|
|
|
|
|
|
|
|
انتخاباتى كه يك بحران سياسى را به نمايش گذاشت
انتخابات پارلمانى آلمان نه تنها به دوگانگى حاكميت سياسى در اين كشور پايان نداد، بلكه تمام جوانب بحران سياسى را به نمايش گذاشت. در انتخابات پارلمانى سال ،۲۰۰۲ سوسيال دموكراتها در انتخابات برنده شدند و توانستند به اتفاق حزب سبزها، دولت ائتلافى تشكيل دهند. در يكى دو سال گذشته، با بروز مشكلات شديد اقتصادى، نارضايتى در ميان مردم بالا گرفته است و بسيارى از مردم دولت گرهارد شرودر را مسؤول اين اوضاع مى دانند. انتخابات اخير نشان داد كه منظره سياسى آلمان به ندرت تا اين حد تنش آلود بوده است. آراى مردم تقريباً به صورتى كمابيش برابر و يكسان ميان دو حزب بزرگ و سه حزب كوچك تقسيم شد. دو حزب بزرگ (سوسيال دموكراتها و دموكراتهاى مسيحى) هر يك حدود ۳۵ درصد آرا را در اختيار دارند و سه حزب كوچك (ليبرالها، سبزها و چپ هاى نوين) هر كدام بين ۸ تا ۹ درصد آرا را كسب كرده اند. با اين وضعيت، براى انتخاب صدر اعظم و تشكيل دولت، ائتلافى سه جانبه متشكل از يك حزب بزرگ با حداقل دو حزب كوچك ضرورت دارد. تنها امكان ديگر، تشكيل ائتلافى بزرگ شامل از دو حزب بزرگ سوسيال دموكراتها و دموكراتهاى مسيحى است. اين وضعيت بحرانى در شرايطى پيش آمده كه اختلاف و دورى ميان نيروها و احزاب سياسى آلمان به ندرت تا كنون چنين حاد و شديد بوده است. درحالى كه براى برون رفت از بحران، احزاب چاره اى جز آن ندارند كه انعطاف بيشترى نشان دهند و با يكديگر همكارى كنند. انتخابات همچنين نشان داد كه جامعه آلمان به دو اردوگاه بزرگ چپ و راست تقسيم شده، كه وزن و توان سياسى آنها كمابيش يكسان است. ميزان شركت در انتخابات نسبتاً بالا بود. چند شهروند آلمانى ديدگاه خود را براى بى بى سى بيان كرده اند. - اديت، كارمند اداره اجتماعى، ساكن كلن، ۵۲ ساله: من هميشه به سوسيال دموكراتها رأى مى دادم، اما در اين انتخابات به حزب نوبنياد «چپ نوين» رأى دادم. به نظر من، حزب سوسيال دموكرات ديگر نماينده مردم زحمتكش و كم درآمد آلمان نيست، اين حزب امروز گوش به فرمان لايه هاى بالاى جامعه است و خواسته هاى آنها را پياده مى كند. حزب سوسيال دموكرات به اهداف اجتماعى خود پشت كرده است و به همين خاطر طرفداران جناح چپ اين حزب در انتخابات شركت كردند اما اغلب به حزب «چپ نوين» رأى دادند. بهترين راهى كه به نظر من مى رسد، اين است، كه همان طور كه قانون اساسى پيش بينى كرده است، دولت فعلى (ائتلاف سوسيال دموكراتها و سبزها) همچنان به كار خود ادامه دهد، تا در ماه ژانويه انتخابات تازه انجام شود. - ماركو، رئيس شركت، ساكن مارين بورگ، ۴۶ ساله: من به حزب دموكرات مسيحى رأى دادم و اين بار با اطمينان و اعتقاد كامل اين كار را كردم، چون عقيده دارم كه سياست آلمان بايد تغييرى اساسى صورت گيرد. در سياست داخلى، ما نياز به اصلاحات عميق و اساسى داريم. اصلاحاتى كه سوسيال دموكراتها در نظر دارند، شايد صد سال ديگر به نتيجه برسد. آنها ركود اقتصادى و بيكارى گسترده را مى بينند، اما هيچ اقدام اساسى انجام نمى دهند. در سياست خارجى، من به شدت با پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا مخالف هستم. تركيه هنوز كشورى عقب مانده است و در اتحاديه جايى ندارد. چنين كشورهايى هيچ نفعى براى اتحاديه ندارند، و با خود، فقط مشكلات اقتصادى