پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۴ -
Thu, Oct 6, 2005
فرهنگ و هنر
۳۲۷۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گوناگون
مهرگان
ماجرا
درباره بتهوون و سمفونى نه، به بهانه اجراى اركستر سمفونيك
مدير امور آسيب هاى اجتماعى شهردارى تهران:
پنجشنبه بازار كتاب
معاون غذا و داروى وزارت بهداشت:
نگاهى به مراسم ويژه ششمين سال تأسيس خانه موسيقى
درباره بتهوون و سمفونى نه، به بهانه اجراى اركستر سمفونيك
نغمه اى در عالم خاموشى
طاها پيشوا
اركستر سمفونيك تهران در هفته گذشته و در آخرين برنامه كنسرتى خود سمفونى شماره ۹ اثر لودويگ ون بتهوون را اجرا كرد. علاوه بر اين، قطعه كوتاهى نيز از عليرضا مشايخى، تحت عنوان «گسترش ۵» (نيما) اجرا شد. اين بار رهبرى اركستر سمفونيك تهران را رهبر مشهور ايرانى يعنى «على رهبرى» برعهده گرفته بود. على رهبرى كه از او در جوامع بين المللى موسيقى، با نام «الكساندر رهبرى» ياد مى شود در سال ۱۳۲۷ در تهران متولد شد و از كودكى در رشته موسيقى به فعاليت پرداخت و پس از اتمام دوره هنرستان به اتريش سفر كرد و در آكادمى موسيقى وين به تحصيل پرداخت و سپس در كسوت رهبر اركستر و آهنگساز به فعاليت پرداخت. او بين سالهاى ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ موفق به كسب چند مدال از سوى كميته حقوق بشر و نيز مسابقات رهبرى اركستر درفرانسه و سوئيس گشت و سال بعد فرصتى يافت تا اركستر فيلارمونيك برلين را رهبرى كند. گفته مى شود كه وى از سوى رهبر سرشناس اتريشى يعنى هربرت فون كارايان مورد حمايت قرار گرفت وسپس طى چند دهه با اركسترهاى معتبرى همچون اركستر سمفونيك نورنبرگ، فيلارمونيك BRT (بلژيك)، فيلارمونيك چك، فيلارمونيك زاگرب، فيلارمونيك مالاگا (اسپانيا) و بالاخره اركستر سمفونيك تهران در سمت هاى گوناگون همكارى داشته است.
على رهبرى در كار ضبط آثار موسيقى كلاسيك نيز بسيار پركار بوده و نزديك به يكصدوپنجاه CD از اجراهاى او به بازارهاى جهانى راه پيدا كرده است كه نزديك به چهل CD از اين مجموعه به اجراى آثار اپرايى اختصاص دارد.
آثار مهم تصنيف شده توسط رهبرى عبارتند از سمفونى براى سياهان آفريقا، خون ايرانى، قدرت فلامنكو، نوحه خوان، بيروت ۱۳۶۲ و آثار بى شمار ديگر.
چندى پيش على رهبرى پس از چند دهه دورى از وطن، به رهبرى اركستر سمفونيك تهران پرداخت و آثارى از چايكوفسكى و دورژاك را اجرا كرد و اين بار و در اين هفته به اجراى اثر بزرگى همچون سمفونى شماره ۹ بتهوون پرداخت.
به نظر مى رسد با حضور على رهبرى، تحول چشمگيرى در روندكارى اركستر سمفونيك تهران رخ داده و برنامه كارى آن نظم و ترتيب خاص و بى سابقه اى به خود گرفته است.
بتهوون و سمفونى شماره ۹
لودويگ ون بتهوون در سال ۱۷۷۰ در آلمان چشم به جهان گشود. هيچ يك از آهنگسازان موسيقى كلاسيك به اندازه بتهوون براى مردم عادى شناخته شده نيستند. با اين حال بتهوون نزد متخصصان موسيقى نيز جايگاه ويژه اى يافته است. بتهوون نخستين دروس موسيقى را زير نظر پدرش فراگرفت وبعدها به مكتب موتسارت وهايدن راه يافت و آثار بى شمارى تصنيف كرد كه در بيشتر آنها رگه هايى از شخصيت منحصر به فرد بتهوون ديده مى شود. او در فرم سمفونى توانست تحولى ژرف به پاكند تا جايى كه در هر يك از سمفونى هايش عرصه اى نو در نگرش به اين فرم موسيقايى، گشايش يافته است. علاوه بر اين، بتهوون آثار بى شمار ديگرى در فرم هاى مختلف از جمله سونات، تريو، كوارتت، كوئينتت، سكستت، كنسرتو، اپرا، اورتور، اوراتوريو، مس، ليد و غيره خلق كرده است. درمورد سمفونى نهم بتهوون اولين نكته حايز اهميت اين است كه براى نخستين بار در تاريخ موسيقى، صداى انسان در فرم سمفونى به كار رفته است، چرا كه فرم سمفونى به طور كلى فرمى است سازى و نه كوازى و تمامى آثار سمفونيكى كه پيش از انتشار اين قطعه تصنيف گشته بودند، تنها از صداى سازى بهره  گرفته بودند. ليكن بتهوون در اينجا به يكباره تصميم گرفت تا شعرى از شاعر آلمانى زبان، شيللر را در قسمت پايانى سمفونى نهم خود بگنجاند. نكته ديگرى كه در رابطه با سمفونى نهم مى توان ذكر كرد اين است كه بتهوون در طول ساختن اين اثر به طور كامل ناشنوا بود. در اين باره توضيح اينكه اولين نشانه هاى ناشنوايى در او از سن حدود ۲۷ سالگى ظاهر شد و پس از گذشت زمان ناشنوايى اش شكل حادترى به خود گرفت تا جايى كه به كرى كامل منجر شد.
نتيجه اينكه بتهوون، خالق سمفونى نهم، هيچگاه نتوانست حتى يك نت از اين شاهكار بى همتا را بشنود، تراژدى اى كه هچگاه از اين قطعه برجسته، جدايى پذير نمى نمايد. در آن هنگام، تنگ دستى بتهوون و نيز كشمكش هايى كه بر سر سرپرستى برادرزاده اش بدانها مواجه بود همگى دست به دست هم داده بودند تا سمفونى نهم در بحرانى ترين مقاطع زندگى آهنگساز پا به عرصه هستى بگذارد. به هر حال سمفونى نهم به اعتبار موومان آخرش كه همان منظومه شادى شيللر است، اثرى خوانده مى شود كه انسانها را به آزادگى، شادى و برادرى فرامى خواند. در اصل عنوانى كه به كنسرت هفته جارى اركستر سمفونيك تهران داده شده همان شعرى است كه تمام ايرانيان آن را از بر هستند:
بنى آدم اعضاى يكديگرند
كه در آفرينش زيك گوهرند
چو عضوى به دردآورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
جملات زير نيز در بروشور اين كنسرت به چشم مى خورد:
«بتهوون از دنيايى كه در عالم خاموشى ساخته بود هر چند يك بار براى مردمى كه مى شنيدند، تحفه اى مى آورد. البته تحفه گرانبهايى بود، گرانبهاترين تحفه اى كه براى ابنا بشر به يادگار مانده است. سمفونى نهم در آن روزهاى سخت تصنيف شد و شگفت آن است كه در بيان شادى و براى تسكين اندود دردمندان به وجود آمد. واقعاً اين علو روحى از كسى كه تيره روزترين مردم عصر خود بود عجيب به نظر مى رسيد، معهذا بتهوون مانند پيامبرى مردم را به پاكبازى و صميميت دعوت مى كند تا غمهاى خود را فراموش كنند و برادروار همديگر را دوست بدارند.»
البته جملات فوق كه در بروشور كنسرت آمده از متن كتاب تفسير موسيقى، نوشته سعدى حسنى گرفته شده كه جا داشت مسؤولين تنظيم بروشور به اين نكته توجه بيشترى كرده و آن را اعلام مى داشتند.
طبق برنامه اعلام شده از سوى ارگانهاى مربوطه، كنسرت هفته جارى اولين بخش از مجموع حدوداً كنسرتى است كه قرار است توسط اركستر سمفونيك تهران و به رهبرى على رهبرى اجرا شود. قرار است در كنسرتهاى آينده قطعاتى از موتسارت، چايكوفسكى، وردى، دورژاك، الگار، پوچينى، ارف و ديگر آهنگسازان اجرا شود كه اين خود طيف وسيعى را كه قرار است بدان پرداخته شود نشان مى دهد.
در اينجا جا دارد كه از اجراى اعضاى گروه كر تالار وحدت نيز كه على رغم برخوردارى از حداقل امكانات و مواجهه با بى برنامگى هاى هميشگى، اين اثر جدى را اجرا كردند نيز ياد كرد. باشد كه با برنامه ريزى هايى كه على رهبرى از روى آگاهى، جهت سر و سامان بخشى به گروه كر تالار وحدت مى كند ما بيش از پيش شاهد هنرنمايى ايشان باشيم و براى ايشان نيز از شرايط مساعدترى نسبت به گذشته جهت فعاليت دراين حوزه برخوردار گردند.
مدير امور آسيب هاى اجتماعى شهردارى تهران:
بهزيستى كارتن خواب هاى اسلامشهر را تحويل نگرفت
گروه اجتماعى - مدير امور آسيب هاى اجتماعى شهردارى تهران با اشاره به اينكه در حال حاضر ۲۵۰ كارتن خواب در مركز موقت اسلامشهر حضور دارند، تصريح كرد: ۲۰۷ نفر از اين كارتن خواب ها بايد تحويل سازمان بهزيستى شوند، ولى اين سازمان اعلام مى كند قادر به سرويس دهى به اين مددجويان نيست.
به گزارش روابط عمومى شهردارى تهران، محمدرضا فردين با بيان اين مطلب افزود: بر اساس طرح اوليه هر يك از كارتن خواب هاى جمع آورى شده پس از ۲۰ تا ۲۵ روز اقامت موقت در اين مركز بايد به مراكز مرتبط و مسؤول ساماندهى اين افراد تحويل داده شوند، زيرا مركز اسلامشهر از ظرفيت محدودى برخوردار است.
به گفته وى سازمان بهزيستى برخلاف توافقات اوليه از پذيرش مددجويان پس از موعد مقرر سر باز زد و اعلام كرد توانايى ساماندهى اين افراد را در مراكز خود ندارد. در نتيجه پس از مدت زمان كوتاهى به علت ازدياد جمعيت كارتن خواب ها و عدم انتقال آنها به مراكز نيمه دائم و دائم توسط سازمان بهزيستى، مركز اسلامشهر قفل شد و ديگر قادر به سرويس دهى و جمع آورى كارتن خواب هاى جديد نيست.
مدير امور آسيب هاى اجتماعى شهردارى تهران در ادامه افزود: با توجه به پر شدن ظرفيت مركز موقت اسلامشهر، اگر سازمان بهزيستى اقدام به انتقال مددجويان خود از اين مركز به مراكز تحت پوشش خود نكند، به طور قطع در پاييز و زمستان امسال با مشكل جدى مواجه شده و قادر به ساماندهى كارتن خواب ها نخواهيم بود. در حالى كه اگر اين ۲۰۷ نفر باقيمانده در مركز اسلامشهر به مراكز دائم منتقل شوند، مى توانيم ۲۰۰ نفر ديگر را مجدد تحت پوشش قرار دهيم.
وى در خاتمه اظهار داشت: شهردارى و شوراى شهر در صدد است تا هرچه سريعتر اين مشكل را برطرف كند.
روى دكه مطبوعات
*  بازيگرى

شماره سوم ماهنامه سينمايى بازيگرى ويژه مهرماه منتشر شد.
در اين شماره گزارش بزرگداشت على نصيريان، گفت وگو با السا فيروز آذر بازيگر فيلم زن زيادى و اخبار توليد سينماى ايران را مى خوانيد. همچنين قسمت اول از سرى گفت وگو هاى بازيگرى با رضا كيانيان، معرفى فيلم هاى روز و بازيگران آن ها، گفت وگو با كريستوفرلى از ديگر مطالب اين شماره بازيگرى است.

*  ادبيات و فلسفه

نود و سومين شماره ماهنامه تخصصى اطلاع رسانى و نقد و بررسى كتاب ويژه تيرماه به روى دكه مطبوعات آمد.
فوكو و تاريخ جنون نوشتارى از محمد ضيمران، حسين معصومى همدانى، بررسى رمان حياط خلوت نوشته فرهاد حسن زاده، آرمان و انگاره هاى اقليمى در داستان نويسى جنوب (دكتر قهرمان شيرى) روابط ايران و عرب و تأثير آن در ادبيات فارسى و عربى (امير مؤمنى هزاره) در امتداد اين خيابان آشنا‎/ نگاهى به شناخت نامه اكبر رادى از فتح الله بى نياز و... را در اين شماره مى خوانيم.

*  سينما و ادبيات

فصلنامه پاييز سينما و ادبيات با نيم ويژه نامه آلن رنه و مطالبى تحت عناوين نگاهى به زندگى و آثار آلن رنه، آلن رنه تصوير گر انديشه پست مدرن، فيلم شناسى آلن رنه و... منتشر شد. همچنين در شماره ششم اين فصلنامه همچنين در فصل سينماى ايران مطالبى از اميد مهرگان با عنوان (عليه سينماى ناب) و حسين سقاخانه «خيلى دور، خيلى نزديك» و سينماى «رضا مير كريمى» ديده مى شود.
همچنين دو شعر از پل الوار با ترجمه احمدشاملو ديگر مطلب هاى سينما و ادبيات است.

*  كتاب ماه هنر

شماره هشتاد و يك و هشتاد و دو كتاب ماه هنر خرداد و تير ويژه هزار و يك شب به چاپ رسيد.
متلمس شاعر، ثعالبى اديب و عطا ملك جوينى در شبى از هزار و يك شب نوشته (دكتر رضا انزابى نژاد)، هزارو يك شب اى. ليتمن ترجمه (دكتر محمدجواد مهدوى) جادوى كلام و مكر روايتى (محسن مهين دوست)، نگاهى به بن مايه  «حسن بصرى» و باكره هاى پرى زاد (زهره محمديان مغاير) هزار و يك شب و ادبيات شفاهى (محمد جعفرى) از جمله مطالب اين شماره، كتاب ماه هنر است.
پنجشنبه بازار كتاب
پائيز و آغاز جشنواره هاى ادبى
230793.jpg
گروه فرهنگ و هنر - ساير محمدى: در آخرين روزهاى هفته گذشته هيأت داورى جايزه مهرگان ادب (پكا) در يك نشست مطبوعاتى اسامى ۱۰ نويسنده در حوزه داستان كوتاه و پنج نويسنده در حوزه رمان را به عنوان راه يافتگان به مرحله نهايى جايزه كتاب سال اعلام كردند و در يك ارزيابى كلى از منظر آسيب شناسى مهم ترين مشكل اين آثار را عدم ويرايش زبانى دانستند. نكته تأمل برانگيز در ميان اسامى اعلام شده اين است كه همه نويسندگان - غير از دو، سه تن - به تازگى وارد عرصه قلم شده اند و اولين آثارشان را منتشر كرده اند كه اين گونه مورد توجه قرار گرفته اند.
نسل جديد به دليل تجاربى كه در جريان انقلاب و جنگ و بحرانهاى سياسى دو، سه دهه اخير كسب كرده، حرفهاى زيادى براى گفتن دارد. مى گويند تجارب و آموخته هاى انسان تنها در جريان يك انقلاب، مساوى با تجارب چند نسل در يكصد سال است.
به همين خاطر نويسندگان اين نسل با كمبود موضوع و مضمون مواجه نمى شوند. اگر متن آثارشان اشكال ويرايشى دارد، قطعاً با تجربه اندوزى در نوشتن حل خواهد شد، اما غيبت نويسندگان باسابقه و مشهور در ليست جايزه پكا از منظر آسيب شناسى قابل بحث و تبيين است. از حاشيه كه بگذريم، هفته گذشته هم چون هفته هاى پيشين با كمبود كتابهاى ادبيات داستانى و نقد در عرصه نشر كشور مواجه بوده ايم. ناگزير آنچه منتشر شده اند، در حوزه هايى غير از ادبيات است. پس به مرور اين آثار مى پردازيم.
* شعر
«صد تايى عشق» اثرى از پابلو نرودا شاعر شيليايى است كه با ترجمه ساسان تبسمى از سوى نشر آبى چاپ و منتشر شده است. اين شعرها را كه نرودا براى معشوق و همسر آينده اش ماتيلده سروده بود، از شهرت فراوانى برخوردار است و در ايران نيز توسط مترجمان مختلفى با عناوين گوناگونى چون صد غزل عاشقانه ترجمه و منتشر شده است. تبسمى در ترجمه اين اشعار بسيار موفق نشان داد و در به كارگيرى زبان شاعرانه كم نياورد. «كتاب هرگز» مجموعه شعرى از شهروز رشيد شاعر مقيم آلمان است كه از شش دفتر فراهم آمده، شهروز رشيد در اين شعرهاى سپيد بيشتر دغدغه مسائل اجتماعى، اساطيرى و فرهنگ بومى دارد. ضمن اين كه شعرها از ساختار و زبان پخته و حساب شده اى برخوردارند. ناشر اين كتاب انتشارات دات است.
«شعر زنان افغانستان» به اهتمام مسعود ميرشاهى از سوى نشر شهاب با همكارى نشر افكار چاپ و منتشر شده است. اين كتاب در دو بخش تدوين شده. بخش نخست اشعار زنان پارسى گوى را تشكيل مى دهد و در بخش دوم نمونه هايى از لندى هاى زنانه آمده است.
* داستان، رمان
«رقص باد و آب» رمان تازه اى از شهره وكيلى است كه نشر علم منتشر كرده است. وكيلى اين رمان را به بزرگ بانوى هنر و ادبيات سيمين دانشور تقديم كرده است. رمان قبلى اين نويسنده با ستايش دانشور روبرو شد و به لحاظ ساختار و شخصيت پردازى از انسجام خاصى برخوردار بود. همچنان كه در اين رمان توانايى هاى وكيلى در فضاسازى و ديالوگ نويسى و زبان داستان برجسته است. «برج عاج» رمانى از ناصر ميرداماد است كه نشر راشا چاپ و منتشر كرده است. نويسنده اين رمان پيش از اين نيز آثارى چون «اراده و سرنوشت» و «تضاد در لطافت» و «سرافرازى و سرگردانى» را نوشته و منتشر كرده بود. ضمن اين كه برج عاج يعنى رمان حاضر به زبان انگليسى نيز در سال جارى ترجمه و منتشر شده است.
«تاكسى نوشت ها» مجموعه ۲۳ داستان كوتاه ناصر غياثى است كه از سوى انتشارات كاروان چاپ و منتشر شده است. تاكسى نوشتها يكى از آثار داستانى ادبيات مهاجرت است و نويسنده اش مدت بيست و اندى سال مى شود كه مقيم آلمان است و به عنوان نويسنده و مترجم در آن زندگى و كار مى كند.
انتشارات كاروان «سياهى چسبناك شب» مجموعه داستانهاى كوتاه محمود حسينى زاد را هم چاپ و منتشر كرده است. حسينى زاد در داستانهاى اين مجموعه برشى از زندگى انسانهاى سرگشته امروز را تصوير مى كند كه هر يك از ما يا تجربه كرده ايم و يا شاهدش بوده ايم. زندگى زن و مردى كه يكديگر را دوست دارند، اما هيچ گاه ابراز نكرده اند. انسانى كتك خورده، زندگى رخوتناك مردى پا به سن گذاشته، زندگى يك كتابفروش جوان و خوش برخورد و... از جمله مضامين آثار اين نويسنده اند.
