چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۴ -
Wed, Oct 5, 2005
ويژه ۱
۳۲۷۲
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
نگاه روز
گزارشى درباره نخستين كارگاه بازآفرينى مهارتهاى گفت وگو
نگاه روز
رمضان، ماه ميهمانى خدا و زدودن دل از زنگارها
حسن خسروى - پژوهشگر و مدرس علوم قرآنى
رمضان ماه نهم از سال هجرى قمرى است. رمضان مأخوذ از «رمض» به معنى سوختن است، چون ماه روزه، گناهان را مى سوزاند. يا بعضى ديگر گفته اند «رمض» به معنى سوخته شدن پاى از گرمى زمين است. چون ماه روزه موجب سوختگى و تكليف نفس مى شود
( لغتنامه دهخدا ص۱۲۲۳۸).
ماه رمضان، از جهت عظمت، كرامت، شرافت و فضيلت بر ماههاى ديگر رجحان و برترى دارد.
هرسال، در ماه مبارك رمضان دعا مى كنيم كه خدايا! به ما توفيق بده تا رمضان ديگرى را درك كنيم و از خوان بيكران نعمات تو بهره مند شويم. اى دوست! اينكه دعايمان مستجاب شده است و در آستانه رمضان ديگرى هستيم. پس بياييد قدر لحظات عمر خويش را بدانيم كه «اين قافله عمر عجب مى گذرد» رمضان ماه قرآن است. ماه عبادت و خودسازى، ماه نزديك شدن و تقرب به خدا است. رمضان ماه نزول قرآن است و هنگامه تهجد و دوستى بيشتر با خدا. رمضان مالامال از صفا و معنويت است. ماهى است كه در آن روزه داران به ضيافت الله دعوت شده اند و خداوند حكيم و عليم شخصاً ميزبان روزه داران و پرهيزكاران مى باشد. بياييد در اين ايام متبركه و ممهور به مهر «شهرالله» به كارنامه اعمال خود نظرى بيفكنيم و كاستى هاى خود را جبران كنيم و قبل از آنكه به حسابمان رسيدگى نمايند، كردار و رفتار و امور خويش را حسابرسى كنيم. بياييد زنگار كينه و خودخواهى و اطاعت وپيروى از دنيا و شيطان را از دل بزداييم و در رود مطهر و مصفاى رمضان، خود را شست وشوى دوباره اى بدهيم. بياييد در اين ماه مقدس از خوراك و خواب و لذات دنيا كم كنيم و بر عبادت و شب زنده دارى و قرائت قرآن و اطاعت هر چه بيشتر از حضرت حق افزون  نماييم. بياييد فرزندان و خانواده و نزديكان خود را گرد قرآن آورده و آنها را با تعاليم هستى بخش و سازنده و سعادتمند آن آشنا نموده و انس و الفت بيشترى با قرآن وعترت پيدا كنيم. به راستى آيا مى دانيم و مطمئن هستيم كه رمضان سال ديگر را درك خواهيم كرد!؟! بياييد در ماه رمضان شب زنده دار بوده و وقت گذرانى هاى بيهوده را كنار بگذاريم و طرحى نو در اندازيم. چرا كه در روز قيامت تقوا و عمل نيك است كه نجاتمان مى دهند. پس فكرى براى خويش كنيم تا در زمره غافلين محسوب نگرديم. بياييد درماه رمضان توقعات و انتظارات و امر و نهى هاى خود را كنترل كنيم. اگر روزه مى گيريم نبايد بداخلاق و ترشرو شويم. نبايد فقط به فكر خود بوده و براى ديگران اهميت قايل نباشيم.
اگر بنده و شما روزه مى گيريم آيا بايد به زن و بچه و اطرافيان سخت بگيريم؟ روزه اى كه با اذيت و آزار و منت باشد چه فايده اى دارد؟ عجب روزگارى شده است. بعضى ها مى گويند در هنگام افطار و سحرى زياد بخوريم كه گرسنه مان نشد. چه و چه بخوريم و بنوشيم كه تشنه مان نشود. اى دوست! اگر قرار است كه آنقدر بخوريم و بياشاميم كه گرسنه و تشنه مان نگردد پس اين چه روزه و چه عملى است كه ما انجام مى دهيم؟ آيا فلسفه روزه واقعاً اين است؟ مگر نه اين است كه يك بعد مهم روزه دارى درك حال مستمندان و محرومان جامعه است؟ اين همه غذا و خوردنى هاى رنگارنگ در سر سفره افطار براى چيست؟ براى درك حال محرومان؟!؟! پناه ببريم به خداوند كه شيطان قوى است و قسم خورده. متأسفانه ريخت و پاش هاى مربوط به ميهمانى هاى افطارى، دل هر مؤمن خداپرست را آزار مى دهد. ببينيد كه چه خرجها و چه اسرافهايى مى شود. ببينيد كه چه رقابت و چشم و هم چشمى به وجود آمده است. ببينيد كه چه سفره هاى الوان و رنگارنگ و پرهزينه اى با پول بيت المال ترتيب داده مى شود. آيا بهتر نيست بيشتر به دنبال رضاى الهى باشيم تا رضايت ديگران. پس بياييد در خود نيك نظر كنيم و نواقص كار را تا سرحد امكان رفع نماييم چرا كه فردا دير است و فرصت از دست مى رود. چرا كه امروز وقت عمل است وحساب نيست و فرداى قيامت وقت حساب است و از كسى عمل نمى خواهند. به راستى براى فرداى قيامت، توشه و ذخيره ما چيست؟ به راستى ما كجاييم و كجا بايستى باشيم؟ نكند عمر خويش را خداى نكرده طورى سپرى كنيم كه در پيشگاه قرآن و عترت سرافكنده گرديم. پس بياييد كارى كنيم كارستان.
چه خوب مى شود كه اگر رمضان و روزه گرفتن را فرصتى براى رژيم گرفتن و لاغر شدن خودمحسوب نكنيم. چه خوب مى شود كه اگر روزه گرفتن را فقط نخوردن و نياشاميدن ندانيم بلكه روزه را توفيقى بدانيم براى تزكيه، براى رهايى از قيد و بند و علايق دنيوى و عادات روزمره. در روزه گرفتن همه اعضا و جوارح ما شايسته است كه روزه باشند يعنى دست و پا تخلف نكند،  زبان بيهوده نگويد، فكر بيجا نينديشد، چشم گناه نكند و گوش سخن لغو نشنود. عجب ماه پرفضيلتى است رمضان، عجب صفا و محبتى دارد رمضان و حيف است كه در چنين ماهى پر مرتبت، من روزه دار به فكر لحظه شمارى براى رسيدن وقت افطار و تمام شدن آن باشم. حيف است كه در اين سفره بار عام الهى، سير و سيراب نشده دست از غذا بكشيم!؟!
چه خوب مى شود كه اگر همچون امام سجاد (ع)، در فراق رمضان گريان و دلتنگ شويم و به دنبال حلاوت و شيرينى رمضان بگرديم. عبادت و تقريب جستن به ذات اقدس الهى چه شور و نشاطى دارد. گريه و زارى به آستانش آنهم در شبهاى قدر رمضان چه صفايى دارد. آنقدر بگويم كه خوشا بحال ميهمانى كه از صاحب خانه و ميزبان، مدال افتخار و هديه و يادگارى بگيرد. خوشا بحال ميهمان و روزه دارى كه از ميزبان خويش، خداوند، لوح تقدير و كارنامه قبولى بگيرد. اى رمضان! چقدر دير به دير به كوى ما سر مى زنى و چقدر زود از ما جدا مى شوى، ما را با خود جاودانه ساز و شراب ناب انسان شدن و خدايى شدن را به ما بچشان.
رمضان! تو ريسمان محكم هدايت و رشد و شكوفايى و تعالى ما هستى. دست ما را بگير و بالا ببر. آيا مى شود ما هم به واسطه كريم اهل بيت،  مولود رمضان، امام حسن مجتبى (ع) صاحب مقام و منزلتى شويم كه مقرب درگاه الهى گرديم. آيا مى شود ما هم به واسطه رمضان و شبهاى قدر و به واسطه جايگاه رفيع اولين شهيد محراب عشق و عبادت و بندگى و ايثار، حضرت على عليه السلام به درجه اى برسيم كه در صحنه محشر، دستمان را قرآن و عترت بگيرند و به جنات خلد رهنمون سازند. آرى مى شود.
رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند
بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت
خدايا روزه و عبادت ما را مقبول درگاهت قرار ده و روز قيامت، ما را در زمره روسفيدان و قبول شدگان آزمون زندگانى دنيا منظور فرماى.
اى كه دستت مى رسد كارى بكن
زآنكه فردا نايد از تو فرصت هيچ كار
بياييد از خداوند بخواهيم كه ما را با قرآن و عترت زنده بدارد و با قرآن و عترت بميراند و با قرآن و عترت محشور فرمايد.
آمين يا رب العالمين.
گزارشى درباره نخستين كارگاه بازآفرينى مهارتهاى گفت وگو
فرصتى از جنس گفت و گو
230661.jpg
ساعت ۸:۳۰ صبح روز سه شنبه، بيست و دو تن از متخصصان رشته هاى علوم انسانى و دست اندركاران فعاليتهاى اجتماعى و آموزشى پا به فضاى آرام و دلنشين موزه مى گذاشتند در حالى كه كنجكاوى شيرينى در چشم هايشان برق مى زد، آهنگ مصمم و ريتم محكم گام هايشان، حاكى از آن بود كه به سوى هدف ويژه اى حركت مى كنند. هدفى كه آگاهانه انتخاب شده است. از شكل و شمايل آنها پيدا بود كه براى بحث و بررسى درباره موضوعى علمى انتخاب شده اند. تك تك مى آيند. كنجكاو مى شوم.
يك خانم و آقاى خارجى كه چهره اى نجيب و عالمانه دارند به همراه دو خانم ايرانى وارد مى شوند. گرم گفت وگو هستند.
به راستى اين جماعت به كجا مى روند؟ كنجكاوتر مى شوم.
كمى تضمين مى شود،  كتابى در دست همه آنهاست: «با هم انديشيدن، راز گفت وگو» به سختى اين عنوان را در لابه لاى انگشتان تازه واردان مى خوانم.
برايم جذاب تر مى شود،  گفت وگو؛ گفت وگو، اى گوهر مفقود شده؛ اى فضيلت فراموش شده؛ به راستى چه موهبت بزرگى هستى تو. هر قدر، هر جا، هر كس و هر وقت در اين باره كار كند و فداكارى نمايد براى جامعه مان كم است. براى شكوفا كردن و تقويت استعدادهاى ذاتى انسان ها كم است.
به تازگى دريافته ام كه ريشه اغلب مشكلات فردى و اجتماعى و خانوادگى، سياسى و مذهبى، در نابسامانى فرآيند گفت وگو در جامعه است. آرامش و مهربانى و كار گروهى و توسعه ملى در گرو هدف مشترك، هدف مشترك در گرو تفاهم مشترك و تفاهم مشترك هم رهين درك مشترك است. درك مشترك نيز تنها از طريق گفت وگوى درست حاصل مى شود. حوصله كنجكاوى ام از دست شرم حضورم سر مى رود و پاهايم تسليم بى قراريم مى شوند. به سراغ تازه واردان يعنى همان دو ايرانى و دو خارجى مى روم. با عذرخواهى و دستپاچگى سؤالاتم را پشت سر هم طرح مى كنم. همه چيز را مى فهمم. چون درست به هدف زده ام. اين چهارتن از اعضاى طراحى و اجراى برنامه امروز يعنى كارگاه «بازآفرينى مهارت هاى شنيدن و گفتن» هستند. همه چيز دست به دست هم داده؛ كارگاه چهار روزه گفت وگو، در موزه امام على (ع)، در روزهاى اول شعبان و تولد امام حسين (ع)، در ميان جمعى از كارشناسان و دلسوزان، چه روز خوبى است. خدا روزى امروز مرا خوب جايى مقرر فرموده. كاش مى شد آيين گفت وگو را از مباحثات امام جعفر صادق (ع) با ماده گرايان آن هم در خانه خدا، استخراج كرد. خلاصه كنم.
در جمع آنها هستم: خانم دكتر فاطمه صدر عاملى كه هم پيشنهاددهنده طرح كارگاه است و هم مترجم همان كتاب، خانم مهندس صدر كه عضو هيأت مديره مؤسسات امام موسى صدر است، دكتر يوهانس هارتكه ماير و همسرش خانم دكتر مارتينا هارتكه ماير كه از آلمان آمده اند.
خانم صدر مى گويد: با كمك تنى چند از دوستان و كارشناسان دلسوز، مؤسسه فرهنگى تحقيقاتى امام موسى صدر و انجمن مؤسسات امام موسى صدر در سال ۱۳۸۲ تأسيس شد. مؤسسات امام موسى صدر بنابه وسع خود اهداف فرهنگى و اجتماعى و آموزشى گوناگونى را تعقيب مى كند. در قلمرو فرهنگى تحقيقاتى ما وظيفه خود مى دانيم به موازات پيگيرى قضيه ربودن امام موسى صدر با هدف آزادى ايشان،  آراء، انديشه ها، منظومه فكرى و مجموعه عملى ايشان را معرفى كنيم و با پشتگرمى و بهره مندى از اين گنجينه كم نظير و پردازش و مفهوم سازى آنها براى مشكلات و نابسامانى هاى فرهنگى راه حل ارائه نماييم. براى تحقق مأموريت هاى فرهنگى مان اقدامات متنوعى را از قبيل برگزارى سه كنفرانس بين المللى در دانشگاه مفيد،  دانشگاه تهران، دانشگاه شهيد بهشتى، تأسيس پايگاه اطلاع رسانى، انتشار كتاب و مقاله، و نظاير آن سامان داده ايم.
يكى از اصولى كه براى فعاليتهاى اجتماعى در مؤسسه تصويب شد، پرهيز از كارهاى جزئى و مقطعى با تأثير كوتاه مدت و محدود و در عوض پرداختن به فعاليتهاى ريشه اى و اساسى در سطح ملى و ناهنجارى هاى بحران ساز بود. در اين پيوند زمانى بود كه خانم صدر عاملى طرح «بازآفرينى مهارت هاى گفت وگو» را به مؤسسه پيشنهاد دادند و با استقبال همه اعضاى هيأت مديره روبه رو شد چرا كه تمام مشخصات پيش گفته و ديگر ويژگى هاى موردنظر مؤسسه را داشت. هرچند كه وسعت كار براى اولين تجربه و با هدف اجراى خوب و مؤثر بسيار سخت مى نمود اما به لطف خدا و با همت و هم فكرى سركار خانم اعرابى، جناب آقاى مهندس شاه حسينى و جناب آقاى مهندس حاج على محمدى و خود خانم صدر عاملى بالاخره به مرحله اجرا درآمد.
به نظر مى رسد كه طرح «بازآفرينى مهارت هاى گفت وگو» طرح گسترده و چند بعدى باشد. از خانم صدر عاملى كه تحصيلاتش را در رشته تعليم و تربيت در آلمان به پايان رسانده درباره علت هاى پيشنهادش سؤال مى كنم.
او مى گويد: «تحقيقات ميدانى و مطالعات گوناگون پيرامون مشكلات اجتماعى نشان مى دهد كه ايران امروز، بيشتر از گذشته به تفاهم بهتر و بيشتر در تمامى بخش هاى جامعه نياز دارد و گسترش تفاهم مؤثر از طريق گفت وگو - به معناى درست و موردنظر - بهتر و سريعتر حاصل مى آيد. به همين دليل در جمع همكارانمان به اين نتيجه رسيديم كه بايد همه نيروهاى معنوى و مادى خود را براى فراهم كردن زمينه گفت وگو در جامعه و نهادينه كردن فرهنگ گفت وگو شناسايى و يكپارچه كنيم و تلاش علمى و عملى براى تحقق اين هدف را در اولويت كارى مؤسسه قرار دهيم».
از پيشنهاد دهنده طرح درباره ريشه هاى اين معضل فرهنگى اجتماعى سؤال مى كنم او مى گويد: تحولات شگفت صنعتى و روش زندگى تكنولوژيك، سنت ها و ارزشهاى انسان امروز را دگرگون ساخته است. توانايى افراد جامعه در برقرارى ارتباط مؤثر با يكديگر و فهم و درك متقابل كاهش يافته و بدين سبب مشكلات بسيارى در حوزه هاى مختلف جامعه بشرى پديد آمده است. ضعف و كاهش تفاهم ، مشكلات جوامع بشرى را روز به روز افزايش مى دهد.
از او مى پرسم وضعيت اجدادمان چگونه بوده و چاره چيست؟
او توضيح مفصلى مى دهد كه چكيده آن را برايتان نقل مى كنم. در ادوار گذشته به دليل برخوردارى از زندگى ساده و چارچوب هاى مشترك اجتماعى، انجام گفت وگو آسان بود. ولى امروزه به دليل شكل گيرى پيچيدگيها و لايه هاى متعدد در روابط اجتماعى ، دستيابى به تفاهم به راحتى حاصل نمى آيد. از سوى ديگر تحولات فرهنگى نشان مى دهد كه اگر مردم يك اجتماع با يكديگر همفكرى كنند و در تصميم گيريهايى كه بر زندگى آنها تأثيرگذار است ، مشاركت داشته باشند، نتايج مفيدترى را به دست مى آورند، اما به دليل انتظارات گوناگونى كه مردم از همديگر دارند، بايد شرايطى را فراهم آورد تا بتوانند با هم گفت وگو كنند.»
از خانم صدر درباره ارتباط پديده گفت وگو با مؤسسه امام صدر سؤال مى كنم و نو بودن توجه به بازآفرينى مهارتهاى گفت وگو را يادآورى مى كنم.
او درباره اخلاق و شيوه برخورد امام موسى صدر با ديگران اندكى توضيح مى دهد و تأكيد مى كند كه يكى از برجسته ترين ويژگى هاى امام موسى صدر و يكى از عوامل بزرگ موفقيت ايشان در جامعه چند دينى لبنان، اعتقاد قلبى و التزام عملى وى به «اصل گفت وگو» بوده است. به همين دليل هم جامعه لبنان اعم از مسيحى و مسلمان، ايشان را به عنوان معمار و منادى گفت وگو ميان اديان و تعايش و همزيستى ميان پيروان اديان و طوايف لبنانى مى شناسند. گفت وگوى مؤثر به مدد مهارتهايى مانند درست شنيدن و درست گفتن ، اولين گام براى رسيدن به تفاهم و درك متقابل است. درك متقابل در هرسطح و قشرى كه باشد به توسعه ارتباط مؤثر و طبيعتاً كاهش اختلاف نظرها و تنش ها و مآلاً به تقويت مبانى توسعه فكرى و اجتماعى منجر مى شود. يكى از مهمترين عوامل استقلال و يكپارچگى و شايد ضرورت همه جانبه توجه به پديده گفت وگو، در ايران به تازگى رخ نموده باشد، اما امام موسى صدر با شناخت درست جامعه و تاريخ ساختار سياسى لبنان، در دهه هاى ۳۰ و ۴۰ آن را اجرا كرد.
بنابراين اصل حياتى و گريزناپذير گفت وگو اتفاقاً پيوند و ارتباط بسيار اساسى و بنيادين با مؤسسه ما دارد. ما وظيفه و رسالت خود مى دانيم كه تجربيات موفق و مؤثر لبنان و امام موسى صدر را از حيث مبانى و تئورى و هم از لحاظ عملى در اختيار جامعه امروز ايران بگذاريم.
خانم صدر عاملى در پاسخ به سؤالى ديگر مى گويد:«آقاى دكتر سيدمحمدخاتمى نيز با پيشنهاد طرح گفت وگوى تمدنها در برابر نظريه جنگ بين تمدنها، توجه جهانيان و جامعه ايران را به امر گفت وگو و لزوم پرداختن به آن جلب نموده است و دنيا را متوجه اهميت و لزوم تقويت مبانى تئورى و عملى گفت وگو كرده است با توجه به اين واقعيات است كه مؤسسه امام موسى درصدد تهيه طرحى براى بازآفرينى مهارتهاى گفت وگو برآمده است. طرحى كه بتواند در يك حركت حساب شده، منسجم، آهسته و پيوسته، مهارتهاى ذاتى انسانها را در قلمرو گفتن و شنيدن شكوفا كند و استعداد بالقوه آدمى را به فعل تبديل نمايدو به تدريج فرهنگ گفت وگو را نهادينه كند. البته اين امر به كمك همه سازمانهاى دولتى و غيردولتى نياز دارد و در اين پيوند بايد از سازمان فرهنگى و هنرى شهردارى و آقاى دكتر محمدخانى كه به سرعت ضرورت اجراى طرح را درك كردند و ما را همراهى كردند تشكر صميمانه بنمايم.»
ساعت ۹‎/۰۰ نخستين جلسه كارگاه آغاز مى شود و من در ذهنم تصويرى از مطالبى كه با دست اندركاران طرح گفت وگو پينگ پنك كرده بوديم ترسيم مى كنيم.
نزديكى ظهر ، كارگاه براى نهار و نماز يك ساعت ونيم تعطيل مى شود و فرصتى مى يابم تا شركت كنندگان را از نزديك ارزيابى كنم و با آنان گپ بزنم. استاد دانشگاه، رئيس مركز مشاوره، دبير، دانشجو،  كارمند ، مهندس، ... به سراغ اولين دوستانم مى روم و درباره محتواى دوره از خانم صدر عاملى سؤال مى كنم.
او مى گويد: «اين طرح برآيند تركيب تجربيات جهانى، مبانى علمى و كاربردى ، آموزه هاى اسلامى و ارزشهاى فرهنگى جامعه ماست. اين طرح حاصل دوازده ماه كار مطالعاتى و جمع آورى و بررسى آخرين تجربيات جهانى و همفكرى با كارشناسان و متخصصان ايرانى است و چهار ركن مرتبط با هم دارد. يكى از اركان مهم آن تشكيل «كارگاههاى آموزشى گفت وگو» در دو سطح و با دو زمينه و محتوا و مخاطب است.
زمينه اول تشكيل كارگاههاى آموزشى به منظور معرفى و آشنايى با امر مهم «گفت وگو» از زواياى گوناگون و پرورش موهبت الهى نهفته در انسان يعنى مهارت گفتن و شنيدن است. شركت كنندگان در اين كارگاه با مفاهيم و مبانى علمى از يك سو و استعدادهاى ذاتى خود از سوى ديگر آشنا مى شوند و از طريق تمرين هاى مكرر شنيدن درست و گفتن درست، اخلاق گفت وگو را، ملكه وجودى خود مى كنند يا در رفتار خود نهادينه مى سازند.
زمينه دوم تشكيل كارگاههاى آموزشى گفت وگو براى پرورش «راهنمايان گفت وگو» است. راهنمايان گفت وگو پس از گذراندن اين كارگاهها دانش، مهارت و توانايى لازم را براى اداره كارگاههاى مشابه كسب مى كنند.
راهنمايان گفت وگو در طراحى خوشه اى كه مؤسسه تدوين مى نمايد به برگزارى كارگاهها و گسترش و پرورش مهارت هاى گفت وگو در سطح جامعه مى پردازند و بدين طريق آهسته آهسته حركت ايجاد و توسعه فرهنگ گفت وگو شكل و سرعت مى گيرد.»
مى پرسم: چرا پرورش مهارت هاى گفت وگو در «كارگاههاى تجربه گفت وگو» صورت مى گيرد؟
يكى ازمجريان مى گويد: «گفت وگو و ارتباط واقعى بين انسانها نياز به جو و فضاى مناسب براى اين امر دارد. عناصر سازنده چنين جو و فضايى، رعايت كردن ارزشهايى است كه امروزه روز غريب مانده و ميزان آگاهى افراد نسبت به آنها كم شده است. مشكل آن است كه چگونه مى توان اين ارزشها را تجربه كرد؟ اين ارزشها در اوضاع كنونى جامعه فقط در حد حرف مانده اند و زمينه عينى و آثار و نتايج قابل لمس خود را ازدست داده اند.
براى مثال در مقام بيان، از آزادى سخن مى گوييم ولى درعمل استبداد زده رفتارمى كنيم؛ از صداقت و صراحت سخن مى گوييم ولى درعمل همرنگ جماعت شده و مى كوشيم كار خود را با ريا و دورويى پيش ببريم.
درچنين اوضاعى است كه تمامى وظيفه گفتار به كردار منتقل مى شود؛ زيرا كه اصولاً درهروضعيت بحرانى كه ميل به استقرار مبانى تازه وجودداشته باشد، سهم و اثر كردار، بيش ازگفتار مى گردد.
از اين جهت است كه كارگاه به صورت كلاسهاى درسى معمولى برگزارنمى شود، بلكه زمينه آن به گونه اى طراحى و فراهم شده بود كه افراد شركت كننده دراين كارگاه چهارروزه، در فضاى مناسب سعى درتجربه كردن گفت وگوى واقعى نموده و به تمرين آن بپردازند.
مواد آموزشى اين تجربه از يك طرف برخاسته از آموزه هاى دينى و فرهنگى جامعه ايران است و ازطرف ديگر، برگرفته از يافته ها و تجربه هاى علمى و جهانى است كه ازطرف دو كارشناس مشهور و صاحب نظر آلمانى، ارائه مى شود.
منبع ديگر آموزش كارگاه، بيان تجربياتى است كه هركدام از شركت كنندگان متناسب با شرايط اجتماعى خود در زندگى دارند و آنها را بيان مى نمايند. دراين كارگاه هم چنين بنا برآن گذاشته شده است كه افراد از يكديگر بياموزند. يك نوع تعامل دوطرفه و پرهيز از شيوه معلم وشاگردى جارى است.»
امروز نخستين روز از اولين دوره است كه با حضور دو كارشناس آلمانى در زمينه بازآفرينى مهارت هاى گفت وگو، پروفسورها خانم مارتينا و آقاى يوهانس هارتكه ماير... درجمع ما ايرانى ها برگزارمى شود. اين مربيان ازسوى تيم پروژه گفت وگو در شهر اوسنابروك معرفى شده اند. كارگاه به زبان آلمانى برگزار و توسط دو تن از كارشناسان مؤسسه امام موسى صدر به طور همزمان ترجمه مى شود.
كنجكاو مى شوم و از تخصص شركت كنندگان دراين كارگاه سؤال مى كنم.
يكى از اعضاى طرح مى گويد: شخصيت و تجارب افراد شركت كننده در كارگاه كه همگى ضرورت گفت وگو و تفاهم را درجامعه لمس كرده و درپى يافتن راه حل مناسب بوده اند، بر غناى اين كارگاه و موفقيت و تكميل چگونگى اجراى برنامه هاى آينده آن مى افزايد و چشم انداز روشن و اميدبخشى را براى ادامه راه ترسيم مى نمايد.
ارزيابى همه ما از اين دوره مثبت بوده است. لذا بناداريم در آينده اى نه چندان دور، كارگاههاى مقدماتى براى آشنايى با گفت وگو را، با همراهى شركت كنندگان همين كارگاه - راهنمايان گفت وگو - برگزاركنيم.
همه شركت كنندگان و نيز دو پروفسور آلمانى از مديريت اجرايى و برگزارى دوره ابرازرضايت مى كنند چرا كه نظم و انتظام برنامه ها نمود كرده است. از مديريت اجرايى دوره سؤال مى كنم. مهندس شاه حسينى را معرفى مى كنند. درميان افراد به دنبالش مى گردم تا از فرايند كار سؤال كنم. ظاهراً رضايت افراد به او آرامش خاطرداده و براى دو سه ساعتى موزه را ترك كرده است.
از ابعاد ديگر طرح سؤال مى كنم. درمى يابم كه كار سترگى است و خيلى حساب شده و دقيق تدوين شده. اين طرح پس از تأسيس و راه اندازى كارگاه گفت وگو با راه اندازى سه ركن ديگر با عناوين پايگاه گفت وگو، ايستگاه گفت وگو، باشگاه گفت وگو و... تكميل مى گردد.
همه اين عرصه ها نيازمند امكانات مالى است. مؤسسه امام صدر امكانات معنوى را فراهم آورده و با حمايت صادقانه كارشناسان وصاحبنظران مختلف در رشته هاى گوناگون، طرح جامع «بازآفرينى مهارت هاى گفت وگو» را بسيار علمى و دقيق و كاربردى تدوين كرده است. اما قطعاً از اين مرحله به بعد هيچ گامى نمى تواند بردارد، مگر آنكه شانس بياورد و قطره اى از اقيانوس كمك هاى دولتى در ساغر خود بريزد.
درآخرين ساعاتى كه گزارش خود را به اتمام مى رسانم خبر ملاقات دست اندركاران و مربيان و شركت كنندگان كارگاه با دكتر سيدمحمدخاتمى به دستم رسيده. قضاوت آقاى خاتمى به عنوان يك متفكر مصلح و نيز مبدع طرح گفت وگو تمدن ها، مرا نسبت به قضاوتم از يك سو و نسبت به اهميت و حساسيت و ضرورت اقدام مؤسسه امام موسى صدر مطمئن كرد.
خاتمى پس از شنيدن گزارش كارگاه گفت وگو و سؤال جواب بسيار گفته است: «خيلى خوشحام كه مى بينم دراين عرصه يك كار عميق علمى و متديك انجام مى گيرد. براى من هم كه علاقه مند به مسأله گفت وگوى تمدن ها هستم جالب است و از آن استقبال مى كنم.»
«اگر بخواهيم نسبت بين كار شما و گفت وگوى تمدن ها را به چيزى تشبيه كنيم، بايد نسبت ميان منطق و فلسفه درحوزه تفكر را مثال بزنم.»
«شما درباره تكنيك گفت  وگو صحبت مى كنيد اما اينكه گفت وگو كجا ممكن است و راجع به چه موضوعى مى توان گفت وگو كرد، مربوط به حوزه گفت وگوى تمدن ها است. منطق روش فكر كردن را مى آموزد و فلسفه خود فكر است كه طبق روش بايد انجام شود.»
خاتمى در تأييد اهميت مسأله احترام متقابل و پذيرش ديگرى افزود:
«بينش و منطقى كه هيچ چيز را نمى پذيرد، خود را محور همه چيز مى داند. ديگرى را نفى مى كند و براى سلطه خود هيچ منطقى جز زور قبول نمى كند، اگر اين منطق را عوض كنيم جهان تغيير خواهد كرد و جهان ديگرى خواهد شد، خشونت نيز از بين خواهد رفت.» و مى خواهم به مصداق آقاى خاتمى اضافه كنم وقتى صبح از خواب بيدار مى شوم و با همسرم يا فرزندم صحبت مى كنم و بعد در تاكسى و سپس در محيط اداره و شركت و يا در ارتباط با بالاترى ها و رده هاى پايين تر، در مسجد و كلاس و سخنرانى، در جمع مهمانى و بحث دانشجوى، در مسافرت و هم صحبتى با همسفران، در يك خريد وفروش ساده، همه و همه يعنى لحظه به لحظه زندگى اجتماعى همه مان گفت وگو مانند رودخانه اى جارى است؛ مى تواند گل آلود و مبهم و تلخ جريان يابد و مى تواند زلال و شيرين همه را سيراب كند. هر تماس و ارتباط من يك گفت وگو است.
آقاى خاتمى در پايان اين ديدار گفت: اميدوارم كه بتوانم از تجربه شما و روشهايى كه در اين كارگاهها به كار مى گيريد براى گفت وگوى تمدنها بهره بگيرم.
راستى يادم رفت. ارزيابى برخى شركت كنندگان را پس از پايان دوره پرسيدم.
خانم داعى پور مى گويد: نكات جديدى آموختم، هيچ وقت چنين فرصتى نداشتم تا با اين دقت تفاوت بين گفت وگو و بحث را دريابم.
خانم محمد حسين ابراز مى دارد: در ابتدا فكر مى كردم چند ساعتى بيشتر نمى توان كارگاه را تحمل كنم ولى هر چه گذشت جو كارگاه و همبستگى ايجاد شده بين افراد گروه مرا به ادامه حضور در كارگاه مشتاق تر كرد.
آقاى فرخيان از شركت در اين كارگاه ابراز رضايت مى كند و تمايل خود را براى پژوهش و تحقيق درباره گفت وگو و فلسفه آن بيان مى دارد.
آقاى طباطبايى، يكى ديگر از شركت كنندگان مى گويد: حالا ديگر ترجيح مى دهم بيشتر گوش كنم و بر شنيدن تمركز كنم.
از آقاى محمودى مى خواهم تا مهارتهايى را كه در تمرين ها فراگرفته و كاربرد موفقيت آميز آنها را لمس و باور كرده، برايم فهرست وار بگويد تا درباره آن تأمل كنم.
آقاى محمودى مى گويد: براى يك گفت وگوى موفق و مؤثر عوامل و لوازم مختلفى نياز است. بايد مهارت هايى را براثر تمرين و تأمل و تكرار كسب كنيم:
۱- قرار گرفتن در موضع يادگيرنده
۲- احترام كامل به طرف مقابل
۳- آمادگى دريافت و بازبودن ذهن
۴- از دل سخن گفتن
۵ -  شنيدن درست و كامل
۶- طمأنينه، پرهيز از شتاب
۷- به تعليق درآوردن فرضيات و ارزيابى ها
۸ - حمايت خلاق
۹- جويندگى
۱۰- نظاره گر را نظاره كردن
بياييد با هم به اين مهارت ها بيانديشيم.
شما هم اگر دوست داشتيد از اين طرح بيشتر بدانيد و يا ارتباط داشته باشيد. از آدرس پست الكترونيك زير استفاده كنيد.
mng@dialogueproject.ir


|   شناسنامه   |   آرشيو   |