دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۴ -
Mon, Oct 3, 2005
ديپلماتيك
۳۲۷۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درسهاى عبرت از فاجعه بسلان
منبع: خبرگزارى ريانووستى
ترجمه: شهلا محمدى
جراحات وارده از فاجعه «بسلان» روسيه هنوز در روح مردم التيام نيافته است و شايد هم التيام نيابد. هنوز محاكمه اشرار فرارى به پايان نرسيده و تحقيقات پارلمانى هنوز به اتمام نرسيده است. از زمان فاجعه خونينى كه تروريستها در يك مدرسه در جمهورى اوستياى شمالى روسيه به راه انداختند، يك سال مى گذرد. اشك مادران خشك نشده و دردها و آلام ناشى از ضايعه جبران ناپذير از دست دادن عزيز تسكين نيافته است. با اين حال، لازم است كه از احساسات چشم پوشى و سعى كنيم تحليل هوشيارانه اى از آنچه كه در بسلان اتفاق افتاد و وقايع پس از آن انجام دهيم.
لزوم اين كار در آن است كه هم اكنون نيز تروريستها و هم برخى از سياستمداران از فاجعه بسلان بطور وقيحانه اى در جهت مقاصد مغرضانه بهره بردارى مى كنند. نمونه بارز اين، پخش مصاحبه «باسايف» است كه اخيراً ازشبكه تلويزيونى «اى.بى.سى.نيوز» آمريكا پخش شد كه در آن تلاش شد اين اقدام به عنوان «دفاع از آزادى كلام» توجيه شود. از اين مصاحبه بايد نتيجه گيرى هايى كرد، زيرا اين اقدام چندان اتفاقى به نظر نمى رسد.
يعنى تريبونهاى رسانه هاى غربى در اختيار تروريستها قرار داده مى شود و فرستادگان تروريستها متأسفانه در بسيارى كشورهاى دموكراتيك و متمدن احساس راحتى مى كنند. حتى بعد از اقدام تروريستى در تئاتر مركزى «دوبرووكا» ، بمب گذارى در هواپيما و مترو و كشتار كودكان در بسلان، برخى سياستمداران و مفسرين همچنان اين قاتلين را در رديف «قيام كنندگان» و «مبارزين راه آزادى» چچن معرفى مى كنند.
در اين ميان، دامنه «جغرافيايى» جنايات تروريسم بين المللى همچنان در حال گسترش است. ۲۶ كشور پيامدهاى اين طاعون قرن ۲۱ را تجربه كرده اند. تروريستها با جنايات خونين خود در «لندن» و «شرم الشيخ» موجوديت خود را اعلام كردند و برخى سياستمداران كور كه با روسيه سر دشمنى دارند ، نمى خواهند اين حقيقت مسلم را كه تروريسم حد و مرز نمى شناسد، درك كنند. تروريستها ضربات سخت خود را به جاهايى وارد مى كنند كه انتظار آن نمى رود.
فاجعه بمب گذارى در «مادريد» اسپانيا در ۱۱ مارس سال گذشته مؤيد اين امر است.تروريستها ويژگيهاى اوضاع سياسى داخلى در اين كشور را در آن موقع دقيقاً محاسبه كرده بودند و ضربه خود را در آستانه انتخابات سراسرى پارلمانى وارد كردند، چون درصدد بودند با تعداد هرچه بيشتر قربانى به بى ثبات سازى اوضاع سياسى داخلى به تأثير روانى مطلوب و مورد نظر خود دست يابند.
در طرح گروگانگيرى در مدرسه شهر بسلان نيز نقشه نيرنگ بازانه ديگرى نهفته بود. همه چيز به گونه اى ترتيب داده شده بود كه خشم مردم جمهورى اوستيا و شهر بسلان عليه همسايگان اينگوش خود برانگيخته و بدين ترتيب، اوضاع سراسر شمال قفقاز كه پيش از آن نيز متشنج بود، بى ثبات شود.
به نظر مى رسد كه مادريد و بسلان دو مورد كاملاً متفاوت هستند، ولى چقدر خصوصيات خطرناك مشابهى دارند: محاسبات دقيق و ظريف سياسى توأم با تحقير كامل زندگى انسانها، توجيه وقيحانه كشتار جمعى با يكسرى «اهداف سياسى»، تلاش خونخوارانه براى افزايش تعداد قربانيان، پايمال كردن ارزشهاى بنيادى اخلاقى از جمله كشتار زنان و كودكان.
بنابراين يكى از درسهايى كه بايد از فجايع رخ داده گرفت، اين است كه هيچ كشورى حتى قدرتمندترين كشورها (همانطور كه حمله تروريستى ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمريكا نشان داد) مادامى كه هنوز تهديد تروريسم وجود دارد، نمى تواند احساس امنيت كند؛ سياستى كه برخى دولتمردان غربى به منظور آرام كردن ماسخادف ها، باسايف ها ، زاكايف ها و آخمادوف ها اعمال مى كنند، به اميد اينكه بلا از سر كشورهاى آنها بگذرد، اشتباهى است كه قربانيان بيگناه بايد تاوان آن را بپردازند.
فاجعه بسلان همانند اقدامات تروريستى در مادريد و قبل از آن در آمريكا، انگليس و سپس در مصر، مردم همه كشورها را تكان داد. جهانيان ضمن ابراز همدردى با آسيب ديدگان، ترور را به عنوان ابزار دستيابى به اهداف سياسى به شدت مردود دانستند. اين احساسات كه با اراده واحد جامعه جهانى در هم آميخته بود به شكل قطعنامه هاى شوراى امنيت سازمان ملل متحد درآمد و گامهاى مشخص در جهت تشديد همكارى در مبارزه با خطر كلى تروريسم برداشته شد. بشريت به تدريج پى مى برد كه متحد كردن اراده، نيرو و امكانات همه كشورها بايد مؤثرترين و كارآمدترين پاسخ براى تروريستها باشد. اين شناخت، اساس ائتلاف ضدتروريستى به وجود آمده را تشكيل مى دهد.
متأسفانه يكپارچگى صفوف اين ائتلاف مدام مورد آزمايش قرار مى گيرد و بايد اذعان كرد نه فقط تروريستهايى كه گاهى در اختلاف نظرهاى بين كشورهاى عضو ائتلاف نقش بازى مى كنند، بلكه برخى محافل سياسى كه سياست استانداردهاى دوگانه اعمال مى كنند، مسؤولان اين عمل هستند، زيرا بعداز فاجعه بسلان، شخصيتهايى پيدا شده اند كه مدعى اند آنچه اتفاق افتاده است نتيجه سياست كرملين در چچن است.
باسايف در مصاحبه خود كه از شبكه تلويزيونى «اى.بى.سى.نيوز» پخش شد، عيناً اينطور اعلام كرد كه مسكو عامل كشتار كودكان است.
بدترين چيز در ماجراى مصاحبه باسايف چيست؟ سخنان بيهوده اين تروريست بعيد است كه بتواند كسى را دچار گمراهى كند، چون دست باسايف به خون قربانيان زيادى آلوده است. ولى اين شبكه تلويزيونى آمريكا براى او و افراد همانند او تبليغاتى درست مى كندكه مورد دلخواه آنهاست و آنها را به انجام جنايات جديدتر تشويق مى كند. علاوه بر آن، مباحث به وجود آمده پيرامون پخش مصاحبه اين تروريست موجب اشكالات غيرلازم در روابط اعضاى ائتلاف ضدتروريستى است. بنابراين باز هم اشرار برنده مى شوند و اين هم درس عبرتى است. همانطور كه «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى روسيه پس از وقوع انفجارهاى تونل شهر لندن اعلام كرد، نبايد به تروريستها امكان داده شود كه از نقاط ضعف در مواضع ما بهره بردارى كنند، شرط اصلى فشرده تر كردن صفوف در صحنه بين المللى است.
همانطور كه اشاره شد، طراحان اقدام تروريستى بسلان قصد داشتند كه از مشخصه هاى ملى، قومى و مذهبى بهره بردارى كنند تا تخم عداوت بين اوستيايى ها و اينگوش ها كاشته شود. درس ديگر بسلان اين است كه در مقابل تروريسم بين المللى بايد بيدارى و هوشيارى فوق العاده اى از خود نشان داد ونگذاشت كه به آتش دشمنى مذهبى دامن زده شود. برهيچكس پوشيده نيست كه اوضاع در لندن پيچيده بود، وقتى كه معلوم شد اسلامگرايان افراطى پشت قضيه انفجارها هستند، خيلى از مسلمانها اعتراف كردند كه احساس خيلى بدى دارند.
عليرغم اينكه «تونى بلر» نخست وزير انگليس اعلام كرده بود نبايد راديكال ها ومسلمانان درستكار را يكى شمرد.
لازم است تأكيد شود كه : اقشار مختلف جامعه چندمليتى ومختلف الاديان روسيه بطور خستگى ناپذير اعلام مى كنند كه نبايد تروريسم و اسلام را يكى شمرد. تروريستها به هيچ دينى احترام نمى گذارند.
دلايل زيادى وجود دارد كه اسلام متحدى در مبارزه ضد تروريستى است.
گذشته از آن بايد گفت كه مبارزه با تروريسم موفقيت آميز نخواهد بود تا هنگامى كه خود كشورهاى اسلامى و رجال متنفذ اسلامى و كلاً مسلمانان پا به خط مقدم آن نگذارند. وگرنه گريزى از سناريوى برخورد تمدنها نيست. زيرا اين سناريو همان چيزى است كه افراط گرايان اسلامى مى خواهند. در شرايط جهانى شدن، منزوى كردن و رويارويى با يك دين و يك تمدن نه فقط بيهوده، بلكه هلاكت بار است. مى توان افراط گرايان را منزوى كرد، ولى مشكل تروريسم بين المللى مانند ديگر تهديدات و چالش هاى مهم قرن ۲۱ بايد بطور مشترك حل شود و به عقيده ما، اين كار بايدتوسط كل جهان براساس حقوق بين الملل انجام شود نه فقط با توسل به نيروى نظامى.
و آخرين مطلب اينكه، خود زندگى نشان مى دهد كه روابط خوب و مسالمت آميز غرب با تروريستها به كجا خواهد انجاميد، تفكيك مكارانه آنها به «غريبه هاى خوب» (اگر جنايت در روسيه صورت گيرد) و «گروه هاى بد» (اگر جنايت دركشورهاى غربى صورت گيرد) و هرچند، سياستمداران هنوز به تعبير واحد اصطلاح «تروريسم » نرسيده اند، ولى ماهيت آن از اين جهت عوض نشده است. ماهيت آن مثل فاشيسم در طبيعت ضد بشرى اين پديده است.
در اين مورد هميشه بايد فاجعه بسلان را براى همه يادآورى كرد.
پاييز پرتنش پيش روى قفقاز
230403.jpg
كوروش آريامنش
در ماه نوامبر، جمهورى گرجستان دومين سالگرد انقلاب مخملين خود را جشن خواهد گرفت؛ انقلابى كه به پيروزى سياسى «ميخائيل ساكاشويلى» انجاميد. برخلاف سال گذشته، امسال اين سالگرد با جشن و پايكوبى همراه نخواهد بود، بلكه اين جشن در ظاهر بررسى و تحليل در مورد موفقيت ها و شكستهاى آرمان انقلابى به صورت كامل و كلى خواهد بود. برنامه هاى بنيانى و ساختارى اعلام شده از طرف رهبران انقلاب مخملين گرجستان در عمل موفقيت كسب نكرده است. همچنين پيشرفت چشمگيرى در زمينه شعار گرجستان متحد و يكپارچه به چشم نمى خورد و على رغم وعده هاى داده شده راه حل اساسى براى حل مشكلات اقتصادى - اجتماعى جامعه گرجستان ارائه نشده و مشكلات فوق همچنان باعث ناخرسندى مردم است. به علاوه، بسيارى از جمله حزب جمهوريخواه گرجستان، تيم رئيس جمهورى اين كشور را در مورد تضعيف روند دموكراتيزاسيون و ايجاد حكومت استبدادى مورد سرزنش قرار داده اند.
ولى بايد گفت با وجود تمام توصيفات ارائه شده، گرجستان در بسيارى موارد، از جمله انقلاب مخملين و تغيير حكومت به وسيله راههاى مسالمت آميز و بدون خونريزى، همچنان چراغ راهنماى ديگر جمهورى هاى اتحاد شوروى سابق باقى مانده است. در جمهورى هاى فوق و حتى در جمهورى هاى خودخوانده و به رسميت شناخته نشده، از جمله آبخازيا و قره باغ، تمام انتخابات چه رياست جمهورى و چه پارلمانى در وضعيت اضطرارى و ترس از وقوع احتمالى انقلاب مخملين برگزار شده است.
جمهورى آذربايجان و ارمنستان نيز به نوبه خود از اين تحولات و اضطراب ها بى نصيب نيستند. جمهورى ارمنستان در ماه آينده همه پرسى قانون اساسى اصلاح شده و جمهورى آذربايجان نيز انتخابات پارلمانى كه قرار است در ششم ماه نوامبر برگزار شود را پيش روى خود دارند. برخلاف انتخابات رياست جمهورى و پارلمانى گذشته در اين دو جمهورى، انتخاباتهاى پيش رو بايد در وضعيت شفاف و عادلانه برگزار شوند. در حال حاضر، در بين كشورهاى جامعه مشترك المنافع، دوران جديد پساانقلابى به وجود آمده كه هويتش وابسته به ناظران انتخاباتى آمريكايى و اروپايى كه صحت انتخابات برگزار شده را با استانداردهاى اروپايى - آمريكايى مى سنجند، است. در روزهاى فعلى و طبق گفته هاى فوق سفيران غربى از جمله ناظران واشنگتن و بروكسل، شروع به صحبت در مورد وضعيت سخت بررسى هاى انتخابات آينده كرده اند. به موازات سخنان آنها، لازم است كه به روند تقسيم كار ميان كشورهاى غربى براى انجام اصلاحات بين كشورهاى جامعه مستقل مشترك المنافع توجه كرد. روند تحولات و دموكراتيزاسيون در جمهورى آذربايجان را مجامع اروپايى و بروكسل تحت نظارت دارند و در ارمنستان اين روند تحت كنترل شديد آمريكاست كه خود قابل توجيه است. سنت ژئوپولتيكى ارمنيان كه مى توان آن را مترادف با روسوفيل يا روسيه گرايى خواند، به طور جدى، مزاحم اجراى طرح هاى كلان منطقه اى ايالات متحده آمريكا است.
در اواخر ماه آگوست ،۲۰۰۵ «رنه واندرليندن» رئيس شوراى پارلمانى اتحاديه اروپا با مخاطب قرار دادن حكام جمهورى آذربايجان اعلام كرد كه دولتمردان اين جمهورى بايد به مجامع بين المللى نشان دهند كه مى توانند تمام مسؤوليتهايى را كه از طرف شوراى پارلمانى اروپا و مجامع بين المللى پذيرفته اند، به اجرا بگذارند. در ادامه «جان اوانز» سفير ايالات متحده در جمهورى ارمنستان نيز با اشاره به همه پرسى قانون اساسى گفت قانون اساسى اصلاح شده اگر با رأى منسجم مردم و در يك همه پرسى شفاف و عادلانه تصويب شود، افق هاى گسترده جديدى را براى ارمنستان بازخواهدكرد. به گفته جان اوانز، شكست همه پرسى روند دموكراتيزاسيون در اين جمهورى را كند خواهدكرد و تقلب در شمارش آرا نيز مى تواند آغازى باشد براى اعتراضات گسترده مردمى.
در حالى كه «روبرت كوچاريان» و «الهام على اف» رؤساى ارمنستان و جمهورى آذربايجان به دفعات اعلام كرده اند كه در كشورهايشان هيچگونه نشانى از وقوع انقلابهاى مخملين ديده نمى شود، ولى وجود اعتراضات و ناخرسندى مردم از دولتمردان حاكم در دو جمهورى قفقاز جنوبى آشكار است. وضعيت نامطلوب اجتماعى و اقتصادى، مناقشه ناتمام قره باغ و وجود مافيا و فساد گسترده در دستگاه حكومتى مسائلى هستند كه عليه كوچاريان و على اف و نظام حكومتى آنها هستند. به احتمال زياد، وقوع انقلاب مخملين در اين دو جمهورى، حل مناقشه قره باغ را كه يكى از چالش هاى مهم در روابط دوجانبه به سرانجام خود، كه يقيناً مسالمت آميز نخواهد بود، نزديك خواهد كرد. ولى به واقع نشانه هاى وقوع انقلاب مخملين در دو جمهورى قفقاز جنوبى چيست و آيا تضمينى براى وقوع آن وجود دارد يا نه؟
در حال حاضر، صحبت از پيروزى انقلاب مخملين در باكو و ايروان زودهنگام خواهد بود. چه در ارمنستان و چه در جمهورى آذربايجان، بنيان هاى حكومتى مستحكم هستند. نبود روشنفكران افشاگر و مخالفانى كه از بطن حكومت برخاسته و با مخالفت با دولت حاكم به صف اپوزيسيون پيوسته باشند، وقوع انقلاب مخملين را كم رنگ مى كند؛ چيزى كه در مورد اوكراين و گرجستان در جهت عكس بود. به علاوه، «روبرت كوچاريان» و محافل نزديك به او با اعلام شعارهاى دموكراسى، اروپاگرايى و غرب گرايى در تلاشند تا نشانه هاى وقوع و در كل، روند رو به رشد انقلاب را در بطن شعارهاى خودمتلاشى كنند. همچنين خود آنها هستند كه پيشنهاد اصلاح قانون اساسى را داده اند تا قانون اساسى جمهورى ارمنستان مطابق با استانداردهاى اروپايى و غربى تدوين شود. اصلاحات قانون اساسى مربوط به ارتقاى نقش و اختيارات نخست وزير و مجلس است و برپايه اين اصلاحات، نخست وزير برخلاف نقش فعلى كه يك مقام تشريفاتى است، بايد به يك مقام و شخصيت سياسى بدل شود.
اصلاحات فوق الذكر طى دو مرحله در مجلس ملى بررسى شده و حتى به تصويب كميسيون و نيز وابسته به شوراى پارلمانى اتحاديه اروپا نيز رسيده است و در اواخر ماه سپتامبر جارى براى سومين بار بعد از بررسى براى همه پرسى درماه نوامبر به رأى مردم سپرده خواهد شد. مسأله همه پرسى و اجراى آن مورد تأييد محافل سياسى ايالات متحده آمريكا نيز قرار گرفته است و بسيارى از ناظران اروپايى و آمريكايى بر چگونگى برگزارى اين همه پرسى نظارت خواهندكرد.
در اين ميان، بايد به دو نكته مهم توجه كرد و آن اينكه در حال حاضر، روابط روبرت كوچاريان با انقلابى سرشناس قفقاز جنوبى يعنى «ميخائيل ساكاشويلى» بسيار گرم و نزديك است و ديگر آنكه، جمهورى ارمنستان و شخص كوچاريان مى توانند در انجام اصلاحات مورد بحث، حساب جداگانه و مهمى روى ارمنيان ساكن خارج از ارمنستان (دياسپورا) كه در آمريكا و فرانسه به مراتب قوى تر هستند، باز كند. پس بايد نتيجه بگيريم كه كوچاريان و تيم او توانايى آن را دارند كه الگوى جمهورى مولداوى را بار ديگر تكرار كنند، يعنى خود روند انقلاب رابه دست بگيرند و آن را هدايت كنند، كارى كه «ولاديمير وارونين» رهبر حزب كمونيست و رئيس جمهورى مولداوى در ماه مارس ۲۰۰۵ انجام داد و توانست بار ديگر پيروز انتخابات باشد.
در مقابل «الهام على اف» رئيس جمهورى آذربايجان برنامه هاى دموكراتيك چشمگيرى ندارد، ولى در عوض، مهره مهمى براى خود در اين بازى منطقه اى محفوظ كرده است و آن، موقعيت ژئوپولتيك جمهورى آذربايجان است. بر كسى پوشيده نيست كه ايالات متحده براى تحت فشار قرار دادن جمهورى اسلامى ايران شروع به محاصره آن كرده است، ولى وضعيت فعلى عراق به گفته اكثر تحليلگران به نفع جمهورى اسلامى ايران تمام شده و پايه هاى دوستى بين اين دو كشور بعد از برگزارى انتخابات در عراق مستحكم تر شده است و همچنين سردى روابط ديپلماتيك بين تركيه و آمريكا، نقش ژئواستراتژيك جمهورى آذربايجان را براى ايالات متحده بيشتر از گذشته برجسته كرده است. به همين دليل، ايالات متحده به جمهورى آذربايجانى مستحكم، به شدت قابل كنترل و از لحاظ سياسى قدرتمند احتياج دارد. به سخن ديگر آمريكا، كشورى متلاشى با سياست داخلى ضعيف در منطقه نمى خواهد. پس ناگهانى نيست كه سناتور «ريچارد لوگار» سياستمدار برجسته آمريكايى اعلام مى كند كه جمهورى آذربايجان انتظار يك انقلاب مخملين يانارنجى را نمى كشد و وضعيت فعلى آن را به صورت وضعيتى انقلابى توصيف كردن نيز اشتباه است.
ولى اپوزيسيون فعال در دو جمهورى آذربايجان و ارمنستان از خود پايدارى و مبارزه جدى نشان مى دهند و به هيچ وجه حاضر به تعامل با على اف و كوچاريان نيستند. در اول سپتامبر ،۲۰۰۵ «آرام ساركيسيان» رهبر حزب دموكرات ارمنستان در مجلس اعلام كرد كه يا ما به دولت فعلى رأى عدم اعتماد خواهيم داد و يا دولت، راه را براى تحولات گسترده باز خواهد كرد. همچنين «عيسى قنبر» رهبر اپوزيسيون و حزب مساوات جمهورى آذربايجان نيز اعلام كرد كه نگاه جهانيان به سوى برگزارى انتخابات شفاف است و آنان كه خواهان مختل كردن آن باشند، با اعتراض قدرتمند مخالفان مواجه خواهند شد.
اين موضوع خود به تنهايى نشان مى دهد كه انتخابات پارلمانى در جمهورى آذربايجان و همچنين همه پرسى قانون اساسى در ارمنستان پرتنش خواهد بود. ولى درمقابل، نتيجه تحليل توان كادرهاى اپوزيسيون در اين دو جمهورى براى انجام انقلاب مخملين آنقدرها هم مثبت و چشمگير نيست. در گرجستان و اوكراين، انقلاب مخملين را آنهايى به انجام رساندند كه زمانى در مقام هاى سطح بالاى دولتى فعال بودند كه در ادامه با اولويت قرار دادن مقام شخصى خود بر مقام دولتى از كارهاى حكومتى كناره گيرى كرده و تشكيل اپوزيسيون داده بودند. يعنى در يك كلام، آنها داراى تجربه حكومتى بودند. ميخاييل ساكاشويلى در زمان زمامدارى «ادوارد شواردنادزه» وزير دادگسترى بود. «نينو بورجانادزه» سالها قبل از وقوع انقلاب مخملين، سخنگوى مجلس بوده و «زوراب ژوانيا» نخست وزير متوفى گرجستان نيز سالها رياست مجلس را در زمان شواردنادزه بر عهده داشت.
در اوكراين نيز «ويكتور يوشچنكو» سالها نخست وزير بود و به همراه او «يوليا تيموشنكو » معاون نخست وزير . ولى در ميان اپوزيسيون جمهورى هاى آذربايجان و ارمنستان، رهبرانى با چنين سوابق حكومكتى وجود ندارند.
حال ، ممكن است كه وضعيت در ماه نوامبر تغيير كند، اگر دولتمردان باكو و ايروان تن به اشتباهات تاكتيكى دهند، يعنى اپوزيسيون را بيش از حد تحت فشار قرار دهند كه اين خود باعث منسجم تر شدن مخالفان خواهد شد، چون در حال حاضر ، هر دو اپوزيسيون در درون خود با مشكلات بسيارى مواجه شده اند كه در چند مورد حتى به انشعاب ميان كادرهاى رهبرى انجاميده است. اين روند، خود ، باعث تضعيف موقعيت مخالفان مى شود كه در صورت تحت فشار قرار گرفتن ممكن است كه دوباره متحد شوند و با ساختارى قوى تر از گذشته شروع به مبارزه كنند.
مناقشه قره باغ، مهره بسيار مهمى در دست دو طرف است. مسأله اين است كه مخالفان دولت - چه در جمهورى آذربايجان و چه در ارمنستان - راه حل مسالمت آميزى براى پايان دادن به اين مناقشه ندارند. در اين ميان، رهبران اپوزيسيون حاضرند مبارزه اى به مراتب سخت تر از دولت خود با طرف مقابل آغاز كند و اين خود نشان مى دهد كه در صورت وقوع احتمالى انقلاب مخملين و روى كار آمدن مخالفان فعلى در هر دو جمهورى نمى توان انتظار پيشرفت در مورد حل مناقشه قره باغ را از سوى طرفين داشت.
پس در انتها بايد اشاره كرد كه قفقاز جنوبى در انتظار يك پاييز پرتنش است . حال ، آيا اين پاييز ، فصلى انقلابى خواهد بود يا نه؟ پاسخ اين سؤال بستگى به چگونگى كاركرد دولتها و مخالفينشان براى متحدكردن نيروهاى خود در جبهه اى واحد براى مبارزه اى منسجم عليه يكديگر دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |