|
درسهاى عبرت از فاجعه بسلان
منبع: خبرگزارى ريانووستى ترجمه: شهلا محمدى جراحات وارده از فاجعه «بسلان» روسيه هنوز در روح مردم التيام نيافته است و شايد هم التيام نيابد. هنوز محاكمه اشرار فرارى به پايان نرسيده و تحقيقات پارلمانى هنوز به اتمام نرسيده است. از زمان فاجعه خونينى كه تروريستها در يك مدرسه در جمهورى اوستياى شمالى روسيه به راه انداختند، يك سال مى گذرد. اشك مادران خشك نشده و دردها و آلام ناشى از ضايعه جبران ناپذير از دست دادن عزيز تسكين نيافته است. با اين حال، لازم است كه از احساسات چشم پوشى و سعى كنيم تحليل هوشيارانه اى از آنچه كه در بسلان اتفاق افتاد و وقايع پس از آن انجام دهيم. لزوم اين كار در آن است كه هم اكنون نيز تروريستها و هم برخى از سياستمداران از فاجعه بسلان بطور وقيحانه اى در جهت مقاصد مغرضانه بهره بردارى مى كنند. نمونه بارز اين، پخش مصاحبه «باسايف» است كه اخيراً ازشبكه تلويزيونى «اى.بى.سى.نيوز» آمريكا پخش شد كه در آن تلاش شد اين اقدام به عنوان «دفاع از آزادى كلام» توجيه شود. از اين مصاحبه بايد نتيجه گيرى هايى كرد، زيرا اين اقدام چندان اتفاقى به نظر نمى رسد. يعنى تريبونهاى رسانه هاى غربى در اختيار تروريستها قرار داده مى شود و فرستادگان تروريستها متأسفانه در بسيارى كشورهاى دموكراتيك و متمدن احساس راحتى مى كنند. حتى بعد از اقدام تروريستى در تئاتر مركزى «دوبرووكا» ، بمب گذارى در هواپيما و مترو و كشتار كودكان در بسلان، برخى سياستمداران و مفسرين همچنان اين قاتلين را در رديف «قيام كنندگان» و «مبارزين راه آزادى» چچن معرفى مى كنند. در اين ميان، دامنه «جغرافيايى» جنايات تروريسم بين المللى همچنان در حال گسترش است. ۲۶ كشور پيامدهاى اين طاعون قرن ۲۱ را تجربه كرده اند. تروريستها با جنايات خونين خود در «لندن» و «شرم الشيخ» موجوديت خود را اعلام كردند و برخى سياستمداران كور كه با روسيه سر دشمنى دارند ، نمى خواهند اين حقيقت مسلم را كه تروريسم حد و مرز نمى شناسد، درك كنند. تروريستها ضربات سخت خود را به جاهايى وارد مى كنند كه انتظار آن نمى رود. فاجعه بمب گذارى در «مادريد» اسپانيا در ۱۱ مارس سال گذشته مؤيد اين امر است.تروريستها ويژگيهاى اوضاع سياسى داخلى در اين كشور را در آن موقع دقيقاً محاسبه كرده بودند و ضربه خود را در آستانه انتخابات سراسرى پارلمانى وارد كردند، چون درصدد بودند با تعداد هرچه بيشتر قربانى به بى ثبات سازى اوضاع سياسى داخلى به تأثير روانى مطلوب و مورد نظر خود دست يابند. در طرح گروگانگيرى در مدرسه شهر بسلان نيز نقشه نيرنگ بازانه ديگرى نهفته بود. همه چيز به گونه اى ترتيب داده شده بود كه خشم مردم جمهورى اوستيا و شهر بسلان عليه همسايگان اينگوش خود برانگيخته و بدين ترتيب، اوضاع سراسر شمال قفقاز كه پيش از آن نيز متشنج بود، بى ثبات شود. به نظر مى رسد كه مادريد و بسلان دو مورد كاملاً متفاوت هستند، ولى چقدر خصوصيات خطرناك مشابهى دارند: محاسبات دقيق و ظريف سياسى توأم با تحقير كامل زندگى انسانها، توجيه وقيحانه كشتار جمعى با يكسرى «اهداف سياسى»، تلاش خونخوارانه براى افزايش تعداد قربانيان، پايمال كردن ارزشهاى بنيادى اخلاقى از جمله كشتار زنان و كودكان. بنابراين يكى از درسهايى كه بايد از فجايع رخ داده گرفت، اين است كه هيچ كشورى حتى قدرتمندترين كشورها (همانطور كه حمله تروريستى ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمريكا نشان داد) مادامى كه هنوز تهديد تروريسم وجود دارد، نمى تواند احساس امنيت كند؛ سياستى كه برخى دولتمردان غربى به منظور آرام كردن ماسخادف ها، باسايف ها ، زاكايف ها و آخمادوف ها اعمال مى كنند، به اميد اينكه بلا از سر كشورهاى آنها بگذرد، اشتباهى است كه قربانيان بيگناه بايد تاوان آن را بپردازند. فاجعه بسلان همانند اقدامات تروريستى در مادريد و قبل از آن در آمريكا، انگليس و سپس در مصر، مردم همه كشورها را تكان داد. جهانيان ضمن ابراز همدردى با آسيب ديدگان، ترور را به عنوان ابزار دستيابى به اهداف سياسى به شدت مردود دانستند. اين احساسات كه با اراده واحد جامعه جهانى در هم آميخته بود به شكل قطعنامه هاى شوراى امنيت سازمان ملل متحد درآمد و گامهاى مشخص در جهت تشديد همكارى در مبارزه با خطر كلى تروريسم برداشته شد. بشريت به تدريج پى مى برد كه متحد كردن اراده، نيرو و امكانات همه كشورها بايد مؤثرترين و كارآمدترين پاسخ براى تروريستها باشد. اين شناخت، اساس ائتلاف ضدتروريستى به وجود آمده را تشكيل مى دهد. متأسفانه يكپارچگى صفوف اين ائتلاف مدام مورد آزمايش قرار مى گيرد و بايد اذعان كرد نه فقط تروريستهايى كه گاهى در اختلاف نظرهاى بين كشورهاى عضو ائتلاف نقش بازى مى كنند، بلكه برخى محافل سياسى كه سياست استانداردهاى دوگانه اعمال مى كنند، مسؤولان اين عمل هستند، زيرا بعداز فاجعه بسلان، شخصيتهايى پيدا شده اند كه مدعى اند آنچه اتفاق افتاده است نتيجه سياست كرملين در چچن است. باسايف در مصاحبه خود كه از شبكه تلويزيونى «اى.بى.سى.نيوز» پخش شد، عيناً اينطور اعلام كرد كه مسكو عامل كشتار كودكان است. بدترين چيز در ماجراى مصاحبه باسايف چيست؟ سخنان بيهوده اين تروريست بعيد است كه بتواند كسى را دچار گمراهى كند، چون دست باسايف به خون قربانيان زيادى آلوده است. ولى اين شبكه تلويزيونى آمريكا براى او و افراد همانند او تبليغاتى درست مى كندكه مورد دلخواه آنهاست و آنها را به انجام جنايات جديدتر تشويق مى كند. علاوه بر آن، مباحث به وجود آمده پيرامون پخش مصاحبه اين تروريست موجب اشكالات غيرلازم در روابط اعضاى ائتلاف ضدتروريستى است. بنابراين باز هم اشرار برنده مى شوند و اين هم درس عبرتى است. همانطور كه «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى روسيه پس از وقوع انفجارهاى تونل شهر لندن اعلام كرد، نبايد به تروريستها امكان داده شود كه از نقاط ضعف در مواضع ما بهره بردارى كنند، شرط اصلى فشرده تر كردن صفوف در صحنه بين المللى است. همانطور كه اشاره شد، طراحان اقدام تروريستى بسلان قصد داشتند كه از مشخصه هاى ملى، قومى و مذهبى بهره بردارى كنند تا تخم عداوت بين اوستيايى ها و اينگوش ها كاشته شود. درس ديگر بسلان اين است كه در مقابل تروريسم بين المللى بايد بيدارى و هوشيارى فوق العاده اى از خود نشان داد ونگذاشت كه به آتش دشمنى مذهبى دامن زده شود. برهيچكس پوشيده نيست كه اوضاع در لندن پيچيده بود، وقتى كه معلوم شد اسلامگرايان افراطى پشت قضيه انفجارها هستند، خيلى از مسلمانها اعتراف كردند كه احساس خيلى بدى دارند. عليرغم اينكه «تونى بلر» نخست وزير انگليس اعلام كرده بود نبايد راديكال ها ومسلمانان درستكار را يكى شمرد. لازم است تأكيد شود كه : اقشار مختلف جامعه چندمليتى ومختلف الاديان روسيه بطور خستگى ناپذير اعلام مى كنند كه نبايد تروريسم و اسلام را يكى شمرد. تروريستها به هيچ دينى احترام نمى گذارند. دلايل زيادى وجود دارد كه اسلام متحدى در مبارزه ضد تروريستى است. گذشته از آن بايد گفت كه مبارزه با تروريسم موفقيت آميز نخواهد بود تا هنگامى كه خود كشورهاى اسلامى و رجال متنفذ اسلامى و كلاً مسلمانان پا به خط مقدم آن نگذارند. وگرنه گريزى از سناريوى برخورد تمدنها نيست. زيرا اين سناريو همان چيزى است كه افراط گرايان اسلامى مى خواهند. در شرايط جهانى شدن، منزوى كردن و رويارويى با يك دين و يك تمدن نه فقط بيهوده، بلكه هلاكت بار است. مى توان افراط گرايان را منزوى كرد، ولى مشكل تروريسم بين المللى مانند ديگر تهديدات و چالش هاى مهم قرن ۲۱ بايد بطور مشترك حل شود و به عقيده ما، اين كار بايدتوسط كل جهان براساس حقوق بين الملل انجام شود نه فقط با توسل به نيروى نظامى. و آخرين مطلب اينكه، خود زندگى نشان مى دهد كه روابط خوب و مسالمت آميز غرب با تروريستها به كجا خواهد انجاميد، تفكيك مكارانه آنها به «غريبه هاى خوب» (اگر جنايت در روسيه صورت گيرد) و «گروه هاى بد» (اگر جنايت دركشورهاى غربى صورت گيرد) و هرچند، سياستمداران هنوز به تعبير واحد اصطلاح «تروريسم » نرسيده اند، ولى ماهيت آن از اين جهت عوض نشده است. ماهيت آن مثل فاشيسم در طبيعت ضد بشرى اين پديده است. در اين مورد هميشه بايد فاجعه بسلان را براى همه يادآورى كرد.
|