شان را به اتحاديه مى آورند. - مارتين، آموزگار، ساكن دورتموند، ۵۵ ساله: من رأى اول را به سوسيال دموكراتها دادم و رأى دوم را به سبزها. (در آلمان در انتخابات پارلمانى دو بار مى توان رأى داد يك بار به حزب و يك بار به نامزدها). من از برنامه هاى غيراجتماعى سوسيال دموكراتها راضى نيستم، اما هنوز به آنها بيش از نيروهاى ديگر اعتماد دارم. به سبزها هم رأى دادم، چون به نظرم در رابطه با حفظ محيط زيست، صادق و پى گير هستند. از انتخابات راضى هستم چون نشان داد كه اردوگاه چپ در آلمان امروز در مجموع از نيروهاى محافظه كار قوى تر است. به نظر من، بهترين وضعيت اين است كه ائتلافى از سه جريان چپ صورت بگيرد: سوسيال دموكراتها و سبزها و چپ نوين بايد با هم همكارى و از به قدرت رسيدن محافظه كاران جلوگيرى كنند. متأسفانه با وجود گرهارد شرودر، اين احتمال غيرممكن است. - بهرام، روزنامه نگار مقيم برلين، ۵۳ ساله: من راستش حالتى دوگانه داشتم: با احساسم به حزب چپ نوين گرايش داشتم، اما سرانجام به حزب سوسيال دموكرات رأى دادم و اين پس از تأمل فراوان صورت گرفت. از طرفى، ديدم شعارهاى چپ نو بسيار جذاب و دلفريب است، اما اگر واقع بينانه نگاه كنيم، در اين دوره و زمانه شعارهاى آنها هيچ شانس عملى ندارد. از طرف ديگر، ضعيف شدن حزب سوسيال دموكرات براى آلمان، بخصوص براى ما خارجيان مقيم آلمان، يك فاجعه است. در آن صورت، دست راستى ها هر بلايى دلشان بخواهد، سر ما مى آورند. از نتيجه انتخابات در مجموع راضى هستم، چون به نيروهاى دست راستى كه به پيروزى خود مطمئن بودند، نشان داد كه به اين آسانى نمى توانند قدرت را قبضه كنند. - حميد، پزشك مقيم فرشن، ۴۲ ساله: اول مى خواستم مثل همسرم به حزب سبزها رأى بدهم اما از آنجا كه به نظر من، سبزها در زمينه مسائل اجتماعى كوتاهى مى كنند، ترجيح دادم به سوسيال دموكراتها رأى بدهم. اولاً من با نماينده محل خودمان كه از حزب سوسيال دموكرات است، آشنايى شخصى دارم و شاهد هستم كه صادقانه براى محل تلاش مى كند. ثانياً از سياست خارجى اين حزب هم بى نهايت راضى هستم و فكر مى كنم در چارچوب امكانات اقتصادى تلاش خودشان را مى كنند كه هم رشد اقتصادى بالا برود و هم نظام تأمين اجتماعى در اين كشور به هم نريزد. - مانى، دانشجوى ساكن هامبورگ، ۲۱ ساله: من هر دو رأى خودم را به حزب سوسيال دموكرات دادم. به نظر من، آنها صادق هستند. حداقل عقيده دارم كه شرودر و فيشر، سياستمداران درستكارى هستند. خوشحالم كه لااقل حزب دموكرات مسيحى به قدرت نرسيد. آنها فقط از دولت انتقاد مى كنند تا خودشان به قدرت برسند، اما به عقيده من، فقط به فكر حفظ منافع يك اقليت كوچك در جامعه هستند. - بيژن، كارگر ساكن دورتموند، ۵۶ ساله: «من به حزب سوسيال دموكرات رأى دادم، چون به نظرم، اين حزب براى نظامى انسانى و عادلانه مبارزه مى كند و اعضاى آن خواهان حفظ دستاوردهاى مبارزات اجتماعى دهه هاى اخير هستند. براى همين، سنديكاها و اتحاديه هاى كارگرى هم از سوسيال دموكراتها حمايت كردند. در آلمان، احزاب دست راستى كارزار تبليغاتى عظيمى عليه دولت ائتلافى راه انداخته بودند كه بيشتر رسانه هاى عمومى هم در آن شركت كردند. حزب دست راستى دموكرات مسيحى از ضرورت رشد و ترقى اقتصادى حرف مى زند، اما تنها هدف آن فشار بر طبقه ضعيف و متوسط و فربه كردن اصحاب ثروت و قدرت است.»
|
|
|
|
|
مشاركت استراتژيك چين و اتحاديه اروپا
منبع: سايت اينترنتى روزنامه «مردم» ترجمه: محمد رسول الماسيه
«تونى بلر» نخست وزير انگليس و رئيس دوره اى اتحاديه اروپا و «مانوئل باروسو» رئيس كميسيون اتحاديه اروپا و «خاوير سولانا» دبير سياست خارجى اتحاديه، روز پنجم ماه سپتامبر در هشتمين اجلاس سران اروپا و چين شركت كردند. «هو جين تائو» رئيس جمهور چين در اين اجلاس گفت: روابط اتحاديه اروپا و چين در حال گسترش و تكامل است و درجهت مطلوبى پيش مى رود. ساختار «اجلاس سران اتحاديه اروپا - چين» در سال ۱۹۹۸ طراحى شد كه هر سال به نوبت در چين و اروپا جلسه اى برگزار كند. اين ساختار، نقش مثبتى را در ارتقاى و گسترش روابط دوجانبه ايفا كرده است. رهبران اتحاديه اروپا و چين در اولين اجلاس، روابط خود را «مشاركت سازنده دراز مدت و مستمر در آستانه قرن بيست و يكم» توصيف كردند. دو طرف كه در سال ۲۰۰۱ اعلام كرده بودند بر مبناى «مشاركت همه جانبه» تعامل خواهند داشت، در سال ۲۰۰۳ تصميم گرفتند آن را به «مشاركت استراتژيك همه جانبه» ارتقا دهند. اهميت و ضرورت اتخاذ مشاركت استراتژيك همه جانبه نياز به گفتن ندارد. از منظر جهانى، اتحاديه اروپا و چين، نيروهايى هستند كه اهميت فزاينده اى مى يابند. اتحاديه اروپا نه تنها به قدرت مسلط اروپا تبديل مى شود، بلكه در موضوعات جهانى نيز نقش برجسته ترى مى يابد. چين همچنان كه اقتصادش به شدت درحال رشد است، نقش ويژه اش در حفظ ثبات منطقه اى و جهانى دائماً افزايش مى يابد. طرفين در سال هاى اخير، روابط و مبادلات خود را در سطوح عاليه حفظ كرده اند و به مشورت هاى سياسى در سطوح مختلف ادامه داده اند. آنها به موقع در مورد موضوعات جهانى و منطقه اى تبادل نظر كرده اند. چين همچنين جداگانه مكانيسم مشورت امنيتى استراتژيك با اعضاى اتحاديه اروپا اتخاذ كرده است. چين و اروپا مى خواهند با درك مشترك نسبت به موضوعات مهم تصميم بگيرند. هر دو با اعتقاد به «نقش قدرتمندانه تر سازمان ملل» و «اصول چندجانبه گرايى»، مواضع واحد يا مشابهى را در امور جهانى اخذ مى كنند. آنها مى خواهند با مشورت و همكارى بيشتر، نقش مثبت ترى در حفظ صلح و ثبات و توسعه جهانى ايفا كنند. هو جين تائو در اجلاس اخير گفت: اميدواريم طرفيت اعتماد متقابل را افزايش دهند. فرصت را تماماً به دست گيرند، مشتركات را گسترش دهند و همكاريها را تا آن حد افزايش دهند كه گويى «مشاركت همه جانبه استراتژيك چين و اتحاديه اروپا» به اوج خود رسيده است. به موازات گسترش روابط تجارى چين و اتحاديه اروپا، منازعات اقتصادى بين آنها افزايش مى يابد. دو طرف از ابتداى سال جارى، بحث هاى داغى در مورد صادرات پارچه و پوشاك چين به اتحاديه اروپا داشته اند. در شامگاه پنجم سپتامبر، طرفين درخصوص صادرات پارچه پوشاك به توافق رسيدند كه نشانگر پايبندى به روح بيان هو جين تائومبنى بر «افزايش اعتماد متقابل و استفاده از همه فرصت ها» است. هرچند چين و اتحاديه اروپا با مصالحه و همكارى از ورود به جنگ تجارت پوشاك خوددارى كردند، اما منازعات تجارى به دلايل زيادى، مخصوصاً به جهت سياست بعضى از اعضاى اتحاديه اروپا در كنترل تجارت، در آينده نيز بروز خواهد كرد. طرفين سعى خواهند كرد به مكانيسم هشدار به موقع در امور تجارى و ادامه سياست حل دو جانبه منازعات از طريق گفت وگو و عقلانيت و عمل گرايى توجه كنند. چين و اروپا به خاطر ويژگى هاى متمايز فرهنگى و تاريخى و تفاوت در سيستم سياسى و نيز در توسعه اقتصادى و اجتماعى، ديدگاه هاى متفاوتى در زمينه هاى حقوق بشر، اصلاحات اقتصادى و استانداردهاى اجتماعى در چين دارند كه تأثيرى منفى در تحريم نظامى چين از سوى اتحاديه اروپا، همچنين به رسميت شناختن موقعيت بازار اقتصادى چين دارد. افزايش مبادلات همه جانبه مخصوصاً در عرصه رسانه ها و در سطح عموم، سوءتفاهمات و اختلافات را كاهش خواهد داد. طرفين مى خواهند از اين طريق، مشاركت استراتژيك همه جانبه براساس اعتماد دوجانبه و منافع مشترك را به بالاترين سطح ارتقا دهند. نويسنده: «فنگ چونگ پينگ» رئيس بخش اروپايى انستيتو روابط بين الملل معاصر چين
|
|
|
|
|
راهى از هند به سوى افغانستان
|
|
|
منبع: آسيا تايمز ـ ترجمه :هرمز برادران «مان موهان سينگ» نخست وزير هند چندى پيش براى سفرى دوروزه به «كابل» (پايتخت افغانستان) رفت. اين نخستين سفر يك مقام بلندپايه هندى به افغانستان طى ۲۹سال اخير است. آخرين بار كه يك نخست وزير هند به كابل سفر كرد، خانم «اينديرا گاندى» بود كه در سال۱۹۷۶ راهى افغانستان شد. ديدار سينگ از كابل بيانگر نگرانى هند از وضعيت افغانستان است. هدف وى از اين سفر، جلوگيرى از افزايش نفوذ پاكستان در افغانستان و نيز اعلام آمادگى كشورش براى مقابله با بازگشت بنيادگرايان به قدرت و اعلام اميدوارى هند به تحكيم ريشه هاى دموكراسى در افغانستان بود. در ابتدا به سينگ پيشنهاد شد تا سفر خود را در يك روز خلاصه كند و شب را در كابل نماند، اما وى بر آن شد تا سفرش را در دوروز انجام دهد. در اين ميان، «راهول گاندى» پسر خانم «سونيا گاندى» رهبر كنگره هند و نوه اينديرا گاندى كه نخست وزير را در سفرش همراهى مى كرد، از تصميم او استقبال كرد. مقامات دوكشور در حضور سينگ و «حامد كرزاى» رئيس جمهورى افغانستان موافقت نامه هايى در زمينه آموزش، بهداشت و تحقيقات كشاورزى امضا كردند. سران دوكشور خواستار كمكهاى منطقه اى براى مبارزه با تروريسم شدند و اعلام كردند كه تنها با كمك پاكستان مى توان شبه نظاميگرى در افغانستان و منطقه را شكست داد. «مان موهان سينگ» همچنين يك مدرسه مشهور در كابل را كه توسط هندى ها تأسيس شده است، افتتاح كرد و مسؤوليت اداره آن را به افغانها سپرد و در عين حال، اعطاى يك هزار بورسيه تحصيلى در هند به دانشجويان افغان را اعلام كرد. كرزاى در يك كنفرانس مطبوعاتى مشترك گفت: «ما از تلاشهاى هند در بازسازى افغانستان استقبال و تشكر مى كنيم.» سينگ نيز اظهار داشت: «اين ديدارى ويژه است. هند و افغانستان چندين قرن است كه با يكديگر روابط دارند و من اميدوارم كه اين روابط بهتر شود.» سفر سينگ در بردارنده حمايت هند از انتخابات پارلمانى افغانستان در ۱۸سپتامبر نيز بود. در زمان انتخابات، ۲۳هزار نيروى ائتلاف به رهبرى آمريكا و بيش از ۱۰هزار نيروى مستقل تحت امر ناتو، تأمين امنيت اين رأى گيرى را بر عهده داشتند. اين انتخابات در ۳۰هزار حوزه انتخاباتى و در ۵هزار نقطه افغانستان برگزار شد. كرزاى كه پس از سقوط رژيم طالبان، رياست دولت موقت افغانستان را بر عهده گرفت، در نخستين انتخابات رياست جمهورى، از ۱۱ميليون رأى ۸ميليون را از آن خود كرد. روابط افغانستان و هند از سال۲۰۰۱ برقرارى روابط اقتصادى و ديپلماتيك با هند دردستور كار كرزاى قرار دارد. رئيس جمهورى افغانستان خود را به بهبود اقتصادى كشورش متعهد مى داند كه افزايش ارزش افغان واحد پول افغانستان مؤيد اين نكته است. از سال۲۰۰۱ كه كرزاى رياست جمهورى افغانستان را عهده دار شده، وى ۳سفر به هند داشته و دعوت اخير سينگ از وى براى ديدارى مجدد از كشورش را پذيرفته است. كرزاى بارها به فرصتهاى اقتصادى براى هند در منطقه آسياى مركزى اشاره كرده و از كشورش به عنوان «پل سرزمينى» هند به سوى ساير نقاط منطقه نام برده است. وى وعده داده كه با ترميم جايگاه افغانستان به عنوان نقطه ترانزيتى به سوى آسياى مركزى به هند و ساير كشورهاى جنوب آسيا كمك كند. اين نكته بار ديگر در ديدار سينگ نمود يافت و كرزاى تمايل كشورش را به گسترش روابط نزديكتر با سازمان همكاريهاى منطقه اى جنوب آسيا اعلام كرد. هند نيز در بيانيه اى مشترك كه از سوى سينگ و كرزاى صادر شد، براى نخستين بار به تلاشهاى خود به منظور برقرارى نزديكتر با افغانستان در اين زمينه اشاره كرد. در اين بيانيه، هند رسماً براى گسترش خط لوله گاز تركمنستان - افغانستان - پاكستان - هند كه بخش مكمل خط لوله ايران - پاكستان - هند است، ابراز تمايل كرد. هند قصد دارد با كمكهاى بيشتر به افغانستان خود را به عنوان كشورى بخشنده كه مايل به كمك به ساير كشورهاى نيازمند است، معرفى كند و بدين ترتيب براى خود پايگاه اقتصادى مستحكمى در منطقه ايجاد كند. از سال۲۰۰۱ تاكنون ، هند ۵۰۰ ميليون دلار به افغانستان كمك كرده است و سينگ در سفر اخير خود وعده داد ۵۰ ميليون دلار ديگر نيز كمك كند. البته اين كمك ها به جز تلاش هاى انسان دوستانه هند به افغانستان، نظير احداث مدارس و بيمارستان هاست. گفتنى است كه افغانستان نيز از جمله كشورهاى اصلى حامى قطعنامه گروه ۴ است. براساس اين قطعنامه، كشورهاى هند، برزيل، آلمان و ژاپن پيشنهاد داده اند كه شوراى امنيت گسترش يابد و با حضور آنان به عنوان اعضاى دائم اين شورا موافقت شود. هند - افغانستان - پاكستان از لحاظ ژئواستراتژيك ، هند علاقه قابل توجهى به آينده افغانستان دارد. اين كشور قصد دارد مسائل منطقه را از نزديك دنبال و هدايت و نقش پاكستان در امور افغانستان را محدود كند تا از اين طريق، مانع ريشه دوانيدن مجدد رژيمى بنيادگرا نظير طالبان شود. گفتنى است كه بقاياى رژيم طالبان با حملات جديد خود به نيروهاى آمريكايى مستقر در افغانستان درصدد است تا گروه نوينى را گردآورد و فعاليت هايش را از سر گيرد. هند هرگز نمى تواند نقش مشكوك طالبان در ربودن هواپيماى پرواز IC814 خط هوايى هند از «كاتماندو»ى نپال به «قندهار» افغانستان را كه در ۲۴ دسامبر ۱۹۹۹ صورت گرفت، فراموش كند يا ببخشد. هند در مقابل خواسته ربايندگان تسليم شد و بدين ترتيب پذيرفت كه «مسعود آذر» رهبر معنوى سازمان تروريستى «جيش المحمد» و «عمر شيخ» را كه بعدها «دانيل پرل» خبرنگار روزنامه «وال استريت ژورنال» را به قتل رساند، آزاد كند. اما طالبان به ربايندگان و اين دو نفر اجازه دادند تا بگريزند. گفته مى شودكه طالبان قادر بودند ربايندگان را پس از ترك هواپيما دستگير كنند اما هرگز چنين نكردند. اخيراً هند براساس تجربه اى كه از اين اتفاق داشت، محكوميت هاى سنگينى براى ربايندگان هواپيما در نظر گرفت. هند بر اين باور است كه هرگونه تغذيه اسلام گرايان راديكال در پرتو حمايت پاكستان، بر امنيت آن تأثير منفى برجاى مى گذارد و احتمال افزايش حملات تروريستى در منطقه را بالا مى برد. هند هرگز از نفوذ پاكستان و برقرارى روابط آن كشور با كشورهايى كه عليه منافع هند فعاليت مى كنند، خرسند نبوده است. هند دلايل فراوانى براى نگرانى از اين مسأله دارد. ژنرال «پرويز مشرف» رئيس جمهورى پاكستان چندماه پيش اعلام كرد كه «عبدالقديرخان» دانشمند هسته اى اين كشور ، سانتريفيوژ و طرح هايى هسته اى را در اختيار كره شمالى قرار داده است. هندمدتهاست كه فعاليت ها و برنامه هاى نظامى پاكستان از جمله ساخت موشك هاى داراى كلاهك هاى هسته اى را كه به كمك چين و كره شمالى توليد شده است، تحمل مى كند. بنابراين، در حال حاضر تنها چيزى كه هند مى خواهد، آن است كه افغانستان را از پاكستان دور كند. برخى گزارشها حاكى است كه هند در صدد است تابه آموزش افسران نظامى افغان بپردازد و تجهيزات نظامى در اختيار افغانستان قرار دهد، اما آمريكا مايل به اعطاى چنين آزادى عملى به هند نيست تا مبادا موجب رنجيدگى خاطر پاكستان شود. پاكستان در مرزهاى غربى خود با افغانستان، پرچمدار جنگ آمريكا عليه تروريسم است. در مجموع، هند بر آن است با كمك به بازسازى افغانستان زمينه مساعدترى را براى صدور كالاهاى خود فراهم كند، چرا كه مسير ايران براى صادرات آن كشور مسيرى طولانى است. پاكستان اجازه ترانزيت كالاهاى افغان به هند از خاك خود را داده است، اما اجازه نمى دهد كه كالاهاى هند از خاك پاكستان به افغانستان ترانزيت شود، زيرا اين كشور قصد دارد تا از اين طريق نفوذ هند در افغانستان را محدود كند.قبل از سفر سينگ به افغانستان، «شوكت عزيز» نخست وزير پاكستان گفته بود كه اسلام آباد تنها در صورتى اجازه ترانزيت كالاهاى هندى از خاك خود را صادر مى كند كه در مورد منطقه مورد مناقشه جامو و كشمير توافقى با هند حاصل شود. اما كاملاً آشكار است كه حل اين مسأله، مستلزم زمانى طولانى است. بدين ترتيب هند اميدوار است كه احداث جاده «دلارام - زرنج» دسترسى مستقيم به بندر «چابهار» در ايران را تسهيل كند و از اين راه كوتاهتر براى انتقال كالاهاى خود به افغانستان بهره ببرند.
|
|
|
|