يكشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۴ -
Sun, Oct 2, 2005
تاريخ
۳۲۶۹
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
جمهورى متحده عربى
نخستين ثمره ناسيوناليزم عربى
230298.jpg
دنباله، چگونگى اتحاد مصر و سوريه
آمريكايى ها اين خيال خام را در سر مى پروراندند كه: در كشورهاى عربى خاورميانه، افسران روشن بين و آگاه مى توانند قدرت را در دست بگيرند و كشور را به سوى دموكراسى رهنمون كنند. حمايت از كودتاى مصر براساس همين فرضيه بود.
در سوريه نيز براساس اين تصور باطل پيش از كودتاى مصر، كودتايى توسط «سرهنگ حسنى الزعيم» برپا شد كه جز به هم ريختن اوضاع هيچ فايده اى نداشت. بدين ترتيب بى ثباتى دولتها موجب كودتاهاى پياپى شد. به طورى كه در فاصله سالهاى۱۹۴۹ تا ۱۹۵۳ چهار كودتا در سوريه به وقوع پيوست.
«سرهنگ شيشكلى» ۴سال بر سر كار بود و سرانجام با هوس رسيدن به رياست جمهورى، انتخاباتى به راه انداخت كه تنها ۵درصد از واجدين صلاحيت در آن شركت كردند و سرانجام حكومت كودتايى او در سال۱۹۵۴ سقوط كرد و با اعاده آزاديهاى پيشين در انتخابات جديد «حزب بعث» با يك نيروى سياسى قوى در پارلمان سوريه ظاهر شد و «حزب خلق» نيز نيمى از كرسى هاى پارلمان را به خود اختصاص داد و با انتخاب شدن «خالد بكتاش» كه يك چهره شناخته شده با افكار ماركسيستى بود، در پارلمان يك كشور عربى تمايل به چپ شديدى شكل گرفت.
از دولتهاى ائتلافى متعددى هم كه آمدند و رفتند كارى ساخته نشد.
در اين هنگام ظهور «عبدالناصر» به صورت قهرمان با تصور وحدت و استقلال ملت عرب به نحوى روزافزون به صورت آهن ربايى نيرومند درآمده بود كه ناسيوناليست هاى عرب را به سوى خود مى كشيد. در سال۱۹۵۶ چرخش به چپ در سوريه آنقدر زياد شد كه آمريكايى ها از كمونيستى شدن سوريه به وحشت افتادند.
در اين احوال آمريكايى ها و انگليسى ها همدست شدند تا رهبران دست چپى سوريه را سرنگون كنند و يك دولت طرفدار غرب در دمشق بر سر كار آورند.
بحران كانال سوئز و چرخش مصر به سياست چپ، كمونيست هاى سورى را بيش از پيش گستاخ كرد و اگر «حزب بعث» دولتهاى ائتلافى را به ايجاد روابط سياسى با روسيه شوروى و انجام اصلاحات سوسياليستى تشويق نكرده بود، كمونيست ها زمام امور را در دمشق به دست مى گرفتند.
در اين احوال موقعيت جناح هاى سياسى سوريه از اين قرار بود: جناح راست با حمايت غرب براى متحد شدن با عراق تلاش مى كرد.
گروه ميانه رو با حمايت عربستان سعودى تلاش مى كردند كه سوريه به هيچ سويى متمايل نشود و مستقل بماند.
بعثى ها در اين نكته مردد بودند كه آيا پافشارى براى اتحاد فورى با مصر عاقلانه است يا خير؟ در اين ميان نگرانى سعودى ها بيشتر از اين جهت بود كه ادغام سوريه و مصر، به ناسيوناليزم و سوسياليزم آنچنان تحركى بخشد كه رژيم هاى سلطنتى منطقه را به خطر بيندازد لذا تمامى كوشش عربستان سعودى از ميان برداشتن نفوذ چپى ها و ناصرى ها در سوريه بود.
نقش مهم افسران جوان سورى
در اوايل سال۱۹۵۸ گروهى از افسران جوان سوريه كه ميهن خود را با خطر آشوب هاى سياسى رو به رو يافتند تصميم گرفتند با تسليم درخواستى به جمال عبدالناصر، خواهان ايجاد اتحاد ميان مصر و سوريه شوند.
سرشناس ترين افراد اين افسران جوان ژنرال «عفيف البرزى» رئيس ستاد ارتش و «عبدالحميد سراج» رئيس سازمان اطلاعات و امنيت ارتش سوريه بودند.
ژنرال «عفيف البرزى» گرايش به چپ داشت ولى كمونيست نبود و «عبدالحميد سراج» جوانى بود كم حرف با چشمانى بى حال اما بسيار باهوش وهوشيار كه به خاطر كشف توطئه مشترك فرانسه و انگلستان در بحران سوئز شهرتى به هم زده بود.
«عبدالحميد سراج» در همان نخستين ديدارى كه در سال۱۹۵۵ با ناصر داشت چنان احساس ستايشى نسبت به عبدالناصر پيدا كرد كه هر گاه ناصر مستقيماً او را مخاطب قرار مى داد تا پيشانى اش سرخ مى شد.
جنگ سوئز و پيروزى ناصر احساس ستايشگرى او را بيشتر نمود تا آنجا كه اعتقاد راسخ پيدا كرد كه سوريه و مصر بايد در هم ادغام شوند.
در اين احوال «شكرى القوتلى» رئيس جمهور سوريه كه تحت نفوذ عربستان سعودى بود تصميم گرفت «عبدالحميد سراج» و يارانش را از ارتش اخراج كند اما كوشش او بر اثر مقاومت مصممانه افسران جوان بى نتيجه ماند.
در اين موقعيت پادشاه عربستان سعودى به طور محرمانه براى «شكرى القوتلى» رئيس جمهور سوريه پيام فرستاد كه اگر ارتش سوريه چپگرايان را از ارتش بيرون كند و تمامى روابط خود را با اتحاد جماهير شوروى قطع نمايد از حمايت نامحدود آمريكا برخوردار خواهد شد. در همين هنگام وابسته نظامى آمريكا در دمشق به ديدار «عبدالحميد سراج» رفت و به او صراحتآً چنين گفت:
«واشنگتن اعتقاد خود را نسبت به دولتهاى حزبى جهان عرب به كلى از دست داده است. از اين رو آمريكا آمادگى دارد كه افسران جوان سورى زمام امور را در دست بگيرند البته مشروط به اينكه اين افسران پيرو جمال عبدالناصر نباشند.»
در اين هنگام «صلاح الدين بيطار» رهبر حزب بعث سوريه به ديدار «عبدالحميد سراج» رئيس سازمان اطلاعات و امنيت سوريه رفت و به او پيشنهاد كرد كه «سراج» همراه ياران نظامى اش فوراً به قاهره پرواز كنند و از جمال عبدالناصر بخواهند كه با اتحاد مصر و سوريه موافقت كند. رهبر حزب بعث سوريه مى دانست كه ناصر علاقه اى به اتحاد سوريه ندارد از اين رو به «عبدالحميد سراج» گفت:
«تنها ارتش است كه مى تواند ناصر را به پذيرفتن اتحاد دوكشور وادار كند و اين كار از طريق مذاكرات ديپلماسى ممكن نيست.»
رهبر حزب بعث سوريه به «عبدالحميد سراج» توصيه كرد كه در رفتن به قاهره درنگ نكنند و صراحتاً اظهار داشت:
«ناصر به شما و دوستانتان اطمينان ندارد لذا به قاهره برويد و عدم اعتماد رهبر مصر را نسبت به خود بر طرف نماييد.»
به دنبال توصيه رهبر حزب بعث سوريه «عبدالحميد سراج» با افسران جوان مصاحبه اى تشكيل داد و آنها توافق كردند كه بى درنگ هيأتى به قاهره عزيمت كند.
افسران جوان سورى ۱۹نفر بودند و از ميان آنها تنها يك نفر با رفتن هيأتى به قاهره مخالفت كرد نتيجتاً ۱۴نفر به رياست «البرزى» از همان محل برگزارى جلسه با هواپيماى نظامى رهسپار قاهره شدند. اعضاى اين هيأت در پرواز به قاهره آنقدر شتاب داشتند كه هيچ يك از آنان فرصت اين را كه لباس خوابى به همراه ببرد، به دست نياورد.
رئيس ستاد ارتش سوريه و همراهانش ساعت ۷صبح در فرودگاه قاهره فرود آمدند و سپهبد عبدالحكيم عامر آنها را به خانه ناصر برد و پس از چهار ساعت بحث وگفت وگو جمال عبدالناصر با ادغام سوريه و مصر و تشكيل جمهورى متحده عربى موافقت كرد.
230286.jpg
رئيس جمهور سوريه از همه چيز بى خبر بود
هنگامى كه «عبدالحميد سراج» ماجراى مسافرت و مذاكرات افسران جوان سورى را به مصر و تصميمات اتخاذ شده را به اطلاع رئيس جمهور رساند، «شكرى القوتلى» از فرط عصبانيت ديوانه شد اما چاره اى جز پذيرفتن آن رويداد پيش روى خود نداشت.
شرايط عبدالناصر
موافقت جمال عبدالناصر هم با ادغام مصر و سوريه شرايطى داشت كه بعد از مذاكرات قاهره به رئيس جمهور و سياستمداران سورى اطلاع داده شد.
شرايط ناصر از اين قرار بود:
۱- ارتش سوريه بايد از دخالت در سياست خودددارى كند.
۲- احزاب سياسى سوريه با انحلال خود موافقت كنند.
آنچه كه سورى ها براى آن با عبدالناصر چانه زده بودند نوعى از نظام فدرالى بود كه در آن هر يك از دوقسمت ادغام شده در پيروى از هر نوع ساختار سياسى كه با وضع آنها مطابقت كند، آزاد باشند.
در اين زمان رهبر حزب بعث سوريه، به رئيس جمهور پيشنهاد نمود كه هيأتى در سطح وزيران رهسپار قاهره شود و با ناصر در اين مورد وارد گفت وگو شود.
از آنجا كه جمال عبدالناصر با حزب بعث بيش از ساير احزاب سوريه همفكر بود قرار شد «بيطار» رهبر حزب بعث سوريه به قاهره برود و رئوس يك سيستم فدرالى را به همراه داشته باشد و به عبدالناصر بقبولاند كه سيستم فدرالى براى سوريه از نوع استبداد نوع مصر بهتر و عملى تر است.
با اين پيشنهاد موافقت شد و «صلاح بيطار» رئيس حزب بعث سوريه به قاهره رفت و پيش نويس قانون فدرالى را كه پيشنهاد شده بود به همراه برد، اما اين سفر بى نتيجه ماند و استدلالهاى رئيس حزب بعث سوريه تأثيرى در ناصر نكرد.
سرانجام بعد از چانه زنى هاى زياد عبدالناصر با اين نكته موافقت كرد كه:
«در آينده امكان آن وجود دارد كه به احزاب سوريه اجازه داده شود در يك سازمان سياسى واحد به اتحاديه ملى مصر ملحق شوند.
همچنين موافقت شد كه سه هفته بعد از اعلام تشكيل اتحاديه؛ در هر دو كشور به آراى عمومى مراجعه گردد و «رفراندومى» به مرحله اجرا گذاشته شود.»
سرانجام در روز اول فوريه۱۹۵۸ (۱۲بهمن ۱۳۳۶) جمال عبدالناصر رئيس جمهورى مصر و «شكرى القوتلى» رئيس جمهور سوريه بر روى بالكن قصر عابدين تشكيل اتحاديه مصر و سوريه را تحت عنوان «جمهورى متحده عربى» براى جمعيت انبوهى كه در زير بالكن گرد آمده بودند اعلام كردند.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |