يكشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۴ -
Sun, Oct 2, 2005
ديپلماتيك
۳۲۶۹
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
آيا پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت مى رود؟
ترجمه: مينا منقوليان
به نظر مى رسد راه حل جديد آژانس بين المللى انرژى اتمى در مورد ايران گام ديگرى در جهت تسليم و ارجاع پرونده هسته اى ايرانيها به شوراى امنيت سازمان ملل باشد. اگر چه مسكو اميدوار است چنين اتفاقى روى ندهد. آخرين پيشنهاد آژانس حاكى از آن است كه اگر تهران فرآيند تبديل اورانيوم (جهت غنى سازى) را متوقف نكند، آژانس حل و فصل اين مسأله را به شوراى امنيت سازمان ملل متحد واگذار مى كند؛ سازمانى كه حق اعمال تحريم هاى اقتصادى را داراست. واشنگتن ديوانه وار درصدد يافتن مدركى دال بر اين است كه ايران از برنامه انرژى هسته اى خود به عنوان پوششى براى ساخت يك بمب اتمى استفاده مى كند. «عليرضا جعفرزاده»، يك ايرانى مخالف مستقر در واشنگتن كه به عنوان مشاور سياست استراتژيك براى دولت آمريكا كار مى كند، اخيراً اتهام جديدى را مطرح كرده است.
جعفر زاده (عضو گروهك منافقين - م) ادعا مى كند، ايران مخفيانه اقدام به ساخت حدود ۴۰۰۰ سانتريفوژ كرده كه قابليت توليد سلاحهاى اورانيوم دار را داراست. اما بازرسان آژانس بايد چنين تعداد بى شمار ماشين هاى سرعت - بالا را شناسايى و رديابى كرده باشند. منظور از طرح اين ادعا در چنين شرايط و لحظات بحرانى و حساس حاكم بر مذاكرات، بزرگنمايى و نشان دادن خطر برنامه هسته اى ايران است و اين موضوع، كار را براى جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا آسان تر كرده است تا بار ديگر، علاوه بر تهديد و ارعاب ايران مبنى بر ارجاع پرونده هسته اى ايرانيها به شوراى امنيت سازمان ملل متحد، احتمال مداخله مستقيم نظامى اين كشور نظير آنچه در عراق روى داد را مطرح كند و آن را قوت بخشد.
بوش در مصاحبه اى تلويزيونى در روزهاى اخير گفت: تمامى راه حل ها روى ميز مذاكره قرار دارند. استفاده از زور آخرين انتخاب هر رئيس جمهورى است و مى دانيد ما در سالهاى اخير براى حفظ امنيت كشورمان از زور استفاده كرده ايم.» اما اينگونه به نظر مى رسد كه واشنگتن به اين نكته كاملاً واقف نيست كه ايران نيز مى تواند به طرق متعددى پاسخگوى تهديدات عليه خود باشد.
يك سخنگوى وزارت امور خارجه ايران گفت: ايران حق انتخاب گسترده ترى از ايالات متحده دارد و اينها فقط در حد حرف نيست. ايران نفت دارد و پيش بينى درآمد صادرات نفت ايران در سال جارى به ۴۳ ميليارد دلار (۳۵ ميليارد يورو) مى رسد كه خود، ركوردى بسيار بالاست، ايران روزانه ۴ ميليون بشكه نفت توليد مى كند و در سازمان كشورهاى صادر كننده نفت (اوپك) پس از عربستان سعودى، دومين توليدكننده بزرگ نفت است. بسيارى از تحليلگران بازار نفت، بر اين باورند در صورتى كه برنامه هسته اى ايران در شوراى امنيت سازمان ملل متحد مطرح شود و شرايط به نقطه بحرانى برسد، تهران احتمالاً از اهرم نفت به عنوان سلاحى عليه غرب و خصوصاً آمريكا بهره خواهد برد كه به اعتقاد كارشناسان اين مسأله مى تواند باعث افزايش بهاى نفت به ۱۰۰ دلار در هر بشكه شود. در هر صورت تاكتيك اعمال فشار بر ايران از طريق تهديد و اقدامات نظامى، در انعطاف بخشيدن به مواضع تهران مؤثر واقع نخواهد شد.
و اين در حالى است كه موضع ايران به طور قابل توجهى تندتر و سخت تر شده است.
«محمد سعيدى» معاون سازمان انرژى اتمى ايران گفته است: «در مورد مسأله اصفهان، ديگر هيچ بحثى قابل پذيرش نيست. فعاليت مجموعه اصفهان ديگر براى اعتمادسازى و بار ديگر به حالت تعليق در نخواهد آمد.» اين سخن سعيدى اشاره به مهلت قانونى پروژه هسته اى ايران داشت كه سال گذشته به منظور ايجاد فضاى بهترى جهت مذاكره با اروپايى ها آن را ارائه كرده بود. با وجود مشكلات در مذاكرات فى مابين ايران و ترويكاى اروپايى، هنوز به نظر مى رسد پرونده ايران به شوراى امنيت سازمان ملل متحد ارجاع داده شود.
شواهد حاكى از آن است كه آمريكا و ديگر متحدان غربى اش نيز تمايلى به كشيده شدن اين مسأله به شوراى امنيت ندارند، چرا كه در آنجا نيز چين ممكن است تصميمات آن ها در مورد ايران را وتو كند. «الكساندر پيكايوف» يكى از اعضاى كميته امنيت جهانى آكادمى علوم روسيه در اين باره اظهار مى كند كه هنوز راه بسيار بسيار طولانى در پيش روست. حتى اگر بنا به دلايل غيرمنتظره اى اين اتفاق روى  دهد، اكثريت كشورها هرگز چنين اقدام تندروانه اى را حمايت نخواهند كرد. روسيه نيز با توجه به تصميمات آژانس بين المللى انرژى اتمى دليلى براى يافتن يك راه حل در مورد پرونده هسته اى ايران نمى بيند. در هر حال، روسيه هم از تمام طرفين انتظار دارد در جريان مذاكرات فى مابين انعطاف پذيرى بيشترى از خود نشان دهد.
منبع: خبرگزارى ريانووستى
جنبش چپ
به غرب آلمان مى رود
230295.jpg
ترجمه: فاطمه موثق نژاد
حزب نوبنياد «چپ نوين» با كسب۸‎/۷در صد آرا ، نخستين جلوه هاى خودرا به نمايش مى گذارد. گرچه آنها آراى بسيارى از ناراضيان و بيكاران را در آلمان شرقى سابق به خود اختصاص دادند ، اما بسيارى را نيز در ايالات غربى سابق به گرد خود جمع كردند .
۱۵ سال از زمان اتحاد دو آلمان مى گذرد، و به مدد تلاش هاى «اسكار لافونتن» سوسيال دموكرات تك روى سابق اكنون «حزب سوسياليسم دموكراتيك آلمان»جاپاى محكمى در ايالات غربى سابق به دست آورده است . براى آنهايى كه اين نام را نمى شناسند ، «حزب سوسياليسم دموكراتيك آلمان» ، جانشين «حزب كمونيست آلمان شرقى» است. و همين چندى پيش ، اين حزب و رهبر پر هيبت آن «گرگور گيسى» با انشعاب انتخاباتى به لافونتن از «حزب عدالت اجتماعى و كار» پيوست تا اولين حزب ملى چپ آلمان را تشكيل دهند . دست كم ، درحال حاضر، طعم شيرين موفقيت بسيارى از نارسايى هاى درون حزب را تحت الشعاع خود قرار داده است. واكنش هاى شب انتخابات نشانه بارزى بود براين كه حزب از زمان آغاز كار خود در تابستان ، چه راهى را طى كرده است . پيروزى حيرت انگيز حزب درست در شب انتخابات اعلام شد و بيشتر طرفداران آن را در ميدان «شلوس پلاتس» برلين گرد هم آورد. اما رهبران اصلى، لافونتن و گيسى همچنان پشت صحنه و پاى گيرنده هاى تلويزيون نشسته و به آن خيره شده بودند و قادر نبودند چشم ازتصاوير بازندگان انتخاباتى بردارند.لافونتن از تكنيسين ها خواست تا صداى تلويزيون را چنان بلند كنند كه همه بتوانند بشنوند كه حزب چپ نوين چه قدر رأى آورده حتى در بخش غربى آلمان . و در صورتى كه كسى وجود داشته باشد كه متوجه پيامدهاى تاريخى اين انتخابات نشده باشد، لافونتن بيش از آن خوشحال بود كه بتواند آنهارا به حساب بياورد . وى با افتخار گفت :« ما قدرت سياسى جديدى درسمت چپ حزب سوسيال دموكرات» صدراعظم شرودر هستيم .
در بعد از ظهر يكشنبه ،  معلوم شد كه سفر طولانى و خسته كننده، اما به موقع، به غرب، به هدف خود رسيده است ، حزب چپ نوين نزديك به پنج در صد آرا را در ايالات آلمان غربى سابق به دست آورد . اين نتيجه اى بود كه «اولريش ماورر» ، نامزد اصلى حزب در ايالت «بادن وورتمبرگ» كه سال ها عضو كميته حزب سوسيال دموكرات بوده است ، آن را به عنوان واقعه «تاريخى»جشن گرفت . گيسى نيز كه به همين اندازه هيجان زده شده بود، گفت: «براى اولين بار از آغاز دهه ۱۹۵۰ ، آراى آلمانى ها، نيروى چپ را در قدرت سهيم كرد، نيرويى كه مى تواند سرانجام حتى از سوى ايالات غربى نيز جدى گرفته شود.»
فرصت بى نظير در غرب
حزب سوسياليسم دموكراتيك ۱۵ سال را صرف كشمكش براى به دست آوردن حمايت غرب كرد ، اما هرگز نتوانست بيشتر از۲‎/۹درصد از آرا را به دست آورد . در واقع ، ميانگين نتايجى كه اين حزب در آلمان غربى (غير از برلين ) به دست  آورد، تنها ۱‎/۴درصد بود . در انتخابات ايالتى در «نورث راين وست فالن» حزب عدالت اجتماعى و كار ، ۲‎/۲ درصد از آرا را به دست آورد .
اما اكنون ، يعنى ۱۵ سال پس از اتحاد دو آلمان ، كه تعداد كمى ازنامزدها وجودداشتند كه بيش از گيسى در شرق و لافونتن در غرب مورد اعتماد باشند ، اين دو نفر نوعى اتحاد شرق و غرب را به وجودآوردند كه به نظر بسيارى غير ممكن مى نمود. حزب چپ نوين در سراسر كشور ۸‎/۷درصد از آرا را به خود اختصاص داد . در شرق ، با۲۵‎/۴ درصد آرا در واقع در سه ايالت (با عدم دردست بودن نتايج نهايى در «درسن » به دليل مرگ نامزد آنجا درست قبل از انتخابات ) به پيروزى رسيد . اما مهمتر، كار حيرت انگيز حزب در غرب است، يعنى جايى كه ۴‎/۹در صد از آرا را به دست آورد ،  و به اين ترتيب، سرانجام داغ « حزب منطقه شرق آلمان»را از خود زدود. حزب چپ نوين۵‎/۲ درصد از آراى «نورث راين وست فالن» ، ۵‎/۳ درصد آراى« هسن» ، ۵‎/۶ درصد آراى «راين لند فالز» و ميزان بسيار زياد۱۸‎/۵ درصد آراى ايالت زادگاه لافونتن ، «زارلند» را به خود اختصاص داد . گرچه حزب چپ نوين تنها موفق شد
۳‎/۸درصد آراى« بادن وورتمبرگ» و ۳‎/۴درصد آراى « باواريا» را كسب كند ، اما در مجموع، موفقيت آن در غرب ، موقعيت آن را به يك بازيگر مهم سيستم سياسى آلمان ارتقا داده كه تنها خوشايند سبزها شده است. در اين ميان، اگر اتحاد چپ  در انتخابات قريب الوقوع ايالتى پارلمان نيز در غرب خوب عمل كند ،موازنه قدرت، به تغييراتى بنيادى منجر خواهد شد.
در واقع ، اين از اصلى ترين اهداف طرح رهبر حزب چپ نوين به نام ، «لوتار بيتسكى» است كه در شب انتخابات اعلام شد . «پترا سيته» ، نامزد اصلى حزب در ايالت شرقى «ساكسون آنهالت» ، از آنچه كه خود آن را «فرصت بى نظير براى دستيابى به موقعيت محكم در غرب»مى نامد، به وجد آمده و اضافه مى كند كه اين چيزى است كه حزب وى در سالهاى پس از اتحاد دو آلمان تصورش را هم نمى كرد . «ولفگانگ گركه» رهبر ايالتى حزب در ايالت غربى هسن ، خيالپردازى مى كند و مى گويد كه در سال ۲۰۰۸ ،حزب چپ نوين وى ، با سوسيال دموكرات ها و حزب سبز ائتلاف مى كنند و آن زمان «رونالد كخ »، عضو هيأت رئيسه انتخابات كنونى ، كاره اى نخواهد بود .
يادآورى يك حكايت آلمانى
موفقيت حزب در انتخابات عمومى يكشنبه، حزب سوسياليسم دموكراتيك آلمان را از سايه ريشه كمونيستى خود و اين حقيقت كه بسيارى از اعضاى آن از اعضاى حزب كمونيست آلمان شرقى بوده اند ، خلاص كرد . اين موفقيت، يك تجديد حيات سياسى براى لافونتن است كه خود را پس از استعفا از پست وزارت دارايى در اولين دولت صدراعظم «گرهارد شرودر» درسال ،۱۹۹۹ در حاشيه حزب سوسيال دموكرات و در موقعيتى پايين تر احساس مى كرد . در واقع ، نتيجه انتخابات بايد براى لافونتن بسيار خشنود كننده بوده باشد ، زيرا او با تبديل حزب چپ نوين به حزبى قابل انتخاب و شناخته شده براى رأى دهندگان غربى ، سرافراز شد. گرچه لافونتن احتمالاً به طور مستقيم نمايندگى حوزه انتخاباتى خود را به دست نخواهد آورد ، اما به هر حال توانست۲۰‎/۹ درصد از آرا را به دست آورد ، موفقيتى كه وى آن را مديون رأى دهندگان مرفه نيست ، زيرا حدود ۲۵ درصد از رأى دهندگان به حزب اورا بيكاران تشكيل مى دادند. او بيش از هر چيز مى تواند سپاسگزار سرانجام كار دوست قديمى خود گرهارد شرودر يا به قول لافونتن «صدراعظم رؤسا» باشد . به نظر مى رسد پيام حزب چپ نوين در مورد اين كه شرودر ديگر نه طرح كارآمدى دارد و نه قلب غمخوارى براى لشگر بيكاران ، كار خودش را كرد .
لافونتن و گيسى سه ماه وقت صرف كردند تا بتوانند آنچه را كه براى انجام انتخابات لازم بود، به بهترين نحو انجام دهند ، يعنى جلب حمايت . لافونتن كه استعداد بى نظيرى در به كار گيرى كلمات انتقادآميز دارد، جمهورى آلمان را «ديوانه خانه» و برنامه اصلاحات شرودر يعنى دستور كار ۲۰۱۰ را «احمقانه» ناميد . گيسى كه متولد شرق برلين است ، روش غافلگيرى رأى دهندگان را دارد و معجونى از ذكاوت وشوخ طبعى است .
اما لافونتن براى رفقايش در غرب، بهترين بود . طرفداران او در جشن شب پيروزى حزب چپ در «زاربروكن» با آواز مى خواندند كه «پيروزى همين جور است »، و همه به اتفاق بر اين عقيده بودند كه لافونتن سزاوار بيشترين سهم در موفقيت تاريخى حزبش است . يكى از مفسرين محلى در زارلند يعنى ايالتى كه به نظر نمى رسد با تصوير لافونتن به عنوان يك سوسياليست مشكلى داشته باشد، مى گويد: « مردم در اينجا يعنى زارلند هنوز به او افتخار مى كنند.»
بازگشت لافونتن همچنين حكايت آلمانى«خنجر از پشت»(اين عقيده كه اين ارتش نبود كه در جنگ جهانى اول شكست خورد، بلكه از سوى سياستمداران جناح چپ به ارتش خيانت شد) را به عنوان موضوع بحث سياسى در يادها زنده كرد. شرودر مى گويد چپ ها به مردم آلمان و به آرمان خود خيانت كردند . آنها نيز ادعا مى كنند صدراعظم به دليل خنجر زدن به ياران سوسياليست خود و از آن مهمتر خنجر زدن از پشت به لافونتن ، در اصل ، وى را مجبور كرد سلاح خود را زمين بگذارد و در ماه مارس ۱۹۹۹ از پست خود به عنوان وزير دارايى استعفا دهد . اكنون لافونتن زخم خورده و سپاه وى در اشتياق خالى كردن خشم فراوان خود بر سر دولت ، دوباره در برلين و به سوى كرسى هاى پارلمان آلمان قدم بر مى دارند . اين در صورتى تحقق مى يابد كه شرودر در رأس قرار گيرد.
آيا خود بينى آن ها ،  آنها را به زحمت خواهد انداخت يا آنهارا نجات خواهد داد؟
صرفنظر از آن قصه ، تيم متشكل از دو فرد خودبين مانند گيسى و لافونتن ، در جريان انتخابات ،يك چيز را ثابت كرد . «آندرآس پينك« وارت» از اعضاى حزب دموكراتيك آزاد و جانشين دبيركل در ايالت نورث راين وست فالن ،  متحير از پيروزى آنهاست، اما مى گويد: آنها موفق شدند به معجونى از مخالفين همه نقاط كشور تبديل شوند .«يوچن ديك من »رهبر حزب سوسيال دموكرات در نورث راين وست فالن تقريباً در عقيده خود مبنى بر پافشارى بر اينكه حزب چپ نوين هيچ چيز عجيبى در ايالت او به وجود نياورد ، تنها مانده است . از آنجا كه چپ ها قادر خواهند بود به مقابله با هر كس ديگرى در پارلمان ادامه دهند، در نتيجه با چند چالش خارج از حزب روبرو خواهند شد . حزب سوسياليسم دموكراتيك خود را با سازمانى كارآمد تجهيز كرده است ، سال هاى زياديست كه رهبرى سوسيال دموكرات هارا در پارلمان منطقه اى بادن وورتمبرگ يك فرد سياسى حرفه اى نظير اولريش ماورر برعهده دارد، و حزب عدالت اجتماعى و شغلى نيز از رهبرى كلاوس ارنست بهره مى برد. با وجود لافونتن و گيسى ،  حزب چپ نوين از دو فرد كاركشته برخوردار است كه سياستمدارانى باهوش در مقابل وسايل ارتباط جمعى هستند و مطمئنأ ميز گرد هاى هيجان انگيسى براى تلويزيون آلمان ارائه خواهند داد.
خطر واقعى كه حزب را تهديد مى كند در درون آن كمين كرده است . هنوز روز رأى گيرى به پايان نرسيده بود كه تازه ترين دوستان لافونتن شروع به پرسش از خود كردند كه آيا او بيش از آن كه به فكر حزب باشد به فكر خودش - تجديد حيات از مرگ سياسى و ميراثى كه آرزو داشت در آلمان پس از جنگ از خود باقى بگذارد - نيست . آن ها همچنين از خود مى پرسيدند كه آيا او قادر به سازش با فرمانرواى بالقوه ديگر حزب ، يعنى گيسى خواهد بود؟
در ابتدا، لافونتن ترس طرفداران خود را فرونشاند وقتى گفت كه او و گيسى به توافق بسيار عالى اى دست يافتند . اما هردوى آنان هنگامى كه استعفا مى دادند،  لافونتن به عنوان وزير دارايى و گيسى به عنوان نماينده اقتصادى در برلين ، يك نقطه ضعف داشتند. آنها قادر به تحمل اهانت نيستند ،  و از آن بيشتر تحمل تغيير موقعيت خود را ندارند . «ماتياس ماچنيك» دبير اجرايى سابق حزب سوسيال دموكرات و مدير تجارى، از ياد آورى قوانين خشك لافونتن به عنوان وزير دارايى بر خود مى لرزد و مى گويد «او خواستار اطاعت بى قيد و شرط است.»
اسكار، حزب را به كجا هدايت مى كند؟
سؤالى كه مطرح است، آن كه طرح هاى اسكار، حزب را به كجا مى برد. آيا او قصد دارد با سوسيال دموكرات هاى پس از شرودر ائتلاف كند تا شايد يك زمانى در آينده، حزب آنها از مسير خارج شود و به چپ گرايش يابد ؟  اگر اسكار ناجى سوسيال دموكراسى باشد،  به بزرگترين كاميابى خود دست يافته است . اما دو روز پس از انتخابات، لافونتن با اصرار مى گويد كه ائتلاف با حزب سوسيال دموكرات را حتى بررسى هم نمى كند . برخورد شرودر نيز به همين اندازه سرد بوده است . بنابراين شايد لافونتن به حفظ استراتژى خود مبنى بر حمله شديد به نظام موجود و پافشارى بر حفظ استقلال چپ جديد راغب باشد .
«ماورر» رهبر حزب چپ نوين در بادن وورتمبرگ مى گويد: در اينصورت ، جناح چپ سوسيال دموكرات انشعاب خواهد كرد و حتى براى بخشيدن قدرت بيشتر به حزب چپ نوين ، به آن خواهد پيوست . حزب چپ نوين مى تواند حتى در طولانى مدت با سوسيال دموكرات ها و سبز ها تشكيل ائتلاف دهد .
هر اندازه كه طرح هاى لافونتن اسرار آميز هستند ، شالوده فكرى وى از آن هم غير قابل پيش بينى تر است . تعدادى از اعضاى حزب عدالت اجتماعى و كار احساس مى كنند جاده صاف كن كادر رهبرى حزب در شرق بوده و به عنوان كانالى به غرب مورد سوء استفاده قرارگرفته اند. تنها حدود يك چهارم اعضاى حزب چپ نوين در پارلمان از حزب عدالت اجتماعى و كار خواهند بود . گرچه نتيجه انتخابات يكشنبه مى توانست به رئيس حزب عدالت اجتماعى و كار به نام «كلاوس ارنست» كمك كند تا ناراضيان حزب را تحت انضباط در آورد،اما هيچكس بلافاصله پس از پايه ريزى حزب ائتلافى به پذيرش نقشى كوچك تر راضى نخواهد شد . در روز يكشنبه ،  گروهى از اعضاى حزب عدالت اجتماعى و كار كه قوياً مخالف ائتلاف با حزب سوسياليسم دموكراتيك هستند ، تشكيل يك حزب جديد به نام «آزادى و عدالت اجتماعى» را در شهر «لوركوزن» اعلام كردند. سخنگوى حزب به نام «ماتياس فيگه» ، علت وجودى حزب را چنين اعلام كرد:«چپ آلمان غربى خود را به حزب در شرق فروخته است.» اما حتى اعضايى كه ماندن در داخل حزب را انتخاب كرده اند، مى توانند مسأله ساز باشند . «گئورگ فوربوك »دبير مطبوعاتى شاخه حزب عدالت اجتماعى و كار در نورث راين وست فالن ، عصر روز انتخابات گفت كه اين شاخه ، يك گروه با اعتماد به نفس و «به شدت پلوراليست و كمى شبيه به حزب سبز ، در ابتداى تشكيل آن است .» فوربوك مخالف هرگونه ائتلاف عجولانه است و مى گويد: «در اين صورت، حزب از هم مى پاشد.»
پيامد واقعى نتايج انتخابات تنها پس از انتخابات پارلمانى ماه مارس آينده در بادن وورتمبرگ و راين لند فالز نمايان خواهد شد و به عبارت ديگر ، آلمانى ها براى پى بردن به پاسخ چند سؤال در مورد خود و سياستمدارانشان زياد صبر نخواهند كرد . اينكه غرب تا چه اندازه به چپ متمايل خواهد شد ؟ حضور اسكار چه مدت به طول خواهد انجاميد ؟ دلسردى حاميان تمايل به چپ در حزب سوسيال دموكرات از رهبرى، تا چه اندازه عمق پيدا خواهد كرد ؟ و شايد مهمتر از همه براى حزب چپ نوين اين كه، تا چه مدت لافونتن و گيسى قادر به حضور مشترك به عنوان مهره اصلى جديد حزب خواهند بود؟
منبع: هفته نامه «اشپيگل»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |