پيامدهاى مدرنيت
* آنتونى گيدنز
* ترجمه محسن ثلاثى
* نشر مركز
«مدرنيت» به شيوه هايى از زندگى يا سازمان اجتماعى مربوط مى شود كه از سده هفدهم به بعد در اروپا به وجود آمد و به تدريج ابعاد جهانى پيدا كرد. اين تعريف، مدرنيت را به يك دوره زمانى و يك جايگاه جغرافيايى اوليه مربوط مى سازد در حالى كه عمده شاخصه هاى آن را سربسته باقى مى گذارد.
آنتونى گيدنز، جامعه شناس نامى معاصر، دركتاب «پيامدهاى مدرنيت» به تحليلى فرهنگى و معرفت شناختى از مدرنيت مى پردازد و تعبيرى جديد و تأمل برانگيز از تحولات نهادى همراه با مدرنيته عرضه مى كند. گيدنز معتقد است كه ما هنوز پا به دوران پسامدرن نگذاشته ايم بلكه دوران متأخر مدرنيته را سپرى مى كنيم كه در آن پيامدهاى مدرنيته فراگيرتر و ريشه اى تر و بنيادين تر شده است عواملى چون تباهى محيط زيست، تهديدات قدرت نظامى و تسليحاتى، رشد و بسط توتاليتاريسم و حقير شدن كار صنعتى و ... كه گيدنز اينها را از پيامدهاى مدرنيته برمى شمارد و بر اين باور است كه براى فرا رفتن از اينها و گذار به عصر پسا مدرن مى بايست در ساختار سازمان هاى اجتماعى و فرهنگى مسلط عصر مدرن دگرگونى اساسى ايجاد كرد.
اثر حاضر در ۶ فصل تدوين و تنظيم شده است كه از جمله مباحث طرح شده در آن مى توان به اين عناوين اشاره كرد: انقطاع هاى مدرنيت، جامعه شناسى و مدرنيت، بازانديشى در مدرنيت، ابعاد نهادى مدرنيت، اعتماد و مدرنيت، دوره پيش از مدرن و دوره مدرن، مخاطره و خطر در جهان مدرن، پديده شناسى مدرنيت، آيا مدرنيت يك طرح غربى است؟ و ...
پاپ و مرد مرتد
مايكل وايت
ترجمه فروغ پور ياورى
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
جوردانو برونو، مردى بود كه در مقابل دادگاه تفتيش عقايد روم ايستادگى كرد.
مايكل وايت در اين اثر، روايتگر زندگى و مرگ جوردانو برونو، كشيش روشنفكر و حقيقت جويى است كه در زير شكنجه هاى سخت تا آخرين لحظه مقاومت كرد و تسليم نشد. وايت، با بينشى روشنفكرانه و روانشناسانه و در عين حال با قلمى طنزآميز، تقابل انديشه را با بى خردى نشان مى دهد. او در اين كتاب با تجزيه و تحليل استوار و مستدل و بررسى علمى به روايت زندگى و مرگ رزمنده اى بى سلاح در تقابل با بى خردى و تعصبات كور خشكه مقدسان مى پردازد و نشان مى دهد كه چگونه كسانى كه به دروغ خود را «مردان خدا» مى ناميدند هنگامى كه منافع مالى شان به مخاطره افتاد پا بر سر حقيقت عيان گذاشتند و به مرگ مردى فرمان دادند كه جز حقيقت نگفت.
اين اثر زندگى واقعى مردى است كه در مقابل دادگاه تفتيش عقايد روم ايستادگى كرد تا حقيقت چگونه زيستن را از واقعيت زنده بودن به هر قيمت تفكيك كند.