«فرزندان ايرانيم» به قلم داوود اميريان از مجموعه كتابهاى طلايى با همكارى دفتر ادبيات و دفتر مقاومت واحد كودك و نوجوان حوزه هنرى، توسط انتشارات سوره مهر به چاپ دوم رسيد. اين كتاب در چاپ اول رتبه نخست بخش خاطره در پنجمين دوره جشنواره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس، ديپلم افتخار نهمين دوره جشنواره كتاب كودك و نوجوان كانون پرورش فكرى... و رتبه اول بخش تأليف و داستان دومين جشنواره مهر را از آن خود ساخته بود. فرزندان ايرانيم از آثار طنز اميريان محسوب مى شود. چاپ هفتم «ناگفته هاى جنگ» خاطرات سپهبد شهيد على صياد شيرازى با تدوين احمد دهقان از سوى انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنرى چاپ و منتشر شده است. اين خاطرات در بيست و شش بخش تدوين شده كه از بيست و دو نوار در روزهاى پايانى جنگ ضبط شده، پياده شد. سعيد فخرزاده در آن ايام با شهيد صياد شيرازى گفت و گوهاى مفصلى انجام داده بود كه سرانجام پس از تدوين احمد دهقان در قالب كتابى منتشر شد كه با اقبال علاقه مندان روبرو شد. از سرى كتابهاى «قصه فرماندهان، تكه اى از آسمان» بر اساس زندگى شهيد محمد بروجردى به قلم حسين فتاحى مكتوب شده كه انتشارات سوره مهر با همكارى نشر شاهد چاپ هفتم آن را در قطع پالتويى منتشر كرده است.
* دين، سياست و هنر
«كتاب كوچك على عليه السلام» به اهتمام محمود نامنى شامل روايتهاى كوتاهى از صبورى، رأفت اخلاق و كلمات قصار آن حضرت توسط انتشارات نامن در قطع خشتى با جلد گالينگور چاپ و منتشر شده است. «حكمت متعاليه» عنوان كتابى به قلم دكتر سيد جعفر سجادى است كه از سوى انتشارات طهورى چاپ و منتشر شده است. دكتر سجادى در اين كتاب كوشيده برخى از مهم ترين آثار و آرا و نظرات صدرالدين شيرازى (ملاصدرا) را بازگويى كند. نويسنده هدف از اين كار را، باز نمودن مآخذ او و تأثيرات بزرگى است كه از انديشه ها و دريافتهاى متفكران پيش از خود پذيرفته و دستگاهى تأليفى از نظامهاى فكرى مشايى و اشراقى و عرفانى و كلام پديد آورده است. علاقه مندان به شناخت فلسفه وجوديه ملاصدرا از مطالعه اين كتاب بى نياز نيستند.
«روشنفكران مذهبى و عقل مدرن» عنوان كتابى به قلم تقى رحمانى است كه انتشارات قلم چاپ و منتشر كرده است. نويسنده در اين كتاب جريان روشنفكرى در ايران را با نگاهى انتقادى مورد بررسى قرار مى دهد. شناخت مدرنيته و عصر روشنفكرى به عنوان يك پارادايم، بررسى گرايش روشنفكرى مذهبى و دينى با عقل مدرن مذهبى و دكتر سروش به عنوان روشنفكر دينى از جمله مباحث اين كتاب است. نقد ديدگاه سيد جواد طباطبايى بر آراى شريعتى از ديگر مطالب مورد توجه نويسنده است. انتشارات قلم كتاب ديگرى با عنوان «جراحى با تبر» را منتشر كرده كه شامل نوشته ها و سخنرانى هاى سيد مصطفى تاج زاده، عضو فعال جبهه اصلاحات و از مشاوران و نزديكان سيد محمد خاتمى رئيس جمهور پيشين ايران است. اين مجموعه به نوعى نشان دهنده تحولات داخلى و خارجى سالهاى پايانى حاكميت اصلاح طلبان در دولت و مجلس و در عين حال انعكاسى از تب و تاب روزهايى است كه اين جريان گام به گام از صحنه قدرت حذف شده است. «لطفاً گوسفند نباشيد» كتابى در زمينه خودشناسى و روانشناسى عمومى به قلم محمود نامنى است كه از سوى انتشارات نامن چاپ و منتشر شده و در مدتى كوتاه به چاپ دوم رسيده است. نويسنده در اين كتاب با قلمى ساده و روان به مباحثى چون عقل چيست؟ خودآگاهى، مديريت احساس، لبخند درمانى، چگونه دعا كنيم، خود ارزيابى و... مى پردازد. «اطلاعات عمومى سخن» عنوان كتابى در قطع جيبى با تأليف و ترجمه سعيد درودى است كه از سوى انتشارات سخن چاپ و منتشر شده است. اين كتاب كه به چاپ هشتم رسيده، در چاپ حاضر با ويرايش جديد كمال اجتماعى جندقى به بازار آمد.
معاون غذا و داروى وزارت بهداشت:
داروهاى بدون سابقه مصرف در كشور سازنده
اجازه ورود ندارند
گروه اجتماعى - معاون غذا و داروى وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى با اعلام اين كه اين وزارتخانه اجازه ورود داروهايى كه سابقه مصرف در كشور سازنده را ندارند صادر نمى كند، گفت:  يكى از شرايط واردات دارو به كشور، ارائه گواهى مصرف آزاد آن دارو در كشور سازنده است.
دكتر رسول ديناروند در گفت وگو و با ايسنا، با بيان اين كه وظيفه اصلى حوزه معاونت غذا و دارو در زمينه دارو سياست گذارى و فراهم كردن داروهاى مورد نياز مردم است، اظهار كرد: اين داروها بايد از كيفيت لازم برخوردار باشند و در تمامى نقاط كشور و در دسترس تمامى اقشار جامعه قرار گيرند.
وى با اشاره به گران بودن داروهاى بيماران خاص خاطرنشان كرد: بسيارى از داروهاى بيماران صعب العلاج وارداتى است و براى اين كه بتوانيم آن را همواره در دسترس بيماران قرار دهيم نيازمند حمايت سازمان هاى بيمه گر و وجود يارانه هاى دارويى هستيم.
معاون غذا و داروى وزارت بهداشت با اشاره به بودجه محدود وزارت بهداشت افزود: ما بايد اين بودجه محدود را در بخش هايى كه اثربخشى بيشتر و سهم آن بودجه براى افزايش سلامت مردم و ارتقاى كيفيت زندگى مردم بيشترست صرف كنيم.
وى ادامه داد: در اينكه با پيشرفت علوم و فنون داروهاى جديدى عرضه مى شوند كه نسبت به داروهاى قبلى اثربخشى بيشترى دارند شكى نيست ولى بايد توان كشور را همواره مدنظر قرار داد.
ديناروند با بيان اين كه مصرف سرانه دارو در كشور بالاست، گفت: متأسفانه مصرف سرانه برخى از داروها در كشور ما از پيشرفته ترين كشورها نيز بيشتر است؛ به عنوان مثال ممكن است تعداد بيماران كشور ما نسبت به كشورهاى پيشرفته كمتر باشد اما هزينه دارويى اين بيماران در ايران سه برابر آن كشور است.
معاون غذا و داروى وزارت بهداشت تصريح كرد: در وزارت بهداشت شورايى مركب از صاحبنظران پزشكى و داروسازى وجود دارند كه در اين شورا تصميم گيرى مى شود چه دارويى وارد كشور شود و اينكه پزشكى فكر كند كه چه دارويى براى بيمارش مؤثرتر است و آن دارو را براى بيمارش تجويز كند و دولت مجبور است كه آن را فراهم كند چنين چيزى وجود ندارد.
معاون غذا و داروى وزارت بهداشت اظهار كرد: اگر دو داروى مشابه با يك اثر گذارى موجود باشد قطعاً دارويى كه ارزانتر باشد وارد كشور مى شود.
ديناروند در پايان خاطرنشان كرد:  برخى از داروهاى بيماران سرطانى گران است، تلاش مى كنيم در چارچوب امكانات و بودجه به آنان نيز كمك نماييم ، البته توليد داروهاى ضدسرطان مطابق با استانداردهاى جهانى در سال آينده از اقداماتى است كه در صورت تحقق كمك بزرگى براى اجرايى سياستهاى وزارت بهداشت خواهد داشت.
نگاهى به مراسم ويژه ششمين سال تأسيس خانه موسيقى
تا باد چنين مباد!
230814.jpg
اول: پرسش هاى عمومى:
[خانه موسيقى كجاست؟ خانه موسيقى چه كارى انجام مى دهد؟ چگونه جايى است؟ اعضاى آن چه كسانى هستند؟ آيا اين امكان دولتى است يا خصوصى؟ فعاليتهاى آن چه مواردى را شامل مى شود؟]
پاسخ هاى عمومى:
[خانه موسيقى معلوم نيست چگونه جايى است. انگار عده اى موسيقيدان جمع شده اند تا كارى بكنند. اين خانه دولتى است و كارى از پيش نمى برد. خانه موسيقى بخشى از مركز موسيقى است كه ادعاى غيردولتى بودن دارد. در خانه موسيقى هيچ خبرى نيست و هيچ اتفاقى نمى افتد.]
پرسش هاى دسته اول را معمولاً افراد عادى جامعه و علاقه مندان موسيقى مى پرسند و پاسخ هاى دسته دوم را طيف غالب موسيقيدانان پاسخ مى دهند. جالب آنكه اغلب آنان نيز عضو اين نهاد به ظاهر مستقل و غيردولتى هستند! به هر روى خانه موسيقى اكنون وارد هفتمين سال فعاليت خود مى شود. تشكلى كه على رغم شش هزار عضوى كه مسؤولين آن ادعا مى كنند، هنوز نتوانسته است اعتماد طيف غالب موسيقيدانان را به خود جلب كند. اين درست كه اغلب موسيقيدانان با گرايش هاى گوناگون عضو كميته هاى ۸ گانه اين نهاد هستند، اما اعتماد و حسن توجه موسيقيدانان به خانه هنوز يك آرزو است.
دوم: خانه موسيقى طى ۶ سال فعاليت با پرسش هايى دست به گريبان است كه شايد پاسخى براى آنها هيچگاه نيابد. در بيانيه ها و اعلاميه ها از گزارش عملكرد و فراز و نشيب سخن مى رود، اما واقعيت آن است كه اين خانه هنوز نتوانسته جايگاه شايسته و بايسته خود را بيابد. بيمه هنرمندان و تكريم و مسائلى اينچنين، مواردى نيست كه به عنوان موضوعات بنيادين و اساسى در ساختار موسيقى كشور به شمار رود. بيمه هنرمندان حق هر هنرمند موسيقى نيز هست و با اين حال جالب است بدانيد موسيقى در اين زمينه از همه عقب تر بوده و هست. ضمن آنكه موسيقيدانان با عنوان «نويسنده» بيمه مى شوند!
با اين حال موضوع ما تأثير خانه موسيقى با ادعاى نهاد مستقل مدنى در سياستگذارى هاى كلان موسيقى و موضع خانه در قبال جريانها و اتفاقهاى مهم موسيقى كشور است. آنچه مسلم است خانه طى ۶ سال معمولاً خنثى عمل كرده و موضع مشخصى نداشته است.
سوم: هيأت مديره خانه موسيقى كه اغلب اعضاى آن طى دوره هاى مختلف تقريباً ثابت هستند، موسيقيدانان شناخته شده و مشهورى اند كه اغلب آنها در سازمانها و شوراهاى ديگر دولتى عضويت داشته و دارند. اين مسأله خود سبب نقض غرض شده است.
از سويى اعضاى هيأت مديره عضو مثلاً شوراى سياستگذارى موسيقى وزارت ارشاد يا شوراى نظارت و ارزشيابى براى مجوز آثار هستند و يا در شوراى موسيقى صداوسيما عضو فعال به شمار مى روند، از سوى ديگر با داعيه استقلال مى خواهند سياست گذارى هاى غلط يا كجروى هاى يك اركان سياستگذار موسيقى را به بوته نقد كشانده و راهكار ارائه دهند! درواقع هيأت مديره نمى تواند با عضويت در تشكلى كه ادعاى استقلال دارد عليه عضويت در نهاد يا مركزى كه دولتى است بيانيه صادر كند. بى راه نيست كه مسؤولين خانه باشد كه تاكنون به صورت ارگانى خنثى تنها به ذكر كليات و گزارش كارهاى عمومى و سعى در نشان ندادن خط مشى و ديدگاه مشغول بوده اند!
چهارم: مهرماه هر سال خانه موسيقى جشن ساليانه تأسيس خود را برگزار مى كند. در اين جشن، به دلايل متعدد از جمله محدوديت جا و مكان چندان خوش نيايد. هر ساله يك گروه از موسيقى نواحى، يك گروه موسيقى ايرانى و اجرايى از موسيقى كلاسيك غرب، مجموعه جشن را پوشش مى دهد تا ادعاى انواع موسيقى (غير از موسيقى پاپ) درست به نظر آيد. از نقد و تحليل برنامه هاى اجرايى صرفنظر مى كنيم كه مجال پرداختن به آنها نيست.
اما موضوع مهمتر، سياستگذارى و اجراى اين جشن سالانه است. آيا جشن خانه موسيقى تنها به قصد گردهمايى هنرمندان و اجراى عده اى محدود از اعضا حضور مى يابند. ضمن آنكه غيرموسيقيدانان وابسته به مراكز كه خواهان شنيدن موسيقى مجانى و حضور در مراسم به قصد تفريح هستند، نيمى از جمعيت حاضر در سالن را تشكيل مى دهند. تالار وحدت با گنجايش حدود ۸۰۰ نفر، مجبور است در چنين مراسم ويژه اى تنها شاهد حضور حدود ۴۰۰ نفر از مجموع شش هزارعضو خانه موسيقى باشد.
از سوى ديگر برنامه هاى تكرارى، غيرضرورى و بيانيه ها و سخنرانى هايى كه مسائل كلى و غيراساسى را مطرح مى كنند به همراه مثلاً يك تكريم و بزرگداشت، جشن ساليانه را سرهم مى كند.
پرسش اساسى اين است كه آيا رسالت خانه موسيقى، موسيقيدان و روزجهانى موسيقى تنها به اجراى چنين برنامه اى خلاصه مى شود؟ يا مى شد به اين روز ابعاد عمومى تر و گسترده ترى داد؟
پنجم: در برنامه امسال، علاوه بر تأسيس خانه موسيقى، روزجهانى موسيقى و گراميداشت معلم ثانى ابونصر فارابى نيز عنوان شده است.
روزجهانى موسيقى، ۹مهرماه درهمه جهان تعريف و تثبيت شده و دركشور ما هنوز بر سر نامگذارى، تثبيت و عنوان آن در تقويم رسمى جنگ و جدل است. مسأله اى كه در بيانيه خانه نيز به آن اشاره شده است. اما طرح گراميداشت فارابى هنوز گنگ و مبهم است.
اگر گراميداشت فارابى بود، پس چرا مقاله و سخنرانى ويژه، در برنامه گنجانده نشد. تنها در بروشور مطلبى به قلم هومان اسعدى درج شده بود و خانم مجرى نيز با طرح مسأله و قرائت يادداشتى مى خواست توضيح دهد كه چرا فارابى معلم ثانى است! همين و بس.
به نظرمى رسد حضور فارابى در جشن ساليانه براى آن است تا اجراى جشن را رسميت بخشيده و موارد اعتراض به ساحت خانه و جشن را پاسخگو باشد.
به هرحال موسيقى و روزجهانى آن هنوز با اما و اگر روبه رو است و برخى روزنامه ها، نظير سال قبل ممكن است به جشن خانه حمله ور شوند. فارابى گزينه خوبى براى حرمت خانه و جشن تشريفاتى است. حتى اگر ذكر اسم باشد و ديگر هيچ!
ششم: در ششمين سال تأسيس خانه موسيقى، مراسم ويژه روز شنبه، ۹ مهرماه ساعت ۱۹ در تالار وحدت برگزارشد.
دراين مراسم ابتدا يك گروه تركمنى به سرپرستى دكترمجيد تكه به اجراى برنامه پرداختند. قرائت بيانيه، اجراى گروه جوان به سرپرستى محمدعلى كيانى نژاد، قطعه اى براى ويولنسل و قطعه جشن از عليرضا مشايخى و اجراى گروه ارغنون به خوانندگى حسام الدين سراج و سرپرستى رامين كاكاوند ديگر بخش هاى اين مراسم ويژه بودند. مراسم نه تب و تابى داشت و نه شور و حالى. مراسمى يكنواخت، تكرارى و هميشگى.
اما شايد مهمترين و جذاب ترين بخش، حضور عليرضا مشايخى روى سن و سخنانى بود كه بر زبان راند.
اين سخنان چنان شور و احساساتى در تماشاگران برانگيخت كه دقايق چندى همه را دركمال احترام وادار به تحسين و تشويق كرد. جالب ترين بخش سخنان اين آهنگساز، اعتراض او به روزنامه ها و خبرنگاران موسيقى بود. اين اعتراض شايد سخن همه موسيقيدانانى بود كه طى سالهاى اخير با خبرنگارانى مواجه بوده اند كه بدون كمترين دانش موسيقى - به خود اجازه داده اند تا به نقد موسيقى و موسيقيدان بپردازند - روزنامه نگاران و خبرنگاران موسيقى، اغلب نه موسيقيدان اند، نه در حوزه اى از موسيقى فعال و نه حتى شنونده جدى موسيقى هستند.
با اين حال آنان در صفحه هاى پرشماره روزنامه ها در مورد موسيقى مى نويسند.
همين طرح دانش و آگاهى موجب شده است تا بحث هاى حاشيه اى و به اصطلاح «خاله زنك» در موسيقى رشد يافته و حجم انبوهى ازمطالب نوشتارى موسيقى درمطبوعات را به خود اختصاص دهد.
تا باد چنين مباد!
البته شايد گناهى متوجه روزنامه نگاران نباشد كه آنان وظيفه خود را انجام مى دهند.
شايد اگر اهل موسيقى بيشتر دستى به قلم داشته و دراين حوزه نيز وارد مى شدند، جا براى تركتازى هاى غيرمسؤولانه و غيرتخصصى نمى بود و راه حاشيه پردازى و حاشيه نويسى درموسيقى تاحدودى مسدود مى شد.
جذاب ترين سخن مشايخى كه مذاق همگان را خوش آمد دعوت خبرنگار موسيقى يك روزنامه براى خروج از سالن و مثلاً كشيدن سيگار و نوشيدن چاى بود تا اركستر بتواند قطعه جشن مشايخى را بنوازد.
خبرنگارى كه در نوشتار خود اشاره كرده بود بهتر است مشايخى كتاب بنويسد و آهنگسازى نكند!
هفتم: بيانيه هرنهاد، ارگان و مركزى نشاندهنده سياست گذارى ها، تصميم گيرى ها و ديدگاه آن مركز است. در بيانيه مى توان خطوط اصلى و برنامه ها و اصول اجرايى هر مركز يا نهادى را به نظاره نشست. متأسفانه هرساله بيانيه هاى خانه موسيقى با مقدماتى طويل و مبهم، ضمن ذكر كليات و آب و تاب در تعريف و تمجيد موسيقى، هيچ مسير مشخصى را نشان نمى دهد. در بيانيه امسال نيز پس از مقدماتى كه مى خواهد نشان دهد موسيقى جايز است(!) ذكر روز جهانى موسيقى و تلاش براى گنجاندن روز ملى موسيقى را نيز آورده شده است و براى اهل موسيقى و جامعه موسيقى حتى جنبه اى حيثيتى دارد تا درتقويم هاى رسمى، ذكرى از روز ملى يا جهانى موسيقى بيايد و جايگاه ايشان را رسميت ببخشد!
بيانيه با ذكر كليات ديگرى در حرمت موسيقى و موسيقيدان پايان مى يابد. هنوز هم مى پرسيم خانه موسيقى كجاست؟ چگونه جايى است و چه فعاليت هايى دارد؟ نكته مهم آن است كه هنوز ندانسته ايم اين خانه نهادى صنفى است يا يك نهاد تخصصى. اين سردرگمى وجه اصلى بى عملى بنيادين درخانه موسيقى است.
محمد به منش


|   شناسنامه   |   آرشيو   |