|
شبيه زندگى گفت وگو با يك آتش نشان
وقتى صداى زنگ را مى شنويم
|
|
|
مرتضى قديمى بعضى از صداها هميشه احساس متفاوت و عجيبى را براى ما به وجود مى آورند. بعضى از صداها مهربان هستند، بعضى ها خشن، بعضى ها قابل اعتماد و بعضى ها... اما بعضى از صداها جور ديگر هستند همراه با خودشان نگرانى و اميد دارند صداى آژير ماشين آتش نشانى از اين دسته هستند. صداى ماشين آتش نشانى آدم را نگران مى كند از اين بابت كه جايى حادثه اى رخ داده است و اميدوار مى كند به اينكه آتش نشانها دارند خودشان را مى رسانند... پنجشنبه هفته گذشته روز آتش نشان بود و شايد خيلى ها متوجه اين موضوع نشدند. به همين مناسبت سراغ يك آتش نشان جوان رفتيم تا تبريك به مناسبت اين روز باشد و هستم، ادامه بدهيد تا متوجه شويم. جوادخوش سيما يكى از آتش نشانهاى ايستگاه ميدان حسن آباد. ۲۸ سال دارد و نزديك به ۳ سال است كه مشغول به كار شده است. او برخلاف اكثر آتش نشانها كه به واسطه آشنايى با اين شغل وارد اين حرفه شده اند، كاملاً اتفاقى آتش نشان شده است. مى گويد: فارغ التحصيل رشته شيمى نساجى هستم. سربازى را رفته بودم و بيكار بودم فرم استخدام آتش نشانى را پر كردم و يك دفعه ديدم كه دوره ۴ ماهه تمام شده و يك آتش نشان شده ام. جواد مى گويد: اغلب آتش نشانها يكى از نزديكانشان در اين شغل بوده است، عمو، دايى، پسرخاله ... از اين شغل شناخت داشته اند. اما براى من كه هيچ شناختى نداشته ام ورود به اين حرفه با كمى هيجان همراه بود. جواد پس از گذراندن دوره ۴ ماهه كه شامل كلاسهاى تئورى و علمى بود به شدت علاقه مند شغل آتش نشانى مى شود. مى گويد: دوره ها خيلى آسان نبود اما هر چه جلوتر مى رفتيم علاقه مندتر مى شدم. جواد در حال حاضر آتش نشان ۴ است. آتش نشانها مانند نيروهاى نظامى داراى درجه هستند. دسته بندى ها به اين صورت است كه در ابتداى استخدام آتش نشان يك هستند و تا آتش نشان هفت پيش مى روند. دسته بعدى كاروان ها هستند كه به ۵ دسته تقسيم بندى مى شوند. از كاروان يك تا كاروان پنج. براى دريافت درجه كاردانى آتش نشان مى بايست گواهينامه رانندگى پايه يك داشته باشد. بعد از كاردانى هم معاون فرمانده، فرمانده، رئيس ايستگاه و رئيس منطقه وجود دارد. جواد كه در عمليات ها يك نيسان قرمز رنگ را مى راند اميدوار است روزى فرمانده شود. مى گويد: فرمانده از جايگاه بسيار با ارزش و خوبى برخوردار است. يك فرمانده تجربيات فراوانى دارد و در عين حال از اقتدار و مهارت برخوردار است. جواد در حال حاضر در يكى از ايستگاههاى پرمخاطب مشغول به كار است به صورتى كه تقريباً ماهى ۱۰ عمليات دارد. يكبار ترسيدم كار در آتش نشانى از آن دسته شغل هايى است كه خاطرات فراوانى را به همراه دارد كه البته اغلب خاطرات خيلى شيرين و جذاب نيستند. جواد خاطره اطفاى حريق مسجد ارگ را هيچ وقت فراموش نمى كند. مى گويد: ما اولين تيمى بوديم كه به آنجا رسيديم. واقعاً وحشتناك بود و نمى دانستيم بايد چه كرد. ازدحام جمعيت آنقدر زياد بود كه كسى نمى توانست داخل شود و كسى هم نمى توانست بيرون بيايد. در ابتداى كار فقط توانستيم روى مردم آب بپاشيم و آرام آرام جمعيت را تخليه كنيم. به ياد آوردن خاطرات مسجد ارگ براى جواد خيلى سخت است. اما در عين حال يكى از عمليات ها را هيچ وقت فراموش نمى كند چرا كه در آن عمليات حسابى ترسيد. مى گويد: به ساختمانى در خيابان جمهورى اعزام شديم. يك توليدى آتش گرفته بود. عين فيلم ها آتش از پنجره بيرون مى زد و از بيرون كار به سختى پيش مى رفت. وارد راهروها شديم آنقدر دود بود كه هيچ جا را نمى شد ديد. حتى چراغ قوه ها نيز فايده نداشتند. بالاخره وارد ساختمان شديم و پنجره ها را شكستيم تا دود خارج شد و توانستيم آتش را مهار كنيم. به سرعت برق و باد آتش نشانها به صورت شيفتى كار مى كنند. به اين صورت كه ۲۴ ساعت در ايستگاه هستند و ۴۸ ساعت را خارج از ايستگاه. زمانى كه در ايستگاه هستند دائماً بايد آماده باشند و هر لحظه ممكن است صداى زنگ به صدا درآيد تا آنها هم كمتر از ده ثانيه پاى ماشين ها باشند. جواد مى گويد: دو مدل زنگ داريم ممتد و دو زنگ. زنگ ممتد مربوط به حريق است و دو زنگ مربوط به نجات. آتش نشانها از صبح كه وارد ايستگاه مى شوند صبحانه مى خورند. دو ساعت كلاس تئورى دارند. ناهار و نماز و بعد از آن حتماً بايد استراحت كنند چرا كه ممكن است شب عمليات داشته باشند. اما بعدازظهر اين فرصت است تا بچه ها ورزش كنند. واليبال، فوتبال يا تنيس روى ميز. اما در تمام اين ۲۴ ساعت گوش به زنگ هستند. جواد به كمتر از ۱۰ ثانيه تأكيد مى كند و مى گويد: لباس و كلاه به دست پاى ماشين خواهيم بود تا اعزام شويم و البته در اين مدت زمان كوتاه بايد بسيار دقيق و مراقب باشيم كه با مشكل مواجه نشويم. مثلاً پايين آمدن از ميله فرود در تاريكى مى بايست بسيار دقيق انجام شود. شوخى هاى آتشى رفتن به عمليات هاى متعدد، همكارى كردن، ورزش كردن و ... همه باعث مى شود تا رابطه اى صميمى بين بچه هاى يك ايستگاه، آتش نشانى ايجاد شود. اما شوخى هاى آتش نشانها بسيار ديدنى است. جواد مى گويد: شوخى هاى آتش نشانها معمولاً با آب صورت مى گيرد. همانطور كه هر لحظه ممكن است صداى زنگ را بشنوى هر لحظه هم ممكن است يك كيسه پلاستيك پر از آب روى سرت بيفتد. جمعه هاى ايستگاهها بسيار ديدنى تر است. جمعه ها همه مشغول نظافت عمومى مى شوند و بايد ايستگاه و ماشين ها را نظافت كنند كه در صورت خوب بودن هوا بچه ها به وسيله شيلنگ ها مورد هجوم قرار مى گيرند و حسابى همديگر را خيس مى كنند. جواد مى گويد: عشق به ورزش بعدازظهر و ديدن بچه ها باعث مى شود كه روزهاى شيفت با علاقه سراغ كار بروم. او مى گويد: روزهايى كه بيرون هستم و يك دفعه اكيپ آتش نشان ها را مى بينم دلم مى خواهد همراهشان باشم. صفر تا صد با ۵ كد در يك عمليات حريق نيروهايى كه اعزام مى شوند معمولاً۱۵ تا ۱۸ نفر هستند. كه ۲ نفر مسؤول دستگاه تنفس هستند، ۲ نفر سر لوله را نگاه مى دارند. ۲ نفر رابط نيروها هستند. يك نفر پمپ چى و باقى هم راننده ها و نيروهاى عملى هستند. جواد مى گويد: زمانى كه زنگ مى خورد همه پاى ماشين ها آماده هستيم. فرمانده با گفتن كد ده - يك به ستاد به گوش بودن خود را اعلام مى كند. ده - دو يعنى دستور را شنيده است. ده - سه يعنى عازم محل شدن ده - چهار يعنى رسيدن به محل و نهايتاً ده - پنج يعنى تمام شدن عمليات و برگشتن. جواد مى گويد: دستور اعزام از طرف ستاد صورت مى گيرد. زمانى كه براى كسى حادثه اى صورت مى گيرد شماره ۱۲۵ را مى گيرد و ستاد بعد از بررسى نزديكترين ايستگاه را به محل مى فرستد. بعد از اجراى عمليات كليه نيروها بايد به لوازم رسيدگى كنند و لوله ها را تميز كنند و دستگاهها را شارژ كنند چرا كه ممكن است دوباره به مأموريت اعزام شوند. جواد مى گويد: اتفاقى كه بعد از عمليات در مسجد ارگ صورت گرفت. زمانى كه بعد از حادثه مسجد ارگ برگشتيم سريع به يك عمليات ديگر رفتيم. آتش نشان ها در فاميل هميشه محبوب هستند. خصوصاً بين بچه ها. جواد همچنين شخصيتى را درفاميل دارد و معمولاً در ميهمانى ها بچه هاى فاميل او را دوره مى كنند تا از خاطراتش تعريف كند. جواد مى گويد: آتش نشانى شغل جذاب و البته خطرناكى است و متأسفانه مردم متوجه جايگاه مهم آنها نيستند. او مى گويد: در حوادث مردم بايد به آتش نشانها اعتماد كنند و بگذارند آتش نشان با دقت كارش را انجام دهد. اين آتش نشان جوان كه در طول اين ۳ سال كار تجربيات فراوانى كسب كرده معتقد است دانش روز براى يك آتش نشان بسيار مهم است اما در عين حال كسب تجربه نيز از اهميت بسزايى برخوردار است. جواد مى گويد: اكثر فرماندهان موفق آتش نشانى كسانى هستند كه تجربيات فراوانى دارند. او مى گويد: زمانى كه وارد عمليات مى شويم همه تحت امر فرمانده هستيم اما بعد از كسب دستور هر كس به تنهاى براى خودش فرمانده مى شود. او در ادامه مى گويد: مردم بايد به اين تجريبات اعتماد كنند و به خودشان اجازه ندهند در كار آتش نشان يا نيروهاى امداد دخالت كنند.
|