|
گفت و گو با عليرضا رضاداد دبير بيستمين جشنواره فيلم هاى بين المللى كودكان و نوجوانان اصفهان
در جست وجوى آشتى دوباره مخاطب با سينماى كودك
|
|
|
رامتين شهبازى ضرب المثلى هست كه مى گويند ابتدا برادرى خود را ثابت كرده و بعد ادعاى ارث كن. سينماى كودك در اين سالها بارها برادرى خود را ثابت كرده اما هيچگاه ادعاى ارث نداشته است مظلومانه به بقاى خود ادامه داده و با حمايت هاى مختلف نهادهاى دولتى ارشاد بخصوص بنياد سينمايى فارابى آنگونه كه بايسته بوده نتوانسته به جايگاه شايسته خود برسد. جشنواره فيلم هاى كودكان و نوجوانان اصفهان از مهمترين جشنواره هاى جهانى است كه هر ساله علاقه مندان بسيارى را از سرتاسر جهان به اصفهان مى كشاند. سينماگران و تماشاگران گرد هم مى آيند و بنا به آيينى هر ساله سينماى كودك را پاس مى دارند. اين جشنواره يكى از معدود محمل هاى جدى براى اين سينماى مظلوم و شريف است. از ديگر سو شيوه برگزارى آن بر اهميت اين سينما در كشور تأكيد مى كند. اين سينما نيز همانند ديگر حوزه هاى انديشمند سينما درگير معضل اكران است. اميد روزى كه خاطره سالهاى دور تكرار شود و كودكان و نوجوانان دست در دست خانواده ها به سالن ها پاى تماشاى فيلم هاى كودكان نه در مهرماه و در اصفهان كه در تمام ماههاى سال و تمامى كشور بنشينند. اين روزها بيستمين دوره جشنواره كودكان و نوجوانان در اصفهان برگزار مى شود. به همين مناسبت با عليرضا رضاداد مديرعامل بنياد سينمايى فارابى و دبير بيستمين جشنواره به گفت وگو نشسته ايم. گروه فرهنگ و هنر
بنياد سينمايى فارابى يكى از معدود نهادهايى بوده كه در اين سالهاى سوت و كور سينماى كودك سعى داشته دائم آن را احيا كند. با تمام تلاشهاى صورت گرفته امروز حال سينماى كودك ايران چطور است؟ سلام مى رساند. [خنده] نه مى توانيم بگوييم خيلى خوب است و نه خيلى بد. وضعيت توليد در سينماى كودك در سالهاى اخير با توجه به ظرفيت كلى سينماى ايران قابل قبول ومنطقى بوده است. امسال هم با توجه به ۱۷ فيلم متقاضى شركت در جشنواره و در نسبت به جشنواره فيلم فجر به اين نتيجه دست مى يابيم كه حدود پانزده تا بيست درصد توليد سينماى ايران به فيلم كودك تعلق داشته است. اين عدد منطقى به نظر مى رسد. پيش بينى خود ما هم اين بود كه هر ماه كودكان و نوجوانان در گروههاى سنى مختلف فيلمى را براى تماشا در اختيار داشته باشند. حال تعدادى از اين فيلم ها مى توانند خارجى باشند اما به هر حال تعدادى نيز مى بايست ايرانى باشند. پس توليد ده تا پانزده فيلم در سال با توجه به ظرفيت نمايش عدد قابل قبولى است. اما در حوزه نمايش فيلم هاى كودك بايد توجهات ويژه اى صورت مى گرفت، كه اين توجهات يا تا به حال صورت نگرفته يا اگر هم صورت گرفته با تأخير بوده است و هنوز در وضعيت مطلوبى قرار ندارد. علت چه بوده؟ پيچيدگى هاى حوزه نمايش. اصولاً امروز سينماى ايران به شدت با بخش نمايش درگير است و اين درگيرى روى تمامى حوزه هاى سينما تأثيرى مستقيم مى گذارد. ما سال گذشته سعى كرديم پخش تخصصى فيلم هاى كودكان و نوجوانان آغاز به كار كند. اين حركت آغاز شد. بخشهايى از اين مشكلات حل شده و بخشى نيز در حال مذاكره است. علت اصلى آن هم در اين است كه مسير حركت سينماى ايران از توليد به پخش است نه از نمايش به توليد. البته حركتهايى براى اين تغيير نگرش و رسيدن به وضعيت حرفه اى در اين صنعت شده ولى هنوز در آغاز اين راه هستيم. سينماى كودك در ايران دوران پرافت و خيزى را پشت سر گذاشته است. از دوران خوب فروش فيلم هاى كودك زمان نمايش مدرسه موشها، گلنار، دزد عروسكها و ... گرفته تا پديده شدن فيلمى مثل مجموعه كلاه قرمزى و پسرخاله ها تا دوران سكوت امروز. به نظر مى رسد حلقه متصله اين دوران ها مفقود شده به نظر شما اين حلقه مفقوده را در كجا بايد جست وجو كرد؟ فكر مى كنم بايد كمى حافظه تاريخى مان را گسترش دهيم. از زمان موفقيت فيلم شهر موش ها تا گلنار و كلاه قرمزى و پسرخاله چند سالى فاصله بوده. حافظه تاريخى ما عادت دارد كه فاصله اين سالها را حذف كرده و آنها را به هم نزديك مى كند. البته ناگفته نماند هرسالى كه به سينماى كودك توجهات ويژه شده، موفقيت اين سينما نيز تضمين شده است. موفقيت فيلم هايى را كه نام برديم در سالهايى بوده كه در آن سالها به سينماى كودك توجهى ويژه شده است. از اين بحث ما مى توانيم دو نتيجه مهم بگيريم. اول اينكه سينماى كودك هنوز نيازمند توجه ويژه است و در شرايط عادى نمى تواند بالندگى داشته باشد. دوم هم اين توجه ويژه بايد مستمر بوده و با برنامه همراه شود. البته با مرور سالهاى گذشته و ارزيابى سينماى كودك درمى يابيم كه فيلمسازان سينماى كودك در اين سالها از سوى مخاطبان گروه سنى كودك به سمت نوجوانان گرايش داشته اند. اين مسأله را هم نمى توان از ارتباط فيلمسازان و جامعه مبرا دانست. به هر حال نوجوانان در جامعه مسائل جدى ترى دارند. فيلمسازان به سوى نوجوانان گرايش داشته اند. يك نكته ديگر را هم مى توان در مراجعه اندك كودك و خانواده، با هم به سينما جست وجو كرد. شما دقت كنيد به فيلم هايى مثل من ترانه پانزده سال دارم يا دخترى با كفش هاى كتانى و همين اسپاگتى در هشت دقيقه كه در زمره فيلم هاى كودكان و نوجوانان قرار مى گيرند، با اقبال مواجه شده اند. پس اگر فيلمى خوب ساخته و درست ارائه شود حتماً با اقبال مواجه مى شود. فيلمسازان ما از فيلمسازى فانتزى به سوى سينماى اجتماعى گرويده اند. اين تغيير گرايش فيلمسازان باعث شده كودكان كمتر جلب سينما شوند. شايد اينها به نوعى حلقه گمشده اى باشد كه اشاره كرديد. يك نكته در سينماى كودك به چشم مى خورد و آن هم عقب ماندن فيلمسازان از مخاطبان خودشان يعنى كودكان است. به نظر مى رسد كودك امروز ما كودك دهه شصت نيست، اما فيلمساز ما هنوز در ساختار و محتوا درگير سينماى كودك دهه شصت است؟ من معتقدم فيلمسازان چندان مقصر نيستند. بلكه تحولاتى صورت گرفته است كه مجموعاً از آنها غفلت كرده ايم مثلاً رسانه هاى جديدى جايگزين رسانه هاى پيشين شده اند. اگر شما شيوه گذران اوقات فراغت كودكان را در سالهاى اواخر دهه شصت با كودكان امروز مقايسه كنيد متوجه نكات زيادى مى شويد. در سالهاى ۶۸ تا هفتاد ويدئو، اينترنت، تلويزيون به شكل امروزى در پركردن اوقات فراغت كودكان نقش چندانى نداشته است اما امروز كودكان اوقات بسيارى را صرف استفاده از اين رسانه ها مى كنند. اوايل دهه هفتاد ويدئو در ايران آزاد شد. شما ببينيد اين رسانه امروز در ايران چه وضعيتى دارد. امروز شيوه تعليم و تربيت كودكان هم تغيير يافته است. دوستى ها و دوست يابى ها و زندگى خصوصى بچه ها كه كاملاً تغيير كرده كه براى نهادهاى تربيتى و آموزشى در همه دنيا تبديل به يك مشكل شده است. اگر زندگى اجتماعى به فراموشى سپرده شود چه مى شود؟ محل و بچه هاى محل ديگر معنا ندارد. تحولات اين دو دهه بيش از دو قرن گذشته بوده. به هر حال تمامى اين مسائل در حوزه سينماى كودك نيز جاى مى گيرد. ريشه برخى مشكلات شايد اين باشد كه سينماگران ما به عنصر تحقيق درباره مخاطبانشان چندان توجهى نشان نمى دهند. سينماى كودك و نوجوان ما در اين سالها متكى به تجربيات شخصى فيلمسازان بوده، در صورتى كه سينماى كودك و شناخت مخاطب توجهى ويژه را طلب مى كند. ما بايد مخاطب سينماى كودك را بازشناسى كرده و عوامل جذاب براى اين مخاطب جديد را بازآفرينى كنيم. اين نيز ميسر نمى شود مگر با تحقيقات وسيع ميدانى. منظور من هم بيشتر همين ضعف تحقيقات بود. شما به فقدان تحقيق اشاره كرديد. بنياد سينمايى فارابى به عنوان بازوى اجرايى وزارت ارشاد در عرصه سينما تا چه حد به انجام اين تحقيقات يارى رسانده است؟ ما از سال گذشته كارى را آغاز كرده ايم كه امسال نيز ادامه يافته است. آن هم ترجمه و انتشار كتابهاى علمى و تخصصى در عرصه سينماى كودك است. سال گذشته هفت تا هشت اثر را منتشر كرديم و امسال هم ده تا دوازده اثر را ارائه مى كنيم. اينجا پرانتزى را باز كنم كه ضعف تحقيقاتى در سينماى كودك منحصر به سينماى كودك نيست و كل سينما را دربرمى گيرد. بخشى از منشور سينماى كودك نيز كه از سال گذشته آغاز شد درباره بازشناسى مخاطب است. ما اين حركت را آغاز كرده ايم اما فرآيند تحقيق در يك يا دوسال نتيجه نخواهد داد و زمان بيشترى را طلب مى كند. وظيفه تحقيق در اين رابطه نيز به عهده نهادهاى ديگرى است و بنياد سينمايى فارابى بايد از آن حمايت كند، در حد وسع خودمان حركتى را آغاز كرده ايم كه اميدواريم اين حركت استمرار داشته باشد. يكى از بخش هاى مهم جشنواره بخش نمايش فيلم هاى خارجى كودك و نوجوان است. شايد تنها محل تعامل فيلمسازان و مخاطبان فيلم هاى كودك و نوجوان ايرانى با همتايان بين المللى شان دراين جشنواره باشد. انتخاب و نحوه حضور فيلم هاى خارجى دراين جشنواره چگونه است؟ ما در بخش بين المللى - كه در سال گذشته بخش سينماى آسيا را نيز به آن افزوديم - اهدافى را پى مى گيريم. مى خواهيم اهميت سينماى كودك را با اين اقدام دوباره به خودمان و ديگران يادآورى كنيم. در بخش آسيا قصد داريم وجود ظرفيت و توانايى نهانى را يادآورى كنيم. در بعضى از كشورهاى آسيايى سينما رشد چشمگيرى داشته اما گرايش آنها به سينماى كودك اندك است. در كشور خود ما هويت بومى مان بود كه توانست هويت سينماى كودك را به جهانيان يادآورى كند. اين هويت را در بسيارى از فيلم هاى آسيايى بخصوص فيلم هاى تجارى نمى بينيم. ما در بخش آسيا مى خواهيم اين هويت را يادآورى كنيم. در بخش بين المللى نيز به گونه گونى فرهنگها و تمدنها توجه داريم . فيلم هر كشورى با رويكرد خودش، موقعيت خوبى براى يك درك و مفاهيم جديد اتفاقى كه در سينماى كودك ايران افتاده مى تواند در سينماى كودك ساير كشورها نيز رخ دهد. نقطه اشتراك كودكان در تمام دنيا بيشتر از نقاط افتراق آنهاست و از طرف ديگر وجوه مشترك كودكان بيش از وجوه مشترك بزرگسالان است. هرچه سن انسانها بالاتر مى رود فرهنگ، رسوم ، آداب و تربيت اجتماعى و ... آنها با يكديگر تغيير كرده و موجب تميزشان از هم مى شود. اما بچه ها نكات مشترك دارند و اين اشتراك در فرهنگ بومى مى تواند تابلويى از وضعيت زندگى كودكان را در جهان براى ما ترسيم كند. ما در بخش بين الملل بر دو مسأله توجهى ويژه داريم اول زنده نگاه داشتن سينماى كودك دنيا و دوم توجه به فرهنگ بومى كشورهاى مختلف كه موجب بازشناسى زندگى كودكان آن كشورها براى كودكان كشورهاى ديگر مى شود. باتوجه به آثارى كه دراين چندساله از سينماى كودك جهان در ايران به نمايش درآمده، وضعيت سينماى كودك ما در مقايسه با سينماى كودك جهان چگونه است؟ در حوزه فيلم هاى فرهنگى وضع خيلى خوبى داريم اما در حوزه فيلم هاى تجارى وضع ما مناسب نيست. ظاهراً امسال اين توجه به مخاطب در آثار سينمايى در زمينه انتخاب فيلم هاى خارجى هم لحاظ شده است. ئى تى، دور دنيا در هشتاد روز و چند فيلم ديگر جزو آثار عامه پسند سينماى جهان بوده اند كه در جشنواره بيستم به نمايش درمى آيد. اين اتفاق در دوره هاى گذشته هم رخ داده است. اشكال در اينجا بود كه اين فيلمها درست معرفى نمى شدند. اين مشكل را ما در جشنواره فجر هم داريم. گهگاه شده، فيلمى را در جشنواره فجر نمايش داده ايم و از كنار آن گذشته ايم. بعدتر اين فيلم در نقطه ديگرى از دنيا سروصدا مى كند و ما تازه متوجه ارزشهاى آن مى شويم. به نظرم ما در دوره هاى مختلف جشنواره كودك فيلم خوب كم نداشته ايم، از حاشيه نمايش اين فيلم ها كه همانا گفت وگوى منتقدين و فيلمسازان و معرفى درست اثر خوب استفاده كرده ايم. بحث تعامل ادبيات كودك و سينما امسال دائم از سوى بنياد سينمايى فارابى مطرح مى شد و ظاهراً قرار است نتيجه آن را در جشنواره شاهد باشيم. نتيجه اين تعامل به چه شكل خواهد بود؟ توجه به ادبيات در سينما در دوره هاى سيزدهم و شانزدهم هم بوده است. اما در دو سال گذشته تلاشى را در بنياد و معاونت سينمايى آغاز كرديم به نام توليد انديشه. تعريف كرديم كه بايد براى توليد انديشه سرمايه گذارى كرد. راهكار اين توليد انديشه را نيز در مشاركت و همكارى چند حوزه ديديم. اولين قرارداد با كانون فيلمنامه نويسان خانه سينما بود كه امسال به ثمر نشست. با انجمن نويسندگان كتاب كودك هم قرارداد بستيم كه آنها انتخاب اوليه داستانهايى كه مى توان براساس آنها فيلمنامه كودك نوشت را بر عهده بگيرند. بنابراين ما حركت خود را از دو سال پيش آغاز كرده بوديم. حاصل اين حركت امسال مصادف شد با دويستمين سال تولد هانس كريستين اندرسون. با توجه به آثار قابل توجهى كه از اين نويسنده تبديل به فيلم شده درمى يابيم او از ريشه هايى شرقى در داستانهاى خود استفاده مى كرده است. بنابراين همزمانى تولد اندرسون با حركتهاى ما باعث شد توجهى ويژه به آثار اقتباسى كنيم. ما امسال آثار اقتباسى مهم دنيا را مرور مى كنيم تا يادآورى كنيم بحث اقتباس در سينما بسيار مهم است. ادبيات گنجينه تجربه شده اى براى ارتباط مخاطب بوده كه ما نبايد از اين گنجينه تجربه شده غفلت كنيم. از طرفى ديگر اين گنجينه در كشور خود ما چه در دوران كهن و چه معاصر غنى تر است. مشكل بزرگ سينماى ايران فيلمنامه بوده و ما مى توانيم از اين گنجينه در راستاى حل مشكل خود استفاده كنيم. از ديگر سو اگر نويسندگان كتاب هم با مديوم سينما آشنا شوند هم مى توانند به گونه اى ديگر بنويسند و هم اينكه براى سينما بنويسند. امروز در دنيا قصه نويسان هم توجه دارند كه ممكن است از روى اثر آنها يك فيلم سينمايى تهيه شود. بنابراين امسال، اهميت توجه به اقتباس ادبى را به دوستان يادآورى مى كنيم. الگويى كه آقاى مرادى كرمانى به آن توجه كرده و از همين روى براى ايشان نكوداشت برگزار شده است. حركت هايى كه در اين چند ساله براى سينماى كودك انجام شده حركتهايى اساسى بوده است، اما برخى از اين حركتها فقط در حد ارائه ايده هاى خوب متوقف شده. نمونه اش همين پخش تخصص سينماى كودك. اين پخش تنها توانست يك فيلم يعنى دربه درها را در اوايل سال نمايش دهد. حركتش با نمايان شدن اولين دست انداز يعنى مشكل با سينمادارها متوقف شد. چرا اين حركت نبايد دست انداز را رد كند و به افق هايى دورتر بينديشد. به نظر من سينما يعنى نمايش. اگرچه عرصه توليد هم مشكلاتى دارد ولى اگر فيلمها به نمايش درنيايد ما نمى توانيم درباره استمرار مناسب توليد دلخوش باشيم. در حين مشكلات در پخش تخصصى فيلم اسپاگتى در هشت دقيقه در گروهى ديگر پخش شد و توانست موفق هم عمل كند. بنابراين اگر فيلم خوب عرضه شود مخاطبين استفاده خواهند كرد. اما قبول دارم كه پايه هاى يك حركت سازمان يافته به درستى بنا نشده است. البته دوستان ما در پخش تخصص در تلاش هستند كه موانع خود را برطرف كنند. اكران دربه درها براى اين دوستان هم يك تجربه بود. آنها با اكران اين فيلم كارشان را آغاز نكردند بلكه هدف خود را تجربه كردند. اين پخش توانست با اكران اين فيلم تازه موانع خود را بازشناسى كند. يكى از كارهاى اين پخش به دست گرفتن حوزه سازمان يافته آموزش و پرورش بود. اقدامات مؤثرى هم انجام شد اما مشكلاتى در وزارت آموزش و پرورش پيش آمد كه آنها را تا حدودى متوقف ساخت. جلب امكانات بيرون سينما براى سينما نيز از ديگر اهداف اين پخش تخصصى بود. تعاملاتى هم با شوراى صنفى نمايش مى بايست صورت مى گرفت. بنابراين دربه درها باعث شد كه آنها تمام اين موانع را بشناسند. از طرف ديگر ما نبايد خود را درگير حركت مصنوعى كنيم. بايد اجازه بدهيم هر پديده اى به حيات طبيعى خود ادامه دهد. اگر ما طورى جاده را هموار نشان دهيم كه پستى و بلندى ها ديده نشوند، دليل بر نبود پستى و بلندى ها نيست؛ چون اين دست اندازها جاى ديگرى خودشان را نشان مى دهند. ما در دو سال گذشته گفتيم از هيچ فيلمى صرفاً براى توليد و نمايش رسيدن به جشنواره اختصاصاً حمايت نمى كنيم. چون فيلمساز فيلم خود را توليد مى كند، چرخى با آن در جشنواره مى زند و مى رود و اين سؤال مى ماند كه حال با اين فيلم چه كنيم و اصلاً چرا اين فيلم توليد شده بود؟ فيلمساز بايد فيلمش را در حيات طبيعى سينما توليد كند. موانع نمايش فيلم هاى سينماى كودكان ونوجوانان از دو جنس است تعدادى از اين موانع را مى توان با مديريت صحيح از سر راه برداشت. اما برخى ديگر از موانع به ذات فيلم هاى ساخته شده بازمى گردد. اگر فيلم اسپاگتى در هشت دقيقه در پخش تخصصى كودك و نوجوان نمايش داده نشد، اما به هر حال اين فيلم در سطحى گسترده تر به نمايش درآمد و خانواده ها را نيز به سينما كشاند. اما فيلم هايى نيز بوده كه در جشنواره هم مورد توجه قرار گرفته اما ظرفيت هاى خود فيلم اجازه نمى داد كه با مخاطب ارتباط وسيع كند و شكست خورده است. اين دو دسته را بايد از هم جدا كنيم. شما گفتيد فيلم اسپاگتى در هشت دقيقه جدا از جريان اكران اصلى سينماى كودك به نمايش درآمد. اين جدا شدن را مى توان براى عرصه اكران پخش تخصصى و اكران خصوصى يك گسست در نظر گرفت. از قديم هم مى دانيم حركتى تبديل به جريان مى شود كه استمرار داشته باشد. خب اين گسست ممكن نيست جلوى تبديل شدن به جريان را از عرصه نمايش فيلم هاى كودكان بگيرد. به هرحال بايد حركت را مديريت كرد. اينكه ما با مانع برخورد مى كنيم امرى است بسيار طبيعى. ما بايد اراده ملى داشته باشيم كه سينماى كودك و نوجوان را مى خواهيم و حركت كنيم. نبايد با پيش آمدن يك مشكل صورت مسأله را پاك كنيم. بايد براى رسيدن به هدف شيوه هاى مختلف را آزمود. ما سعى كرديم با آموزش و پرورش ارتباط برقرار كنيم. اما اين تعامل موفق نشد. پخش تخصصى را حمايت كرديم تا به طور مستقيم با مخاطب ارتباط برقرار كند. حال اگر اين هم جواب نداد بايد به شيوه ديگرى فكر كنيم. اصولاً در كار فرهنگى ممارست حرف اول را مى زند. ما بايد راه هاى گوناگون را تجربه كنيم تا راه درست را پيدا كنيم. به عنوان پايان بحث فكر مى كنيد جشنواره امسال چه تجربه جديدى را براى سينماى كودك به همراه خواهد داشت؟ امسال هيأت انتخاب حركتى جسارت آميز انجام داد كه ما هم آن را تحسين كرديم. امسال هيأت انتخاب فيلم هاى «براى كودكان» توجه كرد. زيرا جشنواره همواره از اين منظر مورد سؤال بوديم كه فيلم براى كودكان نمايش مى دهيم يا درباره كودكان. حركت ديگر در جشنواره بيستم استمرار در طراحى وضعيتى حرفه اى بود. كارگاه فيلمنامه نويسى كه بسيار با زحمت طراحى شده و به طور حتم از دستاوردهاى خوب اين جشنواره خواهد بود. تعامل بين سينما و ادبيات و معرفى بهتر فيلم ها نيز از ويژگى هاى قابل توجه اين دوره بوده است.
|