يك مرحله خطير در تاريخ مصر بود. شوراى گزينش كشور آراى مبارك را ۸۹% عنوان كرد، هر چند تنها ۲۳% از واجدين شرايط در انتخابات شركت داشتند.
شايد بيش از تمام رويدادهاى اخير خاورميانه، از انتخابات اخير در عراق گرفته تا «انقلاب سدر» در لبنان، اين رقابت سياسى در قديمى ترين و بزرگترين الگوى ديكتاتورى عربى، نشانه اى از حركت شتابدار رو به جلو در منطقه اى است كه به علت عقب افتادگى هاى سياسى خود، همواره مورد توجه بوده است.
در طول سال هاى اخير، پس از آزمون چنين روش هاى جديدى در برگزارى انتخابات در كشورهايى مانند تونس و الجزاير، مبارك نيز بايد حضور رقباى ديگرى را در كنار خود مى پذيرفت. اما جوش و خروش رقابت هاى انتخاباتى نسبت به مسأله تمديد طول دوره رياست مبارك تا سال ،۲۰۱۱ از اهميت بسيار بيشترى برخوردار بود.
مبارك پس از ۲۴ سال بدون رقيب در قدرت و در كنترل داشتن تمام بخش هاى دولت، امكانات بسيارى براى مبارزات انتخابات در دست داشت. بدگمانى ناشى از اين امر به همراه عدم حضور نامزدهاى اسلامگرا و موانع رويه اى پيش روى رأى دهندگان، توجيه كننده علت پايين بودن درصد مشاركت مردمى است.
هنوز هم رقباى مبارك قادرند تا پيام هاى خود را در همهمه ناشى از سخنرانى ها و ديدارهاى عمومى به مردم برسانند. برگزارى چنين انتخابات عمومى، ضمن بازگرداندن حق انتقاد، افكار را بر روى مشكلات حقيقى متمركز كرد، گروه هاى عملگرا را به هيجان آورد و با امكان انتخاب هايى كه به مردم داد، باعث ايجاد تعدد افكار در مصر شد. ايمن نور، جوان ترين نامزد انتخاباتى مى گويد:« من به ۱۵ ايالت از ۲۶ ايالت موجود سر زدم و حتى با يك قطعه شيشه شكسته نيز مواجه نشدم. پس چگونه است كه ما به بهانه آماده نبودن براى پذيرش دموكراسى به پليس ضد شورش و قوانين اضطرارى، نيازمنديم؟»
چيزى كه به مصرى ها ارائه شد، يك دموكراسى حقيقى نبود. اما رژيم مبارك مجبور است مانند قانونگذاران اصلاح طلب كشورهاى منطقه، از جمله اردن، بحرين و مراكش از مقاومت در برابر تغييرات دست بردارد. هر چند حكومت او، با توجه به باز بودن دست او در انتخاب فرمانداران، شهرداران، دهداران و حتى افسران پليس كه همواره داراى يك مصونيت مجازى نيز هستند، غير قابل تغيير و بى هماورد، مى نمايد. يك روشنفكر مصرى، وضعيت كشورش را در طول برگزارى مبارزات انتخاباتى با اين جمله وصف مى كند:«۳ دقيقه در آزادى.»
از آنجا كه بوش مردمى شدن حكومت هاى منطقه را با شرايط فعلى نوعى زرورق براى پوشاندن وجهه افراط گرايى آنها مى داند، جاى شگفتى نيست كه بسيارى از اعراب، اصلاحات مصر و ديگر كشورها را تنها نوعى آرايش ظاهرى براى خشنود سازى بوش مى دانند. چنين قضاوتى به لحاظ وجود يك سرى اصلاحات عملى در منطقه به هيچ وجه عادلانه نيست. زيرا هم اكنون بسيارى از اصلاح طلبان در بدنه حزب حاكم مصر و در داخل خانواده هاى سلطنتى كشورهاى خليج فارس به چشم مى خورند. به  عقيده برخى، آمريكا، مشروعيت دموكراتيك دولت را با توانايى اش در وارد معامله شدن با او از طريق سياستهاى اقتصادى ليبرال، ارزيابى مى كند؛ ملاكى كه به نظر آمريكايى ها بهترين نشانه موفقيت است.
فاكتورهاى ديگرى نيز بر ايجاد تغييرات، اثر گذارند. آمار، فناورى و ارتباطات در كشورهاى عربى دچار دگرگونى شده است. تلويزيون هاى ماهواره اى افكار مغاير و فرهنگ مناظره را گسترش مى دهند. ساختار پادشاهى كه مدت ها مشخصه دولت هاى عرب بوده است، به وسيله كم رنگ شدن نسل رهبران پس از استعمار و شكست پروژه پان عربيسم، بى اعتبار مى شود. برخى اوقات نيز اسلام گرايان تندرو، جوانان محروم از حقوق شهروندى را كه با بيكارى و كمبود مسكن روبرو هستند، جلب مى كنند. اما خشونت بيش از حد تندروهاى ستيزه جو، بسيارى را وادار كرده است كه در جست و جوى چاره عملى برآيند. براى مثال، در مبارزات انتخاباتى اخير مصر، بيش از آنكه كلمات بر روى مسائل سنتى اعراب از جمله فلسطين، عراق و لزوم توجه بيشتر به اسلام متمركز باشد، درمورد موضوعات اجتماعى دور مى زد.
نظرات آمريكا نيز براى مردمى شدن، به روشنى متناقض بوده است. كمك هاى پر سر و صداى آمريكا براى پيشبرد اصلاحات با جلب همكارى هاى خاورميانه، در طول يك سال در آمد كمترى را از هزينه يك روزه جنگ عراق در بر داشته است. ديوان سالارى واشنگتن موجب تأخير در تهيه بودجه جهت كمك به مخالفين مصر شده است. بقيه گروه ها از جمله ناظرين بر انتخابات نيز كه كمك هاى آمريكا را دريافت كرده اند، توسط كميسيون انتخابات از حضور در صحنه منع شدند.
اكنون اولويت هاى سياست آمريكا با اهداف اصلاح طلبان اصطكاك پيدا كرده است. تعقيب تروريسم در بدنه دولت هاى شكنجه گر منطقه، بسيارى از گروههاى محلى را كه عليه اين اقدامات تبليغ مى كنند، به بهاى اندك مى فروشد. عراق نيز به جاى تبديل شدن به يك نمونه موفق تكثرگرايى، به الگويى از شرايط بحرانى تبديل شده است، كه بايد از آن اجتناب كرد. حتى بسيارى از اعراب قانون اساسى جديد اين كشور را پيامد يك طرح آمريكايى در تقسيم و تحت حاكميت در آوردن آن مى دانند. اكنون بيشتر اصلاح طلبان به جاى بوش و «راهبرد رو به جلوى وى براى آزادى»، بيشتر با «مايكل مور» فيلمساز منتقد آمريكايى احساس نزديكى مى كنند. بسيارى نيز اعتقاد دارند، اشتهاى آمريكا براى نفت، بخصوص در مواردى كه گزينه ديگرى در دست نداشته باشد، اصول دموكراتيك او را دور مى زند.
اكنون تقريباً شك نداريم كه حضور آمريكا به طرفدارى از اصلاحات، توازن قوا در منطقه را بر هم مى زند. اين شايد تنها يك تصادف باشد، اما تنها مدت اندكى پس از لغو ناگهانى سفر «كاندوليسا رايس»، وزير امور خارجه آمريكا، مبارك طرح خود را در برگزارى انتخابات رياست جمهورى اعلام كرد. سپس خانم رايس در سخنرانى خود در قاهره با برانگيختن حس مباهات برخى از مخالفين ابراز كرد، همانطور كه كشورشان پيشگام صلح در خاورميانه بوده است، بايد پيشگام پيشرفت هاى سياسى در منطقه نيز باشد. پايان غم انگيز براى حكومت زير نقاب سوريه در لبنان در بهار گذشته، تنها به وسيله كمك هاى آمريكا در محصور كردن و خنثى كردن رژيم سوريه ميسر شد كه خود حاصل سرنگونى حكومت صدام بود.
اگر تغييرات در كشورهاى منطقه عميق نباشد، پرسش هاى افكار عمومى از در چه زمان و چگونه بايد اصلاحات را شروع كرد، به چرا بايد اصلاحات داشت، تغيير مى يابد. واضح است كه در كشورهاى توسعه نيافته مانند ليبى، سعودى و سوريه، اولين قدم ها هر چند لرزان به سمت مشاركت مردمى در دولت برداشته شده است. اما در كشورى مانند مصر كه قدمى بزرگ برداشته شده، اشتهاى عمومى به جاى فرونشستن، افزون تر نيز شده است. يك كارشناس مصرى درمورد انتخابات نوامبر آينده مى گويد:« اين انتخابات تنها تمرينى بود كه دولت بدون فشارهاى خارجى به هيچ شكل به آن تن نمى داد. اما شرايط فراهم آمده براى برگزارى انتخابات پارلمانى بسيار جالب توجه است.» اگر گفت و گوها به همين شكل تا آن موقع ادامه يابند، تعداد بسيار بيشترى از مصرى ها در انتخابات پارلمانى شركت خواهند كرد.
تروريست ها فراتر از اسلحه سازان
«رزو بورون اكسپورت»، نماينده انحصارى دولتى صادرات تسليحات روسيه، در اواخر جولاى نمايشگاه ويژه ديگرى از تجهيزات ضدتروريستى برگزار كرد. اين نمايشگاه كه تسليحات ضدتروريستى ناميده مى شد، پيشرفتهاى بى نظير روسيه را در اين حوزه به نمايش گذاشت . تعدادى از اسلحه هاى به نمايش گذاشته شده در هيچ جاى دنيا مشابه ندارد و معرف حضور معامله گران اسلحه در بيش از ۵۰كشور جهان هستند. ولى آيا اين اسلحه ها عليه تروريسم كارايى دارند؟
در اين نمايشگاه، تفنگ هاى تهاجمىAPS با توانايى شليك گلوله هاى سوزنى ۱۲۰ميليمترى، تفنگ بى صداى تك تير VSS با گلوله هاى ۹ميليمترى، تفنگ تك تير ۹۴ VSK- با توانايى سوراخ كردن ورقه فولاد به ضخامت ۸ميليمتر در فاصله ۱۰۰مترى، ويخر، سبكترين تفنگ تهاجمى در جهان، كه گلوله هاى قدرتمند ۹ميليمترى شليك مى كند و مسلسل دستى بى صداى AS با توانايى سوراخ كردن جليقه هاى ضدگلوله به نمايش گذاشته شده بود.
تعداد بسيارى از هفت تيرها و مسلسل هاى دستى بى صدا و قدرتمند، نارنجك اندازها واسلحه هاى مخصوصى كه جوخه هاى ضدتروريست از آن استفاده مى كنند و همچنين روباتهايى با قدرت يافتن و خنثى كردن مواد منفجره در داخل و بيرون ساختمانها، يا نصب شده در ماشين ها و غيره در اين نمايشگاه وجود داشت. اين روباتها داراى كنترل از راه دور هستند و در چمدانهاى سبك نيز جا مى گيرند و مى توان به راحتى از آنها در شهر استفاده كرد.
رزوبورون اكسپورت همچنين اسلحه هاى غيرمرگبار مانند هفت تيرها و نارنجك  اندازهايى را به نمايش گذاشته بود كه به طور موقت، توانايى نفس كشيدن، ديدن يا شنيدن تروريست ها را مختل مى كنند. ساير اسلحه ها درجا تروريست ها را فلج مى كنند، يعنى به معناى واقعى كلمه، دست وپاى آنها را با تورهاى نايلونى مخصوص و مواد چسبناك مى بندند. تجهيزات بسيارى براى محافظت شخصى شامل جليقه هاى مسلح، كلاهخود و كت هايى به ظاهر معمولى با لايه اى از تفلون داخلى به نمايش گذاشته شده بود.
اين تجهيزات، بسيار معرف حضور سرويس هاى سرى داخلى و خارجى هستند. تقريباً از ۱۵ تا ۲۰سال پيش كه تروريست ها هواپيماها، هلى كوپترها و اتوبوسها را با سرنشينانشان به گروگان مى گرفتند، اين تجهيزات توسعه يافت. در آن زمان، تروريست ها خواهان آن بودند كه مبلغ هنگفتى پول به دست آورند يا همدستانشان را از زندان آزاد كنند. در آن هنگام، تفنگ هاى تك تير بى صدا، مسلسل ها و هفت تيرهايى كه مى توانست هر جليقه اى را سوراخ كند، در دسترس بود. جوخه هاى ضدتروريستى مجهز به گلوله هاى لاستيكى و غيرمرگبار و تجهيزات فلج كننده مى توانستند به خوبى از عهده چنين جنايت هايى برآيند.
امروز، هنوز هم دولتها به هنگام خنثى كردن تروريست ها در ميدانهاى عملياتى، شهرها يا كوهها بايد از اين اسلحه ها استفاده كنند. ولى چطور بايد با افرادى كه عمليات انتحارى در قطارها، ماشين ها، متروها يا اتوبوسها انجام مى دهند و يا افرادى كه يك هواپيما را نه به دليل اقتصادى يا سياسى، بلكه براى سرنگون كردن آن در ساختمانى پرجمعيت به منظور ايجاد رعب، وحشت و هرج و مرج در ميان صدها هزار نفر به كار مى گيرند، مقابله كرد. گروههاى متفاوت تروريستى اين كارها را به منظور ترساندن مردم براى برآورده شدن درخواست هايشان انجام مى دهند. تجهيزات نمايشگاه شركت رزوبورون اكسپورت، پاسخى براى اين سؤالات نداشت.
ما نبايد سازندگان تسليحات را براى اين امر سرزنش كنيم. پيش بينى اقدامات احتمالى بعدى تروريست ها در جهان متأسفانه امكانپذير نيست. نه افراد معمولى ونه كارشناسان، محققان، طراحان اسلحه و تجهيزات خاص نمى توانند تصور كنند به ذهن منحرف تروريستى كه از انسانها متنفر است، چه ايده هايى ممكن است خطور كند.
براى مقابله با تروريست امروزى، ضرورى است كه سيستمهاى شناسايى بسيار دقيق، سيستمهاى هدايت و ديد در شب و شبكه هاى ارتباطات بسته همراه با هواپيماهاى بدون سرنشين، هلى كوپترها و كامپيوترها را توسعه دهند. اين تجهيزات از اسلحه هاى نمايشگاه اخير جدايى ناپذيرند و انهدام دشمن را به طور همزمان يعنى به محض تعيين موقعيت مكان ميسر مى كند. اين گونه تجهيزات در درگيرى با تروريست ها كارايى خواهد داشت.
ولى چطور مى توان تروريست ها را از شهروندان بى گناه شناسايى كرد؟ چطور مى توانيم دريابيم آنها كجا زندگى و چه كسانى را ملاقات مى كنند و يا از چه كلمه رمزى استفاده مى نمايند؟ اين مهارتها نياز به عمليات نفوذى با طراحى دقيق، روش ها و وسايل ويژه مانند ديد و شنود سرى دارد، حتى اگر اين وسايل تجاوزى به حقوق بشر باشد. بعضى اوقات، حقوق افراد بايد قربانى امنيت كل جامعه شود و اين روشها بايد از پشتوانه قانونى مستحكمى برخوردار باشند و جامعه آنها را بپذيرد.
شرط ضرورى ديگر براى توفيق در مبارزه ضدتروريستى وجود دارد. اين مبارزه بايد در سطح بين المللى و از همكاريهاى بين دولتى برخوردار باشد و نه فقط در ميان رهبران دولتى و سرويس هاى سرى؛ بلكه در ميان مردم معمولى، انديشمندان، نخبگان اجتماعى و به طور قطع، در ميان رسانه هاى خبرى وجود داشته باشد. در صورتى كه بعضى افراد، تروريست ها را به عنوان راهزنان آشكار و گروهى ديگر آنان را به عنوان شورشيان و مبارزان راه آزادى بدانند، خلاصى از دست اين مصيبت قرن بيست ويكم امكانپذير نيست.
چالش هاى به وجود آمده توسط تروريسم بين المللى در جامعه جهانى نياز به پاسخى مناسب، جامع و يكپارچه دارد. از امنيت، زندگى و سلامت شهروندان يك كشور بايد محافظت شود. تسليحات به رغم بى نظير بودنشان به تنهايى نمى توانند چاره ساز باشند.
منبع: خبرگزارى ريانووستى
ترجمه: مرضيه خادم شريف


|   شناسنامه   |   آرشيو   |