|
در آستانه بيستمين جشنواره فيلم كودك و نوجوان اصفهان
لبخندها و اشك هاى سينماى كودك
|
|
|
سارا جمال آبادى سالهاى خوب سينماى كودك «آهاى، آهاى، خبر دارم، خبر» صداى جارچى شهر موش ها بود كه آمدن گربه سياه - اسمشونبر - را درون كوچه هاى شهر فرياد مى زد. موشهايى كه تا ديروز بر صفحه تلويزيون، پشت نيمكت هاى مدرسه نشسته بودند و شيطنت مى كردند. از صفحه كوچك و شيشه اى تلويزيون به پرده بزرگ و جادويى سينما آمده بودند تا همراه بچه ها از شهر در حال ويرانى و گربه سياهى كه مى آمد تا رؤياهاى بزرگى آنها را با خود ببرد فرار كنند! صف طولانى بود از پدرهاو مادرها و بچه هايى كه اين صف ها را هزاران بار بدون خستگى مى رفتند و مى آمدند تا ببينند چه وقت صندلى از اين سينما نصيب شان مى شود! كودك سال ۱۳۶۳ سينما را با شهر موشها شناخت و وقتى پا از سالن سياه سينما بيرون مى گذاشت فكر مى كرد تا هميشه از اين جادوى دوست داشتنى سهمى خواهد داشت. سهمى از سينمايى كه همراه با آن اشك ريخته بود و با فتح شهر جديدش روى صندلى هايى كه متعلق به خودش بود ايستاده بود و فرياد شادى كشيده بود. اين از خودپندارى سينما در ذهن كودكان با فيلم گلنار ساخته كامبوزيا پرتوى در سال ۱۳۶۷ ادامه پيدا كرد تا جايى كه اين فيلم هم در اين سال با بليت ۲۰تومانى توانست ۱۷ميليون تومان بفروشد و پرفروش ترين فيلم سال شود. دزد عروسكها ساخته محمدرضا هنرمند ديگر فيلم سينماى كودك بود كه با استفاده از عناصر طنز و فانتزى و بازى اكبر عبدى به اثر ماندگار ديگرى در دفتر كارهاى سينماى كودك و نوجوان تبديل شد. اما با شروع دهه هفتاد سينماى كودك در خم آرامشى افتاد كه با اين سينما و مخاطبانش بيگانه بود. آرامشى كه با حيات و شور كودكى غريبه بود؛ آرامشى كه اين سينما را به خواب مى برد. در سال ۱۳۷۳ فيلم كلاه قرمزى و پسرخاله ساخته ايرج طهماسب و حميد جبلى بار ديگر با استفاده از رابطه احساسى كه بين بچه ها و شخصيت هاى تلويزيونى كلاه قرمزى و پسرخاله به وجود آمده بود توانستند هياهو و شادمانى را به اين سينما برگردانند و اين فيلم پرفروش ترين فيلم آن سال شد. در سالهاى اخير با اينكه فيلمهاى كودك و نوجوان با سطح كيفى خوبى توليد مى شود و در جشنواره فيلم اصفهان به نمايش درمى آيد و مورد توجه مخاطبان و منتقدان داخلى و خارجى قرار مى گيرد و حتى بسيارى از آنها راهى جشنواره هاى خارجى مى شوند، دست پر برمى گردند اما در زمان اكران با سكوت تبليغى روبرو مى شوند و سرانجام با عدم استقبال و سالنهاى خالى از پرده سينماها كنار مى روند. كودك سال۸۴ ديگر در خاطره تصويرى اش صف هاى طولانى انتظار را كه براى ديدن فيلمى كه خاص او ساخته شده و به روى پرده رفته است را ندارد. كودك سالهاى ،۸۰ كارخانه هيولاها را مى شناسد و سرى هرى پاترها، فرار جوجه اى و عصر يخبندان و مرد عنكبوتى و هزاران شخصيت كارتونى ديگر را كه هيچ كدام در سرزمين او شكل نگرفته اند. كودك امروز دستگاه DVD و كامپيوتر را جانشين سالن سينما و روابط جمعى را جايگزين تنها در خانه فيلم ديدن كرده است! اگر خوابهاى ديروز كودكان داستان ها و قصه سينماى خود او بود امروز نه تنها سينما در خوابهاى او جايى ندارد كه سينما در واقعيت برايش جزو مكانهايى شده است كه به اجبار بايد به همراه خانواده برود و به ديدن فيلمهايى چون بيدمجنون، رستگارى در ۸/۲۰ دقيقه، نوك برج و اسپاگتى بنشيند و از اين ميان فيلمهاى مورد علاقه خود را پيدا كنند؟ خانواده سينماى كودك چه مى گويند اما اهالى سينماى كودك از اين سينما چه ديده اند كه يا از اين سينما بيرون كشيده اند و به سينماى ديگرى پيوسته اند و يا با سكوت سينماى كودك هم آواز شده اند و سكوت پيشه كرده اند. بيژن بيرنگ كارگردان سينما و تلويزيون و تهيه كننده خاطرات شيرين، خاطرات شيرين دريا و خانه سبز كه امسال از اعضاى هيأت انتخاب فيلمهاى ايرانى بيستمين جشنواره فيلم كودك و نوجوان اصفهان است سالهاى ۶۰ را دوران طلايى سينماى كودك مى داند و به خبرگزارى مهر مى گويد: شرايط جنگ سينماى كودك را وارد حيطه اى كرد كه نسبت به فيلمهاى بزرگسال حرفهاى زيادى براى گفتن داشت و با فانتزى و فضاى رمانتيك كودكانه بچه ها و خانواده را به سمت خود جلب مى كرد حتى بسيارى از آدمهاى صاحبنام سينما همچون عباس كيارستمى، امير نادرى و جعفر پناهى با اين سينما و به موفقيت هاى جهانى دست يافتند. بيرنگ سينماى كودك اين سالها را سينمايى آسيب خورده مى نامد و مى گويد: با تمام حمايت هايى كه از سينما به عمل مى آيد اين حمايت ها سازنده نيست و بايد براى كارهاى خوب به تحقيق در زمينه مخاطب شناسى دست زد! اما عليرضا خمسه (بازيگر) تنها تكه باقى مانده از سالهاى خوب سينماى كودك را جشنواره اصفهان مى داند و جامعه ۱۷ميليونى نوجوان امروز را در زمينه داشتن سينمايى مخصوص به خود ناكام مى شمرد و اين سينما را به بيمارى بزك شده با رنگهاى مصنوعى تشبيه مى كند. محمدعلى طالبى كارگردان كيسه برنج، چكمه و شهر موشها (البته با همكارى مرضيه برومند) كه مدتى است در عرصه سينماى كودك فعال نيست در نقد اين سينما در تاريخ ۸۴/۶/۸ به خبرگزارى فارس گفت: ديگر چه كسى به سينماى كودك فكر مى كند؟ كسانى كه اين سينما را با چنگ و دندان حفظ كرده اند ديگر در اين سينما جايى ندارند و از آنها براى كار در سينماى كودك دعوت نمى شود. طالبى ادعاى كمك به سينماى كودك را در اين سالها از طرف مديران تكذيب مى كند و مى گويد: اگر اين حمايت ها صورت مى گيرد چرا اغلب سينماگران كودك بيكار هستند و يا به تلويزيون پناه برده اند؟! كارگردان فيلم چكمه عدم وجود اين حمايت ها را باعث از بين رفتن انگيزه براى ساخت فيلم برشمرده است و گفته: حتى آموزش و پرورش هم كه يكى از حاميان اصلى اين سينما است هيچ حمايت مؤثرى از اين سينما انجام نداده است. غلامرضا رمضانى كه فيلم حيات او در بسيارى از كشورها با موفقيت به نمايش درآمده اين سينما را به خاطر طرح مضامين اخلاقى و تربيتى قابل دفاع ناميد و گفت: در سالهاى دهه ۶۰ حركتهايى در سينما صورت گرفت كه نويد آينده اى درخشان را مى داد. او علت پايه هاى قوى و درست اين سينما را در سالهاى اول توجه متوليان اين سينما به تمام جزئيات از جمله تهيه كننده و كارگردان و... عنوان مى كند كه باعث توليد فيلمهاى قابل قبولى در آن سالها شده بودند. رمضانى سينماى كودك ديروز را به فراموشى سپرده شده خواند و آنچه را كه امروز در اين سينما باقى مانده است را حاصل تلاش كسانى دانست كه با وجود موانع و سختى هاى بسيار در حال فعاليت هستند. اما فريال بهزاد كارگردان آثارى چون كاكلى و دره شاپرك ها تخيل و فانتزى را در سينماى امروز جهان از اصل هايى دانست كه حرف اول را مى زنند و ضعف تكنيكى را اساسى ترين مشكل سينماى كودك امروز دانست. بهزاد ضعف سينماى كودك را همگام نبودن با نيازهاى امروز عنوان كرده و گفته است: نتوانسته ايم جذابيت تخيل و فانتزى را به شكل امروزى در سينماى كودك به كار ببريم در حالى كه سينماى انيميشن ايران در قدم هاى اول خود است و مخاطبين اين سينما بيشتر از خود سينما رشد كرده اند. اما يكى از فيلمهايى كه در جشنواره فيلم كودك سال قبل سروصداى بسيارى به راه انداخت و مورد توجه بسيارى از كارگردانان و منتقدان قرار گرفت و جايزه بهترين فيلم از نظر تماشاگران را با خود به خانه برد انيميشن خورشيد مصر ساخته بهروز يغمائيان و شهرام خوارزمى بود. اما با تمام جنبه هاى مثبتى كه اين انيميشن در نظر گروههاى مختلف به دست آورد در اكران با شكست مواجه شد. فرشته طائرپور از تهيه كنندگان سينماى كودك اكران غريبانه اين انيميشن موفق را در حالى كه تنها دو ماه از جشنواره فيلم كودك اصفهان و هياهوى جايزه و وعده هاى آموزش و پرورش - براى اين فيلم - مى گذرد را باعث از بين بردن اميدهايى دانست كه تازه داشت جان مى گرفت. طائرپور در تاريخ ۱۹ دى ۱۳۸۲ به ايسنا گفت: كسانى كه اصرار دارند فيلم كودك توليد شود و هر ساله در جشنواره فيلم كودك اصفهان حمايت ويژه از اين فيلم ها را اعلام مى كنند بايد جوابگو باشند چرا فيلمى كه استعداد جان بخشى به جريان سينماى كودك را داشت و در اختيار حوزه هنرى با امكانات فراوان بود با اين عجله و بدون خبر و تبليغات، بدون پوستر و پلاكارد اكران مى شود. مرضيه برومند هم كه امسال فيلم تحسين شده مرباى شيرين او به ششمين سال اكران نشدنش نزديك مى شود سينماى كودك را درگير حرفهاى زده شده و وعده هاى انجام نگرفته دانسته است. برومند به ايرنا گفته است: حق بچه ها در عرصه سينما بايد داده شود و از تئورى پردازى و حرف زدن ها بايد پرهيز شود. برومند عزم ملى، اقبال خانواده ها و هميارى دولت و سرمايه گذارى مناسب را تنها راه احياى سينماى كودك عنوان كرده است. اما عليرضا رئيسيان - رئيس كانون كارگردانان - از نبود ارتباط منطقى ميان برخى اصناف و تشكل هاى سينماى كودك با بدنه مديريت انتقاد كرده و به ايرنا گفته : نبايد همه مصايب سينماى كودك را به حساب مديريت دولتى گذاشت. اما معاون جديد امور سينمايى و سمعى و بصرى وزارت ارشاد، محمدرضا جعفرى جلوه سينماى كودك ونوجوان را يكى از زيرساخت هاى بنيادين سينما و بيانگر وجود، قدرت و ضعف و چگونگى جريان هاى فكرى و انديشه اى جامعه دانست و به ايسناگفت: بخش عمده اى از اعتبار جهانى سينماى ايران از طريق آثار كودكان و نوجوانان كسب شده و بى توجهى به اين حوزه جايگاه بين المللى سينماى كشور را متزلزل مى كند. جعفرى جلوه توسعه و بالندگى سينماى كودك را در راستاى همكارى سازمان هاى فرهنگى و تربيتى اعم از ارشاد، آموزش و پرورش، كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، صدا و سيما و حتى سازمان تربيت بدنى دانست. معاون جديد سينمايى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى شناسايى نيازهاى متفاوت و تلاش براى پاسخگويى به آنها را منشأ سينماى كودك و نوجوان عنوان كرد و گفت: نبايد مخاطبان كودك از فيلمهاى آموزشى و تربيتى و داستانى خاص خود محروم شوند! صداى زنگ جشنواره اما مهرماه كه نزديك مى شود صداى زنگ مدرسه و همهمه بچه مدرسه اى ها نيامده در گوش مى پيچد! اما مهرماه در سينماى ايران با صداى ديگرى سالهاست كه آشنايى پيدا كرده! صداى زنگ جشنواره فيلم كودك اصفهان! على شاه حاتمى (كارگردان) فيلم كولى، جشنواره كودك و نوجوان اصفهان را سالروز سينماى كودك و نوجوان لقب داده است و به مهر گفته است: سينماى كودك بهترين و سالم ترين گونه سينمايى است و بايد به صورت جدى مورد توجه و حمايت گروههاى مختلف قرار گيرد. اين فيلمساز كه كولى را در كشورهاى مختلف به نمايش درآورده و جايزه هايى را نيز براى اين فيلم گرفته عمده موفقيت سينماى ايران را به واسطه فيلمهاى كودك و نوجوان دانسته و توجه به سينماى كودك را تنها در دوران جشنواره اشتباه ناميده و خواستار تعميم آن در تمام طول سال شده است. بيژن بيرنگ هم جشنواره اصفهان را حتى با همين تعداد آثار اندك مهم دانسته و گفته: وجود جشنواره بين المللى و بودن آن باعث آشنايى سينماى كودك دنيا با سينماى داخلى و مطرح شدن توليدات داخلى در بين ساير كشورها مى شود. رمضانى كارگردان فيلم چرخ، جشنواره فيلم كودك اصفهان را آينه اى براى مردم و مسؤولان توصيف كرده كه ازواقعيت يك ساله و حركتهاى انجام شده در سينماى كودك مطلع شوند و گفته اگر جشنواره حذف شود حقيقت سينماى كودك براى هميشه كتمان مى شود. صداى زنگ جشنواره فيلم كودك اصفهان براى بيستمين بار ۷مهرماه در شهر اصفهان مى پيچد تا اهالى مدرسه سينماى كودك و نوجوان خميازه ها را جمع كنند و به بادبادكها و پروانه هايى بينديشند كه از سينما سهم دارند و سهم شان را مى خواهند.
|