دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۴ -
Mon, Oct 3, 2005
مهرگان
۳۲۷۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درباره كتايون مزداپور
ريشه هاى
فرهنگ و زبان
- كتايون مزداپور زبانشناس و پژوهشگر زبانهاى باستانى متولد ۱۳۲۲ يزد
- ليسانس علوم اجتماعى در دانشگاه تهران ۱۳۴۳
- فوق ليسانس زبانشناسى همگانى و زبانهاى باستانى از دانشگاه تهران ۱۳۴۹
- دكتراى زبانشناسى همگانى و زبانهاى باستانى از دانشگاه تهران ۱۳۵۹
- پژوهشگر فرهنگستان زبان
- پژوهشگر فرهنگستان ادب و هنر
- پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى
- استاد دوره هاى كارشناسى ارشد و دكترا
- برخى از آثار وى عبارتند از: شايست و ناشايست (آوانويسى و ترجمه و برنده كتاب سال ۱۳۶۹)، گويش بهدينان شهر يزد (برنده جايزه سال پژوهش فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى)، داستان گرشاسب (ترجمه از متن خوانده نشده پهلوى) و دليله محتاله و مكر زنان، ماديان هزار دادستان و...
230352.jpg
در ميان شاگردان «ژاله آموزگار» كه به حق بانوى اسطوره شناسى ايران زمين است، كتايون مزدا پور بيش از سايرين شهره است. گرچه مزداپور تنها از حضور «آموزگار» فيض نبرده و كسانى چون زنده ياد استاد مهرداد بهار و استاد على اكبر جعفرى نيز از اساتيد او بوده اند، با اين حال ژاله آموزگار حق ديگرى بر گردن اين زبانشناس برجسته دارد.
كتايون مزداپور، دخت «دينيار» و «شيرين» است و در اول فروردين سال ۱۳۲۲ خورشيدى در شهر يزد و در خانواده اى زرتشتى زاده شد.
او دوره هاى ابتدايى و متوسطه را در مدرسه هاى گيو و انوشيروان دادگر گذراند و ديپلم خود را در رشته ادبيات از دبيرستان همايون تهران گرفت.
او همواره از دانش آموزان ممتاز به شمار مى رفت. به طورى كه پى در پى در سالنامه مدارس زرتشتيان از وى نام برده مى شد.
كتايون مزداپور دوره كارشناسى خود را در سال ۱۳۳۹ خورشيدى و در رشته علوم اجتماعى آغاز و در سال ۱۳۴۴ خورشيدى با ارائه پايان نامه «لغت هاى اجتماعى سياستنامه» به پايان رساند.
او مقطع كارشناسى ارشد را در رشته زبانشناسى همگانى و زبانهاى باستانى در سال ۱۳۴۹ آغاز كرد. زنده ياد استاد مهرداد بهار و استادعلى اكبر جعفرى كسانى بودند كه راهنمايى وى را در اين دوره برعهده داشتند.
عنوان پايان نامه دوره كارشناسى ارشد وى رساله تحقيقى باعنوان «فريدون در شاهنامه» بود. او در ادامه موفقيت هاى خود در دكتراى رشته زبانشناسى همگانى و زبانهاى باستانى پذيرفته و در سال ۱۳۵۹ خورشيدى با پايان نامه تحقيقاتى «گرشاسب» فارغ التحصيل شد.
كتايون مزداپور اينك يكى از پژوهشگران برجسته ايران در رشته فرهنگ و زبانهاى باستانى محسوب مى شود كه در مراكز مختلف فعاليت هاى علمى گوناگونى را انجام مى دهد كه از آن جمله مى توان به مواردى چون: كارشناس پژوهش در وزارت كار و اموراجتماعى، پژوهشگر در فرهنگستان زبان ايران، پژوهشگر در فرهنگستان ادب و هنر ايران، پژوهشگر در پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى و تدريس در دوره هاى كارشناسى ارشد و دكتراى دانشگاه آزاد اسلامى و پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى اشاره كرد.
مزداپور همچنين از پايه گذاران اصلى كانون دانشجويان زرتشتى و از همكاران و مشاوران انجمن هاى كنونى زرتشتى است.
ازجمله كتابهايى كه از وى تاكنون روانه عرصه نشر شده است مى توان به ترجمه كتاب پهلوى شايست و ناشايست، بررسى دست نويس «م.او۲۹»، واژه نامه گويش بهدينان شهر يزد اشاره كرد.او همچنين «سروش پيرمغان» را نيز منتشركرده است و «داستان گرشاسب و تهمورث و جمشيد و گلشاه» و «روايتى از دليله محتاله و مكرزنان» نيز از آثار تأليف شده  اوست.
برگزيده شاهنامه، سعيد بخارايى نيز به همت وى توسط پژوهشگاه علوم انسانى به چاپ رسيد و طرح تحقيقى «نمونه نخستين زايش و رشد قهرمان» و همچنين «زندفرگرد ونديداد» نيز از آثارى است كه وى از متن پهلوى ترجمه كرده  و آخرين اثر تأليفى وى كه به صورت كتاب عرضه شده است كتاب «زرتشتيان» است كه به واسطه دفتر پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى به چاپ رسيد.
اگر از مزداپور سؤال شود كه «ميراث زرتشت و زرتشتيان بر چه مجموعه اى اطلاق مى شود؟» او پاسخ مى دهد: «ميراث زرتشت پيامبر را مى شود به خود پيام آسمانى «اشوزرتشت»، يعنى گاهان يا گاتا يا گاثاها كه پنج سرود است، و آموزش هاى كيش زرتشتى و آيين و سنت زرتشتى تقسيم كرد.»
به زعم او از پيام آسمانى زرتشت، حتى در خود اوستاى متأخر يا اوستاى جديد، كه نام ديگرش اوستاى غيرگاهانى است، هم با حرمت و بزرگدارى ياد مى شود.
230349.jpg
بخش هاى ديگر اوستا و زند كه تفسير و ترجمه اوستاست و ديگر متون قديمى زرتشتى اهميتى در مدارج بعدى دارند. سنت شفاهى و به اصطلاح آيين هاى زرتشتى هم افزايه هاى بعدى بر اين مجموعه اند. شايد هم از قبل از زرتشت بازمانده و به رنگ زرتشتى درآمده باشند.
مزداپور سه ميراث كهن جامعه زرتشتى كه دراين جامعه رايج هستند را «نخست كتابها، دوم آنچه شفاهاً ازطريق موبدان انتقال يافته است و رسوم آداب و مراسم قديمى رايج در جامعه زرتشتى» مى داند و معتقداست كه «اين سه ميراث كهن از يكديگر متفاوت اند.»
او مى گويد: «فقط خودگاهان از آن پيامبر است وپيام آسمانى او است و بس. اما همه يادگارها و ميراث كهن البته عزيز و گرامى و قابل بحث و بررسى اند.»
او ميان تفاوت هاى گاهان با اوستاى متأخر و پهلوى يك روند تكاملى قائل نيست و معتقداست كه «اوستاى متأخر بخش اصلى و مهم اساطير كهنه و خرافات قديمى را در پرتو گاهان و آموزش هاى آن تصحيح كرده است، اما گاهى نيز سنت هاى كهن با سخت جانى بازمانده اند. در اوستاى متأخر چيزهاى بسيارى هست كه متعلق به دوران قبل از زرتشت يا پس از او است و نمى شود آنها را زرتشتى دانست. زيرا با آموزش هاى گاهانى سازگارى ندارند.»
او عقيده «ماريان موله» را كه معتقداست «تفاوت هاى ميان گاهان و اوستاى متأخر پهلوى، نشانه سه سطح دايره اى متحدالمركز و هم زمان در پيرامون يك دين است. را رد مى كند و مى گويد: «به نظر بنده ماريان موله فقط يك وجه از واقعيت را مى بيند و به نظرمى رسد كه درتعميم دادن آن نوعى اصرار مى ورزد.»
مزداپور در توصيف «آيين زرتشتى» مى گويد: «آقاى دكتر بابك عاليخانى به ويژه بر جنبه عرفانى گاهان تأكيدكرده است و دراين باره نظريه تازه اى آمده است كه بسيار قابل بحث و بررسى است. گواهى هايى در متون پهلوى نيز دراين باره مى توان يافت كه نظر ايشان را تأييد مى كند.»
او ادامه مى دهد: «از عرفان كه بگذريم، وجه اخلاقى پيام زرتشت و هرچه پيرامون آن است بى گمان چشمگير و انكارناپذير است. از اينها كه بگذريم، به «ونديداد» كه كتاب فقهى اوستا است مى رسيم و سپس تفاسير آنها به زبان پهلوى، اين مجموعه، بسيار بزرگ و پيچيده و سنجيده است و قابل بحث و بررسى. آثار كلامى زرتشتى هم مبحث مجزاى ديگرى است كه كمتر به آن پرداخته است، اما حدس من آن است كه به دوران ساسانيان بازمى گردد و ريشه هاى ديرينه دارد.»
او در مورد نظريه ارائه شده در كتاب بررسى لطايف عرفانى در نصوص عتيق اوستايى معتقد است كه «برخى خرده مى گيرند كه اين دستگاه عالى عرفانى كه ايشان در مورد گاهان برمى شمارند، على القاعده نمى تواند معاصر با زمان خود پيامبر باشد. اينان، عرفان اسلامى را مثال مى زنند كه پديدارى مفاهيم عالى آن در روندى مستمر و چند قرنى پس از پيامبر اكرم(ص) رخ داد. يك پاسخ به اين خرده، همان است كه پروفسور «بويس» مى گويد و آن ديرپايى سنت دينى و عرفانى است كه «اشوزرتشت» در درون آن زاده و به عنوان يك روحانى پرورده شد.»
مزداپور در مقاله اى تحت عنوان «سرآغاز اخلاق درويشان» در يادنامه «شادروان بهرام فره وشى» درباب وجود دلايلى كه دال بر وجود مفاهيم عرفانى و اخلاقى در متون پهلوى باشد، سرآغاز داستان «روان گرشاسب» را مثال مى گيرد و مى نويسد: «در اين قطعه، روان گرشاسب مى نالد كه «كاش من هيربدى بودم كه مرا انبانى به پشت بودى (و) براى خواستن (و دريوزگى ابزار) زيستن (و امرار معاش) در جهان همى رفتم و جهان مرا زشت به نظر مى آمد و (من از) جهان كه بيشه (و چونان جنگلى است) ترسيدمى.»
مزداپور ادامه مى دهد: «توجه فرماييد كه نه فقط انديشه زشت شمردن جهان و جاذبه هاى زمينى آن با نگاه درويشانه به عالم شباهت دارد، بلكه حتى سير و سفر براى دريوزگى هم داراى قدمت ديرين و كهن است. راستى، بايد يادآورى كنم كه صورت قديمى كلمه «درويش» اصلاً در گاهان هم آمده است. آيين مانى هم كه اصولاً عرفانى است و همچنين مهرپرستى.»
مزداپور آيين زرتشت را آيين سامى نمى داند و در اين باره مى گويد: «آيين زرتشت قطعاً سامى نيست و تاكنون كسى چنين چيزى نگفته است. زبان اوستا و ديگر خصايص آيين زرتشتى هند و اروپايى است. مكان ظهور پيامبر را خوارزم يا جايى در آسياى مركزى و يا هرات و شرق سيستان مى شمارند. اصول آموزشهاى زرتشتى بعدها جهانگير شده است و به اديان سامى نيز شباهت دارد: همه اديان با هم در اصول مشترك جهانى وحدت دارند.»
از آرزوهاى كتايون مزداپور يكى اين است كه بتواند ثابت كند كه «بنياد هسته اصلى شاهنامه فردوسى و بسيارى از داستانهاى قديمى و حماسى ايران، داستان شهادت سياوش و عروج كيخسرو به آسمان است.» او مى گويد: «در هزاره اول قبل از ميلاد هم داستانهاى شاهنامه و داستان آفرينش را در نوروز، به شكل داستان سياوش مى خواندند. من معتقدم كه داستانهاى قديمى آريايى مهاجر با داستان سياوش ادغام شده است. خدايان هندو ايرانى، وارث و ادامه خدايان هند و اروپايى بوده و صفت هاى مثبت و منفى را با هم دارا بودند. خدايان، داستان تولد، عشق، جنگ، عشقبازى، دزدى و... داشتند اما اتفاقى كه مى افتد اين است كه پس از مدتى وقتى اين اساطير صرفاً ايرانى مى شوند، ديگر عارى از صفات بد شده و جنبه قداست و معصوميت آنها پررنگ تر مى شود. يعنى ديگر اعمال بد انجام نمى دادند و فقط مظهر اعمال نيك بودند. در نتيجه اين اتفاق، خيلى از عمل هايى كه پيش از آن به خدايان نسبت داده مى شد مثل جنگيدن، عاشق شدن، دزديدن، كينه ورزى و... به مردم و پهلوانان رسيد. به اين ترتيب ما تعدادى داستان داشتيم كه فقط به وسيله انسان مى توانست انجام گيرد نه خدايان. پس درآميختن اعمال انسانى و خدايى با يكديگر و تعلق اين صفات به پهلوانان و پهلوان بانوان از ويژگى هاى قصه هاى اسطوره اى شد.»
اولين كتابى كه از مزداپور وارد عرصه نشر شد كتاب «شايست و ناشايست» او بود كه البته ترجمه اى از كتابى با همين عنوان بود كه در سال ۶۹ به چاپ رسيد و پس از آن برگزيده شاهنامه رجايى بخارايى بود.
از كتابهاى مطرح كتايون مزداپور، يكى كتاب «سروش پيرمغان» اوست كه كتابى ارزنده و يادنامه اى اثرگذار از جمشيد سروشيان است و شامل مجموعه مقالات كه در پنج بخش تدوين شده. بخش اول آن با عنوان روزگاران گذشته به تاريخ و مسائل تاريخى و انديشه گذشتگان مى پردازد و بخش دوم به متون و نوشته هاى كهن و مباحث زبانى اختصاص دارد. بخش سوم كتاب هم مجموعه گفتارهايى است درباره ادب و فرهنگ و بخش چهارم نيز عبارت است از باورها و آيين هاى ايرانى و زرتشتى بويژه در روزگار معاصر و بخش پنجم هم گفتارهايى است كه ايران شناسان خارجى درباره زرتشت طرح كرده اند و ترجمه هايى از چند نوشته دانشمندان خارجى.گرامى داشتن ياد و خاطره كتايون مزداپور، گرامى داشتن پژوهشگرى است كه تمام هم و غم خود را در زدودن خرافات از دين زرتشت به كار برده و تمام تلاشش بر اين بوده كه ايرانيان را به چهره واقعى به دنيا معرفى كند و ماندگار نمايد. تا باد چنين بادا!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |