چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۴ -
Wed, Oct 5, 2005
گزارش
۳۲۷۲
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
صنعت توريسم از نگاهى كاملاً متفاوت
بى هويتى معمارانه
محمد رنجبر - آرشيتكت
دفترش كه در كمترين فاصله از يكى از مناطق شهردارى واقع گرديده شامل يك چهار ديوارى با چند ميز و صندلى و يك سماور دائم در حال جوش و يك جعبه با انبوهى از نقشه هاى لوله شده و البته يك گاوصندوق بزرگ در گوشه آن است. درب دفتر كه كاملاً شيشه اى است و تمامى يك ضلع دفتر را در برگرفته با خطى بزرگ نام و عنوان دفتر را مشخص مى كند. آنانى كه همه به او مهندس مى گويند با ژستى حق به جانب و كاملاً بى اعتنا نسبت به ديگران با ريزبينى خاصى در حال مطالعه نقشه هاى روى ميز است. عده اى هم با سر و وضعهاى مختلف روبه روى او نشسته و هركدام از اين علامه همه چيز دان صنعت ساختمان چيزى را طلب مى كنند. مى گويند كار اين دفتر تبديل دستور نقشه صادر شده از طرف شهردارى به نقشه هاى محاسباتى و معمارى است و البته كاوش جهت پيدا كردن وسايل طراحى و نقشه كشى و يا حتى محاسباتى بى فايده است، چرا كه مهندس دفتر ما به محض انداختن گوشه چشمى به دستور نقشه شما و اطلاع از طول و عرض ملك زبان بسته در يك چشم به هم زدن نه تنها طرح معمارى آن را در ذهن خلاق خود مجسم مى نمايد بلكه تمامى محاسبات مربوطه را نيز بر روى كاغذ مى آورد و با سرعتى معادل همين، قراردادى را بين خود و مالك منعقد نموده و ضمن اخذ يك پيش پرداخت زمان تحويل نقشه ها را به حداكثر ۱ يا ۲ روز آينده وعده مى دهد كه صد البته به عهد و پيمان خود وفادار خواهد بود. حال سؤالى كه در اينجا به وجود مى آيد اين است كه چرا و چگونه؟ مگر ممكن است كه نقشه هاى معمارى به اين سرعت طراحى شوند؟ آيا براى طراحى نقشه ها و روابط داخل فضاها نبايستى اصول معمارانه اى را مدنظر قرار داد؟ آيا نماى ساختمان يك مستطيل يا مربعى است كه به صورت اتفاقى تعدادى مربع،  مستطيل و مثلث از بعضى قسمت هاى آن بيرون زده است؟ مساحت و تعداد اين پنجره ها را چه كسى تعريف مى كند؟ به منظور پاسخگويى و رسيدن به پاسخ اين سؤالات بد نيست نظرى بيفكنيم به روندى كه يك زمين يا ملك از زمان صدور دستور نقشه تا هنگامى كه نقشه هاى ساختمان تهيه مى شود. پس از تسليم مدارك اوليه زمين به شهردارى از طرف مالك براساس ضوابط و قوانين مربوطه اقدام به صدور دستور نقشه كه در آن تمامى ابعاد و اندازه هاى مجاز مشخص شده نموده و آن را جهت تهيه نقشه به مالك تسليم مى نمايد. هر ساختمان به منظور صدور جواز يا پروانه خود نياز به نقشه هاى معمارى، محاسباتى و تأسيساتى دارد كه جهت تهيه هركدام از اين نقشه ها يك مهندس شامل معمار، محاسب و تأسيسات به طور جداگانه بايستى اقدام نمايد. نقشه معمارى را بايستى مهندس معمار با توجه به تمامى فراگرفته هاى خود در دانشگاه، روابط فضايى هويت معمارانه، ارزشهاى معمارى بومى منطقه طراحى و تهيه نمايد و در اين عرصه به ويژه در طراحى نماها كه نقش بسيار بسزايى در جداره هاى شهرى و هويت يك شهر دارا هستند بسيار دقت نموده و با زيركى خاصى به طراحى آن همت گمارد. با توجه به تخصص خود روى سخنم بيشتر با مهندسين معمار ساختمان است كه در زايش و ايجاد يك ساختمان و در نهايت يك شهر با هويت نقش بسزايى را ايفا مى نمايد. متأسفانه در شهرهاى جديد على الخصوص شهرهاى بزرگ كشورمان ايران به ويژه در ساختمانهاى با متراژ كمتر از ۲۰۰۰ متر زيربنا كه ظاهراً به نقشه هاى تأسيسات هم احتياجى ندارند اين معضل به طرز چشم گيرى مشاهده مى شود. به جرأت مى گويم كه در حال حاضر بيش از ۵۰ درصد نماهاى ساختمانهاى مسكونى بعضى پلانهاى مربوط به آن را آرشيتكتهاى ما طراحى نمى كنند. سهم معماران ما در طراحى اين ساختمان ها تنها و تنها حك نمودن مهر مهندس معمار و يك امضا در پاى نقشه هاى از پيش تعيين شده و كليشه اى است كه در دفاتر به اصطلاح مهندسى اى كه فضاى آنها تا اندازه اى در ابتداى اين نوشته تصوير گرديد به صورت انبوه توليد شده و مى شود. 
اگر سرى به اين دفاتر بزنيد با آلبومى كه از كارهاى قبلى خودشان جلوى شما مى گذارند بلافاصله شما را به ياد سالن هاى برگزارى مجالس عروسى و جشن مى اندازند كه قبل از هرچيز منوى غذاى خود را با عكسهاى آنها به شما پيشنهاد مى كنند. آيا به راستى معناى معمارى همين است؟ آيا نقشه معمارى يعنى يك پلان بى هويت با چند نماى مستطيل شكل با حفره هايى كه به آن پنجره مى گويند كه از قضا اندازه آنها هم دست مالك يا آهنگر سازنده درب و پنجره است؟ آيا تبعات اين نوع طراحى گذشته از ايجاد يك معمارى بى هويت و در نهايت يك شهر بى هويت، به دليل بزرگى يا كوچكى پنجره يا به دليل غير علمى طراحى شدن آنها چيزى جز به هدر رفتن ميلياردها تومان ثروت ملى و سوخت و نيز به وجود آمدن فضايى تاريك و غيرقابل تحمل جهت سكونت نيست؟ مسؤول كيست؟ آرشيتكتهاى ما در تعيين نوع مصالح جهت نماها نقشى ندارند؟ جداره هاى شهرى ما تبديل به كلكسيونى از مصالح مختلف گرديده كه از يك معمارى كاملاً بى هويت و اتفاقى خبر مى دهد. چه كسى بايستى در يكدست شدن ايجاد هويت معمارانه و ارزشهاى مربوطه و در نهايت زيبايى شهر و شهرسازى ساختمانهاى شهر آستين همت بالا بزند؟ مگر غير از اين است كه ساختمان چون يك تابلو نقاشى است كه عابرين و ساكنين بايستى حداقل ۲۰ يا ۳۰ سال ظاهر يا باطن آن را تحمل كنند؟ نظير اين معضل در طراحى پلانها و روابط داخل فضايى نيز حاكم است. انگار ما همان ايرانيانى نيستيم كه در طراحى خانه هاى مسكونى مان قبل از هرچيز به محرميت توجه داشتيم. كمتر ساختمان مسكونى و آپارتمانى را مى توان يافت كه با باز شدن درب ورودى تا ته خانه مشخص نباشد. كمتر ساختمانى را مى توان پيدا كرد كه بخشهاى خصوصى و عمومى آن كاملاً از هم تفكيك شده باشند. آيا زندگى در اين خانه ها چيزى جز عذاب نيست؟ مسؤول كيست؟
معرفى كتاب
230643.jpg
سياست هاى خبرى و چالش هاى فرهنگى


كتاب حاضر حاوى ديدگاه هاى احمد مسجدجامعى در دوران تصدى مسؤوليت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به اقتضاى مناسبت هاى خاص و يا در ديدار با دست اندركاران خبرگزارى هاى غيردولتى ارائه شده است. ديدگاه هاى موجود در اين مجموعه در واقع شامل سياست هاى خبرى و ملاحظاتى است كه به عنوان مبانى توسعه فرهنگى در حوزه اطلاع رسانى ملى دنبال شده است. ترتيب ارائه اين ديدگاه ها بر اساس توالى زمانى است. اين كتاب با تلاش خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران تهيه و تدوين شده و به چاپ رسيده است و با بهاى ۷۰۰ تومان در ويترين كتابفروشى ها جاى دارد.


نفرين شدگان نميرميران


كتاب حاضر رمانى از خليل ميرزايى نويسنده چهل ساله و تواناى ايرانى است. او براى كتاب خود نوشته است: چيزهاى بزرگ در دنيا زياد نيستند، اما ما در چه مسيرى گام برمى داريم: آيا مسير حركت ما به گونه اى هست كه انديشه هايمان بر بستر زمان سوار شوند و يا بين انديشه و عمل شكافى به پهناى درياها و ژرفاى غم ها ايجاد مى شود و گاه چنان بر وجودمان سايه مى اندازد كه ... نفرين شدگان نمير ميران تلاشى است جهت تصوير انديشه ها و عملكردهاى گوناگون؛ تيره ترين تا شادترين رخدادها، تلاشى است جهت تصوير دو كران واقعى يا دو دنيايى كه در اصل حد و مرزى نمى توان براى آن قايل شد و يا تعريف دقيقى از آن ارائه كرد اما مى توان با تمام وجود آن ها را حس كرد، با آن ها درگير شد و گاه با آنها زندگى كرد، نبردى است بين دو كران كه از پليدى تا نيكى از زشتى تا زيبايى، از مرگ تا زندگى، از دوزخ تا پرديس و از ابليس تا خدا كشيده شده است. دو كرانى كه نمى توان آن ها را با جسم يا فيزيك يك لمس كرد، بلكه بايد از ژرفاى دل، ورانى وجود و پهناى روح در آن غرق شد تا واقعيت هاى نهفته در دل جامعه را درك كرد. اين رمان با مرگ آغاز مى شود. روح زندگى، روح مبارزه جويى و روح رسيدن را به نمايش مى گذارد و در نهايت در نبرد بين زشتى و زيبايى... در اين رمان به هيچ وجه تلاش نمى شود به زور اشك ديدگان خوانندگان جارى شود يا لبخند بر لبانشان نقش بندد بلكه با صحنه پردازى و ايجاد همگونى بين طبيعت و درون انسان شما را در همان موقعيت و حس قرار مى دهد، بى شك نفرين شدگان نمير ميران مى توانست عشق در نمير ميران باشد، اگر... كتاب نفرين شدگان نمير ميران در انتشارات نگاه به چاپ رسيد و با بهاى ۸۵۰۰ تومان در ويترين كتابفروشى ها قرار دارد.

مديريت مطبوعات،
جستارى در راهبردها و چالش هاى مطبوعات ايران


اين مجموعه كه نوشته دكتر سيد محمد صحفى است، گزارشى است از ايده پردازى هاى نوين، نكته سنجى و نيازسنجى هاى تازه، ضرورت هاى شكل گرفته بر بستر تحولات اجتماعى و نيز الزامات تغيير نگرش و تحولات ساختارى. البته برخى امور كه مورد اشاره قرار گرفته ويژگى تحول ساختارى را ندارد و به عنوان يك رويداد يا يك تصميم مديريتى و اجرايى ويژه شناخته شده و به آن اشاره رفته است تا در برنامه ريزى هاى آينده مطبوعات چشم بر آنها بسته نشود. فصل هايى از اين مجموعه در قالب خلاصه اى از مهمترين اقدامات سال هاى خدمت صاحب اين قلم (سال هاى ۸۱ تا ۸۳) و نيز هشدارهايى درباره مشكلات ادارى، اجرايى و تشكيلاتى نگارش يافته كه براى ثبت در سوابق آمده است. اين كتاب در انتشارات روزنه به چاپ رسيده و با بهاى ۲۵۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.


پنج زبان عشق كودكان


هر كودكى بايد از عشقى عميق و بى قيد و شرط برخوردار باشد. اما اين عشق را چگونه بايد به او ابراز كرد. كودكان بشدت نياز دارند بدانند والدين چقدر دوستشان دارند اما اگر پدر و مادر زبان عشق خاص آنها را ندانند، ممكن است هرگز نتوانند آن را به كودكان خود نشان دهند و در نتيجه نمى توانند عميق ترين نيازهاى عاطفى كودك را برطرف كنند. گرى چاپمن و راس كمپل در اين كتاب به والدين مى آموزند چگونه مى تواند زبان عشق كودك خود را فرابگيرند. سيمين موحد اين كتاب را ترجمه كرده و نشر ويدا نيز كار انتشار ين كتاب را برعهده داشته است. كتاب پنج زبان عشق كودكان با بهاى ۲۴۵۰ تومان در ويترين كتابفروشى ها موجود است.
صنعت توريسم از نگاهى كاملاً متفاوت
فكر نمى كردم اين طور باشد!
230646.jpg
وفا شمس
«ايرانيان عادت ندارند در منزل خود حمام بگيرند... هيچ مقررات ثابتى در مورد تعويض آب خزينه وجود ندارد. ورقه چربى جمع شده روى آب، روزى سه مرتبه و لجن كف آن روزى يك مرتبه صبح به صبح خارج مى گردد... هر كس مى تواند از حمام استفاده كند. اگر مبتلا به سفليس يا كچلى است يا دوران نقاهت تيفوس را مى گذراند. كسى نيست كه از حمام گرفتن او جلوگيرى كند» عصبانى نشويد. اين بخشى از گزارش هيأت اعزامى اداره صحيه جامعه اتفاق ملل است كه در سال ۱۳۰۳ تهيه شد. شايد ايراد ما اين است كه سعى مى كنيم هميشه پنجره هاى خوب را باز كنيم.
تصويرى كه از ايران سال هاى دور (اوايل قرن) نزد جهانيان وجود شد در هاله اى از خيال و واقعيت تنيده شده بود. در يادداشت ها، سفرنامه هاى متعددى كه منتشر شده نمايى از ايران را مى بينيم كه تلفيقى از وضعيت نامناسب بهداشت، بيابان هاى وسيع، شكوه كوهستان ها، تغذيه غيراصولى، ميهمان نوازى و صحنه هاى غريبانى است كه مى پنداشتند در مركز ثقل تمدن جهان قرار دارند.
«هارولد اف وستون» يك آمريكايى بود كه در سال هاى ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ همراه نيروهاى انگليسى ژنرال دنسترويل از بين النهرين وارد خاك ايران شد. او در بخشى از يادداشت هاى خود مى نويسد: «به منزل يا مسافرخانه كنار جاده و سالن پردود و بزرگ آن داخل شديم، يك سكوى پهن براى نشستن وجود داشت كه با گليم هاى زمخت و ناهموار پوشيده شده بود. ميهمانان به گونه اى انكارناپذير از گدايان تشخيص دادنى نبودند، فضاى قهوه خانه انباشته از رايحه كرخت كننده و سرگيجه آور افيون بود. اثر ماده مخدرى كه مايه ننگ مردم ايران امروز است. بعضى ها داشتند قليان مى كشيدند، هر كدام يك يا دو پك عميق مى زدند و لوله مارپيچ طولانى قليان را كه دهانه اى مستعمل و آلوده داشت به يكديگر تعارف مى كردند.»
هر چند امثال اين آمريكايى نمى توانستند زيبايى هاى نهفته در ايران را نيز كتمان كنند:  «يكى از زيبايى هاى جادويى ايران اين است كه به طور مداوم تضادهاى نامنتظر باشكوهى را در اطراف خود مشاهده مى كنيد. مثلاً خنكاى دلپذير و مطبوع باغى سبز، حرارت سوزاننده دشت لم يزرع را در هم مى شكند. منظره پرابهت قله اى پربرف، هنگامى كه شما در غبار راه به كندى و ملال و باتحمل ۱۱۰ درجه فارنهايت، طى طريق مى كنيد چشم هايتان را نوازش مى دهد و گنبد چندرنگ مينايى يك مسجد به قدرى زيبا و آرامش دهنده است كه خانه هاى خشتى و ويران اطراف را به كلى از خاطر مى بريد.»
گمان مى برد در چادر زندگى مى كنيم
نمى توان گفت ما اكنون در دوران طلايى صنعت توريسم قرار داريم. آخرين اظهارنظر مقامات رسمى به كمبود هتل ها و مراكز اقامتى بازمى گردد. درآمد ايران از صنعت توريسم بسيار ناچيز است و درست در همسايگى ما تركيه قرار دارد كه سالانه سود هنگفتى از طريق جذب جهانگردان به دست مى آورد. اگر افرادى چون «هارولد اف.وستون» ايران را در مجموع كشورى عقب مانده مى ديدند مشكل كنونى چيز ديگرى است. يكى از مهمانان چهارمين دوره بازى هاى زنان مسلمان كه هفته گذشته در تهران به پايان رسيد چيز عجيبى مى گفت: «راستش را بخواهى تصور مى كردم به كشورى مى روم كه مردمش در چادر زندگى مى كنند. زنانش در كنج خانه ها و پشت درهاى بسته وظيفه اى جز زاييدن ندارند و فضا بشدت پليسى است اما حالا مى بينم چقدر ابله بوده ام!»
هر چند تصورى كه وى از كشورمان داشت نشان دهنده دور بودن او از حداقل مطالعات پيرامون ايران است ولى واقعيتى انكارنشدنى درون خود مستقر دارد.
به پاسخ هاى توريست ها در چند سال اخير دقت كنيد. وجهه اى مشترك در بين تمامى آنها وجود دارد كه باگفتن چنين جمله اى بيانش مى كنند: «اصلاً فكر نمى كردم ايران اينگونه باشد، حالا نظرم عوض شد.»
آيا ما در تمام سال هاى گذشته همين قدر كار كرده ايم كه مسافران ورودى به اين نتيجه برسند كه طور ديگرى در مورد ايران فكر مى كرده اند؟ چه عواملى چنين تفكرى را در ذهنشان ملكه كرده؟ آيا مى توان به راضى كردن تك تك مردم كره زمين براى سفر به ايران و عوض شدن نظرشان دل بست؟
* اين گزارش مى توانست با نگاهى به آمارتوريست هايى كه ايران را انتخاب كرده اند ادامه يابد ولى به نظر مى رسد در اين حوزه قبل از بررسى هاى آمارى و صحبت مسؤولان به يك رفرم همه جانبه نياز داريم. هرچند اتفاقاتى دارد مى افتد. تور اروپايى شكوه هخامنشيان مى تواند يك قدم باشد كه چندى است برداشته شده ولى كافى نيست. دنيا بايد ابتدا نظرش را در مورد ايران عوض كند تا به جاى حيران شدن از نظرش پيرامون ايران در سفر به كشور به چيزهاى ديگر دقت كند. خانم شندى الشوفى، دختر جوان سوريه اى كه براى سفر چند روزه به تهران آمده بود مى گفت: «هتل محل اقامت من روبروى رشته كوه هاى البرز است. اين طبيعت بى نظير است آن هم در وسط پايتخت. باورم نمى شود ايران چنين مناظرى داشته باشد، حال آنكه قبلاً فقط در مورد دود و ترافيك و جمعيت زياد آن شنيده بودم» اما حتى شندى هم همان جمله معروف را مى گويد: «تصورم چيز ديگرى بود.»
ما چه كرده ايم؟ بسيارى مردم دنيا براى شناختن كشورى كه به سرزمين چهارفصل مشهور است هنوز هم به نوشته هاى امثال هارولد رجوع مى كنند. نوشته هايى كه حدود ۸۰ سال پيش به رشته تحرير درآمده اند. اگرنه چرا هنوز بايد جمله كليشه اى «فكر نمى كردم ايران...» را بشنويم؟
راهى براى شكست آن قاب
اميد حالا ۳۰ ساله است. سالى يك بار به تركيه مى رود. جالب آن كه اسامى بسيارى از اماكن تاريخى و توريستى اين كشور را مى داند.
ايرانيانى كه دبى را به عنوان مكانى براى تفريح يا سياحت انتخاب مى كنند نيز كم نيستند. روزانه حدود ۳۰ پرواز از ايران به مقصد دبى انجام مى شود كه اگر متوسط ظرفيت هر پرواز را ۲۵۰ نفر در نظر گرفته و فرض كنيم هر مسافر حداقل ۱۰۰۰ دلار با خود خواهد برد روزانه رقمى حدود ۷ ميليون دلار از ايران وارد دبى مى شود. اين در حالى است كه ما هنوز زيبايى درونى كشور خود را نمى شناسيم. شايد در چنين فضايى انتظار داشتن از بيگانگان چندان منطقى نباشد. آمارها نشان مى دهد در سال ۸۳ كمتر از يك ميليارد دلار از طريق صنعت توريسم درآمد داشته ايم و در مقابل به رقمى بيش از ۱۱ ميليارد دلار براى تركيه اى ها برمى خوريم. برخى كارشناسان معتقد هستند به عنوان مثال ورزش مى تواند بخشى از برنامه هاى جذب توريست را عملى كند. آمارها نشان مى دهد اگر درست عمل كنيم مى توانيم در جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان، حدود ۵ ميليارد يورو از محصولات هنرى - فرهنگى كشورمان را بفروشيم و هزاران هزار نفر از مردم جهان را براى آمدن به ايران تشوق كنيم.»
... و اين فقط يكى از صدها راه پيش روى ماست تا تصويرى مانند آنچه كه در اوايل قرن گذشته در مورد ايران از سوى مسافران غربى ارائه مى شد، در هم شكند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |