يكشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۴ -
Sun, Oct 2, 2005
مهرگان
۳۲۶۹
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
درباره سيد داود آقايى
معلمى و اخلاق
- سيد داود آقايى، استاد دانشگاه، متولد ،۱۳۳۳ اردكان يزد.
- اخذ مدرك ليسانس علوم سياسى از دانشگاه تهران، ۱۳۶۱.
- اخذ مدرك فوق ليسانس علوم سياسى از دانشگاه تربيت مدرس، ۱۳۶۶.
- اخذ مدرك دكتراى روابط بين الملل از دانشگاه تربيت مدرس، ۱۳۷۵.
- عضو هيأت علمى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ تاكنون.
- استاديار دانشگاه تهران از ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰.
- دانشيار دانشگاه تهران، از ۱۳۸۰ تاكنون.
- مسؤول سرپرستى امور دانشجويى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۶۹-۱۳۶۶.
- معاونت آموزشى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران از سال ۱۳۷۶ تاكنون.
- تأليف و ترجمه چندين مقاله در حوزه روابط بين الملل و خصوصاً نقش سازمان ملل متحد.
- آثار تأليفى: كتاب هاى «سياست و حكومت در عربستان سعودى»، «نقش و جايگاه شوراى امنيت در نظم نوين جهانى»، «روابط متقابل و سازمانهاى بين المللى»، «حقوق سازمانهاى بين المللى» و «ترجمه حقوق بين ملتها، درآمدى بر حقوق بين الملل عمومى» و «ديپلماسى، گفت وگو ميان دولتها»
230337.jpg
او يكى از معدود استادان ايرانى است كه در زمينه نقش سازمان ملل متحد و شوراى امنيت آن سازمان به تحصيل، تحقيق و تدريس مستمر پرداخته و نوشته هاى متعددى درا ين خصوص به چاپ رسانده است.
سيد داود آقايى در اردكان يزد و به سال ۱۳۳۳ چشم بر جهان گشود. شهرى در حاشيه كوير و منطقه بادگيرهاى سربرافراشته.
در كلاس ششم دبيرستان موفق مى شود در مسابقه معلومات عمومى به عنوان نفر اول برگزيده شود. كسب اين موفقيت مشوقى بوده كه اطلاعات عمومى خود را با يادگيرى و مطالعه بيشتر گسترش دهد. رتبه اول ديپلم ادبى را در شهر اردكان هم كسب مى كند. در همان سال اخذ ديپلم - ۱۳۵۳ - در امتحانات ورودى دانشگاههاى تهران و شيراز شركت مى كند. در رشته فلسفه دانشگاه تهران و رشته زبان انگليسى دانشگاه شيراز پذيرفته مى شود او به مدت يك ماه در دانشگاه شيراز به تحصيل مى گذارد. او به رشته علوم سياسى علاقه مند بوده ولى در آن مقطع، اين رشته جزو رشته هايى بوده كه ديپلمه هاى رشته رياضى قادر به انتخاب رشته آن بوده اند. بعد از رها كردن تحصيل در دانشگاه شيراز بايد خدمت سربازى را طى مى كرد و بالاخره موفق مى شود در سال ۱۳۵۶ به دانشگاه راه يابد و در رشته مورد علاقه اش در دانشكده حقوق دانشگاه تهران به تحصيل بپردازد.
در همان اوايل ورود به دانشگاه به همراه تعداد ديگرى از دانشجويان تصميم مى گيرند مراسم بزرگداشت مرحوم دكتر شريعتى را در كوههاى شمال تهران برگزار كنند. اواخر برنامه بزرگداشت، نيروهاى امنيتى و انتظامى سر مى رسند و تعدادى از دانشجويان دستگير مى شوند و او نيز مجروح مى شود.
يك سال پس از ورود او به دانشگاه، انقلاب رخ مى دهد و در حالى كه در سال ۱۳۵۹ فقط ۸ واحد از مجموع واحدهاى درسى او باقى مانده تا با گذراندن اين واحدها كارشناس علوم سياسى شود اتفاق مهمى رخ مى دهد. آرى، انقلاب فرهنگى آغاز و دانشگاه تهران هم مانند ديگر دانشگاههاى كشور تعطيل مى شود. او تا زمان گشايش مجدد دانشگاهها در سال ۱۳۶۱ يكسرى كارهاى فرهنگى انجام مى دهد و تدريس در مدارس تهران را هم در كارنامه كارى خود ثبت مى كند.
بالاخره دانشگاه مجدداً گشايش مى يابد و او واحدهاى باقى مانده اش را مى گذراند و جزو اولين گروه پذيرفته شدگان دانشگاه جديد التأسيس «تربيت مدرس» مى شود.
پايان نامه فوق ليسانس او در مورد حكومت در عربستان سعودى است. آقايى به تبيين و تحليل اوضاع و احوال سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى موجود در عربستان و نقش خاندان سعودى در ايجاد و استقرار ساختار سياسى عربستان و ميزان تأثيرگذارى اين نظام قبيله اى - خاندانى در سياست داخلى و خارجى عربستان مى پردازد و نقش، جايگاه و موقعيت عربستان سعودى را در بين كشورهاى اسلامى و تأثير نفت بر توسعه و گسترش روابط اقتصادى عربستان با جهان خارج را تشريح مى كند. نتيجه تحقيق او اين است:
«نتيجه اين بود كه نظام قبيله اى حاكم بر عربستان همه چنبره هاى قدرت را در اختيار خود دارد و در واقع يك بافت بسيار پيچيده و مسلط بر همه شؤون و جنبه هاى زندگى اجتماعى و سياسى عربستان است. اما اين بافت سنتى حاكم بايد براى حفظ خود به نخبگان جديد جايگاه معتبرترى برخوردار باشند».
وقتى مى خواهم نتيجه تحقيق خود را كه تقريباً دو دهه قبل انجام داده با وضعيت فعلى اين كشور مقايسه كند مى گويد:
«علائم مشهودى مى توان يافت كه هم تحت تأثير شرايط داخلى و هم به خاطر تغييرات اساسى نظام بين المللى به وقوع پيوسته و حكومت عربستان ناگزير از پذيرش شرايط نوين است».
230292.jpg
دانشگاه تربيت مدرس به منظور تربيت استادان جديد دانشگاه تأسيس يافت و در حال و هواى متأثر از وقوع انقلاب و انقلاب فرهنگى اين دانشگاه سر برمى آورد. اما آقايى چون جزو اولين دانشجويان پذيرفته شده اين دانشگاه بوده به همراه ديگر هم ورودى هايش مجبور مى شود در فضاى شكل گرفته كه مسؤولان دانشگاه كاملاً مشخص نبودند و به برنامه ريزى نپرداخته بودند، سراغ استادان مجربى و از آنها درخواست كنند كه تدريس در دانشگاه جديد كشور را بپذيرند.
داود آقايى در سال ۱۳۶۶ از اين دانشگاه نوپا فارغ التحصيل شده و بلافاصله به عنوان مربى، عضو هيأت علمى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تدريس مى شود و به تدريس مشغول مى شود.
در سال ۱۳۶۹ مجدداً به تحصيل مى پردازد و در مقطع دكتراى روابط بين المللى تحصيل خود را ادامه مى دهد. عنوان تز دكتراى او «نقش و جايگاه شوراى امنيت در نظم نوين جهانى» بوده است.
«تدوين و نوشتن تز من مصادف بود با تحولى اساسى در نظام بين المللى. نظام دو قطبى با فروپاشى اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى فروپاشيده بود و نظام بين المللى مرحله گذار خودش را آغاز كرده بود.
در دوره جنگ سرد به خاطر رقابت دو قطب قدرت، شوراى امنيت و در مجموع سازمان ملل در بن بستى قرار گرفته بود ولى با فروپاشى نظام دو قطبى، سازمان ملل از اين بن بست شكننده خارج شد.
در آن زمان زمينه براى همكارى هاى مناسب بين المللى در نظام نوين بين المللى فراهم شده بود و جورج بوش پدر طرح «نظم نوين جهانى» را ارائه داده بود. در آن موقعيت اين امكان وجود داشت كه سازمان ملل و به ويژه شوراى امنيت به عنوان يك بازيگر مؤثر بين المللى تأثير خودش را بر همكارى هاى بين المللى بر جاى بگذارد».
آقايى با انتخاب اين موضوع، به بررسى تحولات بين المللى به وقوع پيوسته تا زمان تدوين رساله اش روى مى آورد و آنها را مورد ارزيابى و كنكاش قرار مى دهد.
وى برگزارى نشست ها و صدور قطعنامه هاى متعدد و اعزام نيروهاى حافظ صلح سازمان ملل به مناطق بحرانى جهان را ناشى از فراهم شدن فضاى مساعد براى توسعه نقش سازمان ملل و شوراى امنيت مى داند.
«اين روند ادامه پيدا كرد تا وقوع حوادث ۱۱ سپتامبر كه ما شاهد شرايط نوينى هستيم. در سايه اعمال سياستهاى يك جانبه گرايانه آمريكا مجدداً شاهد افول نقش شوراى امنيت هستيم و آمريكايى ها در سايه اين سياست به جاى همكارى در قالب شورا زمانى كه ملاحظه كردند نمى توانند به مطلوب خودشان دست پيدا كنند با دور زدن سازمان ملل به عراق حمله كردند كه خود قصه اى دراز دارد».
در دوران تحصيلات دانشگاهى اش يكى از دروس تحصيلى را نزد علامه جعفرى گذرانده است و شوخ طبعى، وسعت نظر و مهربانى او را هنوز به ياد دارد. «ما» در منزل ايشان حضور پيدا مى كرديم. كتابخانه اى بسيار وسيع و غنى داشتند. در خانه اى قديمى در ميدان خراسان زندگى مى كردند. به هر حال، مرتب در حال مطالعه و يادگيرى بودند و در عين حال سعى مى كردند كه آخرين يافته هاى علمى خودشان را به دانشجويان منتقل كنند».
تز دكترايش را با مرحوم دكتر مقتدر گذرانده و استادان مشاور او نيز دكتر جمشيد ممتاز و مرحوم دكتر اخوان زنجانى بوده اند. استادانى كه آقايى از آنها معلومات خوبى كسى مى كند و همواره در محضر آنها از راهنمايى هاى ارزنده شان بهره مند بوده است.
آقايى به گفته خودش سعى مى كند از آخرين يافته هاى علمى مطلع شود و آنها را به طور منسجم و هماهنگ شده در اختيار دانشجويانش قرار دهد. «يكى از انتظاراتم از دانشجويان اين است كه كلاس درس نبايد يك جانبه باشد و صرفاً استاد يكسرى اطلاعات را به آنها منتقل كند. در واقع كلاس بايد محل مباحثه مطالب علمى باشد و از اين بابت خودم پيشگام مى شوم و از دانشجويان مى خواهم و درخواست مى كنم كه سؤالات علمى خودشان در كلاس مطرح كنند و با ابهام و با سؤال در ذهن مانده از كلاس خارج نشوند».
او معتقد است در عين تداوم مسؤوليت اجرايى از تحقيق و تأليف و ترجمه غفلت نمى كند و آثار قلمى و كتابهايى را كه در اختيار دانشجويان و پژوهشگران قرار مى دهد گوياى اين امر مى داند.
«به ادبيات و به شعر بسيار علاقه مند هستم. در دوران جوانى يك مقدار شعر مى گفتم ولى ذوق شعرى ندارم و به موسيقى اصيل ايرانى هم علاقه دارم».
او به گشت و گذار در طبيعت تعلق خاطر نشان مى دهد و ادامه سخن اش اين مى شود:
«اگر فرصتى پيش بيايد به كارهاى كشاورزى علاقه مند هستم».
در حال ارائه دادن طرحى پژوهشى با عنوان «نقش سازمان ملل متحد در توسعه همكارى هاى اقتصادى» است و تحقيقى در زمينه تاريخ ايران و نقش انگليس در سالهاى بعد از مرداد ۱۳۳۲ در ايران آماده انتشار دارد.
او با اينكه به علوم سياسى علاقه داشته و دارد ولى تاكنون عضو هيچ حزب و تشكيلات سياسى نشده است. او در پايان با لحنى اميدوارانه مى گويد:
«اميدوارم حالا كه در كسوت معلمى قرار گرفته ام بتوانم يك معلم خوب و موفق باشم و چه از نظر علمى و چه از نظر اخلاقى تأثيرگذارى لازم را داشته باشم».


|   شناسنامه   |   آرشيو   |