چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۴ -
Wed, Oct 5, 2005
گفت و گو
۳۲۷۲
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
گفت وگو  با يونس شكرخواه استاد دانشگاه
هدف، وسيله را توجيه نمى كند
زهرا جعفرى
براى تماشاى برنامه مورد علاقه تان كه تنها ۴۰ دقيقه زمان دارد، پاى تلويزيون مى نشينيد. تبليغات طولانى قبل از شروع برنامه پشت سر هم صف مى بندند. سرانجام برنامه شروع مى شود، اما ده دقيقه بعد دوباره آرم تبليغات خودنمايى مى كند و ده دقيقه بعد از آن نيز باز همين آرم به شما چشمك مى زند. حال بگذريم از نوار آگهى هاى بازرگانى كه در پايين صفحه به نمايش در مى آيد و گاهى هم تماشاى آرم يك شركت در تمام مدت پخش يك فيلم در سمت چپ بالاى تصوير، حتى در هنگام پخش برنامه هاى زنده چند دقيقه اى آگهى بازرگانى پخش مى شود.
در اين هياهوى تبليغات اين سؤال براى بينندگان و مخاطبان رسانه ها پيش مى آيد كه آيا حق ندارند يك برنامه را بدون انواع شيوه هاى تبليغاتى مرسوم و البته طويل المدت تماشا كنند. البته مى توانند از سى دى و يا نوارهاى ويديويى استفاده كنند، ولى آنجا نيز در امان نيستند. پاى تبليغات به آنجا هم كشيده شده است. در مترو مسافران براى عدم تلاقى نگاههايشان به سقف مترو نگاه مى كنند و آنجا نيز تبليغات بازرگانى. در ايستگاههاى مترو، روى بدنه اتوبوسها، در و ديوار شهر، حياط خانه و آپارتمانها كه مملو از كارتهاى تبليغاتى است كه بدون اجازه ساكنان آن به داخل منازل آمده و حتى ديوارهاى منازل. صدها كارت پخش كن كه هر روز از كنارشان مى گذريم و به افزودن زباله هاى شهر و گرفتگى جويها كمك مى كنند. آيا پناهگاهى براى مخاطبان مانده است؟ ايميل هايتان آكنده از آگهى هاى تبليغاتى است كه نمى دانيد چگونه برايتان ارسال شده، اكثر سايتها با صفحه آگهى همراه است، بالاى عنوان وبلاگتان و يا سايتهايى كه به آن مراجعه مى كنيد. همه و همه جا آگهى. صفحات آگهى روزنامه ها فراموش نشود. براى فرار از اين همه تبليغ چه بايد كرد؟ ارتباط مان را با تمام رسانه ها قطع كنيم و يا از خانه خارج نشويم؟
در برخى رسانه ها مخاطب مى تواند از دريافت پيامها خوددارى كند، زيرا بر آن رسانه تسلط دارد. مى توان پنجره هاى آگهى هاى اينترنتى را بست، ايميلهاى تبليغاتى را باز نكرد، در نوارهاى ويديويى و يا سى دى ها با يك كليد، به سرعت از قسمت تبليغات عبور كرد. از كنار كارت پخش كنها به سهولت رد شد و با سرعت صفحات آگهى ها را ورق زد و يا كمى ديرتر وارد سالن سينما شد تا شاهد پخش فيلمى باشيد كه براى آن بليت تهيه كرده ايد.
ولى در هنگام تماشاى يك برنامه از تلويزيون كه مدتى است رسانه ملى ناميده شده، مخاطب چه مى تواند بكند. آيا پخش آگهى در ميان يك برنامه باعث نمى شود تمركز مخاطب و ارتباط او با پيامى كه در حال انتقال است، قطع شود و اين مسأله نشان نمى دهد هدف و ارزش پيام آن برنامه به مراتب كمتر از اهميت آگهى هاى بازرگانى است؟ هزينه هاى آگهى هاى بازرگانى و درآمدهايى كه از اين طريق نصيب صدا و سيما مى شود، گوياى همين مطلب است.
ولى اثرات اجتماعى و فرهنگى تبليغ آن هم از طريق رسانه اى كه اكنون در تمام كشور دسترسى به آن امكانپذير است، چيست؟ آيا به گفته دكتر معتمدنژاد، استاد علوم ارتباطات، مخاطبان آگهى هاى بازرگانى، براى تهيه و داشتن آنچه از طريق رسانه ها تبليغ مى شود، مجبور نمى شوند بيشتر و سخت تر كار كنند و اين مسأله آنها را از لحاظ روحى خسته و افسرده و شور و نشاط زندگى شان را از بين نمى برد؟
الف: مصرف - سلامت
دكتر عليرضا حسينى پاكدهى، استاديار دانشگاه علامه طباطبايى معتقد است: «جنبه هاى منفى آگهى هاى بازرگانى كه در مقياس بسيار وسيع توسط صدا و سيما پخش مى شود، از جنبه هاى مثبت آن بسيار كمتر است. زيرا اين نوع آگهى ها در وهله اول موجب مصرف گرايى به شكل كاملاً غير منطقى آن هم در مورد كالاهايى كه فاقد جايگاه واقعى در بين نيازهاى اساسى افراد جامعه هستند، مى شوند و در ثانى مردم را به سمت مصرف كالاهايى كه براى سلامتى شان مضر است و از نظر مالى نيز برايشان هزينه بر است، سوق مى دهند.»
وى با اشاره به اينكه غالب آگهى هاى بازرگانى در مورد مصرف پفك، چيپس و مانند آن است، اين نوع آگهى ها را باعث به خطر افتادن سلامتى كودكان و جوانان جامعه مى داند.
هرچند ۱۶ اصل از مجموع اصول ۶۹ گانه ضوابط توليد آگهى هاى تلويزيونى كه توسط اداره كل بازرگانى صدا و سيما تهيه شده، مربوط به كودكان است، ولى اين استاد دانشگاه معتقد است «در آگهى هاى بازرگانى به هيچ وجه حقوق كودكان در نظر گرفته نشده است، آنها بى پناه هستند و از آنجا كه نسبت به والدينشان آمادگى جسمانى و روحى بيشترى براى پذيرش هر نوع پيامى را كه در معرض آن قرار مى گيرند، دارند و از آنجا كه از سطح شناخت و آگاهى كافى برخوردار نيستند، قدرت تفكيك نداشته و آگهى ها را مى بلعند.» آنها اعتماد بيشترى به اين رسانه دارند و اندك اندك مصرف گرايى آن هم از نوع تغذيه نامناسب و ناسالم در آنها نهادينه شده، به تدريج به آن عادت مى كنند و در آينده نيز نمى توانند آن عادات غذايى را ترك كنند.
بر اساس آمار رسمى، ميزان مصرف نوشابه در داخل كشور ۶ برابر مصرف شير است كه اين آمار نشان مى دهد ايران از اين حيث در سطح جهان رتبه اول را دارد، همچنين بر طبق آمار سال ،۱۳۸۳ حدود ۵۰ درصد كودكان
۱۲-۶ ماهه و ۹۰ درصد كودكان ۲-۱ ساله كشور هر روز پفك مصرف مى كرده اند. بى توجهى مردم به اطلاعيه هاى وزارت بهداشت مبنى بر فاقد ارزش غذايى بودن محصولاتى چون پفك، چيپس و يا زيان بار بودن مصرف روغن جامد، حاكى از آن است كه تبليغات اثرات منفى خود را بر روى بزرگسالان نيز نهاده است. ولى شايد براى جلوگيرى از تبليغ محصولات غذايى بى ارزش كمى دير شده باشد. دكتر حسينى پاكدهى مى گويد: «ما در گذشته مصرف كالاهاى خاصى مانند انواع نوشابه را در كودكانمان نهادينه كرده ايم، درحالى كه اكنون آنها تقريباً نمى توانند بدون نوشابه غذا بخورند و اين مسأله براى سلامت جامعه زيانبار است و مخاطراتى چون رواج انواع بيماريهاى گوارشى، چاقى و مانند آن را در پى داشته است.»البته وزارت بهداشت براى هشدار و آگاهى دادن به عموم با استفاده از رسانه ملى، آگهى هاى عمومى را در مورد زيانبار بودن برخى مواد غذايى پخش كرده، ولى تعداد و دفعات پخش آن ناچيز بوده كه دليل آن كمبود بودجه چنين وزارتخانه عريض و طويلى است كه دچار مشكلات متعدد و متنوعى است، ولى به قول دكتر حسينى پاكدهى «اگر تبليغ براى مصرف برخى كالاها صورت نگيرد، آيا مشكل خاصى براى جامعه ايجاد مى شود؟ مسلماً خير ولى نمى توان نسبت به شيوع يك نوع بيمارى و يا سلامت كلى جامعه بى اعتنا بود. پس رسانه ملى نمى تواند به بهانه هاى مالى پخش آگهى هاى عمومى را متوقف و يا كم كند.»
ولى نكته جالب آن است كه صدا و سيما به تازگى پوشش خبرى نسبتاً زيادى در مورد اخبار سلامت ايجاد كرده، ولى از سويى ديگر تبليغ آگهى هاى مربوط به مواد غذايى بى ارزش همچنان ادامه دارد.
استاديار دانشگاه علامه طباطبايى معتقد است «صدا و سيما با پخش آگهى هاى بازرگانى به راه خطا رفته است. هرچند توجيه آنها براى پخش پيامهاى بازرگانى، توليد برنامه هاى تلويزيونى باشد، ولى با اين بهانه نمى توان سلامت جامعه را در اختيار منافع خصوصى قرار داد، زيرا اين بودجه از طرق ديگر قابل تأمين است. مانند ايجاد شبكه هاى خصوصى و مهمتر از آن، اينكه ۶ شبكه كه كپى همديگرند، چه دردى از جامعه را دوا مى كند. صدا و سيما از لحاظ كمى گسترش يافته، ولى از لحاظ كيفى خير. ما نبايد به صرف اينكه به درآمد نياز داريم، هر نوع آگهى را پخش كنيم. اين كار با هدف رسانه ملى كه بايد تأمين كننده هدفهاى ملى كشور باشد، در تضاد است. پخش آگهى به بهانه افزايش توليدات صدا و سيما غير منطقى است و حداقل در آيين ما هدف، وسيله را توجيه نمى كند.
ب: حقوق مخاطبان
متأسفانه مسأله حقوق مصرف كنندگان در مجموعه مقررات و ضوابط توليد آگهى هاى تلويزيونى به صورت شفاف و روشن مورد اشاره قرار نگرفته است و مهم تر از همه اينكه هيچ كدام از اصول ۶۹  گانه اين مجموعه قوانين به مدت آگهى ها اشاره اى ندارد.
دكتر حسينى پاكدهى در مورد حقوق مصرف كنندگان مى گويد: «متأسفانه حق و حقوق مخاطبان به هيچ وجه در صدا و سيما رعايت نمى شود. در حالى آرم پيام هاى بازرگانى پخش مى شود كه قبل از آن چند دقيقه آگهى پخش شده و پس از آن نيز چند دقيقه آگهى پخش خواهد شد. متأسفانه حداقل احترام براى مخاطبان رسانه ملى در نظر گرفته نمى شود و حتى صدا و سيما از شبكه هاى خصوصى ديگر كشورها سبقت گرفته و برنامه هايى را به خودر مخاطب مى دهد كه ظاهراً قالب آموزشى و يا سرگرمى دارد، ولى حقيقتاً آگهى و تبليغ يك كالاى خاص و يك برنامه تبليغاتى است. به عنوان مثال در برنامه هاى مربوط به آموزش آشپزى از ابتدا تا انتها يك كالاى خاص تبليغ مى شود و مانند آن.» در اين نوع برنامه ها يك كالاى خاص به مدت طولانى تبليغ مى شود و اين با حقوق مخاطبان و اصل ۷ مجموعه مقررات و ضوابط توليد آگهى هاى تلويزيونى كه ناظر بر آن است كه آگهى ها بايد از نظر اجراى سبك به نحوى ساخته شود كه بينندگان و شنوندگان بسادگى آنها را از برنامه هاى تلويزيونى تميز دهند، مغاير است.
دكتر حسينى پاكدهى قوانين و مقررات مربوط به تبليغات در ايران را در مقايسه با ساير كشورها نارسا توصيف مى كند و مى گويد: «در كشورهايى چون فرانسه، انگلستان، تركيه، حتى شبكه هاى خصوصى آنها نبايد در طول يك ساعت بيشتر از ۱۲ دقيقه آگهى پخش كنند كه البته اين ۱۲ دقيقه نيز نبايد مستمر باشد و در ايران برعكس بينندگان براى تماشاى يك سريال ۴۵ دقيقه اى بايد دو ساعت وقت صرف كنند. پس هيچ گونه تناسب منطقى در زمينه پخش آگهى در ايران وجود ندارد.»
در مقابل گفته مى شود تبليغات به بازوى صنعت تبديل شده است، موجب رقابت شده و به صنعتى شدن جامعه كمك مى كند. اما آيا تبليغات در كشور ما به افزايش توليد كمك مى كند؟
دكتر حسينى پاكدهى در اين مورد مى گويد: «اگر محصولاتى كه توليد مى شوند، كيفيت لازم را داشته باشند كه نيازى به تبليغ نيست، ولى چون كالاها به ميزان كافى از كيفيت برخوردار نيستند، گرايش به تبليغ ايجاد شده است و بخصوص عدم برنامه ريزى در ساختار كشور، باعث مى شود يكباره شاهد صدور مجوز از سوى وزارت صنايع براى انواع شركت هاى ريسندگى و بافندگى، ماكارونى، اتومبيل سازى و مانند آن باشيم و در ضمن شاهد تبليغات گسترده آنان! اين در حالى است كه بر كيفيت محصولات ارائه شده توسط انواع اين شركت ها نظارت جدى اعمال نمى شود وگرنه نبايد شاهد آتش گرفتن خودروها و يا تحويل آنها ديرتر از موعد مقرر (كه آن هم بسيار طولانى است) مى بوديم. اين در حالى است كه مردم حتى حق اعتراض و يا دريافت خسارت را ندارند. در مقابل صنايع اين چنينى ما، كشورهايى چون ژاپن، كره و چين براساس سفارش ما و نيازجويى بازارهاى پوشاك و اسباب بازى ما را در اختيار گرفته اند كه البته نوع توليدات و قيمت محصولاتشان را با توجه به بازار ما تنظيم كرده اند.»
بر اين اساس به نظر مى رسد تبليغات به رقابت به مفهوم واقعى آن يعنى بهبود كيفيت كالاها منجر نشده است و اين صنايع كشور بوده اند كه باعث رونق بازار تبليغات شده اند و نه برعكس.
يك سؤال ديگر، تبليغات تلويزيونى تا چه حد بر روى خريد مصرف كنندگان اثرگذار است؟
دكتر حسينى پاكدهى معتقد است «از آنجا كه مردم به هر حال مجبورند براى تأمين نيازهاى اساسى شان خريد كنند، به عنوان مثال اتومبيل ولى از آنجا كه ورود آن به كشور ممنوع است و اگر مصرف كننده قادر به پرداخت هزينه اتومبيل وارد شده باشد، خدمات پس از فروش آن شركت اتومبيل سازى، حق فعاليت در ايران را ندارند، پس به ناچار به سمت توليدات داخلى مى رود. بنابراين عملاً حق انتخابى وجود ندارد و در حالى كه آگهى در وهله اول بايد تنها كالا را معرفى كند و ويژگى هاى آن را به مخاطب نشان دهد، فقط بر روى برخى نكات غلوآويز كه حتى در محصول هم وجود ندارد و براى تحريك مخاطب به خريد است، تأكيد مى شود.» كه همه اين موارد با اصول
۱۰ ، ۱۱ ، ۱۳ و ۱۵(۱) مجموعه مقررات و ضوابط توليد آگهى هاى تلويزيونى در تعارض است. همچنين بر اساس بند «د» ماده ۱۲ آيين نامه تأسيس و نظارت بر نحوه كار و فعاليت كانون هاى آگهى و تبليغاتى، تعيين جايزه در مقابل تشويق به خريد و مصرف ممنوع است.
دكتر پاكدهى تعيين جايزه براى خريد كالا را سوء استفاده از نياز واقعى مخاطب توصيف مى كند و مى گويد: «در حالى كه نياز بخش اساسى مردم، مسكن، اتومبيل و لوازم خانگى است، اكثر شركت ها براى فروش كالاهاى بى ارزش شان، چنين جوايزى تعيين مى كنند. هر چند مصرف كننده نيز ناآگاه نيست، ولى از يك سو به آن كالا نياز دارد و با توجه به تبليغات صورت گرفته نمى تواند انتخاب دقيق و درستى انجام دهد، پس هم پولش را از دست مى دهد، هم يك كالاى نامرغوب مى خرد و نيز مطلقاً به جايزه دست نمى يابد. البته كودكان كه شناخت كمترى نسبت به والدين دارند، بيشتر تحت تأثير اين نوع آگهى ها قرار مى گيرند.»
به جز اثرات مادى تبليغات بازرگانى، نبايد از بعد فرهنگى و اجتماعى آن غافل ماند.
استاديار دانشگاه علامه طباطبايى معتقد است:« محصول فقط يك كالا نيست و تنها جنبه مادى ندارد، بلكه به مصرف كننده اش تشخص و هويت مى بخشد. پس افراد جامعه بسيارى از كالاها را نه فقط به خاطر رفع نياز، بلكه براى نشان دادن شأن، جايگاه و طبقه اجتماعى شان استفاده مى كنند و اين مسأله به شكاف طبقاتى و فرهنگى دامن مى زند. به عنوان مثال شايد در خانواده اى نوشابه به صورت عادى سرو نشود، ولى هنگام پذيرايى از ميهمان، غذا با نوشابه سرو مى شود و يا اگر به نحوه خريد كودكان و نوجوانان توجه كنيد، درمى يابيد آنها بيشتر پفك، چيپس و مانند آن را خريدارى مى كنند تا كالايى مثل كيك را كه از نظر غذايى مفيدتر است و در حالى كه يك كيلو سيب زمينى حدود ۲۰۰ تومان ارزش دارد، يك بسته بزرگ چيپس كه مسلماً يك كيلو هم نيست، ۱۵۰۰ تومان قيمت دارد. ولى افراد براى حفظ تشخص و وجهه شان نزد اطرافيانشان اين محصولات را خريدارى مى كنند.»
پى نوشت:
۱- اصل ۱۰ - آگهى نبايد به هيچ وجه متضمن فريب بوده و فراتر از واقعيت، كالا يا خدمات مورد نظر را با ادعاى خلاف واقع معرفى كند. همچنين از اغراق بايد پرهيز شود.
اصل ۱۱- در آگهى نبايد از تمهيدات فنى و با قصد گمراه كردن بيننده ويژگى هاى كالاى موضوع آگهى، برتر از واقعيت آن به تصوير كشيده و نشان داده شود.
اصل ۱۳- تأكيد بر روى كالا و محصول بايد متناسب با اهميت آن محصول باشد و آگهى هاى توليد شده نبايد بيش از اندازه پر سر و صدا و هياهو باشد، به نحوى كه بيننده بدون دريافت آگاهى لازم تحت تأثير واقع شود.
اصل ۱۵- در آگهى ها نبايد با استفاده از تمهيدات حتى و يا به كارگيرى تصاوير بازرگانى كوتاه و يا شيوه هاى ديگر، ضمير ناخودآگاه مخاطب تحت تأثير قرار گيرد و پيام مورد نظر بدون دادن آگاهى لازم به بينندگان منتقل شود و اذهان آنان را تحت تأثير قرار دهد.
گفت وگو  با يونس شكرخواه استاد دانشگاه
وقت رقابت روزنامه هاى «آن لاين»  است
ندا دهقانى
230760.jpg
او را آن لاين ترين استاد ارتباطات ايران مى شنانسند.بى دليل هم نيست.نخستين روزنامه آن لاين (جام جم) را راه اندازى كرده، پايان  نامه دكترايش را درباره «سايبرژورناليزم» نوشته چند كتاب ديگر هم دراين باره تأليف و ترجمه كرده است. وبلاگ شخصى هم مى نويسد كه براى دانشجويانش حكم «تخته اطلاع رسانى» اتاق استادان را دارد. گاهى به جاى دكتريونس شكرخواه، او را با عنوان وبلاگش صدا مى كنند:«استاد دات». معمولاً يك ساعت بيشتر طول نمى كشد كه جواب «اى ميل» شما را بدهد.اين ها، مهم ترين دلايل براى صفتى است كه به او نسبت مى دهند.
دكتر شكرخواه جزو داوران نهايى جشنواره مطبوعات بوده و براى اضافه كردن يك بخش به جشنواره سال هاى بعد پيشنهادى دارد. شاخه اى براى رقابت در حوزه روزنامه نگارى آن لاين. وقتش رسيده چنين بخشى را درجشنواره مطبوعات داشته باشيم.بهانه خوبى است براى شروع مصاحبه با استاد دات.شروعى كه حتماً به سبك هاى جديد خبرنويسى منتهى خواهدشد.چه چيزى بهتر از «نرم خبر» كه اين روزها بازارش به شدت داغ است؟ خود استاد، دل خوشى ندارد از اين جريان. چيزى كه اين روزها در عرصه روزنامه نگارى رايج شده :«تقابل نرم و سخت....»
* * *
شما پيشنهادى براى برگزارى دوره هاى بعدى جشنواره مطبوعات داده بوديد، اينكه، در كنار گزارش، مقاله، عكس و ...بخشى هم براى روزنامه نگارى ديجيتالى درنظر گرفته شود. چه راهكارى داريد براى عملى شدن اين پيشنهاد؟
- مى شود در مراحل اول، اين را در سطح خود روزنامه ها ديد. يعنى معيارهايى را براى يك سايت اينترنتى مناسب روزنامه درنظر گرفت. در گام بعدى، اين مقياس هاى سنجش را مى توان به فصلنامه و هفته نامه ها هم تسرى داد.يعنى همان طور كه بخش مطبوعات چاپى داريم،بخش الكترونيك را هم اضافه كنيم.البته نبايد در قدم هاى اول سخت بگيريم. سال اول مى توانيم بخش « الكترونيك مديا» داشته باشيم و سال هاى بعدى، ديجيتال و سايبر.
منظور شما نشريه هايى است كه علاوه بر نسخه چاپى سايت هم دارند، حالا چه سايبر باشند، چه الكترونيك يا آن لاين.
بله اگر سخت گيرانه نگاه نكنيم يك نشريه  حتى مى تواند سابقه اش را روى يك «سى دى» ارائه كند ولى اگر بخواهيم از اول يك مدل بهينه را ملاك قرار دهيم و بگوييم همه خود را با آن مقايسه كنند مطمئنا جواب نمى دهد. در ايران ممكن است همه روزنامه ها «وب سايت» داشته باشند اما مثلاً با فرمت «پى دى اف». خب مى شود حتى براى اين نوع كارها هم معيارهايى در نظر گرفت. منظورم اين است بايد جورى عمل كرد كه درواقع كم كم احساس شود فضاى اينترنتى نشريات هم مورد توجه است. حتى مى شود بدترين را هم انتخاب كرد.
تمشك طلايى بدهيم مثلاً..
- از اين نمونه  جايزه ها كه زياد است... ولى در كل حس مى كنم بالاخره به طرف اين فضا مى رويم. اينترنت هنوز اتاق خبر روزنامه ها نشده اما به هرحال يكى از منابع مهم خبرى روزنامه هاست. من از اين زاويه به قضيه نگاه مى كنم و به همين دليل اين پيشنهاد را دادم. پيشنهاد من هم نيست البته. بالاخره نياز هست كه معيارهايى براى يك وب سايت مطلوب روزنامه ارائه شود.يك راه آن، انتخاب مدل بهينه است.
منظور شما روزنامه هاى سايبر است؟
- بله
يعنى جام جم و شرق آنلاين؟
- شرق حتى نه ؛ چون فقط يك صفحه متغير دارد. اما جام جم آنلاين را مى توان سايبر دانست.
اما جام جم هم با معيارهاى فعلى چندان سايبر محسوب نمى شود.
- سايبر نيست و خيلى از پارامترهاى روزنامه سايبر را هم ندارد. اما اينكه نه ديجيتال محض است نه الكترونيك، اين نكته مهمى است.
تعريف شما از روزنامه الكترونيك، ديجيتال و سايبر چيست؟
- محتواى الكترونيك الزاماً صفر و يك نيست اما وقتى مى گوييم نشريه اى ديجيتال است، يعنى محتواى آن صفر و يك شده است نشريه ديجيتال علاوه بر صفر و يك شدن مى تواند به «فرامتن» يا متون به هم پيوسته در اينترنت هم بپيوندد و اولين گام ها را در مسير سايبر شدن بردارد.
مثلاً راديو و تلويزيون رسانه هاى الكترونيك هستند اما وقتى محتواى آنها به داده هاى صفرو يك تبديل شود . رسانه ديجيتال مى شوند اما الزا نمى شود گفت با صفر و يك كردن دادها و ديجيتالى شدن داريم روزنامه نگارى آنلاين صورت مى دهيم. در ايران، واژه ها بدون دقت به جاى هم خرج مى شوند.
با اين تعريف، جام جم هم به نوعى، روزنامه  ديجيتال است نه سايبر يا دست كم به ديجيتال بودن نزديك تر است.
- به روزنامه هاى ديجيتال نزديك تر است اما درهرحال هرچه تلاش كنيدكه نسبت انرژى گذارى رسانه را بيشتر و انرژى گذارى كاربر را كمتر كنيد، به سايبرشدن نزديك تر مى شويد.جام جم در آن بستر متولد شد.
به خاطر لينك هاى مرتبط كه پايين هر خبر قرار مى گيرد؟
- بخشى به اين دليل است. بخشى هم عوامل ديگر.اگر روزنامه ريسك دوسويه شدن و تعامل را بپذيرد خيلى از مسائل حل مى شود.حتى مى تواند اجازه دهد صفحات مخصوص مخاطب هم وجود داشته باشد.اين قابليت ها در جام جم درنظرگرفته شده بود.
يعنى به اجرا نرسيد؟
- بله.اما اين ظرفيت ها به هرحال براى طراحى جام جم آن لاين درنظر گرفته شده بود.
پس چرا اجرا نشد؟
- چون به نيرو و انرژى زياد نياز دارد.وقتى امكان «نظردهى» را فعال مى كنيد بايد به حرف هاى مخاطبان جواب هم بدهيد.
تعاملى كه به آن تأكيد داريد براى سايبرشدن، فقط در گرفتن نظر مخاطبان خلاصه مى شود؟
- يك وبلاگ براى روزنامه ديده شده بود و ستونهاى ويژه ديگر كه «كامنت هاى» هر مطلب به طور جداگانه كنار مطلب طبقه بندى شود.مسأله ديگر «متا ديتا» بود براى ديتا بيس و... من ديگر سردبير جام جم آن لاين نيستم فقط اين را بگويم كه كف اصلى يك كار سايبر، واكنش نشان دادن به كاربر است و سقف آن در نظر گرفتن سيستمى كه كاربربا كمترين تلاش به بيشترين خواسته هايش از سايت برسد. جام جم آن لاين در مقايسه با ساير سايت هاى ايرانى سايبر به شمار مى رود چون توليد ويژه  خودش را هم دارد و محصولات و محتواى آن از مطالب روزنامه جداست.
پس براى جشنواره و جايزه دادن، مى توان حتى از سطح روزنامه هاى الكترونيك يا همان نسخه هاى چاپى صفر ويك شده شروع كرد.
درحال حاضر بسيارى از سايت هاى ديگر، تعاملى تر از سايت هاى روزنامه هاى چاپى رفتار مى كنند و براساس اين تعريف سايبرتر هستند.اما پيشنهاد شما اين سايت ها را دربرنمى گيرد.
- نام جشنواره، جشنواره مطبوعات است پس فقط بايد«الكترونيك مديا»، «ديجيتال مديا» و «سايبرمديا» همين نسخه هاى چاپى مطبوعات را بررسى كند نه سايت ها و رسانه هايى را كه نسخه چاپى ندارند.گفتم اين انتخاب ها، مى تواند در آينده با معيارهاى دقيق ترى همراه شود. الزاماً، نام هر آنچه كه در محيط چاپى است و بعد در فضاى وب قرار مى گيرد، روزنامه نگارى آن لاين نيست. نمى توانيد همان محتواى مجله تان را روى سايت قرار دهيد و بگوييد كه آن لاين شده ايد. بايد ديد آيا مطلب براى مخاطب آن لاين توليد شده است يا نه. تيتر وب همان تيتر مطبوعاتى نيست، شرح عكس همين طور و خيلى موارد ديگر.بسيارى از «پس زمينه هاى» خبرى را در محيط وب نمى نويسيم چون در اينترنت وجود دارد و با گذاشتن يك لينك قابل دسترس مى شود.
پس در مرحله اول نمى شود همه اين چيزها را درنظر گرفت اما سال به سال مى توان «متر» سنجش جشنواره را به استاندارهاى حرفه اى و جهانى نزديك تر كرد.
با اين تعريف، روزنامه نگارى آن لاين بايد سبك نوشتارى متفاوتى داشته باشد.
- قطعاً...كسى كه روزنامه نگارى آن لاين انجام مى دهد به خوبى مى داند كه مهارت هاى عرضه مطالب با نوع چاپى تفاوت دارد. بخشى از آموزش ها روى مهارت هاى فنى متمركز است. مثلاً در گام اول بلد بودن تايپ با «word ». البته در روزنامه هاى آن لاين و چاپى سه مرحله مشترك وجود دارد، جمع آورى، پردازش و عرضه. يعنى خبر بايد ار حوزه خبرى گرفته، پردازش و عرضه شود.اما يك خبرنگار آن لاين منابع خبرى آن لاين را مى شناند. جست  و جو در منابع آن لاين از مهارت هاى اوست و به  جاى كاغذو قلم از صفحه كليد كامپيوتر براى نوشتن استفاده مى كند. بايد بداند چگونه كلمات را بشمارد و به كدام كلمه «لينك» دهد. مرحله عرضه هم تخصص هاى ويژه مى خواهد. دركل، روزنامه نگارى آن لاين از نظر تبديل كردن رويداد به خبر متفاوت است هرچند همان سه مرحله روزنامه نگارى سنتى را دارد. روزنامه نگار آن لاين درمرحله اول بايد به اين فكر كند كه مطلبش را با چه «فرمتى» مى خواهد عرضه كند.
230625.jpg
منظور از «فرمت» چيست؟
- يعنى مطلب قرار است در چه قالبى عرضه شود. روزنامه نگار آن لاين قبل از نوشتن مطلب بايد به اين فكر كند كه قرار است چه اندازه از گرافيك، نقشه، كاريكاتور و چه قدراز متن بهره گيرد يا براى مطلب صدا و تصوير بگذارد. اين اصل اول براى روزنامه نگارى آن لاين است. اصل دوم اين است كه بداند رابطه خبرو گزارش نوشته شده با ساير مطالب چگونه است. يعنى چه اندازه مى تواند از لينك استفاده كند. سوم، بايد توجه كند كه مطلب نوشته شده تا چه اندازه قابليت «اسكن شدن» دارد. مطلب سايبر بايد با يك نگاه خوانده و اسكن شود نه آنكه مخاطب مجبور باشد مطلب را تا آخر بخواند.
نكته ديگرى هم وجود دارد.اينكه روزنامه نگار چه اندازه به فرد كمك مى كند تا از برخى اطلاعات به صورت پرشى عبور كند. مثلاً مطلبى مى نويسيم درباره يك فيلم. چه اندازه لازم است درباره طراحى صحنه، بازيگران و كارگردانى توضيح دهيم. اين نكته مهم است كه روزنامه نگار چه اندازه به درخت اطلاعاتى كه قبلاً درباره اين فيلم در محيط وب وجود داشته، مطلب اضافه مى كند. اگر قرار است مطلبى نوشته شود كه از قبل وجود داشته، بايد اجازه دهد مخاطب از روى مطلب بپرد. روزنامه نگار بايد اينجا، با يك لينك، خواننده را به مطلبى كه از قبل وجود داشته ارجاع دهد.
درباره اينكه چه سبكى براى نوشتن مطلب آن لاين مناسب است، ترديدهايى وجود دارد.مثلاً «نرم خبر».
- اين نرم خبر درايران به نظرم به داستان عجيب و غريبى تبديل شده است. من مدتى روى اين نكته اصرار داشتم وبعد كه اين ماجرا جارى شد خودم فاصله گرفتم.
«سافت نيوز» يا نرم خبر، محصول و در واقع دافعه هرم وارونه است. وقتى در دنيا احساس شد، سبك هرم وارونه ممكن است به دليل خشكى مطالب كمى خسته كننده باشد، به سبك «chronological style» يا مبتنى بر زمان روى آوردند كه درايران به اشتباه آن را سبك تاريخى ترجمه كرديم درحالى كه اصلاً به تاريخ ارتباطى ندارد و بوى نفتالين نمى دهد.اين سبك خود را به توالى سكانس رويدادها در جهان واقعى پايبند مى داند. بعدها ديدند شايد اين سبك هم طولانى شود و خواننده نخواند. بخشى اولى به آن اضافه كردند به نام مقدمه يا ليد.بعد ها سبك «هرم شنى» را ساختند.عده اى از روزنامه نگارى نوين سخن گفتند و الان هم غربى ها همين ضرورت هاى خبرى را به دو مقوله «هارد» و «سافت» يا نرم خبر و سخت خبر تقسيم كرده اند.همانطور كه سخت افزار و نرم افزار به كاربرده مى شود و يا درعرصه روابط بين الملل مى گويند « قدرت سخت» يا « قدرت نرم».
در طبقه بندى جديد، يك رشته «ژانرها» در مقوله سخت خبر و بقيه در مقوله نرم خبر جا داده شده اند. تمام ژانرهاى زيرگروه سخت خبر، شتاب و ضرب خبرى بالايى دارند. اما آنها كه زير دسته نرم خبر طبقه بندى مى شوند، زير گيوتين زمان نيستند. اما اين دليل نمى شود كه الان يك خبر سخت  بنويسيم ولحظاتى بعد نتوانيم خبرنرم آن را هم تحويل مخاطب دهيم. اين موضوع امكان پذيراست و تمايز اول اين دونوع خبر، بر اساس زمان است.
و تمايزهاى ديگر؟
- كليشه گريزى از رويه هاى مبتنى برهارد نيوز. اين كليشه گريزى، نرم خبر را جذاب كرد. چندمنبعى بودن هم تمايز ديگرى است.خبرهاى نرم معمولاً چند منبع خبرى دارند. ولى خب الان سافت و هاردنيوز مخالفان و موافقان خود را دارند.مدافعان «سافت نيوز» معتقدند اين شيوه تنظيم و روايت، مبتنى بر اصول دمكراتيك است چون از چند زوايه به يك رويداد نگاه مى كند اما از طرف ديگر، مخالفان نرم خبر هم معتقدند اين شيوه، ضد دمكراتيك است و مخاطبان را نسبت به همه چيز بدون باور مى كند.
از يك زاويه ديگر هم مى شود قضيه را نگاه كرد. عينيت و شفافيت از اصول خبرنويسى است اما نرم خبر به روزنامه نگار اجازه مى دهد تحليل ارائه كند.درواقع نظر روزنامه نگار در انعكاس يك رويداد دخالت زيادى دارد كه اين، عينيت را كم رنگ مى كند و شايد از منظرمخاطب،غيردمكراتيك باشد.اصلاً منصفانه است كه يك «نرم خبر» در صفحه خبر روزنامه منتشر شود؟
- اگر دقيقاً با عناصر خبرى آشنا باشيد مى دانيد سافت و هارد از لحاظ پرداختن به عناصرخبرى هيچ تفاوتى با هم ندارند.اما شما ممكن است با نرم خبرى مواجه شده باشيد كه بد نوشته شده باشد. سافت نيوز هم بايد به شش عنصر كه، كجا، كى و ... پاسخ دهد.
اما در نرم نويسى، مثلاً خلاف هرم وارونه، ما اجازه تحليل هم داريم.اين عينيت خبر را كاهش مى دهد.
- شما در هارد نيوز هم تحليل داريد.چه كسى تحليل مى كند كه كدام بخش خبر مهم تر است و بايد ليد شود؟
متوجه هستم.بالاخره هر خبرى با توجه به تحليل خبرنگار نوشته مى شود اما دست كم مثل نرم خبر اجازه تحليل مسقتيم نداريم.
- سافت نيوز بر خلاف هرم وارونه، تحليل را پنهان نمى كند. يا خبرنگار مى گويد تحليل من از رويداد اين است ويا تحليل منابع خبرى را هم در كنار بقيه عناصر خبرى ارائه مى كند
خب، اين شناخت و جهان بينى خبرنگار است كه او را به سمت يك سرى منابع خبرى و تحليل ها سوق مى دهد كه ممكن است همه ماجرا نباشد.
- اين ديگر بحث جامعه  شناسى و آسيب شناسى توليد خبراست نه بحث سبك ها. دهها آسيب پذيرى ديگر هم هست. مگر تخصص شما در نوع انتخاب سوژه و شيوه نوشتن شما تأثيرندارد؟ نوشتن سافت نيوز دشوارتر است.بايد با منابع خبرى مختلف تماس بگيريد و ... اما تكرار مى كنم كه سافت ، تحليل خود را پنهان نمى كند.هرچند بسيارى نرم خبرها هستند كه صرفا به شيوه دايره اى نوشته مى شوند و تحليل هم ندارند. ولى من سؤالم اين است كه اگر روزنامه اى فقط «سخت» نوشت برنده است؟ اگر نرم نوشت برنده است؟ اين ها ابزارهاى درون چعبه ابزار روزنامه نگارى هستند و نه ملاك هاى برترى.
چرا در حوزه اخبار ؟ فقط چون اسم آن «سافت نيوز» است؟ نرم خبر كه بيشتر به گزارش شباهت دارد...
- سبك هاى نوشتن خبرها را ما تعيين نمى كنيم. رويدادها تعريف مى كنند. نيوز يعنى تازه ها، عنصر اصلى خبرتازگى آن است. اماهر رويداد تازه اى هم قابل خبر شدن نيست. بايد چند عنصر ديگر هم داشته باشد.هرچه عنصر تازگى و دربرگيرى سافت نيوز بيشتر باشد به خبر كلاسيك نزديك تر است.اما دردنيا خبردر حال وقوع را كسى سافت نمى نويسد. ابتدا هارد مى نويسند تا از رقيب عقب نيفتند و بعد مى شود خبر سافت آن را هم نوشت.
اما الان جوى حاكم است كه انگار خبر خوب يعنى «نرم خبر». حتى خبرگزارى ها هم ازاين سبك استقبال كرده اند.اصلاً اين شيوه نوشتن، مناسب فضاى وب است؟
- نه، اتفاقا هرم وارونه مربوط به رسانه هاى آن لاين است. اگر روزنامه ها رفتند به طرف «نرم خبر» به خاطر رقابت با رسانه هاى آن لاين بود. نرم خبر بيشتر در كشورهايى رايج است كه فضاى ماهوارى زنده و فضاى وب قوى دارند امروز چون روزنامه ها در خبر رسانى به خاطر زمان هاى چاپ به پاى ماهواره و وب نمى رسند مجبورند براى رقابت با ماهواره و وب، نرم نويسى كنند و تحليل ارائه كنند. مگر ماهواره هاى جهانى پخش مستقيم همين اجبار را به تلويزيون هاى ملى تحميل نكردند؟ اما جالب است درايران خيال مى كنند در فضاى وب بايد سافت نويسى كنند. گفتم كه من بر خلاف باورهاى رايج در روزنامه نگارى ايران، سافت و هارد را اصلاً درتقابل با هم نمى بينم. اين چيزى است كه اينجا باب شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |