|
موضوعى كه هر روز پررنگ تر مى شود
فريب در ازدواج
|
|
|
«فريب در ازدواج»، تدليس، خدعه، دروغ، شگردها و اعمال غيرمتعارف نابهنجار و گاه مجرمانه اى است كه با هدف مخفى ساختن عيوب و نقايص موجود يا ابراز دروغين اوصاف و كمالات مفقود يكى از متقاضيان ازدواج عليه طرف مقابل در اوان شكل گيرى خانواده صورت مى گيرد. اين پنهانكارى و خلاف واقع نمايى، اعم از اين كه از سوى يكى از طرفين يا هر دو يا از ناحيه شخص واسطى باشد، به گونه اى خلاف انتظار، غيرمتعارف و مسامحه ناپذير و در جهت گيرى ارادى فرد به ازدواج تأثيرگذار است و فضاى كنش را چنان غبارآلود و مشتبه مى كند كه امكان تشخيص واقع از غير آن ميسر نيست. به گزارش ايسنا، جامعه پذيرى و تعليم و تربيت اجتماعى از مهمترين زيرساختهايى است كه همنوايى فرد با جمع و الزام به رعايت ارزش ها، هنجارها، الگوها و انتظارات پذيرفته شده را تسهيل كرده و انگيزه كجروى را به حداقل مى رساند. در مقابل عدم موفقيت فرد در فرايند جامعه پذيرى كه عمدتاً از ضعف قابليت، استعدادهاى طبيعى، عدم ايفاى نقش ها و وظايف، ناهمسويى و تعارض و ضعف عملكرد عوامل جامعه پذيركننده چند پارگى و تكثرگرايى فرهنگى، رواج الگوهاى ناهمگون و ... ناشى مى شود. افراد فاقد جامعه پذيرى مطلوب به دليل ظرفيت بالاى ناهمسوگرايى در صورتى كه به هر دليل موفقيت در ازدواج مورد نظر خود را به اتخاذ رويه هاى غيرمجاز و تخلف از وسايل و شيوه هاى نمادى شده و معيارها و ارزش هاى مورد احترام جمع، مشروط بيابند، بى شك آمادگى بيشترى براى كجروى و دست يازيدن به اقدامات مخاطره آميز عليه ديگران دارند. كارشناسان امور خانواده، ضعف تجربه شناخت و رويارويى با جنس مخالف و به عبارتى ناهماهنگى ميان بلوغ جنسى و بلوغ اجتماعى جوان را عامل اصلى در غلتيدن او به شيوه هاى غيرمجازو گرفتارى در دام انحراف ديگران مى دانند كه دختران و زنان از حيث كسب آمادگى لازم براى ازدواج، وضعيتى به مراتب بدتر از پسران و مردان دارند و احتمالاً مشروط شدن ازدواج دوشيزگان به اذن پدر يا جد پدرى با هدف رفع اين نقيصه و بهره گيرى از مأمن و تكيه گاهى مطمئن و كسب آمادگى براى ورود به عرصه پرمخاطره ازدواج طراحى شده است. برخى آسيب شناسان با ارجاع به تجارب عينى و استناد به نقش باورهاى دينى در سلوك كلى مؤمنان، سوق يابى به انواع انحرافات از جمله تدليس يا فريب در ازدواج را در مراحل مقدماتى ازدواج بيش از هر چيز ناشى از ضعف يا فقدان تعلقات دينى افراد مى دانند. چرا كه افراد به ميزان برخوردارى از تعليم و تربيت دينى و به ميزان فرهيختگى از گرايش به انحرافات و آلودگى ها بويژه انحرافات آشكار و توجيه ناپذير بر كنار هستند. همچنين از ميان دو مقطع سنى نوجوانى و جوانى به دليل وقوع تحولات مستمر جسمى، روحى و تجربه وضعيت هاى متنوع و پرشتاب محيطى از يك سو و عدم برخوردارى از ظرفيت ها و توانمندى هاى بالفعل براى تجزيه و تحليل معادلات پيچيده محيطى و در مواردى جامعه پذيرى ناهمگون، هيجانات و بحرانهاى روحى، تمايلات تنوع جويانه، روحيات پرخاشجويانه، تهور و گستاخى و ... استعداد فوق العاده اى براى زيرپا نهادن قوانين و آلوده شدن به انواع انحرافات و كجروى ها را دارند. توسل به تدليس به دليل تقارن عادى اين مقطع سنى با شكوفايى تمايلات جنسى و ميل به ازدواج و وجود بسترها و زمينه هاى مساعد براى زيرپا نهادن استانداردهاى مورد قبول جامعه ممكن است به يكى از شگردهاى محتمل براى تحقق آرزوهاى وى در ازدواج و فايق آمدن بر موانع و محدوديت هاى اجتماعى مؤثر منجر شود. افراد خودگرا و جامعه گريز تحت تأثير خصيصه هاى روان نژندى و منش تك روانه خود در فرايند ازدواج نيز در صورتى كه صداقت ورزى و واقع نمايى را مانع دستيابى به تمنيات فرد مدارانه خود بيابند، به راحتى با ارجاع به توجيهات اغواگرايانه ممكن است براى رسيدن به هدف خود، به هر اقدامى دست بزنند. لذا اين منش ماكياوليستى مصمم است تا هر مانع و رادعى را در مسير نيل به اغراض خودپسندانه حذف يا توجيه كند چرا كه او خود مرجع و معيار هر چيزى است. محققان برآنند كه نشو و نما يافتن در فضاى خانوادگى پرتنش و عارى از نظام تربيتى متوازن، زندگى در محله هاى پرآسيب، مشاهده مكرر معاشرت ها و رفتارهاى كجروانه، ارتباط با افراد و گروههاى نااهل، ضعف جامعه پذيرى، جدا افتادن از الگوها و معيارهاى پذيرفته شده، تأثيرپذيرى مستمر از برنامه هاى آسيبى و خشونت زاى رسانه هاى جمعى، آشفتگى فضاى فرهنگى، استعداد كجروى و ميل به انحراف را تشديد مى كند. در صورتى كه فردى تدليس و فريب در ازدواج را تنها راه رسيدن به منافع شخصى خود حتى به قيمت تضييع حقوق مسلم ديگران تشخيص دهد، توسل به آن بسيار محتمل خواهد بود. مسأله زمانى حادتر مى شود كه فرد از ناحيه تربيت اجتماعى و پايبندى مسؤولانه به تعهدات اخلاقى از يكسو و وسوسه دستيابى به منافع ويژه از طريق تدليس، در فشار مضاعف قرار گيرد و كفه ترازو به سوى تدليس سنگينى كند، احتمال بهره گيرى از اين رفتار شدت مى گيرد. تدليس و فريب در ازدواج در مواردى تحت تأثير ارجاع ناخودآگاه به كليشه هاى مثبت و تلقى هاى جهت دار تبديل مى شود. تجارب عينى و شهودى نشان مى دهد كه ما معمولاً به افراد خوش منظر، زيبا و داراى جاذبه هاى جسمى تمايل بيشترى داريم و معمولاً با ارجاع به اين زيرساختهاى روانى به صورت ناخودآگاه مجموعه اى از ويژگى هاى شخصى مطلوب را به آنها نسبت مى دهيم يا در صورت بروز ويژگى ها و رفتارهاى خلاف انتظار آنها را فى الفور توجيه مى كنيم. فرد متقاضى ازدواج در صورت مواجهه با اين افراد براى پذيرش مشتاقانه ايشان و موافقت با ازدواج آنها، صرفاً به دليل اعتماد به همين ويژگى مطلوب و قطع نظر از بود و نبود ساير اوصاف و ويژگى هاى تأثيرگذار آمادگى زيادى خواهد داشت. دختر يا پسرى كه به دليل تعلقات دينى، ايمان و تدين، التزام عملى به دستورات و تعاليم مذهبى را بالاترين نماد مطلوبيت و ارزشمندى بى انگارد و ساير اوصاف را در سايه اين اوصاف ارج نهد براى افراد واجد اين شرايط حساب ويژه اى قايل است و آمادگى بيشترى براى ناديده گرفتن ساير نقايص از طرف مقابل دارد. در هر حال طرف مقابل در چنين شرايطى شانس زيادى براى عبور آسان از گردنه ها و خوان هاى معمول گزينش در ازدواج دارد و حتى در مواردى ممكن است اساساً بدون نياز به تدليس به هدف خود برسد. اگر فردى به دليل فرصت ها و اقتضائات محيطى به كرات از طريق بيراهه و توسل به شيوه هاى فريبكارانه به نتايج در خور توجه و پاداش هاى ارضاكننده رسيده باشد، رفته رفته به اهميت و كارايى عملى اين شگرد در پيشبرد اغراض خويش يقين خواهد يافت و به تناسب باور خود، پشتوانه نظرى تأييدآميزى در ذهنش زمينه ظهور مى يابد. تدليس در ازدواج بويژه در شكل آگاهانه آن عمدتاً توسط كسانى صورت مى گيرد كه در ساير قلمروهاى تعامل اجتماعى از رهگذر آن به نتايج خرسند كننده اى رسيده باشند، آمادگى بيشترى براى سرپيچى از تعهدات اخلاقى در زندگى عملى خويش دارند. به گزارش ايسنا، برخى از افراد براى تثبيت موقعيت خويش در ذهنيت عموم و رهايى از آماج ذهنيت هاى منفى و فشارهاى اجتماعى با توسل به تدليس و كتمان وضعيت واقعى خويش اقدام به ازدواج مى كنند. تدليس در ازدواج در برخى مصاديق بى ارتباط با زيرساختهاى شخصيتى نيست. دخترانى كه همواره شاهد رفتارهاى خشن، غيرمنطقى، مستبدانه و ايذايى پدر يا ناپدرى خويش عليه مادران خود بوده اند همواره مايلند تا جنس مخالف را از افق تنگ، تجربه هاى محدود و ناخوشايند خويش ارزيابى كنند. بنابراين چنين افرادى براى تسكين تأملات روحى فرو خورده خويش در راستاى انتقامجويى از تيپ هاى ذهن موهومش در فرايند ازدواج به تدليس متوسل شده و بدين وسيله از هيجانات و التهابات روحى اش مى كاهد و در اشكال حاد آن كار خود را افق مسلم خويش مى داند و به همه ملاحظات و تعهدات اخلاقى، انتظارات هنجارى خشمگينانه پشت پا مى زند. مطالعات نشان مى دهد كه كاربرد برخى پديده ها همچون اتومبيل مدل بالا، لباس شيك، آرايش هاى ويژه، حركات موزون، ژست هاى رومانتيك، علايم كلامى و غيركلامى چون تماس چشمى، لبخند و رعايت آداب و فرهيختگى توسط جوانان در شرف ازدواج فضاى تصنعى كاملاً مهيجى براى برانگيختن عواطف مثبت و متقابلاً انصراف اذهان از بذل توجهات واقع بينانه فراهم مى كند. پيام هاى نامريى منبعث از اين وضعيت غالباً به صورتى ناخودآگاه، توان ادراكى فرد را كاهش مى دهد و حساسيت هاى خردورزانه او را به غايت تنزل مى دهد. در مسأله ازدواج، چنين وضعيتى به وفور امكان وقوع داشته و احتمالاً بخش مهمى از ازدواج هايى كه تحت تأثير عشق ظاهرى سامان يافته و سپس با كشف واقعيات تزلزل مى يابد از چنين معبرى عبور كرده است. به گزارش ايسنا، عشق و تعلق خاطر افراطى افراد در شرف ازدواج به يكديگر از پيش زمينه هايى است كه اعمال خردورزى هاى دقيق و كنجكاوى هاى هوشيارانه را تا شعاعى با مشكل مواجه مى كند. رابطه عاشقانه و پيامدهاى مسحوركننده آن همه نقايص و كاستى هاى محتمل را ترميم كرده و همه حجاب ها و موانع را از ميان مى برد. شواهد عينى نشان مى دهد كه عشق و علاقه بويژه در صورت يكسويه بودن آن، زمينه بسيار مناسبى براى اغواى طرف و ترغيب او به ازدواج به رغم همسانى و كفويت و بالاتر از آن به رغم كاستى ها و موانع باز دارنده فراهم مى كند، لذا تدليس در چنين حال و هوايى به راحتى و با كمترين هزينه اى اتفاق مى افتد. از جمله علل و زمينه هايى كه بالقوه افراد متقاضى ازدواج و بويژه دختران را به بهره گيرى آگاهانه از شيوه هاى فريبنده و اغواگرايانه وسوسه مى كند احساس ناكامى و حرمان در موفقيت ازدواج و دستيابى بموقع به هدف مورد نظر و يأس و نوميدى از رفع عاجل اين منقصت و كسب موقعيت همسرى مناسب در سنوات آتى است. در چنين شرايطى كتمان واقعيات، وارونه نمايى، بهره گيرى از آرايه هاى بدلى و تزيين هاى مصنوعى با هدف افزايش جاذبه ها و ترميم كاستى ها و در نتيجه ايجاد زمينه براى جلب توجه طرف مقابل در صورتى كه واقعاً تنها راه نيل به كعبه مقصود تشخيص داده شود، احتمال زيادى براى سوق يابى به آن وجود دارد. به گزارش ايسنا، در مواردى كه افراد در شرف ازدواج به دليل عدم آمادگى، مشوق هاى محيطى، هيجانات و التهابات جنسى، واسطه گرى گروهها و جريانات انحرافى، ضعف كنترل اجتماعى در مراحل اوليه ازدواج به چرخه روابط غيرمجاز و معاشرتهاى مفسده انگيز كشيده شده باشد، حتى اگر به خيانت و تدليس طرف مقابل علم و آگاهى هم وجود داشته باشد، انگيزه و آمادگى لازم براى التفات و ترتيب اثر دادن به آن وجود ندارد. پيچيدگى در جوامع جديد كه امكان شناخت سنتى افراد را از همديگر كاهش داده، زمينه مناسبى براى پرده پوشى و مخفى سازى فراهم كرده است، به گونه اى كه همواره به درجاتى احتمال فريبكارى و تدليس و محروميت از درك حقايق وجود دارد. در جامعه اى كه دروغگويى، نفاق ورزى، رياكارى، خود محورى، خيانت ورزى، منفعت طلبى و ... در آن شايع است و حساسيت هاى اخلاقى آن متناسب با حد انتظارات نيست كسى كه در ازدواج اقدام به فريب طرف مقابل خود مى كند در واقع كارى خلاف انتظار مرتكب نشده است، چرا كه اين عمل در عرف جامعه پذيرفته شده و فرد هيچگونه فشارى از وجدان فردى و جمعى احساس نمى كند. در جايى كه فرد متقاضى ازدواج با شناختى كه از قبل نسبت به حساسيت هاى محيطى دارد مطمئن باشد كه صداقت ورزى و واقع نمايى و عدم كتمان برخى اسرار به زيان او تمام مى شود به مقتضاى عقلانيت ابزارى در صدد يافتن كوره راههاى انحرافى براى نيل به مقصود برخواهد آمد بنابراين در اين شرايط تدليس يك گزينش آگاهانه است. همچنين ناهمسويى ميان ارزشها و هنجارها، تمهيدات ساختارى، اعطاى فرصت، رقابتى بودن بازار ازدواج، گزينش عقلانى و ضعف كنترل اجتماعى از ديگر عوامل مؤثر در فريب ازدواج است. به نظر مى رسد كه براى حفظ خويش و دور ماندن از ابتلاى به اعمال ناپسند و فريب در ازدواج، تدابيرى همچون اصلاح و تنظيم نظام هنجارى مناسب، ايجاد زمينه هاى مناسب براى تعليم و تربيت مطلوب، تقويت بنيانهاى اخلاقى، توجه مستمر به تعهدات و مسؤوليت هاى اجتماعى و تبعات سوء و پيامدهاى منفى فردى و اجتماعى ، تقويت نظام كنترل رسمى و غيررسمى، تصويب قوانين مناسب و كارآمد براى برخورد با كجروان، آموزشهاى حقوقى در سطوح فردى و ... بايد انديشيده شود.
|