ندا دهقانى
او را آن لاين ترين استاد ارتباطات ايران مى شنانسند.بى دليل هم نيست.نخستين روزنامه آن لاين (جام جم) را راه اندازى كرده، پايان نامه دكترايش را درباره «سايبرژورناليزم» نوشته چند كتاب ديگر هم دراين باره تأليف و ترجمه كرده است. وبلاگ شخصى هم مى نويسد كه براى دانشجويانش حكم «تخته اطلاع رسانى» اتاق استادان را دارد. گاهى به جاى دكتريونس شكرخواه، او را با عنوان وبلاگش صدا مى كنند:«استاد دات». معمولاً يك ساعت بيشتر طول نمى كشد كه جواب «اى ميل» شما را بدهد.اين ها، مهم ترين دلايل براى صفتى است كه به او نسبت مى دهند.
دكتر شكرخواه جزو داوران نهايى جشنواره مطبوعات بوده و براى اضافه كردن يك بخش به جشنواره سال هاى بعد پيشنهادى دارد. شاخه اى براى رقابت در حوزه روزنامه نگارى آن لاين. وقتش رسيده چنين بخشى را درجشنواره مطبوعات داشته باشيم.بهانه خوبى است براى شروع مصاحبه با استاد دات.شروعى كه حتماً به سبك هاى جديد خبرنويسى منتهى خواهدشد.چه چيزى بهتر از «نرم خبر» كه اين روزها بازارش به شدت داغ است؟ خود استاد، دل خوشى ندارد از اين جريان. چيزى كه اين روزها در عرصه روزنامه نگارى رايج شده :«تقابل نرم و سخت....»
* * *
شما پيشنهادى براى برگزارى دوره هاى بعدى جشنواره مطبوعات داده بوديد، اينكه، در كنار گزارش، مقاله، عكس و ...بخشى هم براى روزنامه نگارى ديجيتالى درنظر گرفته شود. چه راهكارى داريد براى عملى شدن اين پيشنهاد؟
- مى شود در مراحل اول، اين را در سطح خود روزنامه ها ديد. يعنى معيارهايى را براى يك سايت اينترنتى مناسب روزنامه درنظر گرفت. در گام بعدى، اين مقياس هاى سنجش را مى توان به فصلنامه و هفته نامه ها هم تسرى داد.يعنى همان طور كه بخش مطبوعات چاپى داريم،بخش الكترونيك را هم اضافه كنيم.البته نبايد در قدم هاى اول سخت بگيريم. سال اول مى توانيم بخش « الكترونيك مديا» داشته باشيم و سال هاى بعدى، ديجيتال و سايبر.
منظور شما نشريه هايى است كه علاوه بر نسخه چاپى سايت هم دارند، حالا چه سايبر باشند، چه الكترونيك يا آن لاين.
بله اگر سخت گيرانه نگاه نكنيم يك نشريه حتى مى تواند سابقه اش را روى يك «سى دى» ارائه كند ولى اگر بخواهيم از اول يك مدل بهينه را ملاك قرار دهيم و بگوييم همه خود را با آن مقايسه كنند مطمئنا جواب نمى دهد. در ايران ممكن است همه روزنامه ها «وب سايت» داشته باشند اما مثلاً با فرمت «پى دى اف». خب مى شود حتى براى اين نوع كارها هم معيارهايى در نظر گرفت. منظورم اين است بايد جورى عمل كرد كه درواقع كم كم احساس شود فضاى اينترنتى نشريات هم مورد توجه است. حتى مى شود بدترين را هم انتخاب كرد.
تمشك طلايى بدهيم مثلاً..
- از اين نمونه جايزه ها كه زياد است... ولى در كل حس مى كنم بالاخره به طرف اين فضا مى رويم. اينترنت هنوز اتاق خبر روزنامه ها نشده اما به هرحال يكى از منابع مهم خبرى روزنامه هاست. من از اين زاويه به قضيه نگاه مى كنم و به همين دليل اين پيشنهاد را دادم. پيشنهاد من هم نيست البته. بالاخره نياز هست كه معيارهايى براى يك وب سايت مطلوب روزنامه ارائه شود.يك راه آن، انتخاب مدل بهينه است.
منظور شما روزنامه هاى سايبر است؟
- بله
يعنى جام جم و شرق آنلاين؟
- شرق حتى نه ؛ چون فقط يك صفحه متغير دارد. اما جام جم آنلاين را مى توان سايبر دانست.
اما جام جم هم با معيارهاى فعلى چندان سايبر محسوب نمى شود.
- سايبر نيست و خيلى از پارامترهاى روزنامه سايبر را هم ندارد. اما اينكه نه ديجيتال محض است نه الكترونيك، اين نكته مهمى است.
تعريف شما از روزنامه الكترونيك، ديجيتال و سايبر چيست؟
- محتواى الكترونيك الزاماً صفر و يك نيست اما وقتى مى گوييم نشريه اى ديجيتال است، يعنى محتواى آن صفر و يك شده است نشريه ديجيتال علاوه بر صفر و يك شدن مى تواند به «فرامتن» يا متون به هم پيوسته در اينترنت هم بپيوندد و اولين گام ها را در مسير سايبر شدن بردارد.
مثلاً راديو و تلويزيون رسانه هاى الكترونيك هستند اما وقتى محتواى آنها به داده هاى صفرو يك تبديل شود . رسانه ديجيتال مى شوند اما الزا نمى شود گفت با صفر و يك كردن دادها و ديجيتالى شدن داريم روزنامه نگارى آنلاين صورت مى دهيم. در ايران، واژه ها بدون دقت به جاى هم خرج مى شوند.
با اين تعريف، جام جم هم به نوعى، روزنامه ديجيتال است نه سايبر يا دست كم به ديجيتال بودن نزديك تر است.
- به روزنامه هاى ديجيتال نزديك تر است اما درهرحال هرچه تلاش كنيدكه نسبت انرژى گذارى رسانه را بيشتر و انرژى گذارى كاربر را كمتر كنيد، به سايبرشدن نزديك تر مى شويد.جام جم در آن بستر متولد شد.
به خاطر لينك هاى مرتبط كه پايين هر خبر قرار مى گيرد؟
- بخشى به اين دليل است. بخشى هم عوامل ديگر.اگر روزنامه ريسك دوسويه شدن و تعامل را بپذيرد خيلى از مسائل حل مى شود.حتى مى تواند اجازه دهد صفحات مخصوص مخاطب هم وجود داشته باشد.اين قابليت ها در جام جم درنظرگرفته شده بود.
يعنى به اجرا نرسيد؟
- بله.اما اين ظرفيت ها به هرحال براى طراحى جام جم آن لاين درنظر گرفته شده بود.
پس چرا اجرا نشد؟
- چون به نيرو و انرژى زياد نياز دارد.وقتى امكان «نظردهى» را فعال مى كنيد بايد به حرف هاى مخاطبان جواب هم بدهيد.
تعاملى كه به آن تأكيد داريد براى سايبرشدن، فقط در گرفتن نظر مخاطبان خلاصه مى شود؟
- يك وبلاگ براى روزنامه ديده شده بود و ستونهاى ويژه ديگر كه «كامنت هاى» هر مطلب به طور جداگانه كنار مطلب طبقه بندى شود.مسأله ديگر «متا ديتا» بود براى ديتا بيس و... من ديگر سردبير جام جم آن لاين نيستم فقط اين را بگويم كه كف اصلى يك كار سايبر، واكنش نشان دادن به كاربر است و سقف آن در نظر گرفتن سيستمى كه كاربربا كمترين تلاش به بيشترين خواسته هايش از سايت برسد. جام جم آن لاين در مقايسه با ساير سايت هاى ايرانى سايبر به شمار مى رود چون توليد ويژه خودش را هم دارد و محصولات و محتواى آن از مطالب روزنامه جداست.
پس براى جشنواره و جايزه دادن، مى توان حتى از سطح روزنامه هاى الكترونيك يا همان نسخه هاى چاپى صفر ويك شده شروع كرد.
درحال حاضر بسيارى از سايت هاى ديگر، تعاملى تر از سايت هاى روزنامه هاى چاپى رفتار مى كنند و براساس اين تعريف سايبرتر هستند.اما پيشنهاد شما اين سايت ها را دربرنمى گيرد.
- نام جشنواره، جشنواره مطبوعات است پس فقط بايد«الكترونيك مديا»، «ديجيتال مديا» و «سايبرمديا» همين نسخه هاى چاپى مطبوعات را بررسى كند نه سايت ها و رسانه هايى را كه نسخه چاپى ندارند.گفتم اين انتخاب ها، مى تواند در آينده با معيارهاى دقيق ترى همراه شود. الزاماً، نام هر آنچه كه در محيط چاپى است و بعد در فضاى وب قرار مى گيرد، روزنامه نگارى آن لاين نيست. نمى توانيد همان محتواى مجله تان را روى سايت قرار دهيد و بگوييد كه آن لاين شده ايد. بايد ديد آيا مطلب براى مخاطب آن لاين توليد شده است يا نه. تيتر وب همان تيتر مطبوعاتى نيست، شرح عكس همين طور و خيلى موارد ديگر.بسيارى از «پس زمينه هاى» خبرى را در محيط وب نمى نويسيم چون در اينترنت وجود دارد و با گذاشتن يك لينك قابل دسترس مى شود.
پس در مرحله اول نمى شود همه اين چيزها را درنظر گرفت اما سال به سال مى توان «متر» سنجش جشنواره را به استاندارهاى حرفه اى و جهانى نزديك تر كرد.
با اين تعريف، روزنامه نگارى آن لاين بايد سبك نوشتارى متفاوتى داشته باشد.
- قطعاً...كسى كه روزنامه نگارى آن لاين انجام مى دهد به خوبى مى داند كه مهارت هاى عرضه مطالب با نوع چاپى تفاوت دارد. بخشى از آموزش ها روى مهارت هاى فنى متمركز است. مثلاً در گام اول بلد بودن تايپ با «word ». البته در روزنامه هاى آن لاين و چاپى سه مرحله مشترك وجود دارد، جمع آورى، پردازش و عرضه. يعنى خبر بايد ار حوزه خبرى گرفته، پردازش و عرضه شود.اما يك خبرنگار آن لاين منابع خبرى آن لاين را مى شناند. جست و جو در منابع آن لاين از مهارت هاى اوست و به جاى كاغذو قلم از صفحه كليد كامپيوتر براى نوشتن استفاده مى كند. بايد بداند چگونه كلمات را بشمارد و به كدام كلمه «لينك» دهد. مرحله عرضه هم تخصص هاى ويژه مى خواهد. دركل، روزنامه نگارى آن لاين از نظر تبديل كردن رويداد به خبر متفاوت است هرچند همان سه مرحله روزنامه نگارى سنتى را دارد. روزنامه نگار آن لاين درمرحله اول بايد به اين فكر كند كه مطلبش را با چه «فرمتى» مى خواهد عرضه كند.
منظور از «فرمت» چيست؟
- يعنى مطلب قرار است در چه قالبى عرضه شود. روزنامه نگار آن لاين قبل از نوشتن مطلب بايد به اين فكر كند كه قرار است چه اندازه از گرافيك، نقشه، كاريكاتور و چه قدراز متن بهره گيرد يا براى مطلب صدا و تصوير بگذارد. اين اصل اول براى روزنامه نگارى آن لاين است. اصل دوم اين است كه بداند رابطه خبرو گزارش نوشته شده با ساير مطالب چگونه است. يعنى چه اندازه مى تواند از لينك استفاده كند. سوم، بايد توجه كند كه مطلب نوشته شده تا چه اندازه قابليت «اسكن شدن» دارد. مطلب سايبر بايد با يك نگاه خوانده و اسكن شود نه آنكه مخاطب مجبور باشد مطلب را تا آخر بخواند.
نكته ديگرى هم وجود دارد.اينكه روزنامه نگار چه اندازه به فرد كمك مى كند تا از برخى اطلاعات به صورت پرشى عبور كند. مثلاً مطلبى مى نويسيم درباره يك فيلم. چه اندازه لازم است درباره طراحى صحنه، بازيگران و كارگردانى توضيح دهيم. اين نكته مهم است كه روزنامه نگار چه اندازه به درخت اطلاعاتى كه قبلاً درباره اين فيلم در محيط وب وجود داشته، مطلب اضافه مى كند. اگر قرار است مطلبى نوشته شود كه از قبل وجود داشته، بايد اجازه دهد مخاطب از روى مطلب بپرد. روزنامه نگار بايد اينجا، با يك لينك، خواننده را به مطلبى كه از قبل وجود داشته ارجاع دهد.
درباره اينكه چه سبكى براى نوشتن مطلب آن لاين مناسب است، ترديدهايى وجود دارد.مثلاً «نرم خبر».
- اين نرم خبر درايران به نظرم به داستان عجيب و غريبى تبديل شده است. من مدتى روى اين نكته اصرار داشتم وبعد كه اين ماجرا جارى شد خودم فاصله گرفتم.
«سافت نيوز» يا نرم خبر، محصول و در واقع دافعه هرم وارونه است. وقتى در دنيا احساس شد، سبك هرم وارونه ممكن است به دليل خشكى مطالب كمى خسته كننده باشد، به سبك «chronological style» يا مبتنى بر زمان روى آوردند كه درايران به اشتباه آن را سبك تاريخى ترجمه كرديم درحالى كه اصلاً به تاريخ ارتباطى ندارد و بوى نفتالين نمى دهد.اين سبك خود را به توالى سكانس رويدادها در جهان واقعى پايبند مى داند. بعدها ديدند شايد اين سبك هم طولانى شود و خواننده نخواند. بخشى اولى به آن اضافه كردند به نام مقدمه يا ليد.بعد ها سبك «هرم شنى» را ساختند.عده اى از روزنامه نگارى نوين سخن گفتند و الان هم غربى ها همين ضرورت هاى خبرى را به دو مقوله «هارد» و «سافت» يا نرم خبر و سخت خبر تقسيم كرده اند.همانطور كه سخت افزار و نرم افزار به كاربرده مى شود و يا درعرصه روابط بين الملل مى گويند « قدرت سخت» يا « قدرت نرم».
در طبقه بندى جديد، يك رشته «ژانرها» در مقوله سخت خبر و بقيه در مقوله نرم خبر جا داده شده اند. تمام ژانرهاى زيرگروه سخت خبر، شتاب و ضرب خبرى بالايى دارند. اما آنها كه زير دسته نرم خبر طبقه بندى مى شوند، زير گيوتين زمان نيستند. اما اين دليل نمى شود كه الان يك خبر سخت بنويسيم ولحظاتى بعد نتوانيم خبرنرم آن را هم تحويل مخاطب دهيم. اين موضوع امكان پذيراست و تمايز اول اين دونوع خبر، بر اساس زمان است.
و تمايزهاى ديگر؟
- كليشه گريزى از رويه هاى مبتنى برهارد نيوز. اين كليشه گريزى، نرم خبر را جذاب كرد. چندمنبعى بودن هم تمايز ديگرى است.خبرهاى نرم معمولاً چند منبع خبرى دارند. ولى خب الان سافت و هاردنيوز مخالفان و موافقان خود را دارند.مدافعان «سافت نيوز» معتقدند اين شيوه تنظيم و روايت، مبتنى بر اصول دمكراتيك است چون از چند زوايه به يك رويداد نگاه مى كند اما از طرف ديگر، مخالفان نرم خبر هم معتقدند اين شيوه، ضد دمكراتيك است و مخاطبان را نسبت به همه چيز بدون باور مى كند.
از يك زاويه ديگر هم مى شود قضيه را نگاه كرد. عينيت و شفافيت از اصول خبرنويسى است اما نرم خبر به روزنامه نگار اجازه مى دهد تحليل ارائه كند.درواقع نظر روزنامه نگار در انعكاس يك رويداد دخالت زيادى دارد كه اين، عينيت را كم رنگ مى كند و شايد از منظرمخاطب،غيردمكراتيك باشد.اصلاً منصفانه است كه يك «نرم خبر» در صفحه خبر روزنامه منتشر شود؟
- اگر دقيقاً با عناصر خبرى آشنا باشيد مى دانيد سافت و هارد از لحاظ پرداختن به عناصرخبرى هيچ تفاوتى با هم ندارند.اما شما ممكن است با نرم خبرى مواجه شده باشيد كه بد نوشته شده باشد. سافت نيوز هم بايد به شش عنصر كه، كجا، كى و ... پاسخ دهد.
اما در نرم نويسى، مثلاً خلاف هرم وارونه، ما اجازه تحليل هم داريم.اين عينيت خبر را كاهش مى دهد.
- شما در هارد نيوز هم تحليل داريد.چه كسى تحليل مى كند كه كدام بخش خبر مهم تر است و بايد ليد شود؟
متوجه هستم.بالاخره هر خبرى با توجه به تحليل خبرنگار نوشته مى شود اما دست كم مثل نرم خبر اجازه تحليل مسقتيم نداريم.
- سافت نيوز بر خلاف هرم وارونه، تحليل را پنهان نمى كند. يا خبرنگار مى گويد تحليل من از رويداد اين است ويا تحليل منابع خبرى را هم در كنار بقيه عناصر خبرى ارائه مى كند
خب، اين شناخت و جهان بينى خبرنگار است كه او را به سمت يك سرى منابع خبرى و تحليل ها سوق مى دهد كه ممكن است همه ماجرا نباشد.
- اين ديگر بحث جامعه شناسى و آسيب شناسى توليد خبراست نه بحث سبك ها. دهها آسيب پذيرى ديگر هم هست. مگر تخصص شما در نوع انتخاب سوژه و شيوه نوشتن شما تأثيرندارد؟ نوشتن سافت نيوز دشوارتر است.بايد با منابع خبرى مختلف تماس بگيريد و ... اما تكرار مى كنم كه سافت ، تحليل خود را پنهان نمى كند.هرچند بسيارى نرم خبرها هستند كه صرفا به شيوه دايره اى نوشته مى شوند و تحليل هم ندارند. ولى من سؤالم اين است كه اگر روزنامه اى فقط «سخت» نوشت برنده است؟ اگر نرم نوشت برنده است؟ اين ها ابزارهاى درون چعبه ابزار روزنامه نگارى هستند و نه ملاك هاى برترى.
چرا در حوزه اخبار ؟ فقط چون اسم آن «سافت نيوز» است؟ نرم خبر كه بيشتر به گزارش شباهت دارد...
- سبك هاى نوشتن خبرها را ما تعيين نمى كنيم. رويدادها تعريف مى كنند. نيوز يعنى تازه ها، عنصر اصلى خبرتازگى آن است. اماهر رويداد تازه اى هم قابل خبر شدن نيست. بايد چند عنصر ديگر هم داشته باشد.هرچه عنصر تازگى و دربرگيرى سافت نيوز بيشتر باشد به خبر كلاسيك نزديك تر است.اما دردنيا خبردر حال وقوع را كسى سافت نمى نويسد. ابتدا هارد مى نويسند تا از رقيب عقب نيفتند و بعد مى شود خبر سافت آن را هم نوشت.
اما الان جوى حاكم است كه انگار خبر خوب يعنى «نرم خبر». حتى خبرگزارى ها هم ازاين سبك استقبال كرده اند.اصلاً اين شيوه نوشتن، مناسب فضاى وب است؟
- نه، اتفاقا هرم وارونه مربوط به رسانه هاى آن لاين است. اگر روزنامه ها رفتند به طرف «نرم خبر» به خاطر رقابت با رسانه هاى آن لاين بود. نرم خبر بيشتر در كشورهايى رايج است كه فضاى ماهوارى زنده و فضاى وب قوى دارند امروز چون روزنامه ها در خبر رسانى به خاطر زمان هاى چاپ به پاى ماهواره و وب نمى رسند مجبورند براى رقابت با ماهواره و وب، نرم نويسى كنند و تحليل ارائه كنند. مگر ماهواره هاى جهانى پخش مستقيم همين اجبار را به تلويزيون هاى ملى تحميل نكردند؟ اما جالب است درايران خيال مى كنند در فضاى وب بايد سافت نويسى كنند. گفتم كه من بر خلاف باورهاى رايج در روزنامه نگارى ايران، سافت و هارد را اصلاً درتقابل با هم نمى بينم. اين چيزى است كه اينجا باب شده